🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_هنرمند
#ایو_کلن_هنرمند_نقاش
ایو کلَن (متولد ۲۸ آوریل ۱۹۲۸ در نیس - درگذشت ۶ ژوئن ۱۹۶۲ در سن ۳۴ سالگی در پاریس) نقاش معروف فرانسوی است.
کلَن در شهر نیس فرانسه، در ادارهٴ نیروی دریایی، آپس متولد شد. والدین او فرد کلَن و ماری ریموند هر دو نقاش بودند. او رهبر جنبش نئورئالیسم و همچنین پیشگام در توسعهٔ هنر اجرا و هنر مینیمال و هنر پاپ بود. او در سال ۱۹۵۸ در پاریس نمایشگاه جنجالی با عنوان خلاء بر پا کرد که فضای آبی رنگ پیش از ورودی گالری از محیط اسرارآمیز داخل خبر میداد. ذهنیتهای کلَن در مورد فضا و آسمان باعث بکارگیری مفرط رنگ آبی شد، در نتیجه بومهایی را که سراسر آبی بودند به وجود آورد. او هنگامی که مشغول تماشای فیلم موندوکان در فستیوال فیلم کن در ۱۱ مه ۱۹۶۲ بود، دچار حمله قلبی شد و پس از آن نیز دچار دو حمله قلبی دیگر شد که دومین آن، او را در ۶ ژوئن ۱۹۶۲ از پای درآورد.
کلَن دوست داشت تصور کند قادر است پرواز کند. در این اشتیاق، شیفتگی کلَن به «فضا» و «رنگ آبی» کاملٱ عیان است: او هر دو را برگرفته از روح آسمان میدانست. این تصویر یکی از ماندگارترین تصاویر نئو-آوانگارد با عنوان "پرش به سمت خلاء" میباشد. در این تصویر کلَن خودش را مثل پرندهای سبکبال برای به آغوش گرفتن فضا پرتاب میکند. در واقع عکس مونتاژ شدهٔ یک پرش مطمئن کلَن است. جذابیت این تصویر تا حدی به خاطر ساختگی بودن آن است: کلَن چیزهای تصنعی و غیرواقعی را دوست داشت. او مثل مارسل دوشان و نسل هنرمندان پیشرو نیویورکی در دههٔ ۶۰، به صحت و صداقت هنر مدرن در بیان احساسات اعتقادی نداشت.
معروفترین و جنجالیترین کارهای #ایو_کلن، نقاشیهای بدنی یا به تعبیری "انسان نگاریهای دوران آبی" است؛ که از جسورانهترین کارهای تاریخ هنر مدرن است. او از بدن برهنهٔ زنان به مثابهٔ برسهاس زنده استفاده میکرد و خودش تنها یک هدایتکننده بود و هیچ گونه تماسی با زنها و بوم نداشت. در برخی از اجراها بدن زنان رنگ میشد و با غلت زدن روی بوم رنگ آبی ثبت میشد و در برخی دیگر زنان به تابلوها میچسبیدند و با اسپری دور آنها رنگ میشد. این تجربیات، همیشه در برابر تماشاگران و با همراهی یک ارکستر موسیقی که یک سمفونی با یک نت واحد را مینواخت، صورت میپذیرفت. رویداد انساننگاری دوران آبی که در سال ۱۹۶۰ همراه با یک قطعهٔ موسیقی مونوتون بهطور زنده اجرا شد، یکی از معروفترین نمونههای این ژّانر است.
تابلوهای خلق شده در این اجراها، با عنوان کلی Ant، برگرفته از ابتدای کلمه ی Anthropometry به معنی انسان نگاری، به نمایش درآمد. تکههای پراکندهای که از تماسهای متناوب بدن با سطح تابلو پدید آمدهاند، مشابه سطوح کوبیستی و یادآور تابلوی "برهنه در حال پایین آمدن از پلهها" اثر #مارسل_دوشان هستند که پیکره زن را در تجزیه سطوح مختلف به تصویر کشیدهاست. پیکره زنها در تصاویر انساننگاری، فاقد هویت و غیرقابل شناسایی است؛ گویی که تابلوی نقاشی در زمانی با بدن همگن شده، لیکن اکنون جسم گریخته و تنها روح باقیماندهاست.
این کار او در امتداد کار #جکسون_پولاک بود، چون هر دو بوم را بر روی زمین قرار میدادند و از قلمو استفاده نمیکردند. اما کار پولاک انتزاعی بود و خود رنگ روی بوم میپاشید. اما در کار کلَن معلوم بودن پیکره زنها نشان دهندهٔ فیگوراتیو بودن تابلوهاست، و او تنها هدایتکننده و ناظر بودهاست؛ که از منظر حساسیتهای فمنیستی معاصر، حضور یک مرد ژیگول با لباس رسمی در برابر جمعیتی از تماشاگران عمدتا بورژوایی از زنان برهنه به مثابهٔ ابزار کار استفاده میکند، چقدر میتواند صحنه بحثبرانگیزی باشد. تفاوت دوم کار این دو هنرمند به روش و فرایند نقاشی مربوط میشود. برای پولاک رها و آزاد ریخته شدن رنگها مهم بود، اما برای کلَن، وسیله انتقال رنگ بر روی بوم مهم بود.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_هنرمند
#ایو_کلن_هنرمند_نقاش
ایو کلَن (متولد ۲۸ آوریل ۱۹۲۸ در نیس - درگذشت ۶ ژوئن ۱۹۶۲ در سن ۳۴ سالگی در پاریس) نقاش معروف فرانسوی است.
کلَن در شهر نیس فرانسه، در ادارهٴ نیروی دریایی، آپس متولد شد. والدین او فرد کلَن و ماری ریموند هر دو نقاش بودند. او رهبر جنبش نئورئالیسم و همچنین پیشگام در توسعهٔ هنر اجرا و هنر مینیمال و هنر پاپ بود. او در سال ۱۹۵۸ در پاریس نمایشگاه جنجالی با عنوان خلاء بر پا کرد که فضای آبی رنگ پیش از ورودی گالری از محیط اسرارآمیز داخل خبر میداد. ذهنیتهای کلَن در مورد فضا و آسمان باعث بکارگیری مفرط رنگ آبی شد، در نتیجه بومهایی را که سراسر آبی بودند به وجود آورد. او هنگامی که مشغول تماشای فیلم موندوکان در فستیوال فیلم کن در ۱۱ مه ۱۹۶۲ بود، دچار حمله قلبی شد و پس از آن نیز دچار دو حمله قلبی دیگر شد که دومین آن، او را در ۶ ژوئن ۱۹۶۲ از پای درآورد.
کلَن دوست داشت تصور کند قادر است پرواز کند. در این اشتیاق، شیفتگی کلَن به «فضا» و «رنگ آبی» کاملٱ عیان است: او هر دو را برگرفته از روح آسمان میدانست. این تصویر یکی از ماندگارترین تصاویر نئو-آوانگارد با عنوان "پرش به سمت خلاء" میباشد. در این تصویر کلَن خودش را مثل پرندهای سبکبال برای به آغوش گرفتن فضا پرتاب میکند. در واقع عکس مونتاژ شدهٔ یک پرش مطمئن کلَن است. جذابیت این تصویر تا حدی به خاطر ساختگی بودن آن است: کلَن چیزهای تصنعی و غیرواقعی را دوست داشت. او مثل مارسل دوشان و نسل هنرمندان پیشرو نیویورکی در دههٔ ۶۰، به صحت و صداقت هنر مدرن در بیان احساسات اعتقادی نداشت.
معروفترین و جنجالیترین کارهای #ایو_کلن، نقاشیهای بدنی یا به تعبیری "انسان نگاریهای دوران آبی" است؛ که از جسورانهترین کارهای تاریخ هنر مدرن است. او از بدن برهنهٔ زنان به مثابهٔ برسهاس زنده استفاده میکرد و خودش تنها یک هدایتکننده بود و هیچ گونه تماسی با زنها و بوم نداشت. در برخی از اجراها بدن زنان رنگ میشد و با غلت زدن روی بوم رنگ آبی ثبت میشد و در برخی دیگر زنان به تابلوها میچسبیدند و با اسپری دور آنها رنگ میشد. این تجربیات، همیشه در برابر تماشاگران و با همراهی یک ارکستر موسیقی که یک سمفونی با یک نت واحد را مینواخت، صورت میپذیرفت. رویداد انساننگاری دوران آبی که در سال ۱۹۶۰ همراه با یک قطعهٔ موسیقی مونوتون بهطور زنده اجرا شد، یکی از معروفترین نمونههای این ژّانر است.
تابلوهای خلق شده در این اجراها، با عنوان کلی Ant، برگرفته از ابتدای کلمه ی Anthropometry به معنی انسان نگاری، به نمایش درآمد. تکههای پراکندهای که از تماسهای متناوب بدن با سطح تابلو پدید آمدهاند، مشابه سطوح کوبیستی و یادآور تابلوی "برهنه در حال پایین آمدن از پلهها" اثر #مارسل_دوشان هستند که پیکره زن را در تجزیه سطوح مختلف به تصویر کشیدهاست. پیکره زنها در تصاویر انساننگاری، فاقد هویت و غیرقابل شناسایی است؛ گویی که تابلوی نقاشی در زمانی با بدن همگن شده، لیکن اکنون جسم گریخته و تنها روح باقیماندهاست.
این کار او در امتداد کار #جکسون_پولاک بود، چون هر دو بوم را بر روی زمین قرار میدادند و از قلمو استفاده نمیکردند. اما کار پولاک انتزاعی بود و خود رنگ روی بوم میپاشید. اما در کار کلَن معلوم بودن پیکره زنها نشان دهندهٔ فیگوراتیو بودن تابلوهاست، و او تنها هدایتکننده و ناظر بودهاست؛ که از منظر حساسیتهای فمنیستی معاصر، حضور یک مرد ژیگول با لباس رسمی در برابر جمعیتی از تماشاگران عمدتا بورژوایی از زنان برهنه به مثابهٔ ابزار کار استفاده میکند، چقدر میتواند صحنه بحثبرانگیزی باشد. تفاوت دوم کار این دو هنرمند به روش و فرایند نقاشی مربوط میشود. برای پولاک رها و آزاد ریخته شدن رنگها مهم بود، اما برای کلَن، وسیله انتقال رنگ بر روی بوم مهم بود.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
معروفترین و جنجالیترین کارهای #ایو_کلن، نقاشیهای بدنی یا به تعبیری "انسان نگاریهای دوران آبی" است؛ که از جسورانهترین کارهای تاریخ هنر مدرن است. او از بدن برهنهٔ زنان به مثابهٔ برسهاس زنده استفاده میکرد و خودش تنها یک هدایتکننده بود و هیچ گونه تماسی با زنها و بوم نداشت. در برخی از اجراها بدن زنان رنگ میشد و با غلت زدن روی بوم رنگ آبی ثبت میشد و در برخی دیگر زنان به تابلوها میچسبیدند و با اسپری دور آنها رنگ میشد. این تجربیات، همیشه در برابر تماشاگران و با همراهی یک ارکستر موسیقی که یک سمفونی با یک نت واحد را مینواخت، صورت میپذیرفت. رویداد انساننگاری دوران آبی که در سال ۱۹۶۰ همراه با یک قطعهٔ موسیقی مونوتون بهطور زنده اجرا شد، یکی از معروفترین نمونههای این ژّانر است.
تابلوهای خلق شده در این اجراها، با عنوان کلی Ant، برگرفته از ابتدای کلمه ی Anthropometry به معنی انسان نگاری، به نمایش درآمد. تکههای پراکندهای که از تماسهای متناوب بدن با سطح تابلو پدید آمدهاند، مشابه سطوح کوبیستی و یادآور تابلوی "برهنه در حال پایین آمدن از پلهها" اثر #مارسل_دوشان هستند که پیکره زن را در تجزیه سطوح مختلف به تصویر کشیدهاست. پیکره زنها در تصاویر انساننگاری، فاقد هویت و غیرقابل شناسایی است؛ گویی که تابلوی نقاشی در زمانی با بدن همگن شده، لیکن اکنون جسم گریخته و تنها روح باقیماندهاست.
این کار او در امتداد کار #جکسون_پولاک بود، چون هر دو بوم را بر روی زمین قرار میدادند و از قلمو استفاده نمیکردند. اما کار پولاک انتزاعی بود و خود رنگ روی بوم میپاشید. اما در کار کلَن معلوم بودن پیکره زنها نشان دهندهٔ فیگوراتیو بودن تابلوهاست، و او تنها هدایتکننده و ناظر بودهاست؛ که از منظر حساسیتهای فمنیستی معاصر، حضور یک مرد ژیگول با لباس رسمی در برابر جمعیتی از تماشاگران عمدتا بورژوایی از زنان برهنه به مثابهٔ ابزار کار استفاده میکند، چقدر میتواند صحنه بحثبرانگیزی باشد. تفاوت دوم کار این دو هنرمند به روش و فرایند نقاشی مربوط میشود. برای پولاک رها و آزاد ریخته شدن رنگها مهم بود، اما برای کلَن، وسیله انتقال رنگ بر روی بوم مهم بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
معروفترین و جنجالیترین کارهای #ایو_کلن، نقاشیهای بدنی یا به تعبیری "انسان نگاریهای دوران آبی" است؛ که از جسورانهترین کارهای تاریخ هنر مدرن است. او از بدن برهنهٔ زنان به مثابهٔ برسهاس زنده استفاده میکرد و خودش تنها یک هدایتکننده بود و هیچ گونه تماسی با زنها و بوم نداشت. در برخی از اجراها بدن زنان رنگ میشد و با غلت زدن روی بوم رنگ آبی ثبت میشد و در برخی دیگر زنان به تابلوها میچسبیدند و با اسپری دور آنها رنگ میشد. این تجربیات، همیشه در برابر تماشاگران و با همراهی یک ارکستر موسیقی که یک سمفونی با یک نت واحد را مینواخت، صورت میپذیرفت. رویداد انساننگاری دوران آبی که در سال ۱۹۶۰ همراه با یک قطعهٔ موسیقی مونوتون بهطور زنده اجرا شد، یکی از معروفترین نمونههای این ژّانر است.
تابلوهای خلق شده در این اجراها، با عنوان کلی Ant، برگرفته از ابتدای کلمه ی Anthropometry به معنی انسان نگاری، به نمایش درآمد. تکههای پراکندهای که از تماسهای متناوب بدن با سطح تابلو پدید آمدهاند، مشابه سطوح کوبیستی و یادآور تابلوی "برهنه در حال پایین آمدن از پلهها" اثر #مارسل_دوشان هستند که پیکره زن را در تجزیه سطوح مختلف به تصویر کشیدهاست. پیکره زنها در تصاویر انساننگاری، فاقد هویت و غیرقابل شناسایی است؛ گویی که تابلوی نقاشی در زمانی با بدن همگن شده، لیکن اکنون جسم گریخته و تنها روح باقیماندهاست.
این کار او در امتداد کار #جکسون_پولاک بود، چون هر دو بوم را بر روی زمین قرار میدادند و از قلمو استفاده نمیکردند. اما کار پولاک انتزاعی بود و خود رنگ روی بوم میپاشید. اما در کار کلَن معلوم بودن پیکره زنها نشان دهندهٔ فیگوراتیو بودن تابلوهاست، و او تنها هدایتکننده و ناظر بودهاست؛ که از منظر حساسیتهای فمنیستی معاصر، حضور یک مرد ژیگول با لباس رسمی در برابر جمعیتی از تماشاگران عمدتا بورژوایی از زنان برهنه به مثابهٔ ابزار کار استفاده میکند، چقدر میتواند صحنه بحثبرانگیزی باشد. تفاوت دوم کار این دو هنرمند به روش و فرایند نقاشی مربوط میشود. برای پولاک رها و آزاد ریخته شدن رنگها مهم بود، اما برای کلَن، وسیله انتقال رنگ بر روی بوم مهم بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity