🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔖 "رویای پادشاه" / نقاش ناشناس / 1500 م / فرانسه
-
-
این اثر رویای #ایشتوویگو آخرین پادشاه #ماد را به تصویر کشیده است. براساس گفته‌های هرودوت و برخی منابع دیگر ایشتوویگو دختری بنام ماندانا داشت. شبی خواب می بیند که دخترش ماندانا ادرار کرده و ادرار او سبب به راه افتادن سیلی عظیم از باختر تا خاور دور "سراسر آسیا" شده است.
کاهنان و جادوگران دربار گفتند این خواب نشانه آن است که فرزند ماندانا بر سراسر آسیا حکمرانی می کند. ایشتوویگو ترسید و دخترش ماندانا را بجای اینکه به یک مادی شوهر دهد، به کمبوجیه پارسی داد.
دوباره شبی ایشتوویگو خواب دید که از رحم دخترش ماندانا درخت تاکی رویید که بر سراسر آسیا سایه افکنده است. کاهنان و جادوگران بازهم به ایشتوویگو گفتند که نوه او "کوروش" جانشین او خواهد شد و بر تمام آسیا حکمرانی می نماید.
ایشتوویگو پس ازشنیدن این تعبیر، فرمان داد تا دختر باردارش ماندانا را از پارس نزد او آوردند و پس از مدتی که کوروش به دنیا آمد، ایشتوویگو به یکی از سرداران خود "هارپاگ" دستور داد تا نوزاد را بِکُشد. هارپاگ کودک را به جنگل برد و به چوپانی به نام مهرداد که یکی از بردگان هارپاگ بود سپرد و گفت که او را بِکُش.
مهرداد کودک را به کلبه خود برد و مشاهده کرد که همان موقع همسرش اسپاکو، نوزادی مرده به دنیا آورده‌است. آنها تصمیم گرفتند کوروش را بعنوان فرزند نزد خود نگه دارند و آنگاه لباس‌های نفیس شاهانه کوروش را از تن او به درآورده و بر تن نوزاد مرده کردند و او را در نقطه‌ای دور افتاده در کوهستان رها کردند تا سربازان ایشتوویگو جسد کودک را ببینند و از اجرای فرمان شاه اطمینان حاصل نمایند.
کوروش ده ساله شد و در بازی بادیگر هم سالانش نقش شاه را بازی می کرد. کودکی اشراف‌زاده از تبار ماد در حین بازی از فرمان شاه که کوروش باشد سرباز زد و کوروش او را تنبیه مفصلی نمود. پدر کودک که آرتمبارس یکی از اشراف‌زادگان مادی بود، کوروش را نزد ایشتوویگو برد و خواستار تنبیه او شد.
ایشتوویگو با دیدن #کوروش و شباهت وی با افراد خانواده‌اش مظنون شد که مبادا کوروش نوه او باشد. او سپس مهرداد را شکنجه و تهدید کرد که اگر حقیقت را نگوید کشته خواهد شد. مهرداد ناچارا حقیقت را بیان داشت و ایشتوویگو از آن آگاه شد.
ایشتوویگو از جادوگران و کاهنان پرسید که آیا هنوز هم از جانب نوه‌اش خطری تاج و تخت او را تهدید می کند؟! آنها گفتند که رویای شاه در زمان بازی کودکان تعبیر شده و کوروش شاه شده و بنحوی آن خواب به حقیقت پیوسته و امکان تکرار دوباره آن نیست. پس دیگر نیاز نیست از کوروش بترسد. پس از آن ایشتوویگو آرام گرفت و نوه‌اش را به پارس نزد پدر و مادرش فرستاد . . .
هرودوت می نویسد پس از آن ایشتوویگو، هارپاگ را به سبب اجرای ناقص فرمان او به بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن تنبیه کرد. او هارپاگ را برای صرف شام دعوت نمود و بدون آنکه وی خبردار شود گوشت بدن فرزند هارپاگ را بعنوان غذا، به خورد پدر داد. سپس به هارپاگ گفت می خواهی بدانی که این گوشتهای لذیذ که خوردی چگونه تهیه شده‌اند؟ هارپاگ گفت آری. شاه دستور داد ظرفی را که حاوی سر و دست و پاهای بریده فرزند هارپاگ بود را به وی نشان دهند. هنگامیکه هارپاگ سر و دست و پاهای بریده فرزند خود را دید، گرچه به وحشت افتاده بود اما خود را کنترل نمود و خطاب به شاه گفت هرچه شاه انجام دهد همان درست است و ما فرمانبرداریم.
-
منابع: تاریخ باستانی ایران، ریچارد فرای / تاریخ سیاسی هخامنشیان، محمد داندامایف
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋

🔴#میراث_سرزمینم

«بررسی پندار نادرست؛ امپراطوری هخامنشیان هیچ بنای عام المنفعه ای را به جامعه ارائه نکرد!»

شوربختانه چندیست افرادی سعی در تخریب باورها از شکوه و عظمت امپراطوری هخامنشیان را دارند و با سخنانی بی اساس که نشان از عدم دانش و آگاهی آنان از تاریخ باستان است، برای خود آن گونه که میخواهند تاریخ سازی میکنند، که ما در این نوشتار با توجه به محدود بودن سطح دانش و امکانات عصر باستان به نمونه هایی از ساخت و ساز بناهای عام المنفعه و بناهای خدمات عمومی در امپراطوری هخامنشیان خواهیم پرداخت.

«هخامنشیان و ساخت بناهای عام المنفعه»

«راه شاهی کالبد ارتباطی ایران باستان»



اهمیت راهها و طرق ارتباطی در زندگی جمعی بشر امری بدیهی است و رشد و تعالی تمدن بشر با راههای ارتباطی و جاده ها ارتباط مستقیم داشته است.

اهمیت و اعتبار راهها تا به آن حد است که سطح فرهنگ هر منطقه و میزان توسعه آن را می توان با توجه به دوری و نزدیکی آن به جاده ها تعیین کرد.

جاده ها تنها مسیر آمد و شد مردم عادی ویا قوای نظامی یا بستری که بر روی آنها فعالیت تجاری انجام گیرد؛ نبوده است بلکه بعنوان مهمترین وسیله ارتباط جمعی ، زمینه انتقال دستاوردهای فکری و فرهنگی انسانها به یکدیگر را فراهم می کردند.

زندگی بشر، حاصل کنش های جمعی است و انتقال تجارب و مهارتهای مردم هر منطقه به دیگران زمینه ساز پیدایش فرهنگها و تمدن ها بوده است.این پیوندها بوجود نمی آید مگر اینکه وسیله ارتباطی این فرهنگها و تمدن ها که همان جاده ها هستند، ایجاد شود.

جاده ها به مثابه رگهای حیاتی انسان، ضامن دوام، بقا، رشد و تعالی مادی و معنوی جامعه های انسانی محسوب می شوند و این موضوع همواره در طول تاریخ مورد توجه حاکمان و سلاطین قرار داشته است. وایجاد راه و حفاظت و تامین امنیت آنها از سوی حاکمان با سازو کار مشخصی انجام می گردید.

به جرئت می توان مدعی شد که راه شاهی ایران (royal road The Persian)، نخستین راه مهندسی‌ساز جهان و نیز #نخستین-شاهراه فرامرزی(بین‌المللی) جهان است.

راه شاهی بعنوان یکی از دستاوردهای ماندگار ایران در درازای تاریخ باعث گردید که ایران دستاوردها و خلاقیتهای خود را در این حوزه بعنوان دستاوردی فراملی به جامعه جهانی عرضه نماید.

راههای ارتباطی در ابتدای دوران به قدرت رسیدن #کوروش، همان راههای دوره #ماد بود. بعدها در نتیجه حاکمیت بر سرزمینهای دیگر،مانند آسیای صغیر و بین النهرین و قسمتهای شرقی فلات ایران،شبکه ارتباطی کشور گسترش یافت و برای بهبود راههای کهن و احداث راههای تازه اقدامات مفیدی آغاز شد.

از گزارش #هرودوت در شرح لشگر کشی #کوروش به #لیدی، هویدا میشود که به دستور او برای نخستین بار در تاریخ جهان بر روی رودخانه ها #پل زده شده است به موازات احداث راهها به ساختن بنا های عام المنفعه، مانند #کاروانسرا، #میل-راهنمایی، #آب-انبار و...نیز اقدام کرده اند.

راه شاهی به فرمان داریوش بزرگ هخامنشی ساخته شد. این #شاهراه تخت جمشید را به پاسارگاد، شوش و دیگر شهرهای شاهنشاهی متصل می‌کرد. بنابر کشفیات جدید احتمالا از تنگهٔ بلاغی که در فاصلهٔ میان تخت جمشید و پاسارگاد قرار دارد، عبور می‌کرده است. راه شاهی نخستین شاهراه شناخته شدهٔ ایران و نخستین شاهراه بین‌المللی جهان است.در خوزستان این راه از شوش، شوشتر و رامهرمز عبور می‌کرد.

در پانصد سال پیش از میلاد مسیح، داریوش یکم شروع به ساخت یک سلسله جاده‌های پهن و عریض نمود که یکی از آن‌ها #راه-سلطنتی نام داشت و در زمان خود جزء بهترین شاهراه‌ها محسوب می‌شد. راهی که بعدها توسط امپراتوری رم نیز همچنان مورد استفاده قرار گرفت. کیفیت این راه چنان بالا بود که پیک‌های نامه رسان می‌توانستند مسافتی در حدود 2500 کیلومتر را تنها در مدت ده روز بپیمایند.

به گفته #هرودوت که شخصا در آسیای صغیر به کاروانهایی که کشورهای داخلی آسیا را در نوردیده اند ملحق شده و قسمتی از این شاهراه را طی کرده است، داریوش برای رفاه حال مسافران این راه، ایستگاههایی که هسته های اولیه اقامتی برای مسافران در جهان باستان هستند را ایجاد نمود.

گزارش #هرودوت از این #شاهراه چنین است:

«این راه از نقاط مسکون و امن می گذرد و همه جا در طول راه ایستگاههای شاهی(کاروانسراهای عالی)ساخته شده است.از لیدی (آناتولی غربی امروز) و فریگی (قسمت داخلی آسیای صغیر) در طول نود و چهارفرسنگ و نیم،بیست کاروانسرا وجود دارد.»راه شاهی در دامنه جنوبی رشته کوه #تاروس به #اربل و از آنجا از راه رود #زاب به تنگ #ملاوی می رسید و پس از گذشتن از روی #پل-دختر به #شوش منتهی می گردید.

راه از #شوش به #رامهرمز میرفت و از آنجا در دنباله رود #مارون به #ارگان و از آنجا به #فهلیان میرسید و در دنباله رود #زهره پس از گذشتن از #پل-مورد به #پاسارگاد منتهی میگردید.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نقد_نقاشی

#رویای_پادشاه / نقاش ناشناس / 1500 م / فرانسه
-
-
این اثر رویای #ایشتوویگو آخرین پادشاه #ماد را به تصویر کشیده است. براساس گفته‌های هرودوت و برخی منابع دیگر ایشتوویگو دختری بنام ماندانا داشت. شبی خواب می بیند که دخترش ماندانا ادرار کرده و ادرار او سبب به راه افتادن سیلی عظیم از باختر تا خاور دور "سراسر آسیا" شده است.
کاهنان و جادوگران دربار گفتند این خواب نشانه آن است که فرزند ماندانا بر سراسر آسیا حکمرانی می کند. ایشتوویگو ترسید و دخترش ماندانا را بجای اینکه به یک مادی شوهر دهد، به کمبوجیه پارسی داد.
دوباره شبی ایشتوویگو خواب دید که از رحم دخترش ماندانا درخت تاکی رویید که بر سراسر آسیا سایه افکنده است. کاهنان و جادوگران بازهم به ایشتوویگو گفتند که نوه او "کوروش" جانشین او خواهد شد و بر تمام آسیا حکمرانی می نماید.
ایشتوویگو پس ازشنیدن این تعبیر، فرمان داد تا دختر باردارش ماندانا را از پارس نزد او آوردند و پس از مدتی که کوروش به دنیا آمد، ایشتوویگو به یکی از سرداران خود "هارپاگ" دستور داد تا نوزاد را بِکُشد. هارپاگ کودک را به جنگل برد و به چوپانی به نام مهرداد که یکی از بردگان هارپاگ بود سپرد و گفت که او را بِکُش.
مهرداد کودک را به کلبه خود برد و مشاهده کرد که همان موقع همسرش اسپاکو، نوزادی مرده به دنیا آورده‌است. آنها تصمیم گرفتند کوروش را بعنوان فرزند نزد خود نگه دارند و آنگاه لباس‌های نفیس شاهانه کوروش را از تن او به درآورده و بر تن نوزاد مرده کردند و او را در نقطه‌ای دور افتاده در کوهستان رها کردند تا سربازان ایشتوویگو جسد کودک را ببینند و از اجرای فرمان شاه اطمینان حاصل نمایند.
کوروش ده ساله شد و در بازی بادیگر هم سالانش نقش شاه را بازی می کرد. کودکی اشراف‌زاده از تبار ماد در حین بازی از فرمان شاه که کوروش باشد سرباز زد و کوروش او را تنبیه مفصلی نمود. پدر کودک که آرتمبارس یکی از اشراف‌زادگان مادی بود، کوروش را نزد ایشتوویگو برد و خواستار تنبیه او شد.
ایشتوویگو با دیدن #کوروش و شباهت وی با افراد خانواده‌اش مظنون شد که مبادا کوروش نوه او باشد. او سپس مهرداد را شکنجه و تهدید کرد که اگر حقیقت را نگوید کشته خواهد شد. مهرداد ناچارا حقیقت را بیان داشت و ایشتوویگو از آن آگاه شد.
ایشتوویگو از جادوگران و کاهنان پرسید که آیا هنوز هم از جانب نوه‌اش خطری تاج و تخت او را تهدید می کند؟! آنها گفتند که رویای شاه در زمان بازی کودکان تعبیر شده و کوروش شاه شده و بنحوی آن خواب به حقیقت پیوسته و امکان تکرار دوباره آن نیست. پس دیگر نیاز نیست از کوروش بترسد. پس از آن ایشتوویگو آرام گرفت و نوه‌اش را به پارس نزد پدر و مادرش فرستاد . . .
هرودوت می نویسد پس از آن ایشتوویگو، هارپاگ را به سبب اجرای ناقص فرمان او به بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن تنبیه کرد. او هارپاگ را برای صرف شام دعوت نمود و بدون آنکه وی خبردار شود گوشت بدن فرزند هارپاگ را بعنوان غذا، به خورد پدر داد. سپس به هارپاگ گفت می خواهی بدانی که این گوشتهای لذیذ که خوردی چگونه تهیه شده‌اند؟ هارپاگ گفت آری. شاه دستور داد ظرفی را که حاوی سر و دست و پاهای بریده فرزند هارپاگ بود را به وی نشان دهند. هنگامیکه هارپاگ سر و دست و پاهای بریده فرزند خود را دید، گرچه به وحشت افتاده بود اما خود را کنترل نمود و خطاب به شاه گفت هرچه شاه انجام دهد همان درست است و ما فرمانبرداریم.
-
منابع: تاریخ باستانی ایران، ریچارد فرای / تاریخ سیاسی هخامنشیان، محمد داندامایف

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity