🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# #هرودوت مینویسد: #ایرانیان #معبد نمیسازند، برای خدا #پیکره و #مجسمه نمیسازند. آنها #خدای_آسمان را عبادت میکنند و #میترا و #اَناهیتا و همچنین زمین و آب و آتش را میستایند. آنها حیوانات را در جاهای پاک قربانی میکنند و گوشت قربانی را در میان مردم تقسیم میکنند و عقیده ندارند که باید چیزی از آن را به خدا داد، زیرا میگویند که آنچه به خدا میرسد و خشنودش میسازد #روح_قربانی است نه گوشت او. وقتی میخواهند قربانی بدهند حیوان را به جائی که فضای باز است میبرند، آنگا بهدرگاه خدا دعا میکنند. در دعا کردن نیز رسم نیست که حسنات را برای شخصِ خود بطلبند، بلکه برای #پادشاه و همۀ مردم کشور دعا میکنند و خودشان را نیز یکی از اینها میشمارند.
• از ویژگی فرهنگ ایرانی آن بود که هیچکدام از #عید_های_ایرانی با برگزاری مراسم برای هیچ انسانی در ارتباط نبود بلکه هرکدام از عیدها (نوروزِ کوچک که اکنون نوروز گوئیم، نوروز بزرگ که اکنون #سیزده_به_در گوئیم، #مهرگان ، #سده ، و جشنی که اکنون #چهار_شنبه_سوران گوئیم) مراسمی بود که برای پیوند با طبیعت برگزار میشد و مستقیماً با تحولات طبیعی در ارتباط بود. #دین_ایرانی به #شاد_زیستی بهای بسیار داده بود، و از اینرو عید ایرانی نه مراسم عبادی بلکه #سور و #سرود و #رقص دسته جمعی بود و جشنهایش مراسم شادی و سور و #ستایش_زیبایی_ها بود. در فرهنگ ایرانی نه برای بزرگداشت انسانها حتی زرتشت مراسم دینی برگزار میشد و نه برای هیچکدام از شخصیتهای دیگر. این از آنرو بود که ایرانی برای هیچ انسانی تقدس و عصمت قائل نبود تا بهخاطرش مراسم دینی برپا کند. ایرانی برای طبیعت جشن برپا میکرد و همراه با طبیعت ابراز شادی و سرور مینمود.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴# #هرودوت مینویسد: #ایرانیان #معبد نمیسازند، برای خدا #پیکره و #مجسمه نمیسازند. آنها #خدای_آسمان را عبادت میکنند و #میترا و #اَناهیتا و همچنین زمین و آب و آتش را میستایند. آنها حیوانات را در جاهای پاک قربانی میکنند و گوشت قربانی را در میان مردم تقسیم میکنند و عقیده ندارند که باید چیزی از آن را به خدا داد، زیرا میگویند که آنچه به خدا میرسد و خشنودش میسازد #روح_قربانی است نه گوشت او. وقتی میخواهند قربانی بدهند حیوان را به جائی که فضای باز است میبرند، آنگا بهدرگاه خدا دعا میکنند. در دعا کردن نیز رسم نیست که حسنات را برای شخصِ خود بطلبند، بلکه برای #پادشاه و همۀ مردم کشور دعا میکنند و خودشان را نیز یکی از اینها میشمارند.
• از ویژگی فرهنگ ایرانی آن بود که هیچکدام از #عید_های_ایرانی با برگزاری مراسم برای هیچ انسانی در ارتباط نبود بلکه هرکدام از عیدها (نوروزِ کوچک که اکنون نوروز گوئیم، نوروز بزرگ که اکنون #سیزده_به_در گوئیم، #مهرگان ، #سده ، و جشنی که اکنون #چهار_شنبه_سوران گوئیم) مراسمی بود که برای پیوند با طبیعت برگزار میشد و مستقیماً با تحولات طبیعی در ارتباط بود. #دین_ایرانی به #شاد_زیستی بهای بسیار داده بود، و از اینرو عید ایرانی نه مراسم عبادی بلکه #سور و #سرود و #رقص دسته جمعی بود و جشنهایش مراسم شادی و سور و #ستایش_زیبایی_ها بود. در فرهنگ ایرانی نه برای بزرگداشت انسانها حتی زرتشت مراسم دینی برگزار میشد و نه برای هیچکدام از شخصیتهای دیگر. این از آنرو بود که ایرانی برای هیچ انسانی تقدس و عصمت قائل نبود تا بهخاطرش مراسم دینی برپا کند. ایرانی برای طبیعت جشن برپا میکرد و همراه با طبیعت ابراز شادی و سرور مینمود.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#🔥 آشنایی با جشنهای ایرانی
🔥 #جشن #سده؛ پیشینهی برگزاری
به هر برزنی جشنگاهی سده
همه گرد بر گردَش آتشکده!
🔥 #جشن #سده"، یکی از بزرگترین و کهنترین جشنهای پرشمار ایران، یکی از جشنهای آتش(۱)، در ستایش اهورامزدا و در پاسداشت آتش، این نخستین زادهی زمین و یکی از چهار آخشیج پاک(۲) برگزار میشد.
💃 ایرانیان ماههای دی و بهمن را که هوا بسیار سرد بود، زمان نیرومند شدن اهریمن میدانستند و برای پایان یافتن روزگار اهریمنی نیایش میکردند.
🔥 جشن سده در روز دهم بهمن که در گاهشمار باستانی برابر با "آبانروز" از ماه بهمن بود، برگزار میشد. برگزاری جشن سده کاری گروهی بود. در این جشن، هیزم میافروختند و همه دست به دست گرد یک آتش بزرگ نیایش و آواز میخواندند و پایکوبی میکردند.
💃 در اوستا نیز آتش فرزند زمین خوانده شده و نشانهای اهورایی است و فروزش آن نماد فروغ جاودان است.
ولی باید بدانیم که جشن سده، جشنی دینی نیست و ایرانیان باستان شادی را بخشش اهورا و اندوه را پدیدهای اهریمنی میدانستتد.
🔥 در روزگار کهن گسترهی این جشن از آناتولی تا استان کنونی سینکیانگ چین بود و در هر شهر نام ویژهای داشت و در هر شهر به نامی خوانده میشد.
💃 بزرگترین جشن سده به دستور مردآویز زیاری در اسپهان برگزار شد ولی پس از جشن پاداندیشان او به شوند(دلیل) برگزاری این جشن، با برنامهریزی او را کشتند.
پس از آن "کرمان" سردمدار برگزاری شکوهمند جشنهای سده است.
____________
✍🏻✍🏻 پینوشت:
۱- در میان جشنهای پرشمار ایران، جشنهای اردیبهشتگان، شهریورگان، آذرگان، سده و سوری (چهارشنبهسوری)، جشنهای آتش بودند.
۲- چهار آخشیج(عنصر) پاک، آتش، آب، باد و خاک هستند. به باور ایرانیان نخست آتش پدید آمد و سه آخشیج دیگر از آتش پدید آمدند. ایرانیان آتش را پیشکش اهورامزدا(خدا) به زمین و مایهی دلگرمی و روشنایی میدانستند.
_____________
دربارهی پیدایش جشن سده دیدگاهها پرشمارند. در اینجا چکیدهای از آنها را میخوانیم.
🔥🔥 یکی از افسانههای ایرانی که گویا بر شاهنامهی فردوسی استوار است، میگوید که جشن سده جشن پیدایش آتش به دست هوشنگ، پادشاه پیشدادی است. بر این پایه، هوشنگ چهار پشت پس از گیومرت(کیومرث) نخستین آدم روی زمین بود
ولی شاهنامهپژوهانی چون "جلال خالقی مطلق" و "مصطفا جیحونی" میگویند که داستان پرتاب سنگ به سوی مار و پیدایش آتش به دست هوشنگ، برساختهی امروزیهاست، بخشی از شاهنامه نیست و هتا(حتا) در دستنویس فلورانس شاهنامه این بخش دیده نمیشود. به باور آنها، این داستان پس از فردوسی به شاهنامه افزوده شده، در ایران باستان چنین باوری نبود و در هیچیک از نیپیک(کتاب)های ایرانشناسی پیش و پس از فردوسی چنین داستانی دیده نمیشود. زیرا پیدایش آتش بسیار کهنتر از زمان هوشنگ است.
"فریدون جنیدی" میگوید دو سوم شاهنامه پس از فردوسی به آن افزوده شده ولی دربارهی داستان هوشنگ سخنی نمیگوید. چندتن از شاهنامهپژوهان با خالقی مطلق همداستان نیستند و سرودهی پیدایش آتش به دست هوشنگ را از آن فردوسی میدانند.
شاید پیدایش این افسانه از آنجا باشد که هوشنگ به چم خوب درخشان، خانهی خوب، نخستزاد، پیشآفریده و نماد فروغ و روشنایی است و آتش نیز نخستین آفریدهی ایزد برای زمین بود.
🔥🔥 ابوریحان بیرونی در التفهیم و در بررسی افسانههای ایرانی میگوید در این روز فرزندان مشی و مشیانه(نخستین زن و مرد روی زمین که خود از ریواس روییده بودند)، به ۱۰۰ تن رسیدند و از میان خود یک تن را به سروری برگزیدند.
بیرونی در آثارالباقیه این جشن را بر آمده از افروختن آتش در بامها به دستور فریدون میدانست. به نوشتهی بیرونی، روزی که آژیدهاک(ضحاک) در بند شد و مردم از ستم او رستند، جشن سده بنیاد نهاده شد.
🔥🔥 دو دیدگاه که "سده" را به پایهی شمار روزهای سال میدانند:
👈🏻 این جشن ۱۰۰ روز پس از آغاز زمستان(آغاز آبان در ایران باستان آغاز موسم سرما بود) برگزار میشد. سده، پنجاه روز مانده به نوروز است که سرما به آرامی کاهش مییابد و اگر روز و شبهای مانده تا نوروز را جداگانه شمارش کنیم، ۱۰۰ شب و روز به فرا رسیدن نوروز مانده است. بر پایهی این دیدگاه، واژهی "سده" برگرفته از "ست" پهلوی به چم شمارهی ۱۰۰ است. ولی این دیدگاه نیز پادورزانی(مخالفانی) دارد.
👈🏻 سده یا چلهی کوچک(۱)، ۴۰ روز پس از زایش خورشید(فردای یلدا)، ۴۰روز مانده تا ۲۰ اسپند(اسفند) که جشن آغاز سرسبزی و گرماست و یا ۲۰ روز و ۲۰ شب مانده به آغاز اسپند است.
🔥🔥 نویسندگانی چون مهرداد بهار و رضا مرادی غیاثآبادی میگویند "سده" پیوندی با "ست" و شمارهی ۱۰۰ ندارد و "سَدَه" یا "سَذَه" در اوستایی به چم سپیدهدم(طلوع)، بیرون آمدن و پیدا شدن است و جشن سده امیدی برای کاهش یافتن سرما بود. بر این پایه، سَدَه، سَدَک یا سَذَک کنایه از آتش است.
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#🔥 آشنایی با جشنهای ایرانی
🔥 #جشن #سده؛ پیشینهی برگزاری
به هر برزنی جشنگاهی سده
همه گرد بر گردَش آتشکده!
🔥 #جشن #سده"، یکی از بزرگترین و کهنترین جشنهای پرشمار ایران، یکی از جشنهای آتش(۱)، در ستایش اهورامزدا و در پاسداشت آتش، این نخستین زادهی زمین و یکی از چهار آخشیج پاک(۲) برگزار میشد.
💃 ایرانیان ماههای دی و بهمن را که هوا بسیار سرد بود، زمان نیرومند شدن اهریمن میدانستند و برای پایان یافتن روزگار اهریمنی نیایش میکردند.
🔥 جشن سده در روز دهم بهمن که در گاهشمار باستانی برابر با "آبانروز" از ماه بهمن بود، برگزار میشد. برگزاری جشن سده کاری گروهی بود. در این جشن، هیزم میافروختند و همه دست به دست گرد یک آتش بزرگ نیایش و آواز میخواندند و پایکوبی میکردند.
💃 در اوستا نیز آتش فرزند زمین خوانده شده و نشانهای اهورایی است و فروزش آن نماد فروغ جاودان است.
ولی باید بدانیم که جشن سده، جشنی دینی نیست و ایرانیان باستان شادی را بخشش اهورا و اندوه را پدیدهای اهریمنی میدانستتد.
🔥 در روزگار کهن گسترهی این جشن از آناتولی تا استان کنونی سینکیانگ چین بود و در هر شهر نام ویژهای داشت و در هر شهر به نامی خوانده میشد.
💃 بزرگترین جشن سده به دستور مردآویز زیاری در اسپهان برگزار شد ولی پس از جشن پاداندیشان او به شوند(دلیل) برگزاری این جشن، با برنامهریزی او را کشتند.
پس از آن "کرمان" سردمدار برگزاری شکوهمند جشنهای سده است.
____________
✍🏻✍🏻 پینوشت:
۱- در میان جشنهای پرشمار ایران، جشنهای اردیبهشتگان، شهریورگان، آذرگان، سده و سوری (چهارشنبهسوری)، جشنهای آتش بودند.
۲- چهار آخشیج(عنصر) پاک، آتش، آب، باد و خاک هستند. به باور ایرانیان نخست آتش پدید آمد و سه آخشیج دیگر از آتش پدید آمدند. ایرانیان آتش را پیشکش اهورامزدا(خدا) به زمین و مایهی دلگرمی و روشنایی میدانستند.
_____________
دربارهی پیدایش جشن سده دیدگاهها پرشمارند. در اینجا چکیدهای از آنها را میخوانیم.
🔥🔥 یکی از افسانههای ایرانی که گویا بر شاهنامهی فردوسی استوار است، میگوید که جشن سده جشن پیدایش آتش به دست هوشنگ، پادشاه پیشدادی است. بر این پایه، هوشنگ چهار پشت پس از گیومرت(کیومرث) نخستین آدم روی زمین بود
ولی شاهنامهپژوهانی چون "جلال خالقی مطلق" و "مصطفا جیحونی" میگویند که داستان پرتاب سنگ به سوی مار و پیدایش آتش به دست هوشنگ، برساختهی امروزیهاست، بخشی از شاهنامه نیست و هتا(حتا) در دستنویس فلورانس شاهنامه این بخش دیده نمیشود. به باور آنها، این داستان پس از فردوسی به شاهنامه افزوده شده، در ایران باستان چنین باوری نبود و در هیچیک از نیپیک(کتاب)های ایرانشناسی پیش و پس از فردوسی چنین داستانی دیده نمیشود. زیرا پیدایش آتش بسیار کهنتر از زمان هوشنگ است.
"فریدون جنیدی" میگوید دو سوم شاهنامه پس از فردوسی به آن افزوده شده ولی دربارهی داستان هوشنگ سخنی نمیگوید. چندتن از شاهنامهپژوهان با خالقی مطلق همداستان نیستند و سرودهی پیدایش آتش به دست هوشنگ را از آن فردوسی میدانند.
شاید پیدایش این افسانه از آنجا باشد که هوشنگ به چم خوب درخشان، خانهی خوب، نخستزاد، پیشآفریده و نماد فروغ و روشنایی است و آتش نیز نخستین آفریدهی ایزد برای زمین بود.
🔥🔥 ابوریحان بیرونی در التفهیم و در بررسی افسانههای ایرانی میگوید در این روز فرزندان مشی و مشیانه(نخستین زن و مرد روی زمین که خود از ریواس روییده بودند)، به ۱۰۰ تن رسیدند و از میان خود یک تن را به سروری برگزیدند.
بیرونی در آثارالباقیه این جشن را بر آمده از افروختن آتش در بامها به دستور فریدون میدانست. به نوشتهی بیرونی، روزی که آژیدهاک(ضحاک) در بند شد و مردم از ستم او رستند، جشن سده بنیاد نهاده شد.
🔥🔥 دو دیدگاه که "سده" را به پایهی شمار روزهای سال میدانند:
👈🏻 این جشن ۱۰۰ روز پس از آغاز زمستان(آغاز آبان در ایران باستان آغاز موسم سرما بود) برگزار میشد. سده، پنجاه روز مانده به نوروز است که سرما به آرامی کاهش مییابد و اگر روز و شبهای مانده تا نوروز را جداگانه شمارش کنیم، ۱۰۰ شب و روز به فرا رسیدن نوروز مانده است. بر پایهی این دیدگاه، واژهی "سده" برگرفته از "ست" پهلوی به چم شمارهی ۱۰۰ است. ولی این دیدگاه نیز پادورزانی(مخالفانی) دارد.
👈🏻 سده یا چلهی کوچک(۱)، ۴۰ روز پس از زایش خورشید(فردای یلدا)، ۴۰روز مانده تا ۲۰ اسپند(اسفند) که جشن آغاز سرسبزی و گرماست و یا ۲۰ روز و ۲۰ شب مانده به آغاز اسپند است.
🔥🔥 نویسندگانی چون مهرداد بهار و رضا مرادی غیاثآبادی میگویند "سده" پیوندی با "ست" و شمارهی ۱۰۰ ندارد و "سَدَه" یا "سَذَه" در اوستایی به چم سپیدهدم(طلوع)، بیرون آمدن و پیدا شدن است و جشن سده امیدی برای کاهش یافتن سرما بود. بر این پایه، سَدَه، سَدَک یا سَذَک کنایه از آتش است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#جشن_سده
#هوشنگ
#جشن_سده
#سده
#آتش
🔥روشنی و آتش، نور و خورشید همیشه نماد زندگی و رویش و بالیدن بوده است. این عنصر نزد ایرانیان بسیار مقدس و محترم بود، چنانکه آن را تجلی وجودی خداوند می دانسته اند. به همین جهت در ستایش و بزرگداشت و تجلیل آن به هر شیوه و راهی که می شد اقدام می کردند.
🔥 از این رهگذر است که در اوستای نوین(یسنا، یشت ها، خرده اوستا)، سرودهایی ستایش آمیز درباره آتش و خورشید در شمار نمازهای معمول و مهم آمده است. قبله ایرانیان کهن و آریایی ها از کهن ترین روزگاران، رو به سوی نور و روشنایی قرار داشت.
🔥 و هر گاه می خواستند مراسم دینی انجام دهند یا نماز بگزارند و یا خداوند را عبادت نمایند، داخل آتشکده به سوی آتش فروزان و خارج از آتشکده سوی خورشید یا ماه و یا هر روشنی دیگر می ایستادند و از همین رهگذر است که شائبه آتش پرستی برای ایرانیان پیدا شد.
🔥در بخش های گوناگون کتاب مقدس اوستا همه جا آتش دارای مقامی والاست. گوهر زندگی است، عشق است و تجلی گاه خداوند و تاریکی نماد اهریمن به شمار می رفت و چون آتش و چراغ افروخته می شد، تاریکی، پلیدی، بیماری، زشتی، ترس و همه نشانه های شرارت و اهریمنی را نابود می کرد و می گریزانید.
🔥 به همین جهت بود که آتش در معنی مجازی و معنوی اهمیتی فراوان و کاربردی شگفت ارائه می کرد و به همین جهت ایرانیان در نیایش های خود و سرود آتش مرتب تکرار می کردند:" افروخته باد آتش "
🔥 در اسطوره های تیره های گوناگون آریایی در سراسر اروپا و آسیا از جمله هند و ایرانیان ، داستان ها و روایت های بسیاری درباره آتش و چگونگی پیدایش آن موجود است. در اوستا و نوشته های پهلوی این گونه اسطوره ها و روایت ها را می توان مطالعه کرد.
🔥چون نور، روشنایی، آتش و خورشید نماد اهورامزدا بودند و این نماد با در آمد خود، پلیدی و بیماری و زشتی و ترس و همه نشانه های شرارت و اهریمنی را نابود می کرد، در اجاغ های خانگی، آدریان ها و آتشکده ها، آن را همواره روشن نگاه می داشتند و در آغاز همه جشن ها آتش می افروختند و ستایش و نماز اهورامزدا را انجام می دادند.
🔥 اما یک سلسله از جشن ها، ویژه آتش بود که از همه برتر و با شکوه تر از جشن سده باید یاد کرد. از بسیاری از اشاره های نویسندگان، تاریخ نویسان و پژوهشگران، آشکار است که جشن های نوروز، سده و مهرگان، جشن هایی بوده اند همگانی که با سرور و شادمانی و دست افشانی و پایکوبی تا چندین روز ادامه داشته است.
🔥میان آریاهای هند و ایرانی، داستان ها و روایت های بسیاری درباره آتش و چگونگی پیدایش آن موجود است. رایج ترین این افسانه ها روایت فردوسی است در شاهنامه، که به موجب آن بر اثر اتفاقی که جنبه راز آمیز و کنایه ای دارد، آتش پدید آمد.
🔥 در شاهنامه چنین آمده است که روزی هوشنگ، شهریار نامدار پیشدادی، با همراهانش از کوهی می گذشت، ماری سیاه رنگ و بسیار بزرگ و با چشم های سرخ در سرِ راه هوشنگ پدید آمد، هوشنگ برای کشتن مار، سنگی به طرفش پرتاب کرد، مار گریخت اما از برخورد این سنگ با سنگ دیگر جرقه آتش پدید آمد و خار و خاشاکِ نزدیک آن آتش گرفت.
نشد مار کشته ولیکن ز راز / پدید آمد آتش از آن سنگ باز
🔥هوشنگ به شکرانه پیدایش این فروغ ایزدی، آن را قبله قرار داد و آن روز را جشنی ساخت، که هر سال در آن روز و شب آتش بر می افروختند و جشن سده نام یافت:
جهاندار، پیشِ جهان آفرین / نیایش همی کرد، رخ بر زمین
که او را فروغی چنین هدیه داد / همین آتش آنگاه قبله نهاد
بگفتا فروغیست این ایزدی / پرستید باید اگر بخردی
شب آمد بر افروخت آتش چو کوه / همان شاه در گرد او با گروه
یکی جشنی کرد آن شب و باده خورد / سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار / بسی باد چون او دگر شهریار
🔥در این اسطوره پر معنی، دو عامل اساسی و متضاد، جهتِ فکریِ ایرانیان را به روشنی تصویر کرده است. مار سیاه که نماد مرگ و نیستی و جلوه گاه اهریمن است پدید می آید، اما بلافاصله فروغ ایزدی به جلوه آتش و روشنایی در آمده و مار می گریزد.
🔥روشنی و آتش والاترین نماد وجود و هستی و عین دانش و خرد و کمال است که از مظاهر اهورامزدا می باشد و مار سیاه، نشانه ظلمت اهریمنی و جهل و عین بدی و شرّ می باشد. چون آتش افروخته می شود، نشانه شرِّ اهریمنی می گریزد. به همین جهت ایرانیان در نیایش های خود و سرود آتش مرتب تکرار می کردند افروخته باد آتش.
🔥اشاره فردوسی به این نکته که مار بر اثر پرتاب سنگ کشته نشده و می گریزد، بسیار پر معنی است، چون اهریمن برابر با همه روایت های داستانی و اسطوره ای کهن و قالب فکری ایرانیان، هنگام تباهی و نابودی مطلقش در پایان جهان است.
🌸🌿
🔴#جشن_سده
#هوشنگ
#جشن_سده
#سده
#آتش
🔥روشنی و آتش، نور و خورشید همیشه نماد زندگی و رویش و بالیدن بوده است. این عنصر نزد ایرانیان بسیار مقدس و محترم بود، چنانکه آن را تجلی وجودی خداوند می دانسته اند. به همین جهت در ستایش و بزرگداشت و تجلیل آن به هر شیوه و راهی که می شد اقدام می کردند.
🔥 از این رهگذر است که در اوستای نوین(یسنا، یشت ها، خرده اوستا)، سرودهایی ستایش آمیز درباره آتش و خورشید در شمار نمازهای معمول و مهم آمده است. قبله ایرانیان کهن و آریایی ها از کهن ترین روزگاران، رو به سوی نور و روشنایی قرار داشت.
🔥 و هر گاه می خواستند مراسم دینی انجام دهند یا نماز بگزارند و یا خداوند را عبادت نمایند، داخل آتشکده به سوی آتش فروزان و خارج از آتشکده سوی خورشید یا ماه و یا هر روشنی دیگر می ایستادند و از همین رهگذر است که شائبه آتش پرستی برای ایرانیان پیدا شد.
🔥در بخش های گوناگون کتاب مقدس اوستا همه جا آتش دارای مقامی والاست. گوهر زندگی است، عشق است و تجلی گاه خداوند و تاریکی نماد اهریمن به شمار می رفت و چون آتش و چراغ افروخته می شد، تاریکی، پلیدی، بیماری، زشتی، ترس و همه نشانه های شرارت و اهریمنی را نابود می کرد و می گریزانید.
🔥 به همین جهت بود که آتش در معنی مجازی و معنوی اهمیتی فراوان و کاربردی شگفت ارائه می کرد و به همین جهت ایرانیان در نیایش های خود و سرود آتش مرتب تکرار می کردند:" افروخته باد آتش "
🔥 در اسطوره های تیره های گوناگون آریایی در سراسر اروپا و آسیا از جمله هند و ایرانیان ، داستان ها و روایت های بسیاری درباره آتش و چگونگی پیدایش آن موجود است. در اوستا و نوشته های پهلوی این گونه اسطوره ها و روایت ها را می توان مطالعه کرد.
🔥چون نور، روشنایی، آتش و خورشید نماد اهورامزدا بودند و این نماد با در آمد خود، پلیدی و بیماری و زشتی و ترس و همه نشانه های شرارت و اهریمنی را نابود می کرد، در اجاغ های خانگی، آدریان ها و آتشکده ها، آن را همواره روشن نگاه می داشتند و در آغاز همه جشن ها آتش می افروختند و ستایش و نماز اهورامزدا را انجام می دادند.
🔥 اما یک سلسله از جشن ها، ویژه آتش بود که از همه برتر و با شکوه تر از جشن سده باید یاد کرد. از بسیاری از اشاره های نویسندگان، تاریخ نویسان و پژوهشگران، آشکار است که جشن های نوروز، سده و مهرگان، جشن هایی بوده اند همگانی که با سرور و شادمانی و دست افشانی و پایکوبی تا چندین روز ادامه داشته است.
🔥میان آریاهای هند و ایرانی، داستان ها و روایت های بسیاری درباره آتش و چگونگی پیدایش آن موجود است. رایج ترین این افسانه ها روایت فردوسی است در شاهنامه، که به موجب آن بر اثر اتفاقی که جنبه راز آمیز و کنایه ای دارد، آتش پدید آمد.
🔥 در شاهنامه چنین آمده است که روزی هوشنگ، شهریار نامدار پیشدادی، با همراهانش از کوهی می گذشت، ماری سیاه رنگ و بسیار بزرگ و با چشم های سرخ در سرِ راه هوشنگ پدید آمد، هوشنگ برای کشتن مار، سنگی به طرفش پرتاب کرد، مار گریخت اما از برخورد این سنگ با سنگ دیگر جرقه آتش پدید آمد و خار و خاشاکِ نزدیک آن آتش گرفت.
نشد مار کشته ولیکن ز راز / پدید آمد آتش از آن سنگ باز
🔥هوشنگ به شکرانه پیدایش این فروغ ایزدی، آن را قبله قرار داد و آن روز را جشنی ساخت، که هر سال در آن روز و شب آتش بر می افروختند و جشن سده نام یافت:
جهاندار، پیشِ جهان آفرین / نیایش همی کرد، رخ بر زمین
که او را فروغی چنین هدیه داد / همین آتش آنگاه قبله نهاد
بگفتا فروغیست این ایزدی / پرستید باید اگر بخردی
شب آمد بر افروخت آتش چو کوه / همان شاه در گرد او با گروه
یکی جشنی کرد آن شب و باده خورد / سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار / بسی باد چون او دگر شهریار
🔥در این اسطوره پر معنی، دو عامل اساسی و متضاد، جهتِ فکریِ ایرانیان را به روشنی تصویر کرده است. مار سیاه که نماد مرگ و نیستی و جلوه گاه اهریمن است پدید می آید، اما بلافاصله فروغ ایزدی به جلوه آتش و روشنایی در آمده و مار می گریزد.
🔥روشنی و آتش والاترین نماد وجود و هستی و عین دانش و خرد و کمال است که از مظاهر اهورامزدا می باشد و مار سیاه، نشانه ظلمت اهریمنی و جهل و عین بدی و شرّ می باشد. چون آتش افروخته می شود، نشانه شرِّ اهریمنی می گریزد. به همین جهت ایرانیان در نیایش های خود و سرود آتش مرتب تکرار می کردند افروخته باد آتش.
🔥اشاره فردوسی به این نکته که مار بر اثر پرتاب سنگ کشته نشده و می گریزد، بسیار پر معنی است، چون اهریمن برابر با همه روایت های داستانی و اسطوره ای کهن و قالب فکری ایرانیان، هنگام تباهی و نابودی مطلقش در پایان جهان است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#جشن_های_سرزمینم
#سده؛ قدیمیترین جشن ملی ایرانیان است.
🔸موبد سروشپور درباره پیشینه جشن #سده گفت: بر اساس اسناد تاریخی جشن #سده یکی از قدیمیترین جشنهای ایران باستان است و حتی در شاهنامه جشنی به قدمت این جشن وجود ندارد.
🔸 این جشن، جشن پیدایش #آتش است. بر اساس آنچه که در شاهنامه بیان شده، هوشنگ شاه در هنگام شکار، مار سیاه رنگی را میبیند و به طرف آن سنگی پرتاب میکند. این سنگ به سنگ دیگری برخورد و جرقهای ایجاد شده و بوته خشکی که در آن مکان بوده آتش میگیرد. ایرانیان این آتش را پاسداری میکنند.
🔸وی افزود: با بررسی تاریخ پادشاهان پیشدادی که پیش از زرتشت بودهند در می یابیم که پس از هوشنگ شاه در زمان پادشاهی «تهمورث» ایرانیان ابزار کشاورزی و سلاح ساختند چون توانستند به کمک آتش آهن را از سنگ جدا کرده و شکل دهند و به همین دلیل لقب تهمورث را زیناوند نهادند. به عبارت دیگر جشن سده آغاز تمدن و دوران صنعتی در ایران بوده است.
🔸هموند انجمن موبدان تهران ادامه داد: ایرانیها توانستند آتش را مهار کرده و در اختیار بگیرند. وقتی که آتش کشف شد، آن را بزرگ داشته و جشن و پایکوبی کردند. در جشنهای ایرانی آتش جایگاه خاصی داشته است؛ چرا که جشنها را غروب برپا کرده و آتش بزرگی را روشن و به شادی میپرداختند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#جشن_های_سرزمینم
#سده؛ قدیمیترین جشن ملی ایرانیان است.
🔸موبد سروشپور درباره پیشینه جشن #سده گفت: بر اساس اسناد تاریخی جشن #سده یکی از قدیمیترین جشنهای ایران باستان است و حتی در شاهنامه جشنی به قدمت این جشن وجود ندارد.
🔸 این جشن، جشن پیدایش #آتش است. بر اساس آنچه که در شاهنامه بیان شده، هوشنگ شاه در هنگام شکار، مار سیاه رنگی را میبیند و به طرف آن سنگی پرتاب میکند. این سنگ به سنگ دیگری برخورد و جرقهای ایجاد شده و بوته خشکی که در آن مکان بوده آتش میگیرد. ایرانیان این آتش را پاسداری میکنند.
🔸وی افزود: با بررسی تاریخ پادشاهان پیشدادی که پیش از زرتشت بودهند در می یابیم که پس از هوشنگ شاه در زمان پادشاهی «تهمورث» ایرانیان ابزار کشاورزی و سلاح ساختند چون توانستند به کمک آتش آهن را از سنگ جدا کرده و شکل دهند و به همین دلیل لقب تهمورث را زیناوند نهادند. به عبارت دیگر جشن سده آغاز تمدن و دوران صنعتی در ایران بوده است.
🔸هموند انجمن موبدان تهران ادامه داد: ایرانیها توانستند آتش را مهار کرده و در اختیار بگیرند. وقتی که آتش کشف شد، آن را بزرگ داشته و جشن و پایکوبی کردند. در جشنهای ایرانی آتش جایگاه خاصی داشته است؛ چرا که جشنها را غروب برپا کرده و آتش بزرگی را روشن و به شادی میپرداختند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
امروز نیز در میان تمامی ایرانیان و حتا مردم کشورهای دیگری که فرهنگ و ریشههای مشترک با آنان دارند، ارزش خود را نگاهداشته و بگونه جشنهایی ملی و یا زاستاری(:طبیعی) برگزار میشوند.
جشن سده، یکی از آن جشنهایی است که جنبهی فرهنگی دارد و همانگونه که جشن نوروز، جشن آغاز سال و جشن مهرگان، جشن نیمه سال بوده است. جشن سده نیز جشن پایان سال بهشمار میآمدهاست.
این جشن یکی از جشنهایی است که بهنام جشنهای آتش نامور بودهاند، یعنی جشنهای سده، سوری(چهارشنبهسوری)، آذرگان، شهریورگان و اردیبهشتگان یا گلستانجشن که دو جشن نخست یعنی سده و سوری بیشتر جنبهی ملی دارند و جشنهای دیگر بیشتر جنبهی دینی داشته و امروز دیگر مرسوم نبوده و به فراموشی رفتهاند.
سده جشن پیدایش آتش است، جشن آغاز گرماست، جشن نور و روشنایی است، جشن زاستار(:طبیعت) است، جشن انسان است و جشن اهورایی است. چرا که میبینیم در این زمان است که در روزگاران بسیار پیش، پدران ما چگونگی برپایی آتش را آموختند، آتشی که با گرما و نور و انرژی خود زندگی انسان را دگرگون کرد و بهراهی انداخت که توانست با بهرهگیری از این بزرگترین دادهی خدایی آسایش بیشتری برای زندگی خود فراهم کند و در بدرستی سرآغاز شهریگری یا تمدن انسانی همین پیدایش آتش و افروختن و مهار کردن آن بود.
در پاسخ به این پرسش که آیا درست در همین روز ویژه، یعنی روز دهم از ماه بهمن بوده که چنین چیزی رویداده است، باید گفت که این دیگر ذوق طبیعی پدران ما بود که این روز را، یعنی زمانی را که از روی دانش و تجربه میدانستند که شدت سرما به اوج خود میرسد و از آن پس از شدت آن کاسته میشود یا آنکه گرما زاده میشود، را با رویداد مهم پیدایش آتش در زندگی انسان یکی قرار دادند و هر دو را همزمان جشن گرفتند.
❇️ واژه #سده🔥 از کجا آمده است:
در اینباره چند دیدگاه وجود دارد که همگی باهم در پیوندند.
اکنون با کمی ژرفبیبی میبینیم که از آغاز آبان تا دهم بهمن ماه که هر سال جشن سده برگزار میشود، درست سد روز میگزرد و بدین دلیل سده نامیده میشود.
برخی هم باور دارند چون از ۱۰بهمن تا نوروز ۵۰روز و ۵۰شب مانده رویهمرفته میشود سد که با جشن و آتشافروزی به پیشواز نوروز میروند.
دیدگاه دیگری که در این باره وجود دارد آن است که میگوید سده از سَرِزَهSaredha اوستایی بدست آمده است که سپس دگرگون به سَرِدَهSareda و سرانجام سده گشته است و با نگرش به اینکه معنی این واژهی اوستایی (سرزه) سرما میباشد و براستی واژهی سرد نیز از همینجا آمدهاست و باز هم با نگرش به اینکه هنگامِ جشن سده یعنی دهم بهمنماه سردترین زمان سال (در آب و هوای اقلیم ایرانزمین) بهشمار میآید بنابراین میتوان جشن سده را جشن سرما و یا در واقع جشن پایان سرما نامید زیرا که از آن هنگام هوا رو به گرمی میرود.
جشن سده، یکی از آن جشنهایی است که جنبهی فرهنگی دارد و همانگونه که جشن نوروز، جشن آغاز سال و جشن مهرگان، جشن نیمه سال بوده است. جشن سده نیز جشن پایان سال بهشمار میآمدهاست.
این جشن یکی از جشنهایی است که بهنام جشنهای آتش نامور بودهاند، یعنی جشنهای سده، سوری(چهارشنبهسوری)، آذرگان، شهریورگان و اردیبهشتگان یا گلستانجشن که دو جشن نخست یعنی سده و سوری بیشتر جنبهی ملی دارند و جشنهای دیگر بیشتر جنبهی دینی داشته و امروز دیگر مرسوم نبوده و به فراموشی رفتهاند.
سده جشن پیدایش آتش است، جشن آغاز گرماست، جشن نور و روشنایی است، جشن زاستار(:طبیعت) است، جشن انسان است و جشن اهورایی است. چرا که میبینیم در این زمان است که در روزگاران بسیار پیش، پدران ما چگونگی برپایی آتش را آموختند، آتشی که با گرما و نور و انرژی خود زندگی انسان را دگرگون کرد و بهراهی انداخت که توانست با بهرهگیری از این بزرگترین دادهی خدایی آسایش بیشتری برای زندگی خود فراهم کند و در بدرستی سرآغاز شهریگری یا تمدن انسانی همین پیدایش آتش و افروختن و مهار کردن آن بود.
در پاسخ به این پرسش که آیا درست در همین روز ویژه، یعنی روز دهم از ماه بهمن بوده که چنین چیزی رویداده است، باید گفت که این دیگر ذوق طبیعی پدران ما بود که این روز را، یعنی زمانی را که از روی دانش و تجربه میدانستند که شدت سرما به اوج خود میرسد و از آن پس از شدت آن کاسته میشود یا آنکه گرما زاده میشود، را با رویداد مهم پیدایش آتش در زندگی انسان یکی قرار دادند و هر دو را همزمان جشن گرفتند.
❇️ واژه #سده🔥 از کجا آمده است:
در اینباره چند دیدگاه وجود دارد که همگی باهم در پیوندند.
اکنون با کمی ژرفبیبی میبینیم که از آغاز آبان تا دهم بهمن ماه که هر سال جشن سده برگزار میشود، درست سد روز میگزرد و بدین دلیل سده نامیده میشود.
برخی هم باور دارند چون از ۱۰بهمن تا نوروز ۵۰روز و ۵۰شب مانده رویهمرفته میشود سد که با جشن و آتشافروزی به پیشواز نوروز میروند.
دیدگاه دیگری که در این باره وجود دارد آن است که میگوید سده از سَرِزَهSaredha اوستایی بدست آمده است که سپس دگرگون به سَرِدَهSareda و سرانجام سده گشته است و با نگرش به اینکه معنی این واژهی اوستایی (سرزه) سرما میباشد و براستی واژهی سرد نیز از همینجا آمدهاست و باز هم با نگرش به اینکه هنگامِ جشن سده یعنی دهم بهمنماه سردترین زمان سال (در آب و هوای اقلیم ایرانزمین) بهشمار میآید بنابراین میتوان جشن سده را جشن سرما و یا در واقع جشن پایان سرما نامید زیرا که از آن هنگام هوا رو به گرمی میرود.