🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
📕مردی که میخندد
#ویکتور_هوگو
مردی که میخندد در 1869منتشر شد. این اثر که در آخرین دوره از جلای وطن نویسنده در بروکسل نوشته شد، مانند بینوایان، بازتاب دغدغههای اجتماعی است که ویکتور هوگو را مرد سیاست میکرد و بازتاب شور و اشتیاقی است که هم سادهدلانه است و هم پرحرارت.
🔻"مردی که میخندد" از شاخصترین رمان های ویکتور هوگو ست
یک معرکهگیرِ فیلسوف، یک هیولا با روح درخشان، یک دختر یتیم نابینا با معصومیتی خارقالعاده، یک دوشس منحرف، قهرمانان این رماناند...
📎روایت مرد جوانی ست که اقوامش برای اینکه ارث و میراثش را تصرف کنند دهان او را در کودکی با چاقو جراحی پاره می کنند تا همیشه اینطور به نظر بیاید که در حال خندیدن ست و قیافه اش مثل دلقک ها شود...
و او را به یک سیرک سیار می فروشند...
"مردی که می خندد" ما را بیاد #جوکر کاراکتر منفی کتابهای کُمیک بتمن می اندازد...
جوکر هم وقتی که کودک بود، یکشب پدر الواطش در حال مستی ،دهان او را با چاقوی ضامن دار پاره میکند.
جوکر هم بزرگ که می شود لباس و گریم دلقکی بر تن کرده،و تبدیل به یکی از منفی ترین و بیرحم ترین شخصیت های داستانی تاریخ #سینما می شود. ولی برعکس جوکر که بخاطر تباهی صورتش تبهکار می شود، قهرمان رمان " مردی که میخندد" با وجود نقص و ضایعۀ زشت و کریهی که در صورتش داشت ، یک انسان شرافتمند و صالح باقی می ماند....
#مردی_که_میخندد
#ویکتور_هوگو
🔻ماجرا در انگلستان و در زمان ملکه آنا، رخ میدهد. یک خانه به دوش عجیب، به نام اورسوس که مردمگریزی خوشقلب است، با گاری و خرس خود درهرجایی پرسه میزند. او با دو کودک رها شده برخورد میکند: یکی که به دست «کومپراچیکو» ها [خریداران بچه] معلول شده است و بر صورتش نشانی از یک لبخند دائمی نقش بسته است، و همراهش که دختری نابیناست. اورسوس آن دو را نزد خود نگاه میدارد و مدتی بعد به همراه آنان نوعی گروه تقلید ایجاد میکند. گوینپلین با صورت ناهنجارش بسیار زود به شهرت میرسد و دئا همراه شاد او برصحنه است: دو جوان با محبت بسیار یکدیگر را دوست میدارند. باری، چنین پیش میآید که در لندن متوجه میشوند گوینپلین همان بارون کلانچارلی و عضو عالیرتبه سلطنتی است که در گذشته او را از خانوادهاش ربوده بودند. پس عنوانها و حقوقش را به او تفویض میکنند. اورسوس که گمان میکند او مرده است، بیهوده میکوشد غیبتش را از دئا پنهان دارد. در این بین، گوینپلین به مجلس لردها وارد شده است. در آنجا، مدافع بینوایانی میشود که تمام زندگیاش در میانشان گذشته است. با چنان شوری سخن میگوید که اختیار از کف میدهد و در پایان سخنانش، به هق هق میافتد. او دیگر به نقص خود نمیاندیشد، اما لردها میبینند که گریههایش به خندهای منقبض تبدیل میشود. در نهایت حیرت، همه اعضای مجلس پوزخند میزنند.
🔰🔰قهرمان ماجرا در حالیکه سرگشته از نفرت است میگریزد. دیگر تنها به آن میاندیشد که در کشتی به اورسوس و دئا بپیوندد و با آنها برود. افسوس که دیر میرسد. دئا، شکسته از درد مرده انگاشتن او، در میان دستانش جان میسپارد. گوینپلین که تسلایی نمییابد، سرانجام خود را غرق میکند.
🔸🔸🔸
📌توصیف انگلستان قدیم اوایل قرن هجدهم با قدرت صورت گرفته است؛ خشونت مردم تحت پوشش ظرافت مغرورانه جامعه انفجار مییابد. زنده بودن این اثر ناشی از صحنهپردازی خشن است، اما خشنتر از آنکه بتواند نظریههای اجتماعی را جمع آورد و به این درام امکان دهد تا به عمقی دست یابد که میتوانست شخصیتها را واقعی سازد.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
مردم روی غریزه به هر چیز ممنوع رغبت دارند حتی به هر تهدیدی روی خوش نشان می دهند . وقتی چیزی #ممنوع شد بیشتر به طرفش می روند ولو آنکه تهدیدی به دنبالش باشد....
📗مردی که می خندد
#ویکتور_هوگو
#ادبیات
انتظار خارج از اراده ی انسان است . انسان علی رغم خود به #انتظار می نشیند . در اعمال ما نیروئی است که حتی پس از منتفی شدن موضوع نیز به فعالیت ادامه می دهد ، #مراقبت بی حاصلی که مواقع حساس انجام می دهیم وقت گرانبهای ما را هنگام از دست رفتن چیزی به هدر می دهد .انسان با حالت بهت و حیرت به انتظار و مو شکافی می پردازد .معلوم نیست چرا بر جای خود میخکوب میشود ،به کاری که انسان فعالانه شروع کرده است ندانسته ادامه می دهد ....
📕مردی که می خندد
#ویکتور_هوگو
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
📕مردی که میخندد
#ویکتور_هوگو
مردی که میخندد در 1869منتشر شد. این اثر که در آخرین دوره از جلای وطن نویسنده در بروکسل نوشته شد، مانند بینوایان، بازتاب دغدغههای اجتماعی است که ویکتور هوگو را مرد سیاست میکرد و بازتاب شور و اشتیاقی است که هم سادهدلانه است و هم پرحرارت.
🔻"مردی که میخندد" از شاخصترین رمان های ویکتور هوگو ست
یک معرکهگیرِ فیلسوف، یک هیولا با روح درخشان، یک دختر یتیم نابینا با معصومیتی خارقالعاده، یک دوشس منحرف، قهرمانان این رماناند...
📎روایت مرد جوانی ست که اقوامش برای اینکه ارث و میراثش را تصرف کنند دهان او را در کودکی با چاقو جراحی پاره می کنند تا همیشه اینطور به نظر بیاید که در حال خندیدن ست و قیافه اش مثل دلقک ها شود...
و او را به یک سیرک سیار می فروشند...
"مردی که می خندد" ما را بیاد #جوکر کاراکتر منفی کتابهای کُمیک بتمن می اندازد...
جوکر هم وقتی که کودک بود، یکشب پدر الواطش در حال مستی ،دهان او را با چاقوی ضامن دار پاره میکند.
جوکر هم بزرگ که می شود لباس و گریم دلقکی بر تن کرده،و تبدیل به یکی از منفی ترین و بیرحم ترین شخصیت های داستانی تاریخ #سینما می شود. ولی برعکس جوکر که بخاطر تباهی صورتش تبهکار می شود، قهرمان رمان " مردی که میخندد" با وجود نقص و ضایعۀ زشت و کریهی که در صورتش داشت ، یک انسان شرافتمند و صالح باقی می ماند....
#مردی_که_میخندد
#ویکتور_هوگو
🔻ماجرا در انگلستان و در زمان ملکه آنا، رخ میدهد. یک خانه به دوش عجیب، به نام اورسوس که مردمگریزی خوشقلب است، با گاری و خرس خود درهرجایی پرسه میزند. او با دو کودک رها شده برخورد میکند: یکی که به دست «کومپراچیکو» ها [خریداران بچه] معلول شده است و بر صورتش نشانی از یک لبخند دائمی نقش بسته است، و همراهش که دختری نابیناست. اورسوس آن دو را نزد خود نگاه میدارد و مدتی بعد به همراه آنان نوعی گروه تقلید ایجاد میکند. گوینپلین با صورت ناهنجارش بسیار زود به شهرت میرسد و دئا همراه شاد او برصحنه است: دو جوان با محبت بسیار یکدیگر را دوست میدارند. باری، چنین پیش میآید که در لندن متوجه میشوند گوینپلین همان بارون کلانچارلی و عضو عالیرتبه سلطنتی است که در گذشته او را از خانوادهاش ربوده بودند. پس عنوانها و حقوقش را به او تفویض میکنند. اورسوس که گمان میکند او مرده است، بیهوده میکوشد غیبتش را از دئا پنهان دارد. در این بین، گوینپلین به مجلس لردها وارد شده است. در آنجا، مدافع بینوایانی میشود که تمام زندگیاش در میانشان گذشته است. با چنان شوری سخن میگوید که اختیار از کف میدهد و در پایان سخنانش، به هق هق میافتد. او دیگر به نقص خود نمیاندیشد، اما لردها میبینند که گریههایش به خندهای منقبض تبدیل میشود. در نهایت حیرت، همه اعضای مجلس پوزخند میزنند.
🔰🔰قهرمان ماجرا در حالیکه سرگشته از نفرت است میگریزد. دیگر تنها به آن میاندیشد که در کشتی به اورسوس و دئا بپیوندد و با آنها برود. افسوس که دیر میرسد. دئا، شکسته از درد مرده انگاشتن او، در میان دستانش جان میسپارد. گوینپلین که تسلایی نمییابد، سرانجام خود را غرق میکند.
