🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۴ آبان سالروز درگذشت #رهی_معیری
( زاده ۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ تهران -- درگذشته ۲۴ آبان ۱۳۴۷ تهران ) شاعر و ترانهسرا
محمدحسین بیوکزاده ( رهی معیری) پس از پايان تحصيلات وارد خدمات دولتی شد و مشاغل متعددی يافت. او از اعضای مؤثر و فعال انجمن ادبی حكيم نظامی، انجمن ادبی فرهنگستان و انجمن موسيقی ايران بود.
وی در ساخت تصنيفهای خود از هنر شعر و موسيقی بهره برده و آثار پر ارزشی را در اين زمينه پديد آورده است. او در شعر طبعی توانا و ذوقی لطيف و پرورده داشت و از اين طريق، ترانهسرايی را در ايران اعتلای بسيار بخشيد. وی يكی از مشهورترين غزلسرايان معاصر است كه از شيوه سنتی شعر پيروی میكرد و از جهات مختلف، تحت تاثير شاعرانی چون سعدی، حافظ، مولوی و صائب تبريزی بود. او در قطعات و مثنويهايش، ابتكار و بدعتگذاری را در آفرينش مضمون، آشكار میساخت و شايد از اين حيث، ارزش آنها از غزلهايش بيشتر باشد. همچنين تشبيهات نو و تعبيرات تازه در اشعار او فراوان است.
گرايش طبع رهی، بيشتر به شعر عاشقانه است. در عين حال، وصف مظاهر جهان، شعر او را تسخير كرده است. اُنس رهی با گل و انعكاس آن در اشعارش نشان از طبع زيباپسند او دارد. همچنين تنوع و رنگارنگی شعر او حاكی از ذوق لطيف و آفريننده اوست. مجموعه غزلهای او به نام سايهعمر و تصنيفهایش با نام آزاده، منتشر شده است.
او عضو تحريريه مجله راديو ايران بود و طى سالهاى ٣٨ تا ٤٥ كه اين ماهنامه انتشار يافت مقالههایى از او با عنوان گلهاى رنگارنگ به چاپ رسيده كه هريك اختصاص به تجزيه و تحليل شعر يكى از شاعران ادب فارسى دارد.
رهی معيری در ۵۹ سالگی درگذشت و در گورستان ظهيرالدوله به خاك سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۴ آبان سالروز درگذشت #رهی_معیری
( زاده ۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ تهران -- درگذشته ۲۴ آبان ۱۳۴۷ تهران ) شاعر و ترانهسرا
محمدحسین بیوکزاده ( رهی معیری) پس از پايان تحصيلات وارد خدمات دولتی شد و مشاغل متعددی يافت. او از اعضای مؤثر و فعال انجمن ادبی حكيم نظامی، انجمن ادبی فرهنگستان و انجمن موسيقی ايران بود.
وی در ساخت تصنيفهای خود از هنر شعر و موسيقی بهره برده و آثار پر ارزشی را در اين زمينه پديد آورده است. او در شعر طبعی توانا و ذوقی لطيف و پرورده داشت و از اين طريق، ترانهسرايی را در ايران اعتلای بسيار بخشيد. وی يكی از مشهورترين غزلسرايان معاصر است كه از شيوه سنتی شعر پيروی میكرد و از جهات مختلف، تحت تاثير شاعرانی چون سعدی، حافظ، مولوی و صائب تبريزی بود. او در قطعات و مثنويهايش، ابتكار و بدعتگذاری را در آفرينش مضمون، آشكار میساخت و شايد از اين حيث، ارزش آنها از غزلهايش بيشتر باشد. همچنين تشبيهات نو و تعبيرات تازه در اشعار او فراوان است.
گرايش طبع رهی، بيشتر به شعر عاشقانه است. در عين حال، وصف مظاهر جهان، شعر او را تسخير كرده است. اُنس رهی با گل و انعكاس آن در اشعارش نشان از طبع زيباپسند او دارد. همچنين تنوع و رنگارنگی شعر او حاكی از ذوق لطيف و آفريننده اوست. مجموعه غزلهای او به نام سايهعمر و تصنيفهایش با نام آزاده، منتشر شده است.
او عضو تحريريه مجله راديو ايران بود و طى سالهاى ٣٨ تا ٤٥ كه اين ماهنامه انتشار يافت مقالههایى از او با عنوان گلهاى رنگارنگ به چاپ رسيده كه هريك اختصاص به تجزيه و تحليل شعر يكى از شاعران ادب فارسى دارد.
