🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#جدیدترین مصاحبه #علیاحضرت-#فرح- پهلوی درود بر شما و درود به هم میهنان داخل و خارج از ایران.
بسیار سپاسگزارم شهبانو. ابتدا اگر موافق باشید از روزها و ماههای پیش از انقلاب آغاز کنیم. نخستین سؤالم این است که از چه زمانی در دربار احساس شد که وضعیت کشور بحرانی شده.
تا آن جایی که به یادم هست، اعلیحضرت از دکترهای فرانسوی شان پرسیده بودند که آیا دو سال به ایشان وقت می دهند یا نه و دکترها هم البته گفته بودند بله، و این به دلیل این بود که میخواستند در این موقع، فضای باز سیاسی را اعلام کنند، و به فکر این [بودند] که فرزندشان بایستی حتماً در یک فضای مملکت دموکراتیک پادشاهی کند.
منتهی متأسفانه در نهایت تأسف، عدهای از روشنفکران و متعصبین و گروههای مخالف که خیلی متشکل بودند، از این روند استفاده کردند و دروغپردازی و پخش اخبار نادرست کردند، و نتیجه آن شد که دیدیم. و این، فکر میکنم در تابستان ۱۳۵۶ دیگر حس شد که چه گرفتاریهایی هست.
بله، همان طوری که اشاره کردید، در آن روزها بسیاری از شخصیتهای کشوری و لشکری و فرهنگی و غیره برای دیدار با شاه به دربار میآمدند. آنها غالباً چه می گفتند، یا چه خواستههایی داشتند؟
من البته خبر نداشتم که چه کسانی را اعلیحضرت هر روز میبینند، ولی بعد که با من راجع به بعضیها صحبت میکردند، بیشتر افراد پیشنهادهای مختلف داشتند، که آن طور که میگفتند پیشنهادهای مختلف و بیشتر مواقع متضاد با هم. بعضیها میگفتند بایستی خیلی محکم گرفت و فلانی را زندانی کرد و اِله کرد و بِله کرد، بعضیها هم میگفتند نه باید آزادی داد و اجازه داد تظاهرات باشد. یک قاطیای از هر دو بود همیشه.
و برخی از شخصیتهای سیاسی و نظامی و فرهنگی هم با شما دیدار میکردند. آیا آنها با شما صادقانه برخورد میکردند؟
فکر میکنم که صادقانه حرفهایشان را میزدند، برای اینکه خب هر کدام نظر خودشان را در زمینههای مختلف، رشتههای مختلف داشتند. بعضیها البته میآمدند وقت زیاد میگرفتند، داستان زندگیشان را تعریف میکردند، ولی با وجود این، پیش من هم یک عدهای میگفتند باید آزاد گذاشت که تظاهرات بکنند، اِله کنند بِله کنند، بعضیها میگفتند نه، باید محکم گرفت و زندانی کرد و... پیش من هم همین جور بود، هر دو جور را میگفتند و البته من اینها را به اعلیحضرت میگفتم موقعی که میدیدمشان.
آیا بیشتر این شخصیتها یا افرادی که به دیدار شما میآمدند، دلشان میخواست و تقاضا میکردند که شاه و شما در ایران بمانید، یا خواستار این بودند که شما برای مدت کوتاهی ایران را ترک کنید؟
البته بعضیها بودند [ولی] راجع به این صحبت نمیکردند. این اواخر بود که اعلیحضرت فکر کردند شاید اگر سفر کنند و آقای بختیار نخستوزیر بود، آرامش برگردد. البته بعضی از نظامیان و بعضیها نمیخواستند که اعلیحضرت بروند، ولی خب اعلیحضرت این تصمیم را گرفته بودند. بیشتر از هر کسی -البته این ربطی به تصمیم اعلیحضرت ندارد، سفیر آمریکا و سفیر انگلیس همین جور منتظر بودند که کی ایشان میروند، موقعی که اعلام کردند ممکن است برای مدتی از ایران بروند بیرون.
و در مورد بیماری شاه. آیا تا زمانی که در ایران بودید، شما متوجه بیماری شده بودید؟ یا ایشان این موضوع را از شما هم پنهان کرده بودند؟
ببینید، فکر میکنم ۱۹۷۷ بود، یعنی ۱۳۵۶ یا ۵۵، من یک سفری داشتم سر راه به یکی از این کشورهای خارج، تنها بودم، دکترهای اعلیحضرت خواستند مرا خیلی محرمانه یک جایی ببینند. که من از سفارت در پاریس خیلی محرمانه یک جایی رفتیم و آن ها به من گفتند که اعلیحضرت یک بیماری خونی لنفاوی دارند به اسم والدنستروم.
این را به من گفتند و البته برای من خیلی دردناک بود، برای اینکه با اعلیحضرت راجع به این موضوع صحبت نکرده بودیم و هر روز میدیدم این مردی که نمیخواست با کسی راجع به بیماری خودش حرف بزند و حتی با من، با چه ارادهای واقعا صبح تا شب فکر ایران و ایرانی بود.
مدتی بعد از ملاقات با اعلیحضرت یک طوری به من گفتند که این گرفتاری را دارند که البته علنی راجع به آن صحبت نمیشد و خب من همیشه سعی میکردم به ایشان بگویم بهترند و خوب میشود و امید بدهم دیگر، ولی وضع آن جور بد نبود در آن موقع.
بله، شهبانو. برخی میگویند که شاه در آن روزهای پیش از خروج از ایران، روحیه مناسبی نداشتند و شما از چند تن از مراجعان خواسته بودید که حرفی نزنند که موجب افسردگی شاه بشود. آیا این موضوع صحت دارد؟
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#جدیدترین مصاحبه #علیاحضرت-#فرح- پهلوی درود بر شما و درود به هم میهنان داخل و خارج از ایران.
بسیار سپاسگزارم شهبانو. ابتدا اگر موافق باشید از روزها و ماههای پیش از انقلاب آغاز کنیم. نخستین سؤالم این است که از چه زمانی در دربار احساس شد که وضعیت کشور بحرانی شده.
تا آن جایی که به یادم هست، اعلیحضرت از دکترهای فرانسوی شان پرسیده بودند که آیا دو سال به ایشان وقت می دهند یا نه و دکترها هم البته گفته بودند بله، و این به دلیل این بود که میخواستند در این موقع، فضای باز سیاسی را اعلام کنند، و به فکر این [بودند] که فرزندشان بایستی حتماً در یک فضای مملکت دموکراتیک پادشاهی کند.
منتهی متأسفانه در نهایت تأسف، عدهای از روشنفکران و متعصبین و گروههای مخالف که خیلی متشکل بودند، از این روند استفاده کردند و دروغپردازی و پخش اخبار نادرست کردند، و نتیجه آن شد که دیدیم. و این، فکر میکنم در تابستان ۱۳۵۶ دیگر حس شد که چه گرفتاریهایی هست.
بله، همان طوری که اشاره کردید، در آن روزها بسیاری از شخصیتهای کشوری و لشکری و فرهنگی و غیره برای دیدار با شاه به دربار میآمدند. آنها غالباً چه می گفتند، یا چه خواستههایی داشتند؟
من البته خبر نداشتم که چه کسانی را اعلیحضرت هر روز میبینند، ولی بعد که با من راجع به بعضیها صحبت میکردند، بیشتر افراد پیشنهادهای مختلف داشتند، که آن طور که میگفتند پیشنهادهای مختلف و بیشتر مواقع متضاد با هم. بعضیها میگفتند بایستی خیلی محکم گرفت و فلانی را زندانی کرد و اِله کرد و بِله کرد، بعضیها هم میگفتند نه باید آزادی داد و اجازه داد تظاهرات باشد. یک قاطیای از هر دو بود همیشه.
و برخی از شخصیتهای سیاسی و نظامی و فرهنگی هم با شما دیدار میکردند. آیا آنها با شما صادقانه برخورد میکردند؟
فکر میکنم که صادقانه حرفهایشان را میزدند، برای اینکه خب هر کدام نظر خودشان را در زمینههای مختلف، رشتههای مختلف داشتند. بعضیها البته میآمدند وقت زیاد میگرفتند، داستان زندگیشان را تعریف میکردند، ولی با وجود این، پیش من هم یک عدهای میگفتند باید آزاد گذاشت که تظاهرات بکنند، اِله کنند بِله کنند، بعضیها میگفتند نه، باید محکم گرفت و زندانی کرد و... پیش من هم همین جور بود، هر دو جور را میگفتند و البته من اینها را به اعلیحضرت میگفتم موقعی که میدیدمشان.
آیا بیشتر این شخصیتها یا افرادی که به دیدار شما میآمدند، دلشان میخواست و تقاضا میکردند که شاه و شما در ایران بمانید، یا خواستار این بودند که شما برای مدت کوتاهی ایران را ترک کنید؟
البته بعضیها بودند [ولی] راجع به این صحبت نمیکردند. این اواخر بود که اعلیحضرت فکر کردند شاید اگر سفر کنند و آقای بختیار نخستوزیر بود، آرامش برگردد. البته بعضی از نظامیان و بعضیها نمیخواستند که اعلیحضرت بروند، ولی خب اعلیحضرت این تصمیم را گرفته بودند. بیشتر از هر کسی -البته این ربطی به تصمیم اعلیحضرت ندارد، سفیر آمریکا و سفیر انگلیس همین جور منتظر بودند که کی ایشان میروند، موقعی که اعلام کردند ممکن است برای مدتی از ایران بروند بیرون.
و در مورد بیماری شاه. آیا تا زمانی که در ایران بودید، شما متوجه بیماری شده بودید؟ یا ایشان این موضوع را از شما هم پنهان کرده بودند؟
ببینید، فکر میکنم ۱۹۷۷ بود، یعنی ۱۳۵۶ یا ۵۵، من یک سفری داشتم سر راه به یکی از این کشورهای خارج، تنها بودم، دکترهای اعلیحضرت خواستند مرا خیلی محرمانه یک جایی ببینند. که من از سفارت در پاریس خیلی محرمانه یک جایی رفتیم و آن ها به من گفتند که اعلیحضرت یک بیماری خونی لنفاوی دارند به اسم والدنستروم.
این را به من گفتند و البته برای من خیلی دردناک بود، برای اینکه با اعلیحضرت راجع به این موضوع صحبت نکرده بودیم و هر روز میدیدم این مردی که نمیخواست با کسی راجع به بیماری خودش حرف بزند و حتی با من، با چه ارادهای واقعا صبح تا شب فکر ایران و ایرانی بود.
مدتی بعد از ملاقات با اعلیحضرت یک طوری به من گفتند که این گرفتاری را دارند که البته علنی راجع به آن صحبت نمیشد و خب من همیشه سعی میکردم به ایشان بگویم بهترند و خوب میشود و امید بدهم دیگر، ولی وضع آن جور بد نبود در آن موقع.
بله، شهبانو. برخی میگویند که شاه در آن روزهای پیش از خروج از ایران، روحیه مناسبی نداشتند و شما از چند تن از مراجعان خواسته بودید که حرفی نزنند که موجب افسردگی شاه بشود. آیا این موضوع صحت دارد؟
🔴#جدیدترین تصویر از گریم تام هاردی در نقش آل کاپون، تبهکار معروف در فیلم «کاپون»
Capone (2020)
این فیلم به کارگردانی جاش ترانک که قرار بود در سینماها اکران شود، به علت شیوع کرونا هفته آینده در سرویسهای اینترنتی آمریکا منتشر خواهد شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
Capone (2020)
این فیلم به کارگردانی جاش ترانک که قرار بود در سینماها اکران شود، به علت شیوع کرونا هفته آینده در سرویسهای اینترنتی آمریکا منتشر خواهد شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity