🔴#۲۴ دی سالروز درگذشت بیژن جلالی_شاعر
اگر بعد هزاران هزار سال
جهان سرآید
و از دنیای خلقت
فقط یک گل برخاستن خورشید را
سلام گوید
مرا کافیست
زیرا هیاهوی خلقت را
نیز پایانی است
و از تمام امیدها
در نیمروز عدل خداوند
گلی جاودانی خواهد رست
که هر صبحگاه
گلبرگ های خود را
به سوی ابدیت بی انتها باز کند
#بیژن_جلالی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
اگر بعد هزاران هزار سال
جهان سرآید
و از دنیای خلقت
فقط یک گل برخاستن خورشید را
سلام گوید
مرا کافیست
زیرا هیاهوی خلقت را
نیز پایانی است
و از تمام امیدها
در نیمروز عدل خداوند
گلی جاودانی خواهد رست
که هر صبحگاه
گلبرگ های خود را
به سوی ابدیت بی انتها باز کند
#بیژن_جلالی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#من اینجا که سرزمین حکمت است ایستاده ام
تا برخاستن خورشید را گواهی دهم
اینجا که سرزمین زمستان است ایستاده ام
تا یاد بهار را زنده نگه دارم
ایستاده ام تا از بودن و خوبی سخن بگویم
و یک تنه گواه حقیقت باشم.
#بیژن_جلالی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
تا برخاستن خورشید را گواهی دهم
اینجا که سرزمین زمستان است ایستاده ام
تا یاد بهار را زنده نگه دارم
ایستاده ام تا از بودن و خوبی سخن بگویم
و یک تنه گواه حقیقت باشم.
#بیژن_جلالی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#▪️دو شعر زیبا از
#بیژن_جلالی
به مناسبت ۲۴ دی ماه سالروز درگذشت شاعر
▪️▪️▪️
سکوت کلمات
مرا در خود گرفته اند
ای مردمان
صدای مرا می شنوید
که به سوی شما می آید
کلمات را می شناسید
که انباشته از سکوت
من هستند
ولی دیرگاه خواهد بود
آن روزی که به سراغ من می آئید
من روی به سوی دیگر
خواهم داشت
و شما بیهوده
در سکوت کلمات
صدای مرا جستجو خواهید
کرد.
▪️▪️▪️
چه سبز است دستهای جهان
و سبزینه رودخانه
که به سنگها می چسبد
سبز سبز
و چشمهای تو
و اندیشه های من
و آنچه می دانیم
که مثل برگ های درختان سبز هستند
و سراب و تنهایی و خورشید سبز
و ماهتاب که سبزه ها را
سبزتر می کند
و رفتن ما سبز خواهد بود
و مردن ما سبزتر
و به دستهای آسمان می اندیشم
و آب رودخانه
و آنچه سبز است
و همچنان سبز خواهند ماند
سبز سبز
#بیژن_جلالی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#بیژن_جلالی
به مناسبت ۲۴ دی ماه سالروز درگذشت شاعر
▪️▪️▪️
سکوت کلمات
مرا در خود گرفته اند
ای مردمان
صدای مرا می شنوید
که به سوی شما می آید
کلمات را می شناسید
که انباشته از سکوت
من هستند
ولی دیرگاه خواهد بود
آن روزی که به سراغ من می آئید
من روی به سوی دیگر
خواهم داشت
و شما بیهوده
در سکوت کلمات
صدای مرا جستجو خواهید
کرد.
▪️▪️▪️
چه سبز است دستهای جهان
و سبزینه رودخانه
که به سنگها می چسبد
سبز سبز
و چشمهای تو
و اندیشه های من
و آنچه می دانیم
که مثل برگ های درختان سبز هستند
و سراب و تنهایی و خورشید سبز
و ماهتاب که سبزه ها را
سبزتر می کند
و رفتن ما سبز خواهد بود
و مردن ما سبزتر
و به دستهای آسمان می اندیشم
و آب رودخانه
و آنچه سبز است
و همچنان سبز خواهند ماند
سبز سبز
#بیژن_جلالی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴#"اگر جهان سرآید"
از آلبوم هیچ در هیچ
با صدای #ارسلان_کامکار و #صباکامکار
اثر #هوشنگ_کامکار
بر اساس اشعار #بیژن_جلالی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
از آلبوم هیچ در هیچ
با صدای #ارسلان_کامکار و #صباکامکار
اثر #هوشنگ_کامکار
بر اساس اشعار #بیژن_جلالی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
روز سه شنبه #24_دی ماه خورشیدی
مصادف با #14_ژانویه میلادی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
اگر بعد هزاران هزار سال
جهان سرآید
و از دنیای خلقت
فقط یک گل برخاستن خورشید را
سلام گوید
مرا کافیست
زیرا هیاهوی خلقت را
نیز پایانی است
و از تمام امیدها
در نیمروز عدل خداوند
گلی جاودانی خواهد رست
که هر صبحگاه
گلبرگ های خود را
به سوی ابدیت بی انتها باز کند
#بیژن_جلالی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#رویدادها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
⏪۱۷۹۹ - نخستین استیضاح در تاریخ ایالات متحده انجام شد و در نهایت سناتور ایالت تنسی از اتهامات خود تبرئه شد.
⏪۱۸۳۱ - رمان گوژپشت نتردام اثر نویسندهٔ فرانسوی ویکتور هوگو منتشر شد.
⏪۱۹۸۰ - ایندیرا گاندی به نخستوزیری هند رسید، وی نخستین و تا امروز تنها زنی است که به این سمت انتخاب شده است.
⏪۲۰۰۸ - بابی جیندال نخستین فرماندار هندی تبار در آمریکاآغاز به کار کرد.
⏪۲۰۰۹ - تلویزیون فارسی بیبیسی پخش برنامههای خود را آغاز کرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿۱۸۶۱ - محمد ششم سیوششمین و آخرین سلطان امپراتوری عثمانی
🌿۱۸۷۵ - آلبرت شوایتسر (در تصویر) پزشک وموسیقیدان آلمانی، برندهٔ جایزه صلح نوبل سال ۱۹۵۲
🌿۱۹۱۹ - جولیو آندریوتی بیست و یکمین نخست وزیرایتالیا
🌿۱۹۲۵ - یوکیو میشیما نویسنده، شاعر، نمایشنامهنویس،بازیگر و کارگردان نامدار ژاپنی
🌿۱۹۴۱ - فی داناوی بازیگر آمریکایی
🌿۱۹۸۲ - ویکتور والدز دروازهبان سابق باشگاه فوتبال بارسلونا
🌿۹۲۹ - ابوالفضل علامی، ادیب، تاریخنگار و منشی اول و معتمد اکبر یکم (بزرگترین پادشاه گورکانی هند)
🌿۱۳۶۷ - سامان آقازمانی، بازیکن فوتبال اهل ایران
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۷۵ - احمد تفضلی، زبانشناس، ایرانشناس، پژوهشگر، مترجم، متخصص زبان پهلوی و استاد زبانهای باستانی در دانشگاه تهران (زادهٔ ۱۳۱۶)
🍂۱۳۷۶ - محمد قاضی، مترجم بنام کُرد ایرانی، و مترجم آثاری چون دن کیشوت و زوربای یونانی به زبان فارسی (زادهٔ ۱۲ مرداد ۱۲۹۸)
🍂۱۷۴۲ - ادموند هالی منجم، فیزیکدان و هواشناسانگلیسی
🍂۱۸۶۷ - ژان اگوست دومینیک انگر نقاش نئوکلاسیک فرانسوی
🍂۱۸۹۸ - لوئیس کارول کشیش، عکاس و نویسندهانگلیسی
🍂۱۹۵۷ - هامفری بوگارت هنرپیشه و تهیهکنندهآمریکایی
🍂۱۹۷۸ - کورت گودل ریاضیدان، منطقدان و فیلسوفاتریشی
🍂۲۰۱۳ - کنراد باین بازیگر آمریکایی کانادایی تبار
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
روز سه شنبه #24_دی ماه خورشیدی
مصادف با #14_ژانویه میلادی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
اگر بعد هزاران هزار سال
جهان سرآید
و از دنیای خلقت
فقط یک گل برخاستن خورشید را
سلام گوید
مرا کافیست
زیرا هیاهوی خلقت را
نیز پایانی است
و از تمام امیدها
در نیمروز عدل خداوند
گلی جاودانی خواهد رست
که هر صبحگاه
گلبرگ های خود را
به سوی ابدیت بی انتها باز کند
#بیژن_جلالی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#رویدادها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
⏪۱۷۹۹ - نخستین استیضاح در تاریخ ایالات متحده انجام شد و در نهایت سناتور ایالت تنسی از اتهامات خود تبرئه شد.
⏪۱۸۳۱ - رمان گوژپشت نتردام اثر نویسندهٔ فرانسوی ویکتور هوگو منتشر شد.
⏪۱۹۸۰ - ایندیرا گاندی به نخستوزیری هند رسید، وی نخستین و تا امروز تنها زنی است که به این سمت انتخاب شده است.
⏪۲۰۰۸ - بابی جیندال نخستین فرماندار هندی تبار در آمریکاآغاز به کار کرد.
⏪۲۰۰۹ - تلویزیون فارسی بیبیسی پخش برنامههای خود را آغاز کرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿۱۸۶۱ - محمد ششم سیوششمین و آخرین سلطان امپراتوری عثمانی
🌿۱۸۷۵ - آلبرت شوایتسر (در تصویر) پزشک وموسیقیدان آلمانی، برندهٔ جایزه صلح نوبل سال ۱۹۵۲
🌿۱۹۱۹ - جولیو آندریوتی بیست و یکمین نخست وزیرایتالیا
🌿۱۹۲۵ - یوکیو میشیما نویسنده، شاعر، نمایشنامهنویس،بازیگر و کارگردان نامدار ژاپنی
🌿۱۹۴۱ - فی داناوی بازیگر آمریکایی
🌿۱۹۸۲ - ویکتور والدز دروازهبان سابق باشگاه فوتبال بارسلونا
🌿۹۲۹ - ابوالفضل علامی، ادیب، تاریخنگار و منشی اول و معتمد اکبر یکم (بزرگترین پادشاه گورکانی هند)
🌿۱۳۶۷ - سامان آقازمانی، بازیکن فوتبال اهل ایران
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۷۵ - احمد تفضلی، زبانشناس، ایرانشناس، پژوهشگر، مترجم، متخصص زبان پهلوی و استاد زبانهای باستانی در دانشگاه تهران (زادهٔ ۱۳۱۶)
🍂۱۳۷۶ - محمد قاضی، مترجم بنام کُرد ایرانی، و مترجم آثاری چون دن کیشوت و زوربای یونانی به زبان فارسی (زادهٔ ۱۲ مرداد ۱۲۹۸)
🍂۱۷۴۲ - ادموند هالی منجم، فیزیکدان و هواشناسانگلیسی
🍂۱۸۶۷ - ژان اگوست دومینیک انگر نقاش نئوکلاسیک فرانسوی
🍂۱۸۹۸ - لوئیس کارول کشیش، عکاس و نویسندهانگلیسی
🍂۱۹۵۷ - هامفری بوگارت هنرپیشه و تهیهکنندهآمریکایی
🍂۱۹۷۸ - کورت گودل ریاضیدان، منطقدان و فیلسوفاتریشی
🍂۲۰۱۳ - کنراد باین بازیگر آمریکایی کانادایی تبار
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۴ دی سالروز درگذشت#بیژن_جلالی
( زاده ۱ آذر ۱۳۰۶ تهران -- درگذشته ۲۴ دی ۱۳۷۸ تهران) شاعر
بیژن جلالی از چهرههای شناخته شده شعر معاصر ایران است، شاعری که بهویژه پس از مرگ با استقبال نسل جدیدی از مخاطبان ادبی مواجه شد که سادگی بیان و تصاویر او را در شعر میپسندیدند. اگرچه شعر جلالی بر مفاهیم عمیق انسانی تأمل میکند، خاصه مفهوم مرگ و نیستی که در بسیاری از اشعار او بازتاب یافتهاست. "روزانهها" پختهترین اثر اوست، آخرین کتابی که در زمان زندگی او منتشر شد. پس از آن کتابهای بسیاری به کوشش بستگان او منتشر شد که در برگیرنده اشعار بیژن جلالی بودند، اما از آنجا که برخی از این اشعار به سالهای بسیار دور گذشته باز میگردد، بعید مینماید که شاعر خود قصد انتشار آنها را داشتهاست.
بیژن جلالی فرزند ابراهیم جلالی بود و مادرش اشرفالملوک هدایت.خانوادهٔ پدریاش در اصل تفرشی بودند. جد اعلای آنها میرزا علی مستوفی نام داشت. پدربزرگش شمسالدین جلالی (فطنالملک) بود و در اواخر دورهٔ پهلوی اول در وزارت داخله و وزارت دارایی مشاغل مهمی را بر عهده داشت. خانوادهٔ مادری جلالی از خاندان قدیمی هدایت به شمار میرفتند. سرسلسلهٔ این خاندان در دورهٔ قاجار، رضاقلیخان هدایت است. رگهٔ فرهنگی خاندان هدایت، در یکی از پسران او یعنی نیرالملک تداوم یافت: اعتضادالملک، پدر عیسی، محمود و صادق هدایت، فرزند نیرالملک بود. اعتضادالملک، پدر بزرگ مادری جلالی است.
زندگی مشترک پدر و مادر چندان دوامی نداشت. پدر که در آلمان کشاورزی خوانده بود، همسر دیگری برگزید. بیژن نزد پدر ماند. اما مهرداد، برادر کوچکتر با مادرش بزرگ شد. بیژن همراه پدر، در مأموریت اداریاش، مدتی در شمشک و سه سال در تبریز زیست. در این شهر، در مدرسههای رشدیه و فردوسی درس خواند. اندکی بعد به تهران آمد. سالهای دوم تا پنجم متوسطه را در رشتهٔ طبیعی، در دبیرستان فیروز بهرام گذراند. سال ششم را در دبیرستان البرز سپری کرد. شاگرد مهدی مجتهدی، یداله سحابی، رضا جودت، ذبیحاله صفا، محمود بهزاد، عبداله شیبانی و محمدحسین مشایخ فریدنی بود.
از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۱ چندماهی در رشته فیزیک دانشگاه تهران و چندسالی در رشته علوم طبیعی دانشگاههای تولوز و پاریس درس خواند اما همهٔ آنها نیمهکاره ماند زیرا علاقه به شعر و ادب، مسائل فکری و ادبی و گشتوگذار آزاد در زمینههای فلسفه و هنر و ادبیات، او را از انضباط و نظم درسخواندن دور کرد. وی در بازگشت، در رشتهٔ زبان و ادبیات فرانسوی دانشگاه تهران تحصیل کرد و دورهٔ لیسانس را به پایان برد. عیسی سپهبدی، موسی بروخیم، خانم شیبانی، خانم پاکروان و خانم اندریو استادان این رشته بودند. درس ادبیات فارسی آنها هم بر عهدهٔ پرویز خانلری بود.
از سال ۱۳۲۵ تا مدتی به کارهای گونهگونی پرداخت. در دبیرستانها انگلیسی درس داد. چندی هم مسئول آزمایشگاه دبیرستان ایرانشهر بود. زمانی هم در موزهٔ مردمشناسی وزارت فرهنگ به کار پرداخت؛ چون دورهٔ مردمشناسی را، در موزهٔ مردمشناسی پاریس گذرانده بود. سرانجام به کار در شرکت فرانسوی آنتروپوز مشغول شد. با استفاده از بورس این شرکت، یک دورهٔ اقتصاد نفت را در پاریس به پایان برد. کار اداری رسمی را در شرکت نفت و شرکت پتروشیمی پی گرفت و سال ۱۳۵۹ بازنشسته شد.
علاقه به شعر و ادب، فلسفه و عرفان، زندگی در محیط فرهنگی خاندان هدایت، گفتگو با داییاش صادق هدایت و تأثیرپذیری از او و اقامت پنجسالهٔ دورهٔ جوانی در فرانسه، پیوندهایی میان جلالی و نوشتن به وجود آورد. او گاهی به فارسی و گاهی به فرانسوی مینوشت اما آنها را جدی نمیگرفت. اما پس از اینکه به ایران بازگشت و توانست با فراغ بیشتری بخواند و بیندیشد و بنویسد، تأملهای شاعرانهاش نظم گرفت.
او از آغاز دههٔ ۴۰ این تأملها را به نشر سپرد. سرودههایش در مجموع با تلقی مثبت و گشاده رویانهای از اهل ادب معاصر روبهرو شد. هرچند شعرهایش همه سپید بود و به نسبت هم نسلانش تا حدی دیر به انتشار آنها پرداخت.
«روزها»، «دل ما و جهان»، «رنگ آبها»، «آب و آفتاب»، «روزانهها» و نیز دو گزینهٔ اشعار: «بازی نور» و «دربارهٔ شعر» کتابهایی هستند که در زمان حیاتش به چاپ رسید.
جلالی ازدواج نکرد. زندگیاش در سکوت و با آرامش و تلألویی خاص ادامه داشت.
چند روزی پس از نیمه آذر ماه سال ۱۳۷۸ دچار سکته مغزی شد. اندکی بیش از یک ماه را در اغما گذراند و در ۷۲ سالگی درگذشت و در بهشت زهرای تهران قطعه ۹، ردیف ۱۰۲، شماره ۲۰ به خاک سپرده شد.
بعد از درگذشتش مجموعهٔ بسیار زیادی از اشعار او که تا آن زمان چاپ نشده بود به همت برادرش مهرداد جلالی و انتشارات مروارید به چاپ رسید.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۴ دی سالروز درگذشت#بیژن_جلالی
( زاده ۱ آذر ۱۳۰۶ تهران -- درگذشته ۲۴ دی ۱۳۷۸ تهران) شاعر
بیژن جلالی از چهرههای شناخته شده شعر معاصر ایران است، شاعری که بهویژه پس از مرگ با استقبال نسل جدیدی از مخاطبان ادبی مواجه شد که سادگی بیان و تصاویر او را در شعر میپسندیدند. اگرچه شعر جلالی بر مفاهیم عمیق انسانی تأمل میکند، خاصه مفهوم مرگ و نیستی که در بسیاری از اشعار او بازتاب یافتهاست. "روزانهها" پختهترین اثر اوست، آخرین کتابی که در زمان زندگی او منتشر شد. پس از آن کتابهای بسیاری به کوشش بستگان او منتشر شد که در برگیرنده اشعار بیژن جلالی بودند، اما از آنجا که برخی از این اشعار به سالهای بسیار دور گذشته باز میگردد، بعید مینماید که شاعر خود قصد انتشار آنها را داشتهاست.
بیژن جلالی فرزند ابراهیم جلالی بود و مادرش اشرفالملوک هدایت.خانوادهٔ پدریاش در اصل تفرشی بودند. جد اعلای آنها میرزا علی مستوفی نام داشت. پدربزرگش شمسالدین جلالی (فطنالملک) بود و در اواخر دورهٔ پهلوی اول در وزارت داخله و وزارت دارایی مشاغل مهمی را بر عهده داشت. خانوادهٔ مادری جلالی از خاندان قدیمی هدایت به شمار میرفتند. سرسلسلهٔ این خاندان در دورهٔ قاجار، رضاقلیخان هدایت است. رگهٔ فرهنگی خاندان هدایت، در یکی از پسران او یعنی نیرالملک تداوم یافت: اعتضادالملک، پدر عیسی، محمود و صادق هدایت، فرزند نیرالملک بود. اعتضادالملک، پدر بزرگ مادری جلالی است.
زندگی مشترک پدر و مادر چندان دوامی نداشت. پدر که در آلمان کشاورزی خوانده بود، همسر دیگری برگزید. بیژن نزد پدر ماند. اما مهرداد، برادر کوچکتر با مادرش بزرگ شد. بیژن همراه پدر، در مأموریت اداریاش، مدتی در شمشک و سه سال در تبریز زیست. در این شهر، در مدرسههای رشدیه و فردوسی درس خواند. اندکی بعد به تهران آمد. سالهای دوم تا پنجم متوسطه را در رشتهٔ طبیعی، در دبیرستان فیروز بهرام گذراند. سال ششم را در دبیرستان البرز سپری کرد. شاگرد مهدی مجتهدی، یداله سحابی، رضا جودت، ذبیحاله صفا، محمود بهزاد، عبداله شیبانی و محمدحسین مشایخ فریدنی بود.
از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۱ چندماهی در رشته فیزیک دانشگاه تهران و چندسالی در رشته علوم طبیعی دانشگاههای تولوز و پاریس درس خواند اما همهٔ آنها نیمهکاره ماند زیرا علاقه به شعر و ادب، مسائل فکری و ادبی و گشتوگذار آزاد در زمینههای فلسفه و هنر و ادبیات، او را از انضباط و نظم درسخواندن دور کرد. وی در بازگشت، در رشتهٔ زبان و ادبیات فرانسوی دانشگاه تهران تحصیل کرد و دورهٔ لیسانس را به پایان برد. عیسی سپهبدی، موسی بروخیم، خانم شیبانی، خانم پاکروان و خانم اندریو استادان این رشته بودند. درس ادبیات فارسی آنها هم بر عهدهٔ پرویز خانلری بود.
از سال ۱۳۲۵ تا مدتی به کارهای گونهگونی پرداخت. در دبیرستانها انگلیسی درس داد. چندی هم مسئول آزمایشگاه دبیرستان ایرانشهر بود. زمانی هم در موزهٔ مردمشناسی وزارت فرهنگ به کار پرداخت؛ چون دورهٔ مردمشناسی را، در موزهٔ مردمشناسی پاریس گذرانده بود. سرانجام به کار در شرکت فرانسوی آنتروپوز مشغول شد. با استفاده از بورس این شرکت، یک دورهٔ اقتصاد نفت را در پاریس به پایان برد. کار اداری رسمی را در شرکت نفت و شرکت پتروشیمی پی گرفت و سال ۱۳۵۹ بازنشسته شد.
علاقه به شعر و ادب، فلسفه و عرفان، زندگی در محیط فرهنگی خاندان هدایت، گفتگو با داییاش صادق هدایت و تأثیرپذیری از او و اقامت پنجسالهٔ دورهٔ جوانی در فرانسه، پیوندهایی میان جلالی و نوشتن به وجود آورد. او گاهی به فارسی و گاهی به فرانسوی مینوشت اما آنها را جدی نمیگرفت. اما پس از اینکه به ایران بازگشت و توانست با فراغ بیشتری بخواند و بیندیشد و بنویسد، تأملهای شاعرانهاش نظم گرفت.
او از آغاز دههٔ ۴۰ این تأملها را به نشر سپرد. سرودههایش در مجموع با تلقی مثبت و گشاده رویانهای از اهل ادب معاصر روبهرو شد. هرچند شعرهایش همه سپید بود و به نسبت هم نسلانش تا حدی دیر به انتشار آنها پرداخت.
«روزها»، «دل ما و جهان»، «رنگ آبها»، «آب و آفتاب»، «روزانهها» و نیز دو گزینهٔ اشعار: «بازی نور» و «دربارهٔ شعر» کتابهایی هستند که در زمان حیاتش به چاپ رسید.
جلالی ازدواج نکرد. زندگیاش در سکوت و با آرامش و تلألویی خاص ادامه داشت.
چند روزی پس از نیمه آذر ماه سال ۱۳۷۸ دچار سکته مغزی شد. اندکی بیش از یک ماه را در اغما گذراند و در ۷۲ سالگی درگذشت و در بهشت زهرای تهران قطعه ۹، ردیف ۱۰۲، شماره ۲۰ به خاک سپرده شد.
بعد از درگذشتش مجموعهٔ بسیار زیادی از اشعار او که تا آن زمان چاپ نشده بود به همت برادرش مهرداد جلالی و انتشارات مروارید به چاپ رسید.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
🔴#چکامه_پترسی
صدای تو ...
از کدام آب گذشته بود...
یا در کجا باریده بود...
که همراه ریحانها و سوسنها...
به سوی من میآمد؟
صدای تو ...
چگونه از آمدن من ....
گذشته بود...
که آن را ...
در آسمانها میشنیدم....
#بیژن_جلالی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
صدای تو ...
از کدام آب گذشته بود...
یا در کجا باریده بود...
که همراه ریحانها و سوسنها...
به سوی من میآمد؟
صدای تو ...
چگونه از آمدن من ....
گذشته بود...
که آن را ...
در آسمانها میشنیدم....
#بیژن_جلالی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱ آذر زادروز #بیژن_جلالی
( زاده ۱ آذر ۱۳۰۶ تهران -- درگذشته ۲۴ دی ۱۳۷۸ تهران) شاعر
بیژن جلالی از خانوادهای در اصل تفرشی بودند. پدربزرگش شمسالدین جلالی (فطنالملک) بود و در اواخر دوره پهلوی اول در وزارت داخله و وزارت دارایی مشاغل مهمی را بر عهده داشت. خانواده مادری جلالی از خاندان قدیمی هدایت به شمار میرفتند. سرسلسله این خاندان در دوره قاجار، رضاقلیخان هدایت است. رگه فرهنگی خاندان هدایت، در یکی از پسران او یعنی نیرالملک تداوم یافت: اعتضادالملک، پدر عیسی، محمود و صادق هدایت، فرزند نیرالملک بود. اعتضادالملک، پدر بزرگ مادری جلالی است.
بیژن همراه پدر، در مأموریت اداریاش، مدتی در شمشک و سه سال در تبریز زیست. در این شهر، در مدرسههای رشدیه و فردوسی درس خواند. اندکی بعد به تهران آمد. سالهای دوم تا پنجم متوسطه را در رشته طبیعی، در دبیرستان فیروز بهرام گذراند. سال ششم را در دبیرستان البرز سپری کرد. شاگرد مهدی مجتهدی، یداله سحابی، رضا جودت، ذبیحاله صفا، محمود بهزاد، عبداله شیبانی و محمدحسین مشایخ فریدنی بود.
او از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۱ چندماهی در رشته فیزیک دانشگاه تهران و چندسالی در رشته علوم طبیعی دانشگاههای تولوز و پاریس درس خواند اما همه آنها نیمهکاره ماند زیرا علاقه به شعر و ادب، مسائل فکری و ادبی و گشتوگذار آزاد در زمینههای فلسفه و هنر و ادبیات، او را از انضباط و نظم درسخواندن دور کرد. وی در بازگشت، در رشته زبان و ادبیات فرانسوی دانشگاه تهران تحصیل کرد و دوره لیسانس را به پایان برد. عیسی سپهبدی، موسی بروخیم، خانم شیبانی، خانم پاکروان و خانم اندریو استادان این رشته بودند. درس ادبیات فارسی آنها هم بر عهده پرویز خانلری بود.
وی از سال ۱۳۲۵ تا مدتی به کارهای گونهگونی پرداخت. در دبیرستانها انگلیسی درس داد. چندی هم مسئول آزمایشگاه دبیرستان ایرانشهر بود. زمانی هم در موزه مردمشناسی وزارت فرهنگ به کار پرداخت؛ چون دورهٔ مردمشناسی را، در موزه مردمشناسی پاریس گذرانده بود. سرانجام به کار در شرکت فرانسوی آنتروپوز مشغول شد. با استفاده از بورس این شرکت، یک دوره اقتصاد نفت را در پاریس به پایان برد. کار اداری رسمی را در شرکت نفت و شرکت پتروشیمی پی گرفت و سال ۱۳۵۹ بازنشسته شد.
علاقه به شعر و ادب، فلسفه و عرفان، زندگی در محیط فرهنگی خاندان هدایت، گفتگو با داییاش صادق هدایت و تأثیرپذیری از او و اقامت پنجساله دوره جوانی در فرانسه، پیوندهایی میان جلالی و نوشتن به وجود آورد. او گاهی به فارسی و گاهی به فرانسوی مینوشت اما آنها را جدی نمیگرفت. اما پس از اینکه به ایران بازگشت و توانست با فراغ بیشتری بخواند و بیندیشد و بنویسد، تأملهای شاعرانهاش نظم گرفت.
او از آغاز دهه ۴۰ این تأملها را به نشر سپرد. سرودههایش در مجموع با تلقی مثبت و گشاده رویانهای از اهل ادب معاصر روبهرو شد. هرچند شعرهایش همه سپید بود و به نسبت هم نسلانش تا حدی دیر به آنها پرداخت.
«روزها»، «دل ما و جهان»، «رنگ آبها»، «آب و آفتاب»، «روزانهها» و نیز دو گزینه اشعار: «بازی نور» و «درباره شعر» کتابهایی هستند که در زمان حیاتش به چاپ رسید.
جلالی ازدواج نکرد. زندگیاش در سکوت و با آرامش و تلألویی خاص ادامه داشت.
چند روزی پس از نیمه آذر ماه سال ۱۳۷۸ دچار سکته مغزی شد. اندکی بیش از یک ماه را در اغما گذراند و در ۷۲ سالگی درگذشت و در قطعه ۹ بهشتزهرا به خاک سپرده شد.
بعد از درگذشتش مجموعه بسیار زیادی از اشعار او که تا آن زمان چاپ نشده بود به همت برادرش مهرداد جلالی و انتشارات مروارید به چاپ رسید.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱ آذر زادروز #بیژن_جلالی
( زاده ۱ آذر ۱۳۰۶ تهران -- درگذشته ۲۴ دی ۱۳۷۸ تهران) شاعر
بیژن جلالی از خانوادهای در اصل تفرشی بودند. پدربزرگش شمسالدین جلالی (فطنالملک) بود و در اواخر دوره پهلوی اول در وزارت داخله و وزارت دارایی مشاغل مهمی را بر عهده داشت. خانواده مادری جلالی از خاندان قدیمی هدایت به شمار میرفتند. سرسلسله این خاندان در دوره قاجار، رضاقلیخان هدایت است. رگه فرهنگی خاندان هدایت، در یکی از پسران او یعنی نیرالملک تداوم یافت: اعتضادالملک، پدر عیسی، محمود و صادق هدایت، فرزند نیرالملک بود. اعتضادالملک، پدر بزرگ مادری جلالی است.
بیژن همراه پدر، در مأموریت اداریاش، مدتی در شمشک و سه سال در تبریز زیست. در این شهر، در مدرسههای رشدیه و فردوسی درس خواند. اندکی بعد به تهران آمد. سالهای دوم تا پنجم متوسطه را در رشته طبیعی، در دبیرستان فیروز بهرام گذراند. سال ششم را در دبیرستان البرز سپری کرد. شاگرد مهدی مجتهدی، یداله سحابی، رضا جودت، ذبیحاله صفا، محمود بهزاد، عبداله شیبانی و محمدحسین مشایخ فریدنی بود.
او از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۱ چندماهی در رشته فیزیک دانشگاه تهران و چندسالی در رشته علوم طبیعی دانشگاههای تولوز و پاریس درس خواند اما همه آنها نیمهکاره ماند زیرا علاقه به شعر و ادب، مسائل فکری و ادبی و گشتوگذار آزاد در زمینههای فلسفه و هنر و ادبیات، او را از انضباط و نظم درسخواندن دور کرد. وی در بازگشت، در رشته زبان و ادبیات فرانسوی دانشگاه تهران تحصیل کرد و دوره لیسانس را به پایان برد. عیسی سپهبدی، موسی بروخیم، خانم شیبانی، خانم پاکروان و خانم اندریو استادان این رشته بودند. درس ادبیات فارسی آنها هم بر عهده پرویز خانلری بود.
وی از سال ۱۳۲۵ تا مدتی به کارهای گونهگونی پرداخت. در دبیرستانها انگلیسی درس داد. چندی هم مسئول آزمایشگاه دبیرستان ایرانشهر بود. زمانی هم در موزه مردمشناسی وزارت فرهنگ به کار پرداخت؛ چون دورهٔ مردمشناسی را، در موزه مردمشناسی پاریس گذرانده بود. سرانجام به کار در شرکت فرانسوی آنتروپوز مشغول شد. با استفاده از بورس این شرکت، یک دوره اقتصاد نفت را در پاریس به پایان برد. کار اداری رسمی را در شرکت نفت و شرکت پتروشیمی پی گرفت و سال ۱۳۵۹ بازنشسته شد.
علاقه به شعر و ادب، فلسفه و عرفان، زندگی در محیط فرهنگی خاندان هدایت، گفتگو با داییاش صادق هدایت و تأثیرپذیری از او و اقامت پنجساله دوره جوانی در فرانسه، پیوندهایی میان جلالی و نوشتن به وجود آورد. او گاهی به فارسی و گاهی به فرانسوی مینوشت اما آنها را جدی نمیگرفت. اما پس از اینکه به ایران بازگشت و توانست با فراغ بیشتری بخواند و بیندیشد و بنویسد، تأملهای شاعرانهاش نظم گرفت.
او از آغاز دهه ۴۰ این تأملها را به نشر سپرد. سرودههایش در مجموع با تلقی مثبت و گشاده رویانهای از اهل ادب معاصر روبهرو شد. هرچند شعرهایش همه سپید بود و به نسبت هم نسلانش تا حدی دیر به آنها پرداخت.
«روزها»، «دل ما و جهان»، «رنگ آبها»، «آب و آفتاب»، «روزانهها» و نیز دو گزینه اشعار: «بازی نور» و «درباره شعر» کتابهایی هستند که در زمان حیاتش به چاپ رسید.
جلالی ازدواج نکرد. زندگیاش در سکوت و با آرامش و تلألویی خاص ادامه داشت.
چند روزی پس از نیمه آذر ماه سال ۱۳۷۸ دچار سکته مغزی شد. اندکی بیش از یک ماه را در اغما گذراند و در ۷۲ سالگی درگذشت و در قطعه ۹ بهشتزهرا به خاک سپرده شد.
بعد از درگذشتش مجموعه بسیار زیادی از اشعار او که تا آن زمان چاپ نشده بود به همت برادرش مهرداد جلالی و انتشارات مروارید به چاپ رسید.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۴ دی سالروز درگذشت #بیژن_جلالی
( زاده ۱ آذر ۱۳۰۶ تهران -- درگذشته ۲۴ دی ۱۳۷۸ تهران) شاعر
بیژن جلالی از خانوادهای در اصل تفرشی بودند. پدربزرگش شمسالدین جلالی (فطنالملک) بود و در اواخر دوره پهلوی اول در وزارت داخله و وزارت دارایی مشاغل مهمی را بر عهده داشت. خانواده مادری جلالی از خاندان قدیمی هدایت به شمار میرفتند. سرسلسله این خاندان در دوره قاجار، رضاقلیخان هدایت است. رگه فرهنگی خاندان هدایت، در یکی از پسران او یعنی نیرالملک تداوم یافت: اعتضادالملک، پدر عیسی، محمود و صادق هدایت، فرزند نیرالملک بود. اعتضادالملک، پدر بزرگ مادری جلالی است.
بیژن همراه پدر، در مأموریت اداریاش، مدتی در شمشک و سه سال در تبریز زیست. در این شهر، در مدرسههای رشدیه و فردوسی درس خواند. اندکی بعد به تهران آمد. سالهای دوم تا پنجم متوسطه را در رشته طبیعی، در دبیرستان فیروز بهرام گذراند. سال ششم را در دبیرستان البرز سپری کرد. شاگرد مهدی مجتهدی، یداله سحابی، رضا جودت، ذبیحاله صفا، محمود بهزاد، عبداله شیبانی و محمدحسین مشایخ فریدنی بود.
او از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۱ چندماهی در رشته فیزیک دانشگاه تهران و چندسالی در رشته علوم طبیعی دانشگاههای تولوز و پاریس درس خواند اما همه آنها نیمهکاره ماند زیرا علاقه به شعر و ادب، مسائل فکری و ادبی و گشتوگذار آزاد در زمینههای فلسفه و هنر و ادبیات، او را از انضباط و نظم درسخواندن دور کرد. وی در بازگشت، در رشته زبان و ادبیات فرانسوی دانشگاه تهران تحصیل کرد و دوره لیسانس را به پایان برد. عیسی سپهبدی، موسی بروخیم، خانم شیبانی، خانم پاکروان و خانم اندریو استادان این رشته بودند. درس ادبیات فارسی آنها هم بر عهده پرویز خانلری بود.
وی از سال ۱۳۲۵ تا مدتی به کارهای گونهگونی پرداخت. در دبیرستانها انگلیسی درس داد. چندی هم مسئول آزمایشگاه دبیرستان ایرانشهر بود. زمانی هم در موزه مردمشناسی وزارت فرهنگ به کار پرداخت؛ چون دورهٔ مردمشناسی را، در موزه مردمشناسی پاریس گذرانده بود. سرانجام به کار در شرکت فرانسوی آنتروپوز مشغول شد. با استفاده از بورس این شرکت، یک دوره اقتصاد نفت را در پاریس به پایان برد. کار اداری رسمی را در شرکت نفت و شرکت پتروشیمی پی گرفت و سال ۱۳۵۹ بازنشسته شد.
علاقه به شعر و ادب، فلسفه و عرفان، زندگی در محیط فرهنگی خاندان هدایت، گفتگو با داییاش صادق هدایت و تأثیرپذیری از او و اقامت پنجساله دوره جوانی در فرانسه، پیوندهایی میان جلالی و نوشتن به وجود آورد. او گاهی به فارسی و گاهی به فرانسوی مینوشت اما آنها را جدی نمیگرفت. اما پس از اینکه به ایران بازگشت و توانست با فراغ بیشتری بخواند و بیندیشد و بنویسد، تأملهای شاعرانهاش نظم گرفت.
او از آغاز دهه ۴۰ این تأملها را به نشر سپرد. سرودههایش در مجموع با تلقی مثبت و گشاده رویانهای از اهل ادب معاصر روبهرو شد. هرچند شعرهایش همه سپید بود و به نسبت هم نسلانش تا حدی دیر به آنها پرداخت.
«روزها»، «دل ما و جهان»، «رنگ آبها»، «آب و آفتاب»، «روزانهها» و نیز دو گزینه اشعار: «بازی نور» و «درباره شعر» کتابهایی هستند که در زمان حیاتش به چاپ رسید.
جلالی ازدواج نکرد. زندگیاش در سکوت و با آرامش و تلألویی خاص ادامه داشت.
چند روزی پس از نیمه آذر ماه سال ۱۳۷۸ دچار سکته مغزی شد. اندکی بیش از یک ماه را در اغما گذراند و در ۷۲ سالگی درگذشت و در قطعه ۹ بهشتزهرا به خاک سپرده شد.
بعد از درگذشتش مجموعه بسیار زیادی از اشعار او که تا آن زمان چاپ نشده بود به همت برادرش مهرداد جلالی و انتشارات مروارید به چاپ رسید.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۴ دی سالروز درگذشت #بیژن_جلالی
( زاده ۱ آذر ۱۳۰۶ تهران -- درگذشته ۲۴ دی ۱۳۷۸ تهران) شاعر
بیژن جلالی از خانوادهای در اصل تفرشی بودند. پدربزرگش شمسالدین جلالی (فطنالملک) بود و در اواخر دوره پهلوی اول در وزارت داخله و وزارت دارایی مشاغل مهمی را بر عهده داشت. خانواده مادری جلالی از خاندان قدیمی هدایت به شمار میرفتند. سرسلسله این خاندان در دوره قاجار، رضاقلیخان هدایت است. رگه فرهنگی خاندان هدایت، در یکی از پسران او یعنی نیرالملک تداوم یافت: اعتضادالملک، پدر عیسی، محمود و صادق هدایت، فرزند نیرالملک بود. اعتضادالملک، پدر بزرگ مادری جلالی است.
بیژن همراه پدر، در مأموریت اداریاش، مدتی در شمشک و سه سال در تبریز زیست. در این شهر، در مدرسههای رشدیه و فردوسی درس خواند. اندکی بعد به تهران آمد. سالهای دوم تا پنجم متوسطه را در رشته طبیعی، در دبیرستان فیروز بهرام گذراند. سال ششم را در دبیرستان البرز سپری کرد. شاگرد مهدی مجتهدی، یداله سحابی، رضا جودت، ذبیحاله صفا، محمود بهزاد، عبداله شیبانی و محمدحسین مشایخ فریدنی بود.
او از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۱ چندماهی در رشته فیزیک دانشگاه تهران و چندسالی در رشته علوم طبیعی دانشگاههای تولوز و پاریس درس خواند اما همه آنها نیمهکاره ماند زیرا علاقه به شعر و ادب، مسائل فکری و ادبی و گشتوگذار آزاد در زمینههای فلسفه و هنر و ادبیات، او را از انضباط و نظم درسخواندن دور کرد. وی در بازگشت، در رشته زبان و ادبیات فرانسوی دانشگاه تهران تحصیل کرد و دوره لیسانس را به پایان برد. عیسی سپهبدی، موسی بروخیم، خانم شیبانی، خانم پاکروان و خانم اندریو استادان این رشته بودند. درس ادبیات فارسی آنها هم بر عهده پرویز خانلری بود.
وی از سال ۱۳۲۵ تا مدتی به کارهای گونهگونی پرداخت. در دبیرستانها انگلیسی درس داد. چندی هم مسئول آزمایشگاه دبیرستان ایرانشهر بود. زمانی هم در موزه مردمشناسی وزارت فرهنگ به کار پرداخت؛ چون دورهٔ مردمشناسی را، در موزه مردمشناسی پاریس گذرانده بود. سرانجام به کار در شرکت فرانسوی آنتروپوز مشغول شد. با استفاده از بورس این شرکت، یک دوره اقتصاد نفت را در پاریس به پایان برد. کار اداری رسمی را در شرکت نفت و شرکت پتروشیمی پی گرفت و سال ۱۳۵۹ بازنشسته شد.
علاقه به شعر و ادب، فلسفه و عرفان، زندگی در محیط فرهنگی خاندان هدایت، گفتگو با داییاش صادق هدایت و تأثیرپذیری از او و اقامت پنجساله دوره جوانی در فرانسه، پیوندهایی میان جلالی و نوشتن به وجود آورد. او گاهی به فارسی و گاهی به فرانسوی مینوشت اما آنها را جدی نمیگرفت. اما پس از اینکه به ایران بازگشت و توانست با فراغ بیشتری بخواند و بیندیشد و بنویسد، تأملهای شاعرانهاش نظم گرفت.
او از آغاز دهه ۴۰ این تأملها را به نشر سپرد. سرودههایش در مجموع با تلقی مثبت و گشاده رویانهای از اهل ادب معاصر روبهرو شد. هرچند شعرهایش همه سپید بود و به نسبت هم نسلانش تا حدی دیر به آنها پرداخت.
«روزها»، «دل ما و جهان»، «رنگ آبها»، «آب و آفتاب»، «روزانهها» و نیز دو گزینه اشعار: «بازی نور» و «درباره شعر» کتابهایی هستند که در زمان حیاتش به چاپ رسید.
جلالی ازدواج نکرد. زندگیاش در سکوت و با آرامش و تلألویی خاص ادامه داشت.
چند روزی پس از نیمه آذر ماه سال ۱۳۷۸ دچار سکته مغزی شد. اندکی بیش از یک ماه را در اغما گذراند و در ۷۲ سالگی درگذشت و در قطعه ۹ بهشتزهرا به خاک سپرده شد.
بعد از درگذشتش مجموعه بسیار زیادی از اشعار او که تا آن زمان چاپ نشده بود به همت برادرش مهرداد جلالی و انتشارات مروارید به چاپ رسید.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity