🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم

پاسخی کوتاه به مغلطه‌ی مسلمانان در خصوص ‌ #اسلام_هراسی⁩:
‏برخی از مسلمانان معتقدند اسلام واقعی این نیست و آیاتی از قرآن که با صراحت تمام، دستور به اجرای اعمالی غیر انسانی داده‌اند، تفسیرشان چیز دیگری‌ست و روایاتی که مؤمنان را به وضوح به کشتن تشویق میکنند نیز همگی جعلی هستند.
چگونه از مسلمانان ساده لوحی که به نصف ماه با انگشت شست پیامبرشان، زندگی یونس در شکم نهنگ، سنگ شدن قوم لوط، بوزینه شدن یهودیان بنی اسرائیل و اژدها شدن عصای موسی معتقدند باید توقع داشته باشیم که همان تفسیر اصلی که شما از آن سخن میگویید را برداشت کنند؟
‏در آیه ۳۴ سوره نساء آمده:
‏«و آن زنان را كه از نافرمانيشان بيم داريد، اندرز دهيد و از خوابگاهشان دورى كنيد و بزنيدشان. اگر فرمانبردارى كردند، از آن پس ديگر راه بيداد پيش مگيريد. و خدا بلندپايه و بزرگ است.»
عده‌ی قلیلی از مسلمانان در ماله کشی این آیه میگویند تفسیر چیز دیگری‌ست و منظور از کتک زدن، کتک زدن زن با چوب مسواک است.
خب این عده‌ی قلیل، چگونه توقع دارند مسلمانان ساده لوح با خواندن این آیه به این نتیجه برسند که خدایشان دستور داده برای حل اختلاف خود با همسرشان، در صورتی که نه نصیحت کار ساز بود و نه دوری از خوابگاه، آنها را با چوب مسواک(فرض کنید چوب پنبه) تنبیه کنند؟
چگونه میتوان توقع داشت که مسلمانان، از چنین آیه‌ای که به وضوح برای حل اختلاف زن و مرد مسلمان، به مرد پیشنهاد میکند که زن را بزند، برداشت کنند که منظور خدایشان کتک زدن با چوب مسواک بوده؟ و انصافا‌ خدایی که برای حل اختلاف، چوب مسواک را پیشنهاد میدهد، کودن و ابله نیست؟
عده‌ای نیز کلاً کوچه علی چپ زده و ادعا میکنند در این آیه، منظور از فعل وَاضْرِبُوهُنَّ، کتک زدن نیست. باید آن را ترک کردن ترجمه کرد.
وقتی علامه طباطبایی، عالم بزرگ اسلام شناس، در کتاب خود، تفسیر المیزان، این فعل را کتک زدن ترجمه کرده، چگونه از مسلمانان میتوان انتظار داشت که کتک زدن را برداشت نکنند و پی ببرند که ترجمه‌ی این فعل، ترک کردن است؟
هزاران روایت در مورد کشتن مرتد در کتاب‌های مسلمانان وجود دارد. از کسانی که ادعا میکنند همه‌ی این روایات، جعلی هستند، سؤالی دارم.
‏واقعاً چگونه باید انتظار داشته باشیم همه‌ی مسلمانان، این روایات را جعلی بدانند؟ و اگر جعلی هستند، پس چرا حذف نمیشوند؟ فرض کنیم تنها یک هزارم مسلمانان، ساده لوح باشند و این روایات را صحیح بدانند. این خود تهدید کمی برای جهان است؟ این خود خطر کمی‌ست؟
فرض کنیم مسلمانانی که ترس از اسلام را غیر منطقی میدانند و آن را ایسلاموفوبی(l’islamophobie) معرفی میکنند، گفته‌شان مبنی بر این که اسلام واقعی چیز دیگری‌ست، صحیح است. فرض کنیم اسلام خودش خوب است اما برداشت مسلمانان غلط است.
‏فرض کنیم همه‌ی این برداشت‌های زن ستیزانه و غیر انسانی از اسلام غلط‌اند.
‏آیا وجود چنین آیات مبهمی که تفسیرشان چیز دیگری‌ست و چنین روایات خشنی که همگی جعلی هستند، نزد مسلمانان ساده لوح، مانند بمبی نیست هر لحظه امکان انفجار آن وجود داشته باشد؟
اصلا‌ فرض بر این بگیریم که همه‌ی روایت خشنِ اسلام، جعلی. اصلاً همه‌ی آیاتی که غیر انسانی هستند، تفسیرشان چیز دیگری‌ست. آیا ترسیدن از دینی که اکثریت دیندارانش، آن برداشت خشن و غلط را برداشت میکنند، غیر منطقی‌ست؟
احتمالاً تعدادی اعتراض میکنند که چرا و روی چه حسابی میگویی اکثریت دینداران.
‏خب حتی اگر فرض کنیم اقلیتی حدود ۲ درصد، به اشتباه، آن برداشت خطرناک را برداشت کنند، این خود یعنی وجود ۳۶ میلیون مسلمان رادیکال بر روی زمین.
وجود جمعیتی به اندازه‌ی جمعیت کانادا، با تفکری اسلامی و رادیکال، ترسناک نیست؟ آیا نباید از چنین دینی ترسید؟ آیا این ترس، غیر منطقی‌ست که به آن ایسلاموفوبی میگویید؟

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


اگر خداوند تمامی حقیقت را در دست راستش نگه داشته بود و جست‌وجوی یگانه و ابدی حقیقت را در دست چپ، و به من می‌گفت: «انتخاب کن!»، به رغم تمامی خطاهایی که ناگزیر و همواره مرتکب خواهم شد، فروتنانه دست چپش را در بر می‌گرفتم و می‌گفتم: «ای پدر، جست‌وجوی ابدی را به من ببخشای! که حقیقت محض تنها از آن توست!»

~ گوتهولد افرایم لسینگ

Ride Together~2024
AI Artist: Monika Seitter

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵

If God had kept all the truth in his right hand and your beauty in his left hand, and said to me: "Choose!", despite all the mistakes that I will inevitably and always commit, I would humbly hold his left hand and I used to say: "Father, give me this heavenly beauty of yours!" that the pure truth is only this heavenly beauty"

اگر خداوند تمامی حقیقت را در دست راستش نگه داشته بود و تووزیبایی هایت را در دست چپ، و به من می‌گفت: «انتخاب کن!»، به رغم تمامی خطاهایی که ناگزیر و همواره مرتکب خواهم شد، فروتنانه دست چپش را در بر می‌گرفتم و می‌گفتم: «ای پدر، این زیبای آسمانی وابدی را به من ببخشای! که حقیقت محض تنها این زیبای آسمانی ست»


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم

همان‌طور که لیوان کوکایتان را بالا می‌آورید، آگاهی‌تان را هم درباره بیماری سرطان پستان ارتقا دهید!
📌 این آگهی کوکاکولا به مناسبت ۱۳ اکتبر (امروز ) است که «روز بدون سوتین/ No Bra Day» نام گرفته. این یک رویداد سالانه در سراسر جهان است که طی آن، زنانی که مایلند در این رویداد شرکت کنند، در این روز سوتین نمی‌پوشند. هدف از این رویداد افزایش آگاهی نسبت به سرطان پستان است. این نام‌گذاری نماد و تلنگری است که سعی دارد به زنان یاداوری کند به طور منظم خود را معاینه کنند تا در صورت وجود هرگونه نشانه‌ای از بیماری سرطان پستان، بلافاصله مورد درمان قرار بگیرند. 📌 تشبیه رد بجا مانده از لیوان کوکاکولا به سینه، استعاره‌ی جالبی ایجاد کرده، مخصوصا که دایره‌ی سمت چپ لکه‌ی تیره‌ای دارد که می‌تواند اشاره‌ی فرمی خلاقانه‌ای به توده سرطانی باشد! 📌 البته در سالهای اخیر «روز بدون سوتین» با مفاهیم سیاسی و اجتماعی دیگری پیوند خورده، و مفهوم اصلی خود را از دست داده است. برخی با آن مخالفند و این رویداد را صرفا جنسی و نوعی استثمار می‌دانند ‌و برخی دیگر آن را فرصتی برای مبارزه در جهت برابری جنسیتی قلمداد می‌کنند.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣


#_ساسانیان پرافتخار ترین حکومت ایرانه که خیلی از مفاهیمی که امروز میشناسیم میراث دار این پادشاهی باشکوه هستیم.
این خاندان سالهاست توسط اسلامگرایان از یک طرف و چپ ها از طرف دیگر تخریب میشه برای اینکه خاندان پهلوی با ترویج فرهنگ میهن پرستی ایرانشهری میراث دار این تمدن بزرگ بودن


هرکسی درمورد#_ساسانیان_حرف_مفت_زد_بزنید_توی_دهنش



#پاینده_ایران

#_آرمان_ماایرانشهر_ماست


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥

#_مــــیـــراث_ســـرزمــــیـــنـــم

#_جام_زرین_عمارلو_گیلان

مربوط به نیمه نخست هزاره‌ اول پیش از میلاد
دارای نقش‌هایی در دو ردیف
ردیف بالا حمله شیر به گوزن
روی ران شیر نقش سواستیکا حک شده
ردیف پایین افرادی که در دستشان گلدان است
مابین افراد درون گلدانی درخت زندگی؟!
این نقوش چهار بار از چپ به راست تکرار شده‌اند
مولاژ جام در میدان شهر بره‌سر به نمایش درآمده‌است.
جام عمارلو با شماره ۴۳۶۳ در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود...



#_پاینده_ایران

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_پالایش_زبان_پارسی

🔻فوتبال= Football، توپان، لِپـِگام(لِپـِه=توپِ بازی، گیلکی)
🔻فوتبالیست= توپانگـَر
🔻اوت= Out، بیرون
🔻بک= Back، پشتیبان
🔻بک چپ= Left back، پشتیبان چپ
🔻بک راست= Right back، پشتیبان راست
🔻فوروارد= Forward، پیشرو(در فوتبال)
🔻فوروارد چپ= Left forward، پیشروی چپ
🔻فوروارد راست= Right forward، پیشروی راست
🔻ـ Left wing forward، پیشروی دست چپ
🔻ـ Righty wing forward، پیشروی دست راست
🔻فوروارد میانی= Center forward، پیشروی میان
🔻پنالتی= Penalty، تاوان
🔻منطقه جریمه= Penalty area، تاوانگاه
🔻آفساید= Offside، اَویگَت(=تجاوز)
🔻فول= Foul، ماندَک(=خطا)
🔻هند= Hand، دست
🔻تیم= Team، دسته
🔻پاس= Pass، وادِه
🔻هد= Head، سر
🔻کاپیتان= Capitan، سردسته
🔻کرنر= Corner، گوشه
🔻ـ Half back= نگهبان
🔻ـ Left half back= نگهبان چپ
🔻ـ Right half back= نگهبان راست
🔻ـ Goal، هال
🔻ـ Goal keeper= هالبان
🔻ـ Goal area= هالگاه

🔻شعف= دلدادگی، شیفتگی، خرمی، خوشی، خوشدلی، خوشنودی، خوشهالی۱، شادمانی، شادکامی، شادی، سرشادی، دلتنگی
🔻شوق و شعف= شور و شادی
🔻مشعوف= شیفته، دلباخته، دِل‌رَفته، دیوانه، دوستدار، خوشهال، خوشدل، خرم، خندان، خوشوَخت۲، شاد، شادان، شادمان
🔻مشغوف= (=مشعوف)، دیوانه، شیفته
🔻مشعوف‌شدن= شیفته‌شدن، دلباخته‌شدن، شادمان‌گشتن، خوشوَخت‌شدن، شادشدن، خوشهال‌شدن
🔻مشعوف‌کردن= شادکردن، خوشوَخت‌کردن، خوشهال‌کردن، شادمان‌کردن
🔻مشعوف‌بودن= شیفته‌بودن، دلباخته‌بودن، دوستداربودن، خوشهال‌بودن، خوشدل‌بودن، خرم‌بودن، خندان‌بودن، خوشوَخت‌بودن، شادبودن، شادان‌بودن

۱. خوشهال= خوشحال
۲. خوشوَخت= خوشوقت

✍️نمونه:
🔺ایرانی‏‌ها با شوق و شعف وافر منتظر شروع سال جدید هستند=
ایرانی‏‌ها با شور و شادی فراوان چشم‏‌براه آغاز سال نو هستند

🔺از ملاقات شما خیلی مسرور و مشعوف گردیدم=
از دیدن شما بسیار شاد و خُرم شدم

🔻تَوأم= همراه، همزاد، همپا، با هم، جُنابِه
🔻تَوأمان= همزادان، جُنابِه، همراه با هم، با هم
🔻توأم با شک و تردید= گمان‌آمیغ، گمان‌آمیز
🔻تَوأم‌شدن= آمیخته‌شدن، یکی‌شدن، همراه‌شدن
🔻تَوأم‌کردن= آمیخته‌کردن، یکی‌کردن
🔻تَوائِم= همزادان، جُنابِگان

✍️نمونه:
🔺کار اصلاح و تربیت وقتی منجر به نتیجه خواهد شد که با اشتغال توأم باشد=
آموزش و پرورش هنگامی به بار می‌نشیند که با کارزایی همراه باشد

🔺تعداد طبیعی ضربان قلب در نوزادانِ توام، بین ۱۰۰bprm تا ۱۴۰bprm است=
شمار بهنجار تپش دل در نوزادانِ همزاد، میان 100bprm تا 140bprm است

🔺مقولات هویت و توسعه باید توامان مورد مطالعه قرار گیرد=
جُستارهای کیستی و پیشرفت باید همراه با هم بررسی شود

🔺توأم‌شدن علم و تجربه‌ی هنرمند، به خلق آثار هنری معتبری منجر می‌شود=
آمیخته‌شدن دانش و کارآزمودگی هنرمند، به آفرینش کارهای ارزشمندی می‌انجامد

🔻مزایده= Aucation، بیش‌فروشی، بیش‌فروش، فزون‌فروش، فَرافزونی، هَم‌اَفزایی، بهافزونی، اَرزاَفزایی

🔻مناقصه= Tender، کمخرید، ارزان‌خرید، ارزان‌خری، کاهشگری، کم‌بهایی، بهاشکنی، اَرزشِکنی، نرخ‌آوری، کاهش نرخ

✍️نمونه:
🔺دولت هرچه می‌فروشد به مزایده است، هرچه می‌خرد به مناقصه=
اِستات هرچه می‌فروشد به فزون‌فروشی است، هرچه می‌خرد به ارزان‌خری

🔺در هر مزایده تلاش می‌شود تا جنس به حداکثر قیمتِ ممکن به فروش برسد=
در هر بیش‌فروشی، کوشش می‌شود تا کالا به بیشترین بهای شایا به فروش برسد

🔺در مناقصه، تمامی پیشنهادهای واصله ملاحظه شده و پایین‌ترین قیمت قبول می‌گردد=
در اَرزشِکنی، همه‌ی پیشنهادهای رسیده بررسی شده و پایین‌ترین بها پذیرفته می‌شود

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_دلــــنـــوشـــتـــه_امـــروز❤️


چرا باید همه از یه چیز خوششون بیاد؟
✍🏻تا حالا شده یه فیلم یا نقاشی رو دوست داشته باشی ولی وقتی به بقیه میگی، چپچپ نگات کنن و بگن: "این دیگه چیه؟"! انگار باید همه از یه چیز تعریف کنن و اگه نظر متفاوتی داشته باشی، قافیه رو باختی.

✍🏻واقعیت اینه که تعریف زیبایی تو هر دوره و فرهنگی فرق داشته. یه زمانی مردم تو هنر کلاسیک دنبال نظم و تقارن بودن؛ اما وقتی رنسانس اومد، پیچیدگی وارد ماجرا شد. بعدش با اومدن سبکایی مثل امپرسیونیسم یا دادائیسم، زیبایی شد چیزایی که ذهن رو به چالش می‌کشه.

✍🏻حالا ریشه این اتفاق چیه؟ ما آدما ذاتاً دنبال تأییدیم. وقتی نظر ما با جمع همخونی نداره، انگار اعتمادبه‌نفسمون ضربه می‌خوره. برای همین بعضیا راحت‌تر نظر بقیه رو می‌پذیرن تا تنش ایجاد نشه. اما هنر واقعی، همین متفاوت‌بودنه؛ همین که چیزی رو ببینی و درکش کنی که بقیه ازش سر درنمیارن.

✍🏻حرف آخر: زیبایی چیزی نیست که همه باید ازش خوششون بیاد. اگه چیزی به دِل تو می‌شینه، واسه خودت نگهش دار. هنر یه تجربه شخصیه، نه مسابقه محبوبیت.

🎨Kevin Yaun, USA Crosswalk 13 (2023)

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_عــــکــــاســــی📸

▪️تصویری از ایستگاه برق Battersea در انگلستان ، جایی که یک خوک غول پیکر دیده می شود که در حال پرواز بین دودکش های سمت چپ آن است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏

۱۷دیماه، سالروز درگذشت سالار زن ایرانی، #شاهدخت_اشرف_پهلوی در روزگاری که فمنیست های چپ در ضدیت با مدرنیته پهلوی زیر عبای خمینی سینه میزدند، او طلایه دار آزادی #زنان بود.

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

#جــــاویــــد_شــــاه

#جاويد_اعلیحضرت_رضا_شاه_پهلوى

#KingRezaPahlavi


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــجـــســـمـــه_ســـازی 🗿

#_تندیس

هرمافرودیت (خوابیده، ناتی، پیشانی، نوئه، نگین ابریشم مصنوعی، روبان، کروبیلو، برهنه، نیمکت، سور، پارچه فروشی) حالت کار: ناقص: تمام انگشتان دست چپ، نوک شست و انگشت اشاره دست راست گم شده است گردن، پای چپ و قسمتی از پای راست توسط D. Larique در سال 1620 با سنگ مرمر بازسازی شد. پارچه های نزدیک شکم و دست چپ با هم جمع شدند. مونتاژ هرمافرودیت روی گوشواره و تشک‌هایی که توسط Gian Lorenzo Bernini ساخته شده‌اند، به سال 1620 برمی‌گردد. درخششی در قطعه سمت راست وجود دارد. بقیه چهار نیم تنه مدرن ابوالهول هستند که به عنوان زیرپایی در تخت عمل می کنند

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_هـــــــنــــــر 🖼

#_چپ:
برهنه در حال پایین آمدن از پلکان
نقاش: مارسل دوشان
سال: ۱۹۱۲

#_راست:
مارسل دوشان در حال پایین آمدن از پلکان
عکاس: الیوت الیسوفون
سال: ۱۹۵۲

یک چرخش چهل ساله و تجلی خود هنرمند در بازآفرینی اثر هنری مناقشه‌برانگیزش. نقاشی‌ای که در ابتدا با انکار و تحقیر از آن استقبال شد و تنها گذر زمان قادر به آشکار ساختن میزان پیشرو بودن آن بود: اینکه چگونه او در چارچوب بسته و محدود تابلوی نقاشی، لحظۀ اکنون را همچون یک صفحه تا زده و از این طریق تداوم حرکت را در یک قاب به تصویر درآورده است.
عکس الیسوفون به نوعی تصدیق ارزش نقاشی و ستایشی است از دوشان، هنرمندی که گویی با این نقاشی به سینما و از درون تابلو به آینده گریز زد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم

سکه بر زر کرد، نام پادشاهی در جهان
نادر ایران‌زمین و خسرو گیتی ستان.

👇((بخشی از تاریخ)) 👇
دست درازی به خاک هر سرزمینی و حتا اندیشیدن به آن در هنگام ضعف آن سرزمین و نقشه‌های دور و دراز برخی از شیرین خردان که رویاهای آشفته می‌بینند، فرجام ناخوشایندی برای متجاوزان خواهد داشت. چون هر فرازی را فرودی و هر فرودی را فرازی خواهد بود.

#نبرد_آق‌_دربند یا #نبرد_کرکوک:
نبردی میان سپاهیان ایران و عثمانی که به پیروزی ایرانیان انجامید.

شوندهای نبرد:
مهمترین شوند این نبرد جبران خسارات نبرد کرکوک بود. در ۱۰ مهر سال ۱۱۱۲ خورشیدی، آرتش ایران از همدان راهی کرکوک شد.
نادرشاه با ورود دوباره به قلمرو عثمانی در عراق، توپال عثمان را به نبرد دیگری فرامی‌خواند.
در ۲ آبان، بن‌هایی از آرتش‌های دو سو در منطقه لیلان واقع در جنوب کرکوک، باهم درگیر شدند.
این درگیری که نتیجه قاطعی نداشت به پس نشستن نیروهای عثمانی به کرکوک انجامید.

دژ سورداش در شمال شرق کرکوک بدست نیروهای ایرانی افتاد. جاسوسان نادرشاه به او خبر دادند یک قوای ۱۲هزار تنه از راه دره آق‌دربند در حال نزدیک شدن است.
توپال پاشا، این نیرو را به فرماندهی ممش‌پاشا،به عنوان گارد پیشرو فرستاده بود و خود به همراه بدنه اصلی آرتش عثمانی در پی می‌آمد.
نادرشاه نیز طلایه‌ای زیر فرمان حاجی بیگ خان رهسپار نمود تا قوای ممش‌پاشا را به سوی قوای اصلی آرتش ایران بکشاند.
نیروهای ممش‌پاشا با پیگرد قوای حاجی بیگ خان به کمین ۱۵هزار سرباز ایرانی افتادند که در زمان کوتاهی آنان را با آتش باری سنگین از دو سو نابود کردند.
ممش‌پاشا که اندکی پیش خبر شکست ایرانیان را به توپال عثمان داده بود و درخواست نیروی بیشتری برای پیگرد آنان داشت، در این کمین کشته شد.

گزارش جنگ:
در این جنگ توپال عثمان پاشا کشته شد و سرش بالای نیزه رفت.

گام نخست:
شکست قوای ممش‌پاشا، سبب شد بدنه اصلی سپاه نادرشاه با شتاب به سوی نیروهای عثمانی که ۵ کیلومتر با آنان فاصله داشتند پیشروی کند.
توپال عثمان که حس میکرد رخدادهای متفاوتی روی خواهد داد، پیشروی‌اش را متوقف کرد تا به صفوف نیروهایش سامان بدهد.
با نزدیک شدن به قوای دشمن نادرشاه پیاده‌هایش را به خط کرد و برای درگیری با ینی‌چری‌ها فرستاد.
برای ۲ساعت پیاده‌های ایران و عثمانی در حال آتش باری به سوی یک دیگر بودند.
در هنگام پسین، تفنگ‌های فتیله‌ای، شلیک‌های نخستین، مهمترین شلیک‌ها بودند.
آوای بلند، دود و گرد و خاک ناشی از شلیک انبوه تفنگ‌ها و توپخانه آن دوران دید سربازان و افسران را مختل میکرد.
در چنین وضعیتی، شلیک‌های نخستین بودند که تاثیر بیشتری داشتند و هرج و مرج از تاثیر آتش بارهای بارهای دیگر می‌کاست.
یکی از مشکلات فرماندهان این دوره موثر نبودن فرمان پایان آتش بار و اجرای فرمان دیگر بود.
یک یگان تفنگ‌چی، همواره این مشگل را داشت که ممکن بود تا پایان نبرد سر جای خود بماند و به آتش باری ناکارا و عدم جنبش و پویایی ادامه دهد.

گام نهایی:
تفنگداران ایرانی در این گام از نبرد سامان(:نظم)خوب خود را نشان دادند.
پس از ۲ساعت آتش باری، آنان فرمان افسران خود را به خوبی اجرا کردند و با متوقف کردن تیراندازی، شمشیر کشیده و به صفوف ینی‌چری‌ها هجوم بردند.
نادرشاه افزون‌بر زمان بندی مناسب در این هنگام بال‌های راست و چپ سواره نظام خود را هر کدام به شمار ۱۵هزار سوار به جنبش درآورد. بال راست را حاجی بیگ خان فرماندهی میکرد و نادرشاه خود فرماندهی بال چپ را بر دوش داشت.
نقشه نادرشاه این بود که سواره نظام از دو سوی و پیاده‌ها از روبرو نیروهای عثمانی را از پا درآورند.
این آفند(:حمله) شدید صف‌های ینی‌چری‌ها را کامل نابود کرد.
توپال عثمان که سرنوشت ناخوشایندی را در برابر چشمانش می‌دید سوار بر اسب مستقیم وارد میدان نبرد شد.
فرمانده پیر رومیه(عثمانی) از سردار ایرانی که به تازگی در سامرا شکستش داده بود فریب خورده بود، اما غرور نظامی توپال عثمان موجب شد، مرگ در میدان نبرد را بر فرار برگزیند. توپال عثمان دو بار در هنگام نبرد مورد اصابت گلوله قرار گرفت و سرانجام یک سوار ایرانی به نام اللهیار خان گرایلی سرش را از تنش جدا کرد و برای نادرشاه برد.
نبرد با ۱۰هزار تن کشته از سپاه عثمانی فرجام یافت و همه توپخانه و تدارکات نیز بدست سپاه ایران افتاد.
شکست سامرا جبران شد. نادرشاه برای بزرگداشت سردار پیر عثمانی و به پاس دلیری‌اش، سر و کالبد او را به همراه هم با پاسداشت تشریفات ویژه به قاضی عسگر عبدالکریم افندی سپرد تا در خاک عثمانی دفن گردد.

نتیجه جنگ:
پس از کشته شدن سردار عثمانی، عثمانیان شکست خوردند.
آثار این پیروزی:
پیروزی در این جنگ نه تنها شکست پیشین را جبران کرد، بلکه موجب شد عثمانیان با دریافت خبر شکست تبریز را ترک کنند.

#Zartosht

#_پاینده_ایران_اهورایی_مان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_صرفا_جهت_اطلاع

🔰 دادگاه خسرو گلسرخی رو احتمالا همه‌تون دیده‌اید.

تا حالا فکر کردید این همه مزخرف از کجا اومده؟

یک مشت جوان بی‌دغدغه می‌نشستن توی کافه‌ها، سیگار برگ دود می‌کردن و ژست روشنفکری می‌گرفتن و این اراجیف رو بین خودشون غرغره می‌کردن.

هر موقع هم کم میاوردن، متن‌های چپ‌های غربی رو که یه چپ دیوانه‌تر از خودشون ترجمه کرده بود، میخوندن.

در ٢ دهه منتهی به فاجعه ۵٧، روسها این فرایند مغزشویی رو تو کل دنیا راه انداختن و سهم کشور ما به عنوان همسایه جنوبی، بیش از حد زیاد بود.

استالین میگفت "من به نویسنده بیشتر نیاز دارم تا تانک".

با تانک فقط میشه سرزمینها رو به زور فتح کرد اما با فتح ذهن مردم توسط رسانه میتونی کاری کنی که مردم یک سرزمین خودشون دو دستی مملکتشون رو تقدیم کمونیستها کنن.

🔹 ‏«هرگز نباید عقلِ شهروندان را به‌دست ادیبان سپرد؛ زیرا با ذهنیت رمانتیک و فهم ناچیزی که از امر مهیب سیاست دارند، درهای جهنم را به روی مردم باز می‌کنند»


#_الکسی_دوتوکویل

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨


#_چپ
▣ Lady with an Ermine, by Leonardo da Vinci, c. 1490.

#_راست
▣ Adoration of the Shepherds, by Caravaggio, 1609.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
واندر طلب طعمه پر و بال بياراست
بر راستی بال نظر کرد و چنين گفت
امروز همه روی زمین زير پر ماست
بـر اوج فلک چون بپرم از نظـر تــيز
می‌بينم اگر ذره‌ای اندر ته درياست
گر بر سر خـاشاک يکی پشه بجنبد
جنبيدن آن پشه عيان در نظر ماست
بسيار منی کـرد و ز تقدير نترسيد
بنگر که ازين چرخ جفا پيشه چه برخاست
ناگـه ز کـمينگاه يکی سـخت کمانی
تيری ز قضا و قدر انداخت بر او راست
بـر بـال عـقاب آمـد آن تير جـگر دوز
وز ابر مر او را به سوی خاک فرو کاست
بر خـاک بيفتاد و بغلـتيد چو ماهی
وانگاه پر خويش گشاد از چپ و از راست
گفتا عجب است اينکه ز چوب است و ز آهن
اين تيزی و تندی و پريدن ز کجا خاست؟
چون نیک نگه‌کرد و پر خويش بر او ديد
گفتا ز که ناليم که از ماست که بر ماست.

✍️ #ناصر_خسرو_قبادیانی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم


پاسخی کوتاه به مغلطه‌ی مسلمانان در خصوص ‌ اسلام هراسی⁩:
‏برخی از مسلمانان معتقدند اسلام واقعی این نیست و آیاتی از قرآن که با صراحت تمام، دستور به اجرای اعمالی غیر انسانی داده‌اند، تفسیرشان چیز دیگری‌ست و روایاتی که مؤمنان را به وضوح به کشتن تشویق میکنند نیز همگی جعلی هستند.
چگونه از مسلمانان ساده لوحی که به نصف ماه با انگشت شست پیامبرشان، زندگی یونس در شکم نهنگ، سنگ شدن قوم لوط، بوزینه شدن یهودیان بنی اسرائیل و اژدها شدن عصای موسی معتقدند باید توقع داشته باشیم که همان تفسیر اصلی که شما از آن سخن میگویید را برداشت کنند؟
‏در آیه ۳۴ سوره نساء آمده:
‏«و آن زنان را كه از نافرمانيشان بيم داريد، اندرز دهيد و از خوابگاهشان دورى كنيد و بزنيدشان. اگر فرمانبردارى كردند، از آن پس ديگر راه بيداد پيش مگيريد. و خدا بلندپايه و بزرگ است.»
عده‌ی قلیلی از مسلمانان در ماله کشی این آیه میگویند تفسیر چیز دیگری‌ست و منظور از کتک زدن، کتک زدن زن با چوب مسواک است.
خب این عده‌ی قلیل، چگونه توقع دارند مسلمانان ساده لوح با خواندن این آیه به این نتیجه برسند که خدایشان دستور داده برای حل اختلاف خود با همسرشان، در صورتی که نه نصیحت کار ساز بود و نه دوری از خوابگاه، آنها را با چوب مسواک(فرض کنید چوب پنبه) تنبیه کنند؟
چگونه میتوان توقع داشت که مسلمانان، از چنین آیه‌ای که به وضوح برای حل اختلاف زن و مرد مسلمان، به مرد پیشنهاد میکند که زن را بزند، برداشت کنند که منظور خدایشان کتک زدن با چوب مسواک بوده؟ و انصافا‌ خدایی که برای حل اختلاف، چوب مسواک را پیشنهاد میدهد، کودن و ابله نیست؟
عده‌ای نیز کلاً کوچه علی چپ زده و ادعا میکنند در این آیه، منظور از فعل وَاضْرِبُوهُنَّ، کتک زدن نیست. باید آن را ترک کردن ترجمه کرد.
وقتی علامه طباطبایی، عالم بزرگ اسلام شناس، در کتاب خود، تفسیر المیزان، این فعل را کتک زدن ترجمه کرده، چگونه از مسلمانان میتوان انتظار داشت که کتک زدن را برداشت نکنند و پی ببرند که ترجمه‌ی این فعل، ترک کردن است؟

#قدرت_قلم_آفوریسم


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_عــــکــــاســــی📸

مجموعه عکس‌هایی درباره ایران، سال ۱۳۳۵ خورشیدی، از دریچه دوربین ماریو دبیازی (Mario De Biasi)

ماریو دِبیازی، عکاس ایتالیایی

۱- تهران، خیابان شاهرضا، جلوی سینما دیانا، سال ۱۳۳۵ خورشیدی

۲-تهران، لاله زار، سینما متروپل، سال ۱۳۳۵ خورشیدی

۳-شب افتتاحیه فیلم "رستم و سهراب" در سینما دیانا، نوروز ۱۳۳۶ خورشیدی.
خانم روفیا (چپ) و خانم دلبر‌، خواننده رادیو (سمت راست) بازیگران فیلم در شب افتتاحیه فیلم رستم و سهراب در سینما دیانا در خیابان شاهرضا شرکت داشتند. این فیلم (به کارگردانی شاهرخ رفیع) که در آن زمان برابر بیش از دو میلیون رال هزینه داشت با شکست مواجه شد و فقط سیصد هزار رالچ فروش داشت.

۴- نمایی از داروخانه داریوش در خیابان شاه "جمهوری کنونی "، تقاطع خیابان قوام السلطنه "سی تیر کنونی"، اواخر دهه ۳۰ خورشیدی

۵-تهران، خیابان شاهرضا (انقلاب فعلی)، سینما دیانا (سینما سپیده فعلی) سال ۱۳۳۵ خورشیدی

۶-تهران، خیابان سیروس (سه راه سیروس)، سال ۱۳۳۵ خورشیدی

۷-آرایشگاه روفیا، واقع در امیریه خیابان کمالی، جلوی بیمارستان لقمان ادهم، سال۱۳۳۵ خورشیدی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــرح_فــــرتــــور📸


#_نبرد_ماراتون: پیروزی یونانیان و ریشه مسابقه دُوی ماراتن

✍🏻نبرد ماراتون یکی از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین نبردهای تاریخ باستان است که در سال ۴۹۰ پیش از میلاد مسیح و در زمان سلطنت داریوش بزرگ در ایران میان ارتش ایران هخامنشی و یونانیان در دشت ماراتون رخ داد. در این نبرد که برخی از تاریخ‌نگاران به آن ایراداتی وارد کرده‌اند، یونانیان توانستند پیروزی را از آن خود کنند..
✍🏻در خصوص ریشه مسابقه دوی ماراتن، هرودت، مورخ مشهور یونانی، می‌گوید: پس از شکست ایرانیان در دشت ماراتون توسط سپاه آتن، فیلیپیدس، جنگجوی یونانی، با تجهیزات کامل نظامی مسافت ۴۲ کیلومتری از دشت ماراتون تا آتن را دوید و خبر شکست ایرانیان را به آتنی‌ها رساند. او پس از رساندن این خبر «ما پیروز شدیم»، بر زمین افتاد و جان خود را از دست داد. این روایت حماسی به‌طور عمدی علیه ایرانیان و برای تحقیر آنها توسط هرودت نوشته شده و مسابقه مشهور دوی ماراتن به‌عنوان یادبود شکست ایرانیان در برابر غرب به‌وجود آمده است..
🏺تصویری از نبرد سرباز ایرانی (سمت چپ) و هوپلیت یونانی (راست) بر روی کیلیکس باستانی.
.
📌هوپلیت‌ها سربازان پیاده‌ نظام در یونان باستان بودند.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
یوسا در سال‌های نخستین جوانی مجذوب شخصیت فیدل کاسترو، رهبر انقلاب کوبا شده است، اما او مدتی بعد جدایی کامل خود از جنبش‌های تندرو چپ را اعلام کرد و به حمله شدید علیه کاسترو پرداخت. در سال ۱۹۸۸ در کنار تعدادی از احزاب راست‌گرا در تشکیل «جنبش آزادی‌ها» شرکت کرد. در سال ۱۹۹۰ نامزد ریاست جمهوری پرو شد اما از رقیبش آلبرتو فوجیموری شکست خورد و بعد از آن، همه فعالیت‌ها و برنامه‌های سیاسی خود را کنار گذاشت.
به گفتهٔ خود از فعالیت‌های سیاسی خویش «فساد حکومت و تحریک مردم به فدا کردن همه چیز در راهش» را به خوبی درک کرده بود. به علت حمایت از ایالات متحده و انتشار مقالاتی در تأیید سیاست‌های آمریکا مورد انتقاد قرار گرفت. این مقالات در دوران جنگ عراق نوشته شده بود، آن‌گاه که یوسا با دختر عکاسش مورگانا به صحنهٔ جنگ رفت و کار مشترکی با عنوان «روزنگار عراق» تهیه کردند.
ماریو بارگاس یوسا، رمان نویس پرویی که رئالیسم سنگدل را با اروتیک بازیگوش و به تصویر کشیدن مبارزه برای آزادی فردی در آمریکای لاتین ترکیب کرد و در عین حال مقالاتی نوشت که او را به یکی از تأثیرگذارترین مفسران سیاسی در دنیای اسپانیایی زبان تبدیل کرد.
بارگاس یوسا، به عنوان نویسنده ای جوان با دیدگاه های عامیانه و تاول زا از فساد، سازش های اخلاقی و ظلم در پرو شهرت یافت.
بیزاری او از هنجارهای جامعه مودب در پرو الهامات فراوانی به او داد.
با این حال، آقای بارگاس یوسا هرگز به طور کامل شیفته رئالیسم جادویی معاصرانش نشد. و او از آزار و شکنجه مخالفان در کوبا توسط فیدل کاسترو سرخورده بود و از ایدئولوژی چپ که برای چندین دهه بر بسیاری از نویسندگان در آمریکای لاتین تسلط داشت، جدا شد.
او مسیر خود را به‌عنوان یک متفکر سیاسی محافظه‌کار، اغلب تفرقه‌انگیز و به‌عنوان رمان‌نویسی ترسیم کرد که قسمت‌هایی از زندگی شخصی‌اش را به کتاب‌هایی تبدیل کرد که بسیار فراتر از مرزهای کشور مادری‌اش طنین‌انداز می‌کرد.
ستون دو هفته‌ای او، «Piedra de toque» یا «Touchstone» در روزنامه‌های اسپانیایی زبان سراسر آمریکای لاتین و ایالات متحده منتشر می‌شد. این به او بستری برای موضوعاتی مانند ظهور مجدد پوپولیسم در آند، هنر کلود مونه و پل گوگن یا حمایت پر سر و صدا از دولت اسرائیل، که موضوعی مکرر در نوشته های سیاسی او بود، داد.
ستون‌ها می‌توانند زندگی‌نامه‌ای باشند یا از رویدادهای خبری الهام گرفته‌اند، و اغلب فاقد صفت بوده و به شیوه‌ای زیبا نوشته شده‌اند که به آقای بارگاس یوسا اجازه می‌دهد تا به سراغ خوانندگانی برود که ممکن است حوصله پایان برخی از رمان‌های پیچیده‌تر و طولانی‌تر او را نداشته باشند.

▪️گزیده‌گوهایی از بارگاس یوسا

- «شعر ضمیر جهان است. با آن به لایه‌هایی از زندگی دست می‌یابیم که با شناخت عقلانی و هوش منطقی به آن‌ها دسترسی نداریم؛ یعنی دره‌های عمیقی که لازمه راه یافتن به آن‌ها پذیرش خطرهای جدی است. فقط از راه حدس و باطن است که می‌توان به شعر رسید نه از راه عقل.»
- «رمان شیوه جالبی است برای خوش‌گذرانی.»
- «من وقتی می‌نویسم خودم را تکثیر می‌کنم. دو نفر می‌شوم. هم نویسنده، هم خواننده. چون همیشه خودم را جای خواننده می‌گذارم تا بفهمم چه چیزی خوب است و چه چیزی بد. سعی می‌کنم خودم را با دو چشم دیگر بخوانم، و با نگاهی دیگر، طوری‌که انگار نمی‌دانم قرار است چه اتفاقی بیفتد.»

▪️افتخارات و جوایز

وی جایزهٔ پلانترا را به خاطر رمان مرگ در کوه‌های آند دریافت نمود. در ۲۰۰۲، جایزه قلم نابوکوف را دریافت کرد.

یوسا هفتم اکتبر سال ۲۰۱۰ برنده جایزه نوبل ادبیات شد. حدود ۲۰ سال نام او به عنوان یکی از کاندیداهای این جایزه بود. این نخستین بار از سال ۱۹۸۲ بود که یک نویسنده از آمریکای لاتین توانست برنده جایزه نوبل ادبی شود. در این سال، گابریل گارسیا مارکز نویسنده کلمبیایی برنده جایزه یک و نیم میلیون دلاری ادبیات نوبل شد.
آکادمی نوبل که مقر آن در استکهلم سوئد است، از یوسا به عنوان خالق آثاری نام برده که در آن وی به «ترسیم پیکره‌های قدرت» پرداخته و نگاه نافذی به «مقاومت، طغیان و شکست فردی» دارد.
یوسا در سال ۱۹۹۴ به عنوان عضو آکادمی سلطنتی اسپانیا برگزیده شد و در سال‌های گذشته در بسیاری از دانشگاه‌های آمریکا، آمریکای جنوبی و اروپا تدریس کرده است.
این نویسنده ادبی توانست در سال ۱۹۹۵ جایزه سروانتس، مهم‌ترین جایزه ادبی نویسندگان اسپانیایی زبان، را از آن خود کند و همچنین در سال ۱۹۹۶ برنده جایزه صلح آلمان شد.

▪️گزیدهٔ آثار