🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_نویسنده

#جان_مکسول_کوتسی


جان مکسول کوتسی در فوریه سال ۱۹۴۰ میلادی در جنوب آفریقا به دنیا آمد. وی در استرالیا زندگی می‌کند، در سال ۲۰۰۳ میلادی توانست جایزه ادبی نوبل را از آن خود کند.
کوتسی داستان خود را به سبک داستان‌های مهیج قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ آغاز می‌کند. زنی با یک قایق شکسته به جزیره‌ای بی‌نام و نشان در میان اقیانوس می‌رسد. زنی که داستان در ادامه روایت می‌کند که به دنبال دختر گم کرده خود از انگلستان به برزیل سفر کرده و در راه بازگشت پس از اینکه کشتی به تصرف دزدان دریایی در می‌آید به دریا انداخته شده و در نهایت نیز به جزیره‌ای که تنها در آن دو انسان ساکن هستند، می‌رسد. داستان در ادامه با توصیف جزیره و دو ساکن آن شامل یک سیاهپوست که قادر به تکلم نیست و فردی به نام کروزو که ارباب اوست، ادامه پیدا می‌کند. کوتسی در این بخش از رمان خود مانند نویسنده‌ای هوشمند که اقتضا خلق این نوع از داستان‌ها را به خوبی فرا گرفته است، با جملاتی کوتاه و توصیفات فراوان از منطقه وقوع داستان خواننده خود را با داستانی هیجان انگیز روبرو می‌کند، اما درست در اوج این هیجان، کشتی‌ای پیدا می‌شود و این سه انسان جزیره‌نشین را به سمت تمدن و مردم حرکت می‌دهد و شاهکار کوتسی در خلق رمان «آقای فو» از اینجا به بعد شکل تازه‌ای به خود می‌گیرد. شخصیت‌های رمان کوتسی پس از بازگشت آنها به شهر و دور شدن از جزیره‌نشینی که در آنها تنها رقابت با طبیعت معنی دارد و نه انسان، هر یک کنایه‌وار گوشه‌ای از شرایط حاکم بر دوران تبعیض نژادی را به رخ می‌کشند و سرگذشت آنها بازتابی است از گوشه گوشه جامعه‌ای که کوتسی درصدد انتقاد از آن است.
خلق صحنه‌هایی همچون آوارگی زن در بازگشت به کشورش و تلاش ناکام او در نگارش داستان زندگی‌اش در جزیره برای کسب درآمد، خیابان خوابی او و نگاه طماع مردان به وی در کنار حضور تامل برانگیز «فرآیدی» مرد سیاه پوست و زبان بریده‌ای که با وی از جزیره به انگلستان آمده و طمع بسیاری از مردم را برای تصاحب و فروش وی به عنوان برده برای کسب درآمد تنها بخشی از متن زیبایی‌ است که کوتسی در اولین شکل از روایت خود در «آقای فو» آن را به وجود می‌آورد. اما در کنار آن، شخصیت‌پردازی راویان و خلق واگویه‌های درونی از سوی آنها نیز از دیگر موفقیت‌های کوتسی در این رمان است.
نویسنده در ادامه داستانش و روایت زندگی و آوارگی زن و مرد سیاهپوست همراه خود را به زبان نامه‌هایی که وی برای فردی به نام «فو» که قرار است رمانی بر اساس زندگی وی بنویسد، به پیش چشم مخاطبانش می‌آورد، نامه‌هایی که شامل بارزترین نقطه‌نظرهای نویسنده درباره جامعه پیرامونی خود است. در کنار آن انتخاب این سبک از نگارش با توجه به سال نگارش رمان و تلاش نویسنده در انتخاب زبان کنایه‌گونه در اثرش و دور شدن از موضعگیری صریح و رودررو در نوع خود قابل تحسین است. در زمان انتشار رمان «آقای فو» برخی از منتقدان اذعان داشتند که نویسنده در این رمان به موضوع پیوستگی قدرت و زبان و در حقیقت ایجاد امکان سخن گفتن برای مظلوم متمرکز شده است، اما نویسنده این مهم را با شیوه‌ای معماگونه و به دور از فضای سیاسی موجود در زمانه خود نوشته است و شاید از این حیث برای وی نقطه ضعف به شمار آید.
اما کوتسی در پایان‌بندی رمان خود به نوعی نشان می‌دهد که وی در آقای فو به چیزی بیش از قواعد مرسوم سیاسی و اجتماعی در زمانه خود برای نوشتن این ماجرا دسترسی داشته است. خود وی در اظهار نظری درباره اینکه چرا داستانش را بر اساس رمان رابینسون کروزوئه که داستانی با حضور و نقش کمرنگ زنان شکل گرفته، نوشته است، می‌گوید: میان سخن گفتن و سکوت همواره راه سومی وجود دارد و آن ادبیات است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity