#استاد_علینقی_وزیری 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی

#استاد_علینقی_وزیری



"علینقی وزیری" معروف به «کلنل» دقیقاً در بزنگاهِ تاریخ، در آن زمان که جامعه ی ایران زنگارهای کهنه را از دل و جانِ خود می زدود و همه هنرهای ملی پای در راه دگرگونی و نوآوری نهاده بودند، با شناختِ فطری و عملی موسیقی سنتی و آشنایی با قواعدِ موسیقی بین المللی وارد میدان شد و نهضت نوآوری را در جامعه ی بسته موسیقی ایران بنیاد نهاد.

شادروان "وزیری" را بسیاری "نیما"ی موسیقی ایران نامیده اند. شباهت ها البته بسیار است اما تفاوتِ عمده آن است که "نیما" پیروانی پیدا کرد که از خودِ او پایدارتر در نوآوری بودند و شعر نو را در شاخه های گونه گون گستردند. درحالی که "وزیری" از نیروی پایدارِ پیروانی این چنین بهره مند نشد. اندک پیروانِ صمیمی او مانند استاد فقید "روح الله خالقی" و معلمِ بزرگ، "ابوالحسن صبا" به مرگِ زودرس از پای درآمدند. با این همه، تأثیر اندیشه های "وزیری" را نه تنها پس از نزدیک به یک قرن می توان در جامعه موسیقی ایران احساس کرد، بلکه نوآوری هایش همچنان مورد بحث و جدلِ محافل فرهنگی است.

شادروان استاد "علینقی وزیری" در سال ۱۲۶۶ خورشیدی در تهران و در خانواده ای اهل سیاست و فرهنگ زاده شد. پدرش "موسی خان میرپنج" از افسرانِ قزاق بود و مادرش، "بی بی خانم استرآبادی" نویسنده ی معروف «معايب الرجال» بود. "علینقی خان" چهارده ساله بود که همراه پدر به استرآباد، گرگانِ امروزی، رفت و با سِمَت شیپورچی در فوجِ قزاق مشغول به کار شد و این آغازِ آشنایی او با موسیقی بود.

یک سال بعد، دل به هوای موسیقی سنتی سپرد و نزدِ دایی خود "حسینعلی خان"، به تمرین تارنوازی پرداخت و همچنین یک سال بعد در سال ۱۲۸۲، نزدِ یکی از استادان رسته ی «موسیقی نظامِ دارالفنون» به نام "یاورآقاخان"، نُت خوانی و نواختنِ ویولن را آموخت و در همین سال بود که در مدرسه فرانسوی سن- لوئی همراه با "محمد حجازی" نویسنده معروف روزگاران بعد، نزدِ یک کشیشِ فرانسوی، مبانی موسیقی بین المللی و شیوه های آهنگسازی را آموخت. عطشِ "علینقی خان" به آموختن و دانستن فروکش نمی کرد. به منظورِ یادگیری های بیش ترِ موسیقی سنتی و تارنوازی، با استادانِ زمانه چون "آقا حسینقلی" و میرزاعبدالله آشنا شد، و با عضویت در «انجمن اخوت» با "غلامحسین درویش" نیز مراوده پیدا نمود.

در سال ۱۲۸۷ خورشیدی با استقرارِ استبدادِ صغیر و به توپ بستنِ مجلسِ شورای ملی، "علینقی خان" در شمارِ افسرانی بود که به «انجمن های مخفی مشروطه طلبان» پیوست و همراه با آنان به نبرد با استبدادِ تازه پرداخت. او تا سال ۱۲۹۷ در مأموریت های مختلفِ نظامی و سیاسی، دِینِ خود را به وطن در تنگناهایی که پیش آمده بود ادا کرد و پس از آن با تكيه به یاری های "مصطفی قلی خانِ بیات" (صمصام الملک)، رهسپارِ اروپا شد تا تحصیلاتِ موسیقی خود را به آن مرتبه ای که می خواست، برساند. این سفرِ مطالعاتی پنج سال به درازا کشید. سه سالِ آن در پاریس و دو سالِ دیگر در برلین گذشت.

"وزیری" نه تنها در زمینه موسیقی که در رشته های زیباشناسی، تاریخ هنر و تئاتر نیز تحصیل کرد. در همین سفر بود که با برخی از بزرگانِ فرهنگِ ایران که در اروپا می زیستند، آشنا شد. برای «مجله ایرانشهر» به مدیریت "کاظم زاده ایرانشهر" مقاله نوشت. «کتابِ دستور تار» خود را چاپ کرد، و آهنگ «پیام کوروش» را بر روی متنی از "ادیب الممالک فراهانی" انتشار داد و بالاخره در زمستان ۱۳۰۳ با ذهنی پربار و جانی شیفته ی موسیقی به وطن بازگشت. او در همان سال بازگشت، یعنی هنوز از گرد راه نرسیده، نخستین مدرسه موسیقی را تأسیس کرد. یک سال بعد، یعنی در سال ۱۳۰۴ «كلوپ موزیکالی» بنیاد گذاشت تا جایی درخورِ عرضه نوآوری های خود داشته باشد. روشنفکران برجسته ی زمان همچون "ایرج میرزا"، "محمد حجاری"، "علی دشتی"، "رشید یاسمی" و "سعید نفیسی" از اعضای ثابت این کلوپ بودند.

با تأسیس نهادهای هنری، "وزیری" با خاطر آسوده به سروسامان دادن به موسیقی سنتی و ساخت و اجرای موسیقی نو پرداخت. و در کنار کنسرت های ماهانه ی مدرسه موسیقی و فعالیت های «كلوپ موزیکالی»، خطابه هایی نیز در توضیح و تشریح اندیشه های خود ایراد می کرد و ذهن جامعه را برای پذیرش نوآوری آماده می ساخت.

"کلنل علینقی وزیری" دو نوبت به ریاست مدرسه موسیقی دولتی رسید که بعدها هنرستان عالی موسیقی نامیده شد. نخستین بار از سال ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۳ و دیگربار از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵. او در دوران ریاست، توانست شیوه های ابتکاری آموزشی خود را به هنرآموزان دیگر نیز انتقال دهد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼

#استاد_علینقی_وزیری

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼

#استاد_علینقی_وزیری

"علینقی وزیری" معروف به «کلنل» دقیقاً در بزنگاهِ تاریخ، در آن زمان که جامعه ی ایران زنگارهای کهنه را از دل و جانِ خود می زدود و همه هنرهای ملی پای در راه دگرگونی و نوآوری نهاده بودند، با شناختِ فطری و عملی موسیقی سنتی و آشنایی با قواعدِ موسیقی بین المللی وارد میدان شد و نهضت نوآوری را در جامعه ی بسته موسیقی ایران بنیاد نهاد.

شادروان "وزیری" را بسیاری "نیما"ی موسیقی ایران نامیده اند. شباهت ها البته بسیار است اما تفاوتِ عمده آن است که "نیما" پیروانی پیدا کرد که از خودِ او پایدارتر در نوآوری بودند و شعر نو را در شاخه های گونه گون گستردند. درحالی که "وزیری" از نیروی پایدارِ پیروانی این چنین بهره مند نشد. اندک پیروانِ صمیمی او مانند استاد فقید "روح الله خالقی" و معلمِ بزرگ، "ابوالحسن صبا" به مرگِ زودرس از پای درآمدند. با این همه، تأثیر اندیشه های "وزیری" را نه تنها پس از نزدیک به یک قرن می توان در جامعه موسیقی ایران احساس کرد، بلکه نوآوری هایش همچنان مورد بحث و جدلِ محافل فرهنگی است.

شادروان استاد "علینقی وزیری" در سال ۱۲۶۶ خورشیدی در تهران و در خانواده ای اهل سیاست و فرهنگ زاده شد. پدرش "موسی خان میرپنج" از افسرانِ قزاق بود و مادرش، "بی بی خانم استرآبادی" نویسنده ی معروف «معايب الرجال» بود. "علینقی خان" چهارده ساله بود که همراه پدر به استرآباد، گرگانِ امروزی، رفت و با سِمَت شیپورچی در فوجِ قزاق مشغول به کار شد و این آغازِ آشنایی او با موسیقی بود.

یک سال بعد، دل به هوای موسیقی سنتی سپرد و نزدِ دایی خود "حسینعلی خان"، به تمرین تارنوازی پرداخت و همچنین یک سال بعد در سال ۱۲۸۲، نزدِ یکی از استادان رسته ی «موسیقی نظامِ دارالفنون» به نام "یاورآقاخان"، نُت خوانی و نواختنِ ویولن را آموخت و در همین سال بود که در مدرسه فرانسوی سن- لوئی همراه با "محمد حجازی" نویسنده معروف روزگاران بعد، نزدِ یک کشیشِ فرانسوی، مبانی موسیقی بین المللی و شیوه های آهنگسازی را آموخت. عطشِ "علینقی خان" به آموختن و دانستن فروکش نمی کرد. به منظورِ یادگیری های بیش ترِ موسیقی سنتی و تارنوازی، با استادانِ زمانه چون "آقا حسینقلی" و میرزاعبدالله آشنا شد، و با عضویت در «انجمن اخوت» با "غلامحسین درویش" نیز مراوده پیدا نمود.

در سال ۱۲۸۷ خورشیدی با استقرارِ استبدادِ صغیر و به توپ بستنِ مجلسِ شورای ملی، "علینقی خان" در شمارِ افسرانی بود که به «انجمن های مخفی مشروطه طلبان» پیوست و همراه با آنان به نبرد با استبدادِ تازه پرداخت. او تا سال ۱۲۹۷ در مأموریت های مختلفِ نظامی و سیاسی، دِینِ خود را به وطن در تنگناهایی که پیش آمده بود ادا کرد و پس از آن با تكيه به یاری های "مصطفی قلی خانِ بیات" (صمصام الملک)، رهسپارِ اروپا شد تا تحصیلاتِ موسیقی خود را به آن مرتبه ای که می خواست، برساند. این سفرِ مطالعاتی پنج سال به درازا کشید. سه سالِ آن در پاریس و دو سالِ دیگر در برلین گذشت.

"وزیری" نه تنها در زمینه موسیقی که در رشته های زیباشناسی، تاریخ هنر و تئاتر نیز تحصیل کرد. در همین سفر بود که با برخی از بزرگانِ فرهنگِ ایران که در اروپا می زیستند، آشنا شد. برای «مجله ایرانشهر» به مدیریت "کاظم زاده ایرانشهر" مقاله نوشت. «کتابِ دستور تار» خود را چاپ کرد، و آهنگ «پیام کوروش» را بر روی متنی از "ادیب الممالک فراهانی" انتشار داد و بالاخره در زمستان ۱۳۰۳ با ذهنی پربار و جانی شیفته ی موسیقی به وطن بازگشت. او در همان سال بازگشت، یعنی هنوز از گرد راه نرسیده، نخستین مدرسه موسیقی را تأسیس کرد. یک سال بعد، یعنی در سال ۱۳۰۴ «كلوپ موزیکالی» بنیاد گذاشت تا جایی درخورِ عرضه نوآوری های خود داشته باشد. روشنفکران برجسته ی زمان همچون "ایرج میرزا"، "محمد حجاری"، "علی دشتی"، "رشید یاسمی" و "سعید نفیسی" از اعضای ثابت این کلوپ بودند.

با تأسیس نهادهای هنری، "وزیری" با خاطر آسوده به سروسامان دادن به موسیقی سنتی و ساخت و اجرای موسیقی نو پرداخت. و در کنار کنسرت های ماهانه ی مدرسه موسیقی و فعالیت های «كلوپ موزیکالی»، خطابه هایی نیز در توضیح و تشریح اندیشه های خود ایراد می کرد و ذهن جامعه را برای پذیرش نوآوری آماده می ساخت.

"کلنل علینقی وزیری" دو نوبت به ریاست مدرسه موسیقی دولتی رسید که بعدها هنرستان عالی موسیقی نامیده شد.


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#استاد_علینقی_وزیری


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼

#استاد_علینقی_وزیری

"علینقی وزیری" معروف به «کلنل» دقیقاً در بزنگاهِ تاریخ، در آن زمان که جامعه ی ایران زنگارهای کهنه را از دل و جانِ خود می زدود و همه هنرهای ملی پای در راه دگرگونی و نوآوری نهاده بودند، با شناختِ فطری و عملی موسیقی سنتی و آشنایی با قواعدِ موسیقی بین المللی وارد میدان شد و نهضت نوآوری را در جامعه ی بسته موسیقی ایران بنیاد نهاد.

شادروان "وزیری" را بسیاری "نیما"ی موسیقی ایران نامیده اند. شباهت ها البته بسیار است اما تفاوتِ عمده آن است که "نیما" پیروانی پیدا کرد که از خودِ او پایدارتر در نوآوری بودند و شعر نو را در شاخه های گونه گون گستردند. درحالی که "وزیری" از نیروی پایدارِ پیروانی این چنین بهره مند نشد. اندک پیروانِ صمیمی او مانند استاد فقید "روح الله خالقی" و معلمِ بزرگ، "ابوالحسن صبا" به مرگِ زودرس از پای درآمدند. با این همه، تأثیر اندیشه های "وزیری" را نه تنها پس از نزدیک به یک قرن می توان در جامعه موسیقی ایران احساس کرد، بلکه نوآوری هایش همچنان مورد بحث و جدلِ محافل فرهنگی است.

شادروان استاد "علینقی وزیری" در سال ۱۲۶۶ خورشیدی در تهران و در خانواده ای اهل سیاست و فرهنگ زاده شد. پدرش "موسی خان میرپنج" از افسرانِ قزاق بود و مادرش، "بی بی خانم استرآبادی" نویسنده ی معروف «معايب الرجال» بود. "علینقی خان" چهارده ساله بود که همراه پدر به استرآباد، گرگانِ امروزی، رفت و با سِمَت شیپورچی در فوجِ قزاق مشغول به کار شد و این آغازِ آشنایی او با موسیقی بود.

یک سال بعد، دل به هوای موسیقی سنتی سپرد و نزدِ دایی خود "حسینعلی خان"، به تمرین تارنوازی پرداخت و همچنین یک سال بعد در سال ۱۲۸۲، نزدِ یکی از استادان رسته ی «موسیقی نظامِ دارالفنون» به نام "یاورآقاخان"، نُت خوانی و نواختنِ ویولن را آموخت و در همین سال بود که در مدرسه فرانسوی سن- لوئی همراه با "محمد حجازی" نویسنده معروف روزگاران بعد، نزدِ یک کشیشِ فرانسوی، مبانی موسیقی بین المللی و شیوه های آهنگسازی را آموخت. عطشِ "علینقی خان" به آموختن و دانستن فروکش نمی کرد. به منظورِ یادگیری های بیش ترِ موسیقی سنتی و تارنوازی، با استادانِ زمانه چون "آقا حسینقلی" و میرزاعبدالله آشنا شد، و با عضویت در «انجمن اخوت» با "غلامحسین درویش" نیز مراوده پیدا نمود.

در سال ۱۲۸۷ خورشیدی با استقرارِ استبدادِ صغیر و به توپ بستنِ مجلسِ شورای ملی، "علینقی خان" در شمارِ افسرانی بود که به «انجمن های مخفی مشروطه طلبان» پیوست و همراه با آنان به نبرد با استبدادِ تازه پرداخت. او تا سال ۱۲۹۷ در مأموریت های مختلفِ نظامی و سیاسی، دِینِ خود را به وطن در تنگناهایی که پیش آمده بود ادا کرد و پس از آن با تكيه به یاری های "مصطفی قلی خانِ بیات" (صمصام الملک)، رهسپارِ اروپا شد تا تحصیلاتِ موسیقی خود را به آن مرتبه ای که می خواست، برساند. این سفرِ مطالعاتی پنج سال به درازا کشید. سه سالِ آن در پاریس و دو سالِ دیگر در برلین گذشت.

"وزیری" نه تنها در زمینه موسیقی که در رشته های زیباشناسی، تاریخ هنر و تئاتر نیز تحصیل کرد. در همین سفر بود که با برخی از بزرگانِ فرهنگِ ایران که در اروپا می زیستند، آشنا شد. برای «مجله ایرانشهر» به مدیریت "کاظم زاده ایرانشهر" مقاله نوشت. «کتابِ دستور تار» خود را چاپ کرد، و آهنگ «پیام کوروش» را بر روی متنی از "ادیب الممالک فراهانی" انتشار داد و بالاخره در زمستان ۱۳۰۳ با ذهنی پربار و جانی شیفته ی موسیقی به وطن بازگشت. او در همان سال بازگشت، یعنی هنوز از گرد راه نرسیده، نخستین مدرسه موسیقی را تأسیس کرد. یک سال بعد، یعنی در سال ۱۳۰۴ «كلوپ موزیکالی» بنیاد گذاشت تا جایی درخورِ عرضه نوآوری های خود داشته باشد. روشنفکران برجسته ی زمان همچون "ایرج میرزا"، "محمد حجاری"، "علی دشتی"، "رشید یاسمی" و "سعید نفیسی" از اعضای ثابت این کلوپ بودند.

با تأسیس نهادهای هنری، "وزیری" با خاطر آسوده به سروسامان دادن به موسیقی سنتی و ساخت و اجرای موسیقی نو پرداخت. و در کنار کنسرت های ماهانه ی مدرسه موسیقی و فعالیت های «كلوپ موزیکالی»، خطابه هایی نیز در توضیح و تشریح اندیشه های خود ایراد می کرد و ذهن جامعه را برای پذیرش نوآوری آماده می ساخت.

"کلنل علینقی وزیری" دو نوبت به ریاست مدرسه موسیقی دولتی رسید که بعدها هنرستان عالی موسیقی نامیده شد. نخستین بار از سال ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۳ و دیگربار از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵. او در دوران ریاست، توانست شیوه های ابتکاری آموزشی خود را به هنرآموزان دیگر نیز انتقال دهد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#موسیقی_ایرانی🎼

#استاد_علینقی_وزیری


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی🎼

#استاد_علینقی_وزیری

"علینقی وزیری" معروف به «کلنل» دقیقاً در بزنگاهِ تاریخ، در آن زمان که جامعه ی ایران زنگارهای کهنه را از دل و جانِ خود می زدود و همه هنرهای ملی پای در راه دگرگونی و نوآوری نهاده بودند، با شناختِ فطری و عملی موسیقی سنتی و آشنایی با قواعدِ موسیقی بین المللی وارد میدان شد و نهضت نوآوری را در جامعه ی بسته موسیقی ایران بنیاد نهاد.

شادروان "وزیری" را بسیاری "نیما"ی موسیقی ایران نامیده اند. شباهت ها البته بسیار است اما تفاوتِ عمده آن است که "نیما" پیروانی پیدا کرد که از خودِ او پایدارتر در نوآوری بودند و شعر نو را در شاخه های گونه گون گستردند. درحالی که "وزیری" از نیروی پایدارِ پیروانی این چنین بهره مند نشد. اندک پیروانِ صمیمی او مانند استاد فقید "روح الله خالقی" و معلمِ بزرگ، "ابوالحسن صبا" به مرگِ زودرس از پای درآمدند. با این همه، تأثیر اندیشه های "وزیری" را نه تنها پس از نزدیک به یک قرن می توان در جامعه موسیقی ایران احساس کرد، بلکه نوآوری هایش همچنان مورد بحث و جدلِ محافل فرهنگی است.

شادروان استاد "علینقی وزیری" در سال ۱۲۶۶ خورشیدی در تهران و در خانواده ای اهل سیاست و فرهنگ زاده شد. پدرش "موسی خان میرپنج" از افسرانِ قزاق بود و مادرش، "بی بی خانم استرآبادی" نویسنده ی معروف «معايب الرجال» بود. "علینقی خان" چهارده ساله بود که همراه پدر به استرآباد، گرگانِ امروزی، رفت و با سِمَت شیپورچی در فوجِ قزاق مشغول به کار شد و این آغازِ آشنایی او با موسیقی بود.

یک سال بعد، دل به هوای موسیقی سنتی سپرد و نزدِ دایی خود "حسینعلی خان"، به تمرین تارنوازی پرداخت و همچنین یک سال بعد در سال ۱۲۸۲، نزدِ یکی از استادان رسته ی «موسیقی نظامِ دارالفنون» به نام "یاورآقاخان"، نُت خوانی و نواختنِ ویولن را آموخت و در همین سال بود که در مدرسه فرانسوی سن- لوئی همراه با "محمد حجازی" نویسنده معروف روزگاران بعد، نزدِ یک کشیشِ فرانسوی، مبانی موسیقی بین المللی و شیوه های آهنگسازی را آموخت. عطشِ "علینقی خان" به آموختن و دانستن فروکش نمی کرد. به منظورِ یادگیری های بیش ترِ موسیقی سنتی و تارنوازی، با استادانِ زمانه چون "آقا حسینقلی" و میرزاعبدالله آشنا شد، و با عضویت در «انجمن اخوت» با "غلامحسین درویش" نیز مراوده پیدا نمود.

در سال ۱۲۸۷ خورشیدی با استقرارِ استبدادِ صغیر و به توپ بستنِ مجلسِ شورای ملی، "علینقی خان" در شمارِ افسرانی بود که به «انجمن های مخفی مشروطه طلبان» پیوست و همراه با آنان به نبرد با استبدادِ تازه پرداخت. او تا سال ۱۲۹۷ در مأموریت های مختلفِ نظامی و سیاسی، دِینِ خود را به وطن در تنگناهایی که پیش آمده بود ادا کرد و پس از آن با تكيه به یاری های "مصطفی قلی خانِ بیات" (صمصام الملک)، رهسپارِ اروپا شد تا تحصیلاتِ موسیقی خود را به آن مرتبه ای که می خواست، برساند. این سفرِ مطالعاتی پنج سال به درازا کشید. سه سالِ آن در پاریس و دو سالِ دیگر در برلین گذشت.

"وزیری" نه تنها در زمینه موسیقی که در رشته های زیباشناسی، تاریخ هنر و تئاتر نیز تحصیل کرد. در همین سفر بود که با برخی از بزرگانِ فرهنگِ ایران که در اروپا می زیستند، آشنا شد. برای «مجله ایرانشهر» به مدیریت "کاظم زاده ایرانشهر" مقاله نوشت. «کتابِ دستور تار» خود را چاپ کرد، و آهنگ «پیام کوروش» را بر روی متنی از "ادیب الممالک فراهانی" انتشار داد و بالاخره در زمستان ۱۳۰۳ با ذهنی پربار و جانی شیفته ی موسیقی به وطن بازگشت. او در همان سال بازگشت، یعنی هنوز از گرد راه نرسیده، نخستین مدرسه موسیقی را تأسیس کرد. یک سال بعد، یعنی در سال ۱۳۰۴ «كلوپ موزیکالی» بنیاد گذاشت تا جایی درخورِ عرضه نوآوری های خود داشته باشد. روشنفکران برجسته ی زمان همچون "ایرج میرزا"، "محمد حجاری"، "علی دشتی"، "رشید یاسمی" و "سعید نفیسی" از اعضای ثابت این کلوپ بودند.

با تأسیس نهادهای هنری، "وزیری" با خاطر آسوده به سروسامان دادن به موسیقی سنتی و ساخت و اجرای موسیقی نو پرداخت. و در کنار کنسرت های ماهانه ی مدرسه موسیقی و فعالیت های «كلوپ موزیکالی»، خطابه هایی نیز در توضیح و تشریح اندیشه های خود ایراد می کرد و ذهن جامعه را برای پذیرش نوآوری آماده می ساخت.

"کلنل علینقی وزیری" دو نوبت به ریاست مدرسه موسیقی دولتی رسید که بعدها هنرستان عالی موسیقی نامیده شد. نخستین بار از سال ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۳ و دیگربار از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵. او در دوران ریاست، توانست شیوه های ابتکاری آموزشی خود را به هنرآموزان دیگر نیز انتقال دهد

#روحشون_شاد_یادشون_گرامی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity