🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

زبان عزیز‌تر است اکنون یادهان؟
که سنگ راه دهان راهزاربارتمرین کرده است
صداکه میشکند
حرف که چرک میکند
جمله هاکه نقطه چین میشوند
پیری یابچه‌ای که خودرامیکُشد
تازه معنا روشن میشود

سگی که می‌افتاد درنمکزار و
این نمک که خود افتاده است
خلاف رای اوللالباب نیست که ماه رنگ عوض کرده باشد
یاشب مثل آزادی زنگ زَنَد

گچ سفیدجای سرت رانشان میدهد
که چندسالی انگاردر اینجا مینشسته‌ای
ورد انکارت افتاده است بردیوار
یاشایدنقشی مانده است از تسلیمت

گذاره‌ای اصلانا‌تمام
وتازه این بیتابی که هیچ چیز آرامش نمیکند
درالتهاب درهایی که بازمیشوندو درهایی که بسته میشوند
کتابهایی که بازمیشوندودستهایی که بسته میشوند
دستهایی که سگهارامیپرانندو سارهایی که ازدرختهامیپرند
درختهایی که دارمیشوند
دهانهایی که کج میشوند
زبانهایی که لال مانی میگیرند
صدای گُنگ وچشم اندازگُنگ و خواب گُنگ وهمهمه که میانبوهد
میترکد رویاکه تکه تکه میپراکند
دانشگاهی که حل میشوددر زندانی وچشم اندازی که ازهم میپاشد
خوابی که میشِکَنددرچشم وچشم که میخ میشوددرنقطه‌ای
ونقطه که میماندمَنگ درگوشه‌ای از کاسه سَرکه همچنان غلت میخورد
غلت میخوردغلت میخورد

#محمد_مختاری

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسردلتنگی

یکی از فاجعه بارترین وغیر قابل جبران ترین فجایع در سرزمین مهد تمدن کشتن ادیبان و سربه نیست کردن نام اوران این مرزوبوم در طول ادوار تاریخ بوده از مانی تا مزدک واز سهراب تا بابک, از عطار تا دوران ماضی همچنان اندیشمندان ،خردمندان و ادیبان را ناجوانمردانه بدیار عدم راهی مینمایند .؟؟؟؟
درین راستا توجه شما را به رویداد قتل فریدین الدین عطار جلب مینمایم.
ماجرای شهادت عطار از غم‌انگیزترین رخدادهای روزگار است. تذکره‌نویسان در این خصوص نگاشته‌اند که:
پس از تسلط چنگیز خان مغول بر بلاد خراسان شیخ عطار نیز به دست لشکر مغول اسیر گشت. گویند مغولی می‌خواست او را بکشد، شخصی گفت:
این پیر را مکش که به خون‌ بهای او هزار درم بدهم.
عطار گفت: مفروش که بهتر از این مرا خواهند خرید.
پس از ساعتی شخص دیگری گفت : این پیر را مکش که به خون‌ بهای او یک کیسه کاه ترا خواهم داد.
شیخ فرمود: بفروش که بیش از این نمی‌ارزم. مغول از گفته او خشمناک شد و او را هلاک کرد...
جانا، حدیث حسنت، در داستان نگنجد
رمزی ز راز عشقت، در صد زبان نگنجد
سودای زلف و خالت، در هر خیال ناید
اندیشهٔ وصالت، جز در گمان نگنجد
هرگز نشان ندادند، از کوی تو کسی را
زیرا که راه کویت، اندر نشان نگنجد
.
#عطار_نیشابوری.

براستی چرا کشتند مارا.

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب

📔 سیری نوین در فرگشت و اسرار مغز
✍️ مانی منوچهری

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
سیری نوین در فرگشت و اسرار مغز.pdf
16.5 MB
📔 سیری نوین در فرگشت و اسرار مغز
✍️ مانی منوچهری

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی

من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی

خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی

ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی
من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی

در سینه سوزانم مستوری و مهجوری
در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی

من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی
من سلسله موجم تو سلسله جنبانی

از آتش سودایت دارم من و دارد دل
داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی

دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی

ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت ؟
روی از من سر گردان شاید که نگردانی

#حافظ

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#معرفی_فیلم 🎬

#نابخشوده (Unforgiven) فیلمی وسترن به کارگردانی و تهیه‌کنندگی #کلینت_ایستوود محصول سال 1992 شرکت آمریکایی برادران وارنر است. این فیلم به انتخاب بنیاد فیلم آمریکا جزو ۱۰ فیلم برتر وسترن قرار گرفته‌ است.

▪️خلاصه داستان

در سال ۱۸۸۰ در ایالت وایومینگ، زنی روسپی توسط دو گاوچران مجروح شده و از ریخت می‌افتد. کلانتر شهر (جین هکمن) تنها به جریمه کردنشان اکتفا می‌کند. اما دوستان زن برای کسی که بتواند انتقامش را بگیرد هزار دلار جایزه می‌گذارند. ویلیام مانی (کلینت ایستوود) هفت تیرکش که توبه کرده ولی هنوز گذشته زشتش عذابش می‌دهد به کمک دوست قدیمی‌اش (مورگان فریمن) و یک مرد جوان آخرین کار خود را شروع می‌کند.

🏆 جایزه‌ها

برنده جایزه اسکار بهترین فیلم
برنده جایزه اسکار بهترین کارگردان (کلینت ایستوود)
برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (جین هکمن)
برنده جایزه اسکار بهترین تدوین (جوئل کاکس)
نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول (کلینت ایستوود)
نامزد جایزه اسکار بهترین کارگردان هنری
نامزد جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری
نامزد جایزه اسکار بهترین صدابرداری
نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه
برنده جایزه گلدن گلوب بهترین کارگردانی
برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش مکمل (جین هکمن)
نامزد گلدن گلوب بهترین فیلم درام
نامزد گلدن گلوب بهترین فیلمنامه
برنده بفتای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (جین هکمن)
نامزد بفتای بهترین فیلم
نامزد بفتای بهترین کارگردانی
نامزد بفتای بهترین فیلمنامه اورجینال

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#ویدئو

👆بیش از ۳هزار تن، سرود #ای_ایران
را در سعدآباد می‌خواندند💚🤍❤️
ای ایران ای مرز پرگهر
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی تو جاودان
ای دشمن اَر تو سنگ خاره‌ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون، شد پیشه‌ام
دور از تو نیست، اندیشه‌ام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
سنگ کوهت در و گوهر است
خاک دشتت بهتر از زَر است
مهرت از دل کی بُرون کنم
برگو بی مهر تو چون کنم
تا گردش جهان و دور آسمان به پاست
نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون، شد پیشه‌ام
دور از تو نیست، اندیشه‌ام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
ایران ای خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیکرم
جز مهرت در دل نپرورم
از آب و خاک و مهر تو سرشته شد گِلم
مهر اگر برون شود تهی شود دلم
مهر تو چون، شد پیشه‌ام
دور از تو نیست، اندیشه‌ام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
پاینده باد خاک ایران ما.

🔥🌻🍷💚 #ایران ❤️🍷🌻🔥

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋

🔴#کورش_بزرگ و #مانی و #جشن_شهریورگان:

بر اساس متون ایرانی، جشن شهریورگان با زایش و مرگ دو تن از بزرگان و از تاثیرگذارترین شخصیت‌های تاریخ ایران‌زمین همزمان است:
#زایش_کورش_بزرگ_و_مرگ_مانی.

متون مانوی (متن ce و p به زبان پارتی) از این روز به عنوان روز جانباختن مانی یاد کرده‌اند: «مانی با شادی بزرگ و با خدایان روشنی‌ها و با نوای چنگ و سرود شادی پرواز کرد و جاودان بماند به نزد خداوند اهورامزدا چهار روز گذشته از شهریورماه، شهریورروز، روز دوشنبه، ساعت یازده، در استان خوزستان و به شهر بیلاباد (گندی شاپور) که او پرواز کرد به سوی سرای فروغ».
آنگونه که از متون مانوی برمی‌آید روز مرگ مانی در نزد مانویان یکی از بزرگترین جشن‌ها دانسته میشده و به هنگام مرگ مانی این روز برابر با جشن «بِـما/ بِـمو» نیز بوده است. به این ترتیب، چهارم شهریورماه نه تنها هنگام جشن شهریورگان در سالنامه خورشیدی است، بلکه همزمان با جشن زادروز کورش بزرگ و جشن درگذشت یا جانباختن مانی نیز هست.
مانی نگاره‌گر و نویسنده ایرانی در سال ۲۱۶میلادی در نزدیکی شهر تیسفون ایران‌زمین دیده به جهان گشود.
او از پدر و مادر ایرانی از بزرگان اشکانی بود.
مانی ۶۱ ساله فرزندی نداشت چون هرگز ازدواج نکرد.
مانی هنرمند که خود را پیامبر نامید از سوی برادران شاپور یکم پشتیبانی شد و شاپور شاه به او اجازه آگهی دینش را داد. اما مورد توجه موبدان دربار ساسانی قرار نگرفت. چرا که پیامبری‌اش و از سوی خدا فرستاده شدنش را دروغ پنداشتند. بر این پایه به مانی گفته شد که برای راستگویی و بر حق بودند باید از آتش گداخته بگذرد اما مانی نپذیرفت. برای همین زندانی شد و سرانجام در زمان بهرام دوم کشته شد.
باری، مانی بنیاد‌گذار آیینی شد که زمانی درازی در سرزمین‌هایی از چین تا اروپا پیروان فراوانی داشت.
مانی اندیشه و آیین خود را بر پایه‌های آیین گنوسی بنا کرد و با الهام از آیین زرتشت، بودا و مسیح دین نو بنا کرد که همه‌ی این ادیان را در آن به نوعی درهم آمیخت و روح مشترک آنان را در دین خود جای داد. آیین او پیوند نزدیکی نیز با مهرپرستی و کیش مهر دارد.
کیش او به قدری توسعه پیدا کرد که به دین رسمی اویغورها در اویغورستان چین تبدیل شد. پیروان مانی نزدیک به یک هزار سال در گستره‌ای از شمال اروپا تا شرق چین زندگی می‌کردند.
گویند که یکی از شناخته‌شده‌ترین آیین‌های مانوی که در سراسر جهان امروز برجای مانده و بکار می‌رود، شیوه دست دادن مردمان با دست راست است.
تاریخ و فرهنگ ایران‌زمین مملو از فرزانگان و بزرگانی‌ست که زندگی و اندیشه و روش و منش آنها در فرهنگ و زندگی امروزی ما حضور و بروز دارد و شناخت آنان شناخت خود ماست و ترسیم آینده‌ی ماست و بی تردید یکی از آن نامداران مانی پیام‌آور مهر، هنر، عشق و آشتی می‌باشد.

مانی رتبه شماره ۸۳ در سیاهه موثرترین اشخاص تاریخ، رده‌بندی شده توسط #مایکل_اچ_هارت را دارد.
برخی از آثار مانی که از خود به یادگار گذاشت:
١- شاپورگان به زبان پهلوى.
٢- انجیل زنده یا جاویدان.
٣- گنجینه زندگى.
٤- پراگماتیا کتاب کردار.
٥- کتاب رازها.
٦- کتاب دیوها.
٧- ارژنگ.
٨- کتاب کوان.
٩- مزامیر و نیایش‌ها.
١٠- دیبان.
١١- رازان.
١٢- سفر الاسفار یا رسالات.

🌸🍂🌸@Bookirancity


🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
۶- گاهنبار پتیه شهیم گاه:
از اشتاد روز تا انارام روز از شهریورماه برابر با بیست‌وششم تا سی‌ام شهریور در گاه‌شماری ایرانی "پتیه شَهیم"(در اوستایی پئی تیش ههیه)، به چمار پایان تابستان، سومین جشن از جشن‌های گاهنبار است. در باور سنتی زرتشتیان این جشن یادآور سومین زینه آفرینش است و هنگام پدید آمدن زمین. مراسم این جشن نیز به مانند جشن‌های گاهنباری دیگر است، با این دگرگونی که این جشن، جشن کشاورزی است و با گردآوری دانه‌ها در کشتزارها و چیدن میوه‌ها در باغ‌ها برگزار می‌شود.
٧ـ جشن انار:
از ماراسپند روز شهریورماه برابر با بیست‌ونهم شهریور در گاه‌شماری ایرانی؛ برگزاری "جشن انارچینی" در پایان شهریورماه تا آغاز مهرماه در بخش تارم و روستاهای انبوده و رودبار الموت قزوین که همراه با شادی کردن و نواختن دایره و سورنا و دهل انجام می‌شود و پیش از آن کسی نمی‌تواند به چیدن انار بپردازد. انار سنگان و انار انبوده با ارزش‌ترین فرآورده‌های باغی این کوی‌وبرزن است كه آوازه جهانی دارد و به كشورهای دیگر هم نیز فرستاده می‌شود.
همچنین در ماه شهریور، فراخورهای با ارزش دیگری نیز هست مانند:
زادروز داراب کورش بزرگ - کشته شدن مانی نگارگر و پیامبر ایرانی - زادروز پورسینا یکم شهریور - زادروز رازی پنجم شهریور - بزرگداشت ابوریحان بیرونی ١٣شهریور - بنیادگزاری دانشگاه گندی‌شاپور ١٢شهریور - یورش و تازش بیگانگان به ایران سوم شهریور.
باری، جشن شهریورگان و شهریاری مورد نظر، از رهایی آدمی از چیرگی و گرفتاری بر وجود خویشتن و خودپسندی و "مَن - مَن کردن" آغاز می‌شود و به پادشاهی آدم رها شده از "من و تن" بر آرمان شهر می‌انجامد. در پایان گفتاری از اوستا را به زبان کهن مادریمان می‌آورم تا چشم‌هامان با این دبیره و نوشته، شسته و به واژه‌های آن خو گرفته و دمساز شود:
سپنتا. مئینیو. وهیشتاچا. مننگها.
هچا. اشات. شیه اتناچا. وچنگهاچا.
اهمایی. دات. هئوروتات. امرتات.
مزداو. خشترا
آرمیتی. اهورو.

«کسی که در پرتو خرد سپنت‌ مینو و بهترین منش، اندیشه و گفتار و کردارش نیک و با اشا هماهنگ باشد مزدا اهورا با نیروی مینویی و مهر خویش به او رسایی و جاودانگی خواهد بخشید».
( #گات‌ها_هات۴٧بند١).
.
سپنت‌ مینو = روان پاک. خرد پاک.
اشا = راستی، درستی. پاکی. راه راستینی.
---------------------
✍️ #هرمز_مهررام

بنمایه‌ها:
#شاهنامه‌ی_فردوسی، ویرایش استاد #فریدون_جنیدی.
مراسم آیینی و آداب زرتشتیان از موبد #فیروز_آذرگشسپ با برگردان گات‌ها.


#جشن_شهریورگان
پیشاپیش خجسته و فرخنده باد.

🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه

ساده ڪه باشی........!!!
آدمهاخیلی زود دوستت میشوند و تو خیلی دیر میفهمی دشمنت بودند......!

ساده ڪه باشی.......!!!
آدمها با همه ڪمبودهایشان به غرورت حمله میڪنند و باهمه غرورشان مچاله ات میڪنند........!

ساده ڪه باشی......!!!
آدمها تورا همیشه بازی میڪنند و خودشان همیشه بازیگران پشت پرده میمانند......!

ساده ڪه باشی........!!!
آدمها اوقات بیڪاری را باسادگی ات پرمیڪنند و تو در لحظه های اندوه تنها می مانی......!

ساده ڪه باشی......!!!
سادگی ات را حماقت میخوانند و ڪسی نمیفهمد تو از فرط''''آدم بودن'''' ساده ای...

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

جهان بازی‌گری داند
مکن با این جهان بازی

که در‌‌ مانی به دام او
اگرچه تیز پر بازی!!


#ناصر_خسرو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی


قدر این عُمرگران را نه تو دانی و نه من
اسب آمال جهان را نه تو رانی و نه من


گرَم از لطف خدا عُمر دو صَد نوح کنی
با خبرباش که آخر نه تو مانی و نه من

#ژولیده_نیشابوری

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

همیشه، صبر کردن، بخشیدن،
ماندن و تحمّل کردن،
به این معنا نیست که
همه چیز درست می شود.

لازم است گاهی وقت ها
دست از این تظاهر کردن برداری،
دست بکشی از بخشیدنِ کسی که
هیچ وقت، بخشیدنت را نفهمیده،
ﺗﺎ یک ﺑﺎﺭ هم او،
ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶِ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ.
وقتی می مانی و می بخشی،
فکر می کنند رفتن را بلد نیستی.

ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ،
ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐّﺮ ﺷﺪ.
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ.
ﯾﮑﺠﺎ، ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ
ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ...


✍️ #آنا_گاوالدا
📙 #گریز_دلپذیر

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

از خاک ما در باد بوی تو می‌آید

تنها تو می‌ مانی ما می رویم از یاد...


#قیصر_امین پور

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

ای دل تو بهر خیال مغرور مشو
پروانه صفت کشتهٔ هر نور مشو

تا خود بینی تو از خدا مانی دور
نزدیکتر آی و از خدا دور مشو

#مولانای_جان🌸🍂

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

سروده زیبای #بابک_خرمدین🔥🕯🔥💚🤍❤️
از زنده‌یاد #سیاوش_کسرایی👍🕯🌹

دست‌هایش بسته بود از پشت
اما مشت جامه‌اش از جنس خون
و جامش از خم‌خانه‌ی #زرتشت
خسته تن، جان در خطر، آزرده دل خاموش
مهر را در سینه می‌پرورد
کینه را در خویشتن می‌کشت
ارغوان دیدگانش
با شفق‌ها و شقایق‌های میهن
گفتگو می‌کرد:
تیرباران نگاهش بارگاه معتصم را
زیر و رو می‌کرد
دل به فرمان دلیری داشت
ترس را بی‌آبرو می‌کرد
اهرمن از خشم می‌لرزید
دژ دل و دژ خو و دژ آهنگ
بانگ زد، با واژه‌هایی زشت و بی‌فرهنگ
ای سگ، ای زندیق
کامت چیست؟
ای موالی ای عجم
سودای خامت چیست؟
پس چرا از ما نمی‌ترسی؟
پس چرا بر خود نمی‌لرزی؟
بابک اما رای دیگر داشت
کشتی اندیشه در دریای دیگر داشت
در نگاهش مرگ آسان می‌نمود اما
زندگی در ذهن او معنای دیگر داشت
زیر لب نجوای دیگر داشت
زنده باید بود و شادی کرد
مام بوم خویش را باید نگهبان بود
با پیام راستی
با مردمان بایست رادی کرد
اهرمن فریاد زد:
افشین چه می‌گوید؟
و افشین، آه افشین، وای افشین
آن گنهکار پریشان روزگار
شرمسار از برگ برگ خونی تاریخ
آن همان آکنده از هر گند،
آن همان بی‌ریشه بی‌پیوند
شرمسار از کرده خود
سر به زیر افکند
اهرمن با تیز خندی گفت:
البابک هراسانا؟
و بابک آن گو نستوه
آن نستوه سبلان کوه
آن استوره بیگانه با اندوه
آن همان آیینه دار مزدک و مانی
خسته جان و مانده از نیرنگ و تزویر مسلمانی
چشم در چشم ستم فریاد زد:
بسیار آسانا !!
بار دیگر نعره زد تندیس استبداد
و پژواک خروشش رفت تا ژرفای عالم
که دستش را بزن، گرما
و دژخیم سیه بنیاد
همان مزدور ظلمت کامه بیداد
با یک ضربه از پهلو
چنان زد تا که خون فواره زد از پاره‌ی بازو
تهم دل درهم کشید ابرو
سهم دل خر خنده زد بر او
اختران کی می‌برند از یاد
آن شبی که شیون شمشیر
پیچید در بغداد
و بابک، آه بابک، باز هم بابک
تا نبیند اهرمن سرخی او را زرد
تا نخواند از نگاهش درد
تا نه پندارد که پایان یافت این آورد
چهره را با خون ناب و تابناکش
ارغوانی کرد
و آنگاه ...
تا نیافتد پیش پای اهرمن
خود را به پشت انداخت
چشم‌ها را بست
شهپر اندیشه را وا کرد
بال در بال همای عشق
گشت و گشت و گشت تا جان را
بر فراز قله سیمرغ پیدا کرد
هر طرف هر سو نگه افکند
یک‌سو #کورش #سیاوش #کاوه چون خورشید
سوی دیگر #رستم و #گردآفرید و #آرش و #جمشید
و با نورافکن امید
پیر توس و خیزش يعقوب را هم دید
و دیگر گاه‌...
بر لبانش خنجر لبخند
چشم در چشم هزاران بابک آزاد یا دربند
به آسودگی جان باخت
بابک اما خون بها پرداخت
و با این کارِ کارستان پرچم آزادگی را
بر بلند آسمان افراخت
او روانش را ز ننگ بندگی پرداخت
تا ز خشت جان پاک خویش
ایران ساخت
ایران ساخت
ایران ساخت.

بر روان و فروهر پاک #بابک_خرمدین❤️درود باد🌹🕯🌹

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــرح_فــــرتــــور📸

#_مانی؛ (درگذشت سال ۲۷۶میلادی) اندیشمند بزرگ ایرانی، آموزگار معنویت که بواسطه دشمنی روحانیون پرنفوذ زرتشتی با وی در زمان ساسانیان اعدام شد.

فیلسوف، شاعر، نویسنده، پزشک، نگارگر و بنیان‌گذار آیین مانوی است. او از پدر و مادر ایرانی منسوب به بزرگان اشکانی در نزدیکی تیسفون که در ایالت آسورستان قرار داشت که بخشی از شاهنشاهی اشکانی بود، زاده شد. او آیینی را بنیان نهاد که دیرهنگامی در سرزمین‌هایی از چین تا اروپا پیروان فراوانی داشت. برادران شاپور یکم او را پشتیبانی کردند و شاپور به او اجازهٔ تبلیغ دینش را داد.
اما گرفتار خشم موبدان زردشتی دربار ساسانی شد و سرانجام در زمان بهرام یکم زندانی گشت و اعدام شد.

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم


#_مانی؛ (درگذشت سال ۲۷۶میلادی) اندیشمند بزرگ ایرانی، آموزگار معنویت که بواسطه دشمنی روحانیون پرنفوذ زرتشتی با وی در زمان ساسانیان اعدام شد.

فیلسوف، شاعر، نویسنده، پزشک، نگارگر و بنیان‌گذار آیین مانوی است. او از پدر و مادر ایرانی منسوب به بزرگان اشکانی در نزدیکی تیسفون که در ایالت آسورستان قرار داشت که بخشی از شاهنشاهی اشکانی بود، زاده شد. او آیینی را بنیان نهاد که دیرهنگامی در سرزمین‌هایی از چین تا اروپا پیروان فراوانی داشت. برادران شاپور یکم او را پشتیبانی کردند و شاپور به او اجازهٔ تبلیغ دینش را داد.
اما گرفتار خشم موبدان زردشتی دربار ساسانی شد و سرانجام در زمان بهرام یکم زندانی گشت و اعدام شد.

مانی تقریباً با تبعیت از باورهای بودایی و زردشتی وعیسوی برای تکمیل آموزه‌های آنان دینی نو و همگانی را تبلیغ می‌نمود که مانند مسیحیت در آن به روی آدمیان از هر نژاد و با هر وضع، باز بود. باورهای آن از آیین‌های بابلی و ایرانی سیراب شده بود و از دین‌های بودایی و مسیحیت اثر پذیرفته بود.

مانی رتبهٔ شماره ۸۳ را در سیاهه تأثیرگذارترین اشخاص تاریخ مایکل اچ هارت دارد.
پیروان مانی او را با القابی چون فرستادهٔ روشنی، بغ راستیگر، سرور نجاتبخش، بودای روشنی و فارقلیط زمان می‌خواندند.

کاتاریسم یک جنبش اصیل مانوی بود و به همین دلیل خود را «پاک‌ها» می‌نامیدند، نامی که از ادبیات مانوی برگرفتند. مفهوم «پاک» و پوشیدن «جامهٔ سفید» از عناصرِ دینی‌ای بود که مانی از فرقهٔ گنوسی مغتسلهٔ خزایی که در آن پرورش یافته بود وام گرفته بود.
بخشی از دوران جوانی مانی در فرقه‌ای عرفانی سپری شد که غسل در کانون آیینشان بود و استادش الخزایی یا الخسائیوس بود.

مانی که افکار او از شرق تا چین و در غرب تا اروپا را فراگرفت عقیده داشت که معنویت و مادیت همیشه در تضاد هستند و همه مشکلات جهان و مسائل بشر از مادیات و مادیگری سرچشمه می‌گیرد. مانی مکتب (ایسم) خود را برپایه معنویت، خوبی، راستگویی، دفاع از حقیقت و نیز اعتدال و میانه‌روی در زندگانی روزمره قرار داده بود و از این جهت است که مورخان و فلاسفه وی را «آموزگار معنویت» لقب داده‌اند.
«مانی» می‌گفت که دلبستگی مطلق به مادیات و پیروی از «نفس اماره» است که بشر را به دروغگویی، ارتکاب جنایت و انواع بدی کردن وادار می‌کند. وی تاکید داشت که مادیات انسان را اسیر و برده نفس خود می‌کند و خودخواهی و جاه‌طلبی فردی را به وجود می آورد. طبق آموزش‌های مانی، «مادیت» نباید وارد وجود (ذهن) انسان شود و تاکید داشت که برای جلوگیری از ورود مادیات به وجود انسان باید به آموزش‌وپرورش کودک توجه شود تا «انسان»، غیرمادی پرورش یابد. بنابراین، بی‌جهت نیست که مانی ایرانی را یکی از پدران «آموزش و پرورش» می‌دانند و او بود که فراهم آوردن وسایل آموزش‌وپرورش درست (دارای هدف) کودکان و نوجوانان را مهمترین تکلیف مدیریت یک جامعه (دولت) قرار داد

داستان مانی در شاهنامه:

فردوسی داستان مانی را در ۳۵ بیت شاهنامه آورده‌است. مانی نگارگری است که از چین آمده و در پنجاهمین سال پادشاهی شاپور دوم، پیامبری خود را آشکار، برتری خود را بر دیگر دین‌آوران جهان اعلام، و از شاه درخواست یاری می‌کند.

ز شاهیش بگذشت پنجاه سال که اندر زمانه نبودش همال
بیامد یکی مرد گویا ز چین
که چون او مصوّر نبد بر زمین
بدان چربدستی رسیده به کام
یکی برمنش‌مرد، مانی به نام
به صورتگری گفت پیغامبرم
ز دین‌آوران جهان برترم
زچین نزد شاپور شد باخواست
به پیغامبری شاه را یار خواست.

شاپور سپس با بدگمانی از موبدان می‌خواهد که سخنان مانی را بشنوند و با او به گفتمان بپردازند.

سخن گفت مرد گشاده‌زبان
جهاندار شد زآن سخن بدگمان
سرش تیره شد،موبدان رابخواند
ز مانی فراوان سخن‌ها براند
کزین مرد چینی چیره‌زبان
فتاده‌ستم از دین او در گمان
بگویید و هم زو سخن بشنوید
مگر خود به گفتار او بگروید
بگفتند کین مرد صورت‌پرست
نه بر مایهٔ موبدان‌موبدست
زَ مانی–سخن بشنو–او را بخوان
چو بیند وُرا کی گشاید زبان

موبد بزرگ در این گفتگو بر مانی چیره می‌شود و مانی از گفتار وی فرومی‌ماند. شاپور دستور کشتن مانی را می‌دهد تا پوست او کنده، از کاه پر و پیکرش در شهر آویخته شود.

فرو ماند مانی ز گفتار اوی
بپژمرد شاداب‌بازار اوی
ز مانی برآشفت پس شهریار
برو تنگ شد گردش روزگار
بفرمود پس تاش برداشتند
به خواری ز درگاه بگذاشتند
چنین گفت کین مرد صورت پرست
نگنجدهمی در سرای نشست
چو آشوب آرمیده گیتی بدوست
بباید کشیدش سراپای پوست،
همان خامش آگنده باید به کاه
بدآن تا نجوید کس این پایگاه!
بیاویزنید از در شارستان!
وُگر پیش دیوان و بیمارستان!
جهانی برو آفرین خواندند
همی خاک بر کشته افشاندند.



#_گردآورنده:

#شکوفه_عزیزمان

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity