🔴#کتاب_ولحظه
به من مى گفت:
"چشم هاى تو مرا به اين روز انداخت.
اين نگاهِ تو كارِ مرا به اينجا كشانده.
تاب و تحمل نگاه هاى تو را نداشتم.
نمى ديدى كه چشم بر زمين مى دوختم؟"
به او گفتم:
"در چشم هاى من دقيق تر نگاه كن!
جز تو هيچ چيزى در آن نيست..."
📚 #چشمهايش
👤 #بزرگ_علوى
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
به من مى گفت:
"چشم هاى تو مرا به اين روز انداخت.
اين نگاهِ تو كارِ مرا به اينجا كشانده.
تاب و تحمل نگاه هاى تو را نداشتم.
نمى ديدى كه چشم بر زمين مى دوختم؟"
به او گفتم:
"در چشم هاى من دقيق تر نگاه كن!
جز تو هيچ چيزى در آن نيست..."
📚 #چشمهايش
👤 #بزرگ_علوى
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه
بعضی چیزها را نمیشود گفت...
بعضی چیزها را احساس میکنید، رگ و پی شما را میتراشد، دل شما را آب میکند، اما وقتی میخواهید بیان کنید، میبینید که بیرنگ و جلاست. مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد.
عینا همان تابلوست اما آن روح،
آن چیزی که دل شما را میفشارد،
در آن نیست ...
📕 چشمهایش
✍🏻 #بزرگ_علوى
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
بعضی چیزها را نمیشود گفت...
بعضی چیزها را احساس میکنید، رگ و پی شما را میتراشد، دل شما را آب میکند، اما وقتی میخواهید بیان کنید، میبینید که بیرنگ و جلاست. مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد.
عینا همان تابلوست اما آن روح،
آن چیزی که دل شما را میفشارد،
در آن نیست ...
📕 چشمهایش
✍🏻 #بزرگ_علوى
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
به من مىگفت:
چشمهاى تو مرا به اين روز انداخت..
اين نگاهِ تو كارِ مرا به اينجا كشانده
تاب و تحمل نگاههاى تو را نداشتم
نمىديدى كه چشم بر زمين میدوختم!؟
به او گفتم:
در چشمهاى من دقيقتر نگاه كن
جز تو هيچ چيزى در آن نيست...
📚 #چشمهایش
👤 #بزرگ_علوى
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
به من مىگفت:
چشمهاى تو مرا به اين روز انداخت..
اين نگاهِ تو كارِ مرا به اينجا كشانده
تاب و تحمل نگاههاى تو را نداشتم
نمىديدى كه چشم بر زمين میدوختم!؟
به او گفتم:
در چشمهاى من دقيقتر نگاه كن
جز تو هيچ چيزى در آن نيست...
📚 #چشمهایش
👤 #بزرگ_علوى
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity