🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
وقتی مردی خود را در میانِ غوغا و هیاهوِی خویش و در معرض جزر و مدّ امواج زندگی و پستی و بلندی های آن میبیند ، گاه حضور موجوداتی آرام و پَری گونه را احساس میکند که از کنارَش میلغزند و میلِ شدید به آرامش و خوشبختی را در او زنده می کنند : اینها #زنان هستند.
📚#حکمت شادان
🖋#فریدریش نیچه
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
وقتی مردی خود را در میانِ غوغا و هیاهوِی خویش و در معرض جزر و مدّ امواج زندگی و پستی و بلندی های آن میبیند ، گاه حضور موجوداتی آرام و پَری گونه را احساس میکند که از کنارَش میلغزند و میلِ شدید به آرامش و خوشبختی را در او زنده می کنند : اینها #زنان هستند.
📚#حکمت شادان
🖋#فریدریش نیچه
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 # 25 اوت
سالروز درگذشت شاعر و فیلسوف بزرگ آلمانی؛ "نیچه"
#بیوگرافی
#فریدریش_ویلهلم_نیچه ( Friedrich Wilhelm Nietzsche) (۱۵ اکتبر ۱۸۴۴ - ۲۵ اوت ۱۹۰۰) فیلسوف، شاعر و آهنگساز بزرگ آلمانی بود.
از مشهورترین عقاید وی نقد فرهنگ، دین و فلسفهٔ بر مبنای سؤالات بنیادینی دربارهٔ بنیان ارزشها و اخلاق بودهاست. نوشتههای وی سبک تازهای در زبان آلمانی محسوب میشد؛ نوشتههایی بسیار ژرف و پر از ایجاز، آمیخته با افکاری انقلابی که نیچه خود روش نوشتاری خویش را گزین گوییها مینامید. افکار و آثار نیچه بر فیلسوفان و متفکران و حوادث سیاسی - تاریخی قرن بیستم تاثیر شگرفی گذاشت. وی را به همراه مارکس و فروید تاثیرگذارترین متفکران بر قرن بیستم می دانند.
فریدریش نیچه پس از سالها آمیختن با دنیای فلسفه و بحث و جدال و ناکامی عشقیاش، ده سال پایان عمرش را در جنون به سربرد و در زمانی که آثارش با موفقیتی بزرگ روبه رو شده بودند او آنقدر از سلامت ذهنی بهره نداشت تا آن را به چشم خود ببیند.
سرانجام در سال ۱۸۸۹ به دلیل ضعف سلامت و سردردهای شدیدش مجبور به استعفا از دانشگاه و رها کردن کرسی استادی شد و بالاخره در ۲۵ اوت سال ۱۹۰۰ در وایمار و پس از تحمل یکدورهٔ طولانی بیماری براثر سکته مغزی درگذشت. او معتقد بود سر دردهایش نتیجهٔ درد زایش افکار نو میباشد.
تقریبا تمامی آثار او که چند ده جلد کتاب میباشد به فارسی برگردانده شده است و بارها تجدید چاپ شده است؛ نقدها و تفسیرهای خوب و معتبری از متفکران بزرگ بر آثار او، در بازار کتاب ایران موجود است. شاید بتوان گفت مشهورترین اثر او در میان عامه مردم در ایران چنین گفت زرتشت است.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
آیا داستان آن دیوانه را نشنیده اید که با چراغ در روز روشن، در ملاء عام به دنبال خدا بود و فریاد میزد: "خدا را میجویم"
اما عده ی بسیاری چون ایمان نداشتند او را مسخره کردند و به او خندیدند.
دیوانه در پاسخ به آنها می گوید: "من هم اینک به شما خواهم گفت خدا کجا رفته است. من و شما، یعنی ما او را کشتیم...
آیا صدای گورکن ها را که خدا را دفن میکنند نمی شنوید؟
آیا فساد خدایان را هیچ احساس نمی کنید؟
آری خدایان نیز فاسد می شوند!
خدا مرد!
خدا مرده است! ما رو را کشتیم!
و ما قاتل قاتلان، چگونه میخوهیم خود را تسلی دهیم!
کارد ما خون مقدس ترین و مقتدر ترین چیزی که دنیا تا همین امروز داشت، ریخت...
چه کسی این خون را از دستان ما خواهد زدود؟..."
دیوانه پس از این سخنان خاموش ماند و مردم نیز مانند او ساکت شدند...
سرانجام دیوانه چراغ خود را آنچنان به زمین کوفت که خُرد و خاموش شد؛ سپس گفت:
"من خیلی زود آمدم. زمان من هنوز فرا نرسیده است. آن رویداد بزرگ هنوز در راه است و پیش می آید و هنوز به گوش انسان ها نرسیده است..."
گفته اند این دیوانه در همین روز به کلیسا های مختلف وارد شد و در آنها در رثای مرگ خدا سرودی سر داد. هنگامی که مردم او را از کلیسا بیرون می راندند و از او توضیح می خواستند، دیوانه پیوسته میگفت:
" آیا کلیسا چیزی جز مقبره و آرامگه خدایان است؟"
(این متن خلاصه ای بود از کتاب #حکمت_شادان قطعه 125 / اثر : #فریدریش_نیچه )
نوع فایل: Pdf
کتاب های نویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 # 25 اوت
سالروز درگذشت شاعر و فیلسوف بزرگ آلمانی؛ "نیچه"
#بیوگرافی
#فریدریش_ویلهلم_نیچه ( Friedrich Wilhelm Nietzsche) (۱۵ اکتبر ۱۸۴۴ - ۲۵ اوت ۱۹۰۰) فیلسوف، شاعر و آهنگساز بزرگ آلمانی بود.
از مشهورترین عقاید وی نقد فرهنگ، دین و فلسفهٔ بر مبنای سؤالات بنیادینی دربارهٔ بنیان ارزشها و اخلاق بودهاست. نوشتههای وی سبک تازهای در زبان آلمانی محسوب میشد؛ نوشتههایی بسیار ژرف و پر از ایجاز، آمیخته با افکاری انقلابی که نیچه خود روش نوشتاری خویش را گزین گوییها مینامید. افکار و آثار نیچه بر فیلسوفان و متفکران و حوادث سیاسی - تاریخی قرن بیستم تاثیر شگرفی گذاشت. وی را به همراه مارکس و فروید تاثیرگذارترین متفکران بر قرن بیستم می دانند.
فریدریش نیچه پس از سالها آمیختن با دنیای فلسفه و بحث و جدال و ناکامی عشقیاش، ده سال پایان عمرش را در جنون به سربرد و در زمانی که آثارش با موفقیتی بزرگ روبه رو شده بودند او آنقدر از سلامت ذهنی بهره نداشت تا آن را به چشم خود ببیند.
سرانجام در سال ۱۸۸۹ به دلیل ضعف سلامت و سردردهای شدیدش مجبور به استعفا از دانشگاه و رها کردن کرسی استادی شد و بالاخره در ۲۵ اوت سال ۱۹۰۰ در وایمار و پس از تحمل یکدورهٔ طولانی بیماری براثر سکته مغزی درگذشت. او معتقد بود سر دردهایش نتیجهٔ درد زایش افکار نو میباشد.
تقریبا تمامی آثار او که چند ده جلد کتاب میباشد به فارسی برگردانده شده است و بارها تجدید چاپ شده است؛ نقدها و تفسیرهای خوب و معتبری از متفکران بزرگ بر آثار او، در بازار کتاب ایران موجود است. شاید بتوان گفت مشهورترین اثر او در میان عامه مردم در ایران چنین گفت زرتشت است.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
آیا داستان آن دیوانه را نشنیده اید که با چراغ در روز روشن، در ملاء عام به دنبال خدا بود و فریاد میزد: "خدا را میجویم"
اما عده ی بسیاری چون ایمان نداشتند او را مسخره کردند و به او خندیدند.
دیوانه در پاسخ به آنها می گوید: "من هم اینک به شما خواهم گفت خدا کجا رفته است. من و شما، یعنی ما او را کشتیم...
آیا صدای گورکن ها را که خدا را دفن میکنند نمی شنوید؟
آیا فساد خدایان را هیچ احساس نمی کنید؟
آری خدایان نیز فاسد می شوند!
خدا مرد!
خدا مرده است! ما رو را کشتیم!
و ما قاتل قاتلان، چگونه میخوهیم خود را تسلی دهیم!
کارد ما خون مقدس ترین و مقتدر ترین چیزی که دنیا تا همین امروز داشت، ریخت...
چه کسی این خون را از دستان ما خواهد زدود؟..."
دیوانه پس از این سخنان خاموش ماند و مردم نیز مانند او ساکت شدند...
سرانجام دیوانه چراغ خود را آنچنان به زمین کوفت که خُرد و خاموش شد؛ سپس گفت:
"من خیلی زود آمدم. زمان من هنوز فرا نرسیده است. آن رویداد بزرگ هنوز در راه است و پیش می آید و هنوز به گوش انسان ها نرسیده است..."
گفته اند این دیوانه در همین روز به کلیسا های مختلف وارد شد و در آنها در رثای مرگ خدا سرودی سر داد. هنگامی که مردم او را از کلیسا بیرون می راندند و از او توضیح می خواستند، دیوانه پیوسته میگفت:
" آیا کلیسا چیزی جز مقبره و آرامگه خدایان است؟"
(این متن خلاصه ای بود از کتاب #حکمت_شادان قطعه 125 / اثر : #فریدریش_نیچه )
نوع فایل: Pdf
کتاب های نویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#جامعه زن را چنان تربیت میکند که نباید هیچ چیز از مسائل عشقیِ بزرگ بداند، نباید چیزی از مسائل جنسی بداند، و هر جا سخنی از سکس به میان آمد، باید مضطرب بگریزد.
و در کل چنان به زن تلقین می شود که سکس مخالف عفت اوست، سکس بد است و باید چشم و گوش خود را در برابر آن بپوشاند.
تا اینکه گویی زن با ضربهٔ صاعقهای هولناک به درون حقیقت میافتد که نام آن صاعقه ((ازدواج)) است. حال زن، با حیا و عشق و لذت و... دست به گریبان میشود. حیران از این مسئله که چطور آنچه تا دیروز پست و حیوانی بود امروز امری معنوی و انسانی است.
به راستی روح زن چگونه این ها را تحمل میکند؟
📙 #حکمت_شادان
👤 #فریدریش_نیچه
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
و در کل چنان به زن تلقین می شود که سکس مخالف عفت اوست، سکس بد است و باید چشم و گوش خود را در برابر آن بپوشاند.
تا اینکه گویی زن با ضربهٔ صاعقهای هولناک به درون حقیقت میافتد که نام آن صاعقه ((ازدواج)) است. حال زن، با حیا و عشق و لذت و... دست به گریبان میشود. حیران از این مسئله که چطور آنچه تا دیروز پست و حیوانی بود امروز امری معنوی و انسانی است.
به راستی روح زن چگونه این ها را تحمل میکند؟
📙 #حکمت_شادان
👤 #فریدریش_نیچه
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
video_2019-12-31_05-39-14.mp4
17.2 MB
🔴#رقص
IRISH TREBLE DANZA IRLANDESA Brujas
درود بر آنکس که رقص های تازه می آفریند
پس همه به هزاران طریق به رقص درآییم
تا هنر ما آزاد
و حکمت ما شادان نامیده شود...
#نیچه
#حکمت_شادان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
IRISH TREBLE DANZA IRLANDESA Brujas
درود بر آنکس که رقص های تازه می آفریند
پس همه به هزاران طریق به رقص درآییم
تا هنر ما آزاد
و حکمت ما شادان نامیده شود...
#نیچه
#حکمت_شادان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#کتاب_ولحظه
بعضی ها، در عین سادگی، سایه ی سنگینی دارند! نیازی به هیاهو ندارند برای ابراز خویش.
آن کس که خود را عمیق می داند، تلاش می کند
واضح و شفاف باشد. آن کس که دوست دارد در
نگاه توده ی مردم عمیق به نظر بیاید، تلاش می کند
که مبهم و کدر باشد. مردم کف هر جایی را که
نتوانند ببینند،
عمیق می پندارند و از غرق شدن واهمه دارند.
✍️ #فریدریش_نیچه
#حکمت_شادان
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#کتاب_ولحظه
بعضی ها، در عین سادگی، سایه ی سنگینی دارند! نیازی به هیاهو ندارند برای ابراز خویش.
آن کس که خود را عمیق می داند، تلاش می کند
واضح و شفاف باشد. آن کس که دوست دارد در
نگاه توده ی مردم عمیق به نظر بیاید، تلاش می کند
که مبهم و کدر باشد. مردم کف هر جایی را که
نتوانند ببینند،
عمیق می پندارند و از غرق شدن واهمه دارند.
✍️ #فریدریش_نیچه
#حکمت_شادان
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#بخوانیم
متنهایی منتخب در رابطه با #روز_کارگر
🍂یک توده نخست باید حقایق اولیه زندگی را بفهمد تا نوبت به اصلاح معاش کارگرانش رسد. آن کارگری که شما برای اصلاح معاش او می کوشید در توی خرافات غرقست و دست و پا می زند. آن کارگر آماده است سعادت خود و خانواده اش را به یک عقیده خرافی قربانی سازد. آن کارگر آماده است به عنوان آن که شما به روضه خوانی عقیده ندارید و به تکیه احترام نمیگزارید بر شما بشورد .
#سرنوشت_ایران_چه_خواهد_شد
#احمد_کسروی
🍂در این یک سالی که در این بخش کار می کرد به تولید کتابهایی مشغول بود که آنها را در پاکت های سر بسته با عناوینی مانند «داستانهای معرکه » یا «شبی در دبیرستان دخترانه » می گذاشتند و عمده خریداران آنها جوانان خانواده کارگر بودند که گمان می کردند این کتابها ممنوعه هستند .
#نوزده_هشتاد_و_چهار1984
#جورج_اورول
🍂تو میدانی که سرمایه بر کارگر فشار می آورد. کارگران به اتفاق ما روستاییان همه ی سنگینی کار و زحمت را به دوش دارند و در چنان موقعیتی قرار گرفته اند که هر قدر هم زیادتر زحمت بکشند باز از وضع خود نمی توانند بگریزند. همهی عایدی حاصل از کار و زحمت که ممکن بود وضع آنان را بهبودی بخشد، فرصت و مجال کافی در اختیارشان گذارد تا درنتیجه بتوانند معلوماتی بدست آورند، همهی این ارزشهای اضافی را سرمایه داران از آنها می ربایند. سازمان جامعه چنان است که هرقدر آنها بیشتر کار کنند، به همان اندازه عایدی بازرگانان و ملاکین افزونتر خواهد شد، درصورتیکه آنها همواره در مقام حیوانات بارکش خود باقی خواهد ماند. همین وضع و نظام است که باید تغییر یابد.
#آناکارنینا
#لئو_تولستوی
🍂امروز کار به جایی کشیده است که حتی عاطلترین ما دم از کار و کارگر میزنند!
جملهٔ شاهانه و مودبانهٔ "ما همه کارگریم" که در روزگار ما گفته میشود، در زمان لویی۱۴ جز وقاحت معنی دیگری نداشت.
#حکمت_شادان
#فریدریش_نیچه
🍂باید از انزوا بیرون آمد، باید با طبقه کارگر متحد شد.
_طبقه کارگر ضایع و فاسد و بی حس و دولت زده و مهرخورده و محکوم به گرسنگی شده است، یک گرسنگی رسمی هست که به آدم حق می دهد از سوپ دولتی استفاده کند و یک گرسنگی غیررسمی که به آدم حق می دهد برود و خود را در رودخانه ی تیبر بیندازد.
#نان_و_شراب
#اینیاتسیو_سیلونه
🍂لوسیون: اعتصاب در واقع یک نوع مقاومت منفیه. ما تا به حال هیچ وقت کشته ندادیم. در ثانی من مخالف اشغال کارخونه بودم.
ژان: گوش کن لوسیون. اونجا، الان هزاران کارگر در فقر و گرسنگی دست و پا می زنند. یعنی اونها قربانی خونخواری سرمایه دارها نیستند؟ فکر نمی کنی اگه با این خونخوارها مبارزه نکنی تو هم شریک اونها بشی؟
لوسیون: من می خوام با اونها مبارزه کنم، اما با روش خودم. ببین، من مرد عمل نیستم. من فقط می تونم بنویسم. با قلم هم می شه به جنگ اونها رفت.
#چرخدنده
#ژان_پل_سارتر
🍂افرادی که رؤسا برایشان گربه رقصانی می کنند و همسرانشان از آنها کار می کشند و بچه هایشان مثل زالو خونشان را می مکند.
حرفهای خشنی راجع به رنجهای طبقه ی کارگر زده می شود. من شخصاً برای این طبقه متأسف نیستم.
#تنفس_در_هوای_تازه
#جورج_اورول
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#بخوانیم
متنهایی منتخب در رابطه با #روز_کارگر
🍂یک توده نخست باید حقایق اولیه زندگی را بفهمد تا نوبت به اصلاح معاش کارگرانش رسد. آن کارگری که شما برای اصلاح معاش او می کوشید در توی خرافات غرقست و دست و پا می زند. آن کارگر آماده است سعادت خود و خانواده اش را به یک عقیده خرافی قربانی سازد. آن کارگر آماده است به عنوان آن که شما به روضه خوانی عقیده ندارید و به تکیه احترام نمیگزارید بر شما بشورد .
#سرنوشت_ایران_چه_خواهد_شد
#احمد_کسروی
🍂در این یک سالی که در این بخش کار می کرد به تولید کتابهایی مشغول بود که آنها را در پاکت های سر بسته با عناوینی مانند «داستانهای معرکه » یا «شبی در دبیرستان دخترانه » می گذاشتند و عمده خریداران آنها جوانان خانواده کارگر بودند که گمان می کردند این کتابها ممنوعه هستند .
#نوزده_هشتاد_و_چهار1984
#جورج_اورول
🍂تو میدانی که سرمایه بر کارگر فشار می آورد. کارگران به اتفاق ما روستاییان همه ی سنگینی کار و زحمت را به دوش دارند و در چنان موقعیتی قرار گرفته اند که هر قدر هم زیادتر زحمت بکشند باز از وضع خود نمی توانند بگریزند. همهی عایدی حاصل از کار و زحمت که ممکن بود وضع آنان را بهبودی بخشد، فرصت و مجال کافی در اختیارشان گذارد تا درنتیجه بتوانند معلوماتی بدست آورند، همهی این ارزشهای اضافی را سرمایه داران از آنها می ربایند. سازمان جامعه چنان است که هرقدر آنها بیشتر کار کنند، به همان اندازه عایدی بازرگانان و ملاکین افزونتر خواهد شد، درصورتیکه آنها همواره در مقام حیوانات بارکش خود باقی خواهد ماند. همین وضع و نظام است که باید تغییر یابد.
#آناکارنینا
#لئو_تولستوی
🍂امروز کار به جایی کشیده است که حتی عاطلترین ما دم از کار و کارگر میزنند!
جملهٔ شاهانه و مودبانهٔ "ما همه کارگریم" که در روزگار ما گفته میشود، در زمان لویی۱۴ جز وقاحت معنی دیگری نداشت.
#حکمت_شادان
#فریدریش_نیچه
🍂باید از انزوا بیرون آمد، باید با طبقه کارگر متحد شد.
_طبقه کارگر ضایع و فاسد و بی حس و دولت زده و مهرخورده و محکوم به گرسنگی شده است، یک گرسنگی رسمی هست که به آدم حق می دهد از سوپ دولتی استفاده کند و یک گرسنگی غیررسمی که به آدم حق می دهد برود و خود را در رودخانه ی تیبر بیندازد.
#نان_و_شراب
#اینیاتسیو_سیلونه
🍂لوسیون: اعتصاب در واقع یک نوع مقاومت منفیه. ما تا به حال هیچ وقت کشته ندادیم. در ثانی من مخالف اشغال کارخونه بودم.
ژان: گوش کن لوسیون. اونجا، الان هزاران کارگر در فقر و گرسنگی دست و پا می زنند. یعنی اونها قربانی خونخواری سرمایه دارها نیستند؟ فکر نمی کنی اگه با این خونخوارها مبارزه نکنی تو هم شریک اونها بشی؟
لوسیون: من می خوام با اونها مبارزه کنم، اما با روش خودم. ببین، من مرد عمل نیستم. من فقط می تونم بنویسم. با قلم هم می شه به جنگ اونها رفت.
#چرخدنده
#ژان_پل_سارتر
🍂افرادی که رؤسا برایشان گربه رقصانی می کنند و همسرانشان از آنها کار می کشند و بچه هایشان مثل زالو خونشان را می مکند.
حرفهای خشنی راجع به رنجهای طبقه ی کارگر زده می شود. من شخصاً برای این طبقه متأسف نیستم.
#تنفس_در_هوای_تازه
#جورج_اورول
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#کتاب_ولحظه
#عفاف_زنانه
#نیچه
در تربیت زنان سطح بالای جامعه چیزی بُهت انگیز و هولناک وجود دارد که شاید عجیب تر از آن وجود نداشته باشد.
همه متفق القولند که آنها باید در نهایت بی خبری از مسائل عشقی بزرگ شوند تا شرمساری و حیایی عمیق در وجودشان ریشه دواند و یاد بگیرند که با هر اشاره ی ساده ای به مسائل جنسی شدیدا ًمضطرب و گریزان شوند.
«شرف و عزت» زنان تنها به این موضوع وابسته است و هرگونه تخطی دیگر قابل گذشت باشد!
آنها باید تا اعماق روح شان نسبت به این مسائل ناآگاه بمانند،
در مورد چیزی که باید آن را «بد» بدانند باید و کور و کر و لال باشند و فکر آن را هم به سر خود راه ندهند:
حتی شناخت آن هم بد است.
اما بعد! همین زنان گویی با یک ضربه ی صاعقه هولناک به درون واقعیت و آگاهی یعنی،
ازدواج پرتاب می شوند و مربی و راهنمای آنان در این وادی همان فردی می شود که باید دوستش بدارند و بیشترین احترام را برایش [شوهر] قائل شوند!
حالا باید عشق را کشف کنند در حالی که با شرم و حیا دست به گریبانند،
باید همزمان با لذت و شیفتگی،
یا خود سپاری و وظیفه،
ترحم و گذشت و ترس به علت همسایگی غیر منتظره ی معنویت و نفس اماره یا انسانیت و حیوانیت آشنا شود!
در حقیقت احساسات مختلف و متنوعی در روح کسی به هم گره می خورد که در پی همتایی برای خود می باشد!
خردمندترین روانشناسان هم با همه کنجکاوی و شفقت خود نمی توانند بفهمند که چگونه زنی می تواند با این راه حل کنار بیاید،
که چه افکار و شبهات دهشتناکی به ناچار در این روح بیچاره و زیر و رو شده بیدار می شوند و بالاخره آخرین فلسفه و نهایت دیرباوری زن در کجا لنگر می اندازد.
و باز هم همان سکوت قبلی و همان سکوت عمیق:
زن حتی در برابر خود خاموش می ماند و چشمانش را بر خود هم می بندد.
زنان جوان سعی می کنند سطحی و حواس پرت به نظر بیآیند.
در حالی که آنان که ظرافت بیشتری دارند به نوعی بی حیایی و بی شرمی تظاهر می کنند.
زنان غالبا ً به شوهرانشان به عنوان علامت سوالی در برابر حیثیت و تقوایِ خود می نگرند و وجود فرزندان خود را نوعی تجلیل یا مکافات می دانند.
آنان نیاز به فرزند دارند و میل آنها به فرزند همان معنای میل مردان به فرزند را ندارد.
به طور خلاصه هرگز نمی توانیم نسبت به زنان به اندازه ی کافی با گذشت باشیم!
#نیچه
#حکمت_شادان_ص ۱۲۹
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#کتاب_ولحظه
#عفاف_زنانه
#نیچه
در تربیت زنان سطح بالای جامعه چیزی بُهت انگیز و هولناک وجود دارد که شاید عجیب تر از آن وجود نداشته باشد.
همه متفق القولند که آنها باید در نهایت بی خبری از مسائل عشقی بزرگ شوند تا شرمساری و حیایی عمیق در وجودشان ریشه دواند و یاد بگیرند که با هر اشاره ی ساده ای به مسائل جنسی شدیدا ًمضطرب و گریزان شوند.
«شرف و عزت» زنان تنها به این موضوع وابسته است و هرگونه تخطی دیگر قابل گذشت باشد!
آنها باید تا اعماق روح شان نسبت به این مسائل ناآگاه بمانند،
در مورد چیزی که باید آن را «بد» بدانند باید و کور و کر و لال باشند و فکر آن را هم به سر خود راه ندهند:
حتی شناخت آن هم بد است.
اما بعد! همین زنان گویی با یک ضربه ی صاعقه هولناک به درون واقعیت و آگاهی یعنی،
ازدواج پرتاب می شوند و مربی و راهنمای آنان در این وادی همان فردی می شود که باید دوستش بدارند و بیشترین احترام را برایش [شوهر] قائل شوند!
حالا باید عشق را کشف کنند در حالی که با شرم و حیا دست به گریبانند،
باید همزمان با لذت و شیفتگی،
یا خود سپاری و وظیفه،
ترحم و گذشت و ترس به علت همسایگی غیر منتظره ی معنویت و نفس اماره یا انسانیت و حیوانیت آشنا شود!
در حقیقت احساسات مختلف و متنوعی در روح کسی به هم گره می خورد که در پی همتایی برای خود می باشد!
خردمندترین روانشناسان هم با همه کنجکاوی و شفقت خود نمی توانند بفهمند که چگونه زنی می تواند با این راه حل کنار بیاید،
که چه افکار و شبهات دهشتناکی به ناچار در این روح بیچاره و زیر و رو شده بیدار می شوند و بالاخره آخرین فلسفه و نهایت دیرباوری زن در کجا لنگر می اندازد.
و باز هم همان سکوت قبلی و همان سکوت عمیق:
زن حتی در برابر خود خاموش می ماند و چشمانش را بر خود هم می بندد.
زنان جوان سعی می کنند سطحی و حواس پرت به نظر بیآیند.
در حالی که آنان که ظرافت بیشتری دارند به نوعی بی حیایی و بی شرمی تظاهر می کنند.
زنان غالبا ً به شوهرانشان به عنوان علامت سوالی در برابر حیثیت و تقوایِ خود می نگرند و وجود فرزندان خود را نوعی تجلیل یا مکافات می دانند.
آنان نیاز به فرزند دارند و میل آنها به فرزند همان معنای میل مردان به فرزند را ندارد.
به طور خلاصه هرگز نمی توانیم نسبت به زنان به اندازه ی کافی با گذشت باشیم!
#نیچه
#حکمت_شادان_ص ۱۲۹
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه
وقتی مردی خود را در میانِ غوغا و هیاهوی خویش و در معرض جزر و مدّ امواج زندگی و پستی و بلندیهای آن میبیند، گاه حضور موجوداتی آرام و پَریگونه را احساس میکند که از کنارَش میلغزند و میلِ شدید به آرامش و خوشبختی را در او زنده میکنند:
اینها زنان هستند.
📙 #حکمت_شادان
✍️ #فریدریش_نیچه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
وقتی مردی خود را در میانِ غوغا و هیاهوی خویش و در معرض جزر و مدّ امواج زندگی و پستی و بلندیهای آن میبیند، گاه حضور موجوداتی آرام و پَریگونه را احساس میکند که از کنارَش میلغزند و میلِ شدید به آرامش و خوشبختی را در او زنده میکنند:
اینها زنان هستند.
📙 #حکمت_شادان
✍️ #فریدریش_نیچه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
زندگی «زن» است !
منظور من آن است که جهان، گرچه مملو از چیزهای زیباست اما، در ارائهی لحظات زیبا و پرده برداری از چیزهای زیبا، بسیار ممسک(خویشتن دار) است. شاید همین امساک، بزرگترین لطف زندگی باشد. زندگی بر روی خود پردهای مُطلا، نوید بخش، مقاوم، محجوب، ریشخندآمیز، فریبنده و مهربان کشیده است. آری، زندگی زن است!
#حکمت_شادان
#فریدریش_نیچه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
زندگی «زن» است !
منظور من آن است که جهان، گرچه مملو از چیزهای زیباست اما، در ارائهی لحظات زیبا و پرده برداری از چیزهای زیبا، بسیار ممسک(خویشتن دار) است. شاید همین امساک، بزرگترین لطف زندگی باشد. زندگی بر روی خود پردهای مُطلا، نوید بخش، مقاوم، محجوب، ریشخندآمیز، فریبنده و مهربان کشیده است. آری، زندگی زن است!
#حکمت_شادان
#فریدریش_نیچه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه
بعضی ها، در عین سادگی، سایه ی سنگینی دارند! نیازی به هیاهو ندارند برای ابراز خویش.
آن کس که خود را عمیق می داند، تلاش می کند
واضح و شفاف باشد. آن کس که دوست دارد در
نگاه توده ی مردم عمیق به نظر بیاید، تلاش می کند
که مبهم و کدر باشد. مردم کف هر جایی را که
نتوانند ببینند،
عمیق می پندارند و از غرق شدن واهمه دارند.
🖊#فریدریش_نیچه
📚#حکمت_شادان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
بعضی ها، در عین سادگی، سایه ی سنگینی دارند! نیازی به هیاهو ندارند برای ابراز خویش.
آن کس که خود را عمیق می داند، تلاش می کند
واضح و شفاف باشد. آن کس که دوست دارد در
نگاه توده ی مردم عمیق به نظر بیاید، تلاش می کند
که مبهم و کدر باشد. مردم کف هر جایی را که
نتوانند ببینند،
عمیق می پندارند و از غرق شدن واهمه دارند.
🖊#فریدریش_نیچه
📚#حکمت_شادان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
آیا رفتار و گفتارم تو را جذب کرده،
میخواهی مرا گام به گام دنبال کنی؟
فقط به خویشتن وفادار بمان،
در آن صورت آرام آرام از من پیروی کردهای.
📖 #حکمت_شادان
✍🏻 #نیچه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
آیا رفتار و گفتارم تو را جذب کرده،
میخواهی مرا گام به گام دنبال کنی؟
فقط به خویشتن وفادار بمان،
در آن صورت آرام آرام از من پیروی کردهای.
📖 #حکمت_شادان
✍🏻 #نیچه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
✍️آیا داستان آن دیوانه را نشنیده اید که با چراغ در روز روشن، در ملاء عام به دنبال خدا بود و فریاد میزد: "خدا را میجویم"
اما عده ی بسیاری چون ایمان نداشتند او را مسخره کردند و به او خندیدند.
دیوانه در پاسخ به آنها می گوید: "من هم اینک به شما خواهم گفت خدا کجا رفته است. من و شما، یعنی ما او را کشتیم...
آیا صدای گورکن ها را که خدا را دفن میکنند نمی شنوید؟
آیا فساد خدایان را هیچ احساس نمی کنید؟
آری خدایان نیز فاسد می شوند!
خدا مرد!
خدا مرده است! ما او را کشتیم!
و ما قاتل قاتلان، چگونه میخواهیم خود را تسلی دهیم!
کارد ما خون مقدس ترین و مقتدر ترین چیزی که دنیا تا همین امروز داشت، ریخت...
چه کسی این خون را از دستان ما خواهد زدود؟..."
دیوانه پس از این سخنان خاموش ماند و مردم نیز مانند او ساکت شدند...
سرانجام دیوانه چراغ خود را آنچنان به زمین کوفت که خُرد و خاموش شد؛ سپس گفت:
"من خیلی زود آمدم. زمان من هنوز فرا نرسیده است. آن رویداد بزرگ هنوز در راه است و پیش می آید و هنوز به گوش انسان ها نرسیده است..."
گفته اند این دیوانه در همین روز به کلیسا های مختلف وارد شد و در آنها در رثای مرگ خدا سرودی سر داد. هنگامی که مردم او را از کلیسا بیرون می راندند و از او توضیح می خواستند، دیوانه پیوسته میگفت:
" آیا کلیسا چیزی جز مقبره و آرامگه خدایان است؟"
📕خلاصه ای از کتاب #حکمت_شادان قطعه 125
#فریدریش_نیچه
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
✍️آیا داستان آن دیوانه را نشنیده اید که با چراغ در روز روشن، در ملاء عام به دنبال خدا بود و فریاد میزد: "خدا را میجویم"
اما عده ی بسیاری چون ایمان نداشتند او را مسخره کردند و به او خندیدند.
دیوانه در پاسخ به آنها می گوید: "من هم اینک به شما خواهم گفت خدا کجا رفته است. من و شما، یعنی ما او را کشتیم...
آیا صدای گورکن ها را که خدا را دفن میکنند نمی شنوید؟
آیا فساد خدایان را هیچ احساس نمی کنید؟
آری خدایان نیز فاسد می شوند!
خدا مرد!
خدا مرده است! ما او را کشتیم!
و ما قاتل قاتلان، چگونه میخواهیم خود را تسلی دهیم!
کارد ما خون مقدس ترین و مقتدر ترین چیزی که دنیا تا همین امروز داشت، ریخت...
چه کسی این خون را از دستان ما خواهد زدود؟..."
دیوانه پس از این سخنان خاموش ماند و مردم نیز مانند او ساکت شدند...
سرانجام دیوانه چراغ خود را آنچنان به زمین کوفت که خُرد و خاموش شد؛ سپس گفت:
"من خیلی زود آمدم. زمان من هنوز فرا نرسیده است. آن رویداد بزرگ هنوز در راه است و پیش می آید و هنوز به گوش انسان ها نرسیده است..."
گفته اند این دیوانه در همین روز به کلیسا های مختلف وارد شد و در آنها در رثای مرگ خدا سرودی سر داد. هنگامی که مردم او را از کلیسا بیرون می راندند و از او توضیح می خواستند، دیوانه پیوسته میگفت:
" آیا کلیسا چیزی جز مقبره و آرامگه خدایان است؟"
📕خلاصه ای از کتاب #حکمت_شادان قطعه 125
#فریدریش_نیچه
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