🔴#به سکوتت فکر می‌کنم...
به ادامه‌ی سایه‌ای ُسرخ
که روی لبانت پرسه می‌زند..!

جایی که خیره شده‌ای
جای مناسبی برای نگاه نیست،
که این‌گونه رنگی به شکل ترس
گلوی شهر را بغل کرده‌است
و نیم‌نگاِه تازه‌ای که
از سمت پلک‌هایت
به آسمان خیز برمی‌دارد..!

نمی‌شود تو را دید و چیزی نگفت...
نمی‌شود در تو چیزی را دید
و آه نکشید...

نگاه کن..!
در بغداد گلوله می‌بارد،
در غّزه راکت،
و در کابل
هنوز زیر بوته‌های خشخاش
به اعتماد تجاوز می‌شود..!

من کشورهای زیادی دیده‌ام
که سیاست‌مدارانش
از ترسِ گریه‌های زن
به اجبار راستگو شده‌اند..!

#بهرنگ_قاسمی
#از_صدایم_عکس_انداخته‌ام
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#_پرنده‌ای كه بی‌برنامه می‌پرد...
يا به باران می‌خورد...
و يا هميشه ...
با منقاری زخمی...
پشت پنجره گير می‌كند...
درست شبيه كسی ...
كه در اتوبوس عاشق شود ...
و چند ايستگاه آن طرف تر ...
خودش بماند ...
با بليطی پاره در دست...
من سال هاست ...
از پشت پنجره‌های اين شهر ...
به چشم‌هایی فكر می‌كنم ...
كه دلم را زخمی كرد ...
و در ايستگاه ها ناپديد شد...

#بهرنگ_قاسمی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#نزدیکت_می شوم
بوی دریا می‌‌آید..
دور که می شوم
صدای باران !!
بگو تکلیف‌ام با چشم‌هایت چیست ؟
لنگر بیاندازم عاشقی کنم
یا چتر بردارم و دلبری کنم ؟!

#بهرنگ_قاسمی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

چشم‌هایت دلیلِ محکمی بود
دربِ موزه‌ها تا ابد تخته شوند
و خدا ادامه ی سکوتش را
در قرنطینه ی آسمان سوت بزند
حالا که زیبایی‌‌ات را از تاریخ پس گرفته‌ای
روی همین صندلی لهستانی بنشین
و بهانه‌های ریز و درشت‌ات را جدا کن
تا بلکه
گره‌ای از شعر‌های نگفته‌ام
باز شود!
بی‌ سبب نیست نام‌ت دست به دست چرخیده است
خانه به خانه سر زده است
تا عاقبت
پای زنی‌ زیبا به شعر‌هایم باز شود
(برشی از شعر/ ۱۳۹۰)

#بهرنگ_قاسمی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

از آوار تا آواز
فقط یک نقطه فاصله هست
خواهشاً نرو...
من به سکوتت نیز راضی‌‌ام.

اگر برَوی
همه چیز عوض می‌‌شود.

من زود پیر می‌‌شوم
شعر ؛ گریه‌اش می‌‌گیرد
و دیواری که حتی یکبار هم
در عمرش حرف نزده است ،
تمامِ بغضش را
روی سرم خالی‌ می‌‌کند...

#بهرنگ_قاسمی
#قدرنوشیدن‌یک‌چای‌بمانی‌کافی‌ست

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity