🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 # حتما_بخوانید
#ناشنیده_ای خواندنی از #تاریخ :
{{{ #گفتگوی_خصوصی #صدام_حسین با #فرح_پهلوی }}}
نوشته ای که در ذیل می آید، گفتگویی است با #سید_حسین_نصر #رئیس_دفتر فرح پهلوی، #نوه_دختری #شیخ_فضل_الله_نوری و #پسر_عمه #نور_الدین_کیانوری #آخرین #دبیر_کل_حزب_توده و #نویسنده_متن #آخرین_سخنرانی #محمد_رضا_پهلوی که حاوی #عذر_خواهی از مردم بود، که بعدها، از این که این متن به او تحمیل شد گله کرد.
#سوال: یکی از #مهم_ترین #سفر_ها #
سفر جنابعالی و ملکه در ابان ۵۷ به کشور #عراق بود اساسا این سفر چگونه شکل گرفت؟
سید حسین نصر: این سفر در واقع برای دیدن #آیت_الله_خوئی بود که ایشان فرمودند من برای شاه پیغامی دارم و خب، خود شاه که نمی توانست برود .......یک روز #شهبانو به من گفت که من برای دو روز دارم میرم عراق شما هم حتما باید بیاید ...... #همراهان سفر کم بودند خود شهبانو و #مادرشان #خانم_دیبا و #خانم_هاشمی نژاد که #مدیر_دفتر_دیبا بود و زن متدینی بود وخود بنده و همسرم و یکی دو تا از این #سپهبد_ها به عراق رفتیم.
سوال: دولت عراق این سفر را رسمی تلقی کرد؟
سید حسین نصر: ما اول فکر کردیم اینطور نیست، ولی دولت عراق یک #مهماندار برای شهبانو تعیین کرد که #وزیر و #همسر_وزیر_بهداری_عراق بود و اصلا قرار نبود تماسی با صدام حسین و این ها گرفته شود .آن نوع #مقدمات_سیاسی اصلا قرار نبود انجام پذیرد .....ما در این #قصر_های ان چنانی نبودیم ولی یک خانه بزرگ مثل یک ویلای بزرگ بود خیلی محترم وخوب بود .....وقتی دست و رویمان را شستیم ویک ذره خستگی در کردیم ان اقای وزیر بهداری به شهبانو گفت که صدام حسین می خواهد شما را ببیند .
سوال:در بدو ورود؟
سید حسین نصر :همان یکی دو ساعت اول شهبانو به من گفتند. منم گفتم باید اجازه شاه را گرفت وهمین جوری که نمیشود .....خلاصه ایشان با شاه صحبت کردند وشاه گفت مانعی ندارد .....ساعت ۴ عصر بود که صدای بوق وکرنا و بساط و اینها بلند شد یک باغی داشت این خانه که خیلی بزرگ ....و ماشین صدام حسین داخل شد
سوال :او امد به جای اینکه شما بروید ؟
سید حسین نصر :او امد بله او امد .....صدام حسین آمد. داخل یک لباس سفید بسیار بسیار شیک وفرنگی پوشیده بود ویک عبای بسیار زیبا رویش بود.از این عباها که اگر ادم بخواهد از بازراچه جده بخرد ۱۰ هزار دلار است ...صدام تنها آمد داخل ......وشهبانو معرفی میکردند به انگلیسی....
سوال :صدام انگلیسی می فهمید ؟
سید حسین نصر :یک مقدار کم می فهمید در حد معرفی کردن مثل مای مادر .....وقتی من را معرفی می کردند من با لهجه عربی گفتم السلام علیکم .صدام شروع کرد به عربی حرف زدن با من وگفت شما میتوانید ترجمه کنید ؟ گفتم یه کمکی بلدم و بله میتوانم ترجمه کنم .....صدام گفت من می خواهم یک حرفهائی بزنم و نباید هیچ #مترجمی باشد ....رفتیم یک اتاق .من وسط نشستم شهبانو یک طرف و صدام هم یک طرف به فاصله ۱۰ سانتی متر .صدام حسین یک قصاب خیلی خوش قیافه بود .صورتش هم خیلی قدرت و جذبه داشت مرد خیلی خیلی قوی ای بود. بدون این قدرت که نمیشد اینهمه ادم کشی کرد. خیلی قوی بود، بزدل نبود اول تعارف و سلام علیک بعد گفت من این پیغام را برای برادرم شاه دارم ....گفت به شاه بگوئید #تانک_ها را بیاورند در خیابان و فقط انجا نگه ندارند هر کسی شلوغ کرد توپ را متوجه مردم کنند و در کنند بهتر این است که سیصد نفر الان بمیرند تا اینکه #یک_میلیون #ایرانی و #عراقی بعدا بمیرند .....او پیش بینی جنگ را کرده بود....روی هم رفته ملاقات نیم ساعت بود وبعدش تعظیم گرمی کرد وبلند شد و رفت.
سوال: یعنی صدام ترجیح میداد که دولت شاه با وجود اینکه سر قضیه #الجزایر تحقیرش کرده بودند بماند اما #حکومت_شعیه_ای که ممکن است انقلاب خودش را به عراق صادر کند سر کار نیاید ؟
سید حسین نصر :صددر صد صد در صد در این شکی نیستد.
در این شکی نیست صدام نمی خواست که نظام سلطنتی ایران از بین برود .نه اینکه خودش طرفدار سلطنت بود خودش #چپی بود و #سوسیالیست بود و از زمینه سلطنتی عراق یعنی #حزب_بعث برخاسته بود ....ترس صدام این بود که یک #انقلاب_شیعه در عراق بشود .۶۰ درصد #مردم_عراق شیعه هستند.
📚🤔
🔴 # حتما_بخوانید
#ناشنیده_ای خواندنی از #تاریخ :
{{{ #گفتگوی_خصوصی #صدام_حسین با #فرح_پهلوی }}}
نوشته ای که در ذیل می آید، گفتگویی است با #سید_حسین_نصر #رئیس_دفتر فرح پهلوی، #نوه_دختری #شیخ_فضل_الله_نوری و #پسر_عمه #نور_الدین_کیانوری #آخرین #دبیر_کل_حزب_توده و #نویسنده_متن #آخرین_سخنرانی #محمد_رضا_پهلوی که حاوی #عذر_خواهی از مردم بود، که بعدها، از این که این متن به او تحمیل شد گله کرد.
#سوال: یکی از #مهم_ترین #سفر_ها #
سفر جنابعالی و ملکه در ابان ۵۷ به کشور #عراق بود اساسا این سفر چگونه شکل گرفت؟
سید حسین نصر: این سفر در واقع برای دیدن #آیت_الله_خوئی بود که ایشان فرمودند من برای شاه پیغامی دارم و خب، خود شاه که نمی توانست برود .......یک روز #شهبانو به من گفت که من برای دو روز دارم میرم عراق شما هم حتما باید بیاید ...... #همراهان سفر کم بودند خود شهبانو و #مادرشان #خانم_دیبا و #خانم_هاشمی نژاد که #مدیر_دفتر_دیبا بود و زن متدینی بود وخود بنده و همسرم و یکی دو تا از این #سپهبد_ها به عراق رفتیم.
سوال: دولت عراق این سفر را رسمی تلقی کرد؟
سید حسین نصر: ما اول فکر کردیم اینطور نیست، ولی دولت عراق یک #مهماندار برای شهبانو تعیین کرد که #وزیر و #همسر_وزیر_بهداری_عراق بود و اصلا قرار نبود تماسی با صدام حسین و این ها گرفته شود .آن نوع #مقدمات_سیاسی اصلا قرار نبود انجام پذیرد .....ما در این #قصر_های ان چنانی نبودیم ولی یک خانه بزرگ مثل یک ویلای بزرگ بود خیلی محترم وخوب بود .....وقتی دست و رویمان را شستیم ویک ذره خستگی در کردیم ان اقای وزیر بهداری به شهبانو گفت که صدام حسین می خواهد شما را ببیند .
سوال:در بدو ورود؟
سید حسین نصر :همان یکی دو ساعت اول شهبانو به من گفتند. منم گفتم باید اجازه شاه را گرفت وهمین جوری که نمیشود .....خلاصه ایشان با شاه صحبت کردند وشاه گفت مانعی ندارد .....ساعت ۴ عصر بود که صدای بوق وکرنا و بساط و اینها بلند شد یک باغی داشت این خانه که خیلی بزرگ ....و ماشین صدام حسین داخل شد
سوال :او امد به جای اینکه شما بروید ؟
سید حسین نصر :او امد بله او امد .....صدام حسین آمد. داخل یک لباس سفید بسیار بسیار شیک وفرنگی پوشیده بود ویک عبای بسیار زیبا رویش بود.از این عباها که اگر ادم بخواهد از بازراچه جده بخرد ۱۰ هزار دلار است ...صدام تنها آمد داخل ......وشهبانو معرفی میکردند به انگلیسی....
سوال :صدام انگلیسی می فهمید ؟
سید حسین نصر :یک مقدار کم می فهمید در حد معرفی کردن مثل مای مادر .....وقتی من را معرفی می کردند من با لهجه عربی گفتم السلام علیکم .صدام شروع کرد به عربی حرف زدن با من وگفت شما میتوانید ترجمه کنید ؟ گفتم یه کمکی بلدم و بله میتوانم ترجمه کنم .....صدام گفت من می خواهم یک حرفهائی بزنم و نباید هیچ #مترجمی باشد ....رفتیم یک اتاق .من وسط نشستم شهبانو یک طرف و صدام هم یک طرف به فاصله ۱۰ سانتی متر .صدام حسین یک قصاب خیلی خوش قیافه بود .صورتش هم خیلی قدرت و جذبه داشت مرد خیلی خیلی قوی ای بود. بدون این قدرت که نمیشد اینهمه ادم کشی کرد. خیلی قوی بود، بزدل نبود اول تعارف و سلام علیک بعد گفت من این پیغام را برای برادرم شاه دارم ....گفت به شاه بگوئید #تانک_ها را بیاورند در خیابان و فقط انجا نگه ندارند هر کسی شلوغ کرد توپ را متوجه مردم کنند و در کنند بهتر این است که سیصد نفر الان بمیرند تا اینکه #یک_میلیون #ایرانی و #عراقی بعدا بمیرند .....او پیش بینی جنگ را کرده بود....روی هم رفته ملاقات نیم ساعت بود وبعدش تعظیم گرمی کرد وبلند شد و رفت.
سوال: یعنی صدام ترجیح میداد که دولت شاه با وجود اینکه سر قضیه #الجزایر تحقیرش کرده بودند بماند اما #حکومت_شعیه_ای که ممکن است انقلاب خودش را به عراق صادر کند سر کار نیاید ؟
سید حسین نصر :صددر صد صد در صد در این شکی نیستد.
در این شکی نیست صدام نمی خواست که نظام سلطنتی ایران از بین برود .نه اینکه خودش طرفدار سلطنت بود خودش #چپی بود و #سوسیالیست بود و از زمینه سلطنتی عراق یعنی #حزب_بعث برخاسته بود ....ترس صدام این بود که یک #انقلاب_شیعه در عراق بشود .۶۰ درصد #مردم_عراق شیعه هستند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴##چهارم_آبان #سالروز #تاج_گذاری #محمد_رضا_شاه_پهلوی
محمدرضا پهلوی در تاریخ ۴ آبان ۱۳۴۶ چهل و هشتمین سال تولدش پس از بیست و شش سال سلطنت در #تالار #کاخ_گلستان تاجگزاری نمود .
و مراسم تاجگذاری خود را جشن گرفت و تاج بر سر خود و همسرش #فرح_پهلوی گذاشت.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴##چهارم_آبان #سالروز #تاج_گذاری #محمد_رضا_شاه_پهلوی
محمدرضا پهلوی در تاریخ ۴ آبان ۱۳۴۶ چهل و هشتمین سال تولدش پس از بیست و شش سال سلطنت در #تالار #کاخ_گلستان تاجگزاری نمود .
و مراسم تاجگذاری خود را جشن گرفت و تاج بر سر خود و همسرش #فرح_پهلوی گذاشت.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#علیاحضرت#فرح#پهلوی
#بجای گذشته، به آینده ایران فکرمیکنم
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#بجای گذشته، به آینده ایران فکرمیکنم
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#جدیدترین مصاحبه #علیاحضرت-#فرح- پهلوی درود بر شما و درود به هم میهنان داخل و خارج از ایران.
بسیار سپاسگزارم شهبانو. ابتدا اگر موافق باشید از روزها و ماههای پیش از انقلاب آغاز کنیم. نخستین سؤالم این است که از چه زمانی در دربار احساس شد که وضعیت کشور بحرانی شده.
تا آن جایی که به یادم هست، اعلیحضرت از دکترهای فرانسوی شان پرسیده بودند که آیا دو سال به ایشان وقت می دهند یا نه و دکترها هم البته گفته بودند بله، و این به دلیل این بود که میخواستند در این موقع، فضای باز سیاسی را اعلام کنند، و به فکر این [بودند] که فرزندشان بایستی حتماً در یک فضای مملکت دموکراتیک پادشاهی کند.
منتهی متأسفانه در نهایت تأسف، عدهای از روشنفکران و متعصبین و گروههای مخالف که خیلی متشکل بودند، از این روند استفاده کردند و دروغپردازی و پخش اخبار نادرست کردند، و نتیجه آن شد که دیدیم. و این، فکر میکنم در تابستان ۱۳۵۶ دیگر حس شد که چه گرفتاریهایی هست.
بله، همان طوری که اشاره کردید، در آن روزها بسیاری از شخصیتهای کشوری و لشکری و فرهنگی و غیره برای دیدار با شاه به دربار میآمدند. آنها غالباً چه می گفتند، یا چه خواستههایی داشتند؟
من البته خبر نداشتم که چه کسانی را اعلیحضرت هر روز میبینند، ولی بعد که با من راجع به بعضیها صحبت میکردند، بیشتر افراد پیشنهادهای مختلف داشتند، که آن طور که میگفتند پیشنهادهای مختلف و بیشتر مواقع متضاد با هم. بعضیها میگفتند بایستی خیلی محکم گرفت و فلانی را زندانی کرد و اِله کرد و بِله کرد، بعضیها هم میگفتند نه باید آزادی داد و اجازه داد تظاهرات باشد. یک قاطیای از هر دو بود همیشه.
و برخی از شخصیتهای سیاسی و نظامی و فرهنگی هم با شما دیدار میکردند. آیا آنها با شما صادقانه برخورد میکردند؟
فکر میکنم که صادقانه حرفهایشان را میزدند، برای اینکه خب هر کدام نظر خودشان را در زمینههای مختلف، رشتههای مختلف داشتند. بعضیها البته میآمدند وقت زیاد میگرفتند، داستان زندگیشان را تعریف میکردند، ولی با وجود این، پیش من هم یک عدهای میگفتند باید آزاد گذاشت که تظاهرات بکنند، اِله کنند بِله کنند، بعضیها میگفتند نه، باید محکم گرفت و زندانی کرد و... پیش من هم همین جور بود، هر دو جور را میگفتند و البته من اینها را به اعلیحضرت میگفتم موقعی که میدیدمشان.
آیا بیشتر این شخصیتها یا افرادی که به دیدار شما میآمدند، دلشان میخواست و تقاضا میکردند که شاه و شما در ایران بمانید، یا خواستار این بودند که شما برای مدت کوتاهی ایران را ترک کنید؟
البته بعضیها بودند [ولی] راجع به این صحبت نمیکردند. این اواخر بود که اعلیحضرت فکر کردند شاید اگر سفر کنند و آقای بختیار نخستوزیر بود، آرامش برگردد. البته بعضی از نظامیان و بعضیها نمیخواستند که اعلیحضرت بروند، ولی خب اعلیحضرت این تصمیم را گرفته بودند. بیشتر از هر کسی -البته این ربطی به تصمیم اعلیحضرت ندارد، سفیر آمریکا و سفیر انگلیس همین جور منتظر بودند که کی ایشان میروند، موقعی که اعلام کردند ممکن است برای مدتی از ایران بروند بیرون.
و در مورد بیماری شاه. آیا تا زمانی که در ایران بودید، شما متوجه بیماری شده بودید؟ یا ایشان این موضوع را از شما هم پنهان کرده بودند؟
ببینید، فکر میکنم ۱۹۷۷ بود، یعنی ۱۳۵۶ یا ۵۵، من یک سفری داشتم سر راه به یکی از این کشورهای خارج، تنها بودم، دکترهای اعلیحضرت خواستند مرا خیلی محرمانه یک جایی ببینند. که من از سفارت در پاریس خیلی محرمانه یک جایی رفتیم و آن ها به من گفتند که اعلیحضرت یک بیماری خونی لنفاوی دارند به اسم والدنستروم.
این را به من گفتند و البته برای من خیلی دردناک بود، برای اینکه با اعلیحضرت راجع به این موضوع صحبت نکرده بودیم و هر روز میدیدم این مردی که نمیخواست با کسی راجع به بیماری خودش حرف بزند و حتی با من، با چه ارادهای واقعا صبح تا شب فکر ایران و ایرانی بود.
مدتی بعد از ملاقات با اعلیحضرت یک طوری به من گفتند که این گرفتاری را دارند که البته علنی راجع به آن صحبت نمیشد و خب من همیشه سعی میکردم به ایشان بگویم بهترند و خوب میشود و امید بدهم دیگر، ولی وضع آن جور بد نبود در آن موقع.
بله، شهبانو. برخی میگویند که شاه در آن روزهای پیش از خروج از ایران، روحیه مناسبی نداشتند و شما از چند تن از مراجعان خواسته بودید که حرفی نزنند که موجب افسردگی شاه بشود. آیا این موضوع صحت دارد؟
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#جدیدترین مصاحبه #علیاحضرت-#فرح- پهلوی درود بر شما و درود به هم میهنان داخل و خارج از ایران.
بسیار سپاسگزارم شهبانو. ابتدا اگر موافق باشید از روزها و ماههای پیش از انقلاب آغاز کنیم. نخستین سؤالم این است که از چه زمانی در دربار احساس شد که وضعیت کشور بحرانی شده.
تا آن جایی که به یادم هست، اعلیحضرت از دکترهای فرانسوی شان پرسیده بودند که آیا دو سال به ایشان وقت می دهند یا نه و دکترها هم البته گفته بودند بله، و این به دلیل این بود که میخواستند در این موقع، فضای باز سیاسی را اعلام کنند، و به فکر این [بودند] که فرزندشان بایستی حتماً در یک فضای مملکت دموکراتیک پادشاهی کند.
منتهی متأسفانه در نهایت تأسف، عدهای از روشنفکران و متعصبین و گروههای مخالف که خیلی متشکل بودند، از این روند استفاده کردند و دروغپردازی و پخش اخبار نادرست کردند، و نتیجه آن شد که دیدیم. و این، فکر میکنم در تابستان ۱۳۵۶ دیگر حس شد که چه گرفتاریهایی هست.
بله، همان طوری که اشاره کردید، در آن روزها بسیاری از شخصیتهای کشوری و لشکری و فرهنگی و غیره برای دیدار با شاه به دربار میآمدند. آنها غالباً چه می گفتند، یا چه خواستههایی داشتند؟
من البته خبر نداشتم که چه کسانی را اعلیحضرت هر روز میبینند، ولی بعد که با من راجع به بعضیها صحبت میکردند، بیشتر افراد پیشنهادهای مختلف داشتند، که آن طور که میگفتند پیشنهادهای مختلف و بیشتر مواقع متضاد با هم. بعضیها میگفتند بایستی خیلی محکم گرفت و فلانی را زندانی کرد و اِله کرد و بِله کرد، بعضیها هم میگفتند نه باید آزادی داد و اجازه داد تظاهرات باشد. یک قاطیای از هر دو بود همیشه.
و برخی از شخصیتهای سیاسی و نظامی و فرهنگی هم با شما دیدار میکردند. آیا آنها با شما صادقانه برخورد میکردند؟
فکر میکنم که صادقانه حرفهایشان را میزدند، برای اینکه خب هر کدام نظر خودشان را در زمینههای مختلف، رشتههای مختلف داشتند. بعضیها البته میآمدند وقت زیاد میگرفتند، داستان زندگیشان را تعریف میکردند، ولی با وجود این، پیش من هم یک عدهای میگفتند باید آزاد گذاشت که تظاهرات بکنند، اِله کنند بِله کنند، بعضیها میگفتند نه، باید محکم گرفت و زندانی کرد و... پیش من هم همین جور بود، هر دو جور را میگفتند و البته من اینها را به اعلیحضرت میگفتم موقعی که میدیدمشان.
آیا بیشتر این شخصیتها یا افرادی که به دیدار شما میآمدند، دلشان میخواست و تقاضا میکردند که شاه و شما در ایران بمانید، یا خواستار این بودند که شما برای مدت کوتاهی ایران را ترک کنید؟
البته بعضیها بودند [ولی] راجع به این صحبت نمیکردند. این اواخر بود که اعلیحضرت فکر کردند شاید اگر سفر کنند و آقای بختیار نخستوزیر بود، آرامش برگردد. البته بعضی از نظامیان و بعضیها نمیخواستند که اعلیحضرت بروند، ولی خب اعلیحضرت این تصمیم را گرفته بودند. بیشتر از هر کسی -البته این ربطی به تصمیم اعلیحضرت ندارد، سفیر آمریکا و سفیر انگلیس همین جور منتظر بودند که کی ایشان میروند، موقعی که اعلام کردند ممکن است برای مدتی از ایران بروند بیرون.
و در مورد بیماری شاه. آیا تا زمانی که در ایران بودید، شما متوجه بیماری شده بودید؟ یا ایشان این موضوع را از شما هم پنهان کرده بودند؟
ببینید، فکر میکنم ۱۹۷۷ بود، یعنی ۱۳۵۶ یا ۵۵، من یک سفری داشتم سر راه به یکی از این کشورهای خارج، تنها بودم، دکترهای اعلیحضرت خواستند مرا خیلی محرمانه یک جایی ببینند. که من از سفارت در پاریس خیلی محرمانه یک جایی رفتیم و آن ها به من گفتند که اعلیحضرت یک بیماری خونی لنفاوی دارند به اسم والدنستروم.
این را به من گفتند و البته برای من خیلی دردناک بود، برای اینکه با اعلیحضرت راجع به این موضوع صحبت نکرده بودیم و هر روز میدیدم این مردی که نمیخواست با کسی راجع به بیماری خودش حرف بزند و حتی با من، با چه ارادهای واقعا صبح تا شب فکر ایران و ایرانی بود.
مدتی بعد از ملاقات با اعلیحضرت یک طوری به من گفتند که این گرفتاری را دارند که البته علنی راجع به آن صحبت نمیشد و خب من همیشه سعی میکردم به ایشان بگویم بهترند و خوب میشود و امید بدهم دیگر، ولی وضع آن جور بد نبود در آن موقع.
بله، شهبانو. برخی میگویند که شاه در آن روزهای پیش از خروج از ایران، روحیه مناسبی نداشتند و شما از چند تن از مراجعان خواسته بودید که حرفی نزنند که موجب افسردگی شاه بشود. آیا این موضوع صحت دارد؟
#حتما_بخوانید
#ناشنیده_ای خواندنی از #تاریخ :
{{{ #گفتگوی_خصوصی #صدام_حسین با #فرح_پهلوی }}}
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#ناشنیده_ای خواندنی از #تاریخ :
{{{ #گفتگوی_خصوصی #صدام_حسین با #فرح_پهلوی }}}
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان
#حتما_بخوانید
#ناشنیده_ای خواندنی از #تاریخ :
{{{ #گفتگوی_خصوصی #صدام_حسین با #فرح_پهلوی }}}
نوشته ای که در ذیل می آید، گفتگویی است با #سید_حسین_نصر#رئیس_دفتر فرح پهلوی، #نوه_دختری #شیخ_فضل_الله_نوری و#پسر_عمه #نور_الدین_کیانوری #آخرین #دبیر_کل_حزب_تودهو #نویسنده_متن #آخرین_سخنرانی #محمد_رضا_پهلوی که حاوی#عذر_خواهی از مردم بود، که بعدها، از این که این متن به او تحمیل شد گله کرد.
#سوال: یکی از #مهم_ترین #سفر_ها #
سفر جنابعالی و ملکه در ابان ۵۷ به کشور #عراق بود اساسا این سفر چگونه شکل گرفت؟
سید حسین نصر: این سفر در واقع برای دیدن #آیت_الله_خوئی بود که ایشان فرمودند من برای شاه پیغامی دارم و خب، خود شاه که نمی توانست برود .......یک روز #شهبانو به من گفت که من برای دو روز دارم میرم عراق شما هم حتما باید بیاید ...... #همراهانسفر کم بودند خود شهبانو و #مادرشان #خانم_دیبا و #خانم_هاشمینژاد که #مدیر_دفتر_دیبا بود و زن متدینی بود وخود بنده و همسرم و یکی دو تا از این #سپهبد_ها به عراق رفتیم.
سوال: دولت عراق این سفر را رسمی تلقی کرد؟
سید حسین نصر: ما اول فکر کردیم اینطور نیست، ولی دولت عراق یک #مهماندار برای شهبانو تعیین کرد که #وزیر و #همسر_وزیر_بهداری_عراق بود و اصلا قرار نبود تماسی با صدام حسین و این ها گرفته شود .آن نوع #مقدمات_سیاسی اصلا قرار نبود انجام پذیرد .....ما در این #قصر_های ان چنانی نبودیم ولی یک خانه بزرگ مثل یک ویلای بزرگ بود خیلی محترم وخوب بود .....وقتی دست و رویمان را شستیم ویک ذره خستگی در کردیم ان اقای وزیر بهداری به شهبانو گفت که صدام حسین می خواهد شما را ببیند .
سوال:در بدو ورود؟
سید حسین نصر :همان یکی دو ساعت اول شهبانو به من گفتند. منم گفتم باید اجازه شاه را گرفت وهمین جوری که نمیشود .....خلاصه ایشان با شاه صحبت کردند وشاه گفت مانعی ندارد .....ساعت ۴ عصر بود که صدای بوق وکرنا و بساط و اینها بلند شد یک باغی داشت این خانه که خیلی بزرگ ....و ماشین صدام حسین داخل شد
سوال :او امد به جای اینکه شما بروید ؟
سید حسین نصر :او امد بله او امد .....صدام حسین آمد. داخل یک لباس سفید بسیار بسیار شیک وفرنگی پوشیده بود ویک عبای بسیار زیبا رویش بود.از این عباها که اگر ادم بخواهد از بازراچه جده بخرد ۱۰ هزار دلار است ...صدام تنها آمد داخل ......وشهبانو معرفی میکردند به انگلیسی....
سوال :صدام انگلیسی می فهمید ؟
سید حسین نصر :یک مقدار کم می فهمید در حد معرفی کردن مثل مای مادر .....وقتی من را معرفی می کردند من با لهجه عربی گفتم السلام علیکم .صدام شروع کرد به عربی حرف زدن با من وگفت شما میتوانید ترجمه کنید ؟ گفتم یه کمکی بلدم و بله میتوانم ترجمه کنم .....صدام گفت من می خواهم یک حرفهائی بزنم و نباید هیچ #مترجمی باشد ....رفتیم یک اتاق .من وسط نشستم شهبانو یک طرف و صدام هم یک طرف به فاصله ۱۰ سانتی متر .صدام حسین یک قصاب خیلی خوش قیافه بود .صورتش هم خیلی قدرت و جذبه داشت مرد خیلی خیلی قوی ای بود. بدون این قدرت که نمیشد اینهمه ادم کشی کرد. خیلی قوی بود، بزدل نبود اول تعارف و سلام علیک بعد گفت من این پیغام را برای برادرم شاه دارم ....گفت به شاه بگوئید #تانک_ها را بیاورند در خیابان و فقط انجا نگه ندارند هر کسی شلوغ کرد توپ را متوجه مردم کنند و در کنند بهتر این است که سیصد نفر الان بمیرند تا اینکه #یک_میلیون #ایرانی و #عراقی بعدا بمیرند .....او پیش بینی جنگ را کرده بود....روی هم رفته ملاقات نیم ساعت بود وبعدش تعظیم گرمی کرد وبلند شد و رفت.
سوال: یعنی صدام ترجیح میداد که دولت شاه با وجود اینکه سر قضیه #الجزایر تحقیرش کرده بودند بماند اما #حکومت_شعیه_ای که ممکن است انقلاب خودش را به عراق صادر کند سر کار نیاید ؟
سید حسین نصر :صددر صد صد در صد در این شکی نیستد.
در این شکی نیست صدام نمی خواست که نظام سلطنتی ایران از بین برود .نه اینکه خودش طرفدار سلطنت بود خودش #چپی بود و #سوسیالیست بود و از زمینه سلطنتی عراق یعنی #حزب_بعث برخاسته بود ....ترس صدام این بود که یک #انقلاب_شیعه در عراق بشود .۶۰ درصد #مردم_عراق شیعه هستند.
📚🤔
🔴#یادمان
#حتما_بخوانید
#ناشنیده_ای خواندنی از #تاریخ :
{{{ #گفتگوی_خصوصی #صدام_حسین با #فرح_پهلوی }}}
نوشته ای که در ذیل می آید، گفتگویی است با #سید_حسین_نصر#رئیس_دفتر فرح پهلوی، #نوه_دختری #شیخ_فضل_الله_نوری و#پسر_عمه #نور_الدین_کیانوری #آخرین #دبیر_کل_حزب_تودهو #نویسنده_متن #آخرین_سخنرانی #محمد_رضا_پهلوی که حاوی#عذر_خواهی از مردم بود، که بعدها، از این که این متن به او تحمیل شد گله کرد.
#سوال: یکی از #مهم_ترین #سفر_ها #
سفر جنابعالی و ملکه در ابان ۵۷ به کشور #عراق بود اساسا این سفر چگونه شکل گرفت؟
سید حسین نصر: این سفر در واقع برای دیدن #آیت_الله_خوئی بود که ایشان فرمودند من برای شاه پیغامی دارم و خب، خود شاه که نمی توانست برود .......یک روز #شهبانو به من گفت که من برای دو روز دارم میرم عراق شما هم حتما باید بیاید ...... #همراهانسفر کم بودند خود شهبانو و #مادرشان #خانم_دیبا و #خانم_هاشمینژاد که #مدیر_دفتر_دیبا بود و زن متدینی بود وخود بنده و همسرم و یکی دو تا از این #سپهبد_ها به عراق رفتیم.
سوال: دولت عراق این سفر را رسمی تلقی کرد؟
سید حسین نصر: ما اول فکر کردیم اینطور نیست، ولی دولت عراق یک #مهماندار برای شهبانو تعیین کرد که #وزیر و #همسر_وزیر_بهداری_عراق بود و اصلا قرار نبود تماسی با صدام حسین و این ها گرفته شود .آن نوع #مقدمات_سیاسی اصلا قرار نبود انجام پذیرد .....ما در این #قصر_های ان چنانی نبودیم ولی یک خانه بزرگ مثل یک ویلای بزرگ بود خیلی محترم وخوب بود .....وقتی دست و رویمان را شستیم ویک ذره خستگی در کردیم ان اقای وزیر بهداری به شهبانو گفت که صدام حسین می خواهد شما را ببیند .
سوال:در بدو ورود؟
سید حسین نصر :همان یکی دو ساعت اول شهبانو به من گفتند. منم گفتم باید اجازه شاه را گرفت وهمین جوری که نمیشود .....خلاصه ایشان با شاه صحبت کردند وشاه گفت مانعی ندارد .....ساعت ۴ عصر بود که صدای بوق وکرنا و بساط و اینها بلند شد یک باغی داشت این خانه که خیلی بزرگ ....و ماشین صدام حسین داخل شد
سوال :او امد به جای اینکه شما بروید ؟
سید حسین نصر :او امد بله او امد .....صدام حسین آمد. داخل یک لباس سفید بسیار بسیار شیک وفرنگی پوشیده بود ویک عبای بسیار زیبا رویش بود.از این عباها که اگر ادم بخواهد از بازراچه جده بخرد ۱۰ هزار دلار است ...صدام تنها آمد داخل ......وشهبانو معرفی میکردند به انگلیسی....
سوال :صدام انگلیسی می فهمید ؟
سید حسین نصر :یک مقدار کم می فهمید در حد معرفی کردن مثل مای مادر .....وقتی من را معرفی می کردند من با لهجه عربی گفتم السلام علیکم .صدام شروع کرد به عربی حرف زدن با من وگفت شما میتوانید ترجمه کنید ؟ گفتم یه کمکی بلدم و بله میتوانم ترجمه کنم .....صدام گفت من می خواهم یک حرفهائی بزنم و نباید هیچ #مترجمی باشد ....رفتیم یک اتاق .من وسط نشستم شهبانو یک طرف و صدام هم یک طرف به فاصله ۱۰ سانتی متر .صدام حسین یک قصاب خیلی خوش قیافه بود .صورتش هم خیلی قدرت و جذبه داشت مرد خیلی خیلی قوی ای بود. بدون این قدرت که نمیشد اینهمه ادم کشی کرد. خیلی قوی بود، بزدل نبود اول تعارف و سلام علیک بعد گفت من این پیغام را برای برادرم شاه دارم ....گفت به شاه بگوئید #تانک_ها را بیاورند در خیابان و فقط انجا نگه ندارند هر کسی شلوغ کرد توپ را متوجه مردم کنند و در کنند بهتر این است که سیصد نفر الان بمیرند تا اینکه #یک_میلیون #ایرانی و #عراقی بعدا بمیرند .....او پیش بینی جنگ را کرده بود....روی هم رفته ملاقات نیم ساعت بود وبعدش تعظیم گرمی کرد وبلند شد و رفت.
سوال: یعنی صدام ترجیح میداد که دولت شاه با وجود اینکه سر قضیه #الجزایر تحقیرش کرده بودند بماند اما #حکومت_شعیه_ای که ممکن است انقلاب خودش را به عراق صادر کند سر کار نیاید ؟
سید حسین نصر :صددر صد صد در صد در این شکی نیستد.
در این شکی نیست صدام نمی خواست که نظام سلطنتی ایران از بین برود .نه اینکه خودش طرفدار سلطنت بود خودش #چپی بود و #سوسیالیست بود و از زمینه سلطنتی عراق یعنی #حزب_بعث برخاسته بود ....ترس صدام این بود که یک #انقلاب_شیعه در عراق بشود .۶۰ درصد #مردم_عراق شیعه هستند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نویسنده_ملل
#یادمان
25 مرداد/16 اگوست
#چارلز_بوکوفسکی (Charles Bukowski) (زاده ۱۶ اگوست ۱۹۲۰ - درگذشته ۹ مارس ۱۹۹۴) نویسنده و شاعر آمریکایی بود. نوشتههای بوکوفسکی به شدت از فضای لس آنجلس، شهری که در آن زندگی میکرد تاثیر می گرفت. او اغلب به عنوان نویسندهٔ تأثیرگذارِ معاصر نام برده میشود و سبک او بارها مورد تقلید قرار گرفتهاست. بوکوفسکی، هزاران شعر، صدها داستان کوتاه و ۶ رمان نوشته و به چاپ رساندهاست. از داستانهای کوتاه وی، دو مجموعه داستان «موسیقی آب گرم» و «آدمکشها» به فارسی برگردان شده است. بوکوفسکی سرانجام در سن ۷۳ سالگی، از بیماری سرطان خون درگذشت.
نگاهی به رمانهای وی:
▪️«اداره پست» که اولین رمان نویسنده است در سال 1971 منتشر شد. #نشر_قاصدک_صبا این کتاب را با ترجمه #فرح_آمیلی منتشر کرده.
▪️«هزارپیشه» (با نام اصلی: Factotum) دومین رمان این نویسنده است که در سال 1975 منتشر شد. «هزارپیشه» در ایران با ترجمه #امیر_ریاحی توسط #نشر_نگاه و با ترجمه #نیلوفر_داد توسط نشر قاصدک صبا منتشرشده است.
▪️سومین رمان این نویسنده «زنها» نام دارد که متاسفانه هنوز به فارسی برگردان نشده است.
▪️ساندویچ ژامبون (با نام اصلی: Ham on Rye) در سال ۱۹۸۲ منتشر شد. این رمان در واقع یک اتوبیوگرافی است. او در این رمان دست به روایت سالهای اولیه زندگیاش میزند. «ساندویچ ژامبون» را نشر نگاه با ترجمه امیر ریاحی در سال 1394 منتشر کرده است.
▪️«هالیوود» در سال 1989 منتشر شد. این کتاب و ماجرای نوشتن یک فیلم نامه توسط بوکوفسکی و سپس تبدیل شدن آن به فیلم را روایت می کند و به نحوی دردسرهای ساخت یک فیلم هالیوودی را نشان میدهد. این فیلمنامه واقعا نوشته شده و باربه شرودر آن را کرگردانی کرده. اسم فیلم «barfly» (خراباتی) است که در سال 1987 ساخته شده. (از اینجا دانلود کنید) «هالیوود» را با ترجمه #پیمان_خاکسار از #نشر_چشمه بخوانید.
▪️«عامهپسند» آخرین رمان بوکوفسکی است که در سال 1994 منتشر شد. «عامهپسند» هم با ترجمه پیمان خاکسار توسط نشر چشمه منتشر شده است.
نگاهی به مجموعه اشعار ترجمه شده:
▪️ سوختن در آب، غرق شدن در آتش/ با ترجمه پیمان خاکسار/ نشر چشمه
▪️آویزان از نخ/ با ترجمه #احمد_پوری/ #نشر_بوتیمار
▪️خوششانسها/ با ترجمه علیرضا بهنام/ #نشر_مروارید
▪️برای من غمگین نشوید/ با ترجمه سینا کمالآبادی/ #نشر_اتفاق
▪️عشق سگی است دربان جهنم/ با ترجمه علیرضا بهنام/ نشر سرزمین اهورایی
▪️شاعری با یک پرنده آبی/ با ترجمه مجتبی ویسی/ #نشر_ثالث
به مناسبت ۱۶ آگوست، سالگرد تولد #چارلز_بوکفسکی
"قلبِ خندان"
زندگی شما، مال خودتان است.
نگذارید زیر تسلیم و رضای متعفن خرد شود.
به هوش باشید.
همیشه راهی برای فرار است.
همیشه نور امیدی در جایی وجود دارد.
ممکن است نور تابانی نباشد،
اما تاریکی را در هم میشکند،
هوشیار باشید.
خدایان فرصتهایی پیش رویتان میگذارند،
آنها را بشناسید،
و در آغوش بکشید،
شما نمیتوانید مرگ را در هم بشکنید،
ولی میتوانید گاهی مرگ را در زندگیتان از بین ببرید.
هرچه بیشتر این کار را بکنید،
نور بیشتری خواهد تابید.
زندگی شما، در دستان خودتان است.
آن را به درستی دریابید وقتی هنوز در اختیارتان است.
شما شگفت انگیزید،
و خدایان بیصبرانه منتظر شاد کردنتان هستند.
#چارلز_بوکفسکی
برگردان #مهيار_مظلومى
از کتاب #شرطبندی_روی_الهام
تولدت مبارک عمو هنک
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#نویسنده_ملل
#یادمان
25 مرداد/16 اگوست
#چارلز_بوکوفسکی (Charles Bukowski) (زاده ۱۶ اگوست ۱۹۲۰ - درگذشته ۹ مارس ۱۹۹۴) نویسنده و شاعر آمریکایی بود. نوشتههای بوکوفسکی به شدت از فضای لس آنجلس، شهری که در آن زندگی میکرد تاثیر می گرفت. او اغلب به عنوان نویسندهٔ تأثیرگذارِ معاصر نام برده میشود و سبک او بارها مورد تقلید قرار گرفتهاست. بوکوفسکی، هزاران شعر، صدها داستان کوتاه و ۶ رمان نوشته و به چاپ رساندهاست. از داستانهای کوتاه وی، دو مجموعه داستان «موسیقی آب گرم» و «آدمکشها» به فارسی برگردان شده است. بوکوفسکی سرانجام در سن ۷۳ سالگی، از بیماری سرطان خون درگذشت.
نگاهی به رمانهای وی:
▪️«اداره پست» که اولین رمان نویسنده است در سال 1971 منتشر شد. #نشر_قاصدک_صبا این کتاب را با ترجمه #فرح_آمیلی منتشر کرده.
▪️«هزارپیشه» (با نام اصلی: Factotum) دومین رمان این نویسنده است که در سال 1975 منتشر شد. «هزارپیشه» در ایران با ترجمه #امیر_ریاحی توسط #نشر_نگاه و با ترجمه #نیلوفر_داد توسط نشر قاصدک صبا منتشرشده است.
▪️سومین رمان این نویسنده «زنها» نام دارد که متاسفانه هنوز به فارسی برگردان نشده است.
▪️ساندویچ ژامبون (با نام اصلی: Ham on Rye) در سال ۱۹۸۲ منتشر شد. این رمان در واقع یک اتوبیوگرافی است. او در این رمان دست به روایت سالهای اولیه زندگیاش میزند. «ساندویچ ژامبون» را نشر نگاه با ترجمه امیر ریاحی در سال 1394 منتشر کرده است.
▪️«هالیوود» در سال 1989 منتشر شد. این کتاب و ماجرای نوشتن یک فیلم نامه توسط بوکوفسکی و سپس تبدیل شدن آن به فیلم را روایت می کند و به نحوی دردسرهای ساخت یک فیلم هالیوودی را نشان میدهد. این فیلمنامه واقعا نوشته شده و باربه شرودر آن را کرگردانی کرده. اسم فیلم «barfly» (خراباتی) است که در سال 1987 ساخته شده. (از اینجا دانلود کنید) «هالیوود» را با ترجمه #پیمان_خاکسار از #نشر_چشمه بخوانید.
▪️«عامهپسند» آخرین رمان بوکوفسکی است که در سال 1994 منتشر شد. «عامهپسند» هم با ترجمه پیمان خاکسار توسط نشر چشمه منتشر شده است.
نگاهی به مجموعه اشعار ترجمه شده:
▪️ سوختن در آب، غرق شدن در آتش/ با ترجمه پیمان خاکسار/ نشر چشمه
▪️آویزان از نخ/ با ترجمه #احمد_پوری/ #نشر_بوتیمار
▪️خوششانسها/ با ترجمه علیرضا بهنام/ #نشر_مروارید
▪️برای من غمگین نشوید/ با ترجمه سینا کمالآبادی/ #نشر_اتفاق
▪️عشق سگی است دربان جهنم/ با ترجمه علیرضا بهنام/ نشر سرزمین اهورایی
▪️شاعری با یک پرنده آبی/ با ترجمه مجتبی ویسی/ #نشر_ثالث
به مناسبت ۱۶ آگوست، سالگرد تولد #چارلز_بوکفسکی
"قلبِ خندان"
زندگی شما، مال خودتان است.
نگذارید زیر تسلیم و رضای متعفن خرد شود.
به هوش باشید.
همیشه راهی برای فرار است.
همیشه نور امیدی در جایی وجود دارد.
ممکن است نور تابانی نباشد،
اما تاریکی را در هم میشکند،
هوشیار باشید.
خدایان فرصتهایی پیش رویتان میگذارند،
آنها را بشناسید،
و در آغوش بکشید،
شما نمیتوانید مرگ را در هم بشکنید،
ولی میتوانید گاهی مرگ را در زندگیتان از بین ببرید.
هرچه بیشتر این کار را بکنید،
نور بیشتری خواهد تابید.
زندگی شما، در دستان خودتان است.
آن را به درستی دریابید وقتی هنوز در اختیارتان است.
شما شگفت انگیزید،
و خدایان بیصبرانه منتظر شاد کردنتان هستند.
#چارلز_بوکفسکی
برگردان #مهيار_مظلومى
از کتاب #شرطبندی_روی_الهام
تولدت مبارک عمو هنک
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان
#فرح_پهلوی
▫️هزینۀ توليد بسیاری از فیلمهای موج نو مستقیماً توسط خودِ دولت وزیرنظر#فرح_پهلوی پرداخت میشد. «آرامش در حضور دیگران»، «بیتا»، «مغولها»، «طبیعت بیجان»، «در غربت»، «#دایرۀ_مینا»، «سایههای بلند باد»، «اوکی مستر»، «غزل» و «شازده احتجاب» تولید تلویزیون ملی، «گزارش»، «شطرنج باد» و «ملکوت» توليد شرکت گسترش صنایع سینمایی ایران وابسته به وزارت فرهنگ و هنر، «مسافر» و «سازدهنی» تولید کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، «#گاو» تولید مستقیم وزارت فرهنگ و هنر، و «یک اتفاق ساده» تولید اداره کل امور سینمایی وزارت فرهنگ و هنر بودند. ادعای مطرحشده در خصوص تقابل دولت و سينمای موج نو از واقعیت به دور است.
▫️اين فرض كه #فیلمفارسیها نمایندۀ سنتاند و فیلمهای موج نو نمايندۀ تجدد جای پرسش دارد؛ تا حدی میتوان مدعی شد بخش اعظمی از فیلمهای موج نو درست مانند فیلمفارسیها تجددستیز هستند. برای مثال، «#قیصر» #كيميایی را، که همواره نماد موج نوی سینمای ایران تلقی شده است، میتوان الگوی مخالفت با تغییر زمانه و ايستادگی در برابر حرکت از يك جامعۀ سنتی به يك جامعۀ مدرن به حساب آورد.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#یادمان
#فرح_پهلوی
▫️هزینۀ توليد بسیاری از فیلمهای موج نو مستقیماً توسط خودِ دولت وزیرنظر#فرح_پهلوی پرداخت میشد. «آرامش در حضور دیگران»، «بیتا»، «مغولها»، «طبیعت بیجان»، «در غربت»، «#دایرۀ_مینا»، «سایههای بلند باد»، «اوکی مستر»، «غزل» و «شازده احتجاب» تولید تلویزیون ملی، «گزارش»، «شطرنج باد» و «ملکوت» توليد شرکت گسترش صنایع سینمایی ایران وابسته به وزارت فرهنگ و هنر، «مسافر» و «سازدهنی» تولید کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، «#گاو» تولید مستقیم وزارت فرهنگ و هنر، و «یک اتفاق ساده» تولید اداره کل امور سینمایی وزارت فرهنگ و هنر بودند. ادعای مطرحشده در خصوص تقابل دولت و سينمای موج نو از واقعیت به دور است.
▫️اين فرض كه #فیلمفارسیها نمایندۀ سنتاند و فیلمهای موج نو نمايندۀ تجدد جای پرسش دارد؛ تا حدی میتوان مدعی شد بخش اعظمی از فیلمهای موج نو درست مانند فیلمفارسیها تجددستیز هستند. برای مثال، «#قیصر» #كيميایی را، که همواره نماد موج نوی سینمای ایران تلقی شده است، میتوان الگوی مخالفت با تغییر زمانه و ايستادگی در برابر حرکت از يك جامعۀ سنتی به يك جامعۀ مدرن به حساب آورد.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity