طاهره قُرةالعَین .pdf
1.8 MB
#دیوان شعر#طاهره قره العین https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
dvnimakhf00zebuuoft.pdf
13.5 MB
#دیوان#زینب النسا#مخفی https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#زندگی_نامه_ایرج_میرزا
ایرج میرزا - جلال الممالک - در سال ۱۲۵۳ در تبریز به دنیا آمد پدر و پدربزرگش هر دو شاعر بودند و ایرج طبع شعری خویش را از آنها به ارث برد . وی فارسی ، عربی و فرانسوی را در تبریز آموخت و در محضر استادانی چون آقا محمد تقی عارف اصفهانی و میرزا نصر الله بهار شیروانی کسب فیض نمود . در سن شانزده سالگی ازدواج کرد و سه سال از ازدواجش نگذشته بود که پدر و همسرش را از دست داد. به دربار رفت و در سال ۱۳۰۳ با سمت بازرس کل امور مالیه خراسان رها کرد و به تهران آمد .
اقامت ایرج در خراسان که پنج سال به طول انجامید بارزترین دوران کوشش ادبی وی بود . شاعر نمی توانست نسبت به جنبش های آزادیخواهی که در همه جای کشور پدید آمده بود بی اعتنا باشد و در اشعاری که در این زمان سرود سادگی و صمیمیت ، عمق اندیشه و لحن افشاء و اعتراض به طور کاملا آشکار به چشم میخورد و در این سالهاست که او را به عنوان یک شاعر بزرگ ملی می شناسند و در هنگام ورود به تهران با استقبال گرم و پرشور ادبا و شعرا و مردم عادی که اندیشه های خود را در شعر او دیده بودند روبرو می شود.
ایرج میرزا نزدیک دوسال در تهران ماند و تمام وقت خود را صرف فعالیت های ادبی نمود . تا آنکه در سال ۱۳۰۵ در اثر سکته قلبی در گذشت و در مقبره ظهیر الدوله به خاک سپرده شد.
ایرج شاعری را شغل و حرف خود قرار نداده و جز به حکم تفنن و فرمان طبع شعر نمی سرود.حتی در ابتدا از لقب فخر الشعرائی که امیر نظام به او داده بود استفاده نکرد.
وی تا اواسط عمر کمتر شعر گفته و اشعار او منحصر به همان قصاید و اعیاد واشعاری بود که جنبه ی تفنن و شوخی دوستانه داشته است.
در تابستان ۱۲۹۹ اندکی پس از قیام خراسان ، ابوالقاسم عارف ، سفری به آنجا کرد و مهمان کنلل محمد تقی خان پسیان شد ایرج که دلخوشی از عارفان نداشت مثنوی عارفانه را سرود و هنگامی که این نوشته به تهران رسید و چاپ شد ولوله ای در شهر به راه انداخت . دوستان عارف سخت برآشفتند به وی بد گفتند و هجو کردند . مثنوی عارفانه مشتمل بر پانصد و پانزده بیت است و در آن ایرج میرزا از عارف گله میکند و و نیش های بسیار تندی می زند ولی این مثنوی قسمت های بسیار زیبایی در مورد زن ، حجاب ، مالکان سمتکار و بیچارگی دهقانان در خود دارد که اوضاع و احوال ناگوار مردم و کشور در آن روزگار را روایت میکند
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
شنیدم در تئاتر باغ ملی
برون انداختی حمق جبلی
نمود اندر تماشا خانه ی عام
ز اندامت خریت عرض اندام
به جای بد کشاندی سخن را
بسی بی ربط خواندی این دهن را
نمی گویم چه گفتی شرمم آید
ز بی آزرمیت آزرمم اید
چنین گفتند کز ان چیز عادی
همی خوردی ولی قدری زیادی
الهی می زد آواز ترا سن
که دیگرکس نمی دیدت سر سن
ولی در بهترین جا خانه داری
که صاحب خانه جانانه داری
گواراباد مهمانی به جانت
که باشدبهتراز جان میزبانت
رشیدالقدصحیح الفعل والقول
فتاده آن طرف حتی ز لا حول
مودب با حیا ، عاقل ، فروتن
مهذبب ، پاکدل ، پاکیزه دامن
خلیق و مهربان و راست گفتار
توانا ف با توانایی ، کم آزار
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
به قدر فهم تو کردند وصف دوزخ را
که مار هفت سر و عقرب دو سر دارد
خدای خواهد اگر بنده را عذاب کند
ز مار وعقرب وآتش گزنده تر دارد
از آن گروه چه خواهی که از هزار نفر
اقل دویست نفر روضه خوان خر دارد
دویست دیگر جن گیر وشاعر ورمال
دویست واعظ از روضه خوان بتر دارد
#ایرج_میرزا
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
#دیوان_شاعر_در_پایان_پست_تقدیم_می گردد
نوع فایل: Pdf
برای دانلود فایل زیر رالمس ڪنید.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#زندگی_نامه_ایرج_میرزا
ایرج میرزا - جلال الممالک - در سال ۱۲۵۳ در تبریز به دنیا آمد پدر و پدربزرگش هر دو شاعر بودند و ایرج طبع شعری خویش را از آنها به ارث برد . وی فارسی ، عربی و فرانسوی را در تبریز آموخت و در محضر استادانی چون آقا محمد تقی عارف اصفهانی و میرزا نصر الله بهار شیروانی کسب فیض نمود . در سن شانزده سالگی ازدواج کرد و سه سال از ازدواجش نگذشته بود که پدر و همسرش را از دست داد. به دربار رفت و در سال ۱۳۰۳ با سمت بازرس کل امور مالیه خراسان رها کرد و به تهران آمد .
اقامت ایرج در خراسان که پنج سال به طول انجامید بارزترین دوران کوشش ادبی وی بود . شاعر نمی توانست نسبت به جنبش های آزادیخواهی که در همه جای کشور پدید آمده بود بی اعتنا باشد و در اشعاری که در این زمان سرود سادگی و صمیمیت ، عمق اندیشه و لحن افشاء و اعتراض به طور کاملا آشکار به چشم میخورد و در این سالهاست که او را به عنوان یک شاعر بزرگ ملی می شناسند و در هنگام ورود به تهران با استقبال گرم و پرشور ادبا و شعرا و مردم عادی که اندیشه های خود را در شعر او دیده بودند روبرو می شود.
ایرج میرزا نزدیک دوسال در تهران ماند و تمام وقت خود را صرف فعالیت های ادبی نمود . تا آنکه در سال ۱۳۰۵ در اثر سکته قلبی در گذشت و در مقبره ظهیر الدوله به خاک سپرده شد.
ایرج شاعری را شغل و حرف خود قرار نداده و جز به حکم تفنن و فرمان طبع شعر نمی سرود.حتی در ابتدا از لقب فخر الشعرائی که امیر نظام به او داده بود استفاده نکرد.
وی تا اواسط عمر کمتر شعر گفته و اشعار او منحصر به همان قصاید و اعیاد واشعاری بود که جنبه ی تفنن و شوخی دوستانه داشته است.
در تابستان ۱۲۹۹ اندکی پس از قیام خراسان ، ابوالقاسم عارف ، سفری به آنجا کرد و مهمان کنلل محمد تقی خان پسیان شد ایرج که دلخوشی از عارفان نداشت مثنوی عارفانه را سرود و هنگامی که این نوشته به تهران رسید و چاپ شد ولوله ای در شهر به راه انداخت . دوستان عارف سخت برآشفتند به وی بد گفتند و هجو کردند . مثنوی عارفانه مشتمل بر پانصد و پانزده بیت است و در آن ایرج میرزا از عارف گله میکند و و نیش های بسیار تندی می زند ولی این مثنوی قسمت های بسیار زیبایی در مورد زن ، حجاب ، مالکان سمتکار و بیچارگی دهقانان در خود دارد که اوضاع و احوال ناگوار مردم و کشور در آن روزگار را روایت میکند
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
شنیدم در تئاتر باغ ملی
برون انداختی حمق جبلی
نمود اندر تماشا خانه ی عام
ز اندامت خریت عرض اندام
به جای بد کشاندی سخن را
بسی بی ربط خواندی این دهن را
نمی گویم چه گفتی شرمم آید
ز بی آزرمیت آزرمم اید
چنین گفتند کز ان چیز عادی
همی خوردی ولی قدری زیادی
الهی می زد آواز ترا سن
که دیگرکس نمی دیدت سر سن
ولی در بهترین جا خانه داری
که صاحب خانه جانانه داری
گواراباد مهمانی به جانت
که باشدبهتراز جان میزبانت
رشیدالقدصحیح الفعل والقول
فتاده آن طرف حتی ز لا حول
مودب با حیا ، عاقل ، فروتن
مهذبب ، پاکدل ، پاکیزه دامن
خلیق و مهربان و راست گفتار
توانا ف با توانایی ، کم آزار
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
به قدر فهم تو کردند وصف دوزخ را
که مار هفت سر و عقرب دو سر دارد
خدای خواهد اگر بنده را عذاب کند
ز مار وعقرب وآتش گزنده تر دارد
از آن گروه چه خواهی که از هزار نفر
اقل دویست نفر روضه خوان خر دارد
دویست دیگر جن گیر وشاعر ورمال
دویست واعظ از روضه خوان بتر دارد
#ایرج_میرزا
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
#دیوان_شاعر_در_پایان_پست_تقدیم_می گردد
نوع فایل: Pdf
برای دانلود فایل زیر رالمس ڪنید.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#صورتگر_ نقّاشم_هر_لحظه_بتی_سازم
وانگه همه بتها را، در پیش تو بُگدازم
صد نقش برانگیزم، با روح درآمیزم
چون نقش ِ تو را بینم، در آتشش اندازم
جان ریخته شد بر تو، آمیخته شد با تو
چون بوی تو دارد جان، جان را هَله بنوازم
هر خون که ز من روید ، با خاک ِ تو می گوید:
با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم!
درخانه ي آب و گِل ، بیتوست خراب این دل
یـــاخــانــه درآ جــانـــا یــا خـــــانـــــه بــــپــــردازم
👤 #رومی
📙 #دیوان_شمس
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
وانگه همه بتها را، در پیش تو بُگدازم
صد نقش برانگیزم، با روح درآمیزم
چون نقش ِ تو را بینم، در آتشش اندازم
جان ریخته شد بر تو، آمیخته شد با تو
چون بوی تو دارد جان، جان را هَله بنوازم
هر خون که ز من روید ، با خاک ِ تو می گوید:
با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم!
درخانه ي آب و گِل ، بیتوست خراب این دل
یـــاخــانــه درآ جــانـــا یــا خـــــانـــــه بــــپــــردازم
👤 #رومی
📙 #دیوان_شمس
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#دیوان_حاجی_حیدر_علی_حاجب_شیرازی
میرزا حیدرعلی حاجب شیرازی (۱۲۷۱ـ۱۳۳۴) شاعر، صوفی و هنرمند سده سیزدهم و چهاردهم بود. وى در كناره از روستاهاى مرودشت شیراز به دنیا آمد. با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبى و نقاشى و قلمدانسازى را در آنجا آموخت. حاجب در اواسط عمر به تهران آمد و ضمن تحصیل علوم ادبى و عربى، در هنر خط نستعلیق هم تبحر یافت. او در اواخر عمر در سلک صوفیان سلسله ذهبیه درآمد. در ۱۳۱۳، در پی قتل ناصرالدین شاه، حاجب به سبب معاشرت با سید جمالالدین اسدآبادی و میرزا رضا کرمانی، تحت تعقیب قرار گرفت و به کامرانمیرزا پناه برد. وی در اواخر عمر در زمینی در نزدیکی دروازه دولت بنایی ساخت و مشهور است که بسیاری از مردم تهران به وی ارادت میورزیدند. حاجب شیرازی در تهران درگذشت و پس از مرگ، جنازهاش را در خانقاه متعلق به وى به خاك سپردند. از وى «دیوان» اشعارى به جاى مانده است که همین کتاب حاضر است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#دیوان_حاجی_حیدر_علی_حاجب_شیرازی
میرزا حیدرعلی حاجب شیرازی (۱۲۷۱ـ۱۳۳۴) شاعر، صوفی و هنرمند سده سیزدهم و چهاردهم بود. وى در كناره از روستاهاى مرودشت شیراز به دنیا آمد. با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبى و نقاشى و قلمدانسازى را در آنجا آموخت. حاجب در اواسط عمر به تهران آمد و ضمن تحصیل علوم ادبى و عربى، در هنر خط نستعلیق هم تبحر یافت. او در اواخر عمر در سلک صوفیان سلسله ذهبیه درآمد. در ۱۳۱۳، در پی قتل ناصرالدین شاه، حاجب به سبب معاشرت با سید جمالالدین اسدآبادی و میرزا رضا کرمانی، تحت تعقیب قرار گرفت و به کامرانمیرزا پناه برد. وی در اواخر عمر در زمینی در نزدیکی دروازه دولت بنایی ساخت و مشهور است که بسیاری از مردم تهران به وی ارادت میورزیدند. حاجب شیرازی در تهران درگذشت و پس از مرگ، جنازهاش را در خانقاه متعلق به وى به خاك سپردند. از وى «دیوان» اشعارى به جاى مانده است که همین کتاب حاضر است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
divan-enajibjorfadeqani1371.pdf
3 MB
🔴#دیوان نجیب جرفادقانی (گلپایگانی).
نجیبالدین گلپایگانی.
به کوشش احمد کرمی. تهران: ما، 1371.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
نجیبالدین گلپایگانی.
به کوشش احمد کرمی. تهران: ما، 1371.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
divan-ekamel-ejahanmalelxatun@bamun1.pdf
7 MB
🔴#دیوان کامل جهان ملک خاتون:
قرن هشتم هجری قمری.
جهان ملک خاتون.
به کوشش پوراندخت کاشانی راد؛ کامل احمد نژاد.
تهران: زوار، 1374.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
قرن هشتم هجری قمری.
جهان ملک خاتون.
به کوشش پوراندخت کاشانی راد؛ کامل احمد نژاد.
تهران: زوار، 1374.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
به گفته #هرودوت،از سارد پایتخت لیدی تا شوش پایتخت هخامنشی،در کنار راه شاهی،
نسبت به جاده شوش تخت جمشید بوده است.
. #گیریشمن درخصوص جاده سازی در عهد هخامنشی نوشته است:
«در این عصر یک قسم جاده سازی توسعه یافت که عبارت بود از سنگ فرش کردن قسمت نرم تر جاده ها و حتی ساختن رد چرخ گاری برای وسایل نقلیه چرخدار.»
در طول راه شاهی راههای فرعی بسیاری قرارداشت که هرکدام از آنها باعث رونق و هم اعتبار و ارزش این راه ترانزیتی می شد.
در دفترهای #دیوان-برید ، ویژگیهای شاهراه های کشور و ایستگاهها نوشته شده بود، به گونه ای که هر زمان در مرکز کشور می توانستند بدانند درازی فلان شاهراه چه اندازه است و در میان راه چند چاپارخانه یا به گفته آن زمان "خان"(کاروانسرا)، در کجاها و به چه فاصله ای وجود دارد و امکانات هر ایستگاه چگونه است.در آن دفترها علاوه بر آن، ویژگی های راه نیز نوشته شده بود.مانند اینکه شاهراه در کجا از رود خانه می گذرد،آنجا پلی هست یا نیست، و اگر هست ویژگیهای آن پل چیست،راه از کویر می گذرد یا سنگلاخ و شن زار، و آیا کتلی در میانه راه هست و اگر هست کجاست. بهرحال مسیرراه شاهی نشان می دهد که ایرانیان به سبب سکونت در یک منطقه بسیار سوق الجیشی و حساس میان سه قاره بزرگ جهان(آسیا،اروپا و افریقا ) به اهمیت و ارزش جایگاه ارتباطات بعنوان شاهرگ حیاتی جوامع پی برده اند و یکی از راههای ادامه حیات اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی خود را در توسعه،گسترش این راه می دانستند و همین موضوع سبب می گردید که اگرچه راهها با نگاهی سیاسی و نظامی ساخته می شد ولی کاربری اقتصادی و تجاری راهها نیز به میزان زیادی مد نظر حاکمان بوده است و این موضوع نیز مهم و حیاتی تشخیص داده می شد، لذا هریک از پادشاهان که به این موضوع اهمیت و اعتبار بیشتری می دادند بهتر می توانستند در امر مملکت داری موفق باشند.
شایان ذکر است که یکی از مهمترین راههای ارتزاق جامعه ایران در عهد باستان تجارت و ترانزیت کالا میان غرب و شرق عالم و دریافت حقوق و عوارض گمرکی بود که این موضوع نیز از مسیر راهها مختلف از جمله راه شاهی انجام می شد و حاکمان و راهبانان در این خصوص حساسیت زیادی داشتند و تلاشها و مراقبتهای بسیار جدی جهت بهره برداری مناسب از این راه ها بعمل می آوردند و کاروان های تجاری نیز با خیال آسوده توام با احساس امنیت به تجارت و فعالیت اقتصادی می پرداختند.
احیاء و ایجاد راهها و جاده های باستانی همچنین تجدید بنای برخی از چاپارخانه ها می تواند علاوه بر آشنایی جامعه کشور با گذشته تمدنی ایران بعنوان یک جاذبه فرهنگی بسیار ارزشمند دستاوردهای تمدنی ایرانی را در معرض قضاوت جهانیان قرار دهد و از سوی دیگر در ارزآوری و رونق اشتغال در حوزه میراث فرهنگی کمک شایانی نماید.
یکصد و یازده کاروانسرا ساخته شده بود.
تا جایی که تاریخ نشان می دهد،این شاهراه اولین راه مستقلی است که در عهد باستان ساخته شده است. بنا به نوشته هرودوت ، پیکهای هخامنشی،این راه را هفت روزه و کاروانها سه ماهه می پیمودند.
البته گذشته از راه شاهی،راههای دیگری هم وجود داشت که مرکز ایالات و کشورهای تابعه را به نواحی مختلف امپراتوری متصل میکرد. همانطور که گفته شد در کنار این راهها نیز مانند راه شاهی،تاسیسات اقامتی مناسب پیش بینی و ساخته شده بود.
«چگونگی ایجاد راه شاهی»
در عهد هخامنشیان داریوش اول پس از آنکه در سراسر امپراطوری هخامنشی یک انسجامی ایجاد نمود و آن را متحد کرد امپراطوری را به ایالاتی تقسیم کرد و برای هریک از این ایالات تشکیلاتی قرارداد. وی برای برقراری و حفظ ارتباط بین ایالات مختلف و مرکز آنها، شبکه ای از خطوط مواصلاتی را ایجاد نمود که وسعت و اهمیت آن در حدی بود که نه تنها در دوران امپراطوری هخامنشی، حتی تا مدتها بعد از آن نیز پایدار ماند.
در دروان هخامنشیان به راههای ارتباطی اهمیت بسیار زیادی می دادند و شکی نیست که بدون وجود راههای مناسب و خوب این امپراطوری هرگز نمی توانست مدتهای طولانی بر پهنه و سیعی از دنیای عصر باستان که از خلیج فارس تا جیحون و از سند تا مصر و دریای مدیترانه و مقدونیه امتداد داشت حکمرانی نماید. اگرچه این گفته صحیح است که اساس این راهها برای مقاصد جنگی و سیاسی ساخته شده بود ولی همین راهها سبب رونق بازرگانی و تجارت و اقتصادی ایران را نیز فراهم می آورد.
البته داریوش به اهمیت، توسعه و ایجاد راهها واقف بود
. #پیرنیا می نویسد:
«از اینکه هرودوت می گوید که چاپارها فقط مکاتیب دولت را حمل می کردند، نباید تصور شود که راهها هم به مامورین دولت اختصاص داشته، زیرا مقصود از دایر داشتن راهها فقط وسایل سوق الجیشی یا امثال آن نبود، بلکه می خواسته اند به تجارت رونقی داده باشند»
از آنجا که مسائل نظامی و بازرگانی هردو مستلزم توسعه راهها و گسترش امنیت و حفاظت جاده ها می باشد، داریوش به خوبی به این موضوع آگاهی یافته بود.
نسبت به جاده شوش تخت جمشید بوده است.
. #گیریشمن درخصوص جاده سازی در عهد هخامنشی نوشته است:
«در این عصر یک قسم جاده سازی توسعه یافت که عبارت بود از سنگ فرش کردن قسمت نرم تر جاده ها و حتی ساختن رد چرخ گاری برای وسایل نقلیه چرخدار.»
در طول راه شاهی راههای فرعی بسیاری قرارداشت که هرکدام از آنها باعث رونق و هم اعتبار و ارزش این راه ترانزیتی می شد.
در دفترهای #دیوان-برید ، ویژگیهای شاهراه های کشور و ایستگاهها نوشته شده بود، به گونه ای که هر زمان در مرکز کشور می توانستند بدانند درازی فلان شاهراه چه اندازه است و در میان راه چند چاپارخانه یا به گفته آن زمان "خان"(کاروانسرا)، در کجاها و به چه فاصله ای وجود دارد و امکانات هر ایستگاه چگونه است.در آن دفترها علاوه بر آن، ویژگی های راه نیز نوشته شده بود.مانند اینکه شاهراه در کجا از رود خانه می گذرد،آنجا پلی هست یا نیست، و اگر هست ویژگیهای آن پل چیست،راه از کویر می گذرد یا سنگلاخ و شن زار، و آیا کتلی در میانه راه هست و اگر هست کجاست. بهرحال مسیرراه شاهی نشان می دهد که ایرانیان به سبب سکونت در یک منطقه بسیار سوق الجیشی و حساس میان سه قاره بزرگ جهان(آسیا،اروپا و افریقا ) به اهمیت و ارزش جایگاه ارتباطات بعنوان شاهرگ حیاتی جوامع پی برده اند و یکی از راههای ادامه حیات اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی خود را در توسعه،گسترش این راه می دانستند و همین موضوع سبب می گردید که اگرچه راهها با نگاهی سیاسی و نظامی ساخته می شد ولی کاربری اقتصادی و تجاری راهها نیز به میزان زیادی مد نظر حاکمان بوده است و این موضوع نیز مهم و حیاتی تشخیص داده می شد، لذا هریک از پادشاهان که به این موضوع اهمیت و اعتبار بیشتری می دادند بهتر می توانستند در امر مملکت داری موفق باشند.
شایان ذکر است که یکی از مهمترین راههای ارتزاق جامعه ایران در عهد باستان تجارت و ترانزیت کالا میان غرب و شرق عالم و دریافت حقوق و عوارض گمرکی بود که این موضوع نیز از مسیر راهها مختلف از جمله راه شاهی انجام می شد و حاکمان و راهبانان در این خصوص حساسیت زیادی داشتند و تلاشها و مراقبتهای بسیار جدی جهت بهره برداری مناسب از این راه ها بعمل می آوردند و کاروان های تجاری نیز با خیال آسوده توام با احساس امنیت به تجارت و فعالیت اقتصادی می پرداختند.
احیاء و ایجاد راهها و جاده های باستانی همچنین تجدید بنای برخی از چاپارخانه ها می تواند علاوه بر آشنایی جامعه کشور با گذشته تمدنی ایران بعنوان یک جاذبه فرهنگی بسیار ارزشمند دستاوردهای تمدنی ایرانی را در معرض قضاوت جهانیان قرار دهد و از سوی دیگر در ارزآوری و رونق اشتغال در حوزه میراث فرهنگی کمک شایانی نماید.
یکصد و یازده کاروانسرا ساخته شده بود.
تا جایی که تاریخ نشان می دهد،این شاهراه اولین راه مستقلی است که در عهد باستان ساخته شده است. بنا به نوشته هرودوت ، پیکهای هخامنشی،این راه را هفت روزه و کاروانها سه ماهه می پیمودند.
البته گذشته از راه شاهی،راههای دیگری هم وجود داشت که مرکز ایالات و کشورهای تابعه را به نواحی مختلف امپراتوری متصل میکرد. همانطور که گفته شد در کنار این راهها نیز مانند راه شاهی،تاسیسات اقامتی مناسب پیش بینی و ساخته شده بود.
«چگونگی ایجاد راه شاهی»
در عهد هخامنشیان داریوش اول پس از آنکه در سراسر امپراطوری هخامنشی یک انسجامی ایجاد نمود و آن را متحد کرد امپراطوری را به ایالاتی تقسیم کرد و برای هریک از این ایالات تشکیلاتی قرارداد. وی برای برقراری و حفظ ارتباط بین ایالات مختلف و مرکز آنها، شبکه ای از خطوط مواصلاتی را ایجاد نمود که وسعت و اهمیت آن در حدی بود که نه تنها در دوران امپراطوری هخامنشی، حتی تا مدتها بعد از آن نیز پایدار ماند.
در دروان هخامنشیان به راههای ارتباطی اهمیت بسیار زیادی می دادند و شکی نیست که بدون وجود راههای مناسب و خوب این امپراطوری هرگز نمی توانست مدتهای طولانی بر پهنه و سیعی از دنیای عصر باستان که از خلیج فارس تا جیحون و از سند تا مصر و دریای مدیترانه و مقدونیه امتداد داشت حکمرانی نماید. اگرچه این گفته صحیح است که اساس این راهها برای مقاصد جنگی و سیاسی ساخته شده بود ولی همین راهها سبب رونق بازرگانی و تجارت و اقتصادی ایران را نیز فراهم می آورد.
البته داریوش به اهمیت، توسعه و ایجاد راهها واقف بود
. #پیرنیا می نویسد:
«از اینکه هرودوت می گوید که چاپارها فقط مکاتیب دولت را حمل می کردند، نباید تصور شود که راهها هم به مامورین دولت اختصاص داشته، زیرا مقصود از دایر داشتن راهها فقط وسایل سوق الجیشی یا امثال آن نبود، بلکه می خواسته اند به تجارت رونقی داده باشند»
از آنجا که مسائل نظامی و بازرگانی هردو مستلزم توسعه راهها و گسترش امنیت و حفاظت جاده ها می باشد، داریوش به خوبی به این موضوع آگاهی یافته بود.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#_پالایش_زبان_پارسی
#آخرین = واپَسین
#ابرام = اُستَوارکردن
#ابلاغ = رساندن
#ابلاغ_نامه = رسیدنامه
#اجاره = کرایه
#اجرت_المثل = بَهرهبَها
#احضار = فراخوانی
#احضار_مامور = فراخواندن
#احضاریه = خواستهبرگ
#اخطاریه = یادبرگ
#ادعانامه = کیفرخواست
#ازدواج = زناشویی
#استشهاد = گواهخواستن
#استناد = گواهمنَدی، گواه
#استنطاق = بازپرسی
#استیناف = پژوهش، وارسی
#اسقاط = واهَشتَن
#اصل_سند = بنچک
#اعتراض = واخواهی، واخوست
#اموال_غیرمنقول = داراییهای بَرجا
#اموال_منقول = داراییهای نابَرجا
#اول = نخست
#پزشکی_قانونی = دادپزشکی
#تایید = استوارکردن، پذیرش
#تجدیدنظر = بازبینی
#تعقیب = پیگرد
#تعقیب_کردن = پیکردن
#توقیف = بازداشت
#توقیف_شخص = دستگیرکردن
#جانی = تبهکار
#جرم = بزه
#جلسه = نشست
#حقوق_اساسی = آیینهای بنیادین
#حکم = (حـَـکــَم) داور
#حکم_محکمه = دادنامه
#حکمیت = داوری
#خبرویت = کارشناسی
#دعوی = دادخواهی
#دیوان_عالی_تمیز_کشور = دیوان دادرسی
#رجوع = بازگشت
#رسیدگی_تمیزی = رسیدگی فرجامی، فرجام
#رهینه = گروگان
#سقوط = واهَشت
#شاهد = گواه
#شخص_ثالث = سومکَس
#صالح = شایسته
#صحت = درستی
#صداق = کابین
#صغیر = خردسال
#صلاحیت = شایستگی
#ضابطین_عدلیه = پاسگَران
#عدلیه = دادگستری
#عرض_حال = دادخواست
#عرض_حال_استیناف = دادخواست وارَسی
#عضو_ممیز = گزارشده
#علیه = بَر، بهزیان
#عمارت_عدلیه = کاخ دادگستری
#غیرقانونی = نارَستکی، اَپدات، ناداتی
#قاضی = دادرس، داور
#قانون = دات، آیین
#قانوندان = داتَکدان
#قانونا = آیینی، دادگرانه، آسایی
#قانونگذار = آیینگذار، داتگذار
#قانون_مدنی = آیین شهری
#قانون_جزایی = آیین کیفری
#قانونی = آیینی، دادگرانه، داتیک
#قرار = دستور
#قرار_اتهام = کیفرخواست
#قرار_احاله = دستور دِگـَردادگاهی
#قرار_تعقیب = دستور پیگرد
#قرار_مجرمیت = دستور بزهرَسی
#قرار_ملاقات = زمان دیدار
#قرار_منع_تعقیب = دستور بیپیگرد
#قضاوت = دادرسی، داوری
#قضاییه = دادگستری
#قوه_قضائیه = دیوان دادگـُزاری/داتگـُزاری، نیروی دادرسی، دیوان دادگستری
#قوه_مجریه = دیوان کارگـُزاری، نیروی دادکاری، نیروی کشورداری
#قوه_مقننه = دیوان داتگـُذاری/دادگـُذاری، نیروی آیینگذاری
#قیم = سرپرست
#قیمومت = سرپرستی
#کفیل = پایَندان
#له = بهسود، برای
#متقلب = دَغَل
#مجازات = کیفر
#مجرم = گناهکار، بزهکار
#مجلس = انجمن، انجمنگاه، همنشینی، همایش، همایه، نشستگاه، نشست
#مجلس_شورا = سِگالِشگاه، گزینِستان
#محاکمه = دادرسی
#محکمه = دادگاه
#محکمه_صلح = دادگاه آشتی
#محکوم_جزایی = کیفریافته
#محکوم_علیه = دادبرده
#مختومه = انجامیافته
#مدعی_العموم = دادستان
#مدعی_العموم_بدایت = دادبان نخست
#مدعی_به = خواسته
#مدعی_خصوصی = تاوانخواه
#مرهونه = گروگان
#مرور_زمان = گذر زمان
#مستاجر = کرایهدار، کرایهنشین
#مصادره = بازگیری
#معترض_علیه = واخوانده
#مکفول_عنه = تنسپرده
#ملت = مردم، مردمان، توده، زادبُن
#منکر = (مُنکِر) ناخَستو
#مهر، #مهریه = کابین
#موجر = کرایهدِه، کرایهدهنده
#نقض = شکستن
#نکاح = زناشویی
#وجه_الکفاله = تنبها
بهره از نیپیک «تاریخ معاصر دستگاه قضایی ايران»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#_پالایش_زبان_پارسی
#آخرین = واپَسین
#ابرام = اُستَوارکردن
#ابلاغ = رساندن
#ابلاغ_نامه = رسیدنامه
#اجاره = کرایه
#اجرت_المثل = بَهرهبَها
#احضار = فراخوانی
#احضار_مامور = فراخواندن
#احضاریه = خواستهبرگ
#اخطاریه = یادبرگ
#ادعانامه = کیفرخواست
#ازدواج = زناشویی
#استشهاد = گواهخواستن
#استناد = گواهمنَدی، گواه
#استنطاق = بازپرسی
#استیناف = پژوهش، وارسی
#اسقاط = واهَشتَن
#اصل_سند = بنچک
#اعتراض = واخواهی، واخوست
#اموال_غیرمنقول = داراییهای بَرجا
#اموال_منقول = داراییهای نابَرجا
#اول = نخست
#پزشکی_قانونی = دادپزشکی
#تایید = استوارکردن، پذیرش
#تجدیدنظر = بازبینی
#تعقیب = پیگرد
#تعقیب_کردن = پیکردن
#توقیف = بازداشت
#توقیف_شخص = دستگیرکردن
#جانی = تبهکار
#جرم = بزه
#جلسه = نشست
#حقوق_اساسی = آیینهای بنیادین
#حکم = (حـَـکــَم) داور
#حکم_محکمه = دادنامه
#حکمیت = داوری
#خبرویت = کارشناسی
#دعوی = دادخواهی
#دیوان_عالی_تمیز_کشور = دیوان دادرسی
#رجوع = بازگشت
#رسیدگی_تمیزی = رسیدگی فرجامی، فرجام
#رهینه = گروگان
#سقوط = واهَشت
#شاهد = گواه
#شخص_ثالث = سومکَس
#صالح = شایسته
#صحت = درستی
#صداق = کابین
#صغیر = خردسال
#صلاحیت = شایستگی
#ضابطین_عدلیه = پاسگَران
#عدلیه = دادگستری
#عرض_حال = دادخواست
#عرض_حال_استیناف = دادخواست وارَسی
#عضو_ممیز = گزارشده
#علیه = بَر، بهزیان
#عمارت_عدلیه = کاخ دادگستری
#غیرقانونی = نارَستکی، اَپدات، ناداتی
#قاضی = دادرس، داور
#قانون = دات، آیین
#قانوندان = داتَکدان
#قانونا = آیینی، دادگرانه، آسایی
#قانونگذار = آیینگذار، داتگذار
#قانون_مدنی = آیین شهری
#قانون_جزایی = آیین کیفری
#قانونی = آیینی، دادگرانه، داتیک
#قرار = دستور
#قرار_اتهام = کیفرخواست
#قرار_احاله = دستور دِگـَردادگاهی
#قرار_تعقیب = دستور پیگرد
#قرار_مجرمیت = دستور بزهرَسی
#قرار_ملاقات = زمان دیدار
#قرار_منع_تعقیب = دستور بیپیگرد
#قضاوت = دادرسی، داوری
#قضاییه = دادگستری
#قوه_قضائیه = دیوان دادگـُزاری/داتگـُزاری، نیروی دادرسی، دیوان دادگستری
#قوه_مجریه = دیوان کارگـُزاری، نیروی دادکاری، نیروی کشورداری
#قوه_مقننه = دیوان داتگـُذاری/دادگـُذاری، نیروی آیینگذاری
#قیم = سرپرست
#قیمومت = سرپرستی
#کفیل = پایَندان
#له = بهسود، برای
#متقلب = دَغَل
#مجازات = کیفر
#مجرم = گناهکار، بزهکار
#مجلس = انجمن، انجمنگاه، همنشینی، همایش، همایه، نشستگاه، نشست
#مجلس_شورا = سِگالِشگاه، گزینِستان
#محاکمه = دادرسی
#محکمه = دادگاه
#محکمه_صلح = دادگاه آشتی
#محکوم_جزایی = کیفریافته
#محکوم_علیه = دادبرده
#مختومه = انجامیافته
#مدعی_العموم = دادستان
#مدعی_العموم_بدایت = دادبان نخست
#مدعی_به = خواسته
#مدعی_خصوصی = تاوانخواه
#مرهونه = گروگان
#مرور_زمان = گذر زمان
#مستاجر = کرایهدار، کرایهنشین
#مصادره = بازگیری
#معترض_علیه = واخوانده
#مکفول_عنه = تنسپرده
#ملت = مردم، مردمان، توده، زادبُن
#منکر = (مُنکِر) ناخَستو
#مهر، #مهریه = کابین
#موجر = کرایهدِه، کرایهدهنده
#نقض = شکستن
#نکاح = زناشویی
#وجه_الکفاله = تنبها
بهره از نیپیک «تاریخ معاصر دستگاه قضایی ايران»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه
از آن شِکوِه داری که دست یغماگر ایّام، آنچه را که عزیز داشتهای به تاراج برده؛ دیگر از لذات جسمانی بهرهای نمیبری و بامدادان، خاطرهای از هوسهای نیمه شب در سر نداری؟
دیگر از خیال سفرهای دور و دراز شادمان نمیشوی و بر خلاف دوران جوانی، هوای خودآرایی و جلوهگری نمیکنی؟ گمان داری که دیگر غارتگر زمانه چیزی در خانهی دلت باقی ننهاده، اما نگران مباش! تا وقتیکه یارای اندیشیدن و امکان دوست داشتن داری، چیزی بهراستی از دست ندادهای.
#گوته
#دیوان_شرقی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
از آن شِکوِه داری که دست یغماگر ایّام، آنچه را که عزیز داشتهای به تاراج برده؛ دیگر از لذات جسمانی بهرهای نمیبری و بامدادان، خاطرهای از هوسهای نیمه شب در سر نداری؟
دیگر از خیال سفرهای دور و دراز شادمان نمیشوی و بر خلاف دوران جوانی، هوای خودآرایی و جلوهگری نمیکنی؟ گمان داری که دیگر غارتگر زمانه چیزی در خانهی دلت باقی ننهاده، اما نگران مباش! تا وقتیکه یارای اندیشیدن و امکان دوست داشتن داری، چیزی بهراستی از دست ندادهای.
#گوته
#دیوان_شرقی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
هویت ایرانی در شاهنامه در #تحقیر ملت های دیگر نیست که رنگ و جلا می یابد، بلکه خود بر #بنیادهای_فکری و معنوی و اخلاقی نیرومندی #استوار است. از همین رو، ملی گرایی ایرانیان در طول تاریخ هیچگاه به #نژادپرستی نفرت انگیزی چون #نازیسم و #فاشیسم در قرن بیستم مبدل نشد. در قرن بیست و یکم، #ایرانیان می توانند بر پایهٔ همان #بنیادها، به ویژه بنیادهای #اخلاقی که در سرتاسر #شاهنامه موج میزند، در جهانی که، در اثر #پیشرفتهای برق آسا در #فناوری ارتباطات، بیم آن می رود که بسیاری از فرهنگهای #بومی فراموش شوند، #هویت_ایرانی خود را حفظ کنند و آن را #استمرار بخشند.
سخن آخر اینکه، اگر #دیوان_حافظ #ناخودآگاه "جمعی ایرانیان را بازمی تاباند، شاهنامه " #خود آگاه" جمعی ایرانیان است.
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
سخن آخر اینکه، اگر #دیوان_حافظ #ناخودآگاه "جمعی ایرانیان را بازمی تاباند، شاهنامه " #خود آگاه" جمعی ایرانیان است.
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity