🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان
#اولین_سالگرد_درگذشت

#داریوش_شایگان

من زندگی روتینی دارم. حدود چهل سال است که تنها زندگی می کنم. شب ها دیر می خوابم و صبح هم دیر از خواب بیدار می شوم. صبح ها 45 دقیقه در خانه ورزش می کنم تا بدنم راه بیفتد. ورزش خاصی هم نمی کنم. همین جا توی پذیرایی، راه می روم و دور می زنم؛ نیم ساعت. پانزده دقیقه هم ورزش پا و کمر می کنم.

آشپز دارم که هفته ای دو روز می آید غذا می پزد و من ظهرها، بخشی از همان غذا را گرم می کنم و می خورم. خیلی کم غذا می خورم. یک آقایی هم هر روز از ساعت هفت صبح می آید و خانه را تمیز می کند و خریدی اگر باشد انجام می دهد و ساعت دوازده ظهر می رود. شامم هم همیشه یک تکه نان و پنیر است با چایی شیرین. برای سیگار کشیدنم هم کوپن گذاشته ام. یک جعبه سیگار برمی دارم و هر روز صبح، ده نخ سیگار توی آن می گذارم که کوپن آن روزم است. گاهی تقلب می کنم اما نه همیشه. بعد از این که بیست سال قبل سکته قلبی کردم حواسم هست که زیاد سیگار نکشم. بعد هم می روم به سراغ کتاب ها و کارهایم.

حقیقت را باید گفت. یادتان هست چند وقت قبل گفتم روشنفکران نسل من گند زده اند و خیلی به ایران صدمه زده اند. به مذاق خیلی ها خوش نیامد. نمی دانم چرا این جا، روشنفکران ما دوست دارند مدام به دیگران بد و بی راه بگویند. انگار که خودشان قدیس اند. من دلیلی برای فحاشی به دیگران نمی بینم. اصلا ما روشنفکران همیشه غر می زنیم. همیشه ناراضی هستیم. قبل از انقلاب روشنفکران ما عموما در دانشگاه یا در سازمان برنامه استخدام بودند و حدود هفت- هشت هزار تومان هم حقوق می گرفتند. موسسات علمی – پژوهشی هم راه افتاده بود و همین مقدار هم از این موسسات می گرفتند. اما مدام غر می زدند. هویت بازی را روشنفکران نسل من راه انداختند. قدرت تحلیل نداشتند که پول نفت زیاد شده و زیر بنای ایران آن پول را نمی کشد. یک میلیون کارگر متخصص خارجی در ایران وجود داشت. یادم هست شرکت شایگان که تاسیس شده در دوره ی رضا شاهی است، در شمال پروژه ای باید برای نیروی دریایی می ساخت و ما مهندس ایرانی نداشتیم و اگر هم بود حقوقش ماهانه 35 هزار تومان بود. ما هشت مهندس سوئیسی با ماهی 25 هزار تومان استخدام کردیم. من آدم خوش شانسی در زندگی بودم. از زندگی خودم راضی ام و با زندگی دیگران هم کاری ندارم. غصه ای اگر دارم و دل نگرانی ای، برای ایران است. تنها غصه ای که می خورم غصه ی ایران است.

#نگاهی به فلسفه‌ی #خیام

از منظر زنده یاد #داریوش_شایگان
۴ بهمن ۱۳۱۳ ــ ۲ فروردین ۱۳۹۷

این کهنه رباط را که عالم نام است
آرامگه ابلق صبح و شام است

بزمی‌ست که وامانده صد جمشید است
گوری‌ست که خوابگاه صد بهرام است

به عبارت دیگر، جهان گورگاهی‌ست عظیم، کارگاهی‌ست که در آن از خاک رفتگان قالب‌های تازه می‌سازند. اما قالب‌هایی که به طرزی خستگی‌ناپذیر بازتولید همان الگوها و همان وضعیت‌های پیشین هستند. از همین روست که خیام جهان را «کهنه رباط» و «صحرای عدم» می‌خواند. یا بزمی گسترده می‌داند که بر سر آن گدایان و شاهان خاک شده گرد می‌آیند و به عبارت دیگر سراسر نمایشی اندوهبار است میان دو عدم.

نمایشی که در آن هیچ چیز معنایی ندارد. نه بهشتی هست، نه دوزخی، نه معادی و نه بازگشتی به اصل و نه هیچ چیز دیگر. در اینجا خیام به ضرب ایجازی کوبنده و با بصیرتی انعطاف‌ناپذیر همه توهمات متافیزیکی را که انسان در طی اعصار و قرون ساخته و پرداخته، ویران می‌کند.(ص 54)

از جمله‌ی رفتگان این راه دراز
باز آمده‌ای کو که به ما گوید راز؟

هان! بر سر این دو راهه از روی نیاز
چیزی نگذاری که نمی‌آیی باز

#روحشون_شاد

#یادشون_گرامی


https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#مهربانوهای_سزرمینمان

#مزین_السلطنه

#اولین_روزنامه_نگار_زن_ایرانی


در روزگاری که زنان از ترس برخوردهای حکومتی، سواد دار بودنشان را پنهان می کردند، «مزین السلطنه» اولین نشریه زنانه ایران را راه اندازی کرد. هفته نامه‌ای هشت صفحه‌ای که در داخل و خارج از کشور منتشر می‌شد و اگرچه عمر کوتاهی داشت اما تحول بزرگی در دوران مشروطه به حساب می‌آمد.
نقل است که ناصرالدین شاه قاجار از سواد داشتن زنان دل خوشی نداشت و برخی از همسران او که می‌توانستند بخوانند و بنویسند، سوادشان را از شاه پنهان می‌کردند.

مریم عمید، ملقب به مزین السلطنه در چنین فضایی پیش قدم تاسیس یک مدرسه دخترانه شد و بعدها نشریه ای را منتشر کرد که برای اولین بار در تاریخ ایران، مدیر مسئول آن زن بود.

مزین السلطنه که دختر میر سیدرضی رئیس‌الاطباء پزشک قشون ناصرالدین شاه بود تحصیلات خود را نزد پدرش یاد گرفت و به دلیل حضورش در خانواده‌ای تحصیلکرده و با سواد و داشتن ذهنی جستجوگر و علاقمند، از برخی تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه و جهان آن روزگار مطلع شد و چون علاقه زیادی هم به آموختن علوم جدید داشت به خواندن زبان فرانسه و آموزش عکاسی مشغول شد.
او که در واقع اولین زن روزنامه نگار ایران است البته اولین نشریه ای که از طرف زنان در ایران منتشر شد نشریه “دانش” نام داشت که در سال ۱۲۸۹ ه- ش توسط “خانم دکتر کحال” همسر میرزا حسین‌خان کحال انتشار ‌یافت. این نشریه در تهران منتشر ‌شد که هفته‌ای یک بار و در هشت صفحه با قطع رحلی و چاپ سربی چاپ می‌شد و علاوه بر ایران در سایر کشورها هم منتشر می‌شد که بعد از یک سال متوقف شد.

🔹شکوفه‌ای برای زنان:

دو سال بعد از تعطیلی “دانش” در سال ۱۲۹۲ ه- ش مریم عمید نشریه‌ای با عنوان شکوفه منتشر کرد که در واقع این نشریه به عنوان اولین نشریه زنان در ایران شناخته شده است، مزین السلطنه که در شانزده سالگی ازدواجی ناموفق با عمادالسلطنه سالور یکی از شاهزادگان قجر داشت چند سال بعد با قوام‌الحکماء از روشنفکران زمان ازدواج و صاحب دو فرزند شد.
همسرش یکی از مشوقان او برای کارهای فرهنگی‌اش بود. پس از فوت قوام‌الحکماء، او دیگر ازدواج نکرد و تمام وقت خود را صرف امور فرهنگی کرد.
او در سال ۱۳۳۰هـ ق مدرسه‌ای دخترانه با نام “مزیّنیّه” تاسیس کرد. مریم عمید برای ترویج و تشویق تحصیل در سطوح مختلف جامعه، در مقابل دو شاگرد که شهریه پرداخت می‌کردند یک شاگرد مجانی نام‌نویسی می‌کرد و با خانواده‌ها قرار می‌گذاشت که تا پایان دوره تحصیل حق بیرون آوردن بچه‌ها را از مدرسه ندارند.
این مدرسه دارای دو شعبه بود. یکی دارالعلم بود که علوم مختلف از جمله خواندن و نوشتن فارسی، عربی، فرانسه، تاریخ، جغرافیا و ریاضیات در آن تدریس می‌شد و دختران در آخر سال تحصیلی توسط وزارت معارف امتحان می‌دادند و پس از کسب موفقیت در امتحانات مدرک می‌گرفتند.

این مدرسه در کنار باغ آصف‌الدوله قرار داشت. مدرسه دوم دارالصنایع بود و در آن دختران هنر و فنون از جمله خیاطی، قالی‌بافی، جوراب‌بافی و زردوزی… را فرا می‌گرفتند. این مدرسه در محله آب منگل واقع بود.معلمین این دو مدرسه همه تحصیل‌کرده و ازهنرمندان زمان خود بودند.
در واقع مزین السلطنه در کنار مدیریت مدرسه، به فعالیت مطبوعاتی خود که همان انتشار نشریه شکوفه بود ادامه داد، سرآغاز این نشریه با این بیت آغاز می شد:

باد آمد و بوی عنبر آورد
بادام شکوفه بر سر آورد

🔹از نسخ و نستعلیق تا کاریکاتور:

نشریه شکوفه در سال ۱۳۳۰ اولین شماره‌اش به چاپ رسید و به مدت چهار سال (۷۷ شماره) تقریباً هر دو هفته یک بار منتشر می‌شد. این نشریه در چهار صفحه با خط نسخ نوشته می‌شد که از شماره پنجم نگارش آن نستعلیق شد و از سال دوم به بعد با حروف سربی به چاپ رسید. در صفحه آخر یک کاریکاتور داشت که مرتبط با موضوع هر شماره بود.
کاریکاتورها از سال سوم به بعد چاپ نشد. انتشار نشریه با شروع جنگ جهانی اول نظم خود را از دست داد. مطالب شکوفه اعم از خبر، مقاله و کاریکاتورها، همگی برای تشویق به تعلیم وتربیت دختران، مبارزه با خرافه، رمال و فال‌گیری، طب خانگی در مقابل طبیبان تحصیل‌کرده، آموزش های صحیح بهداشتی، آداب معاشرت، فعالیتهای اجتماعی و… بود.

مزین‌السلطنه در کنار مقالاتی که برای آموزش زنان داشت پیامها و آموزه‌هایی نیز برای مردان داشت و همیشه آنها را در احترام گذاشتن به زنانشان تشویق می‌کرد و زن و مرد را در زندگی خوب همراه و درکنار یکدیگر می‌دید.

🔹بولتن انجمن همت: