هنرهای تجسمی را در نظر بگیرید. یک آبرنگ ژاپنی با قلم موی «عجولانه»، چهره‌ای بی‌اهمیت را به تصویر می‌کشد که در کنار یک آبشار متلاطم قوز کرده و در حال سقوط از کوهی عظیم است. در نقاشی های کاندینسکی و کلی، خطوط، اشکال و رنگ ها کودکانه، بازیگوش و سبک هستند. پرتره ای از رامبراند انعکاس دهنده و غم انگیز است. رنگ های پرتره ای از ماتیس و منظره ای از ون گوگ وحشی و سرکش هستند. نمونه ها، میله ها، چرخش ها، چکه ها و نوارهای رنگدانه در جکسون پولاک با هم برخورد می کنند . با آثار غیر فیگوراتیو، مانند نوارهای پهن رنگ‌های عمودی یا افقی توسط کلاین، چهره‌شناسی شاید تنها مبنایی برای پاسخ‌گویی باشد.
با این وجود، کاریکاتورها و کاریکاتورهای سیاسی، اغراق آمیز و تحریف شده، به رسمیت شناخته می شوند و با چهره شناسی اهمیت پیدا می کنند. با هنر اپتیکال یا هندسی (که دوشان آن را هنر شبکیه می‌نامد)، اشکال و الگوهای هندسی ثابت به نظر می‌رسد که نبض می‌زنند و می‌لرزند. عناوین، اندازه‌ها، قاب‌ها، محل قرارگیری و نورپردازی نقاشی‌ها از نظر فیزیوگنومیک نیز تلقین‌کننده هستند. حضور یا عدم حضور جمعیت در یک گالری و چیدمان اتاق ها که حرکت بینندگان را هدایت می کند نیز همین طور است.
در عکاسی، بسیاری از عکس‌ها برای یافتن یک عکس منحصر به فرد گرفته می‌شوند، عکسی که به چیزی فراتر از محتوای خاص آن اشاره می‌کند.
فیزیوگنومی عمل تعیین مزاج و شخصیت از ظاهر است. در فرآیند فیزیوگنومیک ، فرد ویژگی های فیزیکی افراد دیگر را مطالعه می کند. با داده های جمع آوری شده، فرد ویژگی های شخصیتی آن فرد را شناسایی می کند. عمل قیافه شناسی از زمان های قدیم وجود داشته است.
چهره خوانی یا فیزیوگنومی، هنر باستانی تجزیه و تحلیل شخصیت افراد بر اساس ویژگی های صورت است. هر ویژگی صورت - مانند چشمان باریک، بینی بزرگ، چانه بلند، ابروهای پرپشت و غیره - معنای روانی دارد.
فیزیوگنومی چارچوبی گسترده و یکپارچه است که در آن می توان هنر، هنرمندان، خلاقیت هنری، مکان های هنر، مخاطبان هنر و تجربه زیبایی شناختی را مطالعه کرد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_هـــــــنــــــر 🖼

#_چپ:
برهنه در حال پایین آمدن از پلکان
نقاش: مارسل دوشان
سال: ۱۹۱۲

#_راست:
مارسل دوشان در حال پایین آمدن از پلکان
عکاس: الیوت الیسوفون
سال: ۱۹۵۲

یک چرخش چهل ساله و تجلی خود هنرمند در بازآفرینی اثر هنری مناقشه‌برانگیزش. نقاشی‌ای که در ابتدا با انکار و تحقیر از آن استقبال شد و تنها گذر زمان قادر به آشکار ساختن میزان پیشرو بودن آن بود: اینکه چگونه او در چارچوب بسته و محدود تابلوی نقاشی، لحظۀ اکنون را همچون یک صفحه تا زده و از این طریق تداوم حرکت را در یک قاب به تصویر درآورده است.
عکس الیسوفون به نوعی تصدیق ارزش نقاشی و ستایشی است از دوشان، هنرمندی که گویی با این نقاشی به سینما و از درون تابلو به آینده گریز زد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity