🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# #هرودوت مینویسد: #ایرانیان #معبد نمیسازند، برای خدا #پیکره و #مجسمه نمیسازند. آنها #خدای_آسمان را عبادت میکنند و #میترا و #اَناهیتا و همچنین زمین و آب و آتش را میستایند. آنها حیوانات را در جاهای پاک قربانی میکنند و گوشت قربانی را در میان مردم تقسیم میکنند و عقیده ندارند که باید چیزی از آن را به خدا داد، زیرا میگویند که آنچه به خدا میرسد و خشنودش میسازد #روح_قربانی است نه گوشت او. وقتی میخواهند قربانی بدهند حیوان را به جائی که فضای باز است میبرند، آنگا بهدرگاه خدا دعا میکنند. در دعا کردن نیز رسم نیست که حسنات را برای شخصِ خود بطلبند، بلکه برای #پادشاه و همۀ مردم کشور دعا میکنند و خودشان را نیز یکی از اینها میشمارند.
• از ویژگی فرهنگ ایرانی آن بود که هیچکدام از #عید_های_ایرانی با برگزاری مراسم برای هیچ انسانی در ارتباط نبود بلکه هرکدام از عیدها (نوروزِ کوچک که اکنون نوروز گوئیم، نوروز بزرگ که اکنون #سیزده_به_در گوئیم، #مهرگان ، #سده ، و جشنی که اکنون #چهار_شنبه_سوران گوئیم) مراسمی بود که برای پیوند با طبیعت برگزار میشد و مستقیماً با تحولات طبیعی در ارتباط بود. #دین_ایرانی به #شاد_زیستی بهای بسیار داده بود، و از اینرو عید ایرانی نه مراسم عبادی بلکه #سور و #سرود و #رقص دسته جمعی بود و جشنهایش مراسم شادی و سور و #ستایش_زیبایی_ها بود. در فرهنگ ایرانی نه برای بزرگداشت انسانها حتی زرتشت مراسم دینی برگزار میشد و نه برای هیچکدام از شخصیتهای دیگر. این از آنرو بود که ایرانی برای هیچ انسانی تقدس و عصمت قائل نبود تا بهخاطرش مراسم دینی برپا کند. ایرانی برای طبیعت جشن برپا میکرد و همراه با طبیعت ابراز شادی و سرور مینمود.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴# #هرودوت مینویسد: #ایرانیان #معبد نمیسازند، برای خدا #پیکره و #مجسمه نمیسازند. آنها #خدای_آسمان را عبادت میکنند و #میترا و #اَناهیتا و همچنین زمین و آب و آتش را میستایند. آنها حیوانات را در جاهای پاک قربانی میکنند و گوشت قربانی را در میان مردم تقسیم میکنند و عقیده ندارند که باید چیزی از آن را به خدا داد، زیرا میگویند که آنچه به خدا میرسد و خشنودش میسازد #روح_قربانی است نه گوشت او. وقتی میخواهند قربانی بدهند حیوان را به جائی که فضای باز است میبرند، آنگا بهدرگاه خدا دعا میکنند. در دعا کردن نیز رسم نیست که حسنات را برای شخصِ خود بطلبند، بلکه برای #پادشاه و همۀ مردم کشور دعا میکنند و خودشان را نیز یکی از اینها میشمارند.
• از ویژگی فرهنگ ایرانی آن بود که هیچکدام از #عید_های_ایرانی با برگزاری مراسم برای هیچ انسانی در ارتباط نبود بلکه هرکدام از عیدها (نوروزِ کوچک که اکنون نوروز گوئیم، نوروز بزرگ که اکنون #سیزده_به_در گوئیم، #مهرگان ، #سده ، و جشنی که اکنون #چهار_شنبه_سوران گوئیم) مراسمی بود که برای پیوند با طبیعت برگزار میشد و مستقیماً با تحولات طبیعی در ارتباط بود. #دین_ایرانی به #شاد_زیستی بهای بسیار داده بود، و از اینرو عید ایرانی نه مراسم عبادی بلکه #سور و #سرود و #رقص دسته جمعی بود و جشنهایش مراسم شادی و سور و #ستایش_زیبایی_ها بود. در فرهنگ ایرانی نه برای بزرگداشت انسانها حتی زرتشت مراسم دینی برگزار میشد و نه برای هیچکدام از شخصیتهای دیگر. این از آنرو بود که ایرانی برای هیچ انسانی تقدس و عصمت قائل نبود تا بهخاطرش مراسم دینی برپا کند. ایرانی برای طبیعت جشن برپا میکرد و همراه با طبیعت ابراز شادی و سرور مینمود.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#هرودوت مورخ یونانی می گوید :
ایرانی ها در هنگام نیایش رسم ندارند که خوشبختی را برای شخص خود خواستار شوند بلکه آن را برای همه مردم سرزمین خود میخواهند و خودشان را یکی از آنها میشمارند!
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
ایرانی ها در هنگام نیایش رسم ندارند که خوشبختی را برای شخص خود خواستار شوند بلکه آن را برای همه مردم سرزمین خود میخواهند و خودشان را یکی از آنها میشمارند!
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#آرتمیس نخستین زن دریانورد ایرانی است که در حدود ۲۴۸۰ سال پیش، فرمان دریاسالاری خویش را از سوی خشایارشا هخامنشی دریافت کرد و اولین بانویی می باشد که در تاریخ دریانوردی جهان در جایگاه فرماندهی دریایی قرار گرفته است. تاريخ نويسان يونان او را در زيبايی و متانت، سرآمد همه زنان آن روزگار ناميده اند. در جنگ با یونانیان، خشایارشا فرماندهی نیروی دریایی لشگر ایران را به آرتمیس سپرد. بانو آرتمیس در سال ۴۸۰ پیش از میلاد در جنگ سالامیس که بین نیروی دریایی ایران و یونان درگرفت، دلاوریهای بسیاری از خود نشان داد. ایرانیان که شاهد دلاوری بانوی زیبای ارتش خویش بودند، به جوش و خروش درآمده و دلیرانه می جنگیدند تا مبادا به بانو آسیب برسد. آرتمیس، شکست سنگینی بر یونانیان وارد کرد. قوای دریایی فینیقیه را که از نبرد فرار می کردند و در خطوط دفاعی ایران شکاف ایجاد کرده بودند، دنبال نمود و ضمن غرق نمودن ناوگان فینیقی، ناوگان یونانی را که در شکاف نفوذ کرده بود و قصد حمله از پشت به ناوگان ایران را داشت، شکست داد.
#هرودوت
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#هرودوت
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#میراث_سرزمینم
«بررسی پندار نادرست؛ امپراطوری هخامنشیان هیچ بنای عام المنفعه ای را به جامعه ارائه نکرد!»
شوربختانه چندیست افرادی سعی در تخریب باورها از شکوه و عظمت امپراطوری هخامنشیان را دارند و با سخنانی بی اساس که نشان از عدم دانش و آگاهی آنان از تاریخ باستان است، برای خود آن گونه که میخواهند تاریخ سازی میکنند، که ما در این نوشتار با توجه به محدود بودن سطح دانش و امکانات عصر باستان به نمونه هایی از ساخت و ساز بناهای عام المنفعه و بناهای خدمات عمومی در امپراطوری هخامنشیان خواهیم پرداخت.
«هخامنشیان و ساخت بناهای عام المنفعه»
«راه شاهی کالبد ارتباطی ایران باستان»
اهمیت راهها و طرق ارتباطی در زندگی جمعی بشر امری بدیهی است و رشد و تعالی تمدن بشر با راههای ارتباطی و جاده ها ارتباط مستقیم داشته است.
اهمیت و اعتبار راهها تا به آن حد است که سطح فرهنگ هر منطقه و میزان توسعه آن را می توان با توجه به دوری و نزدیکی آن به جاده ها تعیین کرد.
جاده ها تنها مسیر آمد و شد مردم عادی ویا قوای نظامی یا بستری که بر روی آنها فعالیت تجاری انجام گیرد؛ نبوده است بلکه بعنوان مهمترین وسیله ارتباط جمعی ، زمینه انتقال دستاوردهای فکری و فرهنگی انسانها به یکدیگر را فراهم می کردند.
زندگی بشر، حاصل کنش های جمعی است و انتقال تجارب و مهارتهای مردم هر منطقه به دیگران زمینه ساز پیدایش فرهنگها و تمدن ها بوده است.این پیوندها بوجود نمی آید مگر اینکه وسیله ارتباطی این فرهنگها و تمدن ها که همان جاده ها هستند، ایجاد شود.
جاده ها به مثابه رگهای حیاتی انسان، ضامن دوام، بقا، رشد و تعالی مادی و معنوی جامعه های انسانی محسوب می شوند و این موضوع همواره در طول تاریخ مورد توجه حاکمان و سلاطین قرار داشته است. وایجاد راه و حفاظت و تامین امنیت آنها از سوی حاکمان با سازو کار مشخصی انجام می گردید.
به جرئت می توان مدعی شد که راه شاهی ایران (royal road The Persian)، نخستین راه مهندسیساز جهان و نیز #نخستین-شاهراه فرامرزی(بینالمللی) جهان است.
راه شاهی بعنوان یکی از دستاوردهای ماندگار ایران در درازای تاریخ باعث گردید که ایران دستاوردها و خلاقیتهای خود را در این حوزه بعنوان دستاوردی فراملی به جامعه جهانی عرضه نماید.
راههای ارتباطی در ابتدای دوران به قدرت رسیدن #کوروش، همان راههای دوره #ماد بود. بعدها در نتیجه حاکمیت بر سرزمینهای دیگر،مانند آسیای صغیر و بین النهرین و قسمتهای شرقی فلات ایران،شبکه ارتباطی کشور گسترش یافت و برای بهبود راههای کهن و احداث راههای تازه اقدامات مفیدی آغاز شد.
از گزارش #هرودوت در شرح لشگر کشی #کوروش به #لیدی، هویدا میشود که به دستور او برای نخستین بار در تاریخ جهان بر روی رودخانه ها #پل زده شده است به موازات احداث راهها به ساختن بنا های عام المنفعه، مانند #کاروانسرا، #میل-راهنمایی، #آب-انبار و...نیز اقدام کرده اند.
راه شاهی به فرمان داریوش بزرگ هخامنشی ساخته شد. این #شاهراه تخت جمشید را به پاسارگاد، شوش و دیگر شهرهای شاهنشاهی متصل میکرد. بنابر کشفیات جدید احتمالا از تنگهٔ بلاغی که در فاصلهٔ میان تخت جمشید و پاسارگاد قرار دارد، عبور میکرده است. راه شاهی نخستین شاهراه شناخته شدهٔ ایران و نخستین شاهراه بینالمللی جهان است.در خوزستان این راه از شوش، شوشتر و رامهرمز عبور میکرد.
در پانصد سال پیش از میلاد مسیح، داریوش یکم شروع به ساخت یک سلسله جادههای پهن و عریض نمود که یکی از آنها #راه-سلطنتی نام داشت و در زمان خود جزء بهترین شاهراهها محسوب میشد. راهی که بعدها توسط امپراتوری رم نیز همچنان مورد استفاده قرار گرفت. کیفیت این راه چنان بالا بود که پیکهای نامه رسان میتوانستند مسافتی در حدود 2500 کیلومتر را تنها در مدت ده روز بپیمایند.
به گفته #هرودوت که شخصا در آسیای صغیر به کاروانهایی که کشورهای داخلی آسیا را در نوردیده اند ملحق شده و قسمتی از این شاهراه را طی کرده است، داریوش برای رفاه حال مسافران این راه، ایستگاههایی که هسته های اولیه اقامتی برای مسافران در جهان باستان هستند را ایجاد نمود.
گزارش #هرودوت از این #شاهراه چنین است:
«این راه از نقاط مسکون و امن می گذرد و همه جا در طول راه ایستگاههای شاهی(کاروانسراهای عالی)ساخته شده است.از لیدی (آناتولی غربی امروز) و فریگی (قسمت داخلی آسیای صغیر) در طول نود و چهارفرسنگ و نیم،بیست کاروانسرا وجود دارد.»راه شاهی در دامنه جنوبی رشته کوه #تاروس به #اربل و از آنجا از راه رود #زاب به تنگ #ملاوی می رسید و پس از گذشتن از روی #پل-دختر به #شوش منتهی می گردید.
راه از #شوش به #رامهرمز میرفت و از آنجا در دنباله رود #مارون به #ارگان و از آنجا به #فهلیان میرسید و در دنباله رود #زهره پس از گذشتن از #پل-مورد به #پاسارگاد منتهی میگردید.
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#میراث_سرزمینم
«بررسی پندار نادرست؛ امپراطوری هخامنشیان هیچ بنای عام المنفعه ای را به جامعه ارائه نکرد!»
شوربختانه چندیست افرادی سعی در تخریب باورها از شکوه و عظمت امپراطوری هخامنشیان را دارند و با سخنانی بی اساس که نشان از عدم دانش و آگاهی آنان از تاریخ باستان است، برای خود آن گونه که میخواهند تاریخ سازی میکنند، که ما در این نوشتار با توجه به محدود بودن سطح دانش و امکانات عصر باستان به نمونه هایی از ساخت و ساز بناهای عام المنفعه و بناهای خدمات عمومی در امپراطوری هخامنشیان خواهیم پرداخت.
«هخامنشیان و ساخت بناهای عام المنفعه»
«راه شاهی کالبد ارتباطی ایران باستان»
اهمیت راهها و طرق ارتباطی در زندگی جمعی بشر امری بدیهی است و رشد و تعالی تمدن بشر با راههای ارتباطی و جاده ها ارتباط مستقیم داشته است.
اهمیت و اعتبار راهها تا به آن حد است که سطح فرهنگ هر منطقه و میزان توسعه آن را می توان با توجه به دوری و نزدیکی آن به جاده ها تعیین کرد.
جاده ها تنها مسیر آمد و شد مردم عادی ویا قوای نظامی یا بستری که بر روی آنها فعالیت تجاری انجام گیرد؛ نبوده است بلکه بعنوان مهمترین وسیله ارتباط جمعی ، زمینه انتقال دستاوردهای فکری و فرهنگی انسانها به یکدیگر را فراهم می کردند.
زندگی بشر، حاصل کنش های جمعی است و انتقال تجارب و مهارتهای مردم هر منطقه به دیگران زمینه ساز پیدایش فرهنگها و تمدن ها بوده است.این پیوندها بوجود نمی آید مگر اینکه وسیله ارتباطی این فرهنگها و تمدن ها که همان جاده ها هستند، ایجاد شود.
جاده ها به مثابه رگهای حیاتی انسان، ضامن دوام، بقا، رشد و تعالی مادی و معنوی جامعه های انسانی محسوب می شوند و این موضوع همواره در طول تاریخ مورد توجه حاکمان و سلاطین قرار داشته است. وایجاد راه و حفاظت و تامین امنیت آنها از سوی حاکمان با سازو کار مشخصی انجام می گردید.
به جرئت می توان مدعی شد که راه شاهی ایران (royal road The Persian)، نخستین راه مهندسیساز جهان و نیز #نخستین-شاهراه فرامرزی(بینالمللی) جهان است.
راه شاهی بعنوان یکی از دستاوردهای ماندگار ایران در درازای تاریخ باعث گردید که ایران دستاوردها و خلاقیتهای خود را در این حوزه بعنوان دستاوردی فراملی به جامعه جهانی عرضه نماید.
راههای ارتباطی در ابتدای دوران به قدرت رسیدن #کوروش، همان راههای دوره #ماد بود. بعدها در نتیجه حاکمیت بر سرزمینهای دیگر،مانند آسیای صغیر و بین النهرین و قسمتهای شرقی فلات ایران،شبکه ارتباطی کشور گسترش یافت و برای بهبود راههای کهن و احداث راههای تازه اقدامات مفیدی آغاز شد.
از گزارش #هرودوت در شرح لشگر کشی #کوروش به #لیدی، هویدا میشود که به دستور او برای نخستین بار در تاریخ جهان بر روی رودخانه ها #پل زده شده است به موازات احداث راهها به ساختن بنا های عام المنفعه، مانند #کاروانسرا، #میل-راهنمایی، #آب-انبار و...نیز اقدام کرده اند.
راه شاهی به فرمان داریوش بزرگ هخامنشی ساخته شد. این #شاهراه تخت جمشید را به پاسارگاد، شوش و دیگر شهرهای شاهنشاهی متصل میکرد. بنابر کشفیات جدید احتمالا از تنگهٔ بلاغی که در فاصلهٔ میان تخت جمشید و پاسارگاد قرار دارد، عبور میکرده است. راه شاهی نخستین شاهراه شناخته شدهٔ ایران و نخستین شاهراه بینالمللی جهان است.در خوزستان این راه از شوش، شوشتر و رامهرمز عبور میکرد.
در پانصد سال پیش از میلاد مسیح، داریوش یکم شروع به ساخت یک سلسله جادههای پهن و عریض نمود که یکی از آنها #راه-سلطنتی نام داشت و در زمان خود جزء بهترین شاهراهها محسوب میشد. راهی که بعدها توسط امپراتوری رم نیز همچنان مورد استفاده قرار گرفت. کیفیت این راه چنان بالا بود که پیکهای نامه رسان میتوانستند مسافتی در حدود 2500 کیلومتر را تنها در مدت ده روز بپیمایند.
به گفته #هرودوت که شخصا در آسیای صغیر به کاروانهایی که کشورهای داخلی آسیا را در نوردیده اند ملحق شده و قسمتی از این شاهراه را طی کرده است، داریوش برای رفاه حال مسافران این راه، ایستگاههایی که هسته های اولیه اقامتی برای مسافران در جهان باستان هستند را ایجاد نمود.
گزارش #هرودوت از این #شاهراه چنین است:
«این راه از نقاط مسکون و امن می گذرد و همه جا در طول راه ایستگاههای شاهی(کاروانسراهای عالی)ساخته شده است.از لیدی (آناتولی غربی امروز) و فریگی (قسمت داخلی آسیای صغیر) در طول نود و چهارفرسنگ و نیم،بیست کاروانسرا وجود دارد.»راه شاهی در دامنه جنوبی رشته کوه #تاروس به #اربل و از آنجا از راه رود #زاب به تنگ #ملاوی می رسید و پس از گذشتن از روی #پل-دختر به #شوش منتهی می گردید.
راه از #شوش به #رامهرمز میرفت و از آنجا در دنباله رود #مارون به #ارگان و از آنجا به #فهلیان میرسید و در دنباله رود #زهره پس از گذشتن از #پل-مورد به #پاسارگاد منتهی میگردید.
به گفته #هرودوت،از سارد پایتخت لیدی تا شوش پایتخت هخامنشی،در کنار راه شاهی،
نسبت به جاده شوش تخت جمشید بوده است.
. #گیریشمن درخصوص جاده سازی در عهد هخامنشی نوشته است:
«در این عصر یک قسم جاده سازی توسعه یافت که عبارت بود از سنگ فرش کردن قسمت نرم تر جاده ها و حتی ساختن رد چرخ گاری برای وسایل نقلیه چرخدار.»
در طول راه شاهی راههای فرعی بسیاری قرارداشت که هرکدام از آنها باعث رونق و هم اعتبار و ارزش این راه ترانزیتی می شد.
در دفترهای #دیوان-برید ، ویژگیهای شاهراه های کشور و ایستگاهها نوشته شده بود، به گونه ای که هر زمان در مرکز کشور می توانستند بدانند درازی فلان شاهراه چه اندازه است و در میان راه چند چاپارخانه یا به گفته آن زمان "خان"(کاروانسرا)، در کجاها و به چه فاصله ای وجود دارد و امکانات هر ایستگاه چگونه است.در آن دفترها علاوه بر آن، ویژگی های راه نیز نوشته شده بود.مانند اینکه شاهراه در کجا از رود خانه می گذرد،آنجا پلی هست یا نیست، و اگر هست ویژگیهای آن پل چیست،راه از کویر می گذرد یا سنگلاخ و شن زار، و آیا کتلی در میانه راه هست و اگر هست کجاست. بهرحال مسیرراه شاهی نشان می دهد که ایرانیان به سبب سکونت در یک منطقه بسیار سوق الجیشی و حساس میان سه قاره بزرگ جهان(آسیا،اروپا و افریقا ) به اهمیت و ارزش جایگاه ارتباطات بعنوان شاهرگ حیاتی جوامع پی برده اند و یکی از راههای ادامه حیات اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی خود را در توسعه،گسترش این راه می دانستند و همین موضوع سبب می گردید که اگرچه راهها با نگاهی سیاسی و نظامی ساخته می شد ولی کاربری اقتصادی و تجاری راهها نیز به میزان زیادی مد نظر حاکمان بوده است و این موضوع نیز مهم و حیاتی تشخیص داده می شد، لذا هریک از پادشاهان که به این موضوع اهمیت و اعتبار بیشتری می دادند بهتر می توانستند در امر مملکت داری موفق باشند.
شایان ذکر است که یکی از مهمترین راههای ارتزاق جامعه ایران در عهد باستان تجارت و ترانزیت کالا میان غرب و شرق عالم و دریافت حقوق و عوارض گمرکی بود که این موضوع نیز از مسیر راهها مختلف از جمله راه شاهی انجام می شد و حاکمان و راهبانان در این خصوص حساسیت زیادی داشتند و تلاشها و مراقبتهای بسیار جدی جهت بهره برداری مناسب از این راه ها بعمل می آوردند و کاروان های تجاری نیز با خیال آسوده توام با احساس امنیت به تجارت و فعالیت اقتصادی می پرداختند.
احیاء و ایجاد راهها و جاده های باستانی همچنین تجدید بنای برخی از چاپارخانه ها می تواند علاوه بر آشنایی جامعه کشور با گذشته تمدنی ایران بعنوان یک جاذبه فرهنگی بسیار ارزشمند دستاوردهای تمدنی ایرانی را در معرض قضاوت جهانیان قرار دهد و از سوی دیگر در ارزآوری و رونق اشتغال در حوزه میراث فرهنگی کمک شایانی نماید.
یکصد و یازده کاروانسرا ساخته شده بود.
تا جایی که تاریخ نشان می دهد،این شاهراه اولین راه مستقلی است که در عهد باستان ساخته شده است. بنا به نوشته هرودوت ، پیکهای هخامنشی،این راه را هفت روزه و کاروانها سه ماهه می پیمودند.
البته گذشته از راه شاهی،راههای دیگری هم وجود داشت که مرکز ایالات و کشورهای تابعه را به نواحی مختلف امپراتوری متصل میکرد. همانطور که گفته شد در کنار این راهها نیز مانند راه شاهی،تاسیسات اقامتی مناسب پیش بینی و ساخته شده بود.
«چگونگی ایجاد راه شاهی»
در عهد هخامنشیان داریوش اول پس از آنکه در سراسر امپراطوری هخامنشی یک انسجامی ایجاد نمود و آن را متحد کرد امپراطوری را به ایالاتی تقسیم کرد و برای هریک از این ایالات تشکیلاتی قرارداد. وی برای برقراری و حفظ ارتباط بین ایالات مختلف و مرکز آنها، شبکه ای از خطوط مواصلاتی را ایجاد نمود که وسعت و اهمیت آن در حدی بود که نه تنها در دوران امپراطوری هخامنشی، حتی تا مدتها بعد از آن نیز پایدار ماند.
در دروان هخامنشیان به راههای ارتباطی اهمیت بسیار زیادی می دادند و شکی نیست که بدون وجود راههای مناسب و خوب این امپراطوری هرگز نمی توانست مدتهای طولانی بر پهنه و سیعی از دنیای عصر باستان که از خلیج فارس تا جیحون و از سند تا مصر و دریای مدیترانه و مقدونیه امتداد داشت حکمرانی نماید. اگرچه این گفته صحیح است که اساس این راهها برای مقاصد جنگی و سیاسی ساخته شده بود ولی همین راهها سبب رونق بازرگانی و تجارت و اقتصادی ایران را نیز فراهم می آورد.
البته داریوش به اهمیت، توسعه و ایجاد راهها واقف بود
. #پیرنیا می نویسد:
«از اینکه هرودوت می گوید که چاپارها فقط مکاتیب دولت را حمل می کردند، نباید تصور شود که راهها هم به مامورین دولت اختصاص داشته، زیرا مقصود از دایر داشتن راهها فقط وسایل سوق الجیشی یا امثال آن نبود، بلکه می خواسته اند به تجارت رونقی داده باشند»
از آنجا که مسائل نظامی و بازرگانی هردو مستلزم توسعه راهها و گسترش امنیت و حفاظت جاده ها می باشد، داریوش به خوبی به این موضوع آگاهی یافته بود.
نسبت به جاده شوش تخت جمشید بوده است.
. #گیریشمن درخصوص جاده سازی در عهد هخامنشی نوشته است:
«در این عصر یک قسم جاده سازی توسعه یافت که عبارت بود از سنگ فرش کردن قسمت نرم تر جاده ها و حتی ساختن رد چرخ گاری برای وسایل نقلیه چرخدار.»
در طول راه شاهی راههای فرعی بسیاری قرارداشت که هرکدام از آنها باعث رونق و هم اعتبار و ارزش این راه ترانزیتی می شد.
در دفترهای #دیوان-برید ، ویژگیهای شاهراه های کشور و ایستگاهها نوشته شده بود، به گونه ای که هر زمان در مرکز کشور می توانستند بدانند درازی فلان شاهراه چه اندازه است و در میان راه چند چاپارخانه یا به گفته آن زمان "خان"(کاروانسرا)، در کجاها و به چه فاصله ای وجود دارد و امکانات هر ایستگاه چگونه است.در آن دفترها علاوه بر آن، ویژگی های راه نیز نوشته شده بود.مانند اینکه شاهراه در کجا از رود خانه می گذرد،آنجا پلی هست یا نیست، و اگر هست ویژگیهای آن پل چیست،راه از کویر می گذرد یا سنگلاخ و شن زار، و آیا کتلی در میانه راه هست و اگر هست کجاست. بهرحال مسیرراه شاهی نشان می دهد که ایرانیان به سبب سکونت در یک منطقه بسیار سوق الجیشی و حساس میان سه قاره بزرگ جهان(آسیا،اروپا و افریقا ) به اهمیت و ارزش جایگاه ارتباطات بعنوان شاهرگ حیاتی جوامع پی برده اند و یکی از راههای ادامه حیات اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی خود را در توسعه،گسترش این راه می دانستند و همین موضوع سبب می گردید که اگرچه راهها با نگاهی سیاسی و نظامی ساخته می شد ولی کاربری اقتصادی و تجاری راهها نیز به میزان زیادی مد نظر حاکمان بوده است و این موضوع نیز مهم و حیاتی تشخیص داده می شد، لذا هریک از پادشاهان که به این موضوع اهمیت و اعتبار بیشتری می دادند بهتر می توانستند در امر مملکت داری موفق باشند.
شایان ذکر است که یکی از مهمترین راههای ارتزاق جامعه ایران در عهد باستان تجارت و ترانزیت کالا میان غرب و شرق عالم و دریافت حقوق و عوارض گمرکی بود که این موضوع نیز از مسیر راهها مختلف از جمله راه شاهی انجام می شد و حاکمان و راهبانان در این خصوص حساسیت زیادی داشتند و تلاشها و مراقبتهای بسیار جدی جهت بهره برداری مناسب از این راه ها بعمل می آوردند و کاروان های تجاری نیز با خیال آسوده توام با احساس امنیت به تجارت و فعالیت اقتصادی می پرداختند.
احیاء و ایجاد راهها و جاده های باستانی همچنین تجدید بنای برخی از چاپارخانه ها می تواند علاوه بر آشنایی جامعه کشور با گذشته تمدنی ایران بعنوان یک جاذبه فرهنگی بسیار ارزشمند دستاوردهای تمدنی ایرانی را در معرض قضاوت جهانیان قرار دهد و از سوی دیگر در ارزآوری و رونق اشتغال در حوزه میراث فرهنگی کمک شایانی نماید.
یکصد و یازده کاروانسرا ساخته شده بود.
تا جایی که تاریخ نشان می دهد،این شاهراه اولین راه مستقلی است که در عهد باستان ساخته شده است. بنا به نوشته هرودوت ، پیکهای هخامنشی،این راه را هفت روزه و کاروانها سه ماهه می پیمودند.
البته گذشته از راه شاهی،راههای دیگری هم وجود داشت که مرکز ایالات و کشورهای تابعه را به نواحی مختلف امپراتوری متصل میکرد. همانطور که گفته شد در کنار این راهها نیز مانند راه شاهی،تاسیسات اقامتی مناسب پیش بینی و ساخته شده بود.
«چگونگی ایجاد راه شاهی»
در عهد هخامنشیان داریوش اول پس از آنکه در سراسر امپراطوری هخامنشی یک انسجامی ایجاد نمود و آن را متحد کرد امپراطوری را به ایالاتی تقسیم کرد و برای هریک از این ایالات تشکیلاتی قرارداد. وی برای برقراری و حفظ ارتباط بین ایالات مختلف و مرکز آنها، شبکه ای از خطوط مواصلاتی را ایجاد نمود که وسعت و اهمیت آن در حدی بود که نه تنها در دوران امپراطوری هخامنشی، حتی تا مدتها بعد از آن نیز پایدار ماند.
در دروان هخامنشیان به راههای ارتباطی اهمیت بسیار زیادی می دادند و شکی نیست که بدون وجود راههای مناسب و خوب این امپراطوری هرگز نمی توانست مدتهای طولانی بر پهنه و سیعی از دنیای عصر باستان که از خلیج فارس تا جیحون و از سند تا مصر و دریای مدیترانه و مقدونیه امتداد داشت حکمرانی نماید. اگرچه این گفته صحیح است که اساس این راهها برای مقاصد جنگی و سیاسی ساخته شده بود ولی همین راهها سبب رونق بازرگانی و تجارت و اقتصادی ایران را نیز فراهم می آورد.
البته داریوش به اهمیت، توسعه و ایجاد راهها واقف بود
. #پیرنیا می نویسد:
«از اینکه هرودوت می گوید که چاپارها فقط مکاتیب دولت را حمل می کردند، نباید تصور شود که راهها هم به مامورین دولت اختصاص داشته، زیرا مقصود از دایر داشتن راهها فقط وسایل سوق الجیشی یا امثال آن نبود، بلکه می خواسته اند به تجارت رونقی داده باشند»
از آنجا که مسائل نظامی و بازرگانی هردو مستلزم توسعه راهها و گسترش امنیت و حفاظت جاده ها می باشد، داریوش به خوبی به این موضوع آگاهی یافته بود.
🔴#میراث_سرزمینم
مردم هیچ سرزمینی به اندازهی ایرانیان آب را گرامی نمیداشتند.
#هرودوت
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
مردم هیچ سرزمینی به اندازهی ایرانیان آب را گرامی نمیداشتند.
#هرودوت
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#میراث_سرزمینم
مردم هیچ سرزمینی به اندازهی ایرانیان آب را گرامی نمیداشتند.
#هرودوت
⚔️افسانهی نبرد ایزد تیشتر با دیو اَپوش⚔️
🌧 در ایران باستان ایزد تیر یا تیشتر/تیشتریَه ایزدِ همهی آبها، باران و باروری بود و چهارمین ماه سال برای او نامگذاری شد. داستان جنگ او با دیو خشکسالی یا دیو اپوش/اپوشَه خواندنی است. افسانهای که شاید چیستی سیزدهبدر را بیشتر بر ما بنمایاند.
بر پایهی افسانههای باستانی و زرتشتی ایزد تیر در سی روز ماه سه دیسهی(شکل) گوناگون داشت. در ده روز نخست مردی پانزده ساله میشد. پانزده سالگی زمانی آرمانی نزد ایرانیان بود. در ده روز دوم او گاوی نر بود و در دههی پایانی اسبی سپید میشد و در هر سه جایگاه باران میآفرید. در نبیگ(کتاب) پهلوی «بُندَهِش» تیشتر پدیدآورندهی نخستین باران، دریا و دریاچه است.
در باور زرتشتیان باستان ایزدِ تیر چکههای باران را ساخت و ایزدِ باد آنها را به یک سو برد تا دریای گیهانی(کاسپین) در کنار کوه البرز ساخته شود.
⚡️ داستان نبرد بارندگی و خشکسالی این است که دیو اپوش با هر ترفندی میکوشید از بارندگی جلوگیری کند ولی تیشتر به یاری ایزدِ باد آبها را از زمین به آسمان فرستاد و پس از ده شبانهروز خود را همچون مرد جوان بلندبالایی درآورد که توان پرواز داشت و در آسمانها جای گرفت و توانست از ابرها به سوی زمین باران بفرستد.
اين باران همچون همیشه نبود، هر چکهی آن به بزرگی يک مرد تنومند بود.
پس از چنين بارشی آب زمين را فرا گرفت و جانوران موتَک(موذی) را از ميان برد. اگر شماری از آنها جان بهدر بردند خود را پنهان کردند.
🌬 يک بار ديگر ايزدِ باد دست بهکار شد و آبها را به کرانههای زمين برد و يک دریای افسانهای به نام دريای فراخکرد ساخت. همين که دیو خشکسالی دریافت که تیشتر و یارانش چه کردهاند تيشتر اينبار خود را به سان گاوی زرينشاخ درآورد و ده شبانهروز ديگر در آسمان پرواز کرد و همچنان از ابرها باران باراند.
در دههی سوم نیز همچون اسبی سپید و زيبا درآمد و این کار را دنبال کرد. در اين زمان که به سان اسب بود به دريای فراخکرد رفت تا آنجا را از زهر جانوران زيانبخش پاکيزه کند. ولی ديو اپوش دست او را خوانده و او نيز خود را همچون اسبی درآورده بود که يال و گوش نداشت و سياه و ترسناک بود. در اينجا بود که نبردی رو در رو ميان آنها درگرفت.
💫 در آغاز اين جنگ ديو اپوش نيرومندتر از تيشتر جنگید و پيروز شد. او توانست ايزد تيشتر را هزار گام از دريای فراخکرد دور و جهان را چندی دچار خشکی و تشنگی کند. تيشتر آزرده و شکستخورده به پيشگاه خداوند رفت و گفت که ناتوانیاش برای این است که مردم نیایش شايستهای برای او بجا نیاوردهاند. خداوند به او نیرویی داد برابر ده مرد جوان، ده کوه و ده رود. در برخی نوشتارها ده اسب، ده گاو نر و دهشتر نیز نوشتهاند.
با اين پشتوانه تیشتر در نبرد دوم پيروز شد و ديو خشکسالی را هزار گام دور کرد و باز هم با یاری ايزدِ باد ابرها را به هر سوی آسمان راند تا همهجا را سرشار از باران کند.
⚡️ در اين داستان همانگونه که تيشتر همکارانی داشت دیو خشکسالی نيز از دیوهای دیگر مانند دیو آذرخش(رعد و برق) یاری گرفته بود زيرا در نبرد دوم هنگامی که ايزدِ تيشتر گرز خود را بر آتشی که در ابرها نهفته بود کوبید آتش زبانه کشید و یکی از یاوران دیو خشکسالی از ترس خروشی برآورد و نابود شد، همين رویداد باران را فراوانتر کرد. تيشتر کمکم توانست بر خشکسالی چیره شود و ده شبانهروز برای زمین باران بفرستد.
زهری که از جانوران موتَک بر روی زمین مانده بود همراه با این آبها به دریاها رفت و مایهی شوری و تلخی آب دریاها شد. ولی آبهای پاکیزه به کشتزارها و چراگاهها راه يافت و مایهی سرسبزی و تازگی شد.
🌧 اين رویداد فرخنده در سيزدهمین روز ماه، در يک زمان افسانهای رخ داد و برای مردمی که از خشکسالی بیم داشتند روز باران فرخنده بود. بهويژه اگر اين روز از پی نوروز و در آغاز بهار از راه میرسید. پس باید برای دیدن زیبایی بهار از خانهها بيرون میآمدند و با جشن و شادی برای داشتن سالی پر باران نيايش میکردند.
با این کار دلخوری ایزد تیشتر از میان میرفت تا او به یاری کشت و کارشان بیاید. آنها سبزهها را به آب روان میسپردند تا به تیشتر بگویند که سرسبزی زمین در گرو آب و باران است و با اين کار نمادين از او میخواستند بارش را از آنها دريغ نکند.
تیشتر به اندازهای ارزشمند بود که نام او را بر درخشانترین ستارهی آسمان و گل سرسبد ستارههای خرس بزرگ گذاشته بودند.
_________
📚 ۱- جشنها و آیینهای ایرانی با تکیه بر استوره و مردمشناسی #حسام_الدین_مهدوی
۲- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
۳- شناخت اساتیر ایران #جان_هینلز برگردان «باجلان فرخی»
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#میراث_سرزمینم
مردم هیچ سرزمینی به اندازهی ایرانیان آب را گرامی نمیداشتند.
#هرودوت
⚔️افسانهی نبرد ایزد تیشتر با دیو اَپوش⚔️
🌧 در ایران باستان ایزد تیر یا تیشتر/تیشتریَه ایزدِ همهی آبها، باران و باروری بود و چهارمین ماه سال برای او نامگذاری شد. داستان جنگ او با دیو خشکسالی یا دیو اپوش/اپوشَه خواندنی است. افسانهای که شاید چیستی سیزدهبدر را بیشتر بر ما بنمایاند.
بر پایهی افسانههای باستانی و زرتشتی ایزد تیر در سی روز ماه سه دیسهی(شکل) گوناگون داشت. در ده روز نخست مردی پانزده ساله میشد. پانزده سالگی زمانی آرمانی نزد ایرانیان بود. در ده روز دوم او گاوی نر بود و در دههی پایانی اسبی سپید میشد و در هر سه جایگاه باران میآفرید. در نبیگ(کتاب) پهلوی «بُندَهِش» تیشتر پدیدآورندهی نخستین باران، دریا و دریاچه است.
در باور زرتشتیان باستان ایزدِ تیر چکههای باران را ساخت و ایزدِ باد آنها را به یک سو برد تا دریای گیهانی(کاسپین) در کنار کوه البرز ساخته شود.
⚡️ داستان نبرد بارندگی و خشکسالی این است که دیو اپوش با هر ترفندی میکوشید از بارندگی جلوگیری کند ولی تیشتر به یاری ایزدِ باد آبها را از زمین به آسمان فرستاد و پس از ده شبانهروز خود را همچون مرد جوان بلندبالایی درآورد که توان پرواز داشت و در آسمانها جای گرفت و توانست از ابرها به سوی زمین باران بفرستد.
اين باران همچون همیشه نبود، هر چکهی آن به بزرگی يک مرد تنومند بود.
پس از چنين بارشی آب زمين را فرا گرفت و جانوران موتَک(موذی) را از ميان برد. اگر شماری از آنها جان بهدر بردند خود را پنهان کردند.
🌬 يک بار ديگر ايزدِ باد دست بهکار شد و آبها را به کرانههای زمين برد و يک دریای افسانهای به نام دريای فراخکرد ساخت. همين که دیو خشکسالی دریافت که تیشتر و یارانش چه کردهاند تيشتر اينبار خود را به سان گاوی زرينشاخ درآورد و ده شبانهروز ديگر در آسمان پرواز کرد و همچنان از ابرها باران باراند.
در دههی سوم نیز همچون اسبی سپید و زيبا درآمد و این کار را دنبال کرد. در اين زمان که به سان اسب بود به دريای فراخکرد رفت تا آنجا را از زهر جانوران زيانبخش پاکيزه کند. ولی ديو اپوش دست او را خوانده و او نيز خود را همچون اسبی درآورده بود که يال و گوش نداشت و سياه و ترسناک بود. در اينجا بود که نبردی رو در رو ميان آنها درگرفت.
💫 در آغاز اين جنگ ديو اپوش نيرومندتر از تيشتر جنگید و پيروز شد. او توانست ايزد تيشتر را هزار گام از دريای فراخکرد دور و جهان را چندی دچار خشکی و تشنگی کند. تيشتر آزرده و شکستخورده به پيشگاه خداوند رفت و گفت که ناتوانیاش برای این است که مردم نیایش شايستهای برای او بجا نیاوردهاند. خداوند به او نیرویی داد برابر ده مرد جوان، ده کوه و ده رود. در برخی نوشتارها ده اسب، ده گاو نر و دهشتر نیز نوشتهاند.
با اين پشتوانه تیشتر در نبرد دوم پيروز شد و ديو خشکسالی را هزار گام دور کرد و باز هم با یاری ايزدِ باد ابرها را به هر سوی آسمان راند تا همهجا را سرشار از باران کند.
⚡️ در اين داستان همانگونه که تيشتر همکارانی داشت دیو خشکسالی نيز از دیوهای دیگر مانند دیو آذرخش(رعد و برق) یاری گرفته بود زيرا در نبرد دوم هنگامی که ايزدِ تيشتر گرز خود را بر آتشی که در ابرها نهفته بود کوبید آتش زبانه کشید و یکی از یاوران دیو خشکسالی از ترس خروشی برآورد و نابود شد، همين رویداد باران را فراوانتر کرد. تيشتر کمکم توانست بر خشکسالی چیره شود و ده شبانهروز برای زمین باران بفرستد.
زهری که از جانوران موتَک بر روی زمین مانده بود همراه با این آبها به دریاها رفت و مایهی شوری و تلخی آب دریاها شد. ولی آبهای پاکیزه به کشتزارها و چراگاهها راه يافت و مایهی سرسبزی و تازگی شد.
🌧 اين رویداد فرخنده در سيزدهمین روز ماه، در يک زمان افسانهای رخ داد و برای مردمی که از خشکسالی بیم داشتند روز باران فرخنده بود. بهويژه اگر اين روز از پی نوروز و در آغاز بهار از راه میرسید. پس باید برای دیدن زیبایی بهار از خانهها بيرون میآمدند و با جشن و شادی برای داشتن سالی پر باران نيايش میکردند.
با این کار دلخوری ایزد تیشتر از میان میرفت تا او به یاری کشت و کارشان بیاید. آنها سبزهها را به آب روان میسپردند تا به تیشتر بگویند که سرسبزی زمین در گرو آب و باران است و با اين کار نمادين از او میخواستند بارش را از آنها دريغ نکند.
تیشتر به اندازهای ارزشمند بود که نام او را بر درخشانترین ستارهی آسمان و گل سرسبد ستارههای خرس بزرگ گذاشته بودند.
_________
📚 ۱- جشنها و آیینهای ایرانی با تکیه بر استوره و مردمشناسی #حسام_الدین_مهدوی
۲- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
۳- شناخت اساتیر ایران #جان_هینلز برگردان «باجلان فرخی»
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
یکی از قوانین مهم ایرانیان این است اگر خلافی از شخصی سر بزند و با اینکه گناه بزرگی نیز انجام شده باشد وی نباید به اشد مجازات و مرگ محکوم شود .
مگر آنکه به خاندان پادشاهی و کشوری تجاوز شده باشد . در مواقعی که شخص را برای دادگری به محکمه می برند آن شخص را مورد سنجش قرار میدهند .
اگر شخص کارهای نیکویش بیشتر از کارهای زشت اش باشد در اجرای قانون مجازات تخفیفی می دهند . اگر کارهای زشت او بیشتر از کارهای نیکویش باشد با شکایت شاکی وی را مجازات میکنند .
#هرودوت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
یکی از قوانین مهم ایرانیان این است اگر خلافی از شخصی سر بزند و با اینکه گناه بزرگی نیز انجام شده باشد وی نباید به اشد مجازات و مرگ محکوم شود .
مگر آنکه به خاندان پادشاهی و کشوری تجاوز شده باشد . در مواقعی که شخص را برای دادگری به محکمه می برند آن شخص را مورد سنجش قرار میدهند .
اگر شخص کارهای نیکویش بیشتر از کارهای زشت اش باشد در اجرای قانون مجازات تخفیفی می دهند . اگر کارهای زشت او بیشتر از کارهای نیکویش باشد با شکایت شاکی وی را مجازات میکنند .
#هرودوت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
زن حکم آب را دارد که از شدت لطافت در هرمحیطی قراربگیرد
شکل ظرف را به خود می گیرد.
هرشوهری که از زن خویش ناراضی است ،
علت را در خود جستجو کند...
#هرودوت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
زن حکم آب را دارد که از شدت لطافت در هرمحیطی قراربگیرد
شکل ظرف را به خود می گیرد.
هرشوهری که از زن خویش ناراضی است ،
علت را در خود جستجو کند...
#هرودوت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
ایرانیان در میان آب ادرار نمیکنند، آب دهان و بینی در آن نمیاندازند و در آن دست و روی نمیشویند آنها به یکدیگر احترام میگذارند، از ایرانیان میتوان به عنوان یک انسان کامل یاد کرد.»
#هرودوت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
ایرانیان در میان آب ادرار نمیکنند، آب دهان و بینی در آن نمیاندازند و در آن دست و روی نمیشویند آنها به یکدیگر احترام میگذارند، از ایرانیان میتوان به عنوان یک انسان کامل یاد کرد.»
#هرودوت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
نگاره معروف بنامthe flaying of the corrupt judge
به نوشته #هرودوت سیسامنس قاضی فاسدی در دوره کمبوجیه دوم بود
او رشوه میگرفت و حکم ناعادلانه صادر میکرد. در نتیجه، پادشاه ایرانزمین کمبوجه شاه دستور داد دستگیر شود و پوستش کنده شود. سپس پوست او برای پوشاندن کرسی بکار رفت که پسرش برای قضاوت بر آن مینشست.
سیسامنس سوژه نقاشی خرارد داوید و
و دیگر هنرمندان به تصویر کشیده شده است.
بازداشت #سیسامنس و سلاخیاش در سال۱۴۹۸ کشیده شدهاند.
این نقاشی در تالار شهر #بروخه آویخته شدند.
آری
داستان تامل برانگیزی است. پادشاهی که در نگاره پیش رو میبینید کمبوجیه دوم امپراتور ایرانشهر می باشد.
یک روز پادشاه متوجه شد که دادور و دادرس معروف شهر بنام #سیسامنس رشوه میگیرد و بیدادگری میکند.
برای همین او دستگیر شد و پس از بازداشت کمبوجیه شاه به سیسامنس میگوید:
برای خودت یک جایگزین انتخاب نمایید.
#سیسامنس، خوشنود از اینکه تنها از داوری و قضاوت کردن عزل شده و قرار نیست که کیفر بشود، پسرش #اوتانس را برای جایگزین شدن انتخاب میکند. اما سرنوشت او بگونه دیگری رقم خورد.
#اوتانس در دوران قضاوتش حتا یکبار هم نادرستی نکرد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
نگاره معروف بنامthe flaying of the corrupt judge
به نوشته #هرودوت سیسامنس قاضی فاسدی در دوره کمبوجیه دوم بود
او رشوه میگرفت و حکم ناعادلانه صادر میکرد. در نتیجه، پادشاه ایرانزمین کمبوجه شاه دستور داد دستگیر شود و پوستش کنده شود. سپس پوست او برای پوشاندن کرسی بکار رفت که پسرش برای قضاوت بر آن مینشست.
سیسامنس سوژه نقاشی خرارد داوید و
و دیگر هنرمندان به تصویر کشیده شده است.
بازداشت #سیسامنس و سلاخیاش در سال۱۴۹۸ کشیده شدهاند.
این نقاشی در تالار شهر #بروخه آویخته شدند.
آری
داستان تامل برانگیزی است. پادشاهی که در نگاره پیش رو میبینید کمبوجیه دوم امپراتور ایرانشهر می باشد.
یک روز پادشاه متوجه شد که دادور و دادرس معروف شهر بنام #سیسامنس رشوه میگیرد و بیدادگری میکند.
برای همین او دستگیر شد و پس از بازداشت کمبوجیه شاه به سیسامنس میگوید:
برای خودت یک جایگزین انتخاب نمایید.
#سیسامنس، خوشنود از اینکه تنها از داوری و قضاوت کردن عزل شده و قرار نیست که کیفر بشود، پسرش #اوتانس را برای جایگزین شدن انتخاب میکند. اما سرنوشت او بگونه دیگری رقم خورد.
#اوتانس در دوران قضاوتش حتا یکبار هم نادرستی نکرد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity