خواننده #استاد_ایرج
ترانه #یار چهارده ساله
آهنگها #حسین_واثقی
کلام #رضا_شمسا
یه بوسه بگو که چنده هی
نگو نه دلم میلرزه
حالا که رسید به سبزه
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
ترانه #یار چهارده ساله
آهنگها #حسین_واثقی
کلام #رضا_شمسا
یه بوسه بگو که چنده هی
نگو نه دلم میلرزه
حالا که رسید به سبزه
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#نویسندگان_ایرانشهر
#استاد_ایرج_پزشک_زاد
ایرج پزشکزاد (الف. پ. آشنا) زادهٔ ۱۳۰۶ (خورشیدی) در تهران از نویسندگان و طنزپردازان ایرانی نیمهٔ دوم سده ۲۰ (میلادی) است. او بیشتر به خاطر آفرینش رمان داییجان ناپلئون و شخصیتی به همین نام شناخته میشود. در سال ۱۳۵۵ (خورشیدی) مجموعهٔ تلویزیونی داییجان ناپلئون توسط ناصر تقوایی برگرفته از این رمان ساخته شد. کتاب دایی جان ناپلئون در سال ۱۹۹۶ (میلادی) توسط دیک دیویس به زبان انگلیسی برگردان شدهاست.
پزشکزاد در سال ۱۳۰۶ خورشیدی در تهران زاده شد. وی پس از تحصیل در ایران و فرانسه در رشتهٔ حقوق دانشآموخته شد و به مدت پنج سال در ایران به قضاوت در دادگستری مشغول بود. پس از آن به خدمت در وزارت امور خارجه ایران ادامه داد و آخرین سمتش مدیرکل روابط فرهنگی بود.
وی کار نویسندگی را در اوایل دهه ۱۳۳۰ (خورشیدی) با نوشتن داستانهای کوتاه برای مجلهها و برگردان نوشتههای ولتر، مولیر و چند رمان تاریخی آغاز کرد. او هنگام کار در وزارت امور خارجه، نویسنده ستون طنز "آسمون ریسمون" در مجله فردوسی نیز بود
ایرج پزشکزاد شیفته سعدی است
پزشکزاد درباره خود میگوید:
از پدری پزشک و مادری معلم به دنیا اومدم. تحصیلات ابتدایی و متوسطه در تهران و تحصیلات عالیه رو در فرانسه در رشته حقوق گذراندم. بعد از فارغالتحصیلی به استخدام وزارت امور خارجه درآمدم و به عنوان دیپلمات تا انقلاب در اونجا کار کردم. بعد از انقلاب از کار اخراج شدم به طوری که حتی حقوق بازنشستگی هم شامل حالم نشد. بعد از اون به فرانسه برگشتم و به کار روزنامهنگاری و قلم زنی و نوشتن اراجیف مشغول شدم.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران به فرانسه رفت و عضو شورای نهضت مقاومت ملی شد که با رهبری شاپور بختیار تشکیل شده بود. وی برای نهضت چند کتاب نوشته که نمونه آن «مروری بر واقعه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲» است.
پزشکزاد برنده جایزه بیتا در سال ۲۰۱۴ (میلادی) بوده است.
برخی مجموعه تلویزیونی قهوه تلخ را کپی ناشیانهای از کتاب «ماشاءالله خان در بارگاه هارونالرشید» نوشتهٔ ایرج پزشکزاد میدانند.