رهی معيری در ۵۹ سالگی درگذشت و در گورستان ظهيرالدوله به خاك سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#رهی_معیری
ایران در تاریخِ ترانه پردازی یک قرنِ اخیرش، سه دروه را پشت سر گذاشته است. نخستین دوره از زمانِ مشروطیت، با "علی اکبر شیدا" و "عارف قزوینی" آغاز شده و تا سالهای دهه ی نخست از قرنِ جاریِ خورشیدی دوام پیدا کرده، محتوای ترانه های این دوره، زیر جنبشِ مشروطیت و پیامدهای منفی و مثبت آن، پیش از هر چیز رنگ و بوی "میهنی- اخلاقی" به خود گرفته بود. زبانِ آن، شیوا، ساده و روان اما، کم و بیش در جریان پیوند با موسیقی، دچار مشکلاتی بوده است.
دوره ی دوم که از سال های دهه اول قرنِ حاضر آغاز می شود تا سال های دهه چهل، ادامه پیدا می کند و به نظر می رسد که بهترین ترانه های سنتی در این دوره آفریده شده است. موسیقی دلپذیر، متن های ظریفِ غالباً عاشقانه و مهم تر از همه پیوند دقیق و ماهرانه ی این دو با هم، بسیاری از ترانه های این دوره را رنگِ ماندگارتری زده است.
اما دوره ی سوم، که دوره رشد و پرورشِ موسیقیِ پاپ در ایران نیز هست، که اگرچه قدرت تسخیر کننده ای داشت ولی نتوانست به جاذبه های اصلی ترانه های سنتی متعلق به دوره دوم آسیب برساند. سنتی های پیشرو، همپای پاپ سازها با شور و شوق وصف ناپذیری به کار خود ادامه دادند و مخاطبان قدیمی را هم چنان با خود نگاه داشتند. که صدالبته در میان ترانه سرایان سنتی دوره دوم و سوم، زنده نام "رهی معیری"، در صدر نشسته است.
"رهی معیری" یکی از نام آورترین شاعران دهۀ بیست تا پنجاه خورشیدی است که با قریحۀ چشم گیر و گاه شگفت انگیز، تخیل دورپرواز و شاعرانۀ خود را به تصویرکشیده و آن را در کالبد انواع شعر، حتی ترانه های غزل وار و طنز های بدیع انتقادی و اجتماعی، بیان کرده و در این رهگذر، بر اثر بررسی های ژرف در آثار شاعران بزرگ، از تاثیر "فرخی"، "نظامی گنجوی"، "مولوی"، "حافظ"، به ویژه "سعدی" نیز، دورنمانده است. ویژگی مهم غزلیاتِ "رهی"، موسیقی دل انگیزی است که از ترکیب واژه ها و گزینش وزن ها به دست می آید. خوش تراش بودن کلمات و زمینه ی معناییِ موزون آن ها بود که این موسیقی را پدید می آورد و همین موسیقی بود که در ترانه های رهی نیز جریان داشته و آن ها را تاکنون یگانه و بی رقیب نگاه داشته است.
"علی دشتی" پژوهشگر، نویسنده، اندیشمند، مترجم، منتقد ادبی، روزنامهنگار، دیپلمات ایرانی، از اعضای مجلس شورای ملی و مجلس سنای ایران در دورهای از سلسله پهلوی، در مقدمه ای که بر کتاب «سایه عمر»، نخستین مجموعه شعری "رهی"، نهاده او را به«نجات دهندگان اولیه تصنیف» تعبیر کرده که پیش از او «به حالی زار و تباهی»، افتاده بود. "دشتی" می گوید: «غالب کسانی که به این کار دست می زنند یا شاعر نبوده و مختصر قریحه منظمی داشته، یا موسیقی نمی دانستند. حال آنکه "رهی" از این هر دو بهره مند است... "رهی" دقت و ظرافت اسلوب شعری خود را در ترانه ها نیز به کار بسته و ترانه را از سقوط در ابتذال دور نگاه داشته است».
زمانی استاد "باستانی پاریزی" در مورد او گفته بود: «پس از ششصد سال شاعری پای به دنیای ادب گذشته است که شاید پانصد سال دیگرهم مثل او به وجود نیاید.»
استاد فقید "روح الله خالقی" موسیقی دان، آهنگسازِ نام آورِ کشورمان و رهبر ارکستر برنامه ی گلها، که در سال های دهه بیست و سی همکاری های نزدیک با "رهی" داشته می گوید:
«از اواخر سال ۱۳۲۰ با این شاعرِ خوش زبان و زیبا سخن، آشنا شدم ولی طولی نکشید که این آشنایی به دوستی و مهر و الفت کشید. از آن جا که وی را در تلفیق شعر و موسیقی بسیار دقیق و موشکاف دیدم، بر سر ذوق آمدم، و آهنگ هایی ساختم که او اشعارش را سرود». استاد "خالقی" در ساختن چندین ترانه با "رهی" همکاری کرده است، که برخی از آنها به شرح زیر هستند.
«یار رسیده(شوشتری)»/ «لاله خونین(افشاری)»/ «نغمه نوروزی (دشتی)»/ «پیمان شکن(ابوعطا)»/ «بهار عشق(اصفهان)»/ «مستانه(افشاری)»/ «گل من کجایی(شور)»/ «امیدزندگانی(ماهور)»/ «شب جوانی(همایون)» که برخی از این ترانه ها، نخست با صدای "عبدالعلی وزیری" و تمامی آنها، بعد ها با صدای گرم و نرم و مخمل گونِ استاد "غلامحسین بنان" به اجرا در آمده است.
در میان نغمه پردازان مشهورِ گلها، "رهی معیری" بیشترین همکاری را با شادروان استاد کامل، "مرتضی محبوبی" داشته و از این همکاری نیز ترانه های دلپسندی بر جای نهاده است. به ویژه می توان از ترانه «من از روز ازل»، یاد کرد...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#رهی_معیری
ایران در تاریخِ ترانه پردازی یک قرنِ اخیرش، سه دروه را پشت سر گذاشته است. نخستین دوره از زمانِ مشروطیت، با "علی اکبر شیدا" و "عارف قزوینی" آغاز شده و تا سالهای دهه ی نخست از قرنِ جاریِ خورشیدی دوام پیدا کرده، محتوای ترانه های این دوره، زیر جنبشِ مشروطیت و پیامدهای منفی و مثبت آن، پیش از هر چیز رنگ و بوی "میهنی- اخلاقی" به خود گرفته بود. زبانِ آن، شیوا، ساده و روان اما، کم و بیش در جریان پیوند با موسیقی، دچار مشکلاتی بوده است.
دوره ی دوم که از سال های دهه اول قرنِ حاضر آغاز می شود تا سال های دهه چهل، ادامه پیدا می کند و به نظر می رسد که بهترین ترانه های سنتی در این دوره آفریده شده است. موسیقی دلپذیر، متن های ظریفِ غالباً عاشقانه و مهم تر از همه پیوند دقیق و ماهرانه ی این دو با هم، بسیاری از ترانه های این دوره را رنگِ ماندگارتری زده است.
اما دوره ی سوم، که دوره رشد و پرورشِ موسیقیِ پاپ در ایران نیز هست، که اگرچه قدرت تسخیر کننده ای داشت ولی نتوانست به جاذبه های اصلی ترانه های سنتی متعلق به دوره دوم آسیب برساند. سنتی های پیشرو، همپای پاپ سازها با شور و شوق وصف ناپذیری به کار خود ادامه دادند و مخاطبان قدیمی را هم چنان با خود نگاه داشتند. که صدالبته در میان ترانه سرایان سنتی دوره دوم و سوم، زنده نام "رهی معیری"، در صدر نشسته است.
"رهی معیری" یکی از نام آورترین شاعران دهۀ بیست تا پنجاه خورشیدی است که با قریحۀ چشم گیر و گاه شگفت انگیز، تخیل دورپرواز و شاعرانۀ خود را به تصویرکشیده و آن را در کالبد انواع شعر، حتی ترانه های غزل وار و طنز های بدیع انتقادی و اجتماعی، بیان کرده و در این رهگذر، بر اثر بررسی های ژرف در آثار شاعران بزرگ، از تاثیر "فرخی"، "نظامی گنجوی"، "مولوی"، "حافظ"، به ویژه "سعدی" نیز، دورنمانده است. ویژگی مهم غزلیاتِ "رهی"، موسیقی دل انگیزی است که از ترکیب واژه ها و گزینش وزن ها به دست می آید. خوش تراش بودن کلمات و زمینه ی معناییِ موزون آن ها بود که این موسیقی را پدید می آورد و همین موسیقی بود که در ترانه های رهی نیز جریان داشته و آن ها را تاکنون یگانه و بی رقیب نگاه داشته است.
"علی دشتی" پژوهشگر، نویسنده، اندیشمند، مترجم، منتقد ادبی، روزنامهنگار، دیپلمات ایرانی، از اعضای مجلس شورای ملی و مجلس سنای ایران در دورهای از سلسله پهلوی، در مقدمه ای که بر کتاب «سایه عمر»، نخستین مجموعه شعری "رهی"، نهاده او را به«نجات دهندگان اولیه تصنیف» تعبیر کرده که پیش از او «به حالی زار و تباهی»، افتاده بود. "دشتی" می گوید: «غالب کسانی که به این کار دست می زنند یا شاعر نبوده و مختصر قریحه منظمی داشته، یا موسیقی نمی دانستند. حال آنکه "رهی" از این هر دو بهره مند است... "رهی" دقت و ظرافت اسلوب شعری خود را در ترانه ها نیز به کار بسته و ترانه را از سقوط در ابتذال دور نگاه داشته است».
زمانی استاد "باستانی پاریزی" در مورد او گفته بود: «پس از ششصد سال شاعری پای به دنیای ادب گذشته است که شاید پانصد سال دیگرهم مثل او به وجود نیاید.»
استاد فقید "روح الله خالقی" موسیقی دان، آهنگسازِ نام آورِ کشورمان و رهبر ارکستر برنامه ی گلها، که در سال های دهه بیست و سی همکاری های نزدیک با "رهی" داشته می گوید:
«از اواخر سال ۱۳۲۰ با این شاعرِ خوش زبان و زیبا سخن، آشنا شدم ولی طولی نکشید که این آشنایی به دوستی و مهر و الفت کشید. از آن جا که وی را در تلفیق شعر و موسیقی بسیار دقیق و موشکاف دیدم، بر سر ذوق آمدم، و آهنگ هایی ساختم که او اشعارش را سرود». استاد "خالقی" در ساختن چندین ترانه با "رهی" همکاری کرده است، که برخی از آنها به شرح زیر هستند.
«یار رسیده(شوشتری)»/ «لاله خونین(افشاری)»/ «نغمه نوروزی (دشتی)»/ «پیمان شکن(ابوعطا)»/ «بهار عشق(اصفهان)»/ «مستانه(افشاری)»/ «گل من کجایی(شور)»/ «امیدزندگانی(ماهور)»/ «شب جوانی(همایون)» که برخی از این ترانه ها، نخست با صدای "عبدالعلی وزیری" و تمامی آنها، بعد ها با صدای گرم و نرم و مخمل گونِ استاد "غلامحسین بنان" به اجرا در آمده است.
در میان نغمه پردازان مشهورِ گلها، "رهی معیری" بیشترین همکاری را با شادروان استاد کامل، "مرتضی محبوبی" داشته و از این همکاری نیز ترانه های دلپسندی بر جای نهاده است. به ویژه می توان از ترانه «من از روز ازل»، یاد کرد...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
چشم بصیرت نگشایی چرا؟
بی خبر از خویش چرایی چرا؟
#رهی_معیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
چشم بصیرت نگشایی چرا؟
بی خبر از خویش چرایی چرا؟
#رهی_معیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#شب، این سر گیسوی ندارد که تو داری
آغوش گل، این بوی ندارد که تو داری
نرگس که فریبد دل صاحبنظران را
این چشم سخنگوی ندارد که تو داری
نیلوفر سیراب که افشانده سر زلف
این خرمن گیسوی ندارد که تو داری
پروانه که هر دم ز گلی بوسه رباید
این طبع هوس جوی ندارد که تو داری
غیر از دل جان سخت رهی کز تو نیازرد
کس طاقت این خوی ندارد که تو داری
✍️ #رهی_معیری
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
آغوش گل، این بوی ندارد که تو داری
نرگس که فریبد دل صاحبنظران را
این چشم سخنگوی ندارد که تو داری
نیلوفر سیراب که افشانده سر زلف
این خرمن گیسوی ندارد که تو داری
پروانه که هر دم ز گلی بوسه رباید
این طبع هوس جوی ندارد که تو داری
غیر از دل جان سخت رهی کز تو نیازرد
کس طاقت این خوی ندارد که تو داری
✍️ #رهی_معیری
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
در جستجوی اهل دلی عمر ما گذشت
جان در هوای گوهر نایاب داده ایم
#رهی_معیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
در جستجوی اهل دلی عمر ما گذشت
جان در هوای گوهر نایاب داده ایم
#رهی_معیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
مرا ز باده ی نوشین
نمیگشاید دل
که مِی به گرمی
آغوش یار باید و نیست...
#رهی_معیری🌸🍂
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
مرا ز باده ی نوشین
نمیگشاید دل
که مِی به گرمی
آغوش یار باید و نیست...
#رهی_معیری🌸🍂
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کند
بر حسن شور انگیز تو عاشق تر از پیشم کند
زان می که در شبهای غم بارد فروغ صبحدم
غافل کند از بیش و کم فارغ ز تشویشم کند
نور سحرگاهی دهد فیضی که می خواهی دهد
با مسکنت شاهی دهد سلطان درویشم کند
سوزد مرا سازد مرا در آتش اندازد مرا
وز من رها سازد مرا بیگانه از خویشم کند
بستاند ای سرو سهی! سودای هستی از رهی
یغما کند اندیشه را دور از بد اندیشم کند
#رهی_معیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کند
بر حسن شور انگیز تو عاشق تر از پیشم کند
زان می که در شبهای غم بارد فروغ صبحدم
غافل کند از بیش و کم فارغ ز تشویشم کند
نور سحرگاهی دهد فیضی که می خواهی دهد
با مسکنت شاهی دهد سلطان درویشم کند
سوزد مرا سازد مرا در آتش اندازد مرا
وز من رها سازد مرا بیگانه از خویشم کند
بستاند ای سرو سهی! سودای هستی از رهی
یغما کند اندیشه را دور از بد اندیشم کند
#رهی_معیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#اشک_و_آه
بعد از سال های بیستِ خورشیدی، نسیمِ تغییر و دگرگونی در فضا موج می زد. هم پایِ نیاز به تغییرات سیاسی- اجتماعیِ کشور، نهادهای فرهنگی نیز می بایست تن به دگرگونی می دادند. موسیقیِ ایران نیز از مشروطیت به این سو، ثابت و راکد مانده بود. صدای بانوان "قمرالملوک وزیری" و "ملوک ضرابی" رفته رفته از فضای تالارها، به درون گرامافون ها باز میگشت، از طرفی بانو "روحبخش" هنوز تحریرهای شش دانگی داشت، ولی با این همه نیاز زمانه را برآورده نمی ساخت.
اگر بانو "دلکش"، به نیروی ترانههای تاثیرگذار زنده یاد "مهدی خالدی" در صفِ اول جای گرفته بود، بانو "مرضیه" با چاشنیِ عرفانیِ که در صدایش بود با تصنیف- ترانههای عارفانه ی خود را به او رسانیده بود. "مرضیه" برای شعر پیوند خورده با موسیقی اهمیت ویژه ای قائل بود و از همین روی هر شعری که فقط وزن و قافیه داشت، او را نمیفریبد.
غالباً تصنیفهای او با بهترین سرودههای ترانهسرایان برجسته پیوند خورده بود، که از جمله می توان به "رهی معیری"، "بیژن ترقی"، "معینی کرمانشاهی"، "نواب صفا" و "تورج نگهبان" اشاره کرد. آهنگسازان ترانههای او نیز از بهترینهای دوران، از جمله "مجید وفادار"، "همایون خرم"، "علی تجویدی"، "پرویز یاحقی"، "مرتضی محجوبی" و در صدرِ همه، استاد فقید "روحالله خالقی" با ترانه چنگ رودکی در پیوند با شعری از "رودکی سمرقندی"، و تنظیم شده برای دو صدا، بودند.
یکی از زیباترین خوانده های عاشقانه ی زنده یاد "مرضیه"، ترانه ایست با عنوانِ «اشک و آه» در مایه ی «ابوعطا»، کلام آن را شادروان "رهی معیری" و آهنگش را "مرتضی محجوبی" ساخته و پرداخته است. این ترانه ی زیبا را شادروان "غلامحسین بنان" با صدای گرم و مخملینش نیز اجرا نموده است. شاعر، دوری از یار را، با شب سیاه و غمِ کشنده برابر می داند. از یارش خبری نیست و چشمانش گریانست. منتظر خبری از یارست و حتی به یک نگاه آن نیز راضی ست....
دارم غم جانکاهی، شب های سياهی، دور از رخ ماهی
نه يار و نه همراهی، جز قطره اشکی، جز شعله آهی
با سوزِ محبت چه کند دل، چه کند دل
با آتشِ حسرت چه کند دل، چه کند دل
می سوزم و می نالم با حالِ تباهی
نابرده نصيبی، ناکرده گناهی
ای راحتِ جان چاره ی من کن به پيامی، به نگاهی
ز غم جان آمد بر لب بر دل زارم ای شب تو گواهی
#رهی_معیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#اشک_و_آه
بعد از سال های بیستِ خورشیدی، نسیمِ تغییر و دگرگونی در فضا موج می زد. هم پایِ نیاز به تغییرات سیاسی- اجتماعیِ کشور، نهادهای فرهنگی نیز می بایست تن به دگرگونی می دادند. موسیقیِ ایران نیز از مشروطیت به این سو، ثابت و راکد مانده بود. صدای بانوان "قمرالملوک وزیری" و "ملوک ضرابی" رفته رفته از فضای تالارها، به درون گرامافون ها باز میگشت، از طرفی بانو "روحبخش" هنوز تحریرهای شش دانگی داشت، ولی با این همه نیاز زمانه را برآورده نمی ساخت.
اگر بانو "دلکش"، به نیروی ترانههای تاثیرگذار زنده یاد "مهدی خالدی" در صفِ اول جای گرفته بود، بانو "مرضیه" با چاشنیِ عرفانیِ که در صدایش بود با تصنیف- ترانههای عارفانه ی خود را به او رسانیده بود. "مرضیه" برای شعر پیوند خورده با موسیقی اهمیت ویژه ای قائل بود و از همین روی هر شعری که فقط وزن و قافیه داشت، او را نمیفریبد.
غالباً تصنیفهای او با بهترین سرودههای ترانهسرایان برجسته پیوند خورده بود، که از جمله می توان به "رهی معیری"، "بیژن ترقی"، "معینی کرمانشاهی"، "نواب صفا" و "تورج نگهبان" اشاره کرد. آهنگسازان ترانههای او نیز از بهترینهای دوران، از جمله "مجید وفادار"، "همایون خرم"، "علی تجویدی"، "پرویز یاحقی"، "مرتضی محجوبی" و در صدرِ همه، استاد فقید "روحالله خالقی" با ترانه چنگ رودکی در پیوند با شعری از "رودکی سمرقندی"، و تنظیم شده برای دو صدا، بودند.
یکی از زیباترین خوانده های عاشقانه ی زنده یاد "مرضیه"، ترانه ایست با عنوانِ «اشک و آه» در مایه ی «ابوعطا»، کلام آن را شادروان "رهی معیری" و آهنگش را "مرتضی محجوبی" ساخته و پرداخته است. این ترانه ی زیبا را شادروان "غلامحسین بنان" با صدای گرم و مخملینش نیز اجرا نموده است. شاعر، دوری از یار را، با شب سیاه و غمِ کشنده برابر می داند. از یارش خبری نیست و چشمانش گریانست. منتظر خبری از یارست و حتی به یک نگاه آن نیز راضی ست....
دارم غم جانکاهی، شب های سياهی، دور از رخ ماهی
نه يار و نه همراهی، جز قطره اشکی، جز شعله آهی
با سوزِ محبت چه کند دل، چه کند دل
با آتشِ حسرت چه کند دل، چه کند دل
می سوزم و می نالم با حالِ تباهی
نابرده نصيبی، ناکرده گناهی
ای راحتِ جان چاره ی من کن به پيامی، به نگاهی
ز غم جان آمد بر لب بر دل زارم ای شب تو گواهی
#رهی_معیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#رهی_معیری
ایران در تاریخِ ترانه پردازی یک قرنِ اخیرش، سه دروه را پشت سر گذاشته است. نخستین دوره از زمانِ مشروطیت، با "علی اکبر شیدا" و "عارف قزوینی" آغاز شده و تا سالهای دهه ی نخست از قرنِ جاریِ خورشیدی دوام پیدا کرده، محتوای ترانه های این دوره، زیر جنبشِ مشروطیت و پیامدهای منفی و مثبت آن، پیش از هر چیز رنگ و بوی "میهنی- اخلاقی" به خود گرفته بود. زبانِ آن، شیوا، ساده و روان اما، کم و بیش در جریان پیوند با موسیقی، دچار مشکلاتی بوده است.
دوره ی دوم که از سال های دهه اول قرنِ حاضر آغاز می شود تا سال های دهه چهل، ادامه پیدا می کند و به نظر می رسد که بهترین ترانه های سنتی در این دوره آفریده شده است. موسیقی دلپذیر، متن های ظریفِ غالباً عاشقانه و مهم تر از همه پیوند دقیق و ماهرانه ی این دو با هم، بسیاری از ترانه های این دوره را رنگِ ماندگارتری زده است.
اما دوره ی سوم، که دوره رشد و پرورشِ موسیقیِ پاپ در ایران نیز هست، که اگرچه قدرت تسخیر کننده ای داشت ولی نتوانست به جاذبه های اصلی ترانه های سنتی متعلق به دوره دوم آسیب برساند. سنتی های پیشرو، همپای پاپ سازها با شور و شوق وصف ناپذیری به کار خود ادامه دادند و مخاطبان قدیمی را هم چنان با خود نگاه داشتند. که صدالبته در میان ترانه سرایان سنتی دوره دوم و سوم، زنده نام "رهی معیری"، در صدر نشسته است.
"رهی معیری" یکی از نام آورترین شاعران دهۀ بیست تا پنجاه خورشیدی است که با قریحۀ چشم گیر و گاه شگفت انگیز، تخیل دورپرواز و شاعرانۀ خود را به تصویرکشیده و آن را در کالبد انواع شعر، حتی ترانه های غزل وار و طنز های بدیع انتقادی و اجتماعی، بیان کرده و در این رهگذر، بر اثر بررسی های ژرف در آثار شاعران بزرگ، از تاثیر "فرخی"، "نظامی گنجوی"، "مولوی"، "حافظ"، به ویژه "سعدی" نیز، دورنمانده است. ویژگی مهم غزلیاتِ "رهی"، موسیقی دل انگیزی است که از ترکیب واژه ها و گزینش وزن ها به دست می آید. خوش تراش بودن کلمات و زمینه ی معناییِ موزون آن ها بود که این موسیقی را پدید می آورد و همین موسیقی بود که در ترانه های رهی نیز جریان داشته و آن ها را تاکنون یگانه و بی رقیب نگاه داشته است.
"علی دشتی" پژوهشگر، نویسنده، اندیشمند، مترجم، منتقد ادبی، روزنامهنگار، دیپلمات ایرانی، از اعضای مجلس شورای ملی و مجلس سنای ایران در دورهای از سلسله پهلوی، در مقدمه ای که بر کتاب «سایه عمر»، نخستین مجموعه شعری "رهی"، نهاده او را به«نجات دهندگان اولیه تصنیف» تعبیر کرده که پیش از او «به حالی زار و تباهی»، افتاده بود. "دشتی" می گوید: «غالب کسانی که به این کار دست می زنند یا شاعر نبوده و مختصر قریحه منظمی داشته، یا موسیقی نمی دانستند. حال آنکه "رهی" از این هر دو بهره مند است... "رهی" دقت و ظرافت اسلوب شعری خود را در ترانه ها نیز به کار بسته و ترانه را از سقوط در ابتذال دور نگاه داشته است».
زمانی استاد "باستانی پاریزی" در مورد او گفته بود: «پس از ششصد سال شاعری پای به دنیای ادب گذشته است که شاید پانصد سال دیگرهم مثل او به وجود نیاید.»
استاد فقید "روح الله خالقی" موسیقی دان، آهنگسازِ نام آورِ کشورمان و رهبر ارکستر برنامه ی گلها، که در سال های دهه بیست و سی همکاری های نزدیک با "رهی" داشته می گوید:
«از اواخر سال ۱۳۲۰ با این شاعرِ خوش زبان و زیبا سخن، آشنا شدم ولی طولی نکشید که این آشنایی به دوستی و مهر و الفت کشید. از آن جا که وی را در تلفیق شعر و موسیقی بسیار دقیق و موشکاف دیدم، بر سر ذوق آمدم، و آهنگ هایی ساختم که او اشعارش را سرود». استاد "خالقی" در ساختن چندین ترانه با "رهی" همکاری کرده است، که برخی از آنها به شرح زیر هستند.
«یار رسیده(شوشتری)»/ «لاله خونین(افشاری)»/ «نغمه نوروزی (دشتی)»/ «پیمان شکن(ابوعطا)»/ «بهار عشق(اصفهان)»/ «مستانه(افشاری)»/ «گل من کجایی(شور)»/ «امیدزندگانی(ماهور)»/ «شب جوانی(همایون)» که برخی از این ترانه ها، نخست با صدای "عبدالعلی وزیری" و تمامی آنها، بعد ها با صدای گرم و نرم و مخمل گونِ استاد "غلامحسین بنان" به اجرا در آمده است.
در میان نغمه پردازان مشهورِ گلها، "رهی معیری" بیشترین همکاری را با شادروان استاد کامل، "مرتضی محبوبی" داشته و از این همکاری نیز ترانه های دلپسندی بر جای نهاده است. به ویژه می توان از ترانه «من از روز ازل»، یاد کرد...
#روحشون_شاد_یادشون_گرامی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#رهی_معیری
ایران در تاریخِ ترانه پردازی یک قرنِ اخیرش، سه دروه را پشت سر گذاشته است. نخستین دوره از زمانِ مشروطیت، با "علی اکبر شیدا" و "عارف قزوینی" آغاز شده و تا سالهای دهه ی نخست از قرنِ جاریِ خورشیدی دوام پیدا کرده، محتوای ترانه های این دوره، زیر جنبشِ مشروطیت و پیامدهای منفی و مثبت آن، پیش از هر چیز رنگ و بوی "میهنی- اخلاقی" به خود گرفته بود. زبانِ آن، شیوا، ساده و روان اما، کم و بیش در جریان پیوند با موسیقی، دچار مشکلاتی بوده است.
دوره ی دوم که از سال های دهه اول قرنِ حاضر آغاز می شود تا سال های دهه چهل، ادامه پیدا می کند و به نظر می رسد که بهترین ترانه های سنتی در این دوره آفریده شده است. موسیقی دلپذیر، متن های ظریفِ غالباً عاشقانه و مهم تر از همه پیوند دقیق و ماهرانه ی این دو با هم، بسیاری از ترانه های این دوره را رنگِ ماندگارتری زده است.
اما دوره ی سوم، که دوره رشد و پرورشِ موسیقیِ پاپ در ایران نیز هست، که اگرچه قدرت تسخیر کننده ای داشت ولی نتوانست به جاذبه های اصلی ترانه های سنتی متعلق به دوره دوم آسیب برساند. سنتی های پیشرو، همپای پاپ سازها با شور و شوق وصف ناپذیری به کار خود ادامه دادند و مخاطبان قدیمی را هم چنان با خود نگاه داشتند. که صدالبته در میان ترانه سرایان سنتی دوره دوم و سوم، زنده نام "رهی معیری"، در صدر نشسته است.
"رهی معیری" یکی از نام آورترین شاعران دهۀ بیست تا پنجاه خورشیدی است که با قریحۀ چشم گیر و گاه شگفت انگیز، تخیل دورپرواز و شاعرانۀ خود را به تصویرکشیده و آن را در کالبد انواع شعر، حتی ترانه های غزل وار و طنز های بدیع انتقادی و اجتماعی، بیان کرده و در این رهگذر، بر اثر بررسی های ژرف در آثار شاعران بزرگ، از تاثیر "فرخی"، "نظامی گنجوی"، "مولوی"، "حافظ"، به ویژه "سعدی" نیز، دورنمانده است. ویژگی مهم غزلیاتِ "رهی"، موسیقی دل انگیزی است که از ترکیب واژه ها و گزینش وزن ها به دست می آید. خوش تراش بودن کلمات و زمینه ی معناییِ موزون آن ها بود که این موسیقی را پدید می آورد و همین موسیقی بود که در ترانه های رهی نیز جریان داشته و آن ها را تاکنون یگانه و بی رقیب نگاه داشته است.
"علی دشتی" پژوهشگر، نویسنده، اندیشمند، مترجم، منتقد ادبی، روزنامهنگار، دیپلمات ایرانی، از اعضای مجلس شورای ملی و مجلس سنای ایران در دورهای از سلسله پهلوی، در مقدمه ای که بر کتاب «سایه عمر»، نخستین مجموعه شعری "رهی"، نهاده او را به«نجات دهندگان اولیه تصنیف» تعبیر کرده که پیش از او «به حالی زار و تباهی»، افتاده بود. "دشتی" می گوید: «غالب کسانی که به این کار دست می زنند یا شاعر نبوده و مختصر قریحه منظمی داشته، یا موسیقی نمی دانستند. حال آنکه "رهی" از این هر دو بهره مند است... "رهی" دقت و ظرافت اسلوب شعری خود را در ترانه ها نیز به کار بسته و ترانه را از سقوط در ابتذال دور نگاه داشته است».
زمانی استاد "باستانی پاریزی" در مورد او گفته بود: «پس از ششصد سال شاعری پای به دنیای ادب گذشته است که شاید پانصد سال دیگرهم مثل او به وجود نیاید.»
استاد فقید "روح الله خالقی" موسیقی دان، آهنگسازِ نام آورِ کشورمان و رهبر ارکستر برنامه ی گلها، که در سال های دهه بیست و سی همکاری های نزدیک با "رهی" داشته می گوید:
«از اواخر سال ۱۳۲۰ با این شاعرِ خوش زبان و زیبا سخن، آشنا شدم ولی طولی نکشید که این آشنایی به دوستی و مهر و الفت کشید. از آن جا که وی را در تلفیق شعر و موسیقی بسیار دقیق و موشکاف دیدم، بر سر ذوق آمدم، و آهنگ هایی ساختم که او اشعارش را سرود». استاد "خالقی" در ساختن چندین ترانه با "رهی" همکاری کرده است، که برخی از آنها به شرح زیر هستند.
«یار رسیده(شوشتری)»/ «لاله خونین(افشاری)»/ «نغمه نوروزی (دشتی)»/ «پیمان شکن(ابوعطا)»/ «بهار عشق(اصفهان)»/ «مستانه(افشاری)»/ «گل من کجایی(شور)»/ «امیدزندگانی(ماهور)»/ «شب جوانی(همایون)» که برخی از این ترانه ها، نخست با صدای "عبدالعلی وزیری" و تمامی آنها، بعد ها با صدای گرم و نرم و مخمل گونِ استاد "غلامحسین بنان" به اجرا در آمده است.
در میان نغمه پردازان مشهورِ گلها، "رهی معیری" بیشترین همکاری را با شادروان استاد کامل، "مرتضی محبوبی" داشته و از این همکاری نیز ترانه های دلپسندی بر جای نهاده است. به ویژه می توان از ترانه «من از روز ازل»، یاد کرد...
#روحشون_شاد_یادشون_گرامی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
نیلوفر سیراب که افشانده سر زلف
این خرمن گیسوی ندارد که تو داری
پروانه که هردم ز گلی بوسه رباید
این طبع هوسجوی ندارد که تو داری
#رهی_معیری🌸🍂
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
نیلوفر سیراب که افشانده سر زلف
این خرمن گیسوی ندارد که تو داری
پروانه که هردم ز گلی بوسه رباید
این طبع هوسجوی ندارد که تو داری
#رهی_معیری🌸🍂
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
شب این سر گیسوی ندارد که تو داری
آغوش گل این بوی ندارد که تو داری
نرگس که فریبد دل صاحبنظران را
این چشم سخنگوی ندارد که تو داری
#رهی_معیری 🌸🍂
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
شب این سر گیسوی ندارد که تو داری
آغوش گل این بوی ندارد که تو داری
نرگس که فریبد دل صاحبنظران را
این چشم سخنگوی ندارد که تو داری
#رهی_معیری 🌸🍂
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موزیک_ویدئو
عشق آموز ،
اگر گنج سعادت خواهی
دلِ خالی ز محبت،
صدفِ بی گهر است ...
#رهی_معیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موزیک_ویدئو
عشق آموز ،
اگر گنج سعادت خواهی
دلِ خالی ز محبت،
صدفِ بی گهر است ...
#رهی_معیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
#با گل و خار جهان یک رنگم
از روشندلی
صبح سیمینم
سیه کاری نمی آید ز من...
#رهی_معیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
#با گل و خار جهان یک رنگم
از روشندلی
صبح سیمینم
سیه کاری نمی آید ز من...
#رهی_معیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نائیریکای_این_سرزمین
من خاکم و من گردم، من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری، تو عشقی و تو جانی
#رهی_معیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نائیریکای_این_سرزمین
من خاکم و من گردم، من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری، تو عشقی و تو جانی
#رهی_معیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity