🔴#نقاشی
مروری برنقاشی: جوزف مالورد ویلیام ترنر
۱۷۷۵ - ۱۸۵۱
سبک: رومانتیک
بدون مرگ، زندگی معنا نداشت!
زندگی چیزی است که باید زندگی اش کرد ، نه اینکه درباره اش فکر کرد .شاید فقط با زندگی کردن است که می توانیم زندگی را بفهمیم. شاید فهم زندگی در گرو زندگی کردن است . در این صورت افرادی که سعی می کنند با تفکر و تامل چیزی از زندگی بفهمند، کار محالی می کنند
زندگی در درجه اول درگیری است رابطه است، تعهد است. مسئله این است که آدم وابستگی عاطفی داشته باشد، اهمیت بدهد، علاقه مند باشد در درجه اول به انسان ها ولی به بقیه چیزها هم همینطور...
#مواجهه_با_مرگ
#براین_مگی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
مروری برنقاشی: جوزف مالورد ویلیام ترنر
۱۷۷۵ - ۱۸۵۱
سبک: رومانتیک
بدون مرگ، زندگی معنا نداشت!
زندگی چیزی است که باید زندگی اش کرد ، نه اینکه درباره اش فکر کرد .شاید فقط با زندگی کردن است که می توانیم زندگی را بفهمیم. شاید فهم زندگی در گرو زندگی کردن است . در این صورت افرادی که سعی می کنند با تفکر و تامل چیزی از زندگی بفهمند، کار محالی می کنند
زندگی در درجه اول درگیری است رابطه است، تعهد است. مسئله این است که آدم وابستگی عاطفی داشته باشد، اهمیت بدهد، علاقه مند باشد در درجه اول به انسان ها ولی به بقیه چیزها هم همینطور...
#مواجهه_با_مرگ
#براین_مگی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#چکامه
آغاز فلسفه، هنگامی است که بشر دست به کوشش میزند تا جهان را، نه از راه دین یا قبول مرجعیت بلکه از راه کاربرد عقل بفهمد.
#براین_مگی
از کتاب "سرگذشت فلسفه"
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
آغاز فلسفه، هنگامی است که بشر دست به کوشش میزند تا جهان را، نه از راه دین یا قبول مرجعیت بلکه از راه کاربرد عقل بفهمد.
#براین_مگی
از کتاب "سرگذشت فلسفه"
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم
#افلاطون میگويد غاری را تصور كنيد
كه در انتهای آن افرادی را از ابتدای كودكی به زنجير بسته باشند به نحوی
كه اين افراد نتوانند سر خود را به عقب برگردانند و پشت سر خود را ببينند.
در پشت سر اين عده، افرادی زندگی میكنند و آتشی نيز افروختهاند در اثر نور اين آتش تصاويری از رفت و آمد اين افراد و لوازمشان روی ديوار جلوی آن زندانيان در بند افتاده است و سرو صداهای آن مردم نيز در اثر انعكاس در غار از جلوی همان تصاوير نقش بسته بر ديوار به گوش آن زندانيان میرسد...
بديهی است كه اين افراد (زندانيان غار افلاطون) تصور میكنند كه اين صداها از همين سايه ها میآيد زيرا از ابتدا و كودكی اينچنين ديده و شنيدهاند و هرگز نيز قادر نبودهاند پشت سر خود را نگاه كنند...
حال فرض كنيد زنجير برخی از اين گروه زندانيان را باز كنيد و به آنها بگوييد دنيا اينگونه كه شما تصور میكنيد نيست و آنها را برای مشاهده جهان بيرون از غار :
به خارج از آن غار ببريد.
در بيرون غار نور شديد خورشيد چشم اين افراد را قطعا به شدت ناراحت خواهد كرد و آنها نخواهند توانست در ابتدا چيزی ببينند و به سرعت جلوی چشمان خود را گرفته و به غار بر ميگردند...
اما فرض كنيد كه معدودی از اين افراد بتوانند در مقابل اين نور شديد مقاومت كرده و سپس نگاهی به جهان بيرون غار بيندازند...
حال از افراد اين گروه اگر كسی برای نجات گروهی ديگر از زندانيان به داخل غار برگردد و به آنها كه اساسا بيرون را نديدهاند،
بگويند كه حقيقت چيز ديگری است و فقط بايد كمی تحمل داشته باشند،
دست كم مورد تمسخر قرار خواهند گرفت یا گوشه و کنایه ...
آن زنجیرها هر چیزی میتواند باشد، خودخواهی یا جهانی ساخته ذهن شخصی، قضاوت های ناپخته ترسهای پنهان یا اضطراب ...
حتی یکبار هم اگر جور دیگری به جهان بنگریم چیزی از دست ندادهایم و شاید چیزی بدست بیاوریم. اما برخی چنان به غل و زنجیر آویختهاند که تصور اینکه زندگی جور دیگریست برایشان هولناک است و به هر حال حقیقت کمی آزرده خاطرمان خواهدکرد.
سرگذشت فلسفه
#براین_مگی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#بخوانیم
#افلاطون میگويد غاری را تصور كنيد
كه در انتهای آن افرادی را از ابتدای كودكی به زنجير بسته باشند به نحوی
كه اين افراد نتوانند سر خود را به عقب برگردانند و پشت سر خود را ببينند.
در پشت سر اين عده، افرادی زندگی میكنند و آتشی نيز افروختهاند در اثر نور اين آتش تصاويری از رفت و آمد اين افراد و لوازمشان روی ديوار جلوی آن زندانيان در بند افتاده است و سرو صداهای آن مردم نيز در اثر انعكاس در غار از جلوی همان تصاوير نقش بسته بر ديوار به گوش آن زندانيان میرسد...
بديهی است كه اين افراد (زندانيان غار افلاطون) تصور میكنند كه اين صداها از همين سايه ها میآيد زيرا از ابتدا و كودكی اينچنين ديده و شنيدهاند و هرگز نيز قادر نبودهاند پشت سر خود را نگاه كنند...
حال فرض كنيد زنجير برخی از اين گروه زندانيان را باز كنيد و به آنها بگوييد دنيا اينگونه كه شما تصور میكنيد نيست و آنها را برای مشاهده جهان بيرون از غار :
به خارج از آن غار ببريد.
در بيرون غار نور شديد خورشيد چشم اين افراد را قطعا به شدت ناراحت خواهد كرد و آنها نخواهند توانست در ابتدا چيزی ببينند و به سرعت جلوی چشمان خود را گرفته و به غار بر ميگردند...
اما فرض كنيد كه معدودی از اين افراد بتوانند در مقابل اين نور شديد مقاومت كرده و سپس نگاهی به جهان بيرون غار بيندازند...
حال از افراد اين گروه اگر كسی برای نجات گروهی ديگر از زندانيان به داخل غار برگردد و به آنها كه اساسا بيرون را نديدهاند،
بگويند كه حقيقت چيز ديگری است و فقط بايد كمی تحمل داشته باشند،
دست كم مورد تمسخر قرار خواهند گرفت یا گوشه و کنایه ...
آن زنجیرها هر چیزی میتواند باشد، خودخواهی یا جهانی ساخته ذهن شخصی، قضاوت های ناپخته ترسهای پنهان یا اضطراب ...
حتی یکبار هم اگر جور دیگری به جهان بنگریم چیزی از دست ندادهایم و شاید چیزی بدست بیاوریم. اما برخی چنان به غل و زنجیر آویختهاند که تصور اینکه زندگی جور دیگریست برایشان هولناک است و به هر حال حقیقت کمی آزرده خاطرمان خواهدکرد.
سرگذشت فلسفه
#براین_مگی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
مهمترین مسئله در زندگی خوشی نیست. بعضی چیزها هست که مهمتر از خوشی است. یکی از این چیزها حقیقت است. یکی دیگر صداقت است. جان واقعاً معتقد است بهتر است آدم در زندگی با خودش رو راست باشد. صرفنظر از اینکه این رو راستی چقدر برایش هزینه دارد.
#براین_مگی
#مواجهه_با_مرگ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
مهمترین مسئله در زندگی خوشی نیست. بعضی چیزها هست که مهمتر از خوشی است. یکی از این چیزها حقیقت است. یکی دیگر صداقت است. جان واقعاً معتقد است بهتر است آدم در زندگی با خودش رو راست باشد. صرفنظر از اینکه این رو راستی چقدر برایش هزینه دارد.
#براین_مگی
#مواجهه_با_مرگ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity