🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ مهر زادروز #افشین_شاهرودی
( زادهٔ ۱۶ مهر ۱۳۲۹ دامغان ) عکاس، شاعر و منتقد هنری
افشین شاهرودی برادر زاده اسماعیل شاهرودی شاعر معروف است. او تحصیلات ابتدایی را در دامغان و دبیرستان و دانشگاه را در تهران گذراند و در رشتهٔ ارتباط تصویری از دانشگاه هنر فارغالتحصیل شد و در زمینههای مختلف عکاسی صاحب تجربهاست.
بزرگشدن در خانوادهای اهل هنر موجب شد شاعرانگی در آثار عکس او متجلی شود. شاهرودی علاوه بر اینکه با عکسها و تصاویر خویش شعر میگوید دستی هم در شاعری دارد و تاکنون کتابهای متعددی در این دو زمینه از وی منتشر شدهاست.
وی در گروههای داوری بسیاری از نمایشگاهها و مسابقات معتبر عکاسی ایران در بیست سال گذشته حضوری فعال و مؤثر داشته و مدتی نیز در دانشگاهها و مجامع فرهنگی به تدریس این رشته پرداختهاست.
علاوهبر عکاسی، مقالات بسیاری نیز در زمینهٔ نقد، بررسی و تحلیل عکس نگاشته که در نشریات تخصصی و فرهنگی، چاپ و منتشر شدهاند.
صاحب امتیازی و مدیر مسئولی فصلنامهٔ «عکاسی خلاق» در کارنامهٔ او قرار دارد و علاوهبر آن، به کار تدریس نیز پرداختهاست.
برگزاری نمایشگاه انفرادی در کشورهای ایران، فرانسه و آلمان، شرکت در بیش از ۴۰ نمایشگاه گروهی در سطح ملی و بینالمللی و انتشار مجموعه کتابهایی در زمینهٔ عکاسی از جمله فعالیتهای این عکاس است.
افشین شاهرودی عضو هیئت مدیرهٔ انجمن عکاسان ایران، از طرف «کمیتهٔ سازماندهی نخبگان یا استادان جهانی» تحت حمایت وزارت امور خارجه کره جنوبی در راستای معرفی و شناسایی هنرمندان پیشکسوت ایرانی در رشتههای مختلف هنرهای تجسمی جهت انتخاب استادان جهانی سال ۲۰۱۱ در بین استادان تجسمی جهان قرار گرفتهاست.
آثار
تألیف
شعر
خاطرات من، ماه، چاه و باغچه: یکصدوبیستوچهار شعر پیوسته، تهران: شرکت فرهنگی هنری آرست، ۱۳۷۶
از زمان جنون، تهران: نشر نیمنگاه، ۱۳۸۰
سینمای، علی عبدالرضایی و افشین شاهرودی، تهران: نشر همراز، ۱۳۸۱
افشینهای شاهرودی: شعرهای دیداری، شیراز: انتشارات داستانسرا، ۱۳۸۸
مجموعه اشعار اسماعیل شاهرودی (آینده)، [به کوشش افشین شاهرودی، تهران: انتشارات نگاه،۱۳۹۰
عکس :
پنجاه و پنج عکس: مجموعه عکس، تهران: انتشارات دنیای مادر، ۱۳۶۹
هپروط!، تهران: همراز، ۱۳۸۲
از گذشتهها: مجموعهای از عکسهای تاریخی ایران از قاجار تا پهلوی، [گردآورنده]، تهران: انتشارات پالیزان، ۱۳۸۵
فتوکاریکاتور، [عکاس افشین شاهرودی و [نگارش متن سامان توکلی، تهران: نشر نیک تصویر، ۱۳۸۹
ترجمه :
آرتور روتشتاین: مباحثی دربارهٔ عکاسی مستند و عکاسی برای مطبوعات، آرتور روتشتاین، تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۶۹.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ مهر زادروز #افشین_شاهرودی
( زادهٔ ۱۶ مهر ۱۳۲۹ دامغان ) عکاس، شاعر و منتقد هنری
افشین شاهرودی برادر زاده اسماعیل شاهرودی شاعر معروف است. او تحصیلات ابتدایی را در دامغان و دبیرستان و دانشگاه را در تهران گذراند و در رشتهٔ ارتباط تصویری از دانشگاه هنر فارغالتحصیل شد و در زمینههای مختلف عکاسی صاحب تجربهاست.
بزرگشدن در خانوادهای اهل هنر موجب شد شاعرانگی در آثار عکس او متجلی شود. شاهرودی علاوه بر اینکه با عکسها و تصاویر خویش شعر میگوید دستی هم در شاعری دارد و تاکنون کتابهای متعددی در این دو زمینه از وی منتشر شدهاست.
وی در گروههای داوری بسیاری از نمایشگاهها و مسابقات معتبر عکاسی ایران در بیست سال گذشته حضوری فعال و مؤثر داشته و مدتی نیز در دانشگاهها و مجامع فرهنگی به تدریس این رشته پرداختهاست.
علاوهبر عکاسی، مقالات بسیاری نیز در زمینهٔ نقد، بررسی و تحلیل عکس نگاشته که در نشریات تخصصی و فرهنگی، چاپ و منتشر شدهاند.
صاحب امتیازی و مدیر مسئولی فصلنامهٔ «عکاسی خلاق» در کارنامهٔ او قرار دارد و علاوهبر آن، به کار تدریس نیز پرداختهاست.
برگزاری نمایشگاه انفرادی در کشورهای ایران، فرانسه و آلمان، شرکت در بیش از ۴۰ نمایشگاه گروهی در سطح ملی و بینالمللی و انتشار مجموعه کتابهایی در زمینهٔ عکاسی از جمله فعالیتهای این عکاس است.
افشین شاهرودی عضو هیئت مدیرهٔ انجمن عکاسان ایران، از طرف «کمیتهٔ سازماندهی نخبگان یا استادان جهانی» تحت حمایت وزارت امور خارجه کره جنوبی در راستای معرفی و شناسایی هنرمندان پیشکسوت ایرانی در رشتههای مختلف هنرهای تجسمی جهت انتخاب استادان جهانی سال ۲۰۱۱ در بین استادان تجسمی جهان قرار گرفتهاست.
آثار
تألیف
شعر
خاطرات من، ماه، چاه و باغچه: یکصدوبیستوچهار شعر پیوسته، تهران: شرکت فرهنگی هنری آرست، ۱۳۷۶
از زمان جنون، تهران: نشر نیمنگاه، ۱۳۸۰
سینمای، علی عبدالرضایی و افشین شاهرودی، تهران: نشر همراز، ۱۳۸۱
افشینهای شاهرودی: شعرهای دیداری، شیراز: انتشارات داستانسرا، ۱۳۸۸
مجموعه اشعار اسماعیل شاهرودی (آینده)، [به کوشش افشین شاهرودی، تهران: انتشارات نگاه،۱۳۹۰
عکس :
پنجاه و پنج عکس: مجموعه عکس، تهران: انتشارات دنیای مادر، ۱۳۶۹
هپروط!، تهران: همراز، ۱۳۸۲
از گذشتهها: مجموعهای از عکسهای تاریخی ایران از قاجار تا پهلوی، [گردآورنده]، تهران: انتشارات پالیزان، ۱۳۸۵
فتوکاریکاتور، [عکاس افشین شاهرودی و [نگارش متن سامان توکلی، تهران: نشر نیک تصویر، ۱۳۸۹
ترجمه :
آرتور روتشتاین: مباحثی دربارهٔ عکاسی مستند و عکاسی برای مطبوعات، آرتور روتشتاین، تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۶۹.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱ آبان زادروز #محمد_رضا_آلابراهیم
( زاده ۱ آبان ۱۳۳۰ استهبان فارس ) نویسنده و پژوهشگر
پژوهشهای آلابراهیم در زمینه فرهنگ، ادبیات و تاریخ شهرستان استهبان در قالب بیش از ۵۰ جلد کتاب به انتشار رسیده است.
وی تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در زادگاهش گذراند و در سال ۱۳۵۱ به آموزگاری در مقطع ابتدایی مشغول شد و این حرفه را تا بازنشستگی در سال ۱۳۸۰ و در مقطع راهنمایی ادامه داد. او دارای دو مدرک کارشناسی در رشته علومِ تربیتی (مدیریت و برنامه ریزی) و رشته زبان و ادبیات فارسی است.
همایشها و جشنوارهها :
وی دبیر نخستین جشنواره داستاننویسی استانی «سته بان» در ۲۸ آبان ۱۳۸۸ بوده است و همچنین دبیر همایش شمس استهباناتی در اسفندماه ۱۳۸۹ در استهبان و جشنواره کشوری افسانههای مردم ایران برگزار شده در ۱۹ اسفند ۱۳۹۰ در استهبان بوده است.
آثار :
زندگی نامهها :
شورش، زندگی و مبارزات کریم پور شیرازی، علیاشرف درویشیان، محمدرضا آلابراهیم، نشر چشمه، ۱۳۸۳.
شهید رابع (شهید راه آزادی) شیخ محمدباقر مجتهد استهباناتی: نگرشی کوتاه بر زندگی، مبارزه، آثار، اشعار و ... ، محمدرضا آلابراهیم، سته بان، ۱۳۸۴.
قاضی عضدالدین ایجی استاد حافظ، محمدرضا آل ابراهیم، سته بان، ۱۳۸۴.
اردشیر بابکان، زاده بختگان، محمد رضا آل ابراهیم، سته بان، ۱۳۸۷.
بهارستان(بهار استهبان)، محمد رضا آل ابراهیم (پژوهشگر و گردآورنده)، سته بان، ۱۳۹۱.
شیخ مغربی: نگرشی کوتاه بر زندگی و گزیدهٔ اشعار محمد شیرین (شمس) مغربی، محمدرضا آل ابراهیم، سته بان، ۱۳۸۴.
فرهنگ مردم :
کتابشناسی مردم استهبان، محمد رضا آل ابراهیم، سته بان، ۱۳۸۲.
فرهنگ مردمِ استهبان در محرم، رمضان و طلب باران، محمدرضا آلابراهیم، انتشارات ستهبان، ۱۳۸۵.
مراسم عروسی و ترانههای رایج آن در استهبان، محمدرضا آل ابراهیم (گردآورنده)، سته بان، ۱۳۸۶.
بازیهای محلی استهبان، محمدرضا آل ابراهیم (گردآورنده)، سته بان، ۱۳۸۶.
آثار باستانی، امکان مذهبی و گردشگاهها در استهبان، محمد رضا آل ابراهیم (پژوهشگر و گردآورنده)، سته بان، ۱۳۸۷.
ضربالمثلهای سابُناتی
تاریخ و جغرافیای استهبان.
انجیر و انجیرکاری در استهبان.
انگور و انگورکاری در استهبان.
بادام و زعفران در استهبان.
باورهای عامیانهی مردم استهبان.
دعاها و نفرینها در استهبان.
پیشینهی نمایش در استهبان.
بهشتکان پنهان در نیریز.
افسانه های خانم معلمان.
افسانه های سرباز معلم.
پژوهش، تصحیح و گردآوری متون
شمس استهباناتی، محمدرضا آل ابراهیم (گردآورنده)، سته بان،۱۳۸۵.
عارف استهباناتی (مجموعه اشعار محمد علی منوچهری)، محمدرضا آل ابراهیم (گردآورنده)، محمد علی منوچهری (شاعر)، سته بان، ۱۳۸۵.
شاهکار عشق یا شور عاشورا (اشعار شمس استهباناتی)، محمدرضا آل ابراهیم (به کوشش)، سته بان، ۱۳۸۵.
غزلیات شمسِ استهباناتی، محمدرضا آل ابراهیم (بهکوشش)، سته بان، ۱۳۸۷.
محیا، درویش کشاورزیان، محمدرضا آل ابراهیم (پژوهش و گردآوری)، سته بان، ۱۳۸۷.
اشعار وفادار (مجموعهٔ شعر و اشعار محلی)، محمدرضا آل ابراهیم (گردآورنده)، اصغر وفادار (شاعر)، سته بان،۱۳۸۹.
نوحههای شمس استهباناتی / محمد شمس استهباناتی، محمد رضا آل ابراهیم (پژوهشگر و گردآورنده)، سته بان، ۱۳۹۱.
شکوفه های کهکشان، قاسم کهکشانی، محمدرضا آل ابراهیم (پژوهش و گردآوری)، سته بان ۱۳۹۲.
سفرنامه خوبیار (سفرنامه حج) غلامعباس خوبیار، محمدرضا آل ابراهیم (پژوهش و تصحیح)،سته بان، ۱۳۹۲.
نسیم محبت (مجموعه شعر) محمود روشنعلی، محمدرضا آل ابراهیم (پژوهش و گردآوری)، سته بان، ۱۳۹۲.
امین فقیری را دوست دارم، محمدرضا آل ابراهیم (به کوشش)، سته بان، ۱۳۹۴.
حیدربگ نامی، محمدرضا آل ابراهیم (به کوشش)، سته بان، ۱۳۹۴.
داستان نویسی :
داستانهای سته بان (مجموعه داستان) دفتر یکم تا دفتر دهم، محمدرضا آل ابراهیم (گردآورنده)، سته بان، از سال ۱۳۷۶ تا سال ۱۳۹۰.
شب سمور (مجموعه داستان)، محمدرضا آل ابراهیم (گردآورنده)، سته بان، ۱۳۸۹.
لب تنور (مجموعه داستان)، محمدرضا آل ابراهیم، سته بان، ۱۳۸۹.
شعر :
باران سر ایستادن نداشت، محمدرضا آل ابراهیم، سته بان، ۱۳۹۴.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱ آبان زادروز #محمد_رضا_آلابراهیم
( زاده ۱ آبان ۱۳۳۰ استهبان فارس ) نویسنده و پژوهشگر
پژوهشهای آلابراهیم در زمینه فرهنگ، ادبیات و تاریخ شهرستان استهبان در قالب بیش از ۵۰ جلد کتاب به انتشار رسیده است.
وی تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در زادگاهش گذراند و در سال ۱۳۵۱ به آموزگاری در مقطع ابتدایی مشغول شد و این حرفه را تا بازنشستگی در سال ۱۳۸۰ و در مقطع راهنمایی ادامه داد. او دارای دو مدرک کارشناسی در رشته علومِ تربیتی (مدیریت و برنامه ریزی) و رشته زبان و ادبیات فارسی است.
همایشها و جشنوارهها :
وی دبیر نخستین جشنواره داستاننویسی استانی «سته بان» در ۲۸ آبان ۱۳۸۸ بوده است و همچنین دبیر همایش شمس استهباناتی در اسفندماه ۱۳۸۹ در استهبان و جشنواره کشوری افسانههای مردم ایران برگزار شده در ۱۹ اسفند ۱۳۹۰ در استهبان بوده است.
آثار :
زندگی نامهها :
شورش، زندگی و مبارزات کریم پور شیرازی، علیاشرف درویشیان، محمدرضا آلابراهیم، نشر چشمه، ۱۳۸۳.
شهید رابع (شهید راه آزادی) شیخ محمدباقر مجتهد استهباناتی: نگرشی کوتاه بر زندگی، مبارزه، آثار، اشعار و ... ، محمدرضا آلابراهیم، سته بان، ۱۳۸۴.
قاضی عضدالدین ایجی استاد حافظ، محمدرضا آل ابراهیم، سته بان، ۱۳۸۴.
اردشیر بابکان، زاده بختگان، محمد رضا آل ابراهیم، سته بان، ۱۳۸۷.
بهارستان(بهار استهبان)، محمد رضا آل ابراهیم (پژوهشگر و گردآورنده)، سته بان، ۱۳۹۱.
شیخ مغربی: نگرشی کوتاه بر زندگی و گزیدهٔ اشعار محمد شیرین (شمس) مغربی، محمدرضا آل ابراهیم، سته بان، ۱۳۸۴.
فرهنگ مردم :
کتابشناسی مردم استهبان، محمد رضا آل ابراهیم، سته بان، ۱۳۸۲.
فرهنگ مردمِ استهبان در محرم، رمضان و طلب باران، محمدرضا آلابراهیم، انتشارات ستهبان، ۱۳۸۵.
مراسم عروسی و ترانههای رایج آن در استهبان، محمدرضا آل ابراهیم (گردآورنده)، سته بان، ۱۳۸۶.
بازیهای محلی استهبان، محمدرضا آل ابراهیم (گردآورنده)، سته بان، ۱۳۸۶.
آثار باستانی، امکان مذهبی و گردشگاهها در استهبان، محمد رضا آل ابراهیم (پژوهشگر و گردآورنده)، سته بان، ۱۳۸۷.
ضربالمثلهای سابُناتی
تاریخ و جغرافیای استهبان.
انجیر و انجیرکاری در استهبان.
انگور و انگورکاری در استهبان.
بادام و زعفران در استهبان.
باورهای عامیانهی مردم استهبان.
دعاها و نفرینها در استهبان.
پیشینهی نمایش در استهبان.
بهشتکان پنهان در نیریز.
افسانه های خانم معلمان.
افسانه های سرباز معلم.
پژوهش، تصحیح و گردآوری متون
شمس استهباناتی، محمدرضا آل ابراهیم (گردآورنده)، سته بان،۱۳۸۵.
عارف استهباناتی (مجموعه اشعار محمد علی منوچهری)، محمدرضا آل ابراهیم (گردآورنده)، محمد علی منوچهری (شاعر)، سته بان، ۱۳۸۵.
شاهکار عشق یا شور عاشورا (اشعار شمس استهباناتی)، محمدرضا آل ابراهیم (به کوشش)، سته بان، ۱۳۸۵.
غزلیات شمسِ استهباناتی، محمدرضا آل ابراهیم (بهکوشش)، سته بان، ۱۳۸۷.
محیا، درویش کشاورزیان، محمدرضا آل ابراهیم (پژوهش و گردآوری)، سته بان، ۱۳۸۷.
اشعار وفادار (مجموعهٔ شعر و اشعار محلی)، محمدرضا آل ابراهیم (گردآورنده)، اصغر وفادار (شاعر)، سته بان،۱۳۸۹.
نوحههای شمس استهباناتی / محمد شمس استهباناتی، محمد رضا آل ابراهیم (پژوهشگر و گردآورنده)، سته بان، ۱۳۹۱.
شکوفه های کهکشان، قاسم کهکشانی، محمدرضا آل ابراهیم (پژوهش و گردآوری)، سته بان ۱۳۹۲.
سفرنامه خوبیار (سفرنامه حج) غلامعباس خوبیار، محمدرضا آل ابراهیم (پژوهش و تصحیح)،سته بان، ۱۳۹۲.
نسیم محبت (مجموعه شعر) محمود روشنعلی، محمدرضا آل ابراهیم (پژوهش و گردآوری)، سته بان، ۱۳۹۲.
امین فقیری را دوست دارم، محمدرضا آل ابراهیم (به کوشش)، سته بان، ۱۳۹۴.
حیدربگ نامی، محمدرضا آل ابراهیم (به کوشش)، سته بان، ۱۳۹۴.
داستان نویسی :
داستانهای سته بان (مجموعه داستان) دفتر یکم تا دفتر دهم، محمدرضا آل ابراهیم (گردآورنده)، سته بان، از سال ۱۳۷۶ تا سال ۱۳۹۰.
شب سمور (مجموعه داستان)، محمدرضا آل ابراهیم (گردآورنده)، سته بان، ۱۳۸۹.
لب تنور (مجموعه داستان)، محمدرضا آل ابراهیم، سته بان، ۱۳۸۹.
شعر :
باران سر ایستادن نداشت، محمدرضا آل ابراهیم، سته بان، ۱۳۹۴.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم
واژه ی سپاس واژه ای پهلوی است یا زرتشتی؟
پیوند واژه ی سه پاس(سپاس) با آموزه ی: اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک، روشن نیست و ساخته ی اندیشه مردمان است.
برخی ها به آموزه های اشوزرتشت نسبت می دهند و برخی واژه ی پهلوی می دانند.
برای اینکه بتوانیم استواری این گفتار را نشان دهیم می توانیم نگاهی به نمونه های دیگر بیندازیم.
فردوسی در شاهنامه برداشت خودش از واژه ی سپاس را اینگونه آورده است :
نخست آفرینش خرد را شناس
نگهبان جان ست آنِ سپاس
سه پاس تو چشم ست و گوش و زبان
کزین سه بود نیک و بد بیگمان
روشن است که فردوسی درباره ی این واژه اندیشیده و برداشت خودش را سروده است ولی نه بدان چمار(معنا) که بخواهد ریشه ی واژه را برای ما بکاود و چم(معنی) واژه کند، در شاهنامه واژه ی سپاس بیشتر به همین چم امروزی (تشکر و قدردانی) بکار رفته است. گاهی هم همسنگ "مِنت گذاری" آورده شده است.
دقیقی می گوید:
نکردی خدای جهان را سپاس
نبودی بدین بر دری ره شناس.
در لغت نامه دهخدا هم می خوانیم چم واژه ی
سپاس(سِ) (اِ) پهلوی «سپاس » است.
بیتی دیگر را برای نمونه بررسی می کنیم. این بیت را نمی توان ۱۰۰% سروده ی فردوسی دانست ولی سروده ی هر که هست در این جستار می توان از آن بهره جست. هنگامی که رستم زاده می شود، این بیت آمده و سراینده می خواهد بگوید چون رستم تنومند بوده و بشیوه ای نابهنجار (رستمزاد که امروزه سزارین می گویند) زاده شده است، مادرش پس از رستن از درد، نام فرزند را بر همین بنیاد رستم می نهد :
برَستم بگفتا غم آمد به سر
نهادند رُستمش نام پسر
خوب، روشن است که واژه ی رُستم را پیوندی با رَستن نیست (اگر این برداشت درست بود می باید نام را رَستم می نهادند و نه رُستم) و چم واژه ی رُستم هم چیز دیگری است که اینجا می توانید بخوانید. ولی سراینده برداشت خودش از این واژه (همچنین برای خوش آهنگ شدن چامه) را بدین گونه آورده است.
بنابراین واژه ی سپاس نمی تواند پیوندی با آموزه ی زرتشت (اندیشه و گفتار و کردار نیک) داشته باشد و چم برساخته ای که از آن برداشت شده است، برداشتی نو و برساخته است.
گردآورنده:
✍️ "پارسا آریامنش"
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#بخوانیم
واژه ی سپاس واژه ای پهلوی است یا زرتشتی؟
پیوند واژه ی سه پاس(سپاس) با آموزه ی: اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک، روشن نیست و ساخته ی اندیشه مردمان است.
برخی ها به آموزه های اشوزرتشت نسبت می دهند و برخی واژه ی پهلوی می دانند.
برای اینکه بتوانیم استواری این گفتار را نشان دهیم می توانیم نگاهی به نمونه های دیگر بیندازیم.
فردوسی در شاهنامه برداشت خودش از واژه ی سپاس را اینگونه آورده است :
نخست آفرینش خرد را شناس
نگهبان جان ست آنِ سپاس
سه پاس تو چشم ست و گوش و زبان
کزین سه بود نیک و بد بیگمان
روشن است که فردوسی درباره ی این واژه اندیشیده و برداشت خودش را سروده است ولی نه بدان چمار(معنا) که بخواهد ریشه ی واژه را برای ما بکاود و چم(معنی) واژه کند، در شاهنامه واژه ی سپاس بیشتر به همین چم امروزی (تشکر و قدردانی) بکار رفته است. گاهی هم همسنگ "مِنت گذاری" آورده شده است.
دقیقی می گوید:
نکردی خدای جهان را سپاس
نبودی بدین بر دری ره شناس.
در لغت نامه دهخدا هم می خوانیم چم واژه ی
سپاس(سِ) (اِ) پهلوی «سپاس » است.
بیتی دیگر را برای نمونه بررسی می کنیم. این بیت را نمی توان ۱۰۰% سروده ی فردوسی دانست ولی سروده ی هر که هست در این جستار می توان از آن بهره جست. هنگامی که رستم زاده می شود، این بیت آمده و سراینده می خواهد بگوید چون رستم تنومند بوده و بشیوه ای نابهنجار (رستمزاد که امروزه سزارین می گویند) زاده شده است، مادرش پس از رستن از درد، نام فرزند را بر همین بنیاد رستم می نهد :
برَستم بگفتا غم آمد به سر
نهادند رُستمش نام پسر
خوب، روشن است که واژه ی رُستم را پیوندی با رَستن نیست (اگر این برداشت درست بود می باید نام را رَستم می نهادند و نه رُستم) و چم واژه ی رُستم هم چیز دیگری است که اینجا می توانید بخوانید. ولی سراینده برداشت خودش از این واژه (همچنین برای خوش آهنگ شدن چامه) را بدین گونه آورده است.
بنابراین واژه ی سپاس نمی تواند پیوندی با آموزه ی زرتشت (اندیشه و گفتار و کردار نیک) داشته باشد و چم برساخته ای که از آن برداشت شده است، برداشتی نو و برساخته است.
گردآورنده:
✍️ "پارسا آریامنش"
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۴ بهمن زادروز #علیرضا_پورامید
( زاده ۱۴ بهمن ۱۳۳۸ تهران ) شاعر، نویسنده و پژوهشگر موسیقی
پورامید پس از تحصیل در مدرسه مروی، به فعالیت اقتصادی در صنف جواهر فروشان پرداخت.
او در همان دوران نوجوانی به هنر و ادبیات عشق و علاقهای وافر داشت و در کنار فعالیت اقتصادی به تلاش و پویش در زمینه های ادبی و فرهنگی اقدام میورزید.
وی آموزش آواز را نزد محمود کریمی شروع کرد و با شاهپور رحیمی ادامه داد و به طور غیرمستقیم از درس استادان روزگار خویش همچون: علی تجویدی، محمد میرنقیبی، احمد ابراهیمی، حسین یوسف زمانی، منصور نریمان و.... بهره برد اما بیشترین تاثیر را در ادبیات و تاریخ، از استاد بزرگ دکتر باستانی پاریزی گرفته است.
با این که در بیشتر زمینه های هنر و پژوهشهای وابسته به آن صاحب تجربهها و آثار گرانقدر و ارزشمندی است، اما بدون ادعا و به دور از جنجال در خلوتِ خانه خویش روزگار خود را به پژوهش و نگاشتن مقالات تحقیقی پیرامون موضوعات مختلف هنری میگذراند و ساعاتی نیز در هفته را به تدریس مثنوی، حافظ و برخی از متون کهن ادب فارسی، برای معدودی از علاقهمندان همت می گمارد.
آشنایی و دوستی نزدیک با اکثر بزرگان و هنرمندان عرصه فرهنگ و هنر روزگار خویش، حافظه تاریخی و فرهنگی فوق العاده و همچنین تسلط ادیبانه به فن سخنوری از او چهرهای، ممتاز در میان اهل فرهنگ ساخته است.
برگزاری و اجرای گردهماییها و نشستهای فرهنگی، ادبی و موسیقی در کارنامه فرهنگی وی بسیار دیده میشود.
در شعر متخلص به " سوخته " است و اشعارش در ستونهای ادبی مجله ها و روزنامه ها، از جمله روزنامه "اطلاعات" به چاپ میرسد.
او صاحب دو فرزند دختر به نام های " سوگند " و " ثمین " است.
برخی از مسئولیت ها و آثاری که وی تاکنون عهده دار انجام شان بوده است، به شرح زیر است :
۱ـ همکاری با مرکز فرهنگ هنرمندان معاصر به عنوان مسئول پژوهش های موسیقی (۱۳۸۰)
۲ـ دبیر شورای موسیقی پژوهشگاه فرهنگ و هنر
۳ـ فعالیتهای روزنامه نگاری در حوزه موسیقی با بیش از سیصد مقاله و گفتگو در مجله های هنر موسیقی، فرهنگ و آهنگ، مقام موسیقی، خیمه و... (۱۳۷۷)
۴ـ مسئول شورای نویسندگی ِ فصل نامه آهنگ
۵ـ گردآورنده کتاب مجموعه " داستانک ها" (۱۳۸۶)
۶ـ گردآوری اثری موسیقایی به نام " نغمه آزادی "
(پژوهشی در موسیقی ِ مشروطه به سفارش میراث فرهنگی)
۷ـ از تبسم تا تُرنگ، گزیده ی اشعار به کوشش سهیلا حسن زاده، انتشارات امید رهاوی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۴ بهمن زادروز #علیرضا_پورامید
( زاده ۱۴ بهمن ۱۳۳۸ تهران ) شاعر، نویسنده و پژوهشگر موسیقی
پورامید پس از تحصیل در مدرسه مروی، به فعالیت اقتصادی در صنف جواهر فروشان پرداخت.
او در همان دوران نوجوانی به هنر و ادبیات عشق و علاقهای وافر داشت و در کنار فعالیت اقتصادی به تلاش و پویش در زمینه های ادبی و فرهنگی اقدام میورزید.
وی آموزش آواز را نزد محمود کریمی شروع کرد و با شاهپور رحیمی ادامه داد و به طور غیرمستقیم از درس استادان روزگار خویش همچون: علی تجویدی، محمد میرنقیبی، احمد ابراهیمی، حسین یوسف زمانی، منصور نریمان و.... بهره برد اما بیشترین تاثیر را در ادبیات و تاریخ، از استاد بزرگ دکتر باستانی پاریزی گرفته است.
با این که در بیشتر زمینه های هنر و پژوهشهای وابسته به آن صاحب تجربهها و آثار گرانقدر و ارزشمندی است، اما بدون ادعا و به دور از جنجال در خلوتِ خانه خویش روزگار خود را به پژوهش و نگاشتن مقالات تحقیقی پیرامون موضوعات مختلف هنری میگذراند و ساعاتی نیز در هفته را به تدریس مثنوی، حافظ و برخی از متون کهن ادب فارسی، برای معدودی از علاقهمندان همت می گمارد.
آشنایی و دوستی نزدیک با اکثر بزرگان و هنرمندان عرصه فرهنگ و هنر روزگار خویش، حافظه تاریخی و فرهنگی فوق العاده و همچنین تسلط ادیبانه به فن سخنوری از او چهرهای، ممتاز در میان اهل فرهنگ ساخته است.
برگزاری و اجرای گردهماییها و نشستهای فرهنگی، ادبی و موسیقی در کارنامه فرهنگی وی بسیار دیده میشود.
در شعر متخلص به " سوخته " است و اشعارش در ستونهای ادبی مجله ها و روزنامه ها، از جمله روزنامه "اطلاعات" به چاپ میرسد.
او صاحب دو فرزند دختر به نام های " سوگند " و " ثمین " است.
برخی از مسئولیت ها و آثاری که وی تاکنون عهده دار انجام شان بوده است، به شرح زیر است :
۱ـ همکاری با مرکز فرهنگ هنرمندان معاصر به عنوان مسئول پژوهش های موسیقی (۱۳۸۰)
۲ـ دبیر شورای موسیقی پژوهشگاه فرهنگ و هنر
۳ـ فعالیتهای روزنامه نگاری در حوزه موسیقی با بیش از سیصد مقاله و گفتگو در مجله های هنر موسیقی، فرهنگ و آهنگ، مقام موسیقی، خیمه و... (۱۳۷۷)
۴ـ مسئول شورای نویسندگی ِ فصل نامه آهنگ
۵ـ گردآورنده کتاب مجموعه " داستانک ها" (۱۳۸۶)
۶ـ گردآوری اثری موسیقایی به نام " نغمه آزادی "
(پژوهشی در موسیقی ِ مشروطه به سفارش میراث فرهنگی)
۷ـ از تبسم تا تُرنگ، گزیده ی اشعار به کوشش سهیلا حسن زاده، انتشارات امید رهاوی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#استاد_منوچهر_همایون_پور
یکی از نخستین چهره های موسیقی بومی در رادیو ملی ایران "منوچهر همایون پور" است. او در سال ۱۳۰۳ خورشیدی در بروجرد زاده شد، از خردسالی به نغمات موسیقی سنتی، از راه شنیدن آوازِ تاج اصفهانی و جواد بدیع زاده آشنا می شود و پس از تحصیلات متوسطه، بخت یارش می شود و به محضرِ زنده یاد استاد "ابوالحسن خان صبا" راه پیدا می کند و در کلاس او موسیقی را جدی تر می آموزد و سپس با آشنایی با موسیقی دانانی چون استاد فقید "روح الله خالقی"، "جواد معروفی"، "حسین یاحقی" فعالیت های خود را افزایش داده و رفته رفته مشهور می گردد.
با همه آشنایی های که همایون پور با موسیقی سنتی داشت و در این عرصه حتی آهنگ هایی نیز می ساخت، اما شهرتی که به دست آورد بیشتر به سبب بازخوانی ترانه های بومی و محلی، بود. گمان می رود که آشنایی با "روبن گریگوریان" معاونِ هنرستانِ عالی موسیقی و نخستین گردآورنده ی ترانه ها در گرایشِ او به موسیقی بومی کارگر افتاده باشد. او بیشتر ترانه های نواحی غرب ایران خصوصاً لرستان و کردستان را بازخوانی کرده است.
در اینجا خاطره ای از وسعتِ نظرِ فنی و اخلاقی زنده یاد "همایون پور" یاد می کنیم:
در جایی استاد "محمدرضا شجریان" بر روی شعری معروف از "سایه" با مطلع «نه لب گشایدم از گُل نه دل کشد به نبید»، در مایه دشتی آوازی خوانده است، پس از اجرای گوشه «عشاق» باز اوج میگیرد و «قرچه» را در همان مایه بالا میخواند و حتی «رضوی» را نیز با یک تحریر در مایة اوج به پایان می رساند. استاد "همایونپور" پس از تحریری که "شجریان" در رضوی اجرا کرد، با همان ظرافت همیشگی، هم از هنر والای شجریان تمجید کرد و هم افکار خود را به زیبایی بیان نمود. او گفت: «آقای شجریان با این بلندخواندن هم خودش را اذیت میکند و هم دیگر آوازخوانان را» و زمانی که پرسیدم «چگونه؟»
پاسخ داد: «خود را اذیت میکند چون این قدر بلند میخواند و دیگر آوازخوانان را به دلیل آنکه نمیتوانند، مثل او بخوانند!». نکته دیگری که همایونپور بسیار بر آن تأکید داشت، پرهیز از تقلید در آوازخوانی بود. او در توضیح این مطلب به خصوص آوازخوانانی را که به تقلید از استاد "محمدرضا شجریان" روی آوردهاند، مثال قرار میداد و معتقد بود تا زمانی که این هنرمندان زحماتی را که شجریان در رسیدن به شیوة کنونی متحمل شده است، نکشند، هیچ گونه پیشرفتی در کارشان حاصل نخواهد شد.
"همایونپور"، معتقد بود که ضرب شناسی باید، به شکلی غریزی در وجودِ آوازخوان باشد و بر هر آوازخوانی است تا ضربشناسی خود را تقویت نماید، تا بتواند از عهدة ضربیخوانیها برآید. این خصوصیتی بود که او خود به بهترین شکل آراستة آن بود و نمونههای آن نیز، در آثارِ اجراشدة وی به خوبی مشاهده میشود. او از میان شاعرانِ کلاسیک، به "حافظ" ارادتی ویژه داشت و از میان شعرای معاصر نیز "نوذر پرنگ" را میپسندید؛ هر چند که با اکثریتِ قریب به اتفاق شعرای معاصر نشست و برخاست داشت و برای همگی آنان احترامی خاص قائل بود.
از میانِ آوازخوانان به سه تن ارادتی ویژه داشت: استاد "اسماعیل ادیب خوانساری" استاد "تاج اصفهانی" و استاد "سید جواد بدیعزاده". او همواره رمز و راز پُر شکوه آواز "ادیب"، حماسة آواز "تاج" و وجوه قدرتمند اجتماعی آمیخته با آواز "بدیعزاده" را میستود و از هر سه هنرمند با احترام یاد میکرد. از میان نوازندگان هنر، "پرویز یاحقی" را بسیار میستود و به ساز او علاقهای فراوان داشت. به جز آن،"جلیل شهناز"، "فرهنگ شریف" و "منصور صارمی" را بسیار دوست میداشت و به ویژه از خُلق و مرام و هنر "منصور صارمی" داستانها حکایت میکرد. سرانجام شادروان "منوچهر همایون پور" در سال ۱۳۸۵ در تهران بدرود حیات گفت. روحش شاد و یادش گرامی.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#استاد_منوچهر_همایون_پور
یکی از نخستین چهره های موسیقی بومی در رادیو ملی ایران "منوچهر همایون پور" است. او در سال ۱۳۰۳ خورشیدی در بروجرد زاده شد، از خردسالی به نغمات موسیقی سنتی، از راه شنیدن آوازِ تاج اصفهانی و جواد بدیع زاده آشنا می شود و پس از تحصیلات متوسطه، بخت یارش می شود و به محضرِ زنده یاد استاد "ابوالحسن خان صبا" راه پیدا می کند و در کلاس او موسیقی را جدی تر می آموزد و سپس با آشنایی با موسیقی دانانی چون استاد فقید "روح الله خالقی"، "جواد معروفی"، "حسین یاحقی" فعالیت های خود را افزایش داده و رفته رفته مشهور می گردد.
با همه آشنایی های که همایون پور با موسیقی سنتی داشت و در این عرصه حتی آهنگ هایی نیز می ساخت، اما شهرتی که به دست آورد بیشتر به سبب بازخوانی ترانه های بومی و محلی، بود. گمان می رود که آشنایی با "روبن گریگوریان" معاونِ هنرستانِ عالی موسیقی و نخستین گردآورنده ی ترانه ها در گرایشِ او به موسیقی بومی کارگر افتاده باشد. او بیشتر ترانه های نواحی غرب ایران خصوصاً لرستان و کردستان را بازخوانی کرده است.
در اینجا خاطره ای از وسعتِ نظرِ فنی و اخلاقی زنده یاد "همایون پور" یاد می کنیم:
در جایی استاد "محمدرضا شجریان" بر روی شعری معروف از "سایه" با مطلع «نه لب گشایدم از گُل نه دل کشد به نبید»، در مایه دشتی آوازی خوانده است، پس از اجرای گوشه «عشاق» باز اوج میگیرد و «قرچه» را در همان مایه بالا میخواند و حتی «رضوی» را نیز با یک تحریر در مایة اوج به پایان می رساند. استاد "همایونپور" پس از تحریری که "شجریان" در رضوی اجرا کرد، با همان ظرافت همیشگی، هم از هنر والای شجریان تمجید کرد و هم افکار خود را به زیبایی بیان نمود. او گفت: «آقای شجریان با این بلندخواندن هم خودش را اذیت میکند و هم دیگر آوازخوانان را» و زمانی که پرسیدم «چگونه؟»
پاسخ داد: «خود را اذیت میکند چون این قدر بلند میخواند و دیگر آوازخوانان را به دلیل آنکه نمیتوانند، مثل او بخوانند!». نکته دیگری که همایونپور بسیار بر آن تأکید داشت، پرهیز از تقلید در آوازخوانی بود. او در توضیح این مطلب به خصوص آوازخوانانی را که به تقلید از استاد "محمدرضا شجریان" روی آوردهاند، مثال قرار میداد و معتقد بود تا زمانی که این هنرمندان زحماتی را که شجریان در رسیدن به شیوة کنونی متحمل شده است، نکشند، هیچ گونه پیشرفتی در کارشان حاصل نخواهد شد.
"همایونپور"، معتقد بود که ضرب شناسی باید، به شکلی غریزی در وجودِ آوازخوان باشد و بر هر آوازخوانی است تا ضربشناسی خود را تقویت نماید، تا بتواند از عهدة ضربیخوانیها برآید. این خصوصیتی بود که او خود به بهترین شکل آراستة آن بود و نمونههای آن نیز، در آثارِ اجراشدة وی به خوبی مشاهده میشود. او از میان شاعرانِ کلاسیک، به "حافظ" ارادتی ویژه داشت و از میان شعرای معاصر نیز "نوذر پرنگ" را میپسندید؛ هر چند که با اکثریتِ قریب به اتفاق شعرای معاصر نشست و برخاست داشت و برای همگی آنان احترامی خاص قائل بود.
از میانِ آوازخوانان به سه تن ارادتی ویژه داشت: استاد "اسماعیل ادیب خوانساری" استاد "تاج اصفهانی" و استاد "سید جواد بدیعزاده". او همواره رمز و راز پُر شکوه آواز "ادیب"، حماسة آواز "تاج" و وجوه قدرتمند اجتماعی آمیخته با آواز "بدیعزاده" را میستود و از هر سه هنرمند با احترام یاد میکرد. از میان نوازندگان هنر، "پرویز یاحقی" را بسیار میستود و به ساز او علاقهای فراوان داشت. به جز آن،"جلیل شهناز"، "فرهنگ شریف" و "منصور صارمی" را بسیار دوست میداشت و به ویژه از خُلق و مرام و هنر "منصور صارمی" داستانها حکایت میکرد. سرانجام شادروان "منوچهر همایون پور" در سال ۱۳۸۵ در تهران بدرود حیات گفت. روحش شاد و یادش گرامی.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۶ اردیبهشت سالروز درگذشت #حسینعلی_هروی
( زاده سال ۱۲۹۷ گرگان -- درگذشته ۶ اردیبهشت ۱۳۷۲ تهران ) نویسنده و مترجم
حسینعلی هروی، حافظ پژوه، شارح، مترجم و استاد دانشگاه، نواده حبیباله سررشتهدار، عضو محکمه حقوق استرآباد و جد اعلایش عبدالصمد مقصودلو از چهرههای سرشناس گرگان بودند.
او پس از اتمام تحصیلات ابتدائی در گرگان، به تهران رفت و دورهٔ متوسطه را در آنجا گذراند. سپس وارد دانشگاه تهران شد و در رشته زبانهای خارجه در سال ۱۳۲۲ لیسانس گرفت. او از شاگردان بدیعالزمان فروزانفر بود. در سال ۱۳۲۴ به عنوان دبیر زبان فرانسه در آموزش و پرورش مشغول به کار شد و در سالهای ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۸ رئیس آموزش و پرورش و رئیس فرهنگ شهرستان گناباد بود و به عنوان اولین لیسانسه شاغل به خدمت در گناباد شناخته میشود. او در سال ۱۳۳۴ برای ادامهٔ تحصیل عازم فرانسه شد و در دورهٔ دکترای مدرسه عالی «السنه شرقی» دانشگاه پاریس نامنویسی کرد و درجه دکترا در رشته فرهنگ و تمدن اسلامی گرفت. او پس از اتمام تحصیلات به ایران بازگشت و به تدریس، تألیف، مقالهنویسی و ترجمه روی آورد. تسلطش بر زبان فرانسه موجب شد تا کتب معروفی را ترجمه کند.
ترجمهٔ کتاب «فرهنگ البسهٔ مسلمانان» در رشتهٔ ترجمهٔ ادبی، برندهٔ جایزهٔ سلطنتی در سال ۱۳۴۵ شد. رسالهٔ دکترای او در سال ۱۳۴۹ دربارهٔ «مذاهب موجود در خلیج فارس» در دانشکدهٔ الهیات به تصویب رسید. بزرگترین سبب شهرت هروی، کتاب چهار جلدی «شرح غزلهای حافظ» است که پس از سالها تحقیق در سال ۱۳۶۷ منتشر شد. این کتاب حاصل ۱۵ سال فعالیت و تحقیق اوست.
آثار :
ترجمه :
«فرهنگ البسهٔ مسلمانان» (راینهارت پیتران دُزی)
زندگینامهٔ داستایوسکی (اثر هانری تروا)
«درسهایی برای خوش زیستن در زندگی زناشویی» (آندره موروا)
«تاریخ بزرگ جهان» (مجلد یازدهم)
زندگینامهٔ پوشکین (هانری تروا)
تألیف :
«شرح غزلهای حافظ» (۴ مجلد)
جستارهای پژوهشی و نوشتههای خاطراتی (گردآورنده: عنایت اله مجیدی)
مقالات :
همچنین متن کامل تعدادی از مقالات او را میتوان در «پایگاه مجلات تخصصی نور» دید.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۶ اردیبهشت سالروز درگذشت #حسینعلی_هروی
( زاده سال ۱۲۹۷ گرگان -- درگذشته ۶ اردیبهشت ۱۳۷۲ تهران ) نویسنده و مترجم
حسینعلی هروی، حافظ پژوه، شارح، مترجم و استاد دانشگاه، نواده حبیباله سررشتهدار، عضو محکمه حقوق استرآباد و جد اعلایش عبدالصمد مقصودلو از چهرههای سرشناس گرگان بودند.
او پس از اتمام تحصیلات ابتدائی در گرگان، به تهران رفت و دورهٔ متوسطه را در آنجا گذراند. سپس وارد دانشگاه تهران شد و در رشته زبانهای خارجه در سال ۱۳۲۲ لیسانس گرفت. او از شاگردان بدیعالزمان فروزانفر بود. در سال ۱۳۲۴ به عنوان دبیر زبان فرانسه در آموزش و پرورش مشغول به کار شد و در سالهای ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۸ رئیس آموزش و پرورش و رئیس فرهنگ شهرستان گناباد بود و به عنوان اولین لیسانسه شاغل به خدمت در گناباد شناخته میشود. او در سال ۱۳۳۴ برای ادامهٔ تحصیل عازم فرانسه شد و در دورهٔ دکترای مدرسه عالی «السنه شرقی» دانشگاه پاریس نامنویسی کرد و درجه دکترا در رشته فرهنگ و تمدن اسلامی گرفت. او پس از اتمام تحصیلات به ایران بازگشت و به تدریس، تألیف، مقالهنویسی و ترجمه روی آورد. تسلطش بر زبان فرانسه موجب شد تا کتب معروفی را ترجمه کند.
ترجمهٔ کتاب «فرهنگ البسهٔ مسلمانان» در رشتهٔ ترجمهٔ ادبی، برندهٔ جایزهٔ سلطنتی در سال ۱۳۴۵ شد. رسالهٔ دکترای او در سال ۱۳۴۹ دربارهٔ «مذاهب موجود در خلیج فارس» در دانشکدهٔ الهیات به تصویب رسید. بزرگترین سبب شهرت هروی، کتاب چهار جلدی «شرح غزلهای حافظ» است که پس از سالها تحقیق در سال ۱۳۶۷ منتشر شد. این کتاب حاصل ۱۵ سال فعالیت و تحقیق اوست.
آثار :
ترجمه :
«فرهنگ البسهٔ مسلمانان» (راینهارت پیتران دُزی)
زندگینامهٔ داستایوسکی (اثر هانری تروا)
«درسهایی برای خوش زیستن در زندگی زناشویی» (آندره موروا)
«تاریخ بزرگ جهان» (مجلد یازدهم)
زندگینامهٔ پوشکین (هانری تروا)
تألیف :
«شرح غزلهای حافظ» (۴ مجلد)
جستارهای پژوهشی و نوشتههای خاطراتی (گردآورنده: عنایت اله مجیدی)
مقالات :
همچنین متن کامل تعدادی از مقالات او را میتوان در «پایگاه مجلات تخصصی نور» دید.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱ تیر سالروز درگذشت #ابراهیم_منصفی
( زاده ۱۶ آذر ۱۳۲۴ بندرعباس– درگذشته ۱ تیر ۱۳۷۶ بندرعباس ) شاعر، موسیقیدان، نویسنده و بازیگر تئاتر و سینما
منصفی تحصیلاتش را در بندرعباس گذراند و همزمان جذب گروههای تئاتر دانشآموزی شد. علاقه او به سرودن، او را به چاپ اولین مجموعه شعرش ترغیب کرد. مجموعهای که او با کمک تعدادی از دوستانش با نام «مروارید ساحل» در شمارگان اندک به چاپ رساند اما بعدها از تعجیل در چاپ این مجموعه اظهار پشیمانی کرد.
در دنیای شاعری، بازیگری و موسیقی
به سال ۱۳۴۷ برای نخستینبار مجلات معتبری مانند خوشه و فردوسی شعرهای آزاد او را منتشر کردند.
حضور او در سه فیلم کوتاه سینمای آزاد آن سالها به کارگردانی حسن بنیهاشمی به عنوان بازیگر و دریافت جایزه اول سینمای آزاد برای فیلم نهنگ که نویسنده آن نیز خود منصفی بود به شهرت او افزود.
وی همچنین در زمینه سرودن و موسیقی نیز فعالیت میکرد. او که با موسیقی ملتهای مختلف آشنایی داشت و در این زمینه مطالعات ارزشمندی را انجام داده بود، با علاقهای که به موسیقی فلامنکوی اسپانیا و موسیقی هند داشت، آثار محبوبی را در این زمینه خلق کند.
منصفی در عرصه سرودن ترانههای بومی با اقبال به سمت ترانههایی که رنگ و بوی اجتماعی داشت، در این حوزه تحول اساسی را به وجود آورد. اجرای ساده او با آکورد گیتار هنوز مخاطبان فراوانی داشت و نگاههای بسیاری را به خود جلب کرده بود.
او در نمایی از فیلم کالنگها… به کارگردانی بنیهاشمی
در هرمزگان نامش را با عنوان نیمای هرمزگان شناساند. او و چند تن از همدورههای او جزو اولین نفراتی بودند که به سرودن شعرنو نیمایی و آزاد در این منطقهٔ جنوبی روی آوردند و زمینهٔ ادامه این جریان ادبی را در این خطه فراهم کردند. او در شعرهای آزاد خود پیرو احمد شاملو بود که با تأثیرپذیری از اقلیم و جغرافیای بومی منطقه، گاهی به شعر خود تمایزی قابل تشخیص میداد.
وی زندگی سراسر پرفراز و نشیب داشت و بیگمان همین مسئله در شعر او نیز تأثیر عمیقی به جای گذاشته بود.
درخشانترین دوره برای خلق آثار قابل تأمل او مربوط به دهه چهل میشود که وی پس از آن دیگر نتوانست آن شعرهای درخشان را تکرار کند.
ابراهیم منصفی در پنجاه و دو سالگی با مرگی خودخواسته به زندگیاش پایان داد.
آثار منتشر شده :
آلبوم ترانههای او ۱۰ سال پس از مرگش توسط نشر ماهریز منتشر شد.
کتاب مروارید ساحل یا گلهای اندوه، (مجموعه اشعار). چاپخانه گامبرون، بندرعباس، ۱۳۴۳
کتاب رنجترانهها، (مجموعه اشعار)، گردآورنده: حسن کرمی، نشر ۷ رنگ. تهران، ۱۳۷۸
گفتههای ناگفته، (مجموعه اشعار)، گردآورنده: حسن کرمی، نشر ۷ رنگ. تهران، ۱۳۸۲
کتاب ترانههای رامی، گردآورنده : حسامالدین نقوی، نشر ماهریز، تهران، ۱۳۸۴
کتاب زخم هزار ترانه (شناختنامهٔ ابراهیم منصفی)، گردآورنده: حسامالدین نقوی، نشر ماهریز، تهران، ۱۳۸۹
آلبوم موسیقی زندگی منتشر شده در سوئد، (ترانهها)
آلبوم رنج، منتشر شده در سوئد، (ترانهها)
آلبوم ترانههای رامی، نشر ماهریز، تهران، ۱۳۸۵
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱ تیر سالروز درگذشت #ابراهیم_منصفی
( زاده ۱۶ آذر ۱۳۲۴ بندرعباس– درگذشته ۱ تیر ۱۳۷۶ بندرعباس ) شاعر، موسیقیدان، نویسنده و بازیگر تئاتر و سینما
منصفی تحصیلاتش را در بندرعباس گذراند و همزمان جذب گروههای تئاتر دانشآموزی شد. علاقه او به سرودن، او را به چاپ اولین مجموعه شعرش ترغیب کرد. مجموعهای که او با کمک تعدادی از دوستانش با نام «مروارید ساحل» در شمارگان اندک به چاپ رساند اما بعدها از تعجیل در چاپ این مجموعه اظهار پشیمانی کرد.
در دنیای شاعری، بازیگری و موسیقی
به سال ۱۳۴۷ برای نخستینبار مجلات معتبری مانند خوشه و فردوسی شعرهای آزاد او را منتشر کردند.
حضور او در سه فیلم کوتاه سینمای آزاد آن سالها به کارگردانی حسن بنیهاشمی به عنوان بازیگر و دریافت جایزه اول سینمای آزاد برای فیلم نهنگ که نویسنده آن نیز خود منصفی بود به شهرت او افزود.
وی همچنین در زمینه سرودن و موسیقی نیز فعالیت میکرد. او که با موسیقی ملتهای مختلف آشنایی داشت و در این زمینه مطالعات ارزشمندی را انجام داده بود، با علاقهای که به موسیقی فلامنکوی اسپانیا و موسیقی هند داشت، آثار محبوبی را در این زمینه خلق کند.
منصفی در عرصه سرودن ترانههای بومی با اقبال به سمت ترانههایی که رنگ و بوی اجتماعی داشت، در این حوزه تحول اساسی را به وجود آورد. اجرای ساده او با آکورد گیتار هنوز مخاطبان فراوانی داشت و نگاههای بسیاری را به خود جلب کرده بود.
او در نمایی از فیلم کالنگها… به کارگردانی بنیهاشمی
در هرمزگان نامش را با عنوان نیمای هرمزگان شناساند. او و چند تن از همدورههای او جزو اولین نفراتی بودند که به سرودن شعرنو نیمایی و آزاد در این منطقهٔ جنوبی روی آوردند و زمینهٔ ادامه این جریان ادبی را در این خطه فراهم کردند. او در شعرهای آزاد خود پیرو احمد شاملو بود که با تأثیرپذیری از اقلیم و جغرافیای بومی منطقه، گاهی به شعر خود تمایزی قابل تشخیص میداد.
وی زندگی سراسر پرفراز و نشیب داشت و بیگمان همین مسئله در شعر او نیز تأثیر عمیقی به جای گذاشته بود.
درخشانترین دوره برای خلق آثار قابل تأمل او مربوط به دهه چهل میشود که وی پس از آن دیگر نتوانست آن شعرهای درخشان را تکرار کند.
ابراهیم منصفی در پنجاه و دو سالگی با مرگی خودخواسته به زندگیاش پایان داد.
آثار منتشر شده :
آلبوم ترانههای او ۱۰ سال پس از مرگش توسط نشر ماهریز منتشر شد.
کتاب مروارید ساحل یا گلهای اندوه، (مجموعه اشعار). چاپخانه گامبرون، بندرعباس، ۱۳۴۳
کتاب رنجترانهها، (مجموعه اشعار)، گردآورنده: حسن کرمی، نشر ۷ رنگ. تهران، ۱۳۷۸
گفتههای ناگفته، (مجموعه اشعار)، گردآورنده: حسن کرمی، نشر ۷ رنگ. تهران، ۱۳۸۲
کتاب ترانههای رامی، گردآورنده : حسامالدین نقوی، نشر ماهریز، تهران، ۱۳۸۴
کتاب زخم هزار ترانه (شناختنامهٔ ابراهیم منصفی)، گردآورنده: حسامالدین نقوی، نشر ماهریز، تهران، ۱۳۸۹
آلبوم موسیقی زندگی منتشر شده در سوئد، (ترانهها)
آلبوم رنج، منتشر شده در سوئد، (ترانهها)
آلبوم ترانههای رامی، نشر ماهریز، تهران، ۱۳۸۵
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم
#قیام_حمزه_آذرک_فرزند_آتش
پس از سرزمین خراسان، نوبت به ایالت مردخیز و دلاور پرور سیستان رسید تا برای استقلال و رهایی سرزمین ایران از یوغ تازیان، پایمردی و دلیری از خود نشان دهند.
پیشینه ی مبارزات مردم سلحشور سیستان به روزگار خلافت عثمان در سال ۳۰ هجری باز می گردد.
دلبستگی مردم سیستان به آداب و رسوم و ملیت ایرانی تا به آنجا رسید که موبدان و هیربدان، آزادانه در آتشکده ها به اجرای آیین های مذهبی خود می پرداختند.
دوری از مرکز خلافت، بقای آیین باستانی و وجود کانون های طریقه ی زرتشتی در میان بسیاری از مردم این سرزمین، قیام های پی در پی برضد تازیان و از همه مهمتر داستان های پهلوانی مربوط به خاندان گرشاسب، جنبش هایی را بر ضد تازیان رقم زد که سرشناس ترین آن ها قیام حمزه آدرک، فرزند آتش بود.
حمزه پسر آذر در سراسر سیستان شناخته شده بود. او جوانی نیرومند، رشید و مردی آزاده و جوانمرد بود که او را آذرک ،فرزند آتش می خواندند زیرا هنگامی که می شنید مردمی مورد ستم قرار گرفته اند مانند آتشفشان می خروشید و می جوشید و بی درنگ بر سر بیدادگران فرود می آمد و آن ها را از میدان به در می کرد.
وی برای حفظ سیمای نگران و درهم اما مصمم خود از آسیب شن های روان، نقابی بر چهره می زد که دنباله اش تا روی شانه اش می افتاد و کلاهی از جنس برگ های سیاه خراسان بر سر می گذاشت.
در آن روزگار خلیفه ی بغداد در ظاهر فرمانروایانی را برای اداره ی سرزمین ها گسیل می داشت و دستشان را برای هرگونه ستمگری و تباهکاری بر مردم آن سرزمین باز می گذاشت که همین دلیل، شعله های زیر خاکستر را فروزان می کرد از جمله قیام حمزه آذرک که در زمان خلافت هارون الرشید رخ داد.
حمزه آذرک پس از آنکه مورد استقبال گرم مردم زابل قرار گرفت بدون درنگ رو به کاخ فرمانروای بی رحم سیستان، یاسر آورد و با گذر از روی اجساد نگهبانان و گماشتگان او، خود را به وی رساند.
یاسر که می کوشید ترس و ضعف و اضطراب خود را پنهان کند گفت:
تو را گستاخی به جایی رسیده که بدون اجازه قدم به آستان ما می گذاری؟!
حمزه او را دعوت به نبرد تن به تن کرد و در این مبارزه حمزه پیروز شد. این پیروزی مردم سیستان را امیدوار و دلگرم کرد و دسته دسته به سوی حمزه روی آوردند و از پرداخت باج و خراج به کارگزاران خلیفه سر باز زدند.
سرانجام علی بن عیسی بزرگترین و مقتدرترین عامل و کارگزار بغداد نامه ای به هارون الرشید نوشت و از ناتوانی خود در مهار حمزه آذرک گفت. هارون الرشید با شنیدن این خبر خود شخصا به منطقه آمد و نامه ای نرم و ملاطفت آمیز به حمزه آذرک نوشت و از او خواست که همراه با نیروهایش اسلحه هایشان را زمین بگذارند تا فرمانروایی سیستان را به او بسپارد تا خود با قانون بر سیستان حکم براند. حمزه پذیرفت و چند سالی با قانون فرمانروایی کرد و افراد شایسته را به کار گمارد، اما خلیفه ی حیله گر که دستش به کشتن آزادمردانی چون جعفر برمکی آغشته بود دستور داد او را با خوراندن زهر مسموم و تباه کردند.
#روانش_به_مینو_بخته_و_آمرزیده_باد.
🌷🌷🌷
📚 یاری نامه:
قهرمانان ناکام ایران، ناصر نجمی، رویه (صفحه) های ۴۶-۵۳
گردآورنده: بانو منیژه ملکی ریزی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#بخوانیم
#قیام_حمزه_آذرک_فرزند_آتش
پس از سرزمین خراسان، نوبت به ایالت مردخیز و دلاور پرور سیستان رسید تا برای استقلال و رهایی سرزمین ایران از یوغ تازیان، پایمردی و دلیری از خود نشان دهند.
پیشینه ی مبارزات مردم سلحشور سیستان به روزگار خلافت عثمان در سال ۳۰ هجری باز می گردد.
دلبستگی مردم سیستان به آداب و رسوم و ملیت ایرانی تا به آنجا رسید که موبدان و هیربدان، آزادانه در آتشکده ها به اجرای آیین های مذهبی خود می پرداختند.
دوری از مرکز خلافت، بقای آیین باستانی و وجود کانون های طریقه ی زرتشتی در میان بسیاری از مردم این سرزمین، قیام های پی در پی برضد تازیان و از همه مهمتر داستان های پهلوانی مربوط به خاندان گرشاسب، جنبش هایی را بر ضد تازیان رقم زد که سرشناس ترین آن ها قیام حمزه آدرک، فرزند آتش بود.
حمزه پسر آذر در سراسر سیستان شناخته شده بود. او جوانی نیرومند، رشید و مردی آزاده و جوانمرد بود که او را آذرک ،فرزند آتش می خواندند زیرا هنگامی که می شنید مردمی مورد ستم قرار گرفته اند مانند آتشفشان می خروشید و می جوشید و بی درنگ بر سر بیدادگران فرود می آمد و آن ها را از میدان به در می کرد.
وی برای حفظ سیمای نگران و درهم اما مصمم خود از آسیب شن های روان، نقابی بر چهره می زد که دنباله اش تا روی شانه اش می افتاد و کلاهی از جنس برگ های سیاه خراسان بر سر می گذاشت.
در آن روزگار خلیفه ی بغداد در ظاهر فرمانروایانی را برای اداره ی سرزمین ها گسیل می داشت و دستشان را برای هرگونه ستمگری و تباهکاری بر مردم آن سرزمین باز می گذاشت که همین دلیل، شعله های زیر خاکستر را فروزان می کرد از جمله قیام حمزه آذرک که در زمان خلافت هارون الرشید رخ داد.
حمزه آذرک پس از آنکه مورد استقبال گرم مردم زابل قرار گرفت بدون درنگ رو به کاخ فرمانروای بی رحم سیستان، یاسر آورد و با گذر از روی اجساد نگهبانان و گماشتگان او، خود را به وی رساند.
یاسر که می کوشید ترس و ضعف و اضطراب خود را پنهان کند گفت:
تو را گستاخی به جایی رسیده که بدون اجازه قدم به آستان ما می گذاری؟!
حمزه او را دعوت به نبرد تن به تن کرد و در این مبارزه حمزه پیروز شد. این پیروزی مردم سیستان را امیدوار و دلگرم کرد و دسته دسته به سوی حمزه روی آوردند و از پرداخت باج و خراج به کارگزاران خلیفه سر باز زدند.
سرانجام علی بن عیسی بزرگترین و مقتدرترین عامل و کارگزار بغداد نامه ای به هارون الرشید نوشت و از ناتوانی خود در مهار حمزه آذرک گفت. هارون الرشید با شنیدن این خبر خود شخصا به منطقه آمد و نامه ای نرم و ملاطفت آمیز به حمزه آذرک نوشت و از او خواست که همراه با نیروهایش اسلحه هایشان را زمین بگذارند تا فرمانروایی سیستان را به او بسپارد تا خود با قانون بر سیستان حکم براند. حمزه پذیرفت و چند سالی با قانون فرمانروایی کرد و افراد شایسته را به کار گمارد، اما خلیفه ی حیله گر که دستش به کشتن آزادمردانی چون جعفر برمکی آغشته بود دستور داد او را با خوراندن زهر مسموم و تباه کردند.
#روانش_به_مینو_بخته_و_آمرزیده_باد.
🌷🌷🌷
📚 یاری نامه:
قهرمانان ناکام ایران، ناصر نجمی، رویه (صفحه) های ۴۶-۵۳
گردآورنده: بانو منیژه ملکی ریزی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#خورشیدی: ☀️
۱۳۹۹/۰۵/۲۲
چهارشنبه - ۲۲ اَمرداد ۱۳۹۹
#میلادی:
2020-08-12
Wednesday - 2020 12 August
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#حکایت
ابوسعید ابوالخیر با پیری در حمام بود.
پیر از گرمای دلکش و هوای خوش حمام، فصلی تمام گفت...
ابوسعید گفت: می دانی چرا این جایگاه خوش است؟
پیر گفت: چون شیخی مثل تو در این حمام است.
چون در این حمام شیخی چون تو هست
خوش شد و خوش گشت و خوش آمد نشست
شیخ گفت: من جواب بهتری دارم. پیر گفت: بگو که هرچه تو بگویی عین صواب است.
شیخ گفت: حمام از این جهت خوش است که از مال دنیا فقط یک سطل و یک پارچه بیشتر نداری که آن هم عاریت حمامی است...
#مصیبت_نامه_عطار
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها♒️
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌐روز جهانی جوانان
❇️روز ملی تشکلهای مردم نهاد و مشارکت اجتماعی
💠روز مادر در کشور تایلند به مناسبت سالگرد تولد ملکه سیرکیت در سال ۱۹۳۲
#رویدادها👁🗨
🌀۵۳۱خ- علاء الدين غور با تصرف غزنه به عمر حكومت ۱۵۵ ساله غزنويان بر ايران خاوري پايان داد. حد غربي حكومت غزنويان بر ايران، ايالت ری بود.
🌀۱۲۹۵خ- نیروهای عثمانی وارد قزوین شدند و تهران در معرض تهدید نیروهای ترک قرار گرفت.
🌀۱۳۰۸ خ-معاضدالسلطنه پیرنیا به ایالت کرمان تعیین گردید.
🌀۱۳۱۱خ- ژنرال مصطفي كمال پاشابه عنوان نخستين رئيس جمهور تركيه انتخاب شد. وی به خاطر خدماتي كه به ملت تركيه كرد لقب «آتا ترك» گرفت. تغيير الفبای ترکيه از عربي به لاتين که دارای حروف «صدادار» است و تلفظ ها يکسان شده است از خدمات اوست. ديگر از خدمات او، قراردادن پاسداری از قانون اساسی ترکيه بر عهده ارتش است، بنابراين نقض اصول اين قانون کار دشواری است.
🌀۱۳۱۷خ- قانون اساسنامه بانك ملی ايران به تصويب مجلس رسيد و بانك مزبور دارای اركانی مانند شورای عالی، هيئت نظّار و هيئت نظارت اندوخته اسكناس گرديد.
🌀۱۳۲۸ خ-هیئت نظارت بر انتخابات مجلس سنا تشکیل شد و سید محمد صادق طباطبائی به ریاست انتخاب شد.
🌀۱۳۳۲) خ- عزل محمد مصدق از نخستوزیری و انتصاب ارتشبد زاهدی به این سمت توسط محمدرضا شاه پهلوی
🌀۱۳۵۷خ- انفجار بمب در رستوران خوانسالار، محل خوشگذرانی نظاميان آمريكایی
توسط گروه توحیدی صف به رهبری محمد بروجردی
🌀۳۳۰ پیش از میلاد - نیروهای اسکندر مقدونی در پیشروی به سوی پارسه پایتخت آن زمان ایران ، در یک منطقهٔ کوهستانی صعب العبور با یک هنگ ارتش ایران (۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ نفر) به فرماندهی آریوبرزن رو به رو شد و از پیشروی بازایستاد.
🌀۱۲۸۱) م- ناوگان قوبلایخان هنگام حمله به ژاپن توسط یک توفند سهمگین نابود شد.
🌀۱۸۹۸) م- ایالات متحده آمریکا و اسپانیا با امضای یک معاهدهٔ صلح به جنگ بین همدیگر پایان دادند.
🌀۱۸۹۸ ) م- ایالات متحده آمریکا رسماً جزایر هاوایی را ضمیمهٔ خاک خود نمود. این جزایر دوسال پس از این تاریخ، جزئی از قلمرو آمریکا شدند.
🌀۱۹۷۲) - در جریان جنگ ویتنام آخرین نیروهای زمینی ارتش آمریکا از خاک ویتنام خارج شدند.
🌀۱۹۸۱) م- شرکت آیبیام نخستین کامپیوتر شخصی خود را که سیستم عامل اِماِس-داس مایکروسافت در آن به کار رفته بود، ارائه داد.
🌀۱۹۸۴ م- اختتامیه بازیهای المپیک تابستانی ۱۹۸۴ لسآنجلس برگزار شد.
🌀۱۹۸۵ م- در اثر سقوط هواپیمای بوئینگ ۷۴۷ پرواز شماره ۱۲۳ خطوط هوایی ژاپن در مناطق کوهستانی در ۱۰۰ کیلومتری توکیو ۵۲۰ تن از جمله ۱۵ خدمه کشته شدند.
🌀۲۰۱۸ م- کاوشگر بدون سرنشین خورشیدی پارکر ناسا برای بررسی تاج خورشیدی (کرونا) به فضا پرتاب شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۱۸۶۶) م- زادروز خاسینتو بناونته نمایشنامهنویس اسپانیایی ، برندهٔ جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۲۲
🍀۱۸۸۷) م- زادروز اروین شرودینگر فیزیکدان اتریشی ، برندهٔ جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۳۳
🍀۱۹۳۰) م- زادروز جرج سوروس تاجر و فعال سیاسی آمریکایی رئیس هیئت مدیرهٔ بنیاد سوروس و مؤسسهٔ جامعه باز
🍀۱۹۵۴) م- زادروز فرانسوا اولاند رئیسجمهور فرانسه(
🍀۱۹۹۳ ) م- زادروز لونا خواننده بازیگر مجری کرهای
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان🖤
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۶۰خ- موشق سروری از پيشگامان گرافيك نوين ايران (متولد ۲۵ بهمنماه ۱۲۸۹خ)
پدر و مادر وی از ارامنه مهاجر روسيه بودند.مادر سروری - مارگريت سروری- کارگردان و دکوراتور تئاتر بود که مدتي هم دوهفتهنامه "خوشههاي جديد" را براي کودکان منتشر ميکرد.
🍂۱۳۶۸خ- علی سامی،باستان شناس و نخستين ایرانی كاوشگر تخت جمشيد
🍂۱۳۸۰خ- محمد علی گلشن ابراهيمی گردآورنده آثار صوتی ايرانی
🍂۴۸۱ (قمری درگذشت خواجه عبدالله انصاری
🍂• ۵۰ (پیش از میلاد () - کلئوپاترای هفتم معروف به کلئوپاترا آخرین فرعون مصر باستان خودکشی با نیش افعی
🍂۱۶۸۹) م- درگذشت اینوسنت یازدهم از پاپهای کلیسای کاتولیک رم
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#خورشیدی: ☀️
۱۳۹۹/۰۵/۲۲
چهارشنبه - ۲۲ اَمرداد ۱۳۹۹
#میلادی:
2020-08-12
Wednesday - 2020 12 August
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#حکایت
ابوسعید ابوالخیر با پیری در حمام بود.
پیر از گرمای دلکش و هوای خوش حمام، فصلی تمام گفت...
ابوسعید گفت: می دانی چرا این جایگاه خوش است؟
پیر گفت: چون شیخی مثل تو در این حمام است.
چون در این حمام شیخی چون تو هست
خوش شد و خوش گشت و خوش آمد نشست
شیخ گفت: من جواب بهتری دارم. پیر گفت: بگو که هرچه تو بگویی عین صواب است.
شیخ گفت: حمام از این جهت خوش است که از مال دنیا فقط یک سطل و یک پارچه بیشتر نداری که آن هم عاریت حمامی است...
#مصیبت_نامه_عطار
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها♒️
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌐روز جهانی جوانان
❇️روز ملی تشکلهای مردم نهاد و مشارکت اجتماعی
💠روز مادر در کشور تایلند به مناسبت سالگرد تولد ملکه سیرکیت در سال ۱۹۳۲
#رویدادها👁🗨
🌀۵۳۱خ- علاء الدين غور با تصرف غزنه به عمر حكومت ۱۵۵ ساله غزنويان بر ايران خاوري پايان داد. حد غربي حكومت غزنويان بر ايران، ايالت ری بود.
🌀۱۲۹۵خ- نیروهای عثمانی وارد قزوین شدند و تهران در معرض تهدید نیروهای ترک قرار گرفت.
🌀۱۳۰۸ خ-معاضدالسلطنه پیرنیا به ایالت کرمان تعیین گردید.
🌀۱۳۱۱خ- ژنرال مصطفي كمال پاشابه عنوان نخستين رئيس جمهور تركيه انتخاب شد. وی به خاطر خدماتي كه به ملت تركيه كرد لقب «آتا ترك» گرفت. تغيير الفبای ترکيه از عربي به لاتين که دارای حروف «صدادار» است و تلفظ ها يکسان شده است از خدمات اوست. ديگر از خدمات او، قراردادن پاسداری از قانون اساسی ترکيه بر عهده ارتش است، بنابراين نقض اصول اين قانون کار دشواری است.
🌀۱۳۱۷خ- قانون اساسنامه بانك ملی ايران به تصويب مجلس رسيد و بانك مزبور دارای اركانی مانند شورای عالی، هيئت نظّار و هيئت نظارت اندوخته اسكناس گرديد.
🌀۱۳۲۸ خ-هیئت نظارت بر انتخابات مجلس سنا تشکیل شد و سید محمد صادق طباطبائی به ریاست انتخاب شد.
🌀۱۳۳۲) خ- عزل محمد مصدق از نخستوزیری و انتصاب ارتشبد زاهدی به این سمت توسط محمدرضا شاه پهلوی
🌀۱۳۵۷خ- انفجار بمب در رستوران خوانسالار، محل خوشگذرانی نظاميان آمريكایی
توسط گروه توحیدی صف به رهبری محمد بروجردی
🌀۳۳۰ پیش از میلاد - نیروهای اسکندر مقدونی در پیشروی به سوی پارسه پایتخت آن زمان ایران ، در یک منطقهٔ کوهستانی صعب العبور با یک هنگ ارتش ایران (۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ نفر) به فرماندهی آریوبرزن رو به رو شد و از پیشروی بازایستاد.
🌀۱۲۸۱) م- ناوگان قوبلایخان هنگام حمله به ژاپن توسط یک توفند سهمگین نابود شد.
🌀۱۸۹۸) م- ایالات متحده آمریکا و اسپانیا با امضای یک معاهدهٔ صلح به جنگ بین همدیگر پایان دادند.
🌀۱۸۹۸ ) م- ایالات متحده آمریکا رسماً جزایر هاوایی را ضمیمهٔ خاک خود نمود. این جزایر دوسال پس از این تاریخ، جزئی از قلمرو آمریکا شدند.
🌀۱۹۷۲) - در جریان جنگ ویتنام آخرین نیروهای زمینی ارتش آمریکا از خاک ویتنام خارج شدند.
🌀۱۹۸۱) م- شرکت آیبیام نخستین کامپیوتر شخصی خود را که سیستم عامل اِماِس-داس مایکروسافت در آن به کار رفته بود، ارائه داد.
🌀۱۹۸۴ م- اختتامیه بازیهای المپیک تابستانی ۱۹۸۴ لسآنجلس برگزار شد.
🌀۱۹۸۵ م- در اثر سقوط هواپیمای بوئینگ ۷۴۷ پرواز شماره ۱۲۳ خطوط هوایی ژاپن در مناطق کوهستانی در ۱۰۰ کیلومتری توکیو ۵۲۰ تن از جمله ۱۵ خدمه کشته شدند.
🌀۲۰۱۸ م- کاوشگر بدون سرنشین خورشیدی پارکر ناسا برای بررسی تاج خورشیدی (کرونا) به فضا پرتاب شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۱۸۶۶) م- زادروز خاسینتو بناونته نمایشنامهنویس اسپانیایی ، برندهٔ جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۲۲
🍀۱۸۸۷) م- زادروز اروین شرودینگر فیزیکدان اتریشی ، برندهٔ جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۳۳
🍀۱۹۳۰) م- زادروز جرج سوروس تاجر و فعال سیاسی آمریکایی رئیس هیئت مدیرهٔ بنیاد سوروس و مؤسسهٔ جامعه باز
🍀۱۹۵۴) م- زادروز فرانسوا اولاند رئیسجمهور فرانسه(
🍀۱۹۹۳ ) م- زادروز لونا خواننده بازیگر مجری کرهای
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان🖤
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۶۰خ- موشق سروری از پيشگامان گرافيك نوين ايران (متولد ۲۵ بهمنماه ۱۲۸۹خ)
پدر و مادر وی از ارامنه مهاجر روسيه بودند.مادر سروری - مارگريت سروری- کارگردان و دکوراتور تئاتر بود که مدتي هم دوهفتهنامه "خوشههاي جديد" را براي کودکان منتشر ميکرد.
🍂۱۳۶۸خ- علی سامی،باستان شناس و نخستين ایرانی كاوشگر تخت جمشيد
🍂۱۳۸۰خ- محمد علی گلشن ابراهيمی گردآورنده آثار صوتی ايرانی
🍂۴۸۱ (قمری درگذشت خواجه عبدالله انصاری
🍂• ۵۰ (پیش از میلاد () - کلئوپاترای هفتم معروف به کلئوپاترا آخرین فرعون مصر باستان خودکشی با نیش افعی
🍂۱۶۸۹) م- درگذشت اینوسنت یازدهم از پاپهای کلیسای کاتولیک رم
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#خورشیدی: ☀️
۱۳۹۹/۰۶/۰۵
چهارشنبه - ۵ شهریور ۱۳۹۹
#میلادی:
2020-08-26
Wednesday - 2020 26 August
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
در نوازشهای باد
در گل لبخند دهقانان شاد
در سرود نرم رود
خون گرم زندگی جوشیده بود
نوشخند مهر آب
آبشار آفتاب
در صفای دشت من کوشیده بود
شبنم آن دشت از پاکیزگی
گوییا خورشید را نوشیده بود
روزگاران گشت و گشت
داغ بر دل دارم از این سرگذشت
داغ بر دل دارم از مردان دشت
یاد باد آن خوشنوا آواز دهقان شاد
یاد باد آن دلنشین آهنگ رود
یاد باد آن مهربانی های باد
یاد باد آن روزگاران یاد باد
خون چکید از شاخ گل باغ
و بهاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد
دوستداران را چه شد . . .!
#فریدون_مشیری
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها♒️
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
💠روز بزرگداشت وتولد محمد زکریای رازی در ایران
💠روز شیمیدان در ایران
(روز داروساز
#🌐#روز_جهانی_سگ
#رویدادها👁🗨
🌀۷۶۶خ- اصفهان پس از يك مقاومت چشمگير به دست تیمور لنگ افتاد. امیر تیمور با قتل عام مردم از کله های مقتولین مخروطهای ده متری ساخت.
🌀۱۳۳۷خ- به تصميم دولت کليه کارمندانی که به سن شصت سال رسيدهاند و يا سی سال تمام سابقه خدمت دارند بازنشسته شدند.
🌀۱۳۴۹خ- وزارت آب و برق یک قرارداد ۳۸۰میلیون ریالی با دولت چک اسلواکی برای خرید و نصب ۴۷ دستگاه دیزل ژنراتور برق منعقد نمود.
🌀۱۳۵۷) خ- استعفای دولت جمشید آموزگار (و تشکیل دولت جعفر شریفامامی
🌀۱۳۵۷ خ- تعویض گاهشماری شاهنشاهی به گاهشماری هجری خورشیدی
🌀۱۳۵۹) خ- ملی شدن معادن ایران
🌀۱۰۷۱) م- ترکان سلجوقی به فرماندهی آلپ ارسلان در نبرد ملازگرد امپراتوری روم شرقی (بیزانس) را شکست دادند و امپراتور رومانوس چهارم به بند کشیده شد. نبرد ملازگرد یکی از تأثیرگذارترین نبردهای تاریخ جهان، میان امپراتوری سلجوقی به فرماندهی آلپ ارسلان، و امپراتوری بیزانس به فرماندهی رومانوس دیوژن روی داد. ترکان سلجوقی در این نبرد یکی از بزرگترین پیروزیهای عالم اسلام بر مسیحیت را کسب کردند. این نبرد به دلیل اهمیتش توسط مورخان به جنگ خندق دوم دنیای اسلام معروف شد.
🌀۱۸۸۳) م- با فوران آتشفشان جزیرهٔ کراکاتوآ در اندونزی و تخریب این جزیره، بر اثر امواج برآمده از آن، هزاران تن در جزایر بزرگتر جاوه و سوماترا کشته شدند.
🌀۱۸۹۶) م- ارمنیان شهر قسطنطنیه علیه امپراتوری عثمانی شوریدند که به کشتار سه روزهٔ بیش از ۶۰۰ تن از آنان انجامید.
🌀۱۹۲۰) م- با به اجرا گذاشته شدن مصوبهٔ متمم نوزدهم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا توسط کنگره این کشور به زنان حق رای در انتخابات سیاسی داده شد.
🌀۱۹۷۲ م– گشایش بازیهای المپیک تابستانی ۱۹۷۲ مونیخ.
🌀۱۹۸۸ م- مهران کریمی ناصری، پناهندهٔ ایرانی، وارد فرودگاه بین المللی شارل دوگل در پاریس شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها 💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۲۴۳ خ-ابوبکر محمّد بن زَکَریا رازی همهچیزدان، پزشک، فیلسوف و شیمیدان ایرانی است. رازی آثار ماندگاری در زمینهٔ پزشکی و شیمی و فلسفه نوشتهاست و بهعنوان کاشف الکل، جوهر گوگرد (اسید سولفوریک) و نفت سفید مشهور است. وی همچنین دربارهٔ کیهانشناسی، منطق و ریاضیات نیز آثاری دارد.
🍀۱۱۶۸ خ- عباس میرزا، یکی از شاهزادگان قاجار، فرزند فتحعلی شاه و ولیعهد ایران و والی آذربایجان.
🍀۱۲۹۰ خ- حسین مؤنس، تاریخنگار، ادیب و اندیشمند مصری.
🍀۱۳۰۹) خ- زادروز غلامرضا تختی ملقب به جهانپهلوان، کشتیگیر ایرانی
🍀۱۳۲۰ خ- آندرانیک آساطوریان، مشهور به آندرانیک؛ آهنگساز و تنظیمکننده موسیقی پاپ ایرانی
🍀۱۳۵۸ خ- محمد حسن علوان، رماننویس عربستانی
🍀۱۶۷۶) م- زادروز رابرت والپول سیاستمدار بریتانیایی نخستین نخستوزیر بریتانیای کبیر
🍀۱۷۴۳) م- زادروز آنتوان لاووازیه ، شیمیدان فرانسوی و بنیانگذار علم شیمی مدرن
🍀۱۸۸۰) م- زادروز گیوم آپولینر شاعرِ نخستین دهه قرن بیستم میلادی در فرانسه
🍀۱۸۸۲) م- زادروز جیمز فرانک فیزیکدان آلمانی برندهٔ جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۲۵
🍀۱۹۱۰) م- زادروز مادر ترزا راهبه کاتولیک آلبانیاییتبار، بنیانگذار «انجمن مأموران امور خیریه» در هند و برندهٔ جایزه صلح نوبل
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان🖤
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۴۰۶ (ق درگذشت سید رضی گردآورنده نهجالبلاغه
🍂۱۳۶۹ خ-استاد علی اکبر کاوه؛ خوشنویس برجسته معاصر
🍂۱۳۸۶ خ- مارکو گریگوریان، نقاش، هنرشناس و بازیگر ایرانی - ارمنی
🍂۱۳۹۵ خ- داوود رشیدی، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون
🍂۱۷۲۳) م- درگذشت آنتونی فان لیوونهوک دانشمند هلندی
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#خورشیدی: ☀️
۱۳۹۹/۰۶/۰۵
چهارشنبه - ۵ شهریور ۱۳۹۹
#میلادی:
2020-08-26
Wednesday - 2020 26 August
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
در نوازشهای باد
در گل لبخند دهقانان شاد
در سرود نرم رود
خون گرم زندگی جوشیده بود
نوشخند مهر آب
آبشار آفتاب
در صفای دشت من کوشیده بود
شبنم آن دشت از پاکیزگی
گوییا خورشید را نوشیده بود
روزگاران گشت و گشت
داغ بر دل دارم از این سرگذشت
داغ بر دل دارم از مردان دشت
یاد باد آن خوشنوا آواز دهقان شاد
یاد باد آن دلنشین آهنگ رود
یاد باد آن مهربانی های باد
یاد باد آن روزگاران یاد باد
خون چکید از شاخ گل باغ
و بهاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد
دوستداران را چه شد . . .!
#فریدون_مشیری
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها♒️
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
💠روز بزرگداشت وتولد محمد زکریای رازی در ایران
💠روز شیمیدان در ایران
(روز داروساز
#🌐#روز_جهانی_سگ
#رویدادها👁🗨
🌀۷۶۶خ- اصفهان پس از يك مقاومت چشمگير به دست تیمور لنگ افتاد. امیر تیمور با قتل عام مردم از کله های مقتولین مخروطهای ده متری ساخت.
🌀۱۳۳۷خ- به تصميم دولت کليه کارمندانی که به سن شصت سال رسيدهاند و يا سی سال تمام سابقه خدمت دارند بازنشسته شدند.
🌀۱۳۴۹خ- وزارت آب و برق یک قرارداد ۳۸۰میلیون ریالی با دولت چک اسلواکی برای خرید و نصب ۴۷ دستگاه دیزل ژنراتور برق منعقد نمود.
🌀۱۳۵۷) خ- استعفای دولت جمشید آموزگار (و تشکیل دولت جعفر شریفامامی
🌀۱۳۵۷ خ- تعویض گاهشماری شاهنشاهی به گاهشماری هجری خورشیدی
🌀۱۳۵۹) خ- ملی شدن معادن ایران
🌀۱۰۷۱) م- ترکان سلجوقی به فرماندهی آلپ ارسلان در نبرد ملازگرد امپراتوری روم شرقی (بیزانس) را شکست دادند و امپراتور رومانوس چهارم به بند کشیده شد. نبرد ملازگرد یکی از تأثیرگذارترین نبردهای تاریخ جهان، میان امپراتوری سلجوقی به فرماندهی آلپ ارسلان، و امپراتوری بیزانس به فرماندهی رومانوس دیوژن روی داد. ترکان سلجوقی در این نبرد یکی از بزرگترین پیروزیهای عالم اسلام بر مسیحیت را کسب کردند. این نبرد به دلیل اهمیتش توسط مورخان به جنگ خندق دوم دنیای اسلام معروف شد.
🌀۱۸۸۳) م- با فوران آتشفشان جزیرهٔ کراکاتوآ در اندونزی و تخریب این جزیره، بر اثر امواج برآمده از آن، هزاران تن در جزایر بزرگتر جاوه و سوماترا کشته شدند.
🌀۱۸۹۶) م- ارمنیان شهر قسطنطنیه علیه امپراتوری عثمانی شوریدند که به کشتار سه روزهٔ بیش از ۶۰۰ تن از آنان انجامید.
🌀۱۹۲۰) م- با به اجرا گذاشته شدن مصوبهٔ متمم نوزدهم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا توسط کنگره این کشور به زنان حق رای در انتخابات سیاسی داده شد.
🌀۱۹۷۲ م– گشایش بازیهای المپیک تابستانی ۱۹۷۲ مونیخ.
🌀۱۹۸۸ م- مهران کریمی ناصری، پناهندهٔ ایرانی، وارد فرودگاه بین المللی شارل دوگل در پاریس شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها 💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۲۴۳ خ-ابوبکر محمّد بن زَکَریا رازی همهچیزدان، پزشک، فیلسوف و شیمیدان ایرانی است. رازی آثار ماندگاری در زمینهٔ پزشکی و شیمی و فلسفه نوشتهاست و بهعنوان کاشف الکل، جوهر گوگرد (اسید سولفوریک) و نفت سفید مشهور است. وی همچنین دربارهٔ کیهانشناسی، منطق و ریاضیات نیز آثاری دارد.
🍀۱۱۶۸ خ- عباس میرزا، یکی از شاهزادگان قاجار، فرزند فتحعلی شاه و ولیعهد ایران و والی آذربایجان.
🍀۱۲۹۰ خ- حسین مؤنس، تاریخنگار، ادیب و اندیشمند مصری.
🍀۱۳۰۹) خ- زادروز غلامرضا تختی ملقب به جهانپهلوان، کشتیگیر ایرانی
🍀۱۳۲۰ خ- آندرانیک آساطوریان، مشهور به آندرانیک؛ آهنگساز و تنظیمکننده موسیقی پاپ ایرانی
🍀۱۳۵۸ خ- محمد حسن علوان، رماننویس عربستانی
🍀۱۶۷۶) م- زادروز رابرت والپول سیاستمدار بریتانیایی نخستین نخستوزیر بریتانیای کبیر
🍀۱۷۴۳) م- زادروز آنتوان لاووازیه ، شیمیدان فرانسوی و بنیانگذار علم شیمی مدرن
🍀۱۸۸۰) م- زادروز گیوم آپولینر شاعرِ نخستین دهه قرن بیستم میلادی در فرانسه
🍀۱۸۸۲) م- زادروز جیمز فرانک فیزیکدان آلمانی برندهٔ جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۲۵
🍀۱۹۱۰) م- زادروز مادر ترزا راهبه کاتولیک آلبانیاییتبار، بنیانگذار «انجمن مأموران امور خیریه» در هند و برندهٔ جایزه صلح نوبل
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان🖤
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۴۰۶ (ق درگذشت سید رضی گردآورنده نهجالبلاغه
🍂۱۳۶۹ خ-استاد علی اکبر کاوه؛ خوشنویس برجسته معاصر
🍂۱۳۸۶ خ- مارکو گریگوریان، نقاش، هنرشناس و بازیگر ایرانی - ارمنی
🍂۱۳۹۵ خ- داوود رشیدی، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون
🍂۱۷۲۳) م- درگذشت آنتونی فان لیوونهوک دانشمند هلندی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱ آبان زادروز #محمدرضا_آلابراهیم
( زاده ۱ آبان ۱۳۳۰ استهبان فارس ) نویسنده و پژوهشگر
پژوهشهای آلابراهیم در زمینه فرهنگ، ادبیات و تاریخ شهرستان استهبان در قالب بیش از ۵۰ جلد کتاب منتشر شده است.
وی تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در زادگاهش گذراند و در سال ۱۳۵۱ به آموزگاری در مقطع ابتدایی مشغول شد و این حرفه را تا بازنشستگی در سال ۱۳۸۰ و در مقطع راهنمایی ادامه داد. او دارای دو مدرک کارشناسی در رشته علومِ تربیتی (مدیریت و برنامه ریزی) و رشته زبان و ادبیات فارسی است.
همایشها و جشنوارهها:
وی دبیر نخستین جشنواره داستاننویسی استانی «سته بان» در ۲۸ آبان ۱۳۸۸ بوده است و همچنین دبیر همایش شمس استهباناتی در اسفندماه ۱۳۸۹ در استهبان و جشنواره کشوری افسانههای مردم ایران برگزار شده در ۱۹ اسفند ۱۳۹۰ در استهبان بوده است.
آثار:
زندگینامهها:
شورش، زندگی و مبارزات کریم پور شیرازی، علیاشرف درویشیان، محمدرضا آلابراهیم، نشرچشمه ۱۳۸۳.
شهید رابع (شهید راهآزادی) شیخ محمدباقر مجتهد استهباناتی: نگرشی کوتاه بر زندگی، مبارزه، آثار، اشعار و ... ، محمدرضا آلابراهیم، ستهبان، ۱۳۸۴.
قاضی عضدالدین ایجی استاد حافظ، محمدرضا آلابراهیم، ستهبان ۱۳۸۴.
اردشیربابکان، زاده بختگان، محمدرضا آلابراهیم، ستهبان ۱۳۸۷.
بهارستان (بهار استهبان) محمدرضا آلابراهیم (پژوهشگر و گردآورنده) ستهبان ۱۳۹۱.
شیخ مغربی: نگرشی کوتاه بر زندگی و گزیده اشعار محمدشیرین (شمس) مغربی، محمدرضا آلابراهیم، ستهبان، ۱۳۸۴.
فرهنگ مردم:
کتابشناسی مردم استهبان، محمدرضا آلابراهیم، ستهبان ۱۳۸۲.
فرهنگ مردمِ استهبان در محرم، رمضان و طلب باران، محمدرضا آلابراهیم، انتشارات ستهبان، ۱۳۸۵.
مراسم عروسی و ترانههای رایج آن در استهبان، محمدرضا آلابراهیم (گردآورنده) ستهبان ۱۳۸۶.
بازیهای محلی استهبان، محمدرضا آلابراهیم (گردآورنده) ستهبان ۱۳۸۶.
آثارباستانی، امکان مذهبی و گردشگاهها در استهبان، محمدرضا آلابراهیم (پژوهشگر و گردآورنده) ستهبان ۱۳۸۷.
ضربالمثلهای سابُناتی
تاریخ و جغرافیای استهبان.
انجیر و انجیرکاری در استهبان.
انگور و انگورکاری در استهبان.
بادام و زعفران در استهبان.
باورهای عامیانه مردم استهبان.
دعاها و نفرینها در استهبان.
پیشینه نمایش در استهبان.
بهشتکان پنهان در نیریز.
افسانههای خانم معلمان.
افسانههای سرباز معلم.
پژوهش، تصحیح و گردآوری متون
شمس استهباناتی، محمدرضا آلابراهیم (گردآورنده) ستهبان ۱۳۸۵.
عارف استهباناتی (مجموعه اشعار محمدعلی منوچهری) محمدرضا آلابراهیم (گردآورنده) محمدعلی منوچهری (شاعر) ستهبان ۱۳۸۵.
شاهکار عشق یا شور عاشورا (اشعار شمس استهباناتی) محمدرضا آلابراهیم (به کوشش) ستهبان ۱۳۸۵.
غزلیات شمسِ استهباناتی، محمدرضا آلابراهیم (بهکوشش) ستهبان ۱۳۸۷.
محیا، درویش کشاورزیان، محمدرضا آلابراهیم (پژوهش و گردآوری) ستهبان ۱۳۸۷.
اشعار وفادار (مجموعه شعر و اشعار محلی) محمدرضا آلابراهیم (گردآورنده) اصغر وفادار (شاعر) ستهبان ۱۳۸۹.
نوحههای شمس استهباناتی / محمدشمس استهباناتی، محمدرضا آلابراهیم (پژوهشگر و گردآورنده) ستهبان ۱۳۹۱.
شکوفههای کهکشان، قاسم کهکشانی، محمدرضا آلابراهیم (پژوهش و گردآوری) ستهبان ۱۳۹۲.
سفرنامه خوبیار (سفرنامه حج) غلامعباس خوبیار، محمدرضا آلابراهیم (پژوهش و تصحیح) ستهبان ۱۳۹۲.
نسیم محبت (مجموعه شعر) محمود روشنعلی، محمدرضا آلابراهیم (پژوهش و گردآوری) ستهبان ۱۳۹۲.
امین فقیری را دوست دارم، محمدرضا آلابراهیم (به کوشش) ستهبان ۱۳۹۴.
حیدربگ نامی، محمدرضا آلابراهیم (به کوشش) ستهبان ۱۳۹۴.
داستان نویسی:
داستانهای ستهبان (مجموعه داستان) دفتر یکم تا دفتر دهم، محمدرضا آلابراهیم (گردآورنده) ستهبان، از سال ۱۳۷۶ تا سال ۱۳۹۰.
شب سمور (مجموعه داستان) محمدرضا آلابراهیم (گردآورنده) ستهبان، ۱۳۸۹.
لب تنور (مجموعه داستان) محمدرضا آلابراهیم ستهبان ۱۳۸۹.
شعر:
باران سر ایستادن نداشت، محمدرضا آلابراهیم، ستهبان ۱۳۹۴.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱ آبان زادروز #محمدرضا_آلابراهیم
( زاده ۱ آبان ۱۳۳۰ استهبان فارس ) نویسنده و پژوهشگر
پژوهشهای آلابراهیم در زمینه فرهنگ، ادبیات و تاریخ شهرستان استهبان در قالب بیش از ۵۰ جلد کتاب منتشر شده است.
وی تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در زادگاهش گذراند و در سال ۱۳۵۱ به آموزگاری در مقطع ابتدایی مشغول شد و این حرفه را تا بازنشستگی در سال ۱۳۸۰ و در مقطع راهنمایی ادامه داد. او دارای دو مدرک کارشناسی در رشته علومِ تربیتی (مدیریت و برنامه ریزی) و رشته زبان و ادبیات فارسی است.
همایشها و جشنوارهها:
وی دبیر نخستین جشنواره داستاننویسی استانی «سته بان» در ۲۸ آبان ۱۳۸۸ بوده است و همچنین دبیر همایش شمس استهباناتی در اسفندماه ۱۳۸۹ در استهبان و جشنواره کشوری افسانههای مردم ایران برگزار شده در ۱۹ اسفند ۱۳۹۰ در استهبان بوده است.
آثار:
زندگینامهها:
شورش، زندگی و مبارزات کریم پور شیرازی، علیاشرف درویشیان، محمدرضا آلابراهیم، نشرچشمه ۱۳۸۳.
شهید رابع (شهید راهآزادی) شیخ محمدباقر مجتهد استهباناتی: نگرشی کوتاه بر زندگی، مبارزه، آثار، اشعار و ... ، محمدرضا آلابراهیم، ستهبان، ۱۳۸۴.
قاضی عضدالدین ایجی استاد حافظ، محمدرضا آلابراهیم، ستهبان ۱۳۸۴.
اردشیربابکان، زاده بختگان، محمدرضا آلابراهیم، ستهبان ۱۳۸۷.
بهارستان (بهار استهبان) محمدرضا آلابراهیم (پژوهشگر و گردآورنده) ستهبان ۱۳۹۱.
شیخ مغربی: نگرشی کوتاه بر زندگی و گزیده اشعار محمدشیرین (شمس) مغربی، محمدرضا آلابراهیم، ستهبان، ۱۳۸۴.
فرهنگ مردم:
کتابشناسی مردم استهبان، محمدرضا آلابراهیم، ستهبان ۱۳۸۲.
فرهنگ مردمِ استهبان در محرم، رمضان و طلب باران، محمدرضا آلابراهیم، انتشارات ستهبان، ۱۳۸۵.
مراسم عروسی و ترانههای رایج آن در استهبان، محمدرضا آلابراهیم (گردآورنده) ستهبان ۱۳۸۶.
بازیهای محلی استهبان، محمدرضا آلابراهیم (گردآورنده) ستهبان ۱۳۸۶.
آثارباستانی، امکان مذهبی و گردشگاهها در استهبان، محمدرضا آلابراهیم (پژوهشگر و گردآورنده) ستهبان ۱۳۸۷.
ضربالمثلهای سابُناتی
تاریخ و جغرافیای استهبان.
انجیر و انجیرکاری در استهبان.
انگور و انگورکاری در استهبان.
بادام و زعفران در استهبان.
باورهای عامیانه مردم استهبان.
دعاها و نفرینها در استهبان.
پیشینه نمایش در استهبان.
بهشتکان پنهان در نیریز.
افسانههای خانم معلمان.
افسانههای سرباز معلم.
پژوهش، تصحیح و گردآوری متون
شمس استهباناتی، محمدرضا آلابراهیم (گردآورنده) ستهبان ۱۳۸۵.
عارف استهباناتی (مجموعه اشعار محمدعلی منوچهری) محمدرضا آلابراهیم (گردآورنده) محمدعلی منوچهری (شاعر) ستهبان ۱۳۸۵.
شاهکار عشق یا شور عاشورا (اشعار شمس استهباناتی) محمدرضا آلابراهیم (به کوشش) ستهبان ۱۳۸۵.
غزلیات شمسِ استهباناتی، محمدرضا آلابراهیم (بهکوشش) ستهبان ۱۳۸۷.
محیا، درویش کشاورزیان، محمدرضا آلابراهیم (پژوهش و گردآوری) ستهبان ۱۳۸۷.
اشعار وفادار (مجموعه شعر و اشعار محلی) محمدرضا آلابراهیم (گردآورنده) اصغر وفادار (شاعر) ستهبان ۱۳۸۹.
نوحههای شمس استهباناتی / محمدشمس استهباناتی، محمدرضا آلابراهیم (پژوهشگر و گردآورنده) ستهبان ۱۳۹۱.
شکوفههای کهکشان، قاسم کهکشانی، محمدرضا آلابراهیم (پژوهش و گردآوری) ستهبان ۱۳۹۲.
سفرنامه خوبیار (سفرنامه حج) غلامعباس خوبیار، محمدرضا آلابراهیم (پژوهش و تصحیح) ستهبان ۱۳۹۲.
نسیم محبت (مجموعه شعر) محمود روشنعلی، محمدرضا آلابراهیم (پژوهش و گردآوری) ستهبان ۱۳۹۲.
امین فقیری را دوست دارم، محمدرضا آلابراهیم (به کوشش) ستهبان ۱۳۹۴.
حیدربگ نامی، محمدرضا آلابراهیم (به کوشش) ستهبان ۱۳۹۴.
داستان نویسی:
داستانهای ستهبان (مجموعه داستان) دفتر یکم تا دفتر دهم، محمدرضا آلابراهیم (گردآورنده) ستهبان، از سال ۱۳۷۶ تا سال ۱۳۹۰.
شب سمور (مجموعه داستان) محمدرضا آلابراهیم (گردآورنده) ستهبان، ۱۳۸۹.
لب تنور (مجموعه داستان) محمدرضا آلابراهیم ستهبان ۱۳۸۹.
شعر:
باران سر ایستادن نداشت، محمدرضا آلابراهیم، ستهبان ۱۳۹۴.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۴ آبان زادروز #فرامرز_گودرزی
( زاده ۲۴ آبان ۱۳۱۲ تهران ) پدر پزشکی قانونی نوین ایران
گودرزی، فرزند موسی گودرزی (از طايفه اسکي های آمل و قاضی عالیرتبه دادگستری) دوره ابتدایی را در مدرسه بدر و پانزده بهمن گذراند و دوره متوسطه را در دبیرستانهای علمیه و دارالفنون تهران به پایان رساند و در سال ۱۳۳۲ وارد دانشكده پزشكی دانشگاه شیراز شد و در سال ۱۳۳۸ دكترای طب عمومی دریافت كرد. سپس به تحصیل تخصصی پزشكی قانونی پرداخت و پس از یك سال و نیم كار در مركز پزشكی قانونی و آزمایشگاههای سم شناسی و سرم، با ارائه پایان نامه «پیوند روده كوچك به جای حالب» كه یكی از ایدههای نوین پزشكی آن زمان بود، موفق به پایان دوره تخصصی شد.
او علاقه زیادی به ادبيات و حقوق داشت، اما پدرش كه قاضی و مسئول قضايی در كشور بود، از ترس حقوقدان شدن فرزندش، او را مجبور به آموختن علم پزشكی كرد. هرچند پدر نمیدانست زندگی برای فرامرز كوچكش، خواب ديگری ديده است. اگر او قاضی و وكيل نشد اما دست سرنوشت او را به سيستم قضايی وارد كرد و همكار پدر شد، به این نحو که رشته پزشکی قانونی را انتخاب کرد که هم با پزشکی ارتباط دارد و هم حقوق! او در خاطرات خود گفته است:
«علت علاقه من به عدلیه پزشكی قانونی، استفاده از استادان بزرگ علم حقوق مانند عبدالعلی لطفی وزیر اسبق دادگستری در دهه ۱۳۳۰ كه پسر خاله مادرم بود و پدرم كه مقامات عالیه قضایی از جمله دادستانی تهران و دیوان كیفر و مستشاری دیوان عالی كشور را به عهده داشتند و در اواخر كار عضو دادگاه عالی تجدیدنظر انتظامی قضات بود و نیز علیاصغر شریف از قضات عالی مقام كه مورخ و نویسنده مشهوری بود، میدانم».
دکتر گودرزی سالها در شهرهای مختلف از جمله ساری و تهران به شغل پزشكی قانونی و بعدها سرپرستی پزشكی قانونی مشغول بود. او از سال ۱۳۴۲ به تدریس این رشته در دانشگاههای مختلف كشور و دورههای کارآموزی قضایی قضات تهران مشغول بوده است.
دكتر گودرزی مدتی عهدهدار سرپرستی و معاونت سازمان پزشكی قانونی كشور و بعد رییس آن نیز بود.
آثار تالیفی و تحقیقی:
۱- پزشكی قانونی (چاپ پلیس قضایی)
۲- پزشكی قانونی (چاپ موسسه آینشتین)
۳- خاطرات پزشكی قانونی دكتر گودرزی (نشر عدالت، نایاب)
۴- پزشكی قانونی (بارها تجدید چاپ شده است)
۵- مجموعه مقالهها در باره شعر و زندگي طالب آملي که در مجله فرهنگ و هنر منتشر شد و در سال ۱۳۸۱ از طرف وزارت ارشاد به صورت کتابي مستقل چاپ شد.
۶- دیوان اشعار
۷- گردآورنده «مجموعه طالب و زهره» که نوار طالب و زهره احمد محسن پور براساس آن تهيه شده است.
۸- کتاب پزشکی قانونی برای دانشجویان رشته حقوق، کار مشترک با دکتر مهرزاد کیانی
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۴ آبان زادروز #فرامرز_گودرزی
( زاده ۲۴ آبان ۱۳۱۲ تهران ) پدر پزشکی قانونی نوین ایران
گودرزی، فرزند موسی گودرزی (از طايفه اسکي های آمل و قاضی عالیرتبه دادگستری) دوره ابتدایی را در مدرسه بدر و پانزده بهمن گذراند و دوره متوسطه را در دبیرستانهای علمیه و دارالفنون تهران به پایان رساند و در سال ۱۳۳۲ وارد دانشكده پزشكی دانشگاه شیراز شد و در سال ۱۳۳۸ دكترای طب عمومی دریافت كرد. سپس به تحصیل تخصصی پزشكی قانونی پرداخت و پس از یك سال و نیم كار در مركز پزشكی قانونی و آزمایشگاههای سم شناسی و سرم، با ارائه پایان نامه «پیوند روده كوچك به جای حالب» كه یكی از ایدههای نوین پزشكی آن زمان بود، موفق به پایان دوره تخصصی شد.
او علاقه زیادی به ادبيات و حقوق داشت، اما پدرش كه قاضی و مسئول قضايی در كشور بود، از ترس حقوقدان شدن فرزندش، او را مجبور به آموختن علم پزشكی كرد. هرچند پدر نمیدانست زندگی برای فرامرز كوچكش، خواب ديگری ديده است. اگر او قاضی و وكيل نشد اما دست سرنوشت او را به سيستم قضايی وارد كرد و همكار پدر شد، به این نحو که رشته پزشکی قانونی را انتخاب کرد که هم با پزشکی ارتباط دارد و هم حقوق! او در خاطرات خود گفته است:
«علت علاقه من به عدلیه پزشكی قانونی، استفاده از استادان بزرگ علم حقوق مانند عبدالعلی لطفی وزیر اسبق دادگستری در دهه ۱۳۳۰ كه پسر خاله مادرم بود و پدرم كه مقامات عالیه قضایی از جمله دادستانی تهران و دیوان كیفر و مستشاری دیوان عالی كشور را به عهده داشتند و در اواخر كار عضو دادگاه عالی تجدیدنظر انتظامی قضات بود و نیز علیاصغر شریف از قضات عالی مقام كه مورخ و نویسنده مشهوری بود، میدانم».
دکتر گودرزی سالها در شهرهای مختلف از جمله ساری و تهران به شغل پزشكی قانونی و بعدها سرپرستی پزشكی قانونی مشغول بود. او از سال ۱۳۴۲ به تدریس این رشته در دانشگاههای مختلف كشور و دورههای کارآموزی قضایی قضات تهران مشغول بوده است.
دكتر گودرزی مدتی عهدهدار سرپرستی و معاونت سازمان پزشكی قانونی كشور و بعد رییس آن نیز بود.
آثار تالیفی و تحقیقی:
۱- پزشكی قانونی (چاپ پلیس قضایی)
۲- پزشكی قانونی (چاپ موسسه آینشتین)
۳- خاطرات پزشكی قانونی دكتر گودرزی (نشر عدالت، نایاب)
۴- پزشكی قانونی (بارها تجدید چاپ شده است)
۵- مجموعه مقالهها در باره شعر و زندگي طالب آملي که در مجله فرهنگ و هنر منتشر شد و در سال ۱۳۸۱ از طرف وزارت ارشاد به صورت کتابي مستقل چاپ شد.
۶- دیوان اشعار
۷- گردآورنده «مجموعه طالب و زهره» که نوار طالب و زهره احمد محسن پور براساس آن تهيه شده است.
۸- کتاب پزشکی قانونی برای دانشجویان رشته حقوق، کار مشترک با دکتر مهرزاد کیانی
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
تابلوی «حریق»، اثر ماریا هلنا ویرا داسیلوا. تابلویی که او، دور از سرزمینی که عاشقاش بود، در اوج آوارهگی ناشی از جنگ جهانی دوّم، به سال ۱۹۴۴ کشید. حریقی که ماریا تصویر کرده، هیزماش سربازانیست برافروخته به هزار جرقهی خشونت و شقاوت. او بیمعناییِ ذاتیِ شقاوت را در ترکیب رنگها فاش میکند. تابلویی که به دلیل ناماش، قاعدتاً باید حسی غالب از گرما منتقل کند، در تناقضی محسوس، سراسر آغشته به لایهای از رنگ قهوهایست که با رنگهای سرد آبی، مشکی و خاکستری درآمیخته است، شعلههایی تهی از گرما. سرمایی که به قلبها رسوخ میکند و زبانه میکشد.
و در میانهی تابلو، ماریا گویی منادیِ واقعهای نیک، با رنگهای گرم فریادرسی را تصویر کرده است:
«تو کلام من را بشنو! تو به این جنگ پایان بده!»
آنکه در میان همین شعلهها گام برمیدارد و مصدر عشق و نوری گرمابخش میگوید:
«در میان آدمیان چنان گام میزنم که گویی در میان پارههای آینده؛ آیندهای که من میبینم. فکر و ذکرم همه این است که آنچه را که پاره-پاره است و معمّا و رویدادِ هولناک، یگانه گردانم و یکجا گرد آورم. و اگر انسان گردآورنده نمیبود و معمّاگُشا و نجاتبخشِ رویداد هستی، چهگونه تابِ انسان بودنام میبود؟»*
* از: چنین گفت زرتشت، کتابی برای همهکس و هیچکس
فریدریش ویلهلم نیچه
مترجم: داریوش آشوری
#شرح_تصاویر
#آتش-1944
هنرمند: ماریا هلنا ویرا دا سیلوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
تابلوی «حریق»، اثر ماریا هلنا ویرا داسیلوا. تابلویی که او، دور از سرزمینی که عاشقاش بود، در اوج آوارهگی ناشی از جنگ جهانی دوّم، به سال ۱۹۴۴ کشید. حریقی که ماریا تصویر کرده، هیزماش سربازانیست برافروخته به هزار جرقهی خشونت و شقاوت. او بیمعناییِ ذاتیِ شقاوت را در ترکیب رنگها فاش میکند. تابلویی که به دلیل ناماش، قاعدتاً باید حسی غالب از گرما منتقل کند، در تناقضی محسوس، سراسر آغشته به لایهای از رنگ قهوهایست که با رنگهای سرد آبی، مشکی و خاکستری درآمیخته است، شعلههایی تهی از گرما. سرمایی که به قلبها رسوخ میکند و زبانه میکشد.
و در میانهی تابلو، ماریا گویی منادیِ واقعهای نیک، با رنگهای گرم فریادرسی را تصویر کرده است:
«تو کلام من را بشنو! تو به این جنگ پایان بده!»
آنکه در میان همین شعلهها گام برمیدارد و مصدر عشق و نوری گرمابخش میگوید:
«در میان آدمیان چنان گام میزنم که گویی در میان پارههای آینده؛ آیندهای که من میبینم. فکر و ذکرم همه این است که آنچه را که پاره-پاره است و معمّا و رویدادِ هولناک، یگانه گردانم و یکجا گرد آورم. و اگر انسان گردآورنده نمیبود و معمّاگُشا و نجاتبخشِ رویداد هستی، چهگونه تابِ انسان بودنام میبود؟»*
* از: چنین گفت زرتشت، کتابی برای همهکس و هیچکس
فریدریش ویلهلم نیچه
مترجم: داریوش آشوری
#شرح_تصاویر
#آتش-1944
هنرمند: ماریا هلنا ویرا دا سیلوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ آذر زادروز #ابراهیم_منصفی
( زاده ۱۶ آذر ۱۳۲۴ بندرعباس– درگذشته ۱ تیر ۱۳۷۶ بندرعباس ) شاعر، موسیقیدان، نویسنده و بازیگر تئاتر و سینما
منصفی تحصیلاتش را در بندرعباس گذراند و همزمان جذب گروههای تئاتر دانشآموزی شد. علاقه او به سرودن، او را به چاپ اولین مجموعه شعرش ترغیب کرد. مجموعهای که او با کمک تعدادی از دوستانش با نام «مروارید ساحل» در شمارگان اندک به چاپ رساند اما بعدها از تعجیل در چاپ این مجموعه اظهار پشیمانی کرد.
در دنیای شاعری، بازیگری و موسیقی
به سال ۱۳۴۷ برای نخستینبار مجلات معتبری مانند خوشه و فردوسی شعرهای آزاد او را منتشر کردند.
حضور او در سه فیلم کوتاه سینمای آزاد آن سالها به کارگردانی حسن بنیهاشمی به عنوان بازیگر و دریافت جایزه اول سینمای آزاد برای فیلم نهنگ که نویسنده آن نیز خود منصفی بود به شهرت او افزود.
وی همچنین در زمینه سرودن و موسیقی نیز فعالیت میکرد. او که با موسیقی ملتهای مختلف آشنایی داشت و در این زمینه مطالعات ارزشمندی را انجام داده بود، با علاقهای که به موسیقی فلامنکوی اسپانیا و موسیقی هند داشت، آثار محبوبی را در این زمینه خلق کند.
منصفی در عرصه سرودن ترانههای بومی با اقبال به سمت ترانههایی که رنگ و بوی اجتماعی داشت، در این حوزه تحول اساسی را به وجود آورد. اجرای ساده او با آکورد گیتار هنوز مخاطبان فراوانی داشت و نگاههای بسیاری را به خود جلب کرده بود.
او در نمایی از فیلم کالنگها… به کارگردانی بنیهاشمی
در هرمزگان نامش را با عنوان نیمای هرمزگان شناساند. او و چند تن از همدورههای او جزو اولین نفراتی بودند که به سرودن شعرنو نیمایی و آزاد در این منطقهٔ جنوبی روی آوردند و زمینهٔ ادامه این جریان ادبی را در این خطه فراهم کردند. او در شعرهای آزاد خود پیرو احمد شاملو بود که با تأثیرپذیری از اقلیم و جغرافیای بومی منطقه، گاهی به شعر خود تمایزی قابل تشخیص میداد.
وی زندگی سراسر پرفراز و نشیب داشت و بیگمان همین مسئله در شعر او نیز تأثیر عمیقی به جای گذاشته بود.
درخشانترین دوره برای خلق آثار قابل تأمل او مربوط به دهه چهل میشود که وی پس از آن دیگر نتوانست آن شعرهای درخشان را تکرار کند.
ابراهیم منصفی در ۵۲ سالگی با مرگی خودخواسته به زندگیاش پایان داد.
آثار منتشر شده:
آلبوم ترانههای او ۱۰ سال پس از مرگش توسط نشر ماهریز منتشر شد.
کتاب مروارید ساحل یا گلهای اندوه، (مجموعه اشعار). چاپخانه گامبرون، بندرعباس، ۱۳۴۳
کتاب رنجترانهها (مجموعه اشعار) گردآورنده: حسن کرمی، نشر ۷ رنگ. تهران ۱۳۷۸
گفتههای ناگفته (مجموعه اشعار) گردآورنده: حسن کرمی، نشر ۷ رنگ. تهران ۱۳۸۲
کتاب ترانههای رامی، گردآورنده: حسامالدین نقوی، نشر ماهریز، تهران ۱۳۸۴
کتاب زخم هزار ترانه (شناختنامه ابراهیم منصفی) گردآورنده: حسامالدین نقوی، نشر ماهریز، تهران ۱۳۸۹
آلبوم موسیقی زندگی منتشر شده در سوئد (ترانهها)
آلبوم رنج، منتشر شده در سوئد، (ترانهها)
آلبوم ترانههای رامی، نشر ماهریز، تهران ۱۳۸۵
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ آذر زادروز #ابراهیم_منصفی
( زاده ۱۶ آذر ۱۳۲۴ بندرعباس– درگذشته ۱ تیر ۱۳۷۶ بندرعباس ) شاعر، موسیقیدان، نویسنده و بازیگر تئاتر و سینما
منصفی تحصیلاتش را در بندرعباس گذراند و همزمان جذب گروههای تئاتر دانشآموزی شد. علاقه او به سرودن، او را به چاپ اولین مجموعه شعرش ترغیب کرد. مجموعهای که او با کمک تعدادی از دوستانش با نام «مروارید ساحل» در شمارگان اندک به چاپ رساند اما بعدها از تعجیل در چاپ این مجموعه اظهار پشیمانی کرد.
در دنیای شاعری، بازیگری و موسیقی
به سال ۱۳۴۷ برای نخستینبار مجلات معتبری مانند خوشه و فردوسی شعرهای آزاد او را منتشر کردند.
حضور او در سه فیلم کوتاه سینمای آزاد آن سالها به کارگردانی حسن بنیهاشمی به عنوان بازیگر و دریافت جایزه اول سینمای آزاد برای فیلم نهنگ که نویسنده آن نیز خود منصفی بود به شهرت او افزود.
وی همچنین در زمینه سرودن و موسیقی نیز فعالیت میکرد. او که با موسیقی ملتهای مختلف آشنایی داشت و در این زمینه مطالعات ارزشمندی را انجام داده بود، با علاقهای که به موسیقی فلامنکوی اسپانیا و موسیقی هند داشت، آثار محبوبی را در این زمینه خلق کند.
منصفی در عرصه سرودن ترانههای بومی با اقبال به سمت ترانههایی که رنگ و بوی اجتماعی داشت، در این حوزه تحول اساسی را به وجود آورد. اجرای ساده او با آکورد گیتار هنوز مخاطبان فراوانی داشت و نگاههای بسیاری را به خود جلب کرده بود.
او در نمایی از فیلم کالنگها… به کارگردانی بنیهاشمی
در هرمزگان نامش را با عنوان نیمای هرمزگان شناساند. او و چند تن از همدورههای او جزو اولین نفراتی بودند که به سرودن شعرنو نیمایی و آزاد در این منطقهٔ جنوبی روی آوردند و زمینهٔ ادامه این جریان ادبی را در این خطه فراهم کردند. او در شعرهای آزاد خود پیرو احمد شاملو بود که با تأثیرپذیری از اقلیم و جغرافیای بومی منطقه، گاهی به شعر خود تمایزی قابل تشخیص میداد.
وی زندگی سراسر پرفراز و نشیب داشت و بیگمان همین مسئله در شعر او نیز تأثیر عمیقی به جای گذاشته بود.
درخشانترین دوره برای خلق آثار قابل تأمل او مربوط به دهه چهل میشود که وی پس از آن دیگر نتوانست آن شعرهای درخشان را تکرار کند.
ابراهیم منصفی در ۵۲ سالگی با مرگی خودخواسته به زندگیاش پایان داد.
آثار منتشر شده:
آلبوم ترانههای او ۱۰ سال پس از مرگش توسط نشر ماهریز منتشر شد.
کتاب مروارید ساحل یا گلهای اندوه، (مجموعه اشعار). چاپخانه گامبرون، بندرعباس، ۱۳۴۳
کتاب رنجترانهها (مجموعه اشعار) گردآورنده: حسن کرمی، نشر ۷ رنگ. تهران ۱۳۷۸
گفتههای ناگفته (مجموعه اشعار) گردآورنده: حسن کرمی، نشر ۷ رنگ. تهران ۱۳۸۲
کتاب ترانههای رامی، گردآورنده: حسامالدین نقوی، نشر ماهریز، تهران ۱۳۸۴
کتاب زخم هزار ترانه (شناختنامه ابراهیم منصفی) گردآورنده: حسامالدین نقوی، نشر ماهریز، تهران ۱۳۸۹
آلبوم موسیقی زندگی منتشر شده در سوئد (ترانهها)
آلبوم رنج، منتشر شده در سوئد، (ترانهها)
آلبوم ترانههای رامی، نشر ماهریز، تهران ۱۳۸۵
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۳ دی سالروز درگذشت #محمد_عبداللهی
( زاده ۱ شهریور ۱۳۲۳ ایلام -- درگذشته ۳ دی ۱۳۸۹ تهران) جامعهشناس
عبدالهی در سال ۱۳۴۹ در رشته علوم اجتماعی از دانشگاه تهران، مدرک کارشناسی گرفت و سه سال بعد موفق به دریافت کارشناسی ارشد جامعهشناسی از همین دانشگاه شد. او در سال ۱۳۵۷ با دفاع از رسالهاش با عنوان «سرمايهداری و فرار مغزها: تحليل جدالی مهاجرت نيروی انسانی تحصيلکرده، از کشورهای کمتر توسعه يافته به کشورهای بيشتر توسعه يافته» موفق به دريافت درجه دکترای جامعهشناسی از دانشگاه ميشيگان غربی شد.
فعالیتها:
او پس از بازگشت به میهن، به مدت ۳۲ سال فعاليتهای آموزشی، پژوهشی و خدمات علمی و فرهنگیاش را به عنوان عضو هيئت علمی ادامه داد. وی سه دوره مديريت گروه جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبايی را بر عهده داشت و در طی خدمت در اين دانشگاه، به عنوان پژوهشگر برتر در سطح ملی، پژوهشگر برگزيده و استاد نمونه دانشگاه انتخاب شد. عضويت در هيئت تحريريه شش مجله علمی و پژوهشی و راهنمايی بيش از ۱۰۰ رساله تحصيلات تکميلی، مديريت گروه علوم اجتماعی مرکز بينالمللی گفتگوی تمدنها، عضويت در شورایعالی برنامهريزی علوم انسانی و ترويج کشاورزی ايران، عضويت در شورای پژوهشی دانشگاه و مسئوليت او در کميته اتحاد و هويت ملی، بخش ديگری از فعاليتهای علمی او را تشکيل میدادند.
رییس انجمن جامعهشناسی ایران (۱۳۸۲–۱۳۷۸)
عضو شورای پژوهشی دانشگاه علامه طباطبایی (۱۳۸۲–۱۳۶۲)
عضو شورای عالی برنامهریزی علوم انسانی وزارت علوم
عضو شورای عالی ترویج کشاورزی وزارت کشاورزی
عضو کمیته تحصیلات تکمیلی گروه علوم اجتماعی پیام نور (۱۳۸۳–۱۳۸۱)
مدیر گروه جامهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی (برای سه دوره ۶ ساله)
کتابها
تألیف:
زنان در عرصه عمومی: عوامل، موانع و راهبردهای مشارکت مدنی زنان ایرانی، ناشر: جامعه شناسان.
بررسی مسائل اجتماعی ایران (رشته علوم اجتماعی) گروه مؤلفان، ناشر: دانشگاه پیام نور.
زنان و نهادهای مستقل مدنی، مسائل، موانع و راهبردهای مشارکت مدنی زنان در ایران (با مشارکت زهره نظری) ناشر: سوره مهر - ۱۳۸۳.
مجموعه مقالات اولین همایش ملی طرح مسائل جامعهشناسی ایران، محمد عبداللهی و جمال رییسی، ناشر: دانشگاه علامه طباطبایی - ۱۳۸۳.
کتابشناسی هویت اجتماعی (فارسی - انگلیسی) ناشر: دانشگاه علامه طباطبایی.
کتابشناسی توسعه اجتماعی: فارسی - انگلیسی، ناشر: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.
خلاصه گزارش تحقیقات دبیرخانه شورای عالی آموزش و پرورش (تدوین با مشارکت: بیتا مهدی، علی رستمی پور، ناشر: نورالثقلین.
کتابشناسی نظریه اجتماعی: فهرست آثار صاحب نظران کلاسیک و معاصر علوم اجتماعی (گردآورنده) ناشر: دانشگاه علامه طباطبایی.
نظامهای بهرهبرداری (مطالعه تطبیقی نظامهای بهرهبرداری کشاورزی) ناشر: وزارت جهاد کشاورزی
ترجمه:
نظریهسازی در علوم اجتماعی، پاملاجی شومیکر، جیمز ویلیام تنکارد، دومینک ال لاسورا، ناشر: جامعهشناسان
مطالعه تطبیقی انقلابها از کرامول تا کاسترو، لورنس کاپلان، ناشر: دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۷۵
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۳ دی سالروز درگذشت #محمد_عبداللهی
( زاده ۱ شهریور ۱۳۲۳ ایلام -- درگذشته ۳ دی ۱۳۸۹ تهران) جامعهشناس
عبدالهی در سال ۱۳۴۹ در رشته علوم اجتماعی از دانشگاه تهران، مدرک کارشناسی گرفت و سه سال بعد موفق به دریافت کارشناسی ارشد جامعهشناسی از همین دانشگاه شد. او در سال ۱۳۵۷ با دفاع از رسالهاش با عنوان «سرمايهداری و فرار مغزها: تحليل جدالی مهاجرت نيروی انسانی تحصيلکرده، از کشورهای کمتر توسعه يافته به کشورهای بيشتر توسعه يافته» موفق به دريافت درجه دکترای جامعهشناسی از دانشگاه ميشيگان غربی شد.
فعالیتها:
او پس از بازگشت به میهن، به مدت ۳۲ سال فعاليتهای آموزشی، پژوهشی و خدمات علمی و فرهنگیاش را به عنوان عضو هيئت علمی ادامه داد. وی سه دوره مديريت گروه جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبايی را بر عهده داشت و در طی خدمت در اين دانشگاه، به عنوان پژوهشگر برتر در سطح ملی، پژوهشگر برگزيده و استاد نمونه دانشگاه انتخاب شد. عضويت در هيئت تحريريه شش مجله علمی و پژوهشی و راهنمايی بيش از ۱۰۰ رساله تحصيلات تکميلی، مديريت گروه علوم اجتماعی مرکز بينالمللی گفتگوی تمدنها، عضويت در شورایعالی برنامهريزی علوم انسانی و ترويج کشاورزی ايران، عضويت در شورای پژوهشی دانشگاه و مسئوليت او در کميته اتحاد و هويت ملی، بخش ديگری از فعاليتهای علمی او را تشکيل میدادند.
رییس انجمن جامعهشناسی ایران (۱۳۸۲–۱۳۷۸)
عضو شورای پژوهشی دانشگاه علامه طباطبایی (۱۳۸۲–۱۳۶۲)
عضو شورای عالی برنامهریزی علوم انسانی وزارت علوم
عضو شورای عالی ترویج کشاورزی وزارت کشاورزی
عضو کمیته تحصیلات تکمیلی گروه علوم اجتماعی پیام نور (۱۳۸۳–۱۳۸۱)
مدیر گروه جامهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی (برای سه دوره ۶ ساله)
کتابها
تألیف:
زنان در عرصه عمومی: عوامل، موانع و راهبردهای مشارکت مدنی زنان ایرانی، ناشر: جامعه شناسان.
بررسی مسائل اجتماعی ایران (رشته علوم اجتماعی) گروه مؤلفان، ناشر: دانشگاه پیام نور.
زنان و نهادهای مستقل مدنی، مسائل، موانع و راهبردهای مشارکت مدنی زنان در ایران (با مشارکت زهره نظری) ناشر: سوره مهر - ۱۳۸۳.
مجموعه مقالات اولین همایش ملی طرح مسائل جامعهشناسی ایران، محمد عبداللهی و جمال رییسی، ناشر: دانشگاه علامه طباطبایی - ۱۳۸۳.
کتابشناسی هویت اجتماعی (فارسی - انگلیسی) ناشر: دانشگاه علامه طباطبایی.
کتابشناسی توسعه اجتماعی: فارسی - انگلیسی، ناشر: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.
خلاصه گزارش تحقیقات دبیرخانه شورای عالی آموزش و پرورش (تدوین با مشارکت: بیتا مهدی، علی رستمی پور، ناشر: نورالثقلین.
کتابشناسی نظریه اجتماعی: فهرست آثار صاحب نظران کلاسیک و معاصر علوم اجتماعی (گردآورنده) ناشر: دانشگاه علامه طباطبایی.
نظامهای بهرهبرداری (مطالعه تطبیقی نظامهای بهرهبرداری کشاورزی) ناشر: وزارت جهاد کشاورزی
ترجمه:
نظریهسازی در علوم اجتماعی، پاملاجی شومیکر، جیمز ویلیام تنکارد، دومینک ال لاسورا، ناشر: جامعهشناسان
مطالعه تطبیقی انقلابها از کرامول تا کاسترو، لورنس کاپلان، ناشر: دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۷۵
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۴ بهمن زادروز #استاد_علیرضا_پورامید
( زاده ۱۴ بهمن 'در شناسنامه ۵ امرداد' ۱۳۳۸ تهران ) شاعر، نویسنده و پژوهشگر موسیقی
پورامید پس از تحصیل در مدرسه مروی، به فعالیت اقتصادی در صنف جواهرفروشان پرداخت.
او در همان دوران نوجوانی به هنر و ادبیات، عشق و علاقهای وافر داشت و در کنار فعالیت اقتصادی به تلاش و پویش در زمینههای ادبی و فرهنگی اقدام میورزید.
وی آموزش آواز را نزد استاد محمودکریمی آغاز کرد و با شاهپور رحیمی ادامه داد و از محضر استادان بزرگی چون: علی تجویدی، حسین دهلوی، همایون خرم، محمد میرنقیبی، احمد ابراهیمی، حسین یوسفزمانی، منصور نریمان، نادر گلچین، هوشنگ ظریف و... بهره برد اما بیشترین تأثیر را در ادبیات و تاریخ، از استاد بزرگ دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی گرفته است.
او با اینکه در بیشتر زمینههای هنر و پژوهشهای وابسته به آن صاحب تجربهها و آثار گرانقدر و ارزشمندی است، اما بدون ادعا و به دور از جنجال روزگار خود را به پژوهش و نگاشتن مقالات تحقیقی پیرامون موضوعات مختلف هنری میگذراند و ساعاتی را در هفته به تدریس مثنوی، حافظ و برخی از متون کهن ادب فارسی، برای علاقهمندان همت میگمارد.
آشنایی و دوستی نزدیک با اکثر بزرگان و هنرمندان عرصه فرهنگ و هنر روزگار خویش، برگزاری و اجرای گردهماییها و نشستهای فرهنگی، ادبی و موسیقایی در موزه موسیقی و فرهنگسرای ارسباران و... از او چهرهای ممتاز در میان اهل فرهنگ ساخته است.
در شعر متخلص به "سوخته" است و اشعارش در ستونهای ادبی مجلهها و روزنامهها، از جمله روزنامه "اطلاعات" به چاپ میرسد.
در ابتدای نیمه دوم سال ۱۳۹۹ به اصرار دوستان با شناسه
@alireza.pouromid
وارد اینستاگرام شد. این صفحه با نظارت وی توسط ادمین اداره میشود و اخیراً نیز برخی از مطالب و مقالهها و آثارش در این صفحه منتشر شده است.
او صاحب دو فرزند دختر به نامهای "سوگند" و "ثمین" است.
برخی از آثار وی و مسئولیتهایی که تاکنون عهدهدار انجامشان بوده، به شرح زیر است:
۱ـ همکاری با مرکز فرهنگ هنرمندان معاصر به عنوان مسئول پژوهشهای موسیقی (۱۳۸۰)
۲ـ دبیر شورای موسیقی پژوهشگاه فرهنگ و هنر
۳ـ فعالیتهای روزنامهنگاری در حوزه موسیقی با بیش از ۳۰۰ مقاله و گفتگو در مجلههای هنر موسیقی، فرهنگ و آهنگ، مقام موسیقی، خیمه و... و روزنامههایی چون شرق، همشهری، حیاتنو، اعتماد، اطلاعات، ایران و... (۱۳۷۲ به بعد)
۴ـ مسئول شورای نویسندگیِ فصلنامه آهنگ
۵ـ گردآورنده کتاب مجموعه "داستانکها" (۱۳۸۶)
۶ـ تولید آلبوم موسیقایی به نام "نغمه آزادی" (پژوهشی در موسیقی مشروطه)
۷ـ کتاب از "تبسم تا تُرنگ"، گزیده اشعار وی به کوشش و انتخاب سهیلا حسنزاده، انتشارات امید رهاوی
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۴ بهمن زادروز #استاد_علیرضا_پورامید
( زاده ۱۴ بهمن 'در شناسنامه ۵ امرداد' ۱۳۳۸ تهران ) شاعر، نویسنده و پژوهشگر موسیقی
پورامید پس از تحصیل در مدرسه مروی، به فعالیت اقتصادی در صنف جواهرفروشان پرداخت.
او در همان دوران نوجوانی به هنر و ادبیات، عشق و علاقهای وافر داشت و در کنار فعالیت اقتصادی به تلاش و پویش در زمینههای ادبی و فرهنگی اقدام میورزید.
وی آموزش آواز را نزد استاد محمودکریمی آغاز کرد و با شاهپور رحیمی ادامه داد و از محضر استادان بزرگی چون: علی تجویدی، حسین دهلوی، همایون خرم، محمد میرنقیبی، احمد ابراهیمی، حسین یوسفزمانی، منصور نریمان، نادر گلچین، هوشنگ ظریف و... بهره برد اما بیشترین تأثیر را در ادبیات و تاریخ، از استاد بزرگ دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی گرفته است.
او با اینکه در بیشتر زمینههای هنر و پژوهشهای وابسته به آن صاحب تجربهها و آثار گرانقدر و ارزشمندی است، اما بدون ادعا و به دور از جنجال روزگار خود را به پژوهش و نگاشتن مقالات تحقیقی پیرامون موضوعات مختلف هنری میگذراند و ساعاتی را در هفته به تدریس مثنوی، حافظ و برخی از متون کهن ادب فارسی، برای علاقهمندان همت میگمارد.
آشنایی و دوستی نزدیک با اکثر بزرگان و هنرمندان عرصه فرهنگ و هنر روزگار خویش، برگزاری و اجرای گردهماییها و نشستهای فرهنگی، ادبی و موسیقایی در موزه موسیقی و فرهنگسرای ارسباران و... از او چهرهای ممتاز در میان اهل فرهنگ ساخته است.
در شعر متخلص به "سوخته" است و اشعارش در ستونهای ادبی مجلهها و روزنامهها، از جمله روزنامه "اطلاعات" به چاپ میرسد.
در ابتدای نیمه دوم سال ۱۳۹۹ به اصرار دوستان با شناسه
@alireza.pouromid
وارد اینستاگرام شد. این صفحه با نظارت وی توسط ادمین اداره میشود و اخیراً نیز برخی از مطالب و مقالهها و آثارش در این صفحه منتشر شده است.
او صاحب دو فرزند دختر به نامهای "سوگند" و "ثمین" است.
برخی از آثار وی و مسئولیتهایی که تاکنون عهدهدار انجامشان بوده، به شرح زیر است:
۱ـ همکاری با مرکز فرهنگ هنرمندان معاصر به عنوان مسئول پژوهشهای موسیقی (۱۳۸۰)
۲ـ دبیر شورای موسیقی پژوهشگاه فرهنگ و هنر
۳ـ فعالیتهای روزنامهنگاری در حوزه موسیقی با بیش از ۳۰۰ مقاله و گفتگو در مجلههای هنر موسیقی، فرهنگ و آهنگ، مقام موسیقی، خیمه و... و روزنامههایی چون شرق، همشهری، حیاتنو، اعتماد، اطلاعات، ایران و... (۱۳۷۲ به بعد)
۴ـ مسئول شورای نویسندگیِ فصلنامه آهنگ
۵ـ گردآورنده کتاب مجموعه "داستانکها" (۱۳۸۶)
۶ـ تولید آلبوم موسیقایی به نام "نغمه آزادی" (پژوهشی در موسیقی مشروطه)
۷ـ کتاب از "تبسم تا تُرنگ"، گزیده اشعار وی به کوشش و انتخاب سهیلا حسنزاده، انتشارات امید رهاوی
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
◾️آیا مرد قویتر از زن است؟
رايجترین تئوری این است که مرد قوی تر از زن است و با زور زن را به فرمانبرداری واداشته است. روایت ملایم تر این ادعا میگوید زور مرد کارهای بدنی سخت چون شخم زدن و برداشت محصول را به گردن او می اندازد. بنابراین تولید خوراک به دست او می افتد و در آخر کار قدرت سیاسی را به چنگ می آورد.
انگشت نهادن بر «زور بازو» دو اشکال دارد. نخست، این نظر که «مرد قوی تر از زن است.» فقط در حد میانگین درست است، و فقط با توجه به جورهای معینی از زور. زنان معمولا گرسنگی و بیماری و خستگی را بیش از مردان تاب می آورند. در عین حال هستند زنان بسیاری که می توانند از بسیاری مردان تندتر بدوند و وزنههای سنگینتری را بلند کنند. از این گذشته، و اِشکال دارتر از آن، زنان در سراسر تاریخ از کارهایی که تلاش جسمی چندانی نمی خواهند (مانند دین پیشگی و حقوقی و سیاست دور نگه داشته شده اند و در عوض در کارهای سخت بدنی در مزرعه و صنایع دستی و خانه داری عمر خویش را گذاشته اند. اگر قدرت اجتماعی در رابطه ی مستقیم با توان بدنی تقسیم می شد، زنان سهم بیشتری از آن می بردند.
از این مهم تر، میان زورِ بدنی و قدرت اجتماعی انسانها هیچ رابطه ی سر راستی نیست. معمولا شصت ساله ها زورشان بر بیست ساله ها می چربد، گرچه بیست ساله ها زورمندتر از بزرگسال ترها هستند. مزرعه دارِ نوعی در آلاباما در میانه ی قرن نوزدهم اگر با هر کدام از برده هایی که توی مزرعه ی پنبه اش کار می کردند کشتی می گرفت در یک چشم برهم زدن پشتش به خاک می رسید. برای برگزیدن فرعونهای مصر یا پاپ های کلیسای کاتولیک، مسابقه ی مشت زنی برگزار نمی شد. در جامعه های گردآورنده ی خوراک، سروری سیاسی در مجموع در دست کسانی بود که بهترین مهارت های اجتماعی را داشتند و نه با کسانی که از همه عضلانی تر بودند. در خلافکاری سازمان یافته، سرکرده ی بزرگ لزوما قوی ترین مرد نیست. او اغلب مرد پر سن و سالی ست که بسیار به ندرت از مشت های خودش استفاده می کند؛ می گذارد جوان ترها و مناسب ترها کارهای کثیف را برایش انجام دهند، عضو مافیایی که فکر می کند زدنِ رئيس بهترین راه دستیابی به سندیکاست، چندان زنده نمیماند تا از اشتباهش درس بگیرد. حتا نزد شمپانزهها، آلفای نر برای رسیدن به این جایگاه با نرهای دیگر و ماده ها دست به یکی می کند، نه اینکه بیفتد به جان این و آن!
تاریخ انسان نشان می دهد که بسیاری وقت ها رابطه ی توانایی جسمی و قدرت اجتماعی وارونه است. در بیشترینه ی جامعه ها طبقه های پایین دست کارهای جسمی انجام می دهند. این چه بسا بازتاب جایگاه «هومو ساپی یِنس» در زنجیره ی خوراک باشد. اگر این همه زیر سر توانایی های جسمانی محض می بود، ساپی ینس ها در پله های میانی این نردبام جای می گرفتند. ولی مهارت های ذهنی و اجتماعی شان، ایشان را بر بالاترین پله نشاند. از این رو طبیعی است که زنجیره ی قدرت در درون گونه ی جانوری را نیز بیشتر توانایی های ذهنی و اجتماعی تعیین کنند تا زور جسمانی. از این رو دشوار بتوان باور کرد که بانفوذترین و پایدارترین پایگان اجتماعی در تاریخ، اساسش بر توانایی جسمی مردان در زورگویی به زنان بوده است.
📕گشت_و_گذاری_در_تاریخ_بشر
✍️#یووال_نوح_هراری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
◾️آیا مرد قویتر از زن است؟
رايجترین تئوری این است که مرد قوی تر از زن است و با زور زن را به فرمانبرداری واداشته است. روایت ملایم تر این ادعا میگوید زور مرد کارهای بدنی سخت چون شخم زدن و برداشت محصول را به گردن او می اندازد. بنابراین تولید خوراک به دست او می افتد و در آخر کار قدرت سیاسی را به چنگ می آورد.
انگشت نهادن بر «زور بازو» دو اشکال دارد. نخست، این نظر که «مرد قوی تر از زن است.» فقط در حد میانگین درست است، و فقط با توجه به جورهای معینی از زور. زنان معمولا گرسنگی و بیماری و خستگی را بیش از مردان تاب می آورند. در عین حال هستند زنان بسیاری که می توانند از بسیاری مردان تندتر بدوند و وزنههای سنگینتری را بلند کنند. از این گذشته، و اِشکال دارتر از آن، زنان در سراسر تاریخ از کارهایی که تلاش جسمی چندانی نمی خواهند (مانند دین پیشگی و حقوقی و سیاست دور نگه داشته شده اند و در عوض در کارهای سخت بدنی در مزرعه و صنایع دستی و خانه داری عمر خویش را گذاشته اند. اگر قدرت اجتماعی در رابطه ی مستقیم با توان بدنی تقسیم می شد، زنان سهم بیشتری از آن می بردند.
از این مهم تر، میان زورِ بدنی و قدرت اجتماعی انسانها هیچ رابطه ی سر راستی نیست. معمولا شصت ساله ها زورشان بر بیست ساله ها می چربد، گرچه بیست ساله ها زورمندتر از بزرگسال ترها هستند. مزرعه دارِ نوعی در آلاباما در میانه ی قرن نوزدهم اگر با هر کدام از برده هایی که توی مزرعه ی پنبه اش کار می کردند کشتی می گرفت در یک چشم برهم زدن پشتش به خاک می رسید. برای برگزیدن فرعونهای مصر یا پاپ های کلیسای کاتولیک، مسابقه ی مشت زنی برگزار نمی شد. در جامعه های گردآورنده ی خوراک، سروری سیاسی در مجموع در دست کسانی بود که بهترین مهارت های اجتماعی را داشتند و نه با کسانی که از همه عضلانی تر بودند. در خلافکاری سازمان یافته، سرکرده ی بزرگ لزوما قوی ترین مرد نیست. او اغلب مرد پر سن و سالی ست که بسیار به ندرت از مشت های خودش استفاده می کند؛ می گذارد جوان ترها و مناسب ترها کارهای کثیف را برایش انجام دهند، عضو مافیایی که فکر می کند زدنِ رئيس بهترین راه دستیابی به سندیکاست، چندان زنده نمیماند تا از اشتباهش درس بگیرد. حتا نزد شمپانزهها، آلفای نر برای رسیدن به این جایگاه با نرهای دیگر و ماده ها دست به یکی می کند، نه اینکه بیفتد به جان این و آن!
تاریخ انسان نشان می دهد که بسیاری وقت ها رابطه ی توانایی جسمی و قدرت اجتماعی وارونه است. در بیشترینه ی جامعه ها طبقه های پایین دست کارهای جسمی انجام می دهند. این چه بسا بازتاب جایگاه «هومو ساپی یِنس» در زنجیره ی خوراک باشد. اگر این همه زیر سر توانایی های جسمانی محض می بود، ساپی ینس ها در پله های میانی این نردبام جای می گرفتند. ولی مهارت های ذهنی و اجتماعی شان، ایشان را بر بالاترین پله نشاند. از این رو طبیعی است که زنجیره ی قدرت در درون گونه ی جانوری را نیز بیشتر توانایی های ذهنی و اجتماعی تعیین کنند تا زور جسمانی. از این رو دشوار بتوان باور کرد که بانفوذترین و پایدارترین پایگان اجتماعی در تاریخ، اساسش بر توانایی جسمی مردان در زورگویی به زنان بوده است.
📕گشت_و_گذاری_در_تاریخ_بشر
✍️#یووال_نوح_هراری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
#جاماسپ فرزند هوگوه (Hvogva) وزیر گشتاسپ بوده است. ژاماسپ یا جاماسپ همسر پوروچیستا، جوانترین دختر زرتشت، بود. جاماسپ را از نخستین فیلسوفان و پیشگویان ایرانی میدانند. در شاهنامه فردوسی، بخش پادشاه ی گشتاسپ بارها از جا ماسپ یاد میشود، که جاماسپ با القابی مانند گرانمایه، رهنمون، سر موبدان، شاه رَدان، چراغِ بزرگان، پاکتن، تابندهجان، ستارهشناس، و کسی که در علم به پایه او نمیرسد، کسی که از نهان خبر داشت و... یاد شده است. از مه مترین نقشهایی که در شاهنامه فردوسی به جاماسپ نسبت داده میشود آزاد کردن اسفندیار از بند پدر و راضی کردن او برای مبارزه با ارجاسپ است. بر اسا س روایات زرتشتی، جاماسپ و برادرش فرشوشتر از حامیان زرتشت بودهاند. زرتشتیان در جشن بهمنگان به یاد جاماسپ جامهی سفید میپوشند. پوشندگان لباس سفید در حقیقت با این عمل نمادین بیزاری و برائت خود را از هرگونه ناپاکی و پلیدی، خونریزی و کشتار و آزار و اذیت حیوانات نشان داده و با دستههای گل سفید به دیدار یکدیگر میرفتند و این گلها را به یکدیگر تقدیم میکردند و بر آنند که جاماسپ، وزیر گشتاسپ، این کارها را در این روز انجام دادهاست.
در منظومهی پهلوی یادگار زریران از جاماسپ با صفت «بیدخش» به معنی صد ر اعظم نام برده شد هاست.
در کتاب حکمةالاشراق فیلسوف ایرانی شهابالدین سهروردی از جاماسپ و فرشوشتر (فرشاد شور) نام برده شده و آن دو ستوده شدهاند.
در نوشتههای یونانی جاماسپ را پرکساسپ نامیدهاند.
جاماسپی (به پارسیگ: که به نامهای یادگار جاماسپ و جاماسپنامه نیز شناخته میشود از آنِ جاماسپ، فر زانهٔ ایران باستان و جانشین زردشت، دانسته شدهاست؛ کسی که پیشگوییهای او در این کتاب شهرتی جهانی دارد. در جاماسپی، جدا از پیشگویی آیندهٔ ایران و جهان، از آگاهی ایرانیان باستان در زمینههای هستیشناسی، یزدانشناسی، فلسفهٔ آفرینش، گیتیشناسی، مردمشناسی (دربارهٔ هندیها، چینیها، عربها، ترکها، بربرها و …)، اسطورهشناسی، تاریخ و دیگر دانشها اطلاعاتی دست اول داده شدهاست.
«جاماسپی» نمایانگرِ پاسخهای جاماسپِ بِد خش به گشتاسپشاه است و به ساختارِ کنونیاش به روزگارِ پس از ساسانیان باز گردد؛ هر چند پارههایی از آن به روشنی از جاماسپیِ ساسانی رونویسی شدهاند، و پارههایی دگر نیز به زمانهایی بس کهنتر و شاید به بُنِ گفتارِ جاماسپ (همان که «پیشگوییهای گشتاسپ» نیز برگرفته از آن بودهاست) بازگردند، که گردآورنده یا گردآورندگانِ جاماسپی این پارهها را با رخدادهای تازهٔ برآمده از تازشِ تازیان سازگار کردهاست یا کردهاند.
جاماسپی به دیروز و امروز و فردای ایران پردازد، و گذشته و کنون و آیندهٔ آریاییان را برنماید.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
#جاماسپ فرزند هوگوه (Hvogva) وزیر گشتاسپ بوده است. ژاماسپ یا جاماسپ همسر پوروچیستا، جوانترین دختر زرتشت، بود. جاماسپ را از نخستین فیلسوفان و پیشگویان ایرانی میدانند. در شاهنامه فردوسی، بخش پادشاه ی گشتاسپ بارها از جا ماسپ یاد میشود، که جاماسپ با القابی مانند گرانمایه، رهنمون، سر موبدان، شاه رَدان، چراغِ بزرگان، پاکتن، تابندهجان، ستارهشناس، و کسی که در علم به پایه او نمیرسد، کسی که از نهان خبر داشت و... یاد شده است. از مه مترین نقشهایی که در شاهنامه فردوسی به جاماسپ نسبت داده میشود آزاد کردن اسفندیار از بند پدر و راضی کردن او برای مبارزه با ارجاسپ است. بر اسا س روایات زرتشتی، جاماسپ و برادرش فرشوشتر از حامیان زرتشت بودهاند. زرتشتیان در جشن بهمنگان به یاد جاماسپ جامهی سفید میپوشند. پوشندگان لباس سفید در حقیقت با این عمل نمادین بیزاری و برائت خود را از هرگونه ناپاکی و پلیدی، خونریزی و کشتار و آزار و اذیت حیوانات نشان داده و با دستههای گل سفید به دیدار یکدیگر میرفتند و این گلها را به یکدیگر تقدیم میکردند و بر آنند که جاماسپ، وزیر گشتاسپ، این کارها را در این روز انجام دادهاست.
در منظومهی پهلوی یادگار زریران از جاماسپ با صفت «بیدخش» به معنی صد ر اعظم نام برده شد هاست.
در کتاب حکمةالاشراق فیلسوف ایرانی شهابالدین سهروردی از جاماسپ و فرشوشتر (فرشاد شور) نام برده شده و آن دو ستوده شدهاند.
در نوشتههای یونانی جاماسپ را پرکساسپ نامیدهاند.
جاماسپی (به پارسیگ: که به نامهای یادگار جاماسپ و جاماسپنامه نیز شناخته میشود از آنِ جاماسپ، فر زانهٔ ایران باستان و جانشین زردشت، دانسته شدهاست؛ کسی که پیشگوییهای او در این کتاب شهرتی جهانی دارد. در جاماسپی، جدا از پیشگویی آیندهٔ ایران و جهان، از آگاهی ایرانیان باستان در زمینههای هستیشناسی، یزدانشناسی، فلسفهٔ آفرینش، گیتیشناسی، مردمشناسی (دربارهٔ هندیها، چینیها، عربها، ترکها، بربرها و …)، اسطورهشناسی، تاریخ و دیگر دانشها اطلاعاتی دست اول داده شدهاست.
«جاماسپی» نمایانگرِ پاسخهای جاماسپِ بِد خش به گشتاسپشاه است و به ساختارِ کنونیاش به روزگارِ پس از ساسانیان باز گردد؛ هر چند پارههایی از آن به روشنی از جاماسپیِ ساسانی رونویسی شدهاند، و پارههایی دگر نیز به زمانهایی بس کهنتر و شاید به بُنِ گفتارِ جاماسپ (همان که «پیشگوییهای گشتاسپ» نیز برگرفته از آن بودهاست) بازگردند، که گردآورنده یا گردآورندگانِ جاماسپی این پارهها را با رخدادهای تازهٔ برآمده از تازشِ تازیان سازگار کردهاست یا کردهاند.
جاماسپی به دیروز و امروز و فردای ایران پردازد، و گذشته و کنون و آیندهٔ آریاییان را برنماید.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
در میان آدمیان چنان گام میزنم که گویی در میان پارههای آینده؛ آیندهای که من میبینم. فکر و ذکرم همه این است که آنچه را که پاره-پاره است و معمّا و رویدادِ هولناک، یگانه گردانم و یکجا گرد آورم. و اگر انسان گردآورنده نمیبود و معمّاگُشا و نجاتبخشِ رویداد هستی، چهگونه تابِ انسان بودنام میبود؟
کتاب: چنین گفت زرتشت | کتابی برای همهکس و هیچکس
نویسنده: فریدریش ویلهلم نیچه
مترجم: داریوش آشوری
نشر آگاه
شرح تصویر:
Sacra Conversazione
Choreographer: David Earle
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
در میان آدمیان چنان گام میزنم که گویی در میان پارههای آینده؛ آیندهای که من میبینم. فکر و ذکرم همه این است که آنچه را که پاره-پاره است و معمّا و رویدادِ هولناک، یگانه گردانم و یکجا گرد آورم. و اگر انسان گردآورنده نمیبود و معمّاگُشا و نجاتبخشِ رویداد هستی، چهگونه تابِ انسان بودنام میبود؟
کتاب: چنین گفت زرتشت | کتابی برای همهکس و هیچکس
نویسنده: فریدریش ویلهلم نیچه
مترجم: داریوش آشوری
نشر آگاه
شرح تصویر:
Sacra Conversazione
Choreographer: David Earle
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
#_مانی؛ (درگذشت سال ۲۷۶میلادی) اندیشمند بزرگ ایرانی، آموزگار معنویت که بواسطه دشمنی روحانیون پرنفوذ زرتشتی با وی در زمان ساسانیان اعدام شد.
فیلسوف، شاعر، نویسنده، پزشک، نگارگر و بنیانگذار آیین مانوی است. او از پدر و مادر ایرانی منسوب به بزرگان اشکانی در نزدیکی تیسفون که در ایالت آسورستان قرار داشت که بخشی از شاهنشاهی اشکانی بود، زاده شد. او آیینی را بنیان نهاد که دیرهنگامی در سرزمینهایی از چین تا اروپا پیروان فراوانی داشت. برادران شاپور یکم او را پشتیبانی کردند و شاپور به او اجازهٔ تبلیغ دینش را داد.
اما گرفتار خشم موبدان زردشتی دربار ساسانی شد و سرانجام در زمان بهرام یکم زندانی گشت و اعدام شد.
مانی تقریباً با تبعیت از باورهای بودایی و زردشتی وعیسوی برای تکمیل آموزههای آنان دینی نو و همگانی را تبلیغ مینمود که مانند مسیحیت در آن به روی آدمیان از هر نژاد و با هر وضع، باز بود. باورهای آن از آیینهای بابلی و ایرانی سیراب شده بود و از دینهای بودایی و مسیحیت اثر پذیرفته بود.
مانی رتبهٔ شماره ۸۳ را در سیاهه تأثیرگذارترین اشخاص تاریخ مایکل اچ هارت دارد.
پیروان مانی او را با القابی چون فرستادهٔ روشنی، بغ راستیگر، سرور نجاتبخش، بودای روشنی و فارقلیط زمان میخواندند.
کاتاریسم یک جنبش اصیل مانوی بود و به همین دلیل خود را «پاکها» مینامیدند، نامی که از ادبیات مانوی برگرفتند. مفهوم «پاک» و پوشیدن «جامهٔ سفید» از عناصرِ دینیای بود که مانی از فرقهٔ گنوسی مغتسلهٔ خزایی که در آن پرورش یافته بود وام گرفته بود.
بخشی از دوران جوانی مانی در فرقهای عرفانی سپری شد که غسل در کانون آیینشان بود و استادش الخزایی یا الخسائیوس بود.
مانی که افکار او از شرق تا چین و در غرب تا اروپا را فراگرفت عقیده داشت که معنویت و مادیت همیشه در تضاد هستند و همه مشکلات جهان و مسائل بشر از مادیات و مادیگری سرچشمه میگیرد. مانی مکتب (ایسم) خود را برپایه معنویت، خوبی، راستگویی، دفاع از حقیقت و نیز اعتدال و میانهروی در زندگانی روزمره قرار داده بود و از این جهت است که مورخان و فلاسفه وی را «آموزگار معنویت» لقب دادهاند.
«مانی» میگفت که دلبستگی مطلق به مادیات و پیروی از «نفس اماره» است که بشر را به دروغگویی، ارتکاب جنایت و انواع بدی کردن وادار میکند. وی تاکید داشت که مادیات انسان را اسیر و برده نفس خود میکند و خودخواهی و جاهطلبی فردی را به وجود می آورد. طبق آموزشهای مانی، «مادیت» نباید وارد وجود (ذهن) انسان شود و تاکید داشت که برای جلوگیری از ورود مادیات به وجود انسان باید به آموزشوپرورش کودک توجه شود تا «انسان»، غیرمادی پرورش یابد. بنابراین، بیجهت نیست که مانی ایرانی را یکی از پدران «آموزش و پرورش» میدانند و او بود که فراهم آوردن وسایل آموزشوپرورش درست (دارای هدف) کودکان و نوجوانان را مهمترین تکلیف مدیریت یک جامعه (دولت) قرار داد
داستان مانی در شاهنامه:
فردوسی داستان مانی را در ۳۵ بیت شاهنامه آوردهاست. مانی نگارگری است که از چین آمده و در پنجاهمین سال پادشاهی شاپور دوم، پیامبری خود را آشکار، برتری خود را بر دیگر دینآوران جهان اعلام، و از شاه درخواست یاری میکند.
ز شاهیش بگذشت پنجاه سال که اندر زمانه نبودش همال
بیامد یکی مرد گویا ز چین
که چون او مصوّر نبد بر زمین
بدان چربدستی رسیده به کام
یکی برمنشمرد، مانی به نام
به صورتگری گفت پیغامبرم
ز دینآوران جهان برترم
زچین نزد شاپور شد باخواست
به پیغامبری شاه را یار خواست.
شاپور سپس با بدگمانی از موبدان میخواهد که سخنان مانی را بشنوند و با او به گفتمان بپردازند.
سخن گفت مرد گشادهزبان
جهاندار شد زآن سخن بدگمان
سرش تیره شد،موبدان رابخواند
ز مانی فراوان سخنها براند
کزین مرد چینی چیرهزبان
فتادهستم از دین او در گمان
بگویید و هم زو سخن بشنوید
مگر خود به گفتار او بگروید
بگفتند کین مرد صورتپرست
نه بر مایهٔ موبدانموبدست
زَ مانی–سخن بشنو–او را بخوان
چو بیند وُرا کی گشاید زبان
موبد بزرگ در این گفتگو بر مانی چیره میشود و مانی از گفتار وی فرومیماند. شاپور دستور کشتن مانی را میدهد تا پوست او کنده، از کاه پر و پیکرش در شهر آویخته شود.
فرو ماند مانی ز گفتار اوی
بپژمرد شاداببازار اوی
ز مانی برآشفت پس شهریار
برو تنگ شد گردش روزگار
بفرمود پس تاش برداشتند
به خواری ز درگاه بگذاشتند
چنین گفت کین مرد صورت پرست
نگنجدهمی در سرای نشست
چو آشوب آرمیده گیتی بدوست
بباید کشیدش سراپای پوست،
همان خامش آگنده باید به کاه
بدآن تا نجوید کس این پایگاه!
بیاویزنید از در شارستان!
وُگر پیش دیوان و بیمارستان!
جهانی برو آفرین خواندند
همی خاک بر کشته افشاندند.
#_گردآورنده:
#شکوفه_عزیزمان
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
#_مانی؛ (درگذشت سال ۲۷۶میلادی) اندیشمند بزرگ ایرانی، آموزگار معنویت که بواسطه دشمنی روحانیون پرنفوذ زرتشتی با وی در زمان ساسانیان اعدام شد.
فیلسوف، شاعر، نویسنده، پزشک، نگارگر و بنیانگذار آیین مانوی است. او از پدر و مادر ایرانی منسوب به بزرگان اشکانی در نزدیکی تیسفون که در ایالت آسورستان قرار داشت که بخشی از شاهنشاهی اشکانی بود، زاده شد. او آیینی را بنیان نهاد که دیرهنگامی در سرزمینهایی از چین تا اروپا پیروان فراوانی داشت. برادران شاپور یکم او را پشتیبانی کردند و شاپور به او اجازهٔ تبلیغ دینش را داد.
اما گرفتار خشم موبدان زردشتی دربار ساسانی شد و سرانجام در زمان بهرام یکم زندانی گشت و اعدام شد.
مانی تقریباً با تبعیت از باورهای بودایی و زردشتی وعیسوی برای تکمیل آموزههای آنان دینی نو و همگانی را تبلیغ مینمود که مانند مسیحیت در آن به روی آدمیان از هر نژاد و با هر وضع، باز بود. باورهای آن از آیینهای بابلی و ایرانی سیراب شده بود و از دینهای بودایی و مسیحیت اثر پذیرفته بود.
مانی رتبهٔ شماره ۸۳ را در سیاهه تأثیرگذارترین اشخاص تاریخ مایکل اچ هارت دارد.
پیروان مانی او را با القابی چون فرستادهٔ روشنی، بغ راستیگر، سرور نجاتبخش، بودای روشنی و فارقلیط زمان میخواندند.
کاتاریسم یک جنبش اصیل مانوی بود و به همین دلیل خود را «پاکها» مینامیدند، نامی که از ادبیات مانوی برگرفتند. مفهوم «پاک» و پوشیدن «جامهٔ سفید» از عناصرِ دینیای بود که مانی از فرقهٔ گنوسی مغتسلهٔ خزایی که در آن پرورش یافته بود وام گرفته بود.
بخشی از دوران جوانی مانی در فرقهای عرفانی سپری شد که غسل در کانون آیینشان بود و استادش الخزایی یا الخسائیوس بود.
مانی که افکار او از شرق تا چین و در غرب تا اروپا را فراگرفت عقیده داشت که معنویت و مادیت همیشه در تضاد هستند و همه مشکلات جهان و مسائل بشر از مادیات و مادیگری سرچشمه میگیرد. مانی مکتب (ایسم) خود را برپایه معنویت، خوبی، راستگویی، دفاع از حقیقت و نیز اعتدال و میانهروی در زندگانی روزمره قرار داده بود و از این جهت است که مورخان و فلاسفه وی را «آموزگار معنویت» لقب دادهاند.
«مانی» میگفت که دلبستگی مطلق به مادیات و پیروی از «نفس اماره» است که بشر را به دروغگویی، ارتکاب جنایت و انواع بدی کردن وادار میکند. وی تاکید داشت که مادیات انسان را اسیر و برده نفس خود میکند و خودخواهی و جاهطلبی فردی را به وجود می آورد. طبق آموزشهای مانی، «مادیت» نباید وارد وجود (ذهن) انسان شود و تاکید داشت که برای جلوگیری از ورود مادیات به وجود انسان باید به آموزشوپرورش کودک توجه شود تا «انسان»، غیرمادی پرورش یابد. بنابراین، بیجهت نیست که مانی ایرانی را یکی از پدران «آموزش و پرورش» میدانند و او بود که فراهم آوردن وسایل آموزشوپرورش درست (دارای هدف) کودکان و نوجوانان را مهمترین تکلیف مدیریت یک جامعه (دولت) قرار داد
داستان مانی در شاهنامه:
فردوسی داستان مانی را در ۳۵ بیت شاهنامه آوردهاست. مانی نگارگری است که از چین آمده و در پنجاهمین سال پادشاهی شاپور دوم، پیامبری خود را آشکار، برتری خود را بر دیگر دینآوران جهان اعلام، و از شاه درخواست یاری میکند.
ز شاهیش بگذشت پنجاه سال که اندر زمانه نبودش همال
بیامد یکی مرد گویا ز چین
که چون او مصوّر نبد بر زمین
بدان چربدستی رسیده به کام
یکی برمنشمرد، مانی به نام
به صورتگری گفت پیغامبرم
ز دینآوران جهان برترم
زچین نزد شاپور شد باخواست
به پیغامبری شاه را یار خواست.
شاپور سپس با بدگمانی از موبدان میخواهد که سخنان مانی را بشنوند و با او به گفتمان بپردازند.
سخن گفت مرد گشادهزبان
جهاندار شد زآن سخن بدگمان
سرش تیره شد،موبدان رابخواند
ز مانی فراوان سخنها براند
کزین مرد چینی چیرهزبان
فتادهستم از دین او در گمان
بگویید و هم زو سخن بشنوید
مگر خود به گفتار او بگروید
بگفتند کین مرد صورتپرست
نه بر مایهٔ موبدانموبدست
زَ مانی–سخن بشنو–او را بخوان
چو بیند وُرا کی گشاید زبان
موبد بزرگ در این گفتگو بر مانی چیره میشود و مانی از گفتار وی فرومیماند. شاپور دستور کشتن مانی را میدهد تا پوست او کنده، از کاه پر و پیکرش در شهر آویخته شود.
فرو ماند مانی ز گفتار اوی
بپژمرد شاداببازار اوی
ز مانی برآشفت پس شهریار
برو تنگ شد گردش روزگار
بفرمود پس تاش برداشتند
به خواری ز درگاه بگذاشتند
چنین گفت کین مرد صورت پرست
نگنجدهمی در سرای نشست
چو آشوب آرمیده گیتی بدوست
بباید کشیدش سراپای پوست،
همان خامش آگنده باید به کاه
بدآن تا نجوید کس این پایگاه!
بیاویزنید از در شارستان!
وُگر پیش دیوان و بیمارستان!
جهانی برو آفرین خواندند
همی خاک بر کشته افشاندند.
#_گردآورنده:
#شکوفه_عزیزمان
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity