🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #تنهایی

تنهایی این نیست که دوستی نداشته باشی و از شهر و دیارت دور افتاده باشی و نه خانواده ای و نه قوم و خویشی و نه آشنا و نه همصحبت و نه همزبانی.

تنهایی این است که وقتی همه دروغ می گویند، تو راست بگویی.
تنهایی این است که وقتی همه هزار چهره دارند، تو یک چهره داشته باشی.
تنهایی این است وقتی همه خیانت می کنند، تو وفادار باشی.
تنهایی این است که وقتی همه چاپلوسند، تو متملق نباشی.
تنهایی این است که وقتی همه از کج می روند، تو از راست بروی.
تنهایی این است که وقتی همه بر بد بودن اصرار دارند، تو بر خوب بودن پای بفشاری.
تنهایی این است که انسان باشی.

و چه تنهایی باشکوهی است انسان بودن.
تنها بمان که این تنهایی هزار بار می ارزد به اینکه یکی باشی همچون دیگران.

#عرفان_نظرآهاری

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🔴#نه این انصاف نیست که دنیا آنقدر کوچک باشد که آدم‌های تکراری را روزی هزار بار ببینی، و در عین حال آنقدر بزرگ باشد که نتوانی آن کس را که دلت می‌خواهد، حتی یک بار هم، ببینی!

📚 #تنهایی_پر_هیاهو
👤 #بهومیل_هرابال
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#نه این انصاف نیست که دنیا آنقدر کوچک باشد که آدم‌های تکراری را روزی هزار بار ببینی، و در عین حال آنقدر بزرگ باشد که نتوانی آن کس را که دلت می‌خواهد، حتی یک بار هم، ببینی!

📚 #تنهایی_پر_هیاهو
👤 #بهومیل_هرابال
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#تنهایی تان را با کسی قسمت کنید که سال ها بعدشما را
"همان گونه " که هستید دوست بدارد
با موی سپیدتان ؛
شیار زیر چشمتان ،
و لرزش دستانتان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#موزیک_ویدئو
نه، این انصاف نیست!
انصاف نیست دنیا آنقدر کوچک باشد که آدم‌های تکراری را روزی هزاربار ببینی...
و در عین‌حال آنقدر بزرگ باشد
که نتوانی آن‌کسی را که دلت می‌خواهد،
حتی یک‌بار ببینی!


📙 #تنهایی_پرهیاهو
✍️ #بهومیل_هرابال

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#تنهایی آدم‌ها بزرگ است، خیلی بزرگ...
شایدم به وسعت یک دریاست!
اما برای پر کردنش، یک لیوان محبت کافی‌ست...!


#گابریل_گارسیا_مارکز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
Audio
🔴#تنهایی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#تنهایی


همه انسان‌ها در لحظاتی از زندگیشان خود را تنها احساس می‌كنند و تنها هم هستند. زیستن یعنی جدا شدن از آن چه بودیم برای رسیدن به آن چه در آینده مرموز خواهیم بود.

تنهایی عمیق‌ترین واقعیت در وضع بشری است. انسان یگانه موجودی است كه می‌داند تنهاست و یگانه موجودی است كه در پی یافتن دیگری است.

طبیعت او، اگر بتوان این كلمه را در مورد بشر به كار برد كه با «نه» گفتن به طبیعت خود را «ساخته» است، میل و عطش تحقق بخشیدن خویش در دیگری را در خود نهفته دارد. انسان خود دردِ غربت و بازجستن روزگارِ وصل است. بنابراین آنگاه كه او از خویشتن آگاه است از نبود آن دیگری، یعنی از تنهایی‌اش نیز آگاه است.

جنین با دنیای پیرامون خود یكی است؛ زندگی ناب خام است، نا‌آگاه از خویشتن. وقتی كه زاده می‌شویم رشته‌هایی را می‌گسلیم كه ما را به زندگی كور در زهدان مادر، جایی كه فاصله‌ای میان خواستن و ارضا نیست، پیوند می‌داد. ما این تغییر را چون جدایی و از دست دادن،چون وانهادگی، چون هبوط به دنیایی غریبه و خصم در می‌یابیم. بعدها این حس بدوی از دست دادن تبدیل به احساس تنهایی می‌شود، و باز بعد‌تر تبدیل به آگاهی: ما محكوم هستیم كه تنها زندگی كنیم، اما محكوم بدان نیز هستیم كه از تنهایی خویش در‌گذریم و پیوندهایی را كه ما را با زندگی در گذشته‌ای بهشتی مربوط می‌ساخت، دوباره برقرار كنیم.

ما همه نیرو‌هایمان را به كار می‌گیریم تا از بندِ تنهایی رها شویم. برای همین احساس تنهایی ما اهمیت و معنایی دوگانه دارد: از سویی آگاهی بر خویشتن است، و از سوی دیگر آرزوی گریز از خویشتن.

تنهایی، این وضع محتوم زندگی ما، در نظر ما نوعی آزمایش و تطهیر است كه در پایان آن بی‌ثباتی ما محو می‌شود. به هنگام خروج از هزارتوی تنهایی،به وصل (كه آسودن و شادی است) به كمال و هماهنگی با دنیا می‌رسیم. در زبانِ رایج این دوگانگی با یكسان شمرده شدنِ تنهایی و رنج انعكاس می‌یابد. درد عشق همان درد تنهایی است. آمیزش و تنهایی مخالف هم و مكمل هم هستند.


▫️دیالکتیک تنهایی
▫️▫️اکتاویو پاز

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#تنهایی
این نیست که توی اتاقت موسیقی گوش بدی، کتاب بخونی یا دست هات رو توی جیبت فرو کنی و تنها کنار یه بلوار قدم بزنی. تنهایی زمانی اتفاق می افته که نتونی از دست خودت فرار کنی.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#تنهایی، چه از نظر منطقی چه از نظر تجربی، ربطی به تنها بودن ندارد. آنچه درباره تنهایی مهم است شمار افرادی نیست که دوروبر آدم هستند، بلکه احساسی است که فرد از رابطه‌اش با دیگران دارد...


#لارس_اسونسن

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#شعر_جهان

#تنهایی

خاطره‌ای‌ست که عذابت می‌دهد هر روز
خاطره‌ای که هجوم می‌آورد وقتی چشم‌ها را می‌بندی

تنهایی
عقربه‌های ساعتی‌ست‌ که تکان نخورده‌اند وقتی چشم باز می‌کنی

تنهایی
انتظارکشیدن توست وقتی تو نیستی
وقتی تو رفته‌ای از این خانه
وقتی تلفن زنگ میزند اما غریبه ای
سراغ دیگری را میگیرد
وقتی
در این شیشه ای که به شب می رسد
خودت را می بینی هر شب

#دریتا_کومو

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه

کتاب را به سینه فشردم....
و کتاب با تمام سردی جلدش مرا گرم کرد

📙#تنهایی_پر_هیاهو
✍🏼#بهومیل_هرابال

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#دیالوگ_برتر

حمید: خب من واقعاً ازت ممنونم.
ناهید: به خاطر چی ممنونی؟
حمید: به خاطر چیزهای خیلی کوچیک. به خاطر اینکه یادت بود من این رستوران رو خیلی دوست دارم، یادت بود بهترین غذایی که دوست دارم باقالی‌پلو با ماهیچه‌اس، یادت بود با غذام فلفل می‌خورم، بعد غذام حتما خلال دندون برمی‌دارم؛ حتی یادت بود از صدای خیار تو سالاد بدم میاد. ازت ممنونم به خاطر همه چیزهای کوچیک که برای آدمای دیگه اهمیتی نداره.
ناهید: از همه اینا چه نتیجه‌ای می‌گیری؟
حمید: اینکه هنوز دوستم داری.

#تنهایی (۱۳۸۶)

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#دیالوگ_برتر

حمید: خب من واقعاً ازت ممنونم.
ناهید: به خاطر چی ممنونی؟
حمید: به خاطر چیزهای خیلی کوچیک. به خاطر اینکه یادت بود من این رستوران رو خیلی دوست دارم، یادت بود بهترین غذایی که دوست دارم باقالی‌پلو با ماهیچه‌اس، یادت بود با غذام فلفل می‌خورم، بعد غذام حتما خلال دندون برمی‌دارم؛ حتی یادت بود از صدای خیار تو سالاد بدم میاد. ازت ممنونم به خاطر همه چیزهای کوچیک که برای آدمای دیگه اهمیتی نداره.
ناهید: از همه اینا چه نتیجه‌ای می‌گیری؟
حمید: اینکه هنوز دوستم داری.

#تنهایی (۱۳۸۶)

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

انصاف نیست
دنیا آنقدر کوچک باشد
که آدم های تکراری را روزی هزار بار ببینی
و آنقدر بزرگ باشد
که نتوانی آن کس را که دلت می خواهد
حتی یک بار ببینی!

📙 #تنهایی_پر_هیاهو
✍️ #بهومیل_هرابال

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
tanhaie_por_hayahu.pdf
1.6 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#معرفی_کتاب

#تنهایی_پر_هیاهو
Bohumil Hrabal
۲۸ مارس ۱۹۱۴ _ ۳ فوریه ۱۹۹۷

بُهومیل هرابال در ادبیات قرن بیستم چهره‌ای تک‌افتاده و تا حدی "ناجور" به شمار می‌رود. خلاقیت ادبی و "فعالیت روشنفکری" او را نمی‌توان با معیارهای شناخته‌شده سنجید. در بیشتر سالهای زندگی آثار کمی منتشر کرد و در گمنامی زیست، هرچند امروزه در سراسر جهان، از جمله در ایران، از برجسته‌ترین نمایندگان ادبیات مدرن چک به شمار می‌رود.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
La Soledad
Pablo Milanes
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#موسیقی_ملل 🎶🇨🇺

#تنهایی

Pablo Milanés
24 February 1943

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه

#تنهایی
دل‌‌سپردن به کسی‌ است که دوستت نمی‌‌دارد..

#‌دریتا_کومو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

هرگز مطرود نیستم، فقط جسماً تنها هستم، تا بتوانم در تنهایی‌ای به‌ سر ببرم که ساکنانش اندیشه‌ها هستند، چون‌ که من یک آدم بی‌کله‌ی ازلی، ابدی هستم و انگار که ازل و ابد از آدم‌هایی مثل من چندان بدشان نمی‌آید.


📚 #تنهایی_پر_هیاهو
✍🏻 #بهو_میل_هرابال

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم

"موسولینی" وقتی در ایتالیا به قدرت رسید همچون رهبری فرهمند، با آغوش بازِ مردم روبرو شد. در آن سال‌های نخستِ حکومتش «قهرمان ملی» ایتالیایی‌ها بود و «بهترین شمشیرزن و سوارکار »ایتالیا و«مردترین مرد» ایتالیا و.
همه ایتالیایی‌ها گوش به فرمان او بودند. اما به تدریج ستاره بخت دیکتاتور غروب کرد و پس از بیست سال حکومتِ جابرانه عاقبت مجبور به فرار شد. با این حال حتی در آخرین روزهای حکومتش باورش شده بود که مردم ایتالیا یکپارچه پشت سرش هستند. "موسولینی" در دسامبر هزارونهصدوچهل‌وچهار از پایتخت به شمال ایتالیا فرار کرد. او در صدد این بود به نحوی جان خودش را از دست مردم و نیروهای متفقین نجات دهد. او طی فرار، گذارش به شهر شمالی میلان افتاد. مردم شهر که از حضور ناگهانی "موسولینی" مطلع شده بودند دور ماشینش جمع شدند. شمار جمعیت به ده‌ها هزار نفر بالغ می‌شد. آن‌ها به هر دلیلی شروع کردند به شعار دادن به نفع "موسولینی"(رفتار مردم بعضی وقت‌ها غیرقابل پیشبینی و گول‌زننده است).

حاکم فراری ایتالیا باورش نمی‌شد که در اوج فرار و سقوط با چنین واکنش پرشوری روبرو شود. او چند ساعت بعد به همسرش گفت: "من بیست سال در این مملکت حکومت کردم اما هرگز چنین استقبال پرشوری را تجربه نکرده بودم. تشویق‌ها به قدری کوبنده بود که دیوارها به لرزه درآمده بود. حس فوق العاده‌ای بود. روی صندلی ماشین ایستاده بودم و به فریادهای اعلام وفاداری آن‌ها گوش می‌دادم...." "موسولینی" تا چند روز باورش شده بود که مردم ایتالیا یکپارچه حامی خودش و رژیمش هستند. اما همه این‌ها توهم بود. درست است که میلانی‌ها از دیدن رهبر فراری کشورشان ذوق زده شده بودند و فریاد دوچه دوچه سر داده بودند اما دیکتاتور عملاً هیچ طرفداری نداشت. دو سه ماه بعد از تظاهرات میلان، "موسولینی" امیدوار بود که لشکر انبوه پیراهن سیاهانش به کمک او بیایند. او از همه طرفدارانش خواسته بود که به نقطه ای در شمال کشور بیایند تا همراه او با دشمن بجنگند. تعداد پیراهن سیاهان(بسیجی‌های شبه‌مسلح) به بیش از چهار میلیون تن بالغ می‌شد تا آنجا که در هر روستا و ده‌کوره ایتالیا یکی دو پایگاه داشتند. اما این مربوط به دورانی می‌شد که دیکتاتور در قدرت بود .....

"موسولینی" از دستیارش "پاوولینی" پرسید: "چند نفر آمده اند؟"
"پاوولینی" سکوت کرد.
"موسولینی":"میگم چند نفر از پیراهن سیاهان آمده اند؟"
"پاوولینی": "قربان فقط دوازده نفر"


#تنهایی_دیکتاتور
#موسولینی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity