🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# #هرودوت مینویسد: #ایرانیان #معبد نمیسازند، برای خدا #پیکره و #مجسمه نمیسازند. آنها #خدای_آسمان را عبادت میکنند و #میترا و #اَناهیتا و همچنین زمین و آب و آتش را میستایند. آنها حیوانات را در جاهای پاک قربانی میکنند و گوشت قربانی را در میان مردم تقسیم میکنند و عقیده ندارند که باید چیزی از آن را به خدا داد، زیرا میگویند که آنچه به خدا میرسد و خشنودش میسازد #روح_قربانی است نه گوشت او. وقتی میخواهند قربانی بدهند حیوان را به جائی که فضای باز است میبرند، آنگا بهدرگاه خدا دعا میکنند. در دعا کردن نیز رسم نیست که حسنات را برای شخصِ خود بطلبند، بلکه برای #پادشاه و همۀ مردم کشور دعا میکنند و خودشان را نیز یکی از اینها میشمارند.
• از ویژگی فرهنگ ایرانی آن بود که هیچکدام از #عید_های_ایرانی با برگزاری مراسم برای هیچ انسانی در ارتباط نبود بلکه هرکدام از عیدها (نوروزِ کوچک که اکنون نوروز گوئیم، نوروز بزرگ که اکنون #سیزده_به_در گوئیم، #مهرگان ، #سده ، و جشنی که اکنون #چهار_شنبه_سوران گوئیم) مراسمی بود که برای پیوند با طبیعت برگزار میشد و مستقیماً با تحولات طبیعی در ارتباط بود. #دین_ایرانی به #شاد_زیستی بهای بسیار داده بود، و از اینرو عید ایرانی نه مراسم عبادی بلکه #سور و #سرود و #رقص دسته جمعی بود و جشنهایش مراسم شادی و سور و #ستایش_زیبایی_ها بود. در فرهنگ ایرانی نه برای بزرگداشت انسانها حتی زرتشت مراسم دینی برگزار میشد و نه برای هیچکدام از شخصیتهای دیگر. این از آنرو بود که ایرانی برای هیچ انسانی تقدس و عصمت قائل نبود تا بهخاطرش مراسم دینی برپا کند. ایرانی برای طبیعت جشن برپا میکرد و همراه با طبیعت ابراز شادی و سرور مینمود.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴# #هرودوت مینویسد: #ایرانیان #معبد نمیسازند، برای خدا #پیکره و #مجسمه نمیسازند. آنها #خدای_آسمان را عبادت میکنند و #میترا و #اَناهیتا و همچنین زمین و آب و آتش را میستایند. آنها حیوانات را در جاهای پاک قربانی میکنند و گوشت قربانی را در میان مردم تقسیم میکنند و عقیده ندارند که باید چیزی از آن را به خدا داد، زیرا میگویند که آنچه به خدا میرسد و خشنودش میسازد #روح_قربانی است نه گوشت او. وقتی میخواهند قربانی بدهند حیوان را به جائی که فضای باز است میبرند، آنگا بهدرگاه خدا دعا میکنند. در دعا کردن نیز رسم نیست که حسنات را برای شخصِ خود بطلبند، بلکه برای #پادشاه و همۀ مردم کشور دعا میکنند و خودشان را نیز یکی از اینها میشمارند.
• از ویژگی فرهنگ ایرانی آن بود که هیچکدام از #عید_های_ایرانی با برگزاری مراسم برای هیچ انسانی در ارتباط نبود بلکه هرکدام از عیدها (نوروزِ کوچک که اکنون نوروز گوئیم، نوروز بزرگ که اکنون #سیزده_به_در گوئیم، #مهرگان ، #سده ، و جشنی که اکنون #چهار_شنبه_سوران گوئیم) مراسمی بود که برای پیوند با طبیعت برگزار میشد و مستقیماً با تحولات طبیعی در ارتباط بود. #دین_ایرانی به #شاد_زیستی بهای بسیار داده بود، و از اینرو عید ایرانی نه مراسم عبادی بلکه #سور و #سرود و #رقص دسته جمعی بود و جشنهایش مراسم شادی و سور و #ستایش_زیبایی_ها بود. در فرهنگ ایرانی نه برای بزرگداشت انسانها حتی زرتشت مراسم دینی برگزار میشد و نه برای هیچکدام از شخصیتهای دیگر. این از آنرو بود که ایرانی برای هیچ انسانی تقدس و عصمت قائل نبود تا بهخاطرش مراسم دینی برپا کند. ایرانی برای طبیعت جشن برپا میکرد و همراه با طبیعت ابراز شادی و سرور مینمود.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#جشن_های_ایرانی
#سور_باستان #اوشیدرجشن #مانتره_سپند
جشن مانترهسپند یا اوشیدر جشن
🎁 جشن "مانترَه سپند" یا "اوشیدَر جشن" که گفته میشود همان جشن "گاهنبار چَهرهی هَمَسپَتمَدَم" بود، در ایران باستان در روز پایانی اسپند برگزار میشد. نام این گاهنبار به شیوههای هَمَسپَتمَیدیم، هَمَسْپَت مَدَم و هَمَسْپَث مَئیدَیه هم نوشته میشود. اوشیدر جشن، جشنی برای فرارسیدن نوروز، برابری روز و شب و برابری سرما و گرما بهشمار میرفت. این جشن در شهرهای گوناگون ایران به چندین روش برگزار میشد که هنوز هم بسیاری از این آیینها برپاست.
🔍 پیدایش گاهنبار را از روزگار پیشدادیان و جمشید پیشدادی میدانند. در بندهش آمدهاست: «اگر کسی در سال یکبار به گاهان بار برود بر کارهای نیکی که کردهاست افزوده خواهد شد.»
گاهنبارها با پیشهی ایرانیان که کشاورزی و دامداری بود، گره خورده بودند. گاهنبار در آغاز جشن کشاورزی بود. هریک از گاهنبارها برابر با زمانی است که دگرگونیهای بنیادین برای کشاورزان رخ میداد و این دگرگونیها با خود جشن و شادی میآورد.
🐎 شناختهشدهترین آیین جشن "مانترهسپند" در آبادیهای نزدیک هیرمند و سیستان و بلوچستان برگزار میشد. آنان دختری را بر چهارپایی مینشاندند و به کنار رود هیرمند میبردند تا آبتنی کند. سپس زنان و مردان جدا میشدند و هریک به آبتنی، پایکوبی و شادی میپرداختند. این دختر که در روز جشن به نام "اوشیدر" خوانده میشد، پس از پایان جشن با همان آیین به خانه برمیگشت. این جشن در آرزوی بازآمدن سوشیانت برگزار میشد. سوشیانت یا سوشیانس (سودرسان، دانا) در کیش زرتشتی رهاییبخش نهایی زمین است. بر پایهی نوشتار پهلوی "گزیدههای زادسپَرَم"، زادروز زرتشت در این روز است.
🍹 "پایبران" آیین پایانی اسپند در زنجان و شهرهای آذربادگان(آذربایجان) است. در این آیین در تَشتی مسی خوراک و پارچه و پیشکش برای خانوادههایی که فرزندانشان با آن پیوند زناشویی بسته میفرستادند و پیک نیز شادیانه دریافت میکرد.
در شهر خمین نیز در جشن "علفه"، گیاه برای آتش زدن گردآوری میکردند تا سراچه(اتاق)ها را گرم و روشن نگاه دارند. گرامی داشتت یاد درگذشتگان در سُغد و بسیاری از شهرهای ایران از آیینهای این روز بود که تا امروز دنباله دارد.
🔥🔥جشن سور* باستان
جشن "سور باستان" در واپسین شب سال برگزار میشد. در این جشن تا سپیدهدم بر بامها آتش میافروختند و چشمبهراه برآمدن آفتاب بهار میماندند و از ایزد توانا میخواستند تا روشنایی و مهر و بخشش بر ایران بگستراند.
در این جشن هرکس به اندازهی توان خود خوانِ خوراک میگسترد و فردای آن روز هفتسین را جایگزین خوراکهای خوان میکرد. گفته میشود جشن چهارشنبهسوری دگرگون شدهی جشن سورباستان است ولی دربارهی درستی آن نمیتوان داوری کرد.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#جشن_های_ایرانی
#سور_باستان #اوشیدرجشن #مانتره_سپند
جشن مانترهسپند یا اوشیدر جشن
🎁 جشن "مانترَه سپند" یا "اوشیدَر جشن" که گفته میشود همان جشن "گاهنبار چَهرهی هَمَسپَتمَدَم" بود، در ایران باستان در روز پایانی اسپند برگزار میشد. نام این گاهنبار به شیوههای هَمَسپَتمَیدیم، هَمَسْپَت مَدَم و هَمَسْپَث مَئیدَیه هم نوشته میشود. اوشیدر جشن، جشنی برای فرارسیدن نوروز، برابری روز و شب و برابری سرما و گرما بهشمار میرفت. این جشن در شهرهای گوناگون ایران به چندین روش برگزار میشد که هنوز هم بسیاری از این آیینها برپاست.
🔍 پیدایش گاهنبار را از روزگار پیشدادیان و جمشید پیشدادی میدانند. در بندهش آمدهاست: «اگر کسی در سال یکبار به گاهان بار برود بر کارهای نیکی که کردهاست افزوده خواهد شد.»
گاهنبارها با پیشهی ایرانیان که کشاورزی و دامداری بود، گره خورده بودند. گاهنبار در آغاز جشن کشاورزی بود. هریک از گاهنبارها برابر با زمانی است که دگرگونیهای بنیادین برای کشاورزان رخ میداد و این دگرگونیها با خود جشن و شادی میآورد.
🐎 شناختهشدهترین آیین جشن "مانترهسپند" در آبادیهای نزدیک هیرمند و سیستان و بلوچستان برگزار میشد. آنان دختری را بر چهارپایی مینشاندند و به کنار رود هیرمند میبردند تا آبتنی کند. سپس زنان و مردان جدا میشدند و هریک به آبتنی، پایکوبی و شادی میپرداختند. این دختر که در روز جشن به نام "اوشیدر" خوانده میشد، پس از پایان جشن با همان آیین به خانه برمیگشت. این جشن در آرزوی بازآمدن سوشیانت برگزار میشد. سوشیانت یا سوشیانس (سودرسان، دانا) در کیش زرتشتی رهاییبخش نهایی زمین است. بر پایهی نوشتار پهلوی "گزیدههای زادسپَرَم"، زادروز زرتشت در این روز است.
🍹 "پایبران" آیین پایانی اسپند در زنجان و شهرهای آذربادگان(آذربایجان) است. در این آیین در تَشتی مسی خوراک و پارچه و پیشکش برای خانوادههایی که فرزندانشان با آن پیوند زناشویی بسته میفرستادند و پیک نیز شادیانه دریافت میکرد.
در شهر خمین نیز در جشن "علفه"، گیاه برای آتش زدن گردآوری میکردند تا سراچه(اتاق)ها را گرم و روشن نگاه دارند. گرامی داشتت یاد درگذشتگان در سُغد و بسیاری از شهرهای ایران از آیینهای این روز بود که تا امروز دنباله دارد.
🔥🔥جشن سور* باستان
جشن "سور باستان" در واپسین شب سال برگزار میشد. در این جشن تا سپیدهدم بر بامها آتش میافروختند و چشمبهراه برآمدن آفتاب بهار میماندند و از ایزد توانا میخواستند تا روشنایی و مهر و بخشش بر ایران بگستراند.
در این جشن هرکس به اندازهی توان خود خوانِ خوراک میگسترد و فردای آن روز هفتسین را جایگزین خوراکهای خوان میکرد. گفته میشود جشن چهارشنبهسوری دگرگون شدهی جشن سورباستان است ولی دربارهی درستی آن نمیتوان داوری کرد.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
جشنهای سالانه🔥 #جشن_چهارشنبهسوری🔥
آیین آتش افروزی، به پیشواز از سال نو چند سال دارد؟ کسی نمیداند.
اما این آیین از هنگامی به غروب آخرین سه شنبه سال افتاده است كه زرتشت، به تنظیم دقیق تقویم توفیق یافت.
آن سالی بود كه تحویل سال با سهشنبهای برابر شد كه نیمه آن سهشنبه، تا نیمروز، جزیی از سال كهنه، و نیمه پس از ظهر، سال نو بهحساب میآمد.
به یک باور دیگر ایرانیان مراسم آتش افروزی در آستانه سال نو را پس از آمدن اسلام، در آخرین چهارشنبه سال قرار دادهاند تا از باور اعراب مسلمان پیروی كرده باشند. این باور با مراسم کهن چهارشنبهسوری همخوانی چندانی ندارد.و شاید این شب شادی و آتش افروزی گونهای مقاومت و در افتادن با تازیان نیز بوده است یعنی که چون عرب این روز را شوم میدانست ایرانی همان روز را برای شادمانی برگزید.
تازیان نیز در این راههاب سیار کوشیده بودند. برای نمونه آنان مهراب را که مکان چشمهی مهر بود به محراب که معنی مکان جنگ دارد برگرداندند و یا به گدا فرزند ساسانیان میگفتند.
برخی میگویند که ایرانیان تا آمدن تازیان مسلمان روزهای هفته را نمیدانستند و پس چهارشنبهسوری از آمدن اعراب مسلمان به بعد رایج شده است. این نیز سخن درستی نیست.
در شاهنامه فردوسی بیشتر از ۱۲۰بار واژه هفته بكار رفته است. از آنجا كه شاهنامه فردوسی را ترجمان وفادار داستانها ی دوران باستان میدانند، دور است كه استاد توس بدون اینكه چنین مفهومی در متون مبنا بكار رفته باشد، تا این اندازه از آن بهره برگیرد.
متون مانوی نیز، كاربرد گسترده روزهای هفته را نشان میدهد. در نوشتارهای مانوی یافتشده در #تورفان و نیز در #موگتاگ از روزهای یكشنبه و دوشنبه با نامهای مهر روزیاخور روز و ماه روز یاد شده و این دو، روزهای روزهداری مانوی دانسته شده است. در متون مانوی، همراه با روزهای هفته، از نامهای سیگانه برای روزهای ماه نیز استفاده میشده است و همچنین میدانیم كه روز دوشنبه، روز مقدس و تعطیل مانویان بوده است.
متون و منابع كهن چینی نیز كاربرد هفته در ایران باستان و نام روزهای آن را گزارش كردهاند.
یک متن كهن بودایی از نام روزهای هفته در زبان چینی و معادل آنها با روزهای هفته در پارسی میانه و سغدی یاد كرده است.
در این متن، نام ایرانی روزهای هفته كه از یكشنبه آغاز میشوند بدینگونه بازگو شده است: یوشمبت روز تعطیل، دوشمبت، سهشمبت، چرشمبت، پنجشمبت، شششمبت، شمبت.
در همان متن، معادل سغدی این نامها بدینگونه آمده است: مهر روز یا خورشید روز، ماه روز، بهرام روز، تیر روز، اورمزد روز، ناهید روز و كیوان روز. این نامها از نام هفت اختر سیار آسمان، در آن زمان برگرفته شده است. تعطیلی روز یكشنبه در تقویم میلادی نیز از روز تعطیل ایرانی برگرفته شده است.
میدانیم كه نام روز یكشنبه در هر دوی آنها به یک معنا است و به معنای #خورشید_روز است.
در دوره ساسانیان و همراه با دیگر تحریفهای بیشمار آنان از آیین و فرهنگ ایران باستان، روزهای هفته را نیز از گاهشماری خود حذف میكنند و نام روزهای ماه را بكار میگیرند.
بنا به گمانی شب چهارشنبهسوری را به مناسبت آتش افروزی در آن شب #سوری نامیدهاند.
بنا به باوری دیگر #سور از واژه #سوییریه به معنی چاشت اوستایی است كه در پهلوی و پارسی به معنی مهمانی بزرگ گرفته شده است.
سور به معنی سرخ هم آمده است. در چند گویش ایرانی سور همین معنی سرخ را دارد.
چنانکه #سهراب همان سورآب یا رود و آب سرخ است.
سور به معنی مهمانی وبزم هم آمده است.
در پهلوی سور هم به معنی سرخ و هم مهمانی و جشن و شادی آمده است. در گویشهای گوناگون هم سور به معنی بزم و شادی میآید. این معنی را هم میتوان از چهارشنبهسوری دریافت یعنی #چهارشنبه_شادی. در پارهای و جاها از جمله در اصفهان این شب را #چهارشنبه_سرخی مینامند.
اینک بخشی از نوشتههای صادق هدایت را در این باره میخانیم:
چند روز به نوروز مانده در كوچهها آتش افروز میگردد و آن عبارت است از دو یا سه نفر كه رخت رنگ به رنگ میپوشند به كلاه دراز و لباسشان زنگوله آویزان میكنند و به رویشان صورتک میزنند. یکی از آنها دو تخته را بههم میزند و اشعاری میخواند:
آتش افروز اومده
سالی یک روز اومده
آتش افروز صغیرم
سالی یک روز فقیرم
روده و پوده اومده
هرچه که بوده اومده.
آتش افروزی و میمون و خرس بازی نیز رایج بوده است. پیشینه این باور را میشود در روزگاری كه ایرانیان و هندیان هنوز با هم میزیستند جستجو كرد. آنان نور، آسمان، آفتاب و نیز آتش را میستودند و آفرین میگفتند. #ریگ_ودا كتاب مقدس هندوان با سرود آتش آغاز شده است و آریاییان خدای آتش را فرزند خدای بزرگ میدانستند.
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
جشنهای سالانه🔥 #جشن_چهارشنبهسوری🔥
آیین آتش افروزی، به پیشواز از سال نو چند سال دارد؟ کسی نمیداند.
اما این آیین از هنگامی به غروب آخرین سه شنبه سال افتاده است كه زرتشت، به تنظیم دقیق تقویم توفیق یافت.
آن سالی بود كه تحویل سال با سهشنبهای برابر شد كه نیمه آن سهشنبه، تا نیمروز، جزیی از سال كهنه، و نیمه پس از ظهر، سال نو بهحساب میآمد.
به یک باور دیگر ایرانیان مراسم آتش افروزی در آستانه سال نو را پس از آمدن اسلام، در آخرین چهارشنبه سال قرار دادهاند تا از باور اعراب مسلمان پیروی كرده باشند. این باور با مراسم کهن چهارشنبهسوری همخوانی چندانی ندارد.و شاید این شب شادی و آتش افروزی گونهای مقاومت و در افتادن با تازیان نیز بوده است یعنی که چون عرب این روز را شوم میدانست ایرانی همان روز را برای شادمانی برگزید.
تازیان نیز در این راههاب سیار کوشیده بودند. برای نمونه آنان مهراب را که مکان چشمهی مهر بود به محراب که معنی مکان جنگ دارد برگرداندند و یا به گدا فرزند ساسانیان میگفتند.
برخی میگویند که ایرانیان تا آمدن تازیان مسلمان روزهای هفته را نمیدانستند و پس چهارشنبهسوری از آمدن اعراب مسلمان به بعد رایج شده است. این نیز سخن درستی نیست.
در شاهنامه فردوسی بیشتر از ۱۲۰بار واژه هفته بكار رفته است. از آنجا كه شاهنامه فردوسی را ترجمان وفادار داستانها ی دوران باستان میدانند، دور است كه استاد توس بدون اینكه چنین مفهومی در متون مبنا بكار رفته باشد، تا این اندازه از آن بهره برگیرد.
متون مانوی نیز، كاربرد گسترده روزهای هفته را نشان میدهد. در نوشتارهای مانوی یافتشده در #تورفان و نیز در #موگتاگ از روزهای یكشنبه و دوشنبه با نامهای مهر روزیاخور روز و ماه روز یاد شده و این دو، روزهای روزهداری مانوی دانسته شده است. در متون مانوی، همراه با روزهای هفته، از نامهای سیگانه برای روزهای ماه نیز استفاده میشده است و همچنین میدانیم كه روز دوشنبه، روز مقدس و تعطیل مانویان بوده است.
متون و منابع كهن چینی نیز كاربرد هفته در ایران باستان و نام روزهای آن را گزارش كردهاند.
یک متن كهن بودایی از نام روزهای هفته در زبان چینی و معادل آنها با روزهای هفته در پارسی میانه و سغدی یاد كرده است.
در این متن، نام ایرانی روزهای هفته كه از یكشنبه آغاز میشوند بدینگونه بازگو شده است: یوشمبت روز تعطیل، دوشمبت، سهشمبت، چرشمبت، پنجشمبت، شششمبت، شمبت.
در همان متن، معادل سغدی این نامها بدینگونه آمده است: مهر روز یا خورشید روز، ماه روز، بهرام روز، تیر روز، اورمزد روز، ناهید روز و كیوان روز. این نامها از نام هفت اختر سیار آسمان، در آن زمان برگرفته شده است. تعطیلی روز یكشنبه در تقویم میلادی نیز از روز تعطیل ایرانی برگرفته شده است.
میدانیم كه نام روز یكشنبه در هر دوی آنها به یک معنا است و به معنای #خورشید_روز است.
در دوره ساسانیان و همراه با دیگر تحریفهای بیشمار آنان از آیین و فرهنگ ایران باستان، روزهای هفته را نیز از گاهشماری خود حذف میكنند و نام روزهای ماه را بكار میگیرند.
بنا به گمانی شب چهارشنبهسوری را به مناسبت آتش افروزی در آن شب #سوری نامیدهاند.
بنا به باوری دیگر #سور از واژه #سوییریه به معنی چاشت اوستایی است كه در پهلوی و پارسی به معنی مهمانی بزرگ گرفته شده است.
سور به معنی سرخ هم آمده است. در چند گویش ایرانی سور همین معنی سرخ را دارد.
چنانکه #سهراب همان سورآب یا رود و آب سرخ است.
سور به معنی مهمانی وبزم هم آمده است.
در پهلوی سور هم به معنی سرخ و هم مهمانی و جشن و شادی آمده است. در گویشهای گوناگون هم سور به معنی بزم و شادی میآید. این معنی را هم میتوان از چهارشنبهسوری دریافت یعنی #چهارشنبه_شادی. در پارهای و جاها از جمله در اصفهان این شب را #چهارشنبه_سرخی مینامند.
اینک بخشی از نوشتههای صادق هدایت را در این باره میخانیم:
چند روز به نوروز مانده در كوچهها آتش افروز میگردد و آن عبارت است از دو یا سه نفر كه رخت رنگ به رنگ میپوشند به كلاه دراز و لباسشان زنگوله آویزان میكنند و به رویشان صورتک میزنند. یکی از آنها دو تخته را بههم میزند و اشعاری میخواند:
آتش افروز اومده
سالی یک روز اومده
آتش افروز صغیرم
سالی یک روز فقیرم
روده و پوده اومده
هرچه که بوده اومده.
آتش افروزی و میمون و خرس بازی نیز رایج بوده است. پیشینه این باور را میشود در روزگاری كه ایرانیان و هندیان هنوز با هم میزیستند جستجو كرد. آنان نور، آسمان، آفتاب و نیز آتش را میستودند و آفرین میگفتند. #ریگ_ودا كتاب مقدس هندوان با سرود آتش آغاز شده است و آریاییان خدای آتش را فرزند خدای بزرگ میدانستند.