#آثار
طنز
• حاج ممجعفر در پاریس (۱۳۳۳) (خاطرات)
• ماشاءالله خان در بارگاه هارونالرشید (۱۳۳۷) (رمان)
• بوبول (۱۳۳۸) (طنزیات اجتماعی)
• آسمون ریسمون[۱۲] (۱۳۴۲) (طنزیات ادبی)
• داییجان ناپلئون (۱۳۴۹) (رمان)
• ادب مرد به ز دولت اوست تحریر شد (۱۳۵۲) (نمایشنامه)
• انترناسیونال بچهپرروها (۱۳۶۳) (طنزیات سیاسی)
• شهر فرنگ از همه رنگ (احتمالاً ۱۳۷۲)[۱۳] (طنزیات سیاسی و اجتماعی)
• خانوادهٔ نیکاختر (۱۳۸۰) (رمان)
• طنز فاخر سعدی (۱۳۸۱) (نقد و تفسیر)
• حافظ ناشنیدهپند (۱۳۸۳) (سرگذشتنامه و رمان تاریخی)
• رستمصولتان (۱۳۸۴) (طنزیات اجتماعی)
• گلگشت خاطرات (۱۳۸۶) (طنزیات اجتماعی)
• پسر حاجی باباجان (۱۳۸۷) (نمایشنامه)
• به یاد یار و دیار (۱۳۹۱) (خاطرات)
• صندوق لعنت (۱۳۹۴) (نمایشنامه)
• بلیط خانعمو (نمایشنامه)
•
تاریخی
• مروری در واقعهٔ ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و قانون مصونیت نظامیان آمریکایی[ (تاریخ)
• مروری در تاریخ انقلاب روسیه (۱۳۷۰) (تاریخ)
• مصدق بازمصلوب: چند مقالهٔ سیاسی (۱۳۷۲) (مقالات سیاسی)
• مروری در تاریخ انقلاب فرانسه (۱۳۸۱) (تاریخ)
• مروری در انقلاب مشروطیت ایران (۱۳۸۴) (تاریخ)
• ریشههای اختلاف چین و شوروی (رساله)
ترجمه
• روزولت / سارا دلانو روزولت (۱۳۲۶)
• ملک مقرب در جمع شیاطین / موریس دوکبرا (۱۳۳۱)
• دختر گرجی / موریس دوکبرا (۱۳۳۴)
• زندانی کازابلانکا / موریس دوکبرا (۱۳۳۵)
• دزیره / آن ماری سلینکو (۱۳۳۵)
• افسونگران دریا / آلفرد ماشار (۱۳۳۶)
• جمیله / هانری بوردو (۱۳۳۷)
• عدالت اجرا شدهاست / ژان مکر (۱۳۳۷)
• دو سرنوشت / ویلکی کالینز (۱۳۴۵)
• فردا گریه خواهم کرد / لیلیان روت (۱۳۴۵)
• ماروا / موریس دوکبرا (۱۳۶۲)
• شوایک سرباز پاکدل / یاروسلاو هاشک (۱۳۶۴)
•
مقالهها
• سوم اسفند ۱۳۵۷، یازده روز پس از پیروزی انقلاب ۵۷، ایرج پزشکزاد در کیهان مقالهای به نام «آنها که میخواهند غنائم خونین انقلاب را تقسیم کنند» نوشت. در این مقاله او به بازگویی روایت انقلاب فرانسه میپردازد و هشدار میدهد.
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#نویسندگان_ایرانشهر
#استاد_ایرج_پزشک_زاد
ایرج پزشکزاد (الف. پ. آشنا) زادهٔ ۱۳۰۶ (خورشیدی) در تهران از نویسندگان و طنزپردازان ایرانی نیمهٔ دوم سده ۲۰ (میلادی) است. او بیشتر به خاطر آفرینش رمان داییجان ناپلئون و شخصیتی به همین نام شناخته میشود. در سال ۱۳۵۵ (خورشیدی) مجموعهٔ تلویزیونی داییجان ناپلئون توسط ناصر تقوایی برگرفته از این رمان ساخته شد. کتاب دایی جان ناپلئون در سال ۱۹۹۶ (میلادی) توسط دیک دیویس به زبان انگلیسی برگردان شدهاست.
پزشکزاد در سال ۱۳۰۶ خورشیدی در تهران زاده شد. وی پس از تحصیل در ایران و فرانسه در رشتهٔ حقوق دانشآموخته شد و به مدت پنج سال در ایران به قضاوت در دادگستری مشغول بود. پس از آن به خدمت در وزارت امور خارجه ایران ادامه داد و آخرین سمتش مدیرکل روابط فرهنگی بود.
وی کار نویسندگی را در اوایل دهه ۱۳۳۰ (خورشیدی) با نوشتن داستانهای کوتاه برای مجلهها و برگردان نوشتههای ولتر، مولیر و چند رمان تاریخی آغاز کرد. او هنگام کار در وزارت امور خارجه، نویسنده ستون طنز "آسمون ریسمون" در مجله فردوسی نیز بود
ایرج پزشکزاد شیفته سعدی است
پزشکزاد درباره خود میگوید:
از پدری پزشک و مادری معلم به دنیا اومدم. تحصیلات ابتدایی و متوسطه در تهران و تحصیلات عالیه رو در فرانسه در رشته حقوق گذراندم. بعد از فارغالتحصیلی به استخدام وزارت امور خارجه درآمدم و به عنوان دیپلمات تا انقلاب در اونجا کار کردم. بعد از انقلاب از کار اخراج شدم به طوری که حتی حقوق بازنشستگی هم شامل حالم نشد. بعد از اون به فرانسه برگشتم و به کار روزنامهنگاری و قلم زنی و نوشتن اراجیف مشغول شدم.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران به فرانسه رفت و عضو شورای نهضت مقاومت ملی شد که با رهبری شاپور بختیار تشکیل شده بود. وی برای نهضت چند کتاب نوشته که نمونه آن «مروری بر واقعه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲» است.
پزشکزاد برنده جایزه بیتا در سال ۲۰۱۴ (میلادی) بوده است.
برخی مجموعه تلویزیونی قهوه تلخ را کپی ناشیانهای از کتاب «ماشاءالله خان در بارگاه هارونالرشید» نوشتهٔ ایرج پزشکزاد میدانند.
#آثار
طنز
• حاج ممجعفر در پاریس (۱۳۳۳) (خاطرات)
• ماشاءالله خان در بارگاه هارونالرشید (۱۳۳۷) (رمان)
• بوبول (۱۳۳۸) (طنزیات اجتماعی)
• آسمون ریسمون[۱۲] (۱۳۴۲) (طنزیات ادبی)
• داییجان ناپلئون (۱۳۴۹) (رمان)
• ادب مرد به ز دولت اوست تحریر شد (۱۳۵۲) (نمایشنامه)
• انترناسیونال بچهپرروها (۱۳۶۳) (طنزیات سیاسی)
• شهر فرنگ از همه رنگ (احتمالاً ۱۳۷۲)[۱۳] (طنزیات سیاسی و اجتماعی)
• خانوادهٔ نیکاختر (۱۳۸۰) (رمان)
• طنز فاخر سعدی (۱۳۸۱) (نقد و تفسیر)
• حافظ ناشنیدهپند (۱۳۸۳) (سرگذشتنامه و رمان تاریخی)
• رستمصولتان (۱۳۸۴) (طنزیات اجتماعی)
• گلگشت خاطرات (۱۳۸۶) (طنزیات اجتماعی)
• پسر حاجی باباجان (۱۳۸۷) (نمایشنامه)
• به یاد یار و دیار (۱۳۹۱) (خاطرات)
• صندوق لعنت (۱۳۹۴) (نمایشنامه)
• بلیط خانعمو (نمایشنامه)
•
تاریخی
• مروری در واقعهٔ ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و قانون مصونیت نظامیان آمریکایی[ (تاریخ)
• مروری در تاریخ انقلاب روسیه (۱۳۷۰) (تاریخ)
• مصدق بازمصلوب: چند مقالهٔ سیاسی (۱۳۷۲) (مقالات سیاسی)
• مروری در تاریخ انقلاب فرانسه (۱۳۸۱) (تاریخ)
• مروری در انقلاب مشروطیت ایران (۱۳۸۴) (تاریخ)
• ریشههای اختلاف چین و شوروی (رساله)
ترجمه
• روزولت / سارا دلانو روزولت (۱۳۲۶)
• ملک مقرب در جمع شیاطین / موریس دوکبرا (۱۳۳۱)
• دختر گرجی / موریس دوکبرا (۱۳۳۴)
• زندانی کازابلانکا / موریس دوکبرا (۱۳۳۵)
• دزیره / آن ماری سلینکو (۱۳۳۵)
• افسونگران دریا / آلفرد ماشار (۱۳۳۶)
• جمیله / هانری بوردو (۱۳۳۷)
• عدالت اجرا شدهاست / ژان مکر (۱۳۳۷)
• دو سرنوشت / ویلکی کالینز (۱۳۴۵)
• فردا گریه خواهم کرد / لیلیان روت (۱۳۴۵)
• ماروا / موریس دوکبرا (۱۳۶۲)
• شوایک سرباز پاکدل / یاروسلاو هاشک (۱۳۶۴)
•
مقالهها
• سوم اسفند ۱۳۵۷، یازده روز پس از پیروزی انقلاب ۵۷، ایرج پزشکزاد در کیهان مقالهای به نام «آنها که میخواهند غنائم خونین انقلاب را تقسیم کنند» نوشت. در این مقاله او به بازگویی روایت انقلاب فرانسه میپردازد و هشدار میدهد.
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۸ فروردین زادروز#استاد_ایرج_قادری
(زاده ۲۸ فروردین ۱۳۱۳ تهران – درگذشته ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ تهران) کارگردان، فیلمنامهنویس و بازیگر سینما
ایرج قادری در ۴۱ فیلم کارگردان، ۴ فیلم نویسنده، ۷۱ فیلم بازیگر، ۹ فیلم تهیهکننده و ۱ فیلم تدوینگر بود. نخستین کار سینماییاش بازی در فیلمِ چشمه آبحیات در سال ۱۳۳۸ و واپسین کارش، کارگردانی و بازی در فیلمِ شبکه در سال ۱۳۸۹ بود.
تحصیلات او در رشته داروسازی بود. او سال ۱۳۴۱ شرکت سینمایی «پانوراما» را به همراه موسی افشار تأسیس کرد. وی که اغلب به عنوان یکی از فیلمسازان سینمای پیش از انقلاب شناخته میشد، فعالیت خود در دوران پس از انقلاب با ساخت فیلمهای: برزخی ها(۱۳۶۰) دادا (۱۳۶۱) تاراج (١٣٦٣) ادامه داد. بعد از این فیلم به علت ممنوع از فعالیت بودن، تا اوایل دهه ۷۰ فیلمی نساخت و با درام جنایی میخواهم زنده بمانم فیلمنامهای از رسول صدرعاملی و بر اساس داستان زندگی پدرام تجریشی فعالیت خود را دوباره آغاز کرد. ایرج قادری در ۷۸ سالگی درگذشت و در آرامگاه بهشت سکینه کرج به خاک سپرده شد.
محمدرضاگلزار از بازیگرانی است که موفقیتش را مدیون ایرج قادری است.
به تازگی سعید سلطانی کارگردان سرال ستایش عنوان کرده است که سنگ بنای کار را ایرج قادری گذاشت اما پس از ساخت ۲۰۰ دقیقه از کار، به علت بیماری انصراف داد و من به جایش آمدم.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۸ فروردین زادروز#استاد_ایرج_قادری
(زاده ۲۸ فروردین ۱۳۱۳ تهران – درگذشته ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ تهران) کارگردان، فیلمنامهنویس و بازیگر سینما
ایرج قادری در ۴۱ فیلم کارگردان، ۴ فیلم نویسنده، ۷۱ فیلم بازیگر، ۹ فیلم تهیهکننده و ۱ فیلم تدوینگر بود. نخستین کار سینماییاش بازی در فیلمِ چشمه آبحیات در سال ۱۳۳۸ و واپسین کارش، کارگردانی و بازی در فیلمِ شبکه در سال ۱۳۸۹ بود.
تحصیلات او در رشته داروسازی بود. او سال ۱۳۴۱ شرکت سینمایی «پانوراما» را به همراه موسی افشار تأسیس کرد. وی که اغلب به عنوان یکی از فیلمسازان سینمای پیش از انقلاب شناخته میشد، فعالیت خود در دوران پس از انقلاب با ساخت فیلمهای: برزخی ها(۱۳۶۰) دادا (۱۳۶۱) تاراج (١٣٦٣) ادامه داد. بعد از این فیلم به علت ممنوع از فعالیت بودن، تا اوایل دهه ۷۰ فیلمی نساخت و با درام جنایی میخواهم زنده بمانم فیلمنامهای از رسول صدرعاملی و بر اساس داستان زندگی پدرام تجریشی فعالیت خود را دوباره آغاز کرد. ایرج قادری در ۷۸ سالگی درگذشت و در آرامگاه بهشت سکینه کرج به خاک سپرده شد.
محمدرضاگلزار از بازیگرانی است که موفقیتش را مدیون ایرج قادری است.
به تازگی سعید سلطانی کارگردان سرال ستایش عنوان کرده است که سنگ بنای کار را ایرج قادری گذاشت اما پس از ساخت ۲۰۰ دقیقه از کار، به علت بیماری انصراف داد و من به جایش آمدم.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#یادمان
#استاد_ایرج_افشار_یزدی
این مرد مایه افتخار یزدی هاست. او ۶۵ سال از زندگی خود را صرف پژوهش در تاریخ و فرهنگ ایران کرد و در این مدت ۳۰۰ کتاب ارزشمند و بیش از ۲۰۰۰ مقاله نوشت. او همچنین تمام دارایی خود را با تاسیس بنیادی، وقف تاریخ و فرهنگ ایران کرد...
او کتابخانه شخصی خود را نیز که دارای بیش از ۳۰ هزار کتاب خطی و چاپی ارزشمند بود به مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامی در تهران اهدا کرد. به پاس این خدمات، او را پدر کتابشناسی ایران نامیده اند. نام او دکتر ایرج افشار یزدیاست. روحش شاد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#استاد_ایرج_افشار_یزدی
این مرد مایه افتخار یزدی هاست. او ۶۵ سال از زندگی خود را صرف پژوهش در تاریخ و فرهنگ ایران کرد و در این مدت ۳۰۰ کتاب ارزشمند و بیش از ۲۰۰۰ مقاله نوشت. او همچنین تمام دارایی خود را با تاسیس بنیادی، وقف تاریخ و فرهنگ ایران کرد...
او کتابخانه شخصی خود را نیز که دارای بیش از ۳۰ هزار کتاب خطی و چاپی ارزشمند بود به مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامی در تهران اهدا کرد. به پاس این خدمات، او را پدر کتابشناسی ایران نامیده اند. نام او دکتر ایرج افشار یزدیاست. روحش شاد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۲ دی زادروز #آستاد_ایرج_زبردست
( زاده ۱۲ دی ۱۳۵۳ شیراز ) شاعر و رباعیسرای معاصر
زبردست شاعری را از سال ۱۳۶۸ آغاز کرد و تاکنون بیش ۱۰ مجموعه شعر از او توسط ناشران معتبر در داخل و خارج از کشور چاپ و منتشر شده و اشعارش به زبانهای انگلیسی، آلمانی و تاجیکی نیز برگردانده شده است.
کتاب حیات دوباره رباعی، مجموعه کاملی درباره ایرج زبردست و رباعیات اوست. این کتاب توسط بهاءالدین خرمشاهی و محمد اجاقی انتشار یافته است.
منوچهر آتشی، اسماعیل خویی، شفیعی کدکنی، مرتضی کاخی، فریدون مشیری، سیمین بهبهانی، سیمین دانشور، کامیار عابدی، جلال ستاری، هوشنگ چالنگی، میرجلالالدین کزازی، منصور رستگار فسایی، یداله رویایی، امین فقیری، منصور اوجی، بهاالدین خرمشاهی، پرویز خائفی ، عطااله مهاجرانی، پوران فرخزاد، عبدالمجید زنگویی و .... ایرج زبردست را حادثهای در تاریخ رباعی و رباعی سرایی دانستهاند.
رباعیات زیر از سرودههای اوست:
یکباره جهان سر به گریبان گم شد
هر ثانیه در هجوم عصیان گم شد
یکباره دهان آفرینش واماند
ابلیس اناالحق زد و انسان گم شد
از راز عبور با خبر میگردند
آغاز ادامهای دگر میگردند
ای کاش یکی در این میان میدانست
جز باد همه به خانه بر میگردند
ای صبح نه آبی نه سپیدیم هنوز
در شهر امید ناامیدیم هنوز
دیدی که جه کرد دست شب با من و تو
در باز و به دنبال کلیدیم هنوز
تا بال و پر عمر به رنگ هوس است
از اوج سرازیر شدن یک نفس است
آن لحظه که بال زندگی میشکند
در چشم پرنده آسمان هم قفس است
در خواب چراغ تا سحر دستم بود
در خواب کلید هرچه در دستم بود
زیباتر از این خواب ندیدم خوابی
بیدار شدم دست تو در دستم بود
سیمین بهبهانی در نامهای به ایرج زبردست در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۹ اینگونه مینویسد: چه بهتر که نامت را جامه حضورت کنم ـ و کردم. نخستین بار که یک رباعی از تو خواندم حس کردم سیبی خوش رنگ و بو را آزمودهام که عطری دیگرگون دارد. چندگاهی که گذشت، بیشتر شعرهایت را که درقالب رباعی سروده بودی ـ به وسیله تلفن، یا حضوری، برایم خواندی. امروز تو را درشیوه دلخواهت بسیار موفق میبینم. ایرج زبردست عزیز، به تو تبریک میگویم که توانستهای یک تنه نفسی تازه در این قالب کهن بدمی و همزمان نظر تحسین و قبول اهالی شعر را متوجه رباعیهای خود کنی ـ و هنوز این آغاز راه است: گامهای بعدی تو را برای پیمودن این راه دشوار پر توانتر میخواهم. فراموش نکن که مصراع چهارم عروسی ست که تاج و تور و جامهای برازنده اندام خود میخواهد؛ و تو تا این جا توانستهای این عروس را به آنچه شایسته اوست خرسند کنی و بیارایی. جوانه نو بر درخت کهن ادامه زندگیست.
آثار:
* باران که بیاید همه عاشق هستند / چاپ هشتم
* شکل دیگر من / نایاب
* خندههای خیس / نایاب
* یک سبد آیینه / نایاب
* حیات دوباره رباعی / به کوشش بهاءالدین خرمشاهی و محمد اجاقی. انتشارات نگاه . چاپ پنجم
* نامههای من به اوما / چاپ پنجم
* سرهای بریده بادبادک بودند / این کتاب جمعآوری شد و نایاب
* دفی از پوست ابلیس /نایاب
* شهری که در آن مرگ اذان میخواند / چاپ دوم، نشر چشمه
* گزیده رباعیات ایرج زبردست / انتشارات مروارید، چاپ سوم
* برگردان ۹۶ رباعی از ایرج زبردست به خط سیریلیک در کشور تاجیکستان توسط بختیار امینو
* ترجمه رباعیات ایرج زبردست در انگلیس توسط گروه ترجمه آریان
* سر بر تن و دنبال سرم میگردم / انتشارات مروارید، چاپ دوم
کتابهایی درباره ایرج زبردست
* خیامی دیگر، گزیده رباعیات ایرج زبردست، به کوشش مریم روشن
* ترانههای پر تشویش، تطور و سیر مضمونی رباعی از حکیم خیام نیشابوری تا ایرج زبردست، نوشته فیضاله شریفی
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۲ دی زادروز #آستاد_ایرج_زبردست
( زاده ۱۲ دی ۱۳۵۳ شیراز ) شاعر و رباعیسرای معاصر
زبردست شاعری را از سال ۱۳۶۸ آغاز کرد و تاکنون بیش ۱۰ مجموعه شعر از او توسط ناشران معتبر در داخل و خارج از کشور چاپ و منتشر شده و اشعارش به زبانهای انگلیسی، آلمانی و تاجیکی نیز برگردانده شده است.
کتاب حیات دوباره رباعی، مجموعه کاملی درباره ایرج زبردست و رباعیات اوست. این کتاب توسط بهاءالدین خرمشاهی و محمد اجاقی انتشار یافته است.
منوچهر آتشی، اسماعیل خویی، شفیعی کدکنی، مرتضی کاخی، فریدون مشیری، سیمین بهبهانی، سیمین دانشور، کامیار عابدی، جلال ستاری، هوشنگ چالنگی، میرجلالالدین کزازی، منصور رستگار فسایی، یداله رویایی، امین فقیری، منصور اوجی، بهاالدین خرمشاهی، پرویز خائفی ، عطااله مهاجرانی، پوران فرخزاد، عبدالمجید زنگویی و .... ایرج زبردست را حادثهای در تاریخ رباعی و رباعی سرایی دانستهاند.
رباعیات زیر از سرودههای اوست:
یکباره جهان سر به گریبان گم شد
هر ثانیه در هجوم عصیان گم شد
یکباره دهان آفرینش واماند
ابلیس اناالحق زد و انسان گم شد
از راز عبور با خبر میگردند
آغاز ادامهای دگر میگردند
ای کاش یکی در این میان میدانست
جز باد همه به خانه بر میگردند
ای صبح نه آبی نه سپیدیم هنوز
در شهر امید ناامیدیم هنوز
دیدی که جه کرد دست شب با من و تو
در باز و به دنبال کلیدیم هنوز
تا بال و پر عمر به رنگ هوس است
از اوج سرازیر شدن یک نفس است
آن لحظه که بال زندگی میشکند
در چشم پرنده آسمان هم قفس است
در خواب چراغ تا سحر دستم بود
در خواب کلید هرچه در دستم بود
زیباتر از این خواب ندیدم خوابی
بیدار شدم دست تو در دستم بود
سیمین بهبهانی در نامهای به ایرج زبردست در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۹ اینگونه مینویسد: چه بهتر که نامت را جامه حضورت کنم ـ و کردم. نخستین بار که یک رباعی از تو خواندم حس کردم سیبی خوش رنگ و بو را آزمودهام که عطری دیگرگون دارد. چندگاهی که گذشت، بیشتر شعرهایت را که درقالب رباعی سروده بودی ـ به وسیله تلفن، یا حضوری، برایم خواندی. امروز تو را درشیوه دلخواهت بسیار موفق میبینم. ایرج زبردست عزیز، به تو تبریک میگویم که توانستهای یک تنه نفسی تازه در این قالب کهن بدمی و همزمان نظر تحسین و قبول اهالی شعر را متوجه رباعیهای خود کنی ـ و هنوز این آغاز راه است: گامهای بعدی تو را برای پیمودن این راه دشوار پر توانتر میخواهم. فراموش نکن که مصراع چهارم عروسی ست که تاج و تور و جامهای برازنده اندام خود میخواهد؛ و تو تا این جا توانستهای این عروس را به آنچه شایسته اوست خرسند کنی و بیارایی. جوانه نو بر درخت کهن ادامه زندگیست.
آثار:
* باران که بیاید همه عاشق هستند / چاپ هشتم
* شکل دیگر من / نایاب
* خندههای خیس / نایاب
* یک سبد آیینه / نایاب
* حیات دوباره رباعی / به کوشش بهاءالدین خرمشاهی و محمد اجاقی. انتشارات نگاه . چاپ پنجم
* نامههای من به اوما / چاپ پنجم
* سرهای بریده بادبادک بودند / این کتاب جمعآوری شد و نایاب
* دفی از پوست ابلیس /نایاب
* شهری که در آن مرگ اذان میخواند / چاپ دوم، نشر چشمه
* گزیده رباعیات ایرج زبردست / انتشارات مروارید، چاپ سوم
* برگردان ۹۶ رباعی از ایرج زبردست به خط سیریلیک در کشور تاجیکستان توسط بختیار امینو
* ترجمه رباعیات ایرج زبردست در انگلیس توسط گروه ترجمه آریان
* سر بر تن و دنبال سرم میگردم / انتشارات مروارید، چاپ دوم
کتابهایی درباره ایرج زبردست
* خیامی دیگر، گزیده رباعیات ایرج زبردست، به کوشش مریم روشن
* ترانههای پر تشویش، تطور و سیر مضمونی رباعی از حکیم خیام نیشابوری تا ایرج زبردست، نوشته فیضاله شریفی
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۹ دی زادروز #استاد_ایرج_جنتی_عطایی_نازنین
( زاده ۱۹ دی ۱۳۲۵ مشهد) شاعر، ترانهسرا و نمایشنامهنویس
جنتیعطایی فعالیت ترانهسراییاش را از اواخر سال ۱۳۴۶ آغاز کرد. او در ابتدای کار به مدت ۴ سال با پرویز مقصدی همکاری تنگاتنگ داشت. از مهمترین آثار تولید شده در این دوران که با همکاری مقصدی ساخته شد میتوان به ترانههای برگشته مژگان با صدای عارف (۱۳۴۷) قصه وفا با صدای گوگوش (۱۳۴۷) و گل سرخ با صدای ویگن (۱۳۴۸) اشاره کرد. وی به سرایش ترانههای اجتماعی و سیاسی از سال ۵۲ گرایش نشان میداد. این فعالیت با ترانه جنگل و با صدای داریوش آغاز شد که در خرداد ۱۳۵۲ انتشار یافت و پس از آن ترانههای علی کنکوری، خونه و بنبست به ترتیب و با صدای داریوش در این سال منتشر شد. همکاری جنتی عطایی و بابک بیات از سال ۴۹ شروع شد و تا پیش از انقلاب آثار متعددی تولید کردند. جنتی عطایی پیش از انقلاب راهی انگلستان شد و هماکنون در آن کشور زندگی میکند.
تعدادی از نمایشنامههای او عبارتند از:
پرومته در اوین
رستمی دیگر اسفندیاری دیگر
پروانهای در مشت
یک رؤیای خصوصی (۱۳۹۲)
شعر فیلم «فریاد زیر آب»
این ترانه سروده ایرج جنتیعطایی است که در فیلم «فریاد زیر آب» با صدای داریوش خوانده شدهاست.
ضیافتهای عاشق را، خوشا بخشش، خوشا ایثار خوشا پیدا شدن در عشق، برای گم شدن در یار چه دریایی میان ماست، خوشا دیدار ما در خواب چه امیدی به این ساحل، خوشا فریاد زیر آب خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن خوشا مردن، خوشا از عاشقی مردن اگر خوابم اگر بیدار، اگر مستم اگر هوشیار مرا یارای بودن نیست، تو یاری کن مرا ای یار تو ای خاتون خواب من، من تن خسته را دریاب مرا همخانه کن تا صبح، نوازش کن مرا تا خواب همیشه خوابتو دیدن، دلیل بودن من بود چراغ راه بیداری، اگر بود از تو روشن بود نه از دور و نه از نزدیک، تو از خواب آمدی ای عشق خوشا خودسوزی عاشق، مرا آتش زدی ای عشق.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۹ دی زادروز #استاد_ایرج_جنتی_عطایی_نازنین
( زاده ۱۹ دی ۱۳۲۵ مشهد) شاعر، ترانهسرا و نمایشنامهنویس
جنتیعطایی فعالیت ترانهسراییاش را از اواخر سال ۱۳۴۶ آغاز کرد. او در ابتدای کار به مدت ۴ سال با پرویز مقصدی همکاری تنگاتنگ داشت. از مهمترین آثار تولید شده در این دوران که با همکاری مقصدی ساخته شد میتوان به ترانههای برگشته مژگان با صدای عارف (۱۳۴۷) قصه وفا با صدای گوگوش (۱۳۴۷) و گل سرخ با صدای ویگن (۱۳۴۸) اشاره کرد. وی به سرایش ترانههای اجتماعی و سیاسی از سال ۵۲ گرایش نشان میداد. این فعالیت با ترانه جنگل و با صدای داریوش آغاز شد که در خرداد ۱۳۵۲ انتشار یافت و پس از آن ترانههای علی کنکوری، خونه و بنبست به ترتیب و با صدای داریوش در این سال منتشر شد. همکاری جنتی عطایی و بابک بیات از سال ۴۹ شروع شد و تا پیش از انقلاب آثار متعددی تولید کردند. جنتی عطایی پیش از انقلاب راهی انگلستان شد و هماکنون در آن کشور زندگی میکند.
تعدادی از نمایشنامههای او عبارتند از:
پرومته در اوین
رستمی دیگر اسفندیاری دیگر
پروانهای در مشت
یک رؤیای خصوصی (۱۳۹۲)
شعر فیلم «فریاد زیر آب»
این ترانه سروده ایرج جنتیعطایی است که در فیلم «فریاد زیر آب» با صدای داریوش خوانده شدهاست.
ضیافتهای عاشق را، خوشا بخشش، خوشا ایثار خوشا پیدا شدن در عشق، برای گم شدن در یار چه دریایی میان ماست، خوشا دیدار ما در خواب چه امیدی به این ساحل، خوشا فریاد زیر آب خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن خوشا مردن، خوشا از عاشقی مردن اگر خوابم اگر بیدار، اگر مستم اگر هوشیار مرا یارای بودن نیست، تو یاری کن مرا ای یار تو ای خاتون خواب من، من تن خسته را دریاب مرا همخانه کن تا صبح، نوازش کن مرا تا خواب همیشه خوابتو دیدن، دلیل بودن من بود چراغ راه بیداری، اگر بود از تو روشن بود نه از دور و نه از نزدیک، تو از خواب آمدی ای عشق خوشا خودسوزی عاشق، مرا آتش زدی ای عشق.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity