🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


عدد ۳ در ایران باستان

⭕️در اساطیر ایرانی، جمشید دارای سه فره یا به‌عبارتی بهتر فرهی با سه جلوه است.

⭕️ یکی از آن‌ها فره خدایی است که به مهر می‌رسد.

⭕️فره شاهی به فریدون می‌پیوندد

⭕️و فره پهلوانی را گرشاسب به دست می‌آورد. ( اهورا، شاه، پهلوان )

⭕️آژی‌دهاک سه سر داشت و جامعه‌ی طبقاتی سه‌گانه بود: موبدان، ارتشتاران، کشاورزان.

⭕️زرتشتیان در مراسم آیینی گرفتن شیره‌ی گیاه مقدس هوم، آب تقدیس‌شده، را سه بار روی شیره‌ی هوم می‌ریزند و این کار نمادی از سه مرحله‌ی نزول باران، تبخیر، تشکیل ابر و تراکم ابرهاست‌ و در طول مراسم، هاون فلزی را سه بار به نماد اندیشه‌ی نیک، کردار نیک و گفتار نیک می‌کوبند.

⭕️در زمان ساسانیان سه آتشکده‌ی بزرگ وجود داشت:
آتشکده آذرفرنبغ، آذر گشنسب، آذربرزین مهر.

⭕️آتشکده‌ی آذرفرنبغ آتش پیشوایان و دانایان دین
⭕️آتشکده‌ی آذر برزین مهر آتش بزرگان و کشاورزان
⭕️آتشکده‌ی آذرگشنسب آتش نظامیان و ارتشتاران
محسوب می‌شد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
زمان گذشت و دین نوبنیاد زرتشت آرام آرام در پهنه‌ی گسترده‌ی ایران زمین گسترد و جای خود را در دل و روان و اندیشه‌ی همگان باز کرد. حتا پیروان کیش‌های باستانی مانند مهر پرستان و پیشوایان کیشی آنان نیز آیین نو را پذیرفته و به آن گرویدند. اما کاری که آنان کردند وارد کردن بخشی از باورهای بنیادین خود، و اینبار به‌گونه‌ای دیگر در آیین نو بود. این بار دیگر خدایان در مقام خدایی نبودند بلکه به ایزدان دگرگون گشته بودند. ایزد، به معنی سزاوار ستایش. آنان نماد گشتند. مهر، شد نماد همان چیزهایی که بود: نور و روشنایی، عهد و پیمان و دلیری و جنگاوری برای پشتیبانی از آشتی و عهد و پیمان.
در بخشی از مهر یشت، که یادگاری است از فرهنگ مردم ایران‌زمین در دوران باستان، آمده‌است که:
ای زرتشت اسپنتمان به مردم بیاموز که مهر و پیمان نشکنند، نه آن پیمانی که با هم‌کیشان خود بسته‌اند، نه آنکه با کسان دیگر بسته‌اند، زیرا پیمان با هر کس بسته شود درست است و شکستن آن گناهی است بزرگ، چرا که پیمان‌شکنان شهر و کشور را به ویرانی و تباهی می‌کشانند.
.
رخنه و گسترش آیین مهر در باختر:
با توجه به سرود ویژه‌ی مهر(مهر یشت) که از جنگ و جنگاوری و ایزدِ مهر به عنوان یاورِ کسانی‌که در راه راستی و درستی می‌جنگند گفتگو می‌کند، درمی‌یابیم که این ایزد در میان سپاهیان و جنگاوران بسیار مورد بزرگداشت و توجه بود.
در دوران هخامنشی، در زمان اردشیر دوم و سوم دگرباره گرایشی تمام به مهر پیدا شد. آیین مهر بوسیله‌ی جنگاوران ایرانی در سرزمین‌های گسنرده‌ی هخامنشیان پخش شد و از آنجا به آسیای کوچک و روم گسترش یافت. آنگاه بوسیله‌ی سپاهیان رومی در بیشتر سرزمین‌های آن دولت و امپراتوری نیز گسترش یافت و بسا از قوم‌ها و ملت‌ها، مهر را با خدایان خود به‌ویژه خدای آفتاب یکی کردند.
در سده‌ی نخست پیش از میلاد آیین مهرپرستی بوسیله‌ی رومی‌ها در سراسر قاره اروپا، بخش غربی و شمال آفریقا و آسیای کوچک ـ کناره‌های دریای سیاه را پوشانید و منتشر شد. گفتگو در چگونگی و انگیزه‌های این انتشار و پیشرفت بسیار است. پنج سده‌ی تمام این آیین بخش مهمی از آسیا و اروپا و شمال آفریقا را به زیر نفوذ خود کشانید. در سده‌ی چهارم میلادی بود که در روم، امپراتور کنستانتین دین مسیح را پذیرفت. از این تاریخ کوشش فراوانی انجام شد تا دین مسیح را جایگزین آیین مهر یا میتراییسم کنند اما چون نتوانستند، بیش از ۸۰درصد از پایه‌ها و آداب و رسوم مٍهری را مهر مسیحی زدند.[۳]
روز ۲۵دسامبر که به‌عنوان روز زایش مسیح جشن گرفته می‌شود، در واقع روز زایش مهر و خورشید تابان می‌باشد چنانکه اثر آن در آلمانی به شکلsonntag و در انگلیسی بگونه‌یSunday روز خورشید باقی‌مانده‌ است.
برخی پژوهشگران بر این باورند که جشن مهرگان در روم، روز زایش میترا(خورشید شکست‌ناپذیر) بوده‌است که آنرا Sol-Natalis Invictus می‌خواندند و این همان روزی بود که بعدها بنام روز زایش عیسا مسیح(۲۵دسامبر) پس از چند سده گزشت از مسیحیت، از سوی کلیسا معرفی گشت.
.
مهرگان در گذر زمان:
بر پایه گزارش‌ها، هخامنشیان جشنی داشتند به‌نام میترَکانَ به یادبود روزی که داریوش بزرگ در این زمان بر گئومته مغ که ادعای تاج و تخت داشته پیروز می‌شود. این رویداد در ماهی بوده که با ماه مهر یکی بوده‌است. این رویداد در سال۵۲۲ پیش از میلاد رخ داده و در همان زمانی بوده که جشن مهرگان برگزار می‌شده‌است به همین دلیل این دو جشن باهم همزمان شده و به ارزش مهرگان افزوده‌اند.

اشکانیان و ساسانیان (از ۲۵۰سال پیش از میلاد تا ۶۵۲ پس از آن) یعنی کم‌وبیش ۱۰۰۰سال این جشن را با شکوه تمام برگزار می‌کردند. به همین‌رو آنقدر ریشه‌های آن ژرف بوده که از هجوم تازیان نیز پیروز بدر آمده‌ است. پس از هجوم اسلام به ایران نیز، حتا در زمان امویان و عباسیان، خلیفه‌ها بر تخت می‌نشستند و هدیه می‌گرفتند. اما مهرگان از زمانی دوباره شکوفا شد که شاهان ایرانی دوباره به قدرت رسیدند. چکامه‌های بسیاری به زبان‌های پارسی و عربی هست که این جشن‌ها را گزارش کرده‌اند.
.
مهر نماد داد و دادگستری:
در اوستا مهر به‌نام مهرِ داور هم خوانده شده که کردار درگذشتگان را داوری می‌کند. از این‌رو در روزگار هخامنشیان و اشکانیان پیکری از مهر با ترازویی در دست در جایگاه دادگستری ایران برپا می‌داشتند تا مردم بهتر به بی‌طرف بودن داوران پی برند و در هنگام داوری هم وظیفه‌ی دینی و وجدانی خود را در نظر داشته باشند. چون رومیان به شیوه‌ی مهرپرستان پیکره‌ی مهرِ ترازو دار را نماد دادگستری می‌دانستند، اروپاییان هم از ‌آنها یاد گرفتند و در نتیجه چنین نمادی که بنیادش از ایران بود، نماد جهانی داد و دادگستری به‌شمار آورده شد و پس از گزشت هزاران سال بار دیگر به‌گونه دست دوم این نماد به کشور ما برگشت، چنانکه در نمای بیرونی دادگستری و دادگاه‌ها در ایران این نماد دیده می‌شود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#صرفآ_جهت_اطلاع

آیا #شهربانوی ایرانی زن امام‌حسین‌عرب(تازی) بوده‌ است؟

بنابر روایات شیعیان، نام مادر علی‌ابن‌حسین شهربانویه یا شاه‌زنان بوده ‌است. اما برخی دیگر می‌گویند که او خودش را به رود فرات انداخت. چنانچه عده دیگری می‌گویند او جز بازماندگان جنگ کربلا بود.

«امیر معزی»، اسلام‌شناس که تخصصش هم بر مذهب شیعه‌ است نوشته‌اند:
هیچ یک از تاریخ‌نگاران باستان که به موضوع حمله اعراب به ایران و سرنوشت خانواده ساسانیان پرداخته‌اند، به ارتباط میان یکی از دختران یزدگرد سوم و حسین‌ابن‌علی اشاره نکرده‌اند. ضمن اینکه ابن‌سعد و ابن‌قتیبه مورخ ایرانی قرن سوم هجری مادر علی‌ابن‌حسین را بَرده‌ای از اهالی ناحیه سند معرفی کرده‌اند.

«ویلفرد مادلونگ»، اسلام‌شناس آلمانی، هم هویت تاریخی شاهدخت شهربانو را رد کرده و آن را افسانه می‌داند.

«ایتان کولبرگ» خاورشناس معاصر و شیعه‌شناس هم ادعای شیعیان درباره شخصیت تاریخی شهربانو را رد کرده و می‌نویسد که: نام مادر علی‌ابن‌حسین، بَرَه‌جَیدا یا ام‌ولدی از ناحیه سند یا سجستان بوده‌ است.

«دهخدا» نیز می‌نویسند: پژوهش‌ها نشان داده ‌است که این داستان واقعی نیست و یزدگرد را دختری به‌نام شهربانو نبوده ‌است. داستان شهربانو در واقع از ربیع الابرار زمخشری و قابوس نامه اخذ شده‌ است.

«جعفر شهیدی»، پژوهشگر برجسته زبان و ادبیات پارسی، فقه و تاریخ اسلام در کتاب زندگانی علی‌ابن‌الحسین با دلایل و ادله‌های تاریخی ماجرای شهربانو را رد می‌کند.

«دکتر #کورش نیکنام»، موبد، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ ایران باستان می‌نویسند:
در تاریخ نیامده ‌است که یزدگرد دخترانی بزرگ داشته باشد. هنگامی‌که اعراب به ایران یورش آوردند، پس از غزوه‌ها و نبردهای گوناگون قادسیه و نهاوند سرانجام با کشته شدن سرداران دلیر ایرانی مانند #رستم_فرخزاد و پیروزی سعدابن‌وقاص، حکومت ساسانی نیز برچیده شد و یزگرد سوم متواری شد. پس از آن چندین‌ بار اعراب ایرانیان را مورد آزار و اذیت قرار داند، غنیمت‌های با ارزش جنگی از جمله زنان، دختران و پسران جوان را اسیر کرده و در بازار بَرده‌فروشی کوفه مکه و مدینه و شهرهای دیگر به عنوان کنیر و غلام می‌فروختند. در گزارش‌هایی آمده‌ است که دختران و زنان خانواده بزرگان ایرانی را به بازار بَرده‌فروشی برده و به بزرگان و سرداران سپاه اسلام و خاندان دینی اعراب می‌بخشیدند. اما اینکه شهربانو دختر یزدگرد، پادشاه ساسانی بوده باشد در جایی نام برده نشده‌ است. نیایشگاه‌هایی در ایران و دامنه کوه‌ها رو به خاور ایران وجود دارد که احتمال دارد نیایشگاه مهر و ناهید در فرهنگ گذشته بوده‌ است و پس از ساسانیان برای اینکه همچنان اعتبار و سپنتایی داشته باشند. بگونه امامزاده‌ها درآمدند و یا به عنوان نیایشگاه، به افراد مقدس اعراب تازه وارد منسوب گردیدند تا از ویرانی و آسیب احتمالی در امان باشند. نیایشگاه پیر بی‌بی‌شهربانو در جنوب تهران و در دامنه کوهی در شهر ری قرار دارد که همانند نیایشگاه‌های سنتی زرتشتیان در کوه‌های استان یزد که پیر پارس بانو، پیر سبز، پیر نارکی و پیرهای دیگر نام دارند و یا در اورامانات کرمانشاه به‌نام پیر شالیار باقی‌مانده ‌است همگی یادآور واژه "پیر" بوده که این واژه آخرین مرحله در عرفان آیین مهر ایرانی بوده و بی‌گمان مربوط به فرهنگ آیین مهری است.

#تبری، مورخ، فیلسوف و نویسنده کتاب معتبر "تاریخ طبری" است و به پدر تاریخ نامور است درباره زنی به‌نام شهربانو که زن امام‌حسین‌عرب بوده باشد نامی نبرده ‌است و می‌نویسید: یزدگرد در هنگام مرگ تنها ۲۸سال داشت. اما برخی دیگر نوشته‌اند که یزدگرد در هنگام مرگ ۳۶ سال داشته شده ‌است.

کسانی هم که این داستان را بکلی رد کرده‌اند:
زنده‌ یاد «سعید نفیسی»، «ادوارد براون»، «کریستین سن»، «آیت‌اله‌ مطهری»، «علی شریعتی و... هستند.

به‌ هرروی آنچه آشکار است اینکه یزدگرد دختری به‌نام شهربانو نداشته است و این داستان ساخته و پرداخته آخوندهای شیعه است تا به تازشگران به ایران‌زمین بها بدهند و مردم ایران را در دشمن‌پرستی و عرب‌پرستی نگه دارند تا خود مردم ساده را بچاپند و چه‌بسا حکومت کنند.
آری،
این داستان ساخته‌ی تعصبات مذهبی و فریبکاران سیاسی‌اند و از این دست روایت‌های دروغین در میان مسلمانان فراوان است و با انگیزه‌های ویژه‌ای ساخته و گسترش یافته‌اند.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#صرفا_جهت_اطلاع


آیا موبدان زرتشتی سبب ضعف #ایرانشهر ساسانی شدند؟

داستان ملال‌آور و بدون پشتوانه دخالت موبدان در سیاست و زیاده خواهی آنان از دلایل اصلی فروریزی ساسانیان و شکست از اعراب مسلمان بوده است را بسیار شنیده‌اید و چه بسا برخی از ما بدون اندکی درنگ و اندیشه، آن را برای دیگران نیز روایت می‌کنیم و خشم خود را از آخوندهای شیعه، متوجه موبدان زرتشتی در اواخر روزگار ساسانی می‌کنیم و آشکارا چون یک تنه به قاضی می‌رویم، راضی هم برمی‌گردیم.

اکنون ببینیم آیا براستی ناخشنودی مردم از کارکرد موبدان در دهه‌های پایانی ساسانیان از دلایل سرنگونی ایران ساسانی بوده است یا نه؟
در اینجا می‌کوشیم تا بر پایه متون بازمانده از دوره ساسانیان یا دفترهای پارسی برجا مانده از سده‌های نخست هجری، موبدان سرشناس آن روزگاران را شناسایی نماییم و ببینیم اصولا موبد نامداری در دهه‌های واپسین ساسانی وجود داشته است که نفوذش به ناخشنودی مردم انجامیده است یا نه؟

در زمان #اردشر_پاپکان، بنیادگذار نامدار ساسانیان، ماهان و ماهداد را از جمله موبدان زرتشتی نامدار می‌بینیم و البته تئوریسین سرشناس نظام ساسانی، تنسر را نیز پیشاپیش دیگران در فهرست داریم.
پس از #اردشیر_ساسانی و پسر شایسته‌اش، #شاپور_یکم و سپس #هرمز_یکم، دوران اوجگیری کرتیر در درازای شاهی #بهرام یکم تا #بهرام سوم رسید. موبدی که دامنه قدرتش از دایره یک موبدان موبد هم فراتر رفته بود، یکه‌تاز میدان سیاست و دین گردید.
به دلیل پیگرد مانویان، کرتیر به عنوان موبدی سختگیر توسط تاریخ نگاران غیرایرانی شناسایی شده است.

در زمان #شاپور دوم، موبدانی همچون بِهَک، مهربراز، مهرآکاوید، آدرشک، آدیابن، آذرپره، دورنامیک، پویِسن شاد، یودان ییم، نامشان در نوشتارهای تاریخی آورده شده‌اند.
دوره ۷۰ساله شاهی #شاپور دوم، روزگار تنش‌های بزرگ میان جهان زرتشتی و جهان مسیحی بود و از اینرو در مرثیه خوانی مسیحیان زیر عنوان کارنامه شهدای مسیحی نام‌های برخی از موبدان ایرانی را می‌توان یافت. دوره‌ای که حتا به تایید "کریستین سن"، بدکرداری برخی مسیحیان نسبت به زرتشتیان در ایران، برانگیزنده بیشتر خشونت‌ها و کشمکش‌های دینی بود.

چهره درخشان این دوره، "آذرپاد مهراسپندان" موبد و نویسنده سرشناس است که از وی اندرزنامه پرآوازه‌ای هم برجای مانده است. "آذربوزی" یگانه موبدی است که نامش در زمان #یزدگرد یکم که گشایش بزرگی در کار مسیحیان داده شد، آمده است.
"زروانداد" و "مهر شاپور" در زمان بهرام گور از جمله موبدان سرشناس بوده‌اند. هَمَگدین در روزگار #یزدگرد دوم، موبدان موبد بوده است. در سده ششم میلادی و به روزگار قباد یکم و فرزند نام آورش، انوشیروان، آذرفروغ بغ، آذربذ، ویه شاپور، آدرمهر، بخت آفریدو دادهرمز، نام‌شان به عنوان موبدان مطرح آورده شده است. واپسین موبدی که نامش را در روزگار #خسرو_انوشیروان در متون می‌بینیم، آزادشاد است. در این جستار، از کنار نام وزیران سرشناس روزگار ساسانیان همچون ابرسام، مهرنرسی، سوخرا و بزرگمهر می‌گذریم.

از تاریخ درگذشت انوشیروان که سال579 ترسایی است تا سال636 که جنگ قادسیه رخ می‌دهد، نام هیچ موبدی را در اسناد تاریخی نمی‌بینیم. تنها در مقدمه شاهنامه ابومنصوری اشاره‌ای به نام فرخان به عنوان موبدان موبد زمان #یزدگرد سوم، شده است. این، یعنی دقیقا در واپسین دهه‌های روزگار ساسانی، از سال579 تا 636 که نزدیک شش دهه می‌باشد، اثری از موبدانی که دارای نفوذ بوده باشند، دیده نمی‌شود چون در هیچ مدرک تاریخی، نام و نشانی از آنان یافت نمی‌شود.
چگونه موبدان موجب ناخرسندی مردم در آستانه حمله اعراب شده‌اند در حالیکه اصولا در پنجاه شصت ساله پایانی ساسانیان، موبدان به گوشه‌ای رانده شده بودند، #خسرو_پرویز داماد امپراتور بیزانس(موریس) شده بود، #شیرویه که از مادر مسیحی بود به ولیعهدی دست یافته بود، برخلاف رسم کهن ساسانیان، هیچکدام از شاهان این چند دهه پایانی پیش از تاج گذاری و بر تخت نشستن، به آتشکده شهر استخر نرفته بودند (به جز #یزدگرد سوم خردسال) و نامی از موبدی مشهور در سندی و نوشته‌ای آورده نشده است.
برخلاف ادعای معمول، از دیدگاه نگارنده این سطور، دور افتادن جامعه از نظام باوری استواری که در درازای چهار سده، کشور را آسیب ناپذیر ساخته بود و فاصله گرفتن جامعه ایرانی از ایدیولوژی ایرانی و تهی شدن از اعتقادات سنتی و ملی، راه را برای زوال روحی روانی ایرانیان هموار نمود و ما را در آستانه یورش تازیان، بی‌پدافند و ناتوان ساخت. موبدان در پنجاه سال پایانی نقشی در کشور نداشتند و همین امر، پیوند استوار دین ملی و دولت ملی را که در آن روزگاران امری بنیادین و ضروری برای پاسداری از کیان کشور و منافع ملی #ایرانشهر بود، سست و ناکارآمد نمود.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣


#_ساسانیان پرافتخار ترین حکومت ایرانه که خیلی از مفاهیمی که امروز میشناسیم میراث دار این پادشاهی باشکوه هستیم.
این خاندان سالهاست توسط اسلامگرایان از یک طرف و چپ ها از طرف دیگر تخریب میشه برای اینکه خاندان پهلوی با ترویج فرهنگ میهن پرستی ایرانشهری میراث دار این تمدن بزرگ بودن


هرکسی درمورد#_ساسانیان_حرف_مفت_زد_بزنید_توی_دهنش



#پاینده_ایران

#_آرمان_ماایرانشهر_ماست


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

🍁 #جشن_گاهنباری «ایاسرم» و گاه آفرینش گیاهان


🍃🍂 پایان مهر هم‌زمان است با یکی دیگر از جشن‌های شش‌گانه‌ی گاهنباری که همچون گاهانبارهای دیگر در پنج روز برگزار می‌شد و روز پنجم آن همراه با جشنی بزرگ بود.

🍃🍂 گاهشمار (تقویم) گاهنباری کهن‌ترین سامانه‌ی گاهشماری ایران بود که گمان شده است خود به‌جامانده از گاهشماری ساده و باریک‌بینانه‌ای باشد که بتوانند یک سال را بخش‌بندی کنند تا هم زمان فرارسیدن سرما و گرما را بدانند و هم برای کشاورزی برنامه‌ریزی کنند. به گمان، نخستین روز تابستان نیز آغاز سال نو بود. در نگر داشته باشید که در اینجا از زمانی بسیار دور سخن می‌گوییم که هیچ‌چیز رویدادنگاری نمی‌شد. اکنون در میان کشاورزان و روستاییان شمارشی همچون چهلم بهار، بیست روز به تابستان و... دیده می‌شود.
ابوریحان بیرونی نوشته است که ایرانیان نیمه‌ی هر فَرشیم (فصل) را بسیار مَهَند (مهم) می‌شمردند و در خوارزم به آن «اَجغار» می‌گفتند.

🍃🍂 بر پایه‌ی آگاهی اندکی که به‌جا‌مانده، بیست‌وپنجم تا سی‌ام مهر (اشتادروز تا انارام روز) چهارمین جشن گاهنباری که «ایاسرم» نام دارد برگزار می‌شد. ایاسَرِم به مانَک (معنی) آغاز سرما و میانه‌ی پاییز است که بر پایه‌ی باورهای کهن، گامه(مرحله)ی چهارم از شش گام آفرینش در این روزها رخ داد و گیاهان آفریده شدند.
گمان می‌رود که جشن‌های گاهانباری هشت‌گانه بودند ولی اکنون از جشن‌های پایان بهار و نیمه‌ی زمستان نشانی دیده نمی‌شود. از این‌رو گفته می‌شود که ساسانیان در آیین‌نگاری کهن دستبَری (تحریف) کرده‌اند تا باور به آفرینش شش‌گانه را به آن بیافزایند و با گاهشمار مزدیسنایی هماهنگ کنند.
با این دیدگاه درباره‌ی زمان گرامیداشت گاهنبار ایاسرم گفته می‌شود که باید آن را هم‌زمان با جشن میانه‌ی پاییز یا پاییزانه در نیمه‌ی آبان بدانیم.
🍃🍂 گاهنبارها کهن‌ترین جشن‌های ایرانی بودند. بر پایه‌ی افسانه‌ها آسمان، آب، زمین، گیاه، جانوران و آدم در این شش گام آفریده شدند. واژه‌ی گاهنبار برآمده از گاثا یا گاسا به مانک (معنی) گاه بوده و با گات‌ها هم‌ریشه است. در پارسی پهلوی به آن گاسانبار می‌گفتند.
شش گاهنبار سال آیین‌های یکسانی داشتند و ایرانیان باستان در پایبندی به این آیین‌ها سختگیر بودند. اگر کسی از آن سر می‌پیچید، رانده (طرد) می‌شد و نمی‌توانست برای رسیدن به بهشت از پل چینوَت بگذرد. واژه‌ی چینوَت در پارسی باستان به سَرتاک در پارسی پهلوی و صراط در عربی دگرگون شد. گاهانبارها ویژه‌ی بخش کردن سال و برنامه‌ریزی برای کشاورزی بودند.

🍃🍂 پیدایش گاهنبار و جشن‌های گاهنباری را از روزگار پیشدادیان و جمشید پیشدادی می‌دانند. گاهنبارها با پیشه‌ی ایرانیان که کشاورزی و دامداری بود گره خورده بودند. گاهنبار در آغاز جشن کشاورزی بود. هریک از گاهنبارها برابر با زمانی است که دگرگونی‌های بنیادین برای کشاورزان رخ می‌داد و این دگرگونی‌ها با خود جشن و شادی می‌آورد.

🍃🍂 گاهنبار یا گاهانبارها جشن ستایش آفرینش بودند. ولی نباید فراموش کرد که بیشتر جشن‌های باستانی ریشه‌ی زیستی داشتند. جشن‌های گاهنباری نیز سال را برای کشاورزان بخش‌بندی می‌کردند. پژوهشگران کنونی می‌گویند در زمان باستان که هنوز گاهشمار (تقویم) هفته و ماه نبود ایرانیان برای بخش‌بندی سال یک سال را به چهار وَرشیم (فصل) بخش می‌کردند و هر ورشیم را با برگزاری جشنی در میانه‌ی آن به دو بخش می‌کردند و این بخش‌بندی راهکاری ساده ولی باریک‌بینانه برای شمارش روزها و آگاه شدن از آغاز و پایان سال بود. یکی دیگر از انگیزه‌های برگزاری جشن‌های نیمه‌ی بهار، تابستان، پاییز و زمستان این بود که کشاورزان و دامداران بتوانند برای کشت‌وکار خود برنامه‌ریزی کنند. در گذشته‌های دور به این جشن‌ها گاهنباری می‌گفتند. چنانچه این دیدگاه درست باشد، ما باید هشت گاهنبار در گاهشمار باستانی داشته باشیم ولی اکنون تنها نام شش گاهنبار را می‌دانیم.

🍃🍂 آیین جشن‌های گاهنباری گرد هم آمدن و ستایش برای دَهِش‌های زمین بود. خوان (سفره) مهمانی گاهنباری باید همه‌جا گسترده می‌شد، مردم جویای روز و روزگار همدیگر می‌شدند و با داد و بخشندگی رفتار می‌کردند. در بندهش آمده است: «اگر کسی در سال یک‌بار به گاهان‌بار برود بر کارهای نیکی که کرده‌است افزوده خواهد شد.»
🍃🍂 گاهشمار (تقویم) گاهنباری کهن‌ترین سامانه‌ی گاهشماری ایران بود که گمان شده است خود به‌جامانده از گاهشماری ساده‌ای باشد که بتوانند یک سال را بخش‌بندی کنند تا هم زمان فرارسیدن سرما و گرما را بدانند و برای کشاورزی برنامه‌ریزی کنند.

🍃🍂 جشن‌های گاهانبار یا گاسانبار شش‌گانه بودند و با آمیختن با استوره‌های زرتشتی آفرینش هر یک نماد آفرینش یکی از هستارها و باشندگان جهان شدند. گفته‌اند که «گاس» در پارسی باستان به مانک وَرشیم (فصل) بود که به «گاه» دگرگون شد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥

آهنگ #جشن_آذرگان 🔥
👇👆
سه آتش فرو آمد از آسمان
به جنبش درآمد بگشت در جهان
که آذرگشسب و فروبا و مهر
در مهر گشودند زمان کیان
ابر شهر، ریوند، خراسان ما
نخست آذر مهر برزین ما
ز گشتاسب ماند آتشی یادگار
کشاورز آزاده را رهنما
ز خوارزم آورد انوشیروان
فروبا شده هدیه‌ی موبدان
نیاز بخش یاری کند رهنما
که در فارس نهر آتش است کاریان
شهب مرزبان آذر آبادگان
پدافند گنجک دلاور سران
ز آذرگشسب آتشی می‌جهید
فروزان به دوران ساسانیان
ز گشتاسب خسرو انوشیروان
و یزدگرد رستم جهان پهلوان
نگهبان ایران و ایرانیان
بدی دور بادا ز ملک کیان
همی گفت هیربد که هفت آتش است
چو سیاره‌هایی که در گردش است
بیافروز این آذر مینوی
به هر خانه جشنی سرودی خوش است
بزرگ سودمند گرمی رستنی
شراره ز ابر و تن گرممی
سپینشت فروزان ستایش درود
که این پنج آتش بود ایزدی
بمانی فروزان همه سال و ماه
چو روز آذر و ماه آذر بخواه
جهانی پر از مهربانی و داد
ده و شهر و کشور پناه خدا.
✍️ #خودی_کاویانی🎤


#جشن_آذرگان بر ایرانیان تبارمند و پارسی‌زبانان سرتاسر جهان شاد باد🔥

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥

#تراپی یا روان درمانی در دوره ساسانیان

#_پاینده_ایران

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ســـــــردار_ســـرزمـــیـــنـــم


«شهربراز» سپهبد دلاور ساسانی و یکی از فرماندگان بزرگ ارتش ایران در زمان خسرو پرویز بود که در نبردهایی خود با رومیان پیروزی‌های شایانی به دست آورد.
شهربراز با فرماندهی ماهرانه خود، اورشلیم را جزو قلمرو ساسانیان کرد و در نبردهای پسین مصر، سوریه، آناتولی و لیبی را هم با سرعت حیرت‌انگیزی تسخیر کرد.

#بر_روان_وفروهر_پاکان_ونیکوکاران_درود_وستایش_باد

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــرح_فــــرتــــور📸

نشان شیروخورشید قبل از هخامنشیان و ساسانیان در پادشاهی ایرانیان ماد در هگمتانه (همدان امروز) ۲۷۰۰ سال پیش

قابل توجه قبیله گرایان دشمن شیروخورشید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ســــردار_ســـرزمـــیـــنــــم

۱۶سردار

#مهربانو_ایرانشهرکه درتاریخ ماندگارشدند


#آرتمیز : نخسیتن و تنها زن دریاسالار جهان تا به امروز . او به سال ۴٨٠ پیش از میلاد به مقام دریاسالاری ارتش شاهنشاهی خشیارشا رسید و در نبرد ایران و یونان ارتش شاهنشاهی ایران را از مرزهای دریایی هدایت می کرد . تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی – برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده اند.آرتمیس نیز درست میباشد.

#آتوسا : ملکه بیش از ٢٨ کشور آسیایی در زمان امپراتوری داریوش. هرودوت پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریوش بزرگ یاد کرده است و آتوسا را چندین بار در لشگرکشی ها داریوش یاور فکری و روحی داریوش دانسته است . چند نبرد و لشگر کشی مهم تاریخی ایران به گفته هرودوت به فرمان ملکه آتوسا صورت گرفته است .

#آرتا_دخت : وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی . به گفته کتاب اشکانیان اثر دیاکونوف روسی خاور شناس بزرگ او مالیات ها را سامان بخشید و در اداره امور مالی خطایی مرتکب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان را رونق بخشید .

#آزرمی_دخت : شاهنشاه زن ایرانی در سال ۶٣١ میلادی . او دختر خسرو پرویز بود که پس از” گشتاسب بنده” بر چندین کشور آسیایی پادشاهی کرد. آذرمیدخت سی و دومین پادشاه ساسانی بود . واژه این نام به چم ( معنی) پیر نشدنی و همیشه جوان است.

#آذر_آناهید :ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان شاهنشاهی شاپور یکم بنیانگذار سلسله ساسانی . نام این ملکه بزرگ و اقدامات دولتی او در قلمرو ایران در کتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستایش کرده است . ( ٢۵٢ ساسانیان )

#پرین : بانوی دانشمند ایرانی . او دختر کیقباد بود که در سال ٩٢۴ یزدگردی هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و کنار ممالک آریایی گردآوری نمود و یکبار کامل آنرا نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه ثبت گردیده است . از او چند کتاب دیگر گزارش شده است که به احتمال زیاد در آتش سوزی های سپاه اسلام از میان رفته است .

#زربانو :سردار جنگجوی ایرانی . دختر رستم و خواهر بانو گشسب . او در سوار کاری زبده بوده است که در نبردها دلاوری ها بسیاری از خود نشان داده است . تاریخ نام او را جنگجویی که آزاد کننده زال – آذربرزین و تخوار از زندان بوده است ثبت کرده .

#فرخ_رو : نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریخ ایران ثبت شده است وی از طبقه عام کشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید .

#کاساندان : پس از شاهنشاه ایران او نخسین شخصیت قدرتمند کشور ایران بوده است . کاساندان تحت نام ملکه٢٨ کشور آسیایی در کنار همسرش کورش بزرگ حکمرانی میکرده است . مورخین یونانی ( گزنفون ) از ویبا نیکی و بزرگ منشی یاد کرده است .

#گردآفرید :یکی دیگر از پهلونان سرزمین ایران . تاریخ از او به عنوان دختر گژدهم یاد میکند که بالباسیمردانه با سهراب زور آزمایی کرد . فردوسی بزرگ از او به نام زنی جنگجو و دلیر از سرزمین پاکان یادمیکند .

#آریاتس : یکی از سرداران مبارز هخامنشی ایران در سالهای پیش از میلاد . مورخین یونانی در چند جا نامیکوتاه از وی به میان آورده اند .

#گردیه : بانوی جنگجوی ایرانی . او خواهر بهرام چوبینه بود . فردوسی بزرگ از او به عنوان هسمرخسروپرویز یاد کرده که در چند نبردها در کنار شاهنشاه قرار داشته است و دلاوری بسیاری از خود نشان دادهاست . ( ساسانی ٣۴٨ + شاهنامه فردوسی )

#هلاله :پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی و تاریخی بندهش ( ٣٩١ یشتها ۱+۲۷۴ یشتها ۲)کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست . از او به عنوان هفتمین پادشاه کیانی یاد شده است که نامش را “همایچهر آزاد” ( همای وهمون ) نیز گفته اند . او مادر داراب بود و پس از “وهومن سپندداتان” بر تخت شاهنشاهیایران نشست . وی با زیبایی تمام سی سال پادشاه ایران بود و هیچ گزارشی مبنی بر بدکردار بودن وی و ثبتقوانین اشتباه و ظالمانه از وی به ثبت نرسیده است .

#پوران_دخت : شاهنشاه ایران در زمان ساسانی . وی زنی بود که بر بیش از ١٠ کشور آسیایی پادشاهی میکرد .او پس از اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست و فرامانروایی نمود .

#شیرین : شاهزاده ارمنی . ارمنستان یکی از شهرهای کوچک ایران بود و شاه ارمنستان زیر نظر شاهنشاه ایران . خسرو پرویز و شیرن حماسه ای از خود ساختند که همیشه در تاریخ ماندگار ماند . شیرین از خسرو ۴ فرزند به نامهای نستور – شهریار – فرود و مردانشه بدنیا آورد که هر چهار فرزند وی در زندان کشته شدند .پس او سر بر بالین ( جسد بی جان ) خسرو نهاند و با خوردن زهری عشق اش به خسرو را جاودانه ساخت و هردو جان باختند .
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏

#_زادروز_مهربان_جان

۵ بهمن زادروز مصطفی بادکوبه‌ای"امید"

(زاده ۵ بهمن ۱۳۲۸ اراک) شاعر، نویسنده، استاد دانشگاه، ویراستار، روزنامه‌نگار، مولاناپژوه و حافظ‌پژوه

او دیپلم ادبی را هم‌زمان با تحصیلات حوزوی در اراک گرفت و‌ پس از خدمت سربازی در کسوت «سپاه دانش» به دانشگاه فردوسی مشهد راه یافت و در رشته زبان و ادبیات فارسی لیسانس و پس از آن فوق‌لیسانس دریافت کرد. همزمان در موزه آستان‌قدس رضوی و روزنامه خراسان اشتغال داشت و در آستانه وقوع انقلاب از همه مسئولیت‌هایش اخراج شد و به زندان افتاد. سپس به تهران مهاجرت کرد و تحصیلات حوزوی و دانشگاهی را ادامه داد و در سال ۱۳۸۵ موفق به دریافت مدرک دکترا در زمینه "ادبیات تطبیقی" از دانشگاه راشویل امریکا شد.
از سال ۱۳۶۸ به بعد سروده‌های انتقادی‌اش آغاز شد که نمونه‌هایی از آن اشعار در دیوان "آوای‌امید" انتشار یافت، اما اجازه چاپ دوم داده نشد.
او پس از انتخابات ۱۳۸۸ به سرودن اشعاری در انتقاد از نظام و احمدی‌نژاد و حمایت از کسانی که او در شعرهایش از آنان به‌عنوان «فتنه‌گران» یاد کرده ‌است پرداخت.
پس از یک دوره تفسیر دفتر اول مثنوی مولانا در فرهنگسرای نیاوران در آبان ماه ۱۳۸۶ در بزرگداشتی که به همت سازمان یونسکو در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد، در مورد اندیشه‌های مولوی سخنرانی کرد.
یکی از مهمترین کتابهای وی کتاب "دیوان حافظ آیات نور در سفینه غزل" از انتشارات محمد است که در سال ۱۳۸۴ کتاب برگزیده شناخته شد و به افتخارش در موزه امام‌علی، از سوی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و انجمن حافظان فرهنگ و هنر ایران جشنی بزرگ برپا شد. در این کتاب نگاه قرآنی حافظ مورد بررسی قرار گرفته‌است.
وی به دلیل تالیف کتابهایی درباره زندگی و افکار حافظ در مهرماه سال ۱۳۸۹ در برنامه «صبحی دیگر» حضور یافت و از زندگی و اندیشه‌های حافظ در روز بزرگداشت این شاعر سخن گفت. او در این برنامه به بررسی جایگاه اشعار بلند حافظ در تاریخ شعر فارسی، تحلیل رازهای شعر حافظ و دلایل ماندگاری آثارش و نیز تحلیل جهان شاعرانه او پرداخت.
او که استاد میهمان "مدرسه عالی قونیه" در ترکیه است، تاکنون چندین "ورک شاپ" در زمینه مولاناشناسی در قونیه برگزار کرده است.
وی در بیشتر انجمنهای مهم ادبی تهران از جمله امیرکبیر، صائب، کمال و ... عضویت و حضور موثر و پررنگی داشته است.

#_دستگیری:
دکتر بادکوبه‌ای در بهار سال ۱۳۹۰ از سوی نهادهای امنیتی بازداشت و مدتی در زندان اوین به سر برد. او تا قبل از بازداشت در عین تدریس در کلاسهای خصوصی، از مدت‌ها پیش به اداره جلسات شرح و تفسیر مثنوی معنوی و حافظ مشغول بود و در مهرماه ۱۳۹۲ آزاد شد. وی تاکنون پنج بار زندانی شده است.

#_آثار:

تاکنون ۳۰ اثر چاپی از وی انتشار یافته است که برخی از آنها بارها تجدید چاپ‌ شده‌اند، مانند دیوان حافظ (آیات نور در سفینه غزل)
* علل شکست ساسانیان از اعراب.
* بررسی آداب و رسوم اجتماعی ایران بر اساس کتاب «سمک عیار»
* زندگی‌نامه خیام.
* زندگی‌نامه خواجه نصیرطوسی.
* زندگی‌نامه ناصرخسرو قبادیانی.
* زندگی‌نامه عطار نیشابوری.
* زندگی‌نامه حافظ.
* زندگی‌نامه پروین اعتصامی.
* زندگی‌نامه ملک‌الشعرا بهار.
* تصحیح و اعراب‌گذاری مفاتیح‌الجنان.
* ترجمه احادیث عربی مولانا در مثنوی شریف.
* بر امواج نیل "زندگی حضرت موسی بر اساس قرآن و تورات،
* یوسف و زلیخا در قرآن و تورات و عرفان.
* زندگی و اسناد عبدالحسین میرزا فرمانفرما (ویراستاری).
* زیر نگاه پدر (ویراستاری) نوشته خانم "مهرماه فرمانفرمائیان"
* دلمشغولی‌های یک سردبیر
* آوای امید (مجموعه شعر)
پیرامون انقلاب اسلامی.
* ترجمه و ویراستاری و تعلیقات "نویسنده ابوالبشر فرمانفرماییان".
* بازها و کبوترها. ویراستاری "خاطرات چهار و نیم سال زندان ... فرمانفرماییان".
* نگاهی دیگر به‌چهره ضحاک در شاهنامه فردوسی.
* نیاخاک اهورایی "مجموعه شعر توقیف شده".
* نابغه نیشابور (برای کودکان).
* خواجه دانشمند (برای کودکان).
* هیچ (سفرنامه قونیه).
* نگاه قرآنی به حافظ (آماده برای چاپ دوم)
* گزیده غزلیات حافظ: آیات نور در سفینه
غزل شامل، روح غزل رهنمود فال.
* تصحیح کتاب "مثنوی معنوی" متعلق به ملااحمد نراقی و مقابله با دونسخه معتبر * نیکلسون و قونیه، ناشر انتشارات صراط ۱۳۹۷.
* "رازهای بزرگ حافظ" که در سال ۱۴۰۲ انتشار یافت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

#_جشن_های_ماهانه

🌾🌬 #_جشن_بادبره_ نشانه‌ی ارزشمندی «باد» در زندگی نیاکان


🌦 روز بیست و دوم هرماه از گاهشماری باستانی ایران «بادروز» نام داشت و گرامی داشته می‌شد. زیرا باد یکی از چهار آخشیج سپند (عنصر مقدس) و پاک‌کننده بود. باد در زندگی کشاورزان ارزش ویژه‌ای داشت. آن‌ها دریافته بودند که باد چه دگرگونی‌هایی در زیست‌بوم و کشت‌وکار پدید می‌آورد. به این جشن «باذوره» نیز می‌گفتند. باد در زبان اوستایی «واتـَه» گفته می‌شد و ایزد باد از بزرگ‌ترین ایزدان ایرانی در باورهای زُروانی و زرتشتی بود.

🌦 پیشینیان سالی یک‌بار بادروز را جشن می‌گرفتند. ایران‌شناسان درباره‌ی اینکه «جشن بادبره» در چه زمانی برگزار می‌شد دو گمان دارند.
برخی بادروز از دی‌ماه و شماری دیگر همچون ابوریحان بیرونی بادروز از بهمن‌ماه را درست می‌دانند. بیرونی در آثارالباقیه زمان جشن بادروز را روز ۲۲ بهمن‌ماه می‌داند و می‌نویسد که در نوروز جشنواره‌ای همانند جشن بادروز در اسپادانا (اصفهان) و در یک هفته برگزار می‌شود.

🌦 در جشن بادروزی بازار همگانی برپا می‌شد و مردم در آن روز مانند جشن تیرگان رشته‌هایی از نخ هفت‌رنگ را به آغوش باد می‌سپردند.
ابوریحان بیرونی می‌گوید که در گومِس (قم) و شهرها و روستاهای نزدیک به آن بادروز با شادی، پایکوبی و راه افتادن کاروان‌های شادی همراه بود. همچنین در بازار ویژه‌ی این جشن، ابزار شادمانی در دسترس بود: «روز بیست و دوم هر ماه باد نام دارد و در بهمن ماه این روز جشنی است که به همین نام معروف است. در قم و نواحی آن رسومی از شرب و لهو برای این عید قائل می‌شوند که مانند رسوم دیگر اعیاد است. چنانکه در اصفهان در ایام نوروز بازاری برپا می‌شود و عید می‌گیرند و آن را در اصفهان کژین گویند و فقط فرق باد روز و کژین آن است که آن یک روز و این یک هفته است.» برداشت‌ها از نوشته بیرونی این است که جشن کژین در اسپادانا نیز در ستایش باد برگزار می‌شد.

🌦 «جشن باد» افسانه‌ای خواندنی دارد. می‌گویند در هزاره‌های دور، هفت سال در سرزمین ما باد نوزید. پس از هفت سال در چنین روزی چوپانی نزد خسرو* رفت و گفت: دیشب بادی به آهستگی وزید تا جایی که موی گوسپندان اندکی جنبید. این رویداد ایرانیان را شاد کرد و «جشن بادروزی» پدید آمد.
در داستان‌ها نوشته‌اند «شبان نزد کسرا رفت» کسرا اربیده (تازی شده) خسرو است و در گذشته تازیان به همه‌ی پادشاهان ایران کسرا می‌گفتند. در داستان‌های جشن بادروزی نوشته نشده که فردید (منظور) کدام پادشاه ایران است. تنها می‌توان گمان کرد که یکی از پادشاهان کهن پیش از ساسانیان باشد.


#جشن_های_ایرانی #بهمنگان #بادروز

📖📖 برداشت از:
- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان «هاشم رضی»
- جشن‌های ایرانیان «عسگر بهرامی»

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥


روستای بیاضه در دل کویر و نبوغ ساسانیان کاری بسیار جالب وحیرت انگیز با آن امکانات اولیه...بسیار جالب توجه و اوج غرور ایرانی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مــــــعــــــمـــــاری

#_طاق‌بستان، یادگاری جاودان از شکوه ساسانیان، بر بلندای تاریخ کرمانشاه ایستاده است. این سنگ‌نگاره‌های شکوهمند، تاج‌گذاری شاهان و صحنه‌های شکار را با جزئیاتی بی‌نظیر به تصویر کشیده‌اند، گویی زمان در برابر عظمت ایران‌زمین سر تعظیم فرود آورده است. صدای سم اسبان، غرور سربازان و هیبت شاهان هنوز در دل کوه طنین‌انداز است. طاق‌بستان نه‌تنها یک اثر تاریخی، بلکه نمادی از اقتدار و هنر ایرانی است که قرن‌هاست در برابر باد و باران ایستاده و فریاد افتخار سر می‌دهد.


#_پاینده_ایران

#_آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم


جشن‌های سالانه🔥 #جشن_چهارشنبه‌سوری🔥

آیین آتش افروزی، به پیشواز از سال نو چند سال دارد؟ کسی نمی‌داند.
اما این آیین از هنگامی به غروب آخرین سه شنبه سال افتاده است كه زرتشت، به تنظیم دقیق تقویم توفیق یافت.
آن سالی بود كه تحویل سال با سه‌شنبه‌ای برابر شد كه نیمه آن سه‌شنبه، تا نیم‌روز، جزیی از سال كهنه، و نیمه پس از ظهر، سال نو به‌حساب می‌آمد.
به یک باور دیگر ایرانیان مراسم آتش افروزی در آستانه سال نو را پس از آمدن اسلام، در آخرین چهارشنبه سال قرار داده‌اند تا از باور اعراب مسلمان پیروی كرده باشند. این باور با مراسم کهن چهارشنبه‌سوری همخوانی چندانی ندارد.و شاید این شب شادی و آتش افروزی گونه‌ای مقاومت و در افتادن با تازیان نیز بوده است یعنی که چون عرب این روز را شوم میدانست ایرانی همان روز را برای شادمانی برگزید.
تازیان نیز در این راه‌هاب سیار کوشیده بودند. برای نمونه آنان مهراب را که مکان چشمه‌ی مهر بود به محراب که معنی مکان جنگ دارد برگرداندند و یا به گدا فرزند ساسانیان می‌گفتند.
برخی می‌گویند که ایرانیان تا آمدن تازیان مسلمان روزهای هفته را نمی‌دانستند و پس چهارشنبه‌سوری از آمدن اعراب مسلمان به بعد رایج شده است. این نیز سخن درستی نیست.
در شاهنامه فردوسی بیشتر از ۱۲۰بار واژه هفته بكار رفته است. از آنجا كه شاهنامه فردوسی را ترجمان وفادار داستان‌ها ی دوران باستان می‌دانند، دور است كه استاد توس بدون اینكه چنین مفهومی در متون مبنا بكار رفته باشد، تا این اندازه از آن بهره برگیرد.
متون مانوی نیز، كاربرد گسترده روزهای هفته را نشان می‌دهد. در نوشتارهای مانوی یافت‌شده در #تورفان و نیز در #موگ‌تاگ از روزهای یكشنبه و دوشنبه با نام‌های مهر روزیاخور روز و ماه ‌روز یاد شده و این دو، روزهای روزه‌داری مانوی دانسته شده است. در متون مانوی، همراه با روزهای هفته، از نام‌های سی‌گانه برای روزهای ماه نیز استفاده می‌شده است و همچنین می‌دانیم كه روز دوشنبه، روز مقدس و تعطیل مانویان بوده است.
متون و منابع كهن چینی نیز كاربرد هفته در ایران باستان و نام روزهای آن را گزارش كرده‌اند.
یک متن كهن بودایی از نام روزهای هفته در زبان چینی و معادل آنها با روزهای هفته در پارسی میانه و سغدی یاد كرده است.
در این متن، نام ایرانی روزهای هفته كه از یكشنبه آغاز می‌شوند بدینگونه بازگو شده است: یوشمبت روز تعطیل، دوشمبت، سه‌شمبت، چرشمبت، پنج‌شمبت، شش‌شمبت، شمبت.
در همان متن، معادل سغدی این نام‌ها بدینگونه آمده است: مهر روز یا خورشید روز، ماه ‌روز، بهرام روز، تیر روز، اورمزد روز، ناهید روز و كیوان روز. این نام‌ها از نام هفت اختر سیار آسمان، در آن زمان برگرفته شده است. تعطیلی روز یكشنبه در تقویم میلادی نیز از روز تعطیل ایرانی برگرفته شده است.
می‌دانیم كه نام روز یكشنبه در هر دوی آنها به یک معنا است و به معنای #خورشید_روز است.
در دوره ساسانیان و همراه با دیگر تحریف‌های بی‌شمار آنان از آیین و فرهنگ ایران باستان، روزهای هفته‌ را نیز از گاهشماری خود حذف می‌كنند و نام روزهای ماه را بكار می‌گیرند.
بنا به گمانی شب چهارشنبه‌سوری را به مناسبت آتش افروزی در آن شب #سوری نامیده‌اند.
بنا به باوری دیگر #سور از واژه #سوییریه به معنی چاشت اوستایی است كه در پهلوی و پارسی به معنی مهمانی بزرگ گرفته شده است.
سور به معنی سرخ هم آمده است. در چند گویش ایرانی سور همین معنی سرخ را دارد.
چنانکه #سهراب همان سورآب یا رود و آب سرخ است.
سور به معنی مهمانی وبزم هم آمده است.
در پهلوی سور هم به معنی سرخ و هم مهمانی و جشن و شادی آمده است. در گویش‌های گوناگون هم سور به معنی بزم و شادی می‌آید. این معنی را هم می‌توان از چهارشنبه‌سوری دریافت یعنی #چهارشنبه_شادی. در پاره‌ای و جاها از جمله در اصفهان این شب را #چهارشنبه_سرخی می‌نامند.
اینک بخشی از نوشته‌های صادق هدایت را در این باره می‌خانیم:
چند روز به نوروز مانده در كوچه‌ها آتش افروز می‌گردد و آن عبارت است از دو یا سه نفر كه رخت رنگ به رنگ می‌پوشند به كلاه دراز و لباس‌شان زنگوله آویزان می‌كنند و به رویشان صورتک می‌زنند. یکی از آنها دو تخته را به‌هم می‌زند و اشعاری می‌خواند:
آتش افروز اومده
سالی یک روز اومده
آتش افروز صغیرم
سالی یک روز فقیرم
روده و پوده اومده
هرچه که بوده اومده.
آتش افروزی و میمون و خرس بازی نیز رایج بوده است. پیشینه این باور را می‌شود در روزگاری كه ایرانیان و هندیان هنوز با هم می‌زیستند جستجو كرد. آنان نور، آسمان، آفتاب و نیز آتش را می‌ستودند و آفرین می‌گفتند. #ریگ_ودا كتاب مقدس هندوان با سرود آتش آغاز شده است و آریاییان خدای آتش را فرزند خدای بزرگ می‌دانستند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی


‏فردوسی نمیتونسته آشکارا اسلام رو نقد کنه. چون هم خودش به قتل میرسید و هم کتابش سوزانده میشد و ما الان نمیدونستیم که اصلا همچین شاعری وجود داشته ولی نظراتش در مورد اسلام رو با هوشمندی تمام با افسانه ضحاک منتقل کرده.

در واقع اگه تو شاهنامه به جای "ضحاک" کلمه "اسلام" بذارید، متن رمزگشایی میشه و نظر واقعی فردوسی روکشف میکنید.

ضحاک(با تبار عرب) استعاره از اسلامه که بعد از غرور جمشید(ساسانیان) بر ایران چیره میشه و فردوسی با شکست ضحاک توسط فریدون، سقوط اسلام و احیای شکوه پادشاهی ایران رو بعد از هزارسال پیشبینی میکنه، چون عمر ضحاک هزارساله
(بر او سالیان انجمن شد هزار).

مارهای ضحاک مغز جوانان رو میخورن برای زنده موندن، دقیقا استعاره‌ از کاری که اسلام با مغز جوانان میکنه.

توصیفات فردوسی از ضحاک شباهت زیادی به توصیف مسلمانان از زبان رستم فرخزاد تو نامه به برادرش داره

هنر خوار شد جادویی ارجمند...
نهان راستی آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز به راز.

اینها همه توصیف دقیق اسلامه!

ضمنا فردوسی تو سرودن ماجرای قادسیه و هجوم مسلمانان به ایران، آشکارا طرفدار رستم فرخزاده. همون فرخزادی که اسلام رو "کیش آهرمنی" معرفی میکنه، یعنی دین شیطانی.

چطور ممکنه فردوسی مسلمان باشه ولی همرمان طرفدار پیروزی رستم فرخزاد و دفاع از ایران در مقابل اعراب مسلمان باشه؟


#_Zartosht

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم


⭕️ فتح مصر در عصر فرمانروایی خسرو دوم(خسرو پرویز)ساسانی

🔻خسرو پرویز به سردار خود شهربراز دستور داد با لشکری برای فتح مصر برود. شهربراز پس از فتح اورشلیم و گذر از صحرای سینا به مصر قدم گذاشت و در سال ۶۱۶ میلادی اسکندریه را با سختی‌های بسیار تصرف کرد، پس از آن ارتش ایران در مصر دو قسمت شد و از دو سو یکی به غرب و یکی به جنوب حرکت در آمد و وسعت خاک ایران را از غرب به لیبی و از جنوب به شمال سودان رسانید.

🔻این پیروزی برای ساسانیان تأثیر شگرفی برجای گذاشت، زیرا مصر از چندین قرن پیش از تصرف ایران خارج شده بود و شاهان ساسانی همواره میل داشتند مرزهای کشور را به حدود هخامنشیان برسانند.گفته شده در دوران همین فتوحات ترکان در مرزهای شمال شرقی به سختی در هم کوبیده شدند.

🔻شاهرگ‌های اقتصادی و تجارتی شام در دست ایرانیان بودند، مصر هم که گندم متصرفاتش را تأمین می‌کرد به تصرف ایرانیان در آمده بود. مستعمرات یهودی‌نشین اورشلیم که کمک کوروش را فراموش نکرده بودند از فتح ایرانیان بسیار خرسند بودند. همچنین مردم شام و مناطق شرقی آسیای صغیر.

📚منبع:ایران باستان،یعقوب آژند،ص۱۷۴//شاهنشاهی ساسانیان،مریم نژاد اکبری مهربان،ص۱۰۷//شاهنشاهی ساسانیان در گزارشهای تاریخی اسلامی و غربی، اصغر محمودآبادی،ص۱۶۸

#ساسانیان
#خسرو_پرویز

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــرح_فــــرتــــور📸

#_مانی؛ (درگذشت سال ۲۷۶میلادی) اندیشمند بزرگ ایرانی، آموزگار معنویت که بواسطه دشمنی روحانیون پرنفوذ زرتشتی با وی در زمان ساسانیان اعدام شد.

فیلسوف، شاعر، نویسنده، پزشک، نگارگر و بنیان‌گذار آیین مانوی است. او از پدر و مادر ایرانی منسوب به بزرگان اشکانی در نزدیکی تیسفون که در ایالت آسورستان قرار داشت که بخشی از شاهنشاهی اشکانی بود، زاده شد. او آیینی را بنیان نهاد که دیرهنگامی در سرزمین‌هایی از چین تا اروپا پیروان فراوانی داشت. برادران شاپور یکم او را پشتیبانی کردند و شاپور به او اجازهٔ تبلیغ دینش را داد.
اما گرفتار خشم موبدان زردشتی دربار ساسانی شد و سرانجام در زمان بهرام یکم زندانی گشت و اعدام شد.

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم


#_مانی؛ (درگذشت سال ۲۷۶میلادی) اندیشمند بزرگ ایرانی، آموزگار معنویت که بواسطه دشمنی روحانیون پرنفوذ زرتشتی با وی در زمان ساسانیان اعدام شد.

فیلسوف، شاعر، نویسنده، پزشک، نگارگر و بنیان‌گذار آیین مانوی است. او از پدر و مادر ایرانی منسوب به بزرگان اشکانی در نزدیکی تیسفون که در ایالت آسورستان قرار داشت که بخشی از شاهنشاهی اشکانی بود، زاده شد. او آیینی را بنیان نهاد که دیرهنگامی در سرزمین‌هایی از چین تا اروپا پیروان فراوانی داشت. برادران شاپور یکم او را پشتیبانی کردند و شاپور به او اجازهٔ تبلیغ دینش را داد.
اما گرفتار خشم موبدان زردشتی دربار ساسانی شد و سرانجام در زمان بهرام یکم زندانی گشت و اعدام شد.

مانی تقریباً با تبعیت از باورهای بودایی و زردشتی وعیسوی برای تکمیل آموزه‌های آنان دینی نو و همگانی را تبلیغ می‌نمود که مانند مسیحیت در آن به روی آدمیان از هر نژاد و با هر وضع، باز بود. باورهای آن از آیین‌های بابلی و ایرانی سیراب شده بود و از دین‌های بودایی و مسیحیت اثر پذیرفته بود.

مانی رتبهٔ شماره ۸۳ را در سیاهه تأثیرگذارترین اشخاص تاریخ مایکل اچ هارت دارد.
پیروان مانی او را با القابی چون فرستادهٔ روشنی، بغ راستیگر، سرور نجاتبخش، بودای روشنی و فارقلیط زمان می‌خواندند.

کاتاریسم یک جنبش اصیل مانوی بود و به همین دلیل خود را «پاک‌ها» می‌نامیدند، نامی که از ادبیات مانوی برگرفتند. مفهوم «پاک» و پوشیدن «جامهٔ سفید» از عناصرِ دینی‌ای بود که مانی از فرقهٔ گنوسی مغتسلهٔ خزایی که در آن پرورش یافته بود وام گرفته بود.
بخشی از دوران جوانی مانی در فرقه‌ای عرفانی سپری شد که غسل در کانون آیینشان بود و استادش الخزایی یا الخسائیوس بود.

مانی که افکار او از شرق تا چین و در غرب تا اروپا را فراگرفت عقیده داشت که معنویت و مادیت همیشه در تضاد هستند و همه مشکلات جهان و مسائل بشر از مادیات و مادیگری سرچشمه می‌گیرد. مانی مکتب (ایسم) خود را برپایه معنویت، خوبی، راستگویی، دفاع از حقیقت و نیز اعتدال و میانه‌روی در زندگانی روزمره قرار داده بود و از این جهت است که مورخان و فلاسفه وی را «آموزگار معنویت» لقب داده‌اند.
«مانی» می‌گفت که دلبستگی مطلق به مادیات و پیروی از «نفس اماره» است که بشر را به دروغگویی، ارتکاب جنایت و انواع بدی کردن وادار می‌کند. وی تاکید داشت که مادیات انسان را اسیر و برده نفس خود می‌کند و خودخواهی و جاه‌طلبی فردی را به وجود می آورد. طبق آموزش‌های مانی، «مادیت» نباید وارد وجود (ذهن) انسان شود و تاکید داشت که برای جلوگیری از ورود مادیات به وجود انسان باید به آموزش‌وپرورش کودک توجه شود تا «انسان»، غیرمادی پرورش یابد. بنابراین، بی‌جهت نیست که مانی ایرانی را یکی از پدران «آموزش و پرورش» می‌دانند و او بود که فراهم آوردن وسایل آموزش‌وپرورش درست (دارای هدف) کودکان و نوجوانان را مهمترین تکلیف مدیریت یک جامعه (دولت) قرار داد

داستان مانی در شاهنامه:

فردوسی داستان مانی را در ۳۵ بیت شاهنامه آورده‌است. مانی نگارگری است که از چین آمده و در پنجاهمین سال پادشاهی شاپور دوم، پیامبری خود را آشکار، برتری خود را بر دیگر دین‌آوران جهان اعلام، و از شاه درخواست یاری می‌کند.

ز شاهیش بگذشت پنجاه سال که اندر زمانه نبودش همال
بیامد یکی مرد گویا ز چین
که چون او مصوّر نبد بر زمین
بدان چربدستی رسیده به کام
یکی برمنش‌مرد، مانی به نام
به صورتگری گفت پیغامبرم
ز دین‌آوران جهان برترم
زچین نزد شاپور شد باخواست
به پیغامبری شاه را یار خواست.

شاپور سپس با بدگمانی از موبدان می‌خواهد که سخنان مانی را بشنوند و با او به گفتمان بپردازند.

سخن گفت مرد گشاده‌زبان
جهاندار شد زآن سخن بدگمان
سرش تیره شد،موبدان رابخواند
ز مانی فراوان سخن‌ها براند
کزین مرد چینی چیره‌زبان
فتاده‌ستم از دین او در گمان
بگویید و هم زو سخن بشنوید
مگر خود به گفتار او بگروید
بگفتند کین مرد صورت‌پرست
نه بر مایهٔ موبدان‌موبدست
زَ مانی–سخن بشنو–او را بخوان
چو بیند وُرا کی گشاید زبان

موبد بزرگ در این گفتگو بر مانی چیره می‌شود و مانی از گفتار وی فرومی‌ماند. شاپور دستور کشتن مانی را می‌دهد تا پوست او کنده، از کاه پر و پیکرش در شهر آویخته شود.

فرو ماند مانی ز گفتار اوی
بپژمرد شاداب‌بازار اوی
ز مانی برآشفت پس شهریار
برو تنگ شد گردش روزگار
بفرمود پس تاش برداشتند
به خواری ز درگاه بگذاشتند
چنین گفت کین مرد صورت پرست
نگنجدهمی در سرای نشست
چو آشوب آرمیده گیتی بدوست
بباید کشیدش سراپای پوست،
همان خامش آگنده باید به کاه
بدآن تا نجوید کس این پایگاه!
بیاویزنید از در شارستان!
وُگر پیش دیوان و بیمارستان!
جهانی برو آفرین خواندند
همی خاک بر کشته افشاندند.



#_گردآورنده:

#شکوفه_عزیزمان

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity