کتاب: #دجال

نویسنده : فریدریش نیچه


دجال یا ضد مسیح
(آلمانی: Der Antichrist) کتابی است از فریدریش نیچه در سال ۱۸۹۵. گرچه این کتاب در سال ۱۸۸۸ نوشته شد اما محتوای بحث برانگیز آن باعث شد انتشار آن همراه با اینک انسان به تاخیر بیفتد. عنوان آلمانی کتاب در زبان انگلیسی را می‌توان به "ضد مسیح" و "ضد مسیحی" ترجمه کرد. با توجه به محتوای این کتاب، هر دو معنا را می‌توان از آن برداشت نمود.

#فلسفه
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 # 25 اوت
سالروز درگذشت شاعر و فیلسوف بزرگ آلمانی؛ "نیچه"
#بیوگرافی


#فریدریش_ویلهلم_نیچه ( Friedrich Wilhelm Nietzsche)‌‏ (۱۵ اکتبر ۱۸۴۴ - ۲۵ اوت ۱۹۰۰) فیلسوف، شاعر و آهنگساز بزرگ آلمانی بود.

از مشهورترین عقاید وی نقد فرهنگ، دین و فلسفهٔ بر مبنای سؤالات بنیادینی دربارهٔ بنیان ارزش‌ها و اخلاق بوده‌است. نوشته‌های وی سبک تازه‌ای در زبان آلمانی محسوب می‌شد؛ نوشته‌هایی بسیار ژرف و پر از ایجاز، آمیخته با افکاری انقلابی که نیچه خود روش نوشتاری خویش را گزین گویی‌ها می‌نامید. افکار و آثار نیچه بر فیلسوفان و متفکران و حوادث سیاسی - تاریخی قرن بیستم تاثیر شگرفی گذاشت. وی را به همراه مارکس و فروید تاثیرگذارترین متفکران بر قرن بیستم می دانند.

فریدریش نیچه پس از سالها آمیختن با دنیای فلسفه و بحث و جدال و ناکامی عشقی‌اش، ده سال پایان عمرش را در جنون به سربرد و در زمانی که آثارش با موفقیتی بزرگ روبه رو شده بودند او آنقدر از سلامت ذهنی بهره نداشت تا آن را به چشم خود ببیند.

سرانجام در سال ۱۸۸۹ به دلیل ضعف سلامت و سردردهای شدیدش مجبور به استعفا از دانشگاه و رها کردن کرسی استادی شد و بالاخره در ۲۵ اوت سال ۱۹۰۰ در وایمار و پس از تحمل یکدورهٔ طولانی بیماری براثر سکته مغزی درگذشت. او معتقد بود سر دردهایش نتیجهٔ درد زایش افکار نو می‌باشد.

تقریبا تمامی آثار او که چند ده جلد کتاب میباشد به فارسی برگردانده شده است و بارها تجدید چاپ شده است؛ نقدها و تفسیرهای خوب و معتبری از متفکران بزرگ بر آثار او، در بازار کتاب ایران موجود است. شاید بتوان گفت مشهورترین اثر او در میان عامه مردم در ایران چنین گفت زرتشت است.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂

آیا داستان آن دیوانه را نشنیده اید که با چراغ در روز روشن، در ملاء عام به دنبال خدا بود و فریاد میزد: "خدا را می‌جویم"
اما عده ی بسیاری چون ایمان نداشتند او را مسخره کردند و به او خندیدند.
دیوانه در پاسخ به آن‌ها می گوید: "من هم اینک به شما خواهم گفت خدا کجا رفته است. من و شما، یعنی ما او را کشتیم...
آیا صدای گورکن ها را که خدا را دفن می‌کنند نمی شنوید؟
آیا فساد خدایان را هیچ احساس نمی کنید؟
آری خدایان نیز فاسد می شوند!
خدا مرد!
خدا مرده است! ما رو را کشتیم!
و ما قاتل قاتلان، چگونه می‌خوهیم خود را تسلی دهیم!
کارد ما خون مقدس ترین و مقتدر ترین چیزی که دنیا تا همین امروز داشت، ریخت...
چه کسی این خون را از دستان ما خواهد زدود؟..."

دیوانه پس از این سخنان خاموش ماند و مردم نیز مانند او ساکت شدند...
سرانجام دیوانه چراغ خود را آنچنان به زمین کوفت که خُرد و خاموش شد؛ سپس گفت:
"من خیلی زود آمدم. زمان من هنوز فرا نرسیده است. آن رویداد بزرگ هنوز در راه است و پیش می آید و هنوز به گوش انسان ها نرسیده است..."

گفته اند این دیوانه در همین روز به کلیسا های مختلف وارد شد و در آنها در رثای مرگ خدا سرودی سر داد. هنگامی که مردم او را از کلیسا بیرون می راندند و از او توضیح می خواستند، دیوانه پیوسته می‌گفت:
" آیا کلیسا چیزی جز مقبره و آرامگه خدایان است؟"


(این متن خلاصه ای بود از کتاب #حکمت_شادان قطعه 125 / اثر : #فریدریش_نیچه )

نوع فایل: Pdf
کتاب های نویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