🔸🔸🔸
📌توصیف انگلستان قدیم اوایل قرن هجدهم با قدرت صورت گرفته است؛ خشونت مردم تحت پوشش ظرافت مغرورانه جامعه انفجار مییابد. زنده بودن این اثر ناشی از صحنهپردازی خشن است، اما خشنتر از آنکه بتواند نظریههای اجتماعی را جمع آورد و به این درام امکان دهد تا به عمقی دست یابد که میتوانست شخصیتها را واقعی سازد.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
مردم روی غریزه به هر چیز ممنوع رغبت دارند حتی به هر تهدیدی روی خوش نشان می دهند . وقتی چیزی #ممنوع شد بیشتر به طرفش می روند ولو آنکه تهدیدی به دنبالش باشد....
📗مردی که می خندد
#ویکتور_هوگو
#ادبیات
انتظار خارج از اراده ی انسان است . انسان علی رغم خود به #انتظار می نشیند . در اعمال ما نیروئی است که حتی پس از منتفی شدن موضوع نیز به فعالیت ادامه می دهد ، #مراقبت بی حاصلی که مواقع حساس انجام می دهیم وقت گرانبهای ما را هنگام از دست رفتن چیزی به هدر می دهد .انسان با حالت بهت و حیرت به انتظار و مو شکافی می پردازد .معلوم نیست چرا بر جای خود میخکوب میشود ،به کاری که انسان فعالانه شروع کرده است ندانسته ادامه می دهد ....
📕مردی که می خندد
#ویکتور_هوگو
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
کتاب : #مردی_که_سایهاش_را_فروخت
نویسنده : آدلبرتفن شامیسو
📝 این کتاب داستان مردی است که در برابر دریافت ثروتی بی پایان سایهاش را به شیطان میفروشد. ﴿این اثر یکی از نمونهی شاخص ادبیات به همراه 2 مقدمه مفصل درباره رمانتیسم اروپایی است
رومن گاری همواره چهره ی عمومی و بیرونی خود را به بازی می گرفت، اما همواره بر مداومت کارش به عنوان یک نویسنده و مسوولیت اش در آفرینش داستان هایی ناب و خلاقیتی نمادین آگاه بود و آن را درک می کرد. از دید گاه من، او از اینکه مردم و منتقدان متوجه این قضیه نمی شوند بسیار یکه می خورد و ذوق زده می شد.
دکتر رالف اسکول کرافت دوران تحصیل خود را در دانشگاه های جان هاپکینز، سن کلود و اموری گذرانده و تخصص وی ادبیات فرانسه است. نخستین بار به عنوان استاد برتر دانشگاه اوکلاهاما، جایزه ی «سیل وودز» به وی اعطا شد. زندگی نامه رومن گاری را در سال 2002 و با عنوان «رومن گاری؛ مردی که سایه اش را فروخت» تالیف نمود. کتابی که منتقدان آن را بسیار روشن فکرانه و دقیق توصیف کردند. این کتاب در سال 2002 تا دور ماقبل نهایی بهترین بیوگرافی جایزه ی پولیتزر صعود کرد، اما از راه یابی به فینال باز ماند و جایزه به جیمی کارتر رسید.
نوع فایل : Pdf
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
کتاب : #مردی_که_سایهاش_را_فروخت
نویسنده : آدلبرتفن شامیسو
📝 این کتاب داستان مردی است که در برابر دریافت ثروتی بی پایان سایهاش را به شیطان میفروشد. ﴿این اثر یکی از نمونهی شاخص ادبیات به همراه 2 مقدمه مفصل درباره رمانتیسم اروپایی است
رومن گاری همواره چهره ی عمومی و بیرونی خود را به بازی می گرفت، اما همواره بر مداومت کارش به عنوان یک نویسنده و مسوولیت اش در آفرینش داستان هایی ناب و خلاقیتی نمادین آگاه بود و آن را درک می کرد. از دید گاه من، او از اینکه مردم و منتقدان متوجه این قضیه نمی شوند بسیار یکه می خورد و ذوق زده می شد.
دکتر رالف اسکول کرافت دوران تحصیل خود را در دانشگاه های جان هاپکینز، سن کلود و اموری گذرانده و تخصص وی ادبیات فرانسه است. نخستین بار به عنوان استاد برتر دانشگاه اوکلاهاما، جایزه ی «سیل وودز» به وی اعطا شد. زندگی نامه رومن گاری را در سال 2002 و با عنوان «رومن گاری؛ مردی که سایه اش را فروخت» تالیف نمود. کتابی که منتقدان آن را بسیار روشن فکرانه و دقیق توصیف کردند. این کتاب در سال 2002 تا دور ماقبل نهایی بهترین بیوگرافی جایزه ی پولیتزر صعود کرد، اما از راه یابی به فینال باز ماند و جایزه به جیمی کارتر رسید.
نوع فایل : Pdf
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته