🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
در سبک زندگی ایدهآل این روزها که حول فیلمهای هالیوودی و فرهنگ اینستاگرامی شکل گرفته، خوشبختی برای اکثر آدمها این گونه تعریف شده است: یک ماشین اسپرت و گران قیمت، یک ویلای خصوصی در شهری ساحلی، شهرت و پول، داشتنیک همسر جذاب و داشتن بیشترین و بهترین و بهروزترین از همهچیز. این باور در ذهن ما شکل گرفته که خوشبختی داشتن چیزهایی است که به دست آوردن آن برای اکثر آدمها ممکن نیست؛ امکاناتی که بهتر، بزرگتر، مجللتر و بهروزتر از وسایل ساده و متعارف باشد. آن قدر این موضوع را مستقیم و غیر مستقیم ، مکتوب و نامکتوب، خودآگاه و ناخودآگاه برایمان تکرار کردهاند که دیگر لذت یک پیادهروی دونفره در هوای بعدازظهر بارانی را از دست دادهایم و روح ما تشنهی ناممکنها و سخترسیدنها شده است. از هیچ کاری لذت نمیبریم، مگر اینکه ویژه، بزرگ، مجلل، معروف، گران و در یک کلام غیرمعمولی باشد. شاید به همین خاطر باشد که گوته، شاعر شهیر آلمانی سروده است: (چه شادی هایی که زیر پای انسان سرکوب شدند، زیرا بیشتر افراد به بالای سرشان توجه دارند و آنچه را که زیر پاهایشان است، نادیده میگیرند.》
باید این گره ذهنی را باز کرد. در اصل نباید شادکامی خود را به بهتر، بزرگتر، بهروزتر، گرانتر و معروفتر گره زد. مثلاً در یک عصر زیبا با عزیزانتان بنشینید و به کلوچهتان گاز بزنید. یک چای معمولی با یک کلوچهی معمولی و روی یک صندلی معمولی هم میتواند موجب شادکامی ما شود. خوشبختی خود را به برندها، محصولات خاص و شرایط ویژه گره نزنیم. خوشبختی بیشتر از آنکه به داشتههای عینی وابسته باشد، به مهارت ذهنی وابسته است؛ اما متاسفانه نظام آموزشی و رسانهای ما از کودکی ما را به گونهای بار آوردهاند که منتظر خوشبختیهای دشوار و کمیاب هستیم و همین لذت لمس خوشبختیهای واقعی را از ما گرفته است.
#برنادت_جیوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
در سبک زندگی ایدهآل این روزها که حول فیلمهای هالیوودی و فرهنگ اینستاگرامی شکل گرفته، خوشبختی برای اکثر آدمها این گونه تعریف شده است: یک ماشین اسپرت و گران قیمت، یک ویلای خصوصی در شهری ساحلی، شهرت و پول، داشتنیک همسر جذاب و داشتن بیشترین و بهترین و بهروزترین از همهچیز. این باور در ذهن ما شکل گرفته که خوشبختی داشتن چیزهایی است که به دست آوردن آن برای اکثر آدمها ممکن نیست؛ امکاناتی که بهتر، بزرگتر، مجللتر و بهروزتر از وسایل ساده و متعارف باشد. آن قدر این موضوع را مستقیم و غیر مستقیم ، مکتوب و نامکتوب، خودآگاه و ناخودآگاه برایمان تکرار کردهاند که دیگر لذت یک پیادهروی دونفره در هوای بعدازظهر بارانی را از دست دادهایم و روح ما تشنهی ناممکنها و سخترسیدنها شده است. از هیچ کاری لذت نمیبریم، مگر اینکه ویژه، بزرگ، مجلل، معروف، گران و در یک کلام غیرمعمولی باشد. شاید به همین خاطر باشد که گوته، شاعر شهیر آلمانی سروده است: (چه شادی هایی که زیر پای انسان سرکوب شدند، زیرا بیشتر افراد به بالای سرشان توجه دارند و آنچه را که زیر پاهایشان است، نادیده میگیرند.》
باید این گره ذهنی را باز کرد. در اصل نباید شادکامی خود را به بهتر، بزرگتر، بهروزتر، گرانتر و معروفتر گره زد. مثلاً در یک عصر زیبا با عزیزانتان بنشینید و به کلوچهتان گاز بزنید. یک چای معمولی با یک کلوچهی معمولی و روی یک صندلی معمولی هم میتواند موجب شادکامی ما شود. خوشبختی خود را به برندها، محصولات خاص و شرایط ویژه گره نزنیم. خوشبختی بیشتر از آنکه به داشتههای عینی وابسته باشد، به مهارت ذهنی وابسته است؛ اما متاسفانه نظام آموزشی و رسانهای ما از کودکی ما را به گونهای بار آوردهاند که منتظر خوشبختیهای دشوار و کمیاب هستیم و همین لذت لمس خوشبختیهای واقعی را از ما گرفته است.
#برنادت_جیوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity