🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_دلـــنـــوشـــتـــه_امــــروز❤️
پاسخ دندان شکن جاویدنام #کیانوش_سنجری به یک تروریست اصلاح طلب به نام عباس عبدی:
کاش این قاعده طلایی راست بود و شما مثل شاه می شدی و توسعه و پیشرفت ایران را می خواستی و انقلاب نمی کردی و از دیوار سفارتها بالا نمی رفتی و خارجی ها را به گروگان نمی گرفتی و باعث تحریم ۴۰ ساله ایران نمی شدی و ۴۰ سال زندگی انسان را تباه نمی کردی و ۵ میلیون ایرانی را راهی غربت
#فرهنگ_ایرانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_دلـــنـــوشـــتـــه_امــــروز❤️
پاسخ دندان شکن جاویدنام #کیانوش_سنجری به یک تروریست اصلاح طلب به نام عباس عبدی:
کاش این قاعده طلایی راست بود و شما مثل شاه می شدی و توسعه و پیشرفت ایران را می خواستی و انقلاب نمی کردی و از دیوار سفارتها بالا نمی رفتی و خارجی ها را به گروگان نمی گرفتی و باعث تحریم ۴۰ ساله ایران نمی شدی و ۴۰ سال زندگی انسان را تباه نمی کردی و ۵ میلیون ایرانی را راهی غربت
#فرهنگ_ایرانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــن_اهـــــورایــی_مـــــان
جشنهای ماهانه ایرانیمان
🔥 #جشن_آذرگان🔥
در نهمین روز از آذرماه که نام روز و ماه یکی میشود روز آذر در ماه آذر، #جشن_آذرگان برگزار میشود.
جشن آذرگان در سالنامه مزدیسنی(زرتشتی) سوم آذر ماه است.
✅فرخندگی و هم نامی روز و ماه بنام ایزد آذر و بزرگداشت جایگاه آن در اندیشه #ایرانیان:
آتش یكی از چهار آخشیج(:عنصر) پاک در نزد ایرانیان باستان و زرتشتیان است.
آذر نام ایزد نگاهبان آتش است. از اینرو، آذرگان نیز در شمار جشنهایی است كه آیینهای آن با بزرگداشت آتش كه یكی از فروزههای نیک اهورایی است، نزدیكی و همخوانی دارد.
آتش میان ایرانیان از دیرباز از سپنتینگی(:پاکی و ورجاوندی) ویژهای برخوردار بوده است و بنا به یک باور آنرا جانشین خورشید روی زمین میدانستند. به این دلیل است كه در اوستا سرودههایی درباره ستایش آتش و خورشید بهچشم میخورد.
✅جایگاه آذر در فرهنگ ایران:
آذر در اوستا «آتَر - آتَرش» و در پهلوی «آتُر - آتَخش» و در پارسی امروزه «آذر- آتش»است. آذر، ایزد نگاهبان آتش و فروزه اهورامزداست برای همین گاه او را در شمار امشاسپندان آوردهاند.
در فرهنگ ایران، آتش یکی از پدیدههای زاستار(:طبیعت) است که ستودنیست چون گرمای زندگی را در کالبد دیگر پدیدههای هستی جاری میسازد و با روشنایی خود که نشانی از آذر اهورایی است جان و دل یاران اهورامزدا را روشنایی میبخشد پس «سوی ستایش» اهورامزداست و آتش پرستاران در آتشکده از آن پرستاری میکنند. جشن آذرگان از جشنهای ویژه آتش در فرهنگ ایران است که در ستایش آذر اهورایی برگزار میشود.
در یسنا نیز بارها به آذر و آتش و اهمیت آن اشاره شدهاست كه چند نمونه از آن به این شرح است:
«ای آذر تویی خوشی بخش جهان مزدا آفریده، ما خواستاریم به وسیله تو با اندیشه پاک، گفتار راست و كردار درست و آیین نیک، مزدا اهورا را پرستش كنیم و به او نزدیک شویم.
(یسنا. هات۳۶ بند۳).
✅ایزد آذر در نوشتارهای کهن:
در بسیاری از نوشتههای کهن از آذر اهورایی یاد شده و جایگاه او ستوده شدهاست. برای نمونه در «یسنا، هات۶٢» از آذر اهورایی با فروزگانی چون «برازنده ستایش و نیایش»،«گشایش بخش»و«پناهبخش» یاد شدهاست و از او شادکامی، زندگی دراز، آسایش همگانی، کامروایی و روشنایی خواستار شدهاند. همینگونه در آتش نیایش در ستایش آذر اهورایی آمده است:
«درود بر تو ای آتش، ای برترین آفریده سزاوار ستایش اهورا مزدا. به تو ای آتش، ای پرتو اهورامزدا، خشنودی و ستایش آفریدگار و آفریدگانش برساد. افروخته باش در این خانه پیوسته افروخته باش در این خانه فروزان باش در این خانه تا دیر زمان افزاینده باش در این خانه به من ارزانی ده.
ای آتش ای پرتو اهورامزدا آسایش آسان پناه آسان آسایش فراوان فرزانگی، افزونی، شیوایی زبان و هوشیاری روان و پس از آن خرد بزرگ و نیک و بیزیان و پس از آن دلیری مردانه، استواری، هوشیاری و بیداری، فرزندان برومند و کاردان، کشورداری و انجمن آرا، بالنده، نیک کردار، آزادیبخش و جوانمرد، که خانه مرا و ده مرا و شهر مرا و کشور مرا آباد سازند و انجمن برادری کشورها و همبستگی جهانی را فروغ بخشند.»
✅آیینهای جشن آذرگان:
در فرهنگ جهانگیری، برهان قاطع، مروج الذهب مسعودی و المدخل فیصناعة احکام النجوم از کیا کوشیار ابنلبان شهری جیلی، این جشن را با نام «آذرخش» نوشتهاند.
ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» درباره جشن آذرگان نوشته است:
روز نهم آذر، جشنی است که به فراخور سازگاری و همآوایی دو نام #آذرجشن میگویند و در این روز به افروختن آتش نیازمند است و این روز جشن آتش است و بنام فرشتهای که به همه آتشها گمارده است نامیده شده است.
اشوزرتشت میگوید که در این روز در آتشکدهها نیایش کنند و در کارهای جهان رایزنی نمایند.
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــن_اهـــــورایــی_مـــــان
جشنهای ماهانه ایرانیمان
🔥 #جشن_آذرگان🔥
در نهمین روز از آذرماه که نام روز و ماه یکی میشود روز آذر در ماه آذر، #جشن_آذرگان برگزار میشود.
جشن آذرگان در سالنامه مزدیسنی(زرتشتی) سوم آذر ماه است.
✅فرخندگی و هم نامی روز و ماه بنام ایزد آذر و بزرگداشت جایگاه آن در اندیشه #ایرانیان:
آتش یكی از چهار آخشیج(:عنصر) پاک در نزد ایرانیان باستان و زرتشتیان است.
آذر نام ایزد نگاهبان آتش است. از اینرو، آذرگان نیز در شمار جشنهایی است كه آیینهای آن با بزرگداشت آتش كه یكی از فروزههای نیک اهورایی است، نزدیكی و همخوانی دارد.
آتش میان ایرانیان از دیرباز از سپنتینگی(:پاکی و ورجاوندی) ویژهای برخوردار بوده است و بنا به یک باور آنرا جانشین خورشید روی زمین میدانستند. به این دلیل است كه در اوستا سرودههایی درباره ستایش آتش و خورشید بهچشم میخورد.
✅جایگاه آذر در فرهنگ ایران:
آذر در اوستا «آتَر - آتَرش» و در پهلوی «آتُر - آتَخش» و در پارسی امروزه «آذر- آتش»است. آذر، ایزد نگاهبان آتش و فروزه اهورامزداست برای همین گاه او را در شمار امشاسپندان آوردهاند.
در فرهنگ ایران، آتش یکی از پدیدههای زاستار(:طبیعت) است که ستودنیست چون گرمای زندگی را در کالبد دیگر پدیدههای هستی جاری میسازد و با روشنایی خود که نشانی از آذر اهورایی است جان و دل یاران اهورامزدا را روشنایی میبخشد پس «سوی ستایش» اهورامزداست و آتش پرستاران در آتشکده از آن پرستاری میکنند. جشن آذرگان از جشنهای ویژه آتش در فرهنگ ایران است که در ستایش آذر اهورایی برگزار میشود.
در یسنا نیز بارها به آذر و آتش و اهمیت آن اشاره شدهاست كه چند نمونه از آن به این شرح است:
«ای آذر تویی خوشی بخش جهان مزدا آفریده، ما خواستاریم به وسیله تو با اندیشه پاک، گفتار راست و كردار درست و آیین نیک، مزدا اهورا را پرستش كنیم و به او نزدیک شویم.
(یسنا. هات۳۶ بند۳).
✅ایزد آذر در نوشتارهای کهن:
در بسیاری از نوشتههای کهن از آذر اهورایی یاد شده و جایگاه او ستوده شدهاست. برای نمونه در «یسنا، هات۶٢» از آذر اهورایی با فروزگانی چون «برازنده ستایش و نیایش»،«گشایش بخش»و«پناهبخش» یاد شدهاست و از او شادکامی، زندگی دراز، آسایش همگانی، کامروایی و روشنایی خواستار شدهاند. همینگونه در آتش نیایش در ستایش آذر اهورایی آمده است:
«درود بر تو ای آتش، ای برترین آفریده سزاوار ستایش اهورا مزدا. به تو ای آتش، ای پرتو اهورامزدا، خشنودی و ستایش آفریدگار و آفریدگانش برساد. افروخته باش در این خانه پیوسته افروخته باش در این خانه فروزان باش در این خانه تا دیر زمان افزاینده باش در این خانه به من ارزانی ده.
ای آتش ای پرتو اهورامزدا آسایش آسان پناه آسان آسایش فراوان فرزانگی، افزونی، شیوایی زبان و هوشیاری روان و پس از آن خرد بزرگ و نیک و بیزیان و پس از آن دلیری مردانه، استواری، هوشیاری و بیداری، فرزندان برومند و کاردان، کشورداری و انجمن آرا، بالنده، نیک کردار، آزادیبخش و جوانمرد، که خانه مرا و ده مرا و شهر مرا و کشور مرا آباد سازند و انجمن برادری کشورها و همبستگی جهانی را فروغ بخشند.»
✅آیینهای جشن آذرگان:
در فرهنگ جهانگیری، برهان قاطع، مروج الذهب مسعودی و المدخل فیصناعة احکام النجوم از کیا کوشیار ابنلبان شهری جیلی، این جشن را با نام «آذرخش» نوشتهاند.
ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» درباره جشن آذرگان نوشته است:
روز نهم آذر، جشنی است که به فراخور سازگاری و همآوایی دو نام #آذرجشن میگویند و در این روز به افروختن آتش نیازمند است و این روز جشن آتش است و بنام فرشتهای که به همه آتشها گمارده است نامیده شده است.
اشوزرتشت میگوید که در این روز در آتشکدهها نیایش کنند و در کارهای جهان رایزنی نمایند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_پالایش_زبان_پارسی
🔻فوتبال= Football، توپان، لِپـِگام(لِپـِه=توپِ بازی، گیلکی)
🔻فوتبالیست= توپانگـَر
🔻اوت= Out، بیرون
🔻بک= Back، پشتیبان
🔻بک چپ= Left back، پشتیبان چپ
🔻بک راست= Right back، پشتیبان راست
🔻فوروارد= Forward، پیشرو(در فوتبال)
🔻فوروارد چپ= Left forward، پیشروی چپ
🔻فوروارد راست= Right forward، پیشروی راست
🔻ـ Left wing forward، پیشروی دست چپ
🔻ـ Righty wing forward، پیشروی دست راست
🔻فوروارد میانی= Center forward، پیشروی میان
🔻پنالتی= Penalty، تاوان
🔻منطقه جریمه= Penalty area، تاوانگاه
🔻آفساید= Offside، اَویگَت(=تجاوز)
🔻فول= Foul، ماندَک(=خطا)
🔻هند= Hand، دست
🔻تیم= Team، دسته
🔻پاس= Pass، وادِه
🔻هد= Head، سر
🔻کاپیتان= Capitan، سردسته
🔻کرنر= Corner، گوشه
🔻ـ Half back= نگهبان
🔻ـ Left half back= نگهبان چپ
🔻ـ Right half back= نگهبان راست
🔻ـ Goal، هال
🔻ـ Goal keeper= هالبان
🔻ـ Goal area= هالگاه
🔻شعف= دلدادگی، شیفتگی، خرمی، خوشی، خوشدلی، خوشنودی، خوشهالی۱، شادمانی، شادکامی، شادی، سرشادی، دلتنگی
🔻شوق و شعف= شور و شادی
🔻مشعوف= شیفته، دلباخته، دِلرَفته، دیوانه، دوستدار، خوشهال، خوشدل، خرم، خندان، خوشوَخت۲، شاد، شادان، شادمان
🔻مشغوف= (=مشعوف)، دیوانه، شیفته
🔻مشعوفشدن= شیفتهشدن، دلباختهشدن، شادمانگشتن، خوشوَختشدن، شادشدن، خوشهالشدن
🔻مشعوفکردن= شادکردن، خوشوَختکردن، خوشهالکردن، شادمانکردن
🔻مشعوفبودن= شیفتهبودن، دلباختهبودن، دوستداربودن، خوشهالبودن، خوشدلبودن، خرمبودن، خندانبودن، خوشوَختبودن، شادبودن، شادانبودن
۱. خوشهال= خوشحال
۲. خوشوَخت= خوشوقت
✍️نمونه:
🔺ایرانیها با شوق و شعف وافر منتظر شروع سال جدید هستند=
ایرانیها با شور و شادی فراوان چشمبراه آغاز سال نو هستند
🔺از ملاقات شما خیلی مسرور و مشعوف گردیدم=
از دیدن شما بسیار شاد و خُرم شدم
🔻تَوأم= همراه، همزاد، همپا، با هم، جُنابِه
🔻تَوأمان= همزادان، جُنابِه، همراه با هم، با هم
🔻توأم با شک و تردید= گمانآمیغ، گمانآمیز
🔻تَوأمشدن= آمیختهشدن، یکیشدن، همراهشدن
🔻تَوأمکردن= آمیختهکردن، یکیکردن
🔻تَوائِم= همزادان، جُنابِگان
✍️نمونه:
🔺کار اصلاح و تربیت وقتی منجر به نتیجه خواهد شد که با اشتغال توأم باشد=
آموزش و پرورش هنگامی به بار مینشیند که با کارزایی همراه باشد
🔺تعداد طبیعی ضربان قلب در نوزادانِ توام، بین ۱۰۰bprm تا ۱۴۰bprm است=
شمار بهنجار تپش دل در نوزادانِ همزاد، میان 100bprm تا 140bprm است
🔺مقولات هویت و توسعه باید توامان مورد مطالعه قرار گیرد=
جُستارهای کیستی و پیشرفت باید همراه با هم بررسی شود
🔺توأمشدن علم و تجربهی هنرمند، به خلق آثار هنری معتبری منجر میشود=
آمیختهشدن دانش و کارآزمودگی هنرمند، به آفرینش کارهای ارزشمندی میانجامد
🔻مزایده= Aucation، بیشفروشی، بیشفروش، فزونفروش، فَرافزونی، هَماَفزایی، بهافزونی، اَرزاَفزایی
🔻مناقصه= Tender، کمخرید، ارزانخرید، ارزانخری، کاهشگری، کمبهایی، بهاشکنی، اَرزشِکنی، نرخآوری، کاهش نرخ
✍️نمونه:
🔺دولت هرچه میفروشد به مزایده است، هرچه میخرد به مناقصه=
اِستات هرچه میفروشد به فزونفروشی است، هرچه میخرد به ارزانخری
🔺در هر مزایده تلاش میشود تا جنس به حداکثر قیمتِ ممکن به فروش برسد=
در هر بیشفروشی، کوشش میشود تا کالا به بیشترین بهای شایا به فروش برسد
🔺در مناقصه، تمامی پیشنهادهای واصله ملاحظه شده و پایینترین قیمت قبول میگردد=
در اَرزشِکنی، همهی پیشنهادهای رسیده بررسی شده و پایینترین بها پذیرفته میشود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_پالایش_زبان_پارسی
🔻فوتبال= Football، توپان، لِپـِگام(لِپـِه=توپِ بازی، گیلکی)
🔻فوتبالیست= توپانگـَر
🔻اوت= Out، بیرون
🔻بک= Back، پشتیبان
🔻بک چپ= Left back، پشتیبان چپ
🔻بک راست= Right back، پشتیبان راست
🔻فوروارد= Forward، پیشرو(در فوتبال)
🔻فوروارد چپ= Left forward، پیشروی چپ
🔻فوروارد راست= Right forward، پیشروی راست
🔻ـ Left wing forward، پیشروی دست چپ
🔻ـ Righty wing forward، پیشروی دست راست
🔻فوروارد میانی= Center forward، پیشروی میان
🔻پنالتی= Penalty، تاوان
🔻منطقه جریمه= Penalty area، تاوانگاه
🔻آفساید= Offside، اَویگَت(=تجاوز)
🔻فول= Foul، ماندَک(=خطا)
🔻هند= Hand، دست
🔻تیم= Team، دسته
🔻پاس= Pass، وادِه
🔻هد= Head، سر
🔻کاپیتان= Capitan، سردسته
🔻کرنر= Corner، گوشه
🔻ـ Half back= نگهبان
🔻ـ Left half back= نگهبان چپ
🔻ـ Right half back= نگهبان راست
🔻ـ Goal، هال
🔻ـ Goal keeper= هالبان
🔻ـ Goal area= هالگاه
🔻شعف= دلدادگی، شیفتگی، خرمی، خوشی، خوشدلی، خوشنودی، خوشهالی۱، شادمانی، شادکامی، شادی، سرشادی، دلتنگی
🔻شوق و شعف= شور و شادی
🔻مشعوف= شیفته، دلباخته، دِلرَفته، دیوانه، دوستدار، خوشهال، خوشدل، خرم، خندان، خوشوَخت۲، شاد، شادان، شادمان
🔻مشغوف= (=مشعوف)، دیوانه، شیفته
🔻مشعوفشدن= شیفتهشدن، دلباختهشدن، شادمانگشتن، خوشوَختشدن، شادشدن، خوشهالشدن
🔻مشعوفکردن= شادکردن، خوشوَختکردن، خوشهالکردن، شادمانکردن
🔻مشعوفبودن= شیفتهبودن، دلباختهبودن، دوستداربودن، خوشهالبودن، خوشدلبودن، خرمبودن، خندانبودن، خوشوَختبودن، شادبودن، شادانبودن
۱. خوشهال= خوشحال
۲. خوشوَخت= خوشوقت
✍️نمونه:
🔺ایرانیها با شوق و شعف وافر منتظر شروع سال جدید هستند=
ایرانیها با شور و شادی فراوان چشمبراه آغاز سال نو هستند
🔺از ملاقات شما خیلی مسرور و مشعوف گردیدم=
از دیدن شما بسیار شاد و خُرم شدم
🔻تَوأم= همراه، همزاد، همپا، با هم، جُنابِه
🔻تَوأمان= همزادان، جُنابِه، همراه با هم، با هم
🔻توأم با شک و تردید= گمانآمیغ، گمانآمیز
🔻تَوأمشدن= آمیختهشدن، یکیشدن، همراهشدن
🔻تَوأمکردن= آمیختهکردن، یکیکردن
🔻تَوائِم= همزادان، جُنابِگان
✍️نمونه:
🔺کار اصلاح و تربیت وقتی منجر به نتیجه خواهد شد که با اشتغال توأم باشد=
آموزش و پرورش هنگامی به بار مینشیند که با کارزایی همراه باشد
🔺تعداد طبیعی ضربان قلب در نوزادانِ توام، بین ۱۰۰bprm تا ۱۴۰bprm است=
شمار بهنجار تپش دل در نوزادانِ همزاد، میان 100bprm تا 140bprm است
🔺مقولات هویت و توسعه باید توامان مورد مطالعه قرار گیرد=
جُستارهای کیستی و پیشرفت باید همراه با هم بررسی شود
🔺توأمشدن علم و تجربهی هنرمند، به خلق آثار هنری معتبری منجر میشود=
آمیختهشدن دانش و کارآزمودگی هنرمند، به آفرینش کارهای ارزشمندی میانجامد
🔻مزایده= Aucation، بیشفروشی، بیشفروش، فزونفروش، فَرافزونی، هَماَفزایی، بهافزونی، اَرزاَفزایی
🔻مناقصه= Tender، کمخرید، ارزانخرید، ارزانخری، کاهشگری، کمبهایی، بهاشکنی، اَرزشِکنی، نرخآوری، کاهش نرخ
✍️نمونه:
🔺دولت هرچه میفروشد به مزایده است، هرچه میخرد به مناقصه=
اِستات هرچه میفروشد به فزونفروشی است، هرچه میخرد به ارزانخری
🔺در هر مزایده تلاش میشود تا جنس به حداکثر قیمتِ ممکن به فروش برسد=
در هر بیشفروشی، کوشش میشود تا کالا به بیشترین بهای شایا به فروش برسد
🔺در مناقصه، تمامی پیشنهادهای واصله ملاحظه شده و پایینترین قیمت قبول میگردد=
در اَرزشِکنی، همهی پیشنهادهای رسیده بررسی شده و پایینترین بها پذیرفته میشود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🍉 نام #چله در سرتاسر #ایران کاربرد دارد و یلدا، بیشتر در متون ادبی دیده میشود: #چله_بزرگ و #چله_کوچک.
💚مردم ایران «چله بزرگ و کوچک» دارند، خوانچه زمستانی دارند، چارچار دارند و... دهها آیین و رسمهای هنباز و گاه، ویژه منطقه خود را دارند. بسیاری از این آیینها و نامها در #بنمایههای_تاریخی و ادبی یاد شده است و بسیاری را نیز تنها، در هازه(:جامعه) و از زبان بزرگترها میتوان شنید.
چله بزرگ👈 ۴۰ روز
چله کوچک👈 ۲۰ روز
چارچار👈 ۴ روز اول و آخر دو چله.
اَهمَن👈 ۱۰ روز
بهمن👈 ۱۰ روز
سیاه بهار👈 ۵ روز
سرما پیرزن👈 ۵ روز
❇️ میرزاعبداله مجتهدی تبریزی در خاطرات خود به سال ۱۳۲۴ میگوید:
«امروز اول چارچار است. چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک را چارچار میگویند و چنین نامبردار است که سردترین روزهای زمستان این هشت روز است».
❇️ در کلیات شیخ بهایی، سده ۱۰ آمد است: «از قضا آن هنگام، فصل زمستان بود و چله بزرگ آن روز هم، روز بسیار سردی بود»
❇️ در نسک(:کتاب) تسویه التعلیم آمده است:
یکم چله کوچک روزی است که ۴۰روز نه بیشتر از یکم جدی گذشته باشد و این چله را ۲۰روز دانند و از این جهت آنرا #کوچک گویند.
✅ #چله_زمستان در ادبیات #پارسی:
تا دلتان بخواهد در بنمایههای ادبی ایران، به شب #یلدا و ویژگیهای آن اشاره شده است. از بلندی این شب، از شدت سرمای این شب، از پیروزی روشنایی بر تاریکی و...
✅ آیا در ادبیات پارسی، به «چله» هم اشاره شده است؟
در بنمایههای ادبی ایران، به «چله» به عنوان یک دوره زمانی ۴۰روزه بارها اشاره شده است. اما آیا به «چله زمستان» یا همان شب چله نیز اشاره شده است؟
آری، برای نمونه #جامی، چامه سرای بزرگ سده ۹ میسراید:
ز شیخ چله نشین دور باش و چله وی
که هست چله اوی سردتر از چله دی
از چله کجا گرم شود صوفی خود بین
چون چله وی سردتر است از چله دی.
❇️ #هلالی_جغتایی شاعر سده ۹ خورشیدی میسراید:
باز چون موسم زمستان شد
آتش از خرمی گلستان شد
مهر زود از فلک به در میرفت
تا شود گرم زودتر میرفت
بلکه مهر جهانفروز نبود
همه شب بود و هیچ روز نبود
در چنین موسمی که چله دی
تیر باران نمود پی در پی.
❇️ #حکیم_نزاری شاعر سده ۷-۸ خورشیدی میسراید:
چله بود و زخم سرما ناگهان
تیره از ابر سیه روی جهان
برف و باد سرد بر ما زور کرد
جمله چشم راه بینان کور کرد.
برگرفته از تاربرگ: #ایرانزمین
✅جایگاه ویژه #انار در #ایرانزمین و #شاهنامه فردوسی:
«انار» درخت و میوهای ورجاوند و با ارزش در #شاهنامه است و #فردوسی بارها در سرودههای خود، به آن اشاره میکند.
#فردوسی در جایی « #ایران» را به باغی خرمبهار تشبیه کرده، و #انار را یکی از میوههای این باغ دانسته است:
که ایران چو باغیست خرم بهار
شکفته همیشه گل کامگار
پر از نرگس و #نار و سیب و بهی
چو پالیز گردد ز مردم تهی
سپرغم یکایک ز بن برکنند
همه شاخ #نار و بهی بشکنند
بفرمود تا «آب نار» آورند
همان ترهی جویبار آورند
سه من تافته بادهی سالخورده
به رنگ «گل نار» و با رنگ زرد
یکی مشک نام و دگر سیسنک
یکی نام #نار و دگر سوسنک
سوی راست پستان چو آن زنان
بسان یکی #نار بر پرنیان
کنون بر گل و نار و سیب و بهی
ز می🍷جام زرین ندارم تهی
به خانه درون بود با یک رهی
نهاده برش #نار و سیب و بهی
می🍷آورد و #نار و ترنج و بهی
زدوده یکی جام شاهنشهی
دو بودی به مثقال هر یک به سنگ
چو یک دانهی #نار بودی به رنگ
پری روی گفت سپهبد شنود
سر شعر گلنار بگشاد زود
خم اندر خم و مار بر مار بر
برآن غبغبش نار بر نار بر.
🍉 #شب_چله
در سرودههای بخشی از
چکامهسریان بزرگ ایرانزمین
❤️🤍💚
شب اورمزد آمد از ماه دی
ز گفتن بیاسای و بردار می🍷
✍️ #فردوسی_توسی
با بهار رخات تواند گفت
شب چله که روز نوروزم.
✍️ #انوری
روز رویش چون برانداخت نقاب از سر زلف
گویی از روز قیامت شب یلدا برخاست.
✍️ #سعدی_شیرازی
با زلف تو قصهایست ما را مشگل
همچون شب چله به درازی مشهور.
✍️ #عبید_زاکانی
چه عجب گر دل من روز ندید
زلف تو صد شب یلدا دارد.
✍️ #فیض_کاشانی
صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید جو بو که بر آید.
✍️ #حافظ_شیرازی
شب هجرانت ای دلبر شب یلداست پنداری
رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری.
✍️ #اوحدی_مراغهای
به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی
که از پیوند با عیسا چنان معروف شد یلدا.
✍️ #سنایی
هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک
کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود.
✍️ #خواجوی_کرمانی
شب یلداست هر تاری ز مویات٬ وین عجب کاری
که من روزی نمیبینم٬ خود این شبهای یلدا را.
✍️ #سلمان_ساوجی
نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست
شب فراق تو هر شب که هست یلداییست.
✍️ #سعدی_شیرازی
روزی دل گشت از زلف دراز او مرا
آنچه بر بیمار از طول شب یلدا گذشت.
✍️ #صائب_تبریزی
💚مردم ایران «چله بزرگ و کوچک» دارند، خوانچه زمستانی دارند، چارچار دارند و... دهها آیین و رسمهای هنباز و گاه، ویژه منطقه خود را دارند. بسیاری از این آیینها و نامها در #بنمایههای_تاریخی و ادبی یاد شده است و بسیاری را نیز تنها، در هازه(:جامعه) و از زبان بزرگترها میتوان شنید.
چله بزرگ👈 ۴۰ روز
چله کوچک👈 ۲۰ روز
چارچار👈 ۴ روز اول و آخر دو چله.
اَهمَن👈 ۱۰ روز
بهمن👈 ۱۰ روز
سیاه بهار👈 ۵ روز
سرما پیرزن👈 ۵ روز
❇️ میرزاعبداله مجتهدی تبریزی در خاطرات خود به سال ۱۳۲۴ میگوید:
«امروز اول چارچار است. چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک را چارچار میگویند و چنین نامبردار است که سردترین روزهای زمستان این هشت روز است».
❇️ در کلیات شیخ بهایی، سده ۱۰ آمد است: «از قضا آن هنگام، فصل زمستان بود و چله بزرگ آن روز هم، روز بسیار سردی بود»
❇️ در نسک(:کتاب) تسویه التعلیم آمده است:
یکم چله کوچک روزی است که ۴۰روز نه بیشتر از یکم جدی گذشته باشد و این چله را ۲۰روز دانند و از این جهت آنرا #کوچک گویند.
✅ #چله_زمستان در ادبیات #پارسی:
تا دلتان بخواهد در بنمایههای ادبی ایران، به شب #یلدا و ویژگیهای آن اشاره شده است. از بلندی این شب، از شدت سرمای این شب، از پیروزی روشنایی بر تاریکی و...
✅ آیا در ادبیات پارسی، به «چله» هم اشاره شده است؟
در بنمایههای ادبی ایران، به «چله» به عنوان یک دوره زمانی ۴۰روزه بارها اشاره شده است. اما آیا به «چله زمستان» یا همان شب چله نیز اشاره شده است؟
آری، برای نمونه #جامی، چامه سرای بزرگ سده ۹ میسراید:
ز شیخ چله نشین دور باش و چله وی
که هست چله اوی سردتر از چله دی
از چله کجا گرم شود صوفی خود بین
چون چله وی سردتر است از چله دی.
❇️ #هلالی_جغتایی شاعر سده ۹ خورشیدی میسراید:
باز چون موسم زمستان شد
آتش از خرمی گلستان شد
مهر زود از فلک به در میرفت
تا شود گرم زودتر میرفت
بلکه مهر جهانفروز نبود
همه شب بود و هیچ روز نبود
در چنین موسمی که چله دی
تیر باران نمود پی در پی.
❇️ #حکیم_نزاری شاعر سده ۷-۸ خورشیدی میسراید:
چله بود و زخم سرما ناگهان
تیره از ابر سیه روی جهان
برف و باد سرد بر ما زور کرد
جمله چشم راه بینان کور کرد.
برگرفته از تاربرگ: #ایرانزمین
✅جایگاه ویژه #انار در #ایرانزمین و #شاهنامه فردوسی:
«انار» درخت و میوهای ورجاوند و با ارزش در #شاهنامه است و #فردوسی بارها در سرودههای خود، به آن اشاره میکند.
#فردوسی در جایی « #ایران» را به باغی خرمبهار تشبیه کرده، و #انار را یکی از میوههای این باغ دانسته است:
که ایران چو باغیست خرم بهار
شکفته همیشه گل کامگار
پر از نرگس و #نار و سیب و بهی
چو پالیز گردد ز مردم تهی
سپرغم یکایک ز بن برکنند
همه شاخ #نار و بهی بشکنند
بفرمود تا «آب نار» آورند
همان ترهی جویبار آورند
سه من تافته بادهی سالخورده
به رنگ «گل نار» و با رنگ زرد
یکی مشک نام و دگر سیسنک
یکی نام #نار و دگر سوسنک
سوی راست پستان چو آن زنان
بسان یکی #نار بر پرنیان
کنون بر گل و نار و سیب و بهی
ز می🍷جام زرین ندارم تهی
به خانه درون بود با یک رهی
نهاده برش #نار و سیب و بهی
می🍷آورد و #نار و ترنج و بهی
زدوده یکی جام شاهنشهی
دو بودی به مثقال هر یک به سنگ
چو یک دانهی #نار بودی به رنگ
پری روی گفت سپهبد شنود
سر شعر گلنار بگشاد زود
خم اندر خم و مار بر مار بر
برآن غبغبش نار بر نار بر.
🍉 #شب_چله
در سرودههای بخشی از
چکامهسریان بزرگ ایرانزمین
❤️🤍💚
شب اورمزد آمد از ماه دی
ز گفتن بیاسای و بردار می🍷
✍️ #فردوسی_توسی
با بهار رخات تواند گفت
شب چله که روز نوروزم.
✍️ #انوری
روز رویش چون برانداخت نقاب از سر زلف
گویی از روز قیامت شب یلدا برخاست.
✍️ #سعدی_شیرازی
با زلف تو قصهایست ما را مشگل
همچون شب چله به درازی مشهور.
✍️ #عبید_زاکانی
چه عجب گر دل من روز ندید
زلف تو صد شب یلدا دارد.
✍️ #فیض_کاشانی
صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید جو بو که بر آید.
✍️ #حافظ_شیرازی
شب هجرانت ای دلبر شب یلداست پنداری
رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری.
✍️ #اوحدی_مراغهای
به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی
که از پیوند با عیسا چنان معروف شد یلدا.
✍️ #سنایی
هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک
کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود.
✍️ #خواجوی_کرمانی
شب یلداست هر تاری ز مویات٬ وین عجب کاری
که من روزی نمیبینم٬ خود این شبهای یلدا را.
✍️ #سلمان_ساوجی
نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست
شب فراق تو هر شب که هست یلداییست.
✍️ #سعدی_شیرازی
روزی دل گشت از زلف دراز او مرا
آنچه بر بیمار از طول شب یلدا گذشت.
✍️ #صائب_تبریزی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
هفدهم دیماه، سالروزبزرگ دلاور ایرانزمین #بابک_خرمدین🔥🕯🔥🌹🕯🌹
خرم در زبان پارسی هر چيزی است كه خوشی و شادی و لذت را برای آدمی فراهم آورد.
اينكه بهار و باغ و بوستان را خرم گویيم به اين دليل است كه مايهی شادی و نشاط است.
واژه دین از دَینه اوستایی میباشد که به معنی دیدن و دانستن و فهمیدن است. و البته به معنی وجدان آدمی است.
خرمدين، و بگونه امروزیاش دين خرم، به معنای دينی است كه در کنار انسان ساز بودنش مايهی شادی و خوشی مردمان شود.
تعريف دين به اين مفهوم در جایجای نسک گاتهای #اشوزرتشت آمده است.
نویسندهی كتاب البد و التاريخ درباره پيروان اشوزرتشت ميگويند:
هرچه انسان خرمی بيشتری بخواهد اندوه اهريمن بيشتر میشود و اهريمن بيشتر درصدد جنگيدن با انسان برمیآيد. و در تعريف باورهای خرمدينان مینويسد كه آنها هرچه باعث شادی و لذت باشد و طبيعت انسان به آن علاقه داشته باشد و زيانی به كسی نرساند را مباح و روا میدانند.
نهضت حق طلبانه خرم دینان را می توان نهضتی بزرگ در تاریخ ایران دانست. زیرا روحیه ملی و ضد بیگانه را در ایران زمین گسترش داد.
معنی واژه #بابک در واژه نامه پهلوی - اوستایی استاد #بهرام_فرهوشی از پاپک گرفته شده است که پدر عزیز و کوچک معنی میدهد. یکی از بزرگان سرزمین ایران از نیای ساسان نیز بوده است.
بابک از تبار ایرانی و محل زندگیاش آذرآبادگان ایرانزمین بود.
جنبشی كه بابک در ایران آغاز كرد و رسمن نام جنبش خرمدينان برخود داشت، يک ايدیولوژی مشخصی را مطرح میكرد كه هدفش براندازی نهایی سلطهی اعراب مسلمان در ایران و آزادی ایران و ایرانی و برقراری برابری و دادگری در ايرانزمین و تأمين خوشی و آرامش برای همگان و بازگشت به بزرگی و شکوه ایران باستان بود.
ابنحزم مینويسد كه ايرانيان از نظر وسعت ممالک و فزونی نيرو بر همهی ملتها برتری داشتند. به همین جهت لقب آزادگان را ممالک دیگر برای ایرانیان برگزیدند.
چون دولت ساسانی بر اثر نبردهای طولانی با امپراتوری روم و هجوم تازیان برافتاد و اعراب مسلمان بر ایران مسلط گرديد اين امر بر ملت ایران گران آمد و خود را با مصيبتی تحملنشدنی روبرو يافتند و برآن شدند كه با راههای مختلف به جنگ با اعراب برخيزند. از جمله رهبران آزادی بخش و ملی ایران میتوان: سنباد، مقنع، استادسيس، بابک، مازیار و ديگران را نام برد.
اینک بخوانیم سخنان #پاپک_خرمدین دلاور مرد بیباک ایرانزمین به هنگام کشته شدنش بدست خلیفه دد اهریمن مسلمین:
✅ ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت.
✅ من نبردی را آغاز کردهام که ادامه خواهد داشت.
✅ من آموزش ستیز و نبرد را به جوانان ایران آموختم.
✅ من درسی به جوانان ایران دادهام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد.
✅ من لرزهای بر پایههای حکومت اسلامی انداختهام که دیر یا زود آنرا سرنگون خواهد نمود.
✅ گمان مبر که با کشتن من فریاد آزادیخواهی و ایستادگی ایرانیان را خاموش خواهی کرد، نه هرگز.
✅ ایرانی پاکسرشت و آزاده هرگز در برابر دشمنان و ستمگران زانو نمیزند و چهره به خاک نمیساید.
#باب_خرمدین بزرگترین و برجستهترین پیکارجو و ستیزنده ایرانی در برابر تازیان متجاوز ستمگر مسلمان در ایرانزمین بود.
باری،
هفتم ژانویه برابر با هفدهم دیماه روز کشته و تکهتکه شدن #پاپک_خرمدین ایرانی بدست تازیان مسلمان متجاوز است.
هنگامی که معتصم عرب خلیفه مسلمین دست راست پاپک خرمدین ایرانی را برید پاپک با دست دیگرش خون خویش را بر چهرهاش مالید.
خلیفه تازی پرسید: چرا چنین کردی؟
پاپک خرمدین ایرانی پاسخ داد:
✅چون خون از تنم بیرون رود چهرهام به زردی گراید و آنگاه توی عرب گمان میکنی که من ایرانی ترسیدهام.
دلاوری، بیباکی جسارت، زیرکی، هوش و استعداد #پاپک_خرمدین بیتردید استثنایی و بیهمتا بود.
آری،
بابک این دلاور مرد ایرانی ۲۲سال با اعراب مسلمان وحشی جنگید و سرانجام با نیرنگ و دسیسه افشین خودفروخته گرفتار شد.
هنگامی که افشین خواست آذرآبادگان را به سوی سامرا عراق ترک کند از بابک پرسید که آیا خواستهای دارد یا نه؟
پاپک پاسخ داد:
میخواهم سرزمین و شهرم را ببینم.
افشین خائن در شب مهتابی بابک را با چند نگهبان به شهر بذ زادگاه پاپک فرستاد و اجازه داد که او به دور دیار خود بگردد.
مردان و زنان ایرانی که پاپک خرمدین را اسیر دیدند گریستند.
✅ بابک خرمدین عشق والا و بزرگی به سرزمینش ایران داشت.
بر روان و فروهر پاک پاپک خرمدین درود باد🌹🕯🌹
.
بنمایه،
نسک(:کتاب) منم بابک، نوشته زنده یاد دکتر ناصر انقطاع🕯🌹
.
🟩 و بخوانیم بخشی از سرودههای چکامهسرایان بزرگ برای بابک خرمدین:
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
هفدهم دیماه، سالروزبزرگ دلاور ایرانزمین #بابک_خرمدین🔥🕯🔥🌹🕯🌹
خرم در زبان پارسی هر چيزی است كه خوشی و شادی و لذت را برای آدمی فراهم آورد.
اينكه بهار و باغ و بوستان را خرم گویيم به اين دليل است كه مايهی شادی و نشاط است.
واژه دین از دَینه اوستایی میباشد که به معنی دیدن و دانستن و فهمیدن است. و البته به معنی وجدان آدمی است.
خرمدين، و بگونه امروزیاش دين خرم، به معنای دينی است كه در کنار انسان ساز بودنش مايهی شادی و خوشی مردمان شود.
تعريف دين به اين مفهوم در جایجای نسک گاتهای #اشوزرتشت آمده است.
نویسندهی كتاب البد و التاريخ درباره پيروان اشوزرتشت ميگويند:
هرچه انسان خرمی بيشتری بخواهد اندوه اهريمن بيشتر میشود و اهريمن بيشتر درصدد جنگيدن با انسان برمیآيد. و در تعريف باورهای خرمدينان مینويسد كه آنها هرچه باعث شادی و لذت باشد و طبيعت انسان به آن علاقه داشته باشد و زيانی به كسی نرساند را مباح و روا میدانند.
نهضت حق طلبانه خرم دینان را می توان نهضتی بزرگ در تاریخ ایران دانست. زیرا روحیه ملی و ضد بیگانه را در ایران زمین گسترش داد.
معنی واژه #بابک در واژه نامه پهلوی - اوستایی استاد #بهرام_فرهوشی از پاپک گرفته شده است که پدر عزیز و کوچک معنی میدهد. یکی از بزرگان سرزمین ایران از نیای ساسان نیز بوده است.
بابک از تبار ایرانی و محل زندگیاش آذرآبادگان ایرانزمین بود.
جنبشی كه بابک در ایران آغاز كرد و رسمن نام جنبش خرمدينان برخود داشت، يک ايدیولوژی مشخصی را مطرح میكرد كه هدفش براندازی نهایی سلطهی اعراب مسلمان در ایران و آزادی ایران و ایرانی و برقراری برابری و دادگری در ايرانزمین و تأمين خوشی و آرامش برای همگان و بازگشت به بزرگی و شکوه ایران باستان بود.
ابنحزم مینويسد كه ايرانيان از نظر وسعت ممالک و فزونی نيرو بر همهی ملتها برتری داشتند. به همین جهت لقب آزادگان را ممالک دیگر برای ایرانیان برگزیدند.
چون دولت ساسانی بر اثر نبردهای طولانی با امپراتوری روم و هجوم تازیان برافتاد و اعراب مسلمان بر ایران مسلط گرديد اين امر بر ملت ایران گران آمد و خود را با مصيبتی تحملنشدنی روبرو يافتند و برآن شدند كه با راههای مختلف به جنگ با اعراب برخيزند. از جمله رهبران آزادی بخش و ملی ایران میتوان: سنباد، مقنع، استادسيس، بابک، مازیار و ديگران را نام برد.
اینک بخوانیم سخنان #پاپک_خرمدین دلاور مرد بیباک ایرانزمین به هنگام کشته شدنش بدست خلیفه دد اهریمن مسلمین:
✅ ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت.
✅ من نبردی را آغاز کردهام که ادامه خواهد داشت.
✅ من آموزش ستیز و نبرد را به جوانان ایران آموختم.
✅ من درسی به جوانان ایران دادهام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد.
✅ من لرزهای بر پایههای حکومت اسلامی انداختهام که دیر یا زود آنرا سرنگون خواهد نمود.
✅ گمان مبر که با کشتن من فریاد آزادیخواهی و ایستادگی ایرانیان را خاموش خواهی کرد، نه هرگز.
✅ ایرانی پاکسرشت و آزاده هرگز در برابر دشمنان و ستمگران زانو نمیزند و چهره به خاک نمیساید.
#باب_خرمدین بزرگترین و برجستهترین پیکارجو و ستیزنده ایرانی در برابر تازیان متجاوز ستمگر مسلمان در ایرانزمین بود.
باری،
هفتم ژانویه برابر با هفدهم دیماه روز کشته و تکهتکه شدن #پاپک_خرمدین ایرانی بدست تازیان مسلمان متجاوز است.
هنگامی که معتصم عرب خلیفه مسلمین دست راست پاپک خرمدین ایرانی را برید پاپک با دست دیگرش خون خویش را بر چهرهاش مالید.
خلیفه تازی پرسید: چرا چنین کردی؟
پاپک خرمدین ایرانی پاسخ داد:
✅چون خون از تنم بیرون رود چهرهام به زردی گراید و آنگاه توی عرب گمان میکنی که من ایرانی ترسیدهام.
دلاوری، بیباکی جسارت، زیرکی، هوش و استعداد #پاپک_خرمدین بیتردید استثنایی و بیهمتا بود.
آری،
بابک این دلاور مرد ایرانی ۲۲سال با اعراب مسلمان وحشی جنگید و سرانجام با نیرنگ و دسیسه افشین خودفروخته گرفتار شد.
هنگامی که افشین خواست آذرآبادگان را به سوی سامرا عراق ترک کند از بابک پرسید که آیا خواستهای دارد یا نه؟
پاپک پاسخ داد:
میخواهم سرزمین و شهرم را ببینم.
افشین خائن در شب مهتابی بابک را با چند نگهبان به شهر بذ زادگاه پاپک فرستاد و اجازه داد که او به دور دیار خود بگردد.
مردان و زنان ایرانی که پاپک خرمدین را اسیر دیدند گریستند.
✅ بابک خرمدین عشق والا و بزرگی به سرزمینش ایران داشت.
بر روان و فروهر پاک پاپک خرمدین درود باد🌹🕯🌹
.
بنمایه،
نسک(:کتاب) منم بابک، نوشته زنده یاد دکتر ناصر انقطاع🕯🌹
.
🟩 و بخوانیم بخشی از سرودههای چکامهسرایان بزرگ برای بابک خرمدین:
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــجـــســـمـــه_ســـازی 🗿
#_تندیس
هرمافرودیت (خوابیده، ناتی، پیشانی، نوئه، نگین ابریشم مصنوعی، روبان، کروبیلو، برهنه، نیمکت، سور، پارچه فروشی) حالت کار: ناقص: تمام انگشتان دست چپ، نوک شست و انگشت اشاره دست راست گم شده است گردن، پای چپ و قسمتی از پای راست توسط D. Larique در سال 1620 با سنگ مرمر بازسازی شد. پارچه های نزدیک شکم و دست چپ با هم جمع شدند. مونتاژ هرمافرودیت روی گوشواره و تشکهایی که توسط Gian Lorenzo Bernini ساخته شدهاند، به سال 1620 برمیگردد. درخششی در قطعه سمت راست وجود دارد. بقیه چهار نیم تنه مدرن ابوالهول هستند که به عنوان زیرپایی در تخت عمل می کنند
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــجـــســـمـــه_ســـازی 🗿
#_تندیس
هرمافرودیت (خوابیده، ناتی، پیشانی، نوئه، نگین ابریشم مصنوعی، روبان، کروبیلو، برهنه، نیمکت، سور، پارچه فروشی) حالت کار: ناقص: تمام انگشتان دست چپ، نوک شست و انگشت اشاره دست راست گم شده است گردن، پای چپ و قسمتی از پای راست توسط D. Larique در سال 1620 با سنگ مرمر بازسازی شد. پارچه های نزدیک شکم و دست چپ با هم جمع شدند. مونتاژ هرمافرودیت روی گوشواره و تشکهایی که توسط Gian Lorenzo Bernini ساخته شدهاند، به سال 1620 برمیگردد. درخششی در قطعه سمت راست وجود دارد. بقیه چهار نیم تنه مدرن ابوالهول هستند که به عنوان زیرپایی در تخت عمل می کنند
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_هـــــــنــــــر 🖼
#_چپ:
برهنه در حال پایین آمدن از پلکان
نقاش: مارسل دوشان
سال: ۱۹۱۲
#_راست:
مارسل دوشان در حال پایین آمدن از پلکان
عکاس: الیوت الیسوفون
سال: ۱۹۵۲
یک چرخش چهل ساله و تجلی خود هنرمند در بازآفرینی اثر هنری مناقشهبرانگیزش. نقاشیای که در ابتدا با انکار و تحقیر از آن استقبال شد و تنها گذر زمان قادر به آشکار ساختن میزان پیشرو بودن آن بود: اینکه چگونه او در چارچوب بسته و محدود تابلوی نقاشی، لحظۀ اکنون را همچون یک صفحه تا زده و از این طریق تداوم حرکت را در یک قاب به تصویر درآورده است.
عکس الیسوفون به نوعی تصدیق ارزش نقاشی و ستایشی است از دوشان، هنرمندی که گویی با این نقاشی به سینما و از درون تابلو به آینده گریز زد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_هـــــــنــــــر 🖼
#_چپ:
برهنه در حال پایین آمدن از پلکان
نقاش: مارسل دوشان
سال: ۱۹۱۲
#_راست:
مارسل دوشان در حال پایین آمدن از پلکان
عکاس: الیوت الیسوفون
سال: ۱۹۵۲
یک چرخش چهل ساله و تجلی خود هنرمند در بازآفرینی اثر هنری مناقشهبرانگیزش. نقاشیای که در ابتدا با انکار و تحقیر از آن استقبال شد و تنها گذر زمان قادر به آشکار ساختن میزان پیشرو بودن آن بود: اینکه چگونه او در چارچوب بسته و محدود تابلوی نقاشی، لحظۀ اکنون را همچون یک صفحه تا زده و از این طریق تداوم حرکت را در یک قاب به تصویر درآورده است.
عکس الیسوفون به نوعی تصدیق ارزش نقاشی و ستایشی است از دوشان، هنرمندی که گویی با این نقاشی به سینما و از درون تابلو به آینده گریز زد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏
#پروین_اعتصامی در ستایش ۱۷ دیماه و کشف حجاب بدست #رضاشاه_بزرگ:
مهر رخشان را نشاید گفت که نورانی نبود
زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود
پیشهاش جز تیرهروزی و پریشانی نبود
زندگی و مرگش اندر کنج عُزلت میگذشت
زن چه بود آن روزها، گر زآنکه زندانی نبود
کس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد
کس چو زن در معبد سالوس، قربانی نبود
در عدالتخانهی انصاف، زن شاهد نداشت
در دبستان فضیلت، زن دبستانی نبود
دادخواهیهای زن میماند عمری بیجواب
آشکارا بود این بیداد، پنهانی نبود
بس کسان را جامه و چوب شبانی بود، لیک
در نهاد جمله گرگی بود، چوپانی نبود
از برای زن به میدان فراخ زندگی
سرنوشت و قسمتی جز تنگمیدانی نبود
نور دانش را ز چشم زن نهان میداشتند
این ندانستن، ز پَستی و گرانجانی نبود
زن کجا بافنده میشد، بینخ و دوک هنر
خرمن و حاصل نبود، آنجا که دهقانی نبود
میوههای دکهی دانش فراوان بود، لیک
بهر زن هرگز نصیبی زین فراوانی نبود
در قفس میآرمید و در قفس میداد جان
در گلستان نام ازین مرغِ گلستانی نبود
بهر زن تقلید تیه فتنه و چاه بلاست
زیرک آن زن، کو رهش این راه ظلمانی نبود
آب و رنگ از علم میبایست، شرط برتری
با زمرد یاره و لعل بدخشانی نبود
جلوهی صد پرنیان، چون یک قبای ساده نیست
عزت از شایستگی بود، از هوسرانی نبود
ارزش پوشانده کفش و جامه را ارزنده کرد
قدر و پستی، با گرانی و به ارزانی نبود
سادگی و پاکی و پرهیز یک یک گوهرند
گوهر تابنده تنها گوهر کانی نبود
از زر و زیور چه سود آنجا که نادان است زن
زیور و زر، پردهپوش عیب نادانی نبود
عیبها را جامهی پرهیز پوشاندهست و بس
جامهی حجب و حیا بهتر ز عریانی نبود
زن، سبکساری نبیند تا گرانسنگ است و بس
پاک را آسیبی از آلودهدامانی نبود
زن چون گنجور است و عفت گنج و حرص و آز دزد
وای اگر آگه ز آیین نگهبانی نبود
اهرمن بر سفرهی تقوا نمیشد میهمان
زآنکه میدانست کآنجا جای مهمانی نبود
پا به راه راست باید داشت، کاندر راه کج
توشهای و رهنوردی، جز پشیمانی نبود
چشم و دل را پرده میبایست اما از عفاف
چادر پوسیده، بنیاد انسانی نبود
خسروا، دست توانای تو آسان کرد کار
ورنه در این کار سخت، امید آسانی نبود
شه نمیشد گر در این گمگشته کشتی ناخدای
ساحلی پیدا از این دریای توفانی نبود
باید این انوار را پروین، به چشم عقل دید
مهر رخشان را نشاید گفت نورانی نبود.
#آزادی_زنان
#حقوق_زنان
#برابری_زنان
#ایران_زمین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏
#پروین_اعتصامی در ستایش ۱۷ دیماه و کشف حجاب بدست #رضاشاه_بزرگ:
مهر رخشان را نشاید گفت که نورانی نبود
زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود
پیشهاش جز تیرهروزی و پریشانی نبود
زندگی و مرگش اندر کنج عُزلت میگذشت
زن چه بود آن روزها، گر زآنکه زندانی نبود
کس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد
کس چو زن در معبد سالوس، قربانی نبود
در عدالتخانهی انصاف، زن شاهد نداشت
در دبستان فضیلت، زن دبستانی نبود
دادخواهیهای زن میماند عمری بیجواب
آشکارا بود این بیداد، پنهانی نبود
بس کسان را جامه و چوب شبانی بود، لیک
در نهاد جمله گرگی بود، چوپانی نبود
از برای زن به میدان فراخ زندگی
سرنوشت و قسمتی جز تنگمیدانی نبود
نور دانش را ز چشم زن نهان میداشتند
این ندانستن، ز پَستی و گرانجانی نبود
زن کجا بافنده میشد، بینخ و دوک هنر
خرمن و حاصل نبود، آنجا که دهقانی نبود
میوههای دکهی دانش فراوان بود، لیک
بهر زن هرگز نصیبی زین فراوانی نبود
در قفس میآرمید و در قفس میداد جان
در گلستان نام ازین مرغِ گلستانی نبود
بهر زن تقلید تیه فتنه و چاه بلاست
زیرک آن زن، کو رهش این راه ظلمانی نبود
آب و رنگ از علم میبایست، شرط برتری
با زمرد یاره و لعل بدخشانی نبود
جلوهی صد پرنیان، چون یک قبای ساده نیست
عزت از شایستگی بود، از هوسرانی نبود
ارزش پوشانده کفش و جامه را ارزنده کرد
قدر و پستی، با گرانی و به ارزانی نبود
سادگی و پاکی و پرهیز یک یک گوهرند
گوهر تابنده تنها گوهر کانی نبود
از زر و زیور چه سود آنجا که نادان است زن
زیور و زر، پردهپوش عیب نادانی نبود
عیبها را جامهی پرهیز پوشاندهست و بس
جامهی حجب و حیا بهتر ز عریانی نبود
زن، سبکساری نبیند تا گرانسنگ است و بس
پاک را آسیبی از آلودهدامانی نبود
زن چون گنجور است و عفت گنج و حرص و آز دزد
وای اگر آگه ز آیین نگهبانی نبود
اهرمن بر سفرهی تقوا نمیشد میهمان
زآنکه میدانست کآنجا جای مهمانی نبود
پا به راه راست باید داشت، کاندر راه کج
توشهای و رهنوردی، جز پشیمانی نبود
چشم و دل را پرده میبایست اما از عفاف
چادر پوسیده، بنیاد انسانی نبود
خسروا، دست توانای تو آسان کرد کار
ورنه در این کار سخت، امید آسانی نبود
شه نمیشد گر در این گمگشته کشتی ناخدای
ساحلی پیدا از این دریای توفانی نبود
باید این انوار را پروین، به چشم عقل دید
مهر رخشان را نشاید گفت نورانی نبود.
#آزادی_زنان
#حقوق_زنان
#برابری_زنان
#ایران_زمین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
سکه بر زر کرد، نام پادشاهی در جهان
نادر ایرانزمین و خسرو گیتی ستان.
👇((بخشی از تاریخ)) 👇
دست درازی به خاک هر سرزمینی و حتا اندیشیدن به آن در هنگام ضعف آن سرزمین و نقشههای دور و دراز برخی از شیرین خردان که رویاهای آشفته میبینند، فرجام ناخوشایندی برای متجاوزان خواهد داشت. چون هر فرازی را فرودی و هر فرودی را فرازی خواهد بود.
#نبرد_آق_دربند یا #نبرد_کرکوک:
نبردی میان سپاهیان ایران و عثمانی که به پیروزی ایرانیان انجامید.
شوندهای نبرد:
مهمترین شوند این نبرد جبران خسارات نبرد کرکوک بود. در ۱۰ مهر سال ۱۱۱۲ خورشیدی، آرتش ایران از همدان راهی کرکوک شد.
نادرشاه با ورود دوباره به قلمرو عثمانی در عراق، توپال عثمان را به نبرد دیگری فرامیخواند.
در ۲ آبان، بنهایی از آرتشهای دو سو در منطقه لیلان واقع در جنوب کرکوک، باهم درگیر شدند.
این درگیری که نتیجه قاطعی نداشت به پس نشستن نیروهای عثمانی به کرکوک انجامید.
دژ سورداش در شمال شرق کرکوک بدست نیروهای ایرانی افتاد. جاسوسان نادرشاه به او خبر دادند یک قوای ۱۲هزار تنه از راه دره آقدربند در حال نزدیک شدن است.
توپال پاشا، این نیرو را به فرماندهی ممشپاشا،به عنوان گارد پیشرو فرستاده بود و خود به همراه بدنه اصلی آرتش عثمانی در پی میآمد.
نادرشاه نیز طلایهای زیر فرمان حاجی بیگ خان رهسپار نمود تا قوای ممشپاشا را به سوی قوای اصلی آرتش ایران بکشاند.
نیروهای ممشپاشا با پیگرد قوای حاجی بیگ خان به کمین ۱۵هزار سرباز ایرانی افتادند که در زمان کوتاهی آنان را با آتش باری سنگین از دو سو نابود کردند.
ممشپاشا که اندکی پیش خبر شکست ایرانیان را به توپال عثمان داده بود و درخواست نیروی بیشتری برای پیگرد آنان داشت، در این کمین کشته شد.
گزارش جنگ:
در این جنگ توپال عثمان پاشا کشته شد و سرش بالای نیزه رفت.
گام نخست:
شکست قوای ممشپاشا، سبب شد بدنه اصلی سپاه نادرشاه با شتاب به سوی نیروهای عثمانی که ۵ کیلومتر با آنان فاصله داشتند پیشروی کند.
توپال عثمان که حس میکرد رخدادهای متفاوتی روی خواهد داد، پیشرویاش را متوقف کرد تا به صفوف نیروهایش سامان بدهد.
با نزدیک شدن به قوای دشمن نادرشاه پیادههایش را به خط کرد و برای درگیری با ینیچریها فرستاد.
برای ۲ساعت پیادههای ایران و عثمانی در حال آتش باری به سوی یک دیگر بودند.
در هنگام پسین، تفنگهای فتیلهای، شلیکهای نخستین، مهمترین شلیکها بودند.
آوای بلند، دود و گرد و خاک ناشی از شلیک انبوه تفنگها و توپخانه آن دوران دید سربازان و افسران را مختل میکرد.
در چنین وضعیتی، شلیکهای نخستین بودند که تاثیر بیشتری داشتند و هرج و مرج از تاثیر آتش بارهای بارهای دیگر میکاست.
یکی از مشکلات فرماندهان این دوره موثر نبودن فرمان پایان آتش بار و اجرای فرمان دیگر بود.
یک یگان تفنگچی، همواره این مشگل را داشت که ممکن بود تا پایان نبرد سر جای خود بماند و به آتش باری ناکارا و عدم جنبش و پویایی ادامه دهد.
گام نهایی:
تفنگداران ایرانی در این گام از نبرد سامان(:نظم)خوب خود را نشان دادند.
پس از ۲ساعت آتش باری، آنان فرمان افسران خود را به خوبی اجرا کردند و با متوقف کردن تیراندازی، شمشیر کشیده و به صفوف ینیچریها هجوم بردند.
نادرشاه افزونبر زمان بندی مناسب در این هنگام بالهای راست و چپ سواره نظام خود را هر کدام به شمار ۱۵هزار سوار به جنبش درآورد. بال راست را حاجی بیگ خان فرماندهی میکرد و نادرشاه خود فرماندهی بال چپ را بر دوش داشت.
نقشه نادرشاه این بود که سواره نظام از دو سوی و پیادهها از روبرو نیروهای عثمانی را از پا درآورند.
این آفند(:حمله) شدید صفهای ینیچریها را کامل نابود کرد.
توپال عثمان که سرنوشت ناخوشایندی را در برابر چشمانش میدید سوار بر اسب مستقیم وارد میدان نبرد شد.
فرمانده پیر رومیه(عثمانی) از سردار ایرانی که به تازگی در سامرا شکستش داده بود فریب خورده بود، اما غرور نظامی توپال عثمان موجب شد، مرگ در میدان نبرد را بر فرار برگزیند. توپال عثمان دو بار در هنگام نبرد مورد اصابت گلوله قرار گرفت و سرانجام یک سوار ایرانی به نام اللهیار خان گرایلی سرش را از تنش جدا کرد و برای نادرشاه برد.
نبرد با ۱۰هزار تن کشته از سپاه عثمانی فرجام یافت و همه توپخانه و تدارکات نیز بدست سپاه ایران افتاد.
شکست سامرا جبران شد. نادرشاه برای بزرگداشت سردار پیر عثمانی و به پاس دلیریاش، سر و کالبد او را به همراه هم با پاسداشت تشریفات ویژه به قاضی عسگر عبدالکریم افندی سپرد تا در خاک عثمانی دفن گردد.
نتیجه جنگ:
پس از کشته شدن سردار عثمانی، عثمانیان شکست خوردند.
آثار این پیروزی:
پیروزی در این جنگ نه تنها شکست پیشین را جبران کرد، بلکه موجب شد عثمانیان با دریافت خبر شکست تبریز را ترک کنند.
#Zartosht
#_پاینده_ایران_اهورایی_مان
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
سکه بر زر کرد، نام پادشاهی در جهان
نادر ایرانزمین و خسرو گیتی ستان.
👇((بخشی از تاریخ)) 👇
دست درازی به خاک هر سرزمینی و حتا اندیشیدن به آن در هنگام ضعف آن سرزمین و نقشههای دور و دراز برخی از شیرین خردان که رویاهای آشفته میبینند، فرجام ناخوشایندی برای متجاوزان خواهد داشت. چون هر فرازی را فرودی و هر فرودی را فرازی خواهد بود.
#نبرد_آق_دربند یا #نبرد_کرکوک:
نبردی میان سپاهیان ایران و عثمانی که به پیروزی ایرانیان انجامید.
شوندهای نبرد:
مهمترین شوند این نبرد جبران خسارات نبرد کرکوک بود. در ۱۰ مهر سال ۱۱۱۲ خورشیدی، آرتش ایران از همدان راهی کرکوک شد.
نادرشاه با ورود دوباره به قلمرو عثمانی در عراق، توپال عثمان را به نبرد دیگری فرامیخواند.
در ۲ آبان، بنهایی از آرتشهای دو سو در منطقه لیلان واقع در جنوب کرکوک، باهم درگیر شدند.
این درگیری که نتیجه قاطعی نداشت به پس نشستن نیروهای عثمانی به کرکوک انجامید.
دژ سورداش در شمال شرق کرکوک بدست نیروهای ایرانی افتاد. جاسوسان نادرشاه به او خبر دادند یک قوای ۱۲هزار تنه از راه دره آقدربند در حال نزدیک شدن است.
توپال پاشا، این نیرو را به فرماندهی ممشپاشا،به عنوان گارد پیشرو فرستاده بود و خود به همراه بدنه اصلی آرتش عثمانی در پی میآمد.
نادرشاه نیز طلایهای زیر فرمان حاجی بیگ خان رهسپار نمود تا قوای ممشپاشا را به سوی قوای اصلی آرتش ایران بکشاند.
نیروهای ممشپاشا با پیگرد قوای حاجی بیگ خان به کمین ۱۵هزار سرباز ایرانی افتادند که در زمان کوتاهی آنان را با آتش باری سنگین از دو سو نابود کردند.
ممشپاشا که اندکی پیش خبر شکست ایرانیان را به توپال عثمان داده بود و درخواست نیروی بیشتری برای پیگرد آنان داشت، در این کمین کشته شد.
گزارش جنگ:
در این جنگ توپال عثمان پاشا کشته شد و سرش بالای نیزه رفت.
گام نخست:
شکست قوای ممشپاشا، سبب شد بدنه اصلی سپاه نادرشاه با شتاب به سوی نیروهای عثمانی که ۵ کیلومتر با آنان فاصله داشتند پیشروی کند.
توپال عثمان که حس میکرد رخدادهای متفاوتی روی خواهد داد، پیشرویاش را متوقف کرد تا به صفوف نیروهایش سامان بدهد.
با نزدیک شدن به قوای دشمن نادرشاه پیادههایش را به خط کرد و برای درگیری با ینیچریها فرستاد.
برای ۲ساعت پیادههای ایران و عثمانی در حال آتش باری به سوی یک دیگر بودند.
در هنگام پسین، تفنگهای فتیلهای، شلیکهای نخستین، مهمترین شلیکها بودند.
آوای بلند، دود و گرد و خاک ناشی از شلیک انبوه تفنگها و توپخانه آن دوران دید سربازان و افسران را مختل میکرد.
در چنین وضعیتی، شلیکهای نخستین بودند که تاثیر بیشتری داشتند و هرج و مرج از تاثیر آتش بارهای بارهای دیگر میکاست.
یکی از مشکلات فرماندهان این دوره موثر نبودن فرمان پایان آتش بار و اجرای فرمان دیگر بود.
یک یگان تفنگچی، همواره این مشگل را داشت که ممکن بود تا پایان نبرد سر جای خود بماند و به آتش باری ناکارا و عدم جنبش و پویایی ادامه دهد.
گام نهایی:
تفنگداران ایرانی در این گام از نبرد سامان(:نظم)خوب خود را نشان دادند.
پس از ۲ساعت آتش باری، آنان فرمان افسران خود را به خوبی اجرا کردند و با متوقف کردن تیراندازی، شمشیر کشیده و به صفوف ینیچریها هجوم بردند.
نادرشاه افزونبر زمان بندی مناسب در این هنگام بالهای راست و چپ سواره نظام خود را هر کدام به شمار ۱۵هزار سوار به جنبش درآورد. بال راست را حاجی بیگ خان فرماندهی میکرد و نادرشاه خود فرماندهی بال چپ را بر دوش داشت.
نقشه نادرشاه این بود که سواره نظام از دو سوی و پیادهها از روبرو نیروهای عثمانی را از پا درآورند.
این آفند(:حمله) شدید صفهای ینیچریها را کامل نابود کرد.
توپال عثمان که سرنوشت ناخوشایندی را در برابر چشمانش میدید سوار بر اسب مستقیم وارد میدان نبرد شد.
فرمانده پیر رومیه(عثمانی) از سردار ایرانی که به تازگی در سامرا شکستش داده بود فریب خورده بود، اما غرور نظامی توپال عثمان موجب شد، مرگ در میدان نبرد را بر فرار برگزیند. توپال عثمان دو بار در هنگام نبرد مورد اصابت گلوله قرار گرفت و سرانجام یک سوار ایرانی به نام اللهیار خان گرایلی سرش را از تنش جدا کرد و برای نادرشاه برد.
نبرد با ۱۰هزار تن کشته از سپاه عثمانی فرجام یافت و همه توپخانه و تدارکات نیز بدست سپاه ایران افتاد.
شکست سامرا جبران شد. نادرشاه برای بزرگداشت سردار پیر عثمانی و به پاس دلیریاش، سر و کالبد او را به همراه هم با پاسداشت تشریفات ویژه به قاضی عسگر عبدالکریم افندی سپرد تا در خاک عثمانی دفن گردد.
نتیجه جنگ:
پس از کشته شدن سردار عثمانی، عثمانیان شکست خوردند.
آثار این پیروزی:
پیروزی در این جنگ نه تنها شکست پیشین را جبران کرد، بلکه موجب شد عثمانیان با دریافت خبر شکست تبریز را ترک کنند.
#Zartosht
#_پاینده_ایران_اهورایی_مان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
#_چپ
▣ Lady with an Ermine, by Leonardo da Vinci, c. 1490.
#_راست
▣ Adoration of the Shepherds, by Caravaggio, 1609.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
#_چپ
▣ Lady with an Ermine, by Leonardo da Vinci, c. 1490.
#_راست
▣ Adoration of the Shepherds, by Caravaggio, 1609.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
اگر عمری باشد، پس از این هیچ فضیلتی را همپایه مهربانی با آدمیزادگان نمیشمارم.
اگر عمری باشد، کمتر میگویم و مینویسم و بیشتر میشنوم و میخوانم.
اگر عمری باشد، پس از این خویش را بدهکار هستی و هستان میشمارم نه طلبکار.
اگر عمری باشد، پس از این در هیچ انتخاباتی شرکت نمیکنم که به تیغ نظارت استصوابی اخته شده است.
اگر عمری باشد، دیگر به هیچ سیاستمداری وکالت بلاعزل نمیدهم.
اگر عمری باشد، دیگر هیچ عدالت کوچکی را در هوس رسیدن به عدالت بزرگتر قربانی نمیکنم.
اگر عمری باشد، دیگر با دو گروه بحث و گفتوگو نمیکنم: آنان که از عقیده خویش منفعت میبرند و آنان که از اندیشه خویش، پیشه ساختهاند.
اگر عمری باشد، عدالت را فدای عقیده، و آرزو را فدای مصلحت، و عمر را در پای خوردنیها و پوشیدنیها قربان نمیکنم.
اگر عمری باشد، چندان در خطا و کوتاهیهای دیگران نمینگرم که روسیاهی خود را نبینم.
اگر عمری باشد، از دینها تنها مذهب انصاف را برمیگزینم و از فلسفهها آن را که سربههوا نیست و چشم به راههای زمینی دارد.
اگر عمری باشد، هیچ ظلمی را سختتر از تحقیر دیگران نمیشمارم.
اگر عمری باشد، در پی هیچ عقیده و ایمانی نمیدوم. در خانه مینشینم تا ایمانی که سزاوار من است به سراغم آید.
اگر عمری باشد، هر درختی را که دیدم در آغوش میگیرم، هر گلی را میبویم، و هر کوهی را بازیگاه میبینم و تنها یک تردید را در دل نگه میدارم: طلوع خورشید زیباتر است یا غروب آن.
اگر عمری باشد، سیاستمداران را از دو حال بیرون نمیدانم: آنان که دروغ را به راست میآرایند و آنان که راست را به دروغ میآلایند.
اگر عمری باشد، همچنان برای آزادی و آبادی کشورم میکوشم.
اگر عمری باشد، رازگشایی از معمای هستی را به کودکان کهنسال میسپارم.
اگر عمری باشد، از هر عقیدهای میگریزم، چونان گنجشک از چنگال عقاب.
اگر عمری باشد، در جنگلهای بیشتری گم میشوم؛ کوههای بیشتری را مینوردم؛ ساعتهای بیشتری به امواج دریا خیره میشوم؛ دانههای بیشتری در زمین میکارم و زبالههای بیشتری از روی زمین برمیدارم.
اگر عمری باشد، کمتر غم نان میخورم و بیشتر غم جان میپرورم.
اگر عمری باشد، دیگر هیچ گنجی را باور نمیکنم جز گنج گهربار کوشش و زحمت.
اگر عمری باشد، برای خشنودی، منتظر اتفاقات خوشایند نمینشینم.
اگر عمری باشد، خدایی را میپرستم که جز محراب حیرت، در شاُن او نیست.
اگر عمری باشد، قدر دوستان و عزیزانم را بیشتر میدانم.
#_رضا_بابایی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
اگر عمری باشد، پس از این هیچ فضیلتی را همپایه مهربانی با آدمیزادگان نمیشمارم.
اگر عمری باشد، کمتر میگویم و مینویسم و بیشتر میشنوم و میخوانم.
اگر عمری باشد، پس از این خویش را بدهکار هستی و هستان میشمارم نه طلبکار.
اگر عمری باشد، پس از این در هیچ انتخاباتی شرکت نمیکنم که به تیغ نظارت استصوابی اخته شده است.
اگر عمری باشد، دیگر به هیچ سیاستمداری وکالت بلاعزل نمیدهم.
اگر عمری باشد، دیگر هیچ عدالت کوچکی را در هوس رسیدن به عدالت بزرگتر قربانی نمیکنم.
اگر عمری باشد، دیگر با دو گروه بحث و گفتوگو نمیکنم: آنان که از عقیده خویش منفعت میبرند و آنان که از اندیشه خویش، پیشه ساختهاند.
اگر عمری باشد، عدالت را فدای عقیده، و آرزو را فدای مصلحت، و عمر را در پای خوردنیها و پوشیدنیها قربان نمیکنم.
اگر عمری باشد، چندان در خطا و کوتاهیهای دیگران نمینگرم که روسیاهی خود را نبینم.
اگر عمری باشد، از دینها تنها مذهب انصاف را برمیگزینم و از فلسفهها آن را که سربههوا نیست و چشم به راههای زمینی دارد.
اگر عمری باشد، هیچ ظلمی را سختتر از تحقیر دیگران نمیشمارم.
اگر عمری باشد، در پی هیچ عقیده و ایمانی نمیدوم. در خانه مینشینم تا ایمانی که سزاوار من است به سراغم آید.
اگر عمری باشد، هر درختی را که دیدم در آغوش میگیرم، هر گلی را میبویم، و هر کوهی را بازیگاه میبینم و تنها یک تردید را در دل نگه میدارم: طلوع خورشید زیباتر است یا غروب آن.
اگر عمری باشد، سیاستمداران را از دو حال بیرون نمیدانم: آنان که دروغ را به راست میآرایند و آنان که راست را به دروغ میآلایند.
اگر عمری باشد، همچنان برای آزادی و آبادی کشورم میکوشم.
اگر عمری باشد، رازگشایی از معمای هستی را به کودکان کهنسال میسپارم.
اگر عمری باشد، از هر عقیدهای میگریزم، چونان گنجشک از چنگال عقاب.
اگر عمری باشد، در جنگلهای بیشتری گم میشوم؛ کوههای بیشتری را مینوردم؛ ساعتهای بیشتری به امواج دریا خیره میشوم؛ دانههای بیشتری در زمین میکارم و زبالههای بیشتری از روی زمین برمیدارم.
اگر عمری باشد، کمتر غم نان میخورم و بیشتر غم جان میپرورم.
اگر عمری باشد، دیگر هیچ گنجی را باور نمیکنم جز گنج گهربار کوشش و زحمت.
اگر عمری باشد، برای خشنودی، منتظر اتفاقات خوشایند نمینشینم.
اگر عمری باشد، خدایی را میپرستم که جز محراب حیرت، در شاُن او نیست.
اگر عمری باشد، قدر دوستان و عزیزانم را بیشتر میدانم.
#_رضا_بابایی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
واندر طلب طعمه پر و بال بياراست
بر راستی بال نظر کرد و چنين گفت
امروز همه روی زمین زير پر ماست
بـر اوج فلک چون بپرم از نظـر تــيز
میبينم اگر ذرهای اندر ته درياست
گر بر سر خـاشاک يکی پشه بجنبد
جنبيدن آن پشه عيان در نظر ماست
بسيار منی کـرد و ز تقدير نترسيد
بنگر که ازين چرخ جفا پيشه چه برخاست
ناگـه ز کـمينگاه يکی سـخت کمانی
تيری ز قضا و قدر انداخت بر او راست
بـر بـال عـقاب آمـد آن تير جـگر دوز
وز ابر مر او را به سوی خاک فرو کاست
بر خـاک بيفتاد و بغلـتيد چو ماهی
وانگاه پر خويش گشاد از چپ و از راست
گفتا عجب است اينکه ز چوب است و ز آهن
اين تيزی و تندی و پريدن ز کجا خاست؟
چون نیک نگهکرد و پر خويش بر او ديد
گفتا ز که ناليم که از ماست که بر ماست.
✍️ #ناصر_خسرو_قبادیانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
واندر طلب طعمه پر و بال بياراست
بر راستی بال نظر کرد و چنين گفت
امروز همه روی زمین زير پر ماست
بـر اوج فلک چون بپرم از نظـر تــيز
میبينم اگر ذرهای اندر ته درياست
گر بر سر خـاشاک يکی پشه بجنبد
جنبيدن آن پشه عيان در نظر ماست
بسيار منی کـرد و ز تقدير نترسيد
بنگر که ازين چرخ جفا پيشه چه برخاست
ناگـه ز کـمينگاه يکی سـخت کمانی
تيری ز قضا و قدر انداخت بر او راست
بـر بـال عـقاب آمـد آن تير جـگر دوز
وز ابر مر او را به سوی خاک فرو کاست
بر خـاک بيفتاد و بغلـتيد چو ماهی
وانگاه پر خويش گشاد از چپ و از راست
گفتا عجب است اينکه ز چوب است و ز آهن
اين تيزی و تندی و پريدن ز کجا خاست؟
چون نیک نگهکرد و پر خويش بر او ديد
گفتا ز که ناليم که از ماست که بر ماست.
✍️ #ناصر_خسرو_قبادیانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
سقفِ آزادی رابطه ی مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد....
در جامعه ای که قامتِ تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقفِ آزادی هم به همان نسبت کوتاه می شود...
وقتی سقف کوتاه باشد آدم های بزرگ سرشان آنقدر به سقف می خورد که حذف می شوند، آدم های کوتوله اما راحت جولان می دهند. مردمِ عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم می کنند که کوتوله می شوند و سقف ها پایین و پایین تر می آید و مردم بیشتر و بیشتر قوز میکنند تا اینکه کمرها خم می شود و دیگر نمی توانند قد راست کنند!!!
●#_بیچارگان_فئودور_داستایوفسکی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
سقفِ آزادی رابطه ی مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد....
در جامعه ای که قامتِ تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقفِ آزادی هم به همان نسبت کوتاه می شود...
وقتی سقف کوتاه باشد آدم های بزرگ سرشان آنقدر به سقف می خورد که حذف می شوند، آدم های کوتوله اما راحت جولان می دهند. مردمِ عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم می کنند که کوتوله می شوند و سقف ها پایین و پایین تر می آید و مردم بیشتر و بیشتر قوز میکنند تا اینکه کمرها خم می شود و دیگر نمی توانند قد راست کنند!!!
●#_بیچارگان_فئودور_داستایوفسکی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
سقفِ آزادی رابطه ی مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد....
در جامعه ای که قامتِ تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقفِ آزادی هم به همان نسبت کوتاه می شود...
وقتی سقف کوتاه باشد آدم های بزرگ سرشان آنقدر به سقف می خورد که حذف می شوند، آدم های کوتوله اما راحت جولان می دهند. مردمِ عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم می کنند که کوتوله می شوند و سقف ها پایین و پایین تر می آید و مردم بیشتر و بیشتر قوز میکنند تا اینکه کمرها خم می شود و دیگر نمی توانند قد راست کنند!!!
●#_بیچارگان_فئودور_داستایوفسکی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
سقفِ آزادی رابطه ی مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد....
در جامعه ای که قامتِ تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقفِ آزادی هم به همان نسبت کوتاه می شود...
وقتی سقف کوتاه باشد آدم های بزرگ سرشان آنقدر به سقف می خورد که حذف می شوند، آدم های کوتوله اما راحت جولان می دهند. مردمِ عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم می کنند که کوتوله می شوند و سقف ها پایین و پایین تر می آید و مردم بیشتر و بیشتر قوز میکنند تا اینکه کمرها خم می شود و دیگر نمی توانند قد راست کنند!!!
●#_بیچارگان_فئودور_داستایوفسکی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم، بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد.
بهار آمد و رفت ماه سپند
نگارا درافکن بر آذر سپند
به نوروز هر هفت شد روی باغ
بدین روی هر هفت امشاسفند
زگلبن دمید آتش زردهشت
بر او زند خوان خواند پازند و زند
بخوانند مرغان به شاخ درخت
گهی کارنامه گهی کاروند
بهار آمد و طیلسانی کبود
برافکند بر دوش سرو بلند
#_ایام_شمایید_نوروز_بمانید
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم، بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد.
بهار آمد و رفت ماه سپند
نگارا درافکن بر آذر سپند
به نوروز هر هفت شد روی باغ
بدین روی هر هفت امشاسفند
زگلبن دمید آتش زردهشت
بر او زند خوان خواند پازند و زند
بخوانند مرغان به شاخ درخت
گهی کارنامه گهی کاروند
بهار آمد و طیلسانی کبود
برافکند بر دوش سرو بلند
#_ایام_شمایید_نوروز_بمانید
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
به مناسبت #زادروز_اشوزرتشت، میخوانیم ديدگاه بخشی از بزرگان جهان درباره #اشوزرتشت بزرگ ایرانی.
🔥
«نور دانش برای نخستین بار با پیدایش #زرتشت در تاریخ آغاز به درخشش کرد».
✍️ #فریدریش_هگل فیلسوف بزرگ آلمانی
🔥
«زرتشت در گاتها بهگونه ویژه و با اندیشه ژرف سخن میگوید».
✍️ #فریدریش_گلدنر زبانشناس و خاورشناس آلمانی
🔥
«از لابهلای گاتها بهخوبی روشن میشود كه يک مرد تيزهوش و هوشمند ، پرتلاش و نیکخواه ، خيرانديش ، مهربان و مهرورز ، مهرجو و پاكدل و نیکكنش سخن میگويد كه با خرد راست است و با ديگران نيز از روی راستی سخن میگويد».
✍️ #هرتل زبانشناس و اوستاشناس آلمانی
🔥
«میدانیم که در آیین زرتشتی آنچه اهمیت دارد زندگی است نه مرگ.
شادی و شادمانی است نه غ، انده و سوگواری.
آشتی و دوستی است نه جنگ و خونریزی.
آزادی، آبادی و برابری است نه بندهگی و بردهگی و ویرانی.
در همهی آموزههای کیش زرتشت، پافشاری بر روی زندگی است. مرگ و زندگی از هم جدا هستند و کسی که میمیرد به دنیای مردگان میپیوندد. در این آیین حتا مرگ دشمن هم خواسته نمیشود. مهم این است دشمن که دروغ، خرافات، نادانی و بیخردی و... است ناکار آمد باشد. پشتکار و کوششهای خستگیناپذیر از فروزههای درخشان ایرانیان میباشد که برپایه راستی و درستی استوار شده است که همه آنها پرتوی از آیین شکوهمند و پرفروغ زرتشت است».
✍️ #هرتسفیلد
🔥
«زرتشت از همه نگرها ستودنی است. بیگمان عیسامسیح پیرو او بوده و از اندیشه او بهره گرفته است. سه سخن رسا و روان و شکوهمند او #اندیشه_نیک #گفتار_نیک #کردار_نیک پایه و بنیاد همه دینهاست و هیچ خردمندی نتوانسته است چیزی بر آن بیافزاید».
✍️ #وتین آمریکایی
🔥
«فروزههای ایرانیان باستان ستایش آمیزند. ولی باید دانست که انگیزه آنها، آموزشهای نیک خواهانه و مردمی زردشت میباشد. زرتشت از منشی والا برخوردار بود که توانست بر دل مردم رخنه نماید و آنها را بهسوی خود و آفریدگار مهربان و نیک خواهش بکشاند».
✍️پروفسور #میه
🔥
«زردشت پیوند خود را با اهورا مزدا بیشتر برپایه دوستی استوار کرده بود. او از خدای خود یاری و پشتیبانی میخواست، آنگونه که دوستی از دوست خود میخواهد. او در فروتنی به اهورامزدا، پاکدل و یکرنگ بود».
✍️ #ولتر
🔥
«بودا و کنفوسیوس و سغرات که جویندگان نور و فروغ و روشنایی بودند. از پایههایی بلند و سرکشیده برخوردار بودند ولی باید پذیرفت که زرتشت از همه آنها بالاتر و والاتر و ارزشمندتر بود. او بیگمان یکی از آموزگاران بزرگ خاوربه شمار میآید».
✍️ #جکسون
🔥
«پیام و سخن زرتشت از ارزشی شکوهمند و والا و دلنشین برخوردار است. خود او دارای آنچنان منشی نیرومند و نهادی توانا و رفتاری استوار بود که توانست سخنانی تا این اندازه شیوا و گیرا و مردمی برزبان روان سازد و به دنباله آن شاه توانایی چون گشتاسب را به خود فریفته نماید».
✍️پروفسور #میلز
🔥
«نوآوری زرتشت که بسیار ستایش آمیز میباشد در آن است که بهجای خدایان بیشماری که یافت میشد و در برابر بتپرستی بتپرستان یک آفریننده دانا یا اهورامزدا را جانشین کرد و از او خوبی و خوشی مردمان را درخواست نمود».
✍️ #بارتولومه
🔥
«آیین زرتشت کیش یکتاپرستی است که هیچ دینی دیگر از دیدگاه پاکی و آراستگی و مهر و راستی به پایه آن نمیرسد. این دین به راستی نابترین و پاکترین دینهاست».
✍️ #مارتین_هوگ خاورشناس آلمانی
🔥
«با آنکه زرتشت از گروه توانگران و برجستگان بوده ولی با اینرو هیچگاه از هواداری تنگدستان و مردمان نیازمند و هم چنین کشاورزان و رمهداران دست نکشید و پشتیبان سرسخت آنان بود. سخن او دلنشین و سرشار از راه و روش مردمی است».
✍️ #رودلف
🔥
«که در آن منش او را سخت میستاید و اورا اندیشمندی بزرگ بهشمار میآورد. او مینویسد که خداوند زرتشت را برای مردم ایران برگزید زیرا ایرانیان از یک آگاهی بزرگی درباره خداوند برخوردار بودند. این مردم با خرد سزاوار مرد خردمندی چون زرتشت بودند».
✍️ #توماس_هاید نویسنده بزرگ انگلیسی
🔥
«زرتشت بیگمان بالاتر و برتر از یک پیامبر بوده که چنین سخنان شکوهمند و برجستهای را برزبان روان کرده و با خردمندی و بینش گسترده، آموزش مهرورزی و برادری و دوستی داده و بر نهاد راستی و درستی تکیه نموده و آنهارا راهنمای مردمان نموده است».
✍️ #نیبرگ
🔥
«زرتشت هم در راه پالایش اندیشه آدمی و هم سازندگی جهانی که در آن زیست میکند گام برداشت. او هم با قربانی کردن چهارپایان به پیکار برخاست و آنرا کاری ناشایست و ناپسند بهشمار آورد و با توانگران و گروه سرمایهدار جنگید و در راه آزادی نیروها و آدمیان تلاش کرد. او بزرگتر از آن است که بتوان دربارهاش به گفتگو نشست».
✍️ #میله فرانسوی
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
به مناسبت #زادروز_اشوزرتشت، میخوانیم ديدگاه بخشی از بزرگان جهان درباره #اشوزرتشت بزرگ ایرانی.
🔥
«نور دانش برای نخستین بار با پیدایش #زرتشت در تاریخ آغاز به درخشش کرد».
✍️ #فریدریش_هگل فیلسوف بزرگ آلمانی
🔥
«زرتشت در گاتها بهگونه ویژه و با اندیشه ژرف سخن میگوید».
✍️ #فریدریش_گلدنر زبانشناس و خاورشناس آلمانی
🔥
«از لابهلای گاتها بهخوبی روشن میشود كه يک مرد تيزهوش و هوشمند ، پرتلاش و نیکخواه ، خيرانديش ، مهربان و مهرورز ، مهرجو و پاكدل و نیکكنش سخن میگويد كه با خرد راست است و با ديگران نيز از روی راستی سخن میگويد».
✍️ #هرتل زبانشناس و اوستاشناس آلمانی
🔥
«میدانیم که در آیین زرتشتی آنچه اهمیت دارد زندگی است نه مرگ.
شادی و شادمانی است نه غ، انده و سوگواری.
آشتی و دوستی است نه جنگ و خونریزی.
آزادی، آبادی و برابری است نه بندهگی و بردهگی و ویرانی.
در همهی آموزههای کیش زرتشت، پافشاری بر روی زندگی است. مرگ و زندگی از هم جدا هستند و کسی که میمیرد به دنیای مردگان میپیوندد. در این آیین حتا مرگ دشمن هم خواسته نمیشود. مهم این است دشمن که دروغ، خرافات، نادانی و بیخردی و... است ناکار آمد باشد. پشتکار و کوششهای خستگیناپذیر از فروزههای درخشان ایرانیان میباشد که برپایه راستی و درستی استوار شده است که همه آنها پرتوی از آیین شکوهمند و پرفروغ زرتشت است».
✍️ #هرتسفیلد
🔥
«زرتشت از همه نگرها ستودنی است. بیگمان عیسامسیح پیرو او بوده و از اندیشه او بهره گرفته است. سه سخن رسا و روان و شکوهمند او #اندیشه_نیک #گفتار_نیک #کردار_نیک پایه و بنیاد همه دینهاست و هیچ خردمندی نتوانسته است چیزی بر آن بیافزاید».
✍️ #وتین آمریکایی
🔥
«فروزههای ایرانیان باستان ستایش آمیزند. ولی باید دانست که انگیزه آنها، آموزشهای نیک خواهانه و مردمی زردشت میباشد. زرتشت از منشی والا برخوردار بود که توانست بر دل مردم رخنه نماید و آنها را بهسوی خود و آفریدگار مهربان و نیک خواهش بکشاند».
✍️پروفسور #میه
🔥
«زردشت پیوند خود را با اهورا مزدا بیشتر برپایه دوستی استوار کرده بود. او از خدای خود یاری و پشتیبانی میخواست، آنگونه که دوستی از دوست خود میخواهد. او در فروتنی به اهورامزدا، پاکدل و یکرنگ بود».
✍️ #ولتر
🔥
«بودا و کنفوسیوس و سغرات که جویندگان نور و فروغ و روشنایی بودند. از پایههایی بلند و سرکشیده برخوردار بودند ولی باید پذیرفت که زرتشت از همه آنها بالاتر و والاتر و ارزشمندتر بود. او بیگمان یکی از آموزگاران بزرگ خاوربه شمار میآید».
✍️ #جکسون
🔥
«پیام و سخن زرتشت از ارزشی شکوهمند و والا و دلنشین برخوردار است. خود او دارای آنچنان منشی نیرومند و نهادی توانا و رفتاری استوار بود که توانست سخنانی تا این اندازه شیوا و گیرا و مردمی برزبان روان سازد و به دنباله آن شاه توانایی چون گشتاسب را به خود فریفته نماید».
✍️پروفسور #میلز
🔥
«نوآوری زرتشت که بسیار ستایش آمیز میباشد در آن است که بهجای خدایان بیشماری که یافت میشد و در برابر بتپرستی بتپرستان یک آفریننده دانا یا اهورامزدا را جانشین کرد و از او خوبی و خوشی مردمان را درخواست نمود».
✍️ #بارتولومه
🔥
«آیین زرتشت کیش یکتاپرستی است که هیچ دینی دیگر از دیدگاه پاکی و آراستگی و مهر و راستی به پایه آن نمیرسد. این دین به راستی نابترین و پاکترین دینهاست».
✍️ #مارتین_هوگ خاورشناس آلمانی
🔥
«با آنکه زرتشت از گروه توانگران و برجستگان بوده ولی با اینرو هیچگاه از هواداری تنگدستان و مردمان نیازمند و هم چنین کشاورزان و رمهداران دست نکشید و پشتیبان سرسخت آنان بود. سخن او دلنشین و سرشار از راه و روش مردمی است».
✍️ #رودلف
🔥
«که در آن منش او را سخت میستاید و اورا اندیشمندی بزرگ بهشمار میآورد. او مینویسد که خداوند زرتشت را برای مردم ایران برگزید زیرا ایرانیان از یک آگاهی بزرگی درباره خداوند برخوردار بودند. این مردم با خرد سزاوار مرد خردمندی چون زرتشت بودند».
✍️ #توماس_هاید نویسنده بزرگ انگلیسی
🔥
«زرتشت بیگمان بالاتر و برتر از یک پیامبر بوده که چنین سخنان شکوهمند و برجستهای را برزبان روان کرده و با خردمندی و بینش گسترده، آموزش مهرورزی و برادری و دوستی داده و بر نهاد راستی و درستی تکیه نموده و آنهارا راهنمای مردمان نموده است».
✍️ #نیبرگ
🔥
«زرتشت هم در راه پالایش اندیشه آدمی و هم سازندگی جهانی که در آن زیست میکند گام برداشت. او هم با قربانی کردن چهارپایان به پیکار برخاست و آنرا کاری ناشایست و ناپسند بهشمار آورد و با توانگران و گروه سرمایهدار جنگید و در راه آزادی نیروها و آدمیان تلاش کرد. او بزرگتر از آن است که بتوان دربارهاش به گفتگو نشست».
✍️ #میله فرانسوی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــرح_فــــرتــــور📸
تیم ملی والیبال بانوان ایران
بازیهای آسیایی
۱۹۷۴ میلادی
۱۳۵۳ خورشیدی
۲۵۳۳ شاهنشاهی
ايستاده از راست : مينو اشتياق ، فهيمه فرمان آرا، پری فردی ، مهوش نوربخش ، بتول حسين پور
نشسته از راست : فاطمه سپنجی ، ناهيد حسين پور، گيتی يگانه
#دوران_پرشکوه_پهلوی
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــرح_فــــرتــــور📸
تیم ملی والیبال بانوان ایران
بازیهای آسیایی
۱۹۷۴ میلادی
۱۳۵۳ خورشیدی
۲۵۳۳ شاهنشاهی
ايستاده از راست : مينو اشتياق ، فهيمه فرمان آرا، پری فردی ، مهوش نوربخش ، بتول حسين پور
نشسته از راست : فاطمه سپنجی ، ناهيد حسين پور، گيتی يگانه
#دوران_پرشکوه_پهلوی
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_هـــــــنــــــر 🖼
راز نقاشی ندیمهها اثر دیگو ولاسکوئز چیست؟ نقاشیای با انواع تفاسیر متفاوت که هرکدام یک نگاه متفاوت را پیشنهاد میدهند. خود ولاسکوئزِ نقاش نیز در قاب حضور دارد. اثری که در یکی از اتاقهای خاندان سلطنتی ترسیم شده و بهشکل متناقضی عنوان اثر ندیمهها (دو کوتوله سمت راست) گزینش شده و نه اسامی خاندان دربار. انتخاب اسم توسط نقاش سیاسی خوانش شده و مرکزیت قرار دادن ندیمهها و بردنِ شاه و ملکه به کوچکترین قاب نوعی دهنکجی به قدرتمندان. اما یک نکته وجود دارد که میتوان آن را به سینما پیوند میزند: این یک میزانابیم و متاسینمای تمامعیار است نقاش به ما نگاه میکند، اثری که بر بوم میکشد از قاب بیرون مانده و در آینه بازتاب یافته (نقاشی در نقاشی/فیلم در فیلم) و نقاش خارج از ماهیت سلفپرتره که در آن زمان معمول بود، در درون نقاشیاش (آفرینش) حضور دارد و به مولف بودن خود اشارهای مستقیم دارد (متاسینما) و همچنین در درون قاب اصلی، دو قاب دیگر (آینه و در) نیز وجود دارند که قابدرقابهای دراماتیک شکل میدهند.
Diego Velázquez, Las Meninas, 1656
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_هـــــــنــــــر 🖼
راز نقاشی ندیمهها اثر دیگو ولاسکوئز چیست؟ نقاشیای با انواع تفاسیر متفاوت که هرکدام یک نگاه متفاوت را پیشنهاد میدهند. خود ولاسکوئزِ نقاش نیز در قاب حضور دارد. اثری که در یکی از اتاقهای خاندان سلطنتی ترسیم شده و بهشکل متناقضی عنوان اثر ندیمهها (دو کوتوله سمت راست) گزینش شده و نه اسامی خاندان دربار. انتخاب اسم توسط نقاش سیاسی خوانش شده و مرکزیت قرار دادن ندیمهها و بردنِ شاه و ملکه به کوچکترین قاب نوعی دهنکجی به قدرتمندان. اما یک نکته وجود دارد که میتوان آن را به سینما پیوند میزند: این یک میزانابیم و متاسینمای تمامعیار است نقاش به ما نگاه میکند، اثری که بر بوم میکشد از قاب بیرون مانده و در آینه بازتاب یافته (نقاشی در نقاشی/فیلم در فیلم) و نقاش خارج از ماهیت سلفپرتره که در آن زمان معمول بود، در درون نقاشیاش (آفرینش) حضور دارد و به مولف بودن خود اشارهای مستقیم دارد (متاسینما) و همچنین در درون قاب اصلی، دو قاب دیگر (آینه و در) نیز وجود دارند که قابدرقابهای دراماتیک شکل میدهند.
Diego Velázquez, Las Meninas, 1656
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_عــــکــــاســــی📸
مجموعه عکسهایی درباره ایران، سال ۱۳۳۵ خورشیدی، از دریچه دوربین ماریو دبیازی (Mario De Biasi)
ماریو دِبیازی، عکاس ایتالیایی
۱- تهران، خیابان شاهرضا، جلوی سینما دیانا، سال ۱۳۳۵ خورشیدی
۲-تهران، لاله زار، سینما متروپل، سال ۱۳۳۵ خورشیدی
۳-شب افتتاحیه فیلم "رستم و سهراب" در سینما دیانا، نوروز ۱۳۳۶ خورشیدی.
خانم روفیا (چپ) و خانم دلبر، خواننده رادیو (سمت راست) بازیگران فیلم در شب افتتاحیه فیلم رستم و سهراب در سینما دیانا در خیابان شاهرضا شرکت داشتند. این فیلم (به کارگردانی شاهرخ رفیع) که در آن زمان برابر بیش از دو میلیون رال هزینه داشت با شکست مواجه شد و فقط سیصد هزار رالچ فروش داشت.
۴- نمایی از داروخانه داریوش در خیابان شاه "جمهوری کنونی "، تقاطع خیابان قوام السلطنه "سی تیر کنونی"، اواخر دهه ۳۰ خورشیدی
۵-تهران، خیابان شاهرضا (انقلاب فعلی)، سینما دیانا (سینما سپیده فعلی) سال ۱۳۳۵ خورشیدی
۶-تهران، خیابان سیروس (سه راه سیروس)، سال ۱۳۳۵ خورشیدی
۷-آرایشگاه روفیا، واقع در امیریه خیابان کمالی، جلوی بیمارستان لقمان ادهم، سال۱۳۳۵ خورشیدی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_عــــکــــاســــی📸
مجموعه عکسهایی درباره ایران، سال ۱۳۳۵ خورشیدی، از دریچه دوربین ماریو دبیازی (Mario De Biasi)
ماریو دِبیازی، عکاس ایتالیایی
۱- تهران، خیابان شاهرضا، جلوی سینما دیانا، سال ۱۳۳۵ خورشیدی
۲-تهران، لاله زار، سینما متروپل، سال ۱۳۳۵ خورشیدی
۳-شب افتتاحیه فیلم "رستم و سهراب" در سینما دیانا، نوروز ۱۳۳۶ خورشیدی.
خانم روفیا (چپ) و خانم دلبر، خواننده رادیو (سمت راست) بازیگران فیلم در شب افتتاحیه فیلم رستم و سهراب در سینما دیانا در خیابان شاهرضا شرکت داشتند. این فیلم (به کارگردانی شاهرخ رفیع) که در آن زمان برابر بیش از دو میلیون رال هزینه داشت با شکست مواجه شد و فقط سیصد هزار رالچ فروش داشت.
۴- نمایی از داروخانه داریوش در خیابان شاه "جمهوری کنونی "، تقاطع خیابان قوام السلطنه "سی تیر کنونی"، اواخر دهه ۳۰ خورشیدی
۵-تهران، خیابان شاهرضا (انقلاب فعلی)، سینما دیانا (سینما سپیده فعلی) سال ۱۳۳۵ خورشیدی
۶-تهران، خیابان سیروس (سه راه سیروس)، سال ۱۳۳۵ خورشیدی
۷-آرایشگاه روفیا، واقع در امیریه خیابان کمالی، جلوی بیمارستان لقمان ادهم، سال۱۳۳۵ خورشیدی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــرح_فــــرتــــور📸
#_نبرد_ماراتون: پیروزی یونانیان و ریشه مسابقه دُوی ماراتن
✍🏻نبرد ماراتون یکی از مهمترین و بزرگترین نبردهای تاریخ باستان است که در سال ۴۹۰ پیش از میلاد مسیح و در زمان سلطنت داریوش بزرگ در ایران میان ارتش ایران هخامنشی و یونانیان در دشت ماراتون رخ داد. در این نبرد که برخی از تاریخنگاران به آن ایراداتی وارد کردهاند، یونانیان توانستند پیروزی را از آن خود کنند..
✍🏻در خصوص ریشه مسابقه دوی ماراتن، هرودت، مورخ مشهور یونانی، میگوید: پس از شکست ایرانیان در دشت ماراتون توسط سپاه آتن، فیلیپیدس، جنگجوی یونانی، با تجهیزات کامل نظامی مسافت ۴۲ کیلومتری از دشت ماراتون تا آتن را دوید و خبر شکست ایرانیان را به آتنیها رساند. او پس از رساندن این خبر «ما پیروز شدیم»، بر زمین افتاد و جان خود را از دست داد. این روایت حماسی بهطور عمدی علیه ایرانیان و برای تحقیر آنها توسط هرودت نوشته شده و مسابقه مشهور دوی ماراتن بهعنوان یادبود شکست ایرانیان در برابر غرب بهوجود آمده است..
🏺تصویری از نبرد سرباز ایرانی (سمت چپ) و هوپلیت یونانی (راست) بر روی کیلیکس باستانی.
.
📌هوپلیتها سربازان پیاده نظام در یونان باستان بودند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــرح_فــــرتــــور📸
#_نبرد_ماراتون: پیروزی یونانیان و ریشه مسابقه دُوی ماراتن
✍🏻نبرد ماراتون یکی از مهمترین و بزرگترین نبردهای تاریخ باستان است که در سال ۴۹۰ پیش از میلاد مسیح و در زمان سلطنت داریوش بزرگ در ایران میان ارتش ایران هخامنشی و یونانیان در دشت ماراتون رخ داد. در این نبرد که برخی از تاریخنگاران به آن ایراداتی وارد کردهاند، یونانیان توانستند پیروزی را از آن خود کنند..
✍🏻در خصوص ریشه مسابقه دوی ماراتن، هرودت، مورخ مشهور یونانی، میگوید: پس از شکست ایرانیان در دشت ماراتون توسط سپاه آتن، فیلیپیدس، جنگجوی یونانی، با تجهیزات کامل نظامی مسافت ۴۲ کیلومتری از دشت ماراتون تا آتن را دوید و خبر شکست ایرانیان را به آتنیها رساند. او پس از رساندن این خبر «ما پیروز شدیم»، بر زمین افتاد و جان خود را از دست داد. این روایت حماسی بهطور عمدی علیه ایرانیان و برای تحقیر آنها توسط هرودت نوشته شده و مسابقه مشهور دوی ماراتن بهعنوان یادبود شکست ایرانیان در برابر غرب بهوجود آمده است..
🏺تصویری از نبرد سرباز ایرانی (سمت چپ) و هوپلیت یونانی (راست) بر روی کیلیکس باستانی.
.
📌هوپلیتها سربازان پیاده نظام در یونان باستان بودند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity