🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۸ بهمن #سالروز_تصویب_اولین_قانون_مطبوعات

۱۸ بهمن سال ۱۲۸۶ اولین قانون مطبوعات ایران در ۵۲ ماده به تصویب مجلس شورای ملی رسید. این قانون در ۶ فصل با عناوین: چاپخانه و کتابفروشی، طبع کتب، روزنامه‌جات مقرره، اعلانات، حدود تقصیر نسبت به جماعت و محاکمه تدوین شده بود که ذیل هریک از این عناوین موادی در شرح چگونگی اقدام برای صاحبان قلم و ناشران و شیوه‌های کنترل و نظارت بر مطبوعات آورده شده بود. در مقدمه این قانون چنین آمده است:
«موافق اصل بیستم قانون اساسی عامه مطبوعات غیر از کتب ضاله و مواد مضره و علیه دین مبین، آزاد و ممیزی در آنها ممنوع است. ولی هرگاه چیزی خلاف قانون مطبوعات در آن مشاهده شود، نشردهنده یا نویسنده بر طبق قانون مطبوعات مجازات می شود و اگر نویسنده معروف و مقیم ایران باشد‌ ناشر و طابع و موزع از تعرض مصون هستند مقرر می‌شود طبع کتب و روزنامه‌جات و اعلانات و لوایح در تحت قوانین مقرره ذیل که از برای حفظ حقوق‌عموم و سد ابواب مضار از تجاوزات ارباب قلم و مطبوعات وضع می شود آزاد است هرکس بخواهد مطبعه‌ای دایر نماید و یا کتاب و جریده و اعلاناتی به طبع برساند یا مطبوعات را بفروشد باید بدوا عدم تخلف از فصول این قوانین را نزد وزارت معارف به التزام شرعی ملتزم و متعهد شود.»
این متن اگرچه در نهایت محدودیت چندانی برای نشریات و مطبوعات ایجاد نکرده بود اما به جهت ناپختگی متن و بی‌تجربگی قانون‌گذاران، راه برای تفسیر آن باز بود و در عمل نتوانست نظم و نسق چندانی را برای مطبوعات در این دوران به‌وجود آورد با این وجود تا زمان تصویب دومین قانون مطبوعات در ۱۳۰۵ دارای اعتبار بود.
همچنین در چنین روزی نخستین شماره از روزنامه وقایع اتفاقیه به کوشش امیرکبیر در ایران منتشر شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ


۱۵ تیر (۶ جولای) #سالروز_كشف_نخستين_واكسن
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ


۱۵ تیر (۶ جولای) #سالروز_كشف_نخستين_واكسن

لويی پاستور Louis Pasteur شيميدان فرانسوی ۶ جولاي ۱۸۸۵ در جريان تلاش برای ساخت واکسن ها، مايه پيشگيری (واكسن) ضد هاری (بيماری Rabies که اين واژه در لاتين به مفهوم حالت ديوانگی است و اين بيماری از حيوان مخصوصا از طريق گازگرفتگی سرايت می‌کند) را كه ساخته بود با موفقيت روی نوجوانی به نام ژوزف آزمايش كرد و راه براي پيشگيری از بيماريها هموار شد.
وی قبلا ابراز نظر كرده بود كه باكتری تضعيف شده در آزمايشگاه اگر به افراد تزريق شود در آنها در برابر آن بيماری، مصونيت ايجاد خواهد كرد.
پاستور که به نام او در بسياری از کشورها انستيتوی تزريق واکسن و پيشگيری از بيماری‌های واگيردار تاسيس شده است ۲۷ دسامبر ۱۸۲۲ به دنيا آمد و ۲۸ سپتامبر ۱۸۹۵ درگذشت.
در تهران، خياباني که قبلا کاخهای سلطنتی در آن قرار داشت و اينک عمارات دولتی، به نام پاستور است. انستيتو پاستور تهران نيز در همين خيابان تاسيس شده بود که تا خانه دکتر مصدق فاصله چندانی نداشت. نوه لوئی پاستور در ۱۳۳۰ از ايران ديدن کرد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان

#سالروز_اعدام_بانو_طاهره_قره‌العین

فاطمه برغانی، زرین‌تاج، معروف به "طاهره قرة‌العین" فرزند آمنه‌خانم قزوینی و ملا محمدصالح برغانی، شاعر و دین‌شناس در سال ۱۲۳۱ ق (یا ۱۲۳۳ ق برابر با ۱۸۲۳ میلادی) در خانواده‌ای فرهیخته در قزوین متولد شد. او از زنان صاحب‌نام قرن گذشته بود. طاهره تمام سنت‌های مرسوم آن روزگار برای زنان را بهم می‌ریزد. علوم دینی را فرا می‌گیرد و در زمانه‌ای که صدای زنان در اندرونی‌ها خفه می‌ماند سخنور بود و با مردان به مباحثه می‌پرداخت. طاهره آنچنان فریادش بلند بود که متهم به «فساد فی‌الارض» شد و اولین زنی بود که در ایران به این اتهام اعدامش کردند. زندگی او داستانی‌ ست غم‌انگیز، حکایت تهور زنی که حجاب از سر بر‌می‌دارد، تبعید و گذشتن از کودکان و مرگ را به جان می‌خرد و بر سر عقایدش می‌ماند.

این تصویر مجسمه‌ای ست در شهر باکو؛ مجسمه "زن آزاد (آزاد قادین)" در یکی از میادین شهر باکو نزدیک به ایستگاه مترویی که به طاهره قره العین تقدیم شده است. این مجسمه هیکل زنی است که چادر را از سرش برمیدارد.
این مجسمه توسط ف.عبدالرحمانوف (مجسمه ساز) و م.حسینوف (معمار) در سال ۱۹۶۰ میلادی طراحی و ساخته شده است.
لازم بذکراین بانو دیوان شعری دارند که زیرپست تقدیم نی گردد

#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ


۲۴ مهر #سالروز_درگذشت_مرتضی_حنانه

( زاده ۱۱ اسفند ۱۳۰۱ تهران -- درگذشته ۲۴ مهر ۱۳۶۸ تهران ) موسیقیدان، آهنگساز و رهبر ارکستر

حنانه فرزند مهندس محمد حنانه، بنیان‌گذار دبیرستان ایرانشهر بود. او پس از پایان دوره ابتدایی، به اصرار پدر راهی هنرستان موسیقی شد.
در آن زمان، هنرستان موسیقی ۱۰ نفر از موسیقیدانان را از چکسلواکی برای آموزش به هنرآموزان هنرستان استخدام کرده بود که مرتضی حنانه آموختن ساز هورن را زیر نظر "رودولف اوربانتس" آغاز کرد.
وی بعدها به عنوان نوازنده هورن اول ارکستر سمفونیک تهران شناخته شد.
پس از فارغ‌التحصیلی در انستیتوی موسیقی واتیکان، در سال ۱۳۴۰ به ایران بازگشت.
او از آن پس در ایران به‌عنوان پرکارترین موسیقیدان پیشرو به‌شمار می‌رفت. حنانه در سال ۱۳۴۱ توانست ارکستر بزرگ تازه‌ای را به‌نام"ارکستر فارابی" بنیاد کند و آفریده‌های خود و دیگران را به اجرا درآورد.
ارکستر فارابی در طول ۷ سال حیاتش، نزدیک به ۸۰ قطعه از آثار آهنگسازان ایرانی را به مرحله اجرا و ضبط در رادیو رساند.
در سال ۱۳۴۲ علاوه بر تدریس سازبندی (ارکستراسیون) و اداره کلاس هورن در هنرستان عالی موسیقی، به‌عضویت شورای‌عالی موسیقی رادیو درآمد و در همین زمان بود که ارکستر سمفونیک رادیو ایران را به‌نام ارکستر فارابی پایه‌گذاری کرد.
این ارکستر توانست آثار آهنگسازان ایران، همچون:
صدیقه شهنیا، فریدون ناصری، فریدون فرزانه، مصطفی کسروی، سیروس شهردار و همچنین آثار خود مرتضی حنانه را اجرا و ضبط کند.
استاد حنانه در سال‌های ۱۳۴۸ و ۱۳۴۹ سرپرستی و اجرای سلسله برنامه‌های آموزشی موسیقی ایرانی در تلویزیون را تحت عنوان «شناسایی موسیقی اصیل ایرانی» به همراه حسین قوامی و برخی هنرمندان موسیقی میهنی به‌عهده گرفت.
وی در سال ۱۳۴۵ از طرف رادیو ایران و بنا به‌دعوت یونسکو به «تریبون انترناسیونال آهنگسازان رادیو و تلویزیون» اعزام شد و در آنجا قطعاتی از اثر خود به نام «ارتوریو» را اجرا کرد که از رادیوی ایرلند و سوییس پخش شد.
پس از افتتاح سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران، حنانه در سمت مشاور سرپرستی، اقدام به تشکیل کلاس‌هایی برای تعلیم فنی خوانندگان کرد و همچنین ارکستر سازهای ایرانی را تشکیل داد.

نوشته‌ها و آثار:
کاپریس (برای پیانو و ارکستر سمفونیک)
دعا (برای کُر و سلوها و ارکستر سمفونیک)
صبر و ظفر (دو قطعه برای برای ارکستر مجلسی با هارپ و پیانو)
در بزرگداشت فردوسی (برای پیانو و آواز)
لالایی (برای پیانو در بزرگداشت نیمایوشیج)
مهرگان (برای ارکستر سمفونیک)
اوراتوریوی بزرگ La Persia یا "ایران" (در ۱۲ قسمت برای ارکستر سمفونیک و کُر) که تاکنون اجرا نشده است.

آثار ترجمه:
_ارکستراسیون، نوشته شارل کوکلن درپنج جلد
_چگونه ملودی بسازیم، اثر جولیوباس

تألیفات:
گام‌های گمشده
دایره‌المعارف واژگان متروک موسیقی
تئوری هارمونی زوج
ترجمه و تفسیر مقاصدالالحان (عبدالقادر مراغه‌ای)
و بسیاری از تصنیف‌ها و آهنگ‌هایی که برای ارکسترها، هارمونیزه و تنظیم کرده است.

حنانه ساخت موسیقی فیلم را از سال ۱۳۲۷ با فیلم «ایران سرزمین طلای سیاه» که محصول اداره کل هنرهای زیبای وزارت فرهنگ‌وهنر بود آغاز کرد.

موسیقی متن فیلم‌:
۱۳۳۳ عروس دجله (نصرت‌اله محتشم)
۱۳۳۶ بهلول (صادق بهرامی)
۱۳۴۲ ساحل انتظار (سیامک یاسمی)
۱۳۴۲ تپه‌های مارلیک (ابراهیم گلستان)
۱۳۴۳ لذت گناه (سیامک یاسمی)
۱۳۴۴ عروس دریا (آرمان هوسپیان)
۱۳۴۶ الماس۳۳ (داریوش مهرجویی)
۱۳۵۰ پل (خسرو پرویزی)
۱۳۵۰ کاکو (شاپور قریب)
۱۳۵۰ پهلوان مفرد (امان منطقی)
۱۳۵۰ سه‌قاپ (زکریا هاشمی)
۱۳۵۰ فرار از تله (جلال مقدم)
۱۳۵۰ باباشمل (علی‌حاتمی)
۱۳۵۰ راز درخت سنجد (جلال مقدم)
۱۳۵۰ قصاص (نظام فاطمی)
۱۳۵۱ صمد و فولاد زره دیو (جلال مقدم)
۱۳۵۱ جهنم + من (محمدعلی فردین)
۱۳۵۱ قلندر (علی‌حاتمی)
۱۳۵۹ خون ‌بارش (امیر قویدل)
۱۳۵۹ سند زنده (اصغر بیچاره)
۱۳۶۴ تشریفات (مهدی فخیم‌زاده)
۱۳۶۴ مردی که موش شد (احمد بخشی)
۱۳۶۵ تیرباران (علی‌اصغر شادروان)
۱۳۶۳-۱۳۶۷ جعفرخان از فرنگ برگشته (علی‌حاتمی)
۱۳۵۸ - ۱۳۶۶ مجموعه تلویزیونی هزاردستان (علی‌حاتمی)

استاد مرتضی حنانه سرانجام پس از گذراندن بیماری، در ۶۷ سالگی درگذشت.
حنانه همیشه آرزو داشت در کنار حکیم بزرگ ایران زمین " پورسینا " در همدان به خاک سپرده شود که این خواسته امکان‌پذیر نشد و پیکر ایشان را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند.

امیرعلی حنانه فرزند استاد مرتضی حنانه که خود تحصیل کرده موسیقی در اروپا است، در نشانی زیر فعالیت‌های پدرش را به گوش دوستداران موسیقی می‌رساند:

آدرس وبلاگ تخصصی
www.amiralihannaneh.ir

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۴ مهر #سالروز نشست سران سه کشور اشغالگر در ایران
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۴ مهر #سالروز نشست سران سه کشور اشغالگر در ایران

۲۴ مهرماه سال ۱۳۲۲ (۱۶ اكتبر ۱۹۴۳ ــ دوران جنگ جهانی دوم) وزيران امورخارجه آمريكا، انگلیس و شوروی، که ايران را در اشغال نظامی داشتند، به تهران آمده بودند تا مقدمات نشست سران اين سه كشور را كه در جنگ بر ضد آلمان و ژاپن با هم متحد بودند، در پایتخت ایران فراهم سازند و سپس برای تنظيم برنامه مذاكرات به مسكو بروند. تعيين تکليف ايران پس از جنگ، هم از جمله برنامه‌های اين نشست بود.
مطابق اعترافات دين آچسن وزير امورخارجه پيشين آمريكا كه در كتاب خاطرات او منعكس است، اين متحدان درسال ۱۹۴۱ (۱۳۲۰) قرار گذاشته بودند كه پس از جنگ، ايران با حفظ تماميت ارضی تا تدوين و تصويب يك قانون اساسی تازه، زير نظر يك هيات امنای! سه نفره (نمايندگان سه کشور) اداره شود. در اجلاس سران دولتهای سه‌گانه در تهران كه از ششم آذر (۲۸ نوامبر ۱۹۴۳) آغاز به كار كرد، اين تصميم لغو شد و سران سه دولت در پايان اجلاس خود ضمن اعلاميه‌ای علاوه بر تماميت ارضی، استقلال و حاكميت ملی ايران را هم تضمين كردند. هنوز از چگونگی اين تحول اطلاع جامعی در دست نيست، ولی روشن است كه ترس روزولت و چرچيل اين بود كه استالين ايران را از چنگ هيئت امناء خارج سازد، اما درگيری با دولت ايران باعث بپاخيزی ايرانيان خواهد شد و فرصت كمك رسانی به آنان وجود خواهد داشت. اسنادی که تاکنون منتشره شده است، حكايت از آن دارد كه چون سران سه‌گانه كه هركدام بر پايه منافع ملی خود نظر جداگانه و متفاوتی درباره آينده ايران مطرح كرده بود و چون حصول توافق آسان نبود و ادامه بحث هم در آن زمان به مصلحت نبود، زيرا که جنگ هنوز با شدت ادامه داشت و نتيجه قابل پيش بينی نبود؛ راه ديگری نبود جز اين كه وضعيت سياسی ايران به همان صورتی كه بود بدون تغيير باقی بماند. در جريان اين نشست، محمدرضاشاه تنها سه دقيقه با سران سه کشور ملاقات کرده بود، آن هم برای گفتن «خير مقدم». وی از اين ديدار کوتاه استفاده کرده و درخواست کرده بود که چون پدرش پير و بيمار است موافقت شود که از جزيره بد آب و هوای موريس به جای ديگری منتقل شود که چرچيل پذيرفت و رضاشاه به ژوهانسبورگ در آفريقای جنوبی انتقال یافت که همانجا درگذشت.
مورخان متاخر نوشته‌اند که بيم از توسعه طلبی استالين سبب شد که سران آمريکا و انگلستان بر تثبيت وضعيت سياسی ايران تاکيد کنند و قانون اساسی به همان صورت باقی بماند.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#صدای_ماندگار
قربانیان هواپیمای اوکراینی ، پروازPS752

#سالروز_فاجعه_هواپیمای_اوکراینی ..
و فکر می‌کنم اشتباه است که انسان، با خداحافظی کوتاهی
به جدایی بی‌نهایتی دچار شود .

#خورخه_لوئیس_بورخس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۸ بهمن #سالروز_تصویب_اولین_قانون_مطبوعات

۱۸ بهمن سال ۱۲۸۶ اولین قانون مطبوعات ایران در ۵۲ ماده به‌تصویب مجلس شورای‌‌ملی رسید. این قانون در ۶ فصل با عناوین: چاپخانه و کتابفروشی، طبع کتب، روزنامه‌جات مقرره، اعلانات، حدود تقصیر نسبت به جماعت و محاکمه تدوین شده بود که ذیل هریک از این عناوین موادی در شرح چگونگی اقدام برای صاحبان قلم و ناشران و شیوه‌های کنترل و نظارت بر مطبوعات آورده شده بود. در مقدمه این قانون چنین آمده است:
«موافق اصل بیستم قانون اساسی، عامه مطبوعات غیر از کتب ضاله و مواد مضره و علیه دین مبین، آزاد و ممیزی در آنها ممنوع است. ولی هرگاه چیزی خلاف قانون مطبوعات در آن مشاهده شود، نشردهنده یا نویسنده بر طبق قانون مطبوعات مجازات می‌شود و اگر نویسنده معروف و مقیم ایران باشد‌، ناشر و طابع و موزع از تعرض مصون هستند، مقرر می‌شود طبع کتب و روزنامه‌جات و اعلانات و لوایح در تحت قوانین مقرره ذیل که از برای حفظ حقوق‌عموم و سد ابواب مضار از تجاوزات ارباب قلم و مطبوعات وضع می شود آزاد است هرکس بخواهد مطبعه‌ای دایر کند و یا کتاب و جریده و اعلاناتی به طبع برساند یا مطبوعات را بفروشد باید بدواً عدم تخلف از فصول این قوانین را نزد وزارت معارف به التزام شرعی ملتزم و متعهد شود.»
این متن اگرچه در نهایت محدودیت چندانی برای نشریات و مطبوعات ایجاد نکرده بود اما به جهت ناپختگی متن و بی‌تجربگی قانون‌گذاران، راه برای تفسیر آن باز بود و در عمل نتوانست نظم و نسق چندانی را برای مطبوعات در این دوران به‌وجود آورد با این وجود تا زمان تصویب دومین قانون مطبوعات در ۱۳۰۵ دارای اعتبار بود.
همچنین در چنین روزی نخستین شماره از روزنامه وقایع‌اتفاقیه به‌کوشش امیرکبیر در ایران منتشر شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان

#سالروز_ترور_احمدشاه_مسعود

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان

#سالروز_ترور_احمدشاه_مسعود

ایستاده بود در غبار

در روزگاری که اربابان پول و کدخدایان گلوله طالبان را «تله» کرده‌اند که منطقه را به آشوب بکشند،
در روزگاری که «حقوق بشر» تابلویی بر دیوار است،
در روزگاری که دفاع از «مظلوم بحق بپاخاسته» دیگر آرمان نیست،
در جغرافیای سکوت،
در هوای مه‌آلود،
در آسمان خاکستری،
در زمین پژمرده،
ورای هر تحلیل ژئوپلتیک، ژئواکونومیک، ژئواستراتژیک و ژنو انرژیک و هرچیز دیگری که دانش را به زمین ارتباط دهد و خروج مرا از مرزهای انسانیت توجیه کند ،
ترجیح میدهم در «جغرافیای سکوت» به جای خرناس موهش طالبانیسم ،
صدای زنده احمدشاه مسعود را بشنوم.....
که مخرج مشترک همه «چریکهای ملی» محبوبیت است ورای خاستگاه ایدئولوژیک و جغرافیای سیاسی از «چه» گرفته تا «احمدشاه مسعود»......

#روحشون_شاد_یادشون_گرامی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ


۱ امرداد #سالروز_درگذشت_جعفر_شعار

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱ امرداد #سالروز_درگذشت_جعفر_شعار

(زاده ۱۲ اردیبهشت ۱۳۰۴ تبریز -- درگذشته ۱ امرداد ۱۳۸۰ تهران) پژوهش‌گر ادبی، مصحح و مترجم

او تحصیلاتش را تا مقطع کارشناسی ادبیات فارسی و کارشناسی زبان فرانسه، در دانشگاه تبریز به پایان رساند و به تدریس در دبیرستان‌ها مشغول شد. در سال ۱۳۳۵ در تهران به تحصیلاتش در ادبیات فارسی ادامه داد و در ۱۳۴۲ درجه دکتری در زبان و ادبیات فارسی گرفت. وی به مدت ۶ سال با سازمان لغتنامه دهخدا همکاری کرد و همزمان در دانشگاه تربیت معلم تدریس می‌کرد و پس از انقلاب، به ریاست آن دانشگاه منصوب شد. وی پس از بازنشستگی در سال ۱۳۶۰ همچنان به تدریس و تألیف ادامه داد.
دکتر جعفر شعار در ۷۶ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان و فرهیختگان به‌خاک سپرده شد.

مدارج و مشاغل:
۶ سال عضویت در سازمان لغت‌نامه دهخدا.
استادی دانشگاه تربیت معلم تهران پس از سال‌ها تدریس در دانشگاه تهران و دانشسرای عالی.
همکاری با مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
عضو مرکز تحقیقات علمی آسیا و آفریقا (ICANA).
ادامه برگزاری مجالس آموزش قرآن پدرش یوسف شعار در تبریز و ادامه آن در تهران، به مدت ۵۵ سال.

آثار:
تألیفات:
گفتارهای دستوری (همراه با دکتر خسرو فرشیدورد و دکتر اسماعیل حاکمی والا).
فرهنگ املایی (شیوه خط معیار).
فرهنگ‌واره اخلاق در قرآن.
نگرشی در آیات قرآن، ۲ جلد.
راهنمای زبان عربی.
تاریخ ادبیات عرب.
المَنهَج، شعر و نثر عربی.

ترجمه و تصحیح:
سفرنامه ابن حوقل.
حمزه‌نامه، قصه حمزه امیرالمؤمنین.
ترجمه تاریخ یمینی.
تاریخ بناکتی.
سیاست‌نامه.
أغراض السیاسة فی أعراضِ الریاسة.
تحلیل سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی.
دیوان شعر رودکی.
دیوان حکیم ناصرخسرو.
تاریخ پیامبران و شاهان.
آیین شهرداری در قرن هفتم.
گزیده‌های ادب فارسی (نشر قطره).
گزیده غم‌نامه رستم و سهراب‌
گزیده رزم‌نامه رستم و اسفندیار.
گزیده اشعار رودکی.
گزیده سیاست‌نامه.
گزیده اشعار کسایی مروزی.
گزیده تاریخ بلعمی.
گزیده تاریخ جهانگشای جوینی.
گزیده اشعار صائب تبریزی.
گزیده قصاید سعدی شیرازی.
گزیده سفرنامه ناصرخسرو.
گزیده اشعار سنایی (نشر علمی).
شاهکارهای ادبیات فارسی (انتشارات امیرکبیر).
۶ عنوان برگزیده جوامع‌الحکایات، سیاست‌نامه، سندبادنامه، اسرارالتوحید، قصاید سعدی، راحةالصدور.
۶ عنوان گزینه‌های اشعار کسایی مروزی، رودکی، خاقانی، مقامات حمیدی، تاریخ بلعمی، ناصرخسرو.
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
بخش تاریخ ایران و اسلام، بخش تاریخ خلفا و نیز گزیده جوامع‌الحکایات.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۳ امرداد #سالروز_درگذشت_استاد_رسام_ارژنگی


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۳ امرداد #سالروز_درگذشت_استاد_رسام_ارژنگی

( زاده سال ۱۲۷۱ تبریز -- درگذشته ۳ امرداد ۱۳۵۴ تهران ) نقاش برجسته و شاعر

او در خانواده‌ای كه نسب آن به ميرك "نقاش بزرگ عهد صفوی" می‌رسيد و
نياكان او همه نقاش و رسام فرش و همه تصویرگر بودند، زاده شد.
او در سال ۱۲۹۸ برای آموزش علمی نقاشی جديد و طراحی عازم تفليس شد و از اين شهر برای گرفتن مدرك ليسانس به دانشگاه مسكو رفت و پس از پایان تحصیل و با شروع جنگ جهانی اول به ايران بازگشت. وی با ورود به‌تهران، اولين نگارخانه پايتخت را در خيابان علاءالدوله " فردوسی" تأسيس كرد و كاريكاتورسازی را كنار گذاشت و كلاس آموزش نقاشی و مينياتور برپا کرد. در اين دوره شعر گفت، داستان نوشت پيكره‌سازی كرد و يك دهه بعد مهم‌ترين مينياتوريست ايرانی لقب گرفت.
در دهه نخستين اين قرن «نگارستان ارژنگی» به شواهد نامه‌های به‌جا مانده از مهم‌ترين مجامع روشنگری، هنری و ادبی تهران بوده است.
وی روشي جديد در مينياتورسازی "خارج شدن از خيالی‌سازی" را به شاگردانش آموزش میداد.
نيمايوشيج به‌عنوان تئوريسين شعر جديد فارسی بعدتر در بيانيه خود بين سال‌های ۱۳۱۸ و ۱۳۱۹ در مجله موسيقی نوشت: كه به واسطه حضور كسانی چون ارژنگی در نقاشی بعد از مشروطه، جنبش نوگرايی پيش از اينكه در شعر اتفاق بيفتد در نقاشی به وجود آمده بوده است و اين نشان می‌دهد كه تا نيمه دهه دوم اين قرن، ارژنگی نوگراترين نقاش در ميان مينياتوريست‌های كهن، الگو بوده است. نیما می‌گويد: «آب و رنگ‌كاری‌های رسام ارژنگی و پرده‌های روغنی او و ميرمصور ارژنگی، نمونه‌های نوين و استادانه ما در نقاشی محسوب می‌شوند.
اولين مشخصه مينياتورهای ارژنگی دوری از پندارگرايی است.
او پيرو پدر خود از يك نوع نظام ژرفانمایی استفاده مي‌کرد و ديگر بَدَويگری را كنار گذاشته بود. حين تصويرسازی از جنگ‌ها يا مبدل كردن شعر شاعران، از جغرافيای كاربردی استفاده می‌کرد يعنی در تابلو «يعقوب ليث» چهره يعقوب بسيار طبيعی و حالات صورت طبیعی است. دشت و زمينه اين اثر به دورنمای صحنه جنگ، عمق و شكوه بخشيده است.
از رسام ارژنگی بالغ بر دوهزار تابلو نقاشی، آب و رنگ، رنگ و روغنی، مينياتور، سياه‌قلم، كاريكاتور و تنديس بر جا مانده. تابلوهایی باشكوه چون نادرشاه، يعقوب لیث، كورش، بهرام گور، رستم و سهراب و...
او اولين نقاشی است كه از روشنفكران، ادبا و هنرمندان بعد از مشروطه نقش كشيده است. اولين بار چهره نيمايوشيج در كنار شعر « نقاشی قديم ايرانی در سال ۱۳۰۹ از كشور بلژيك ديپلم افتخار و مدال گرفت. اولين كس است از ميان نقاشان كه مقالاتی مبتنی بر بينش علمی درباره نقاشی ميرك، رضا تبريزی و بهزاد در روزنامه‌های دهه آغازين اين قرن نوشت. اولين كس است كه همچون نقاشان فرنگی در سال ۱۳۰۷ يك كتاب از آثار خود را به‌چاپ رساند. اولين كس است كه چاپی معقول از رباعيات خيام را با تابلوهايی جديد در سال ۱۳۱۵ در مؤسسه خاور در تهران منتشر کرد. او جدا از تأسيس نخستين نگارستان در سال ۱۳۱۷ اولين هنرستان صنايع مستظرفه را در شهر تبريز بنيان نهاد.
در همين مدرسه است كه از پی آموزش‌های رسام ارژنگی و برادرش ميرمصّور، نسل جديد طراحان فرش تبريز پديدار شد.
وی در سال ۱۳۲۲ و برای نخستين بار در ايران اقدام به طراحی و چاپ الگوهای نقاشی براي آموزش نقاشی به دانش‌آموزان کرد.
در سال ۱۳۱۲ به خواست پروفسور اسميت، خاورشناس امريكايی رباعيات خيام را به تصوير كشيد و بعدتر اين پروفسور كتابی از اين آثار را با اشعار خيام در امريكا انتشار داد.
از ارژنگی چندين تابلو از تصاوير حماسه فردوسی در شاهنامه چاپ خاور و شاهنامه نوبخت نيز برجا مانده است که در سال ۱۳۳۳ ثمره ۳۰ سال شاعری‌اش رادر «ديوان ارژنگی» منتشر کرد.
این هنرمند برجسته در ۸۳ سالگی درگذشت و در قطعه ۸ بهشت‌زهرا به‌خاک سپرده شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۰ امرداد #سالروز_درگذشت_مراد_علی_سالار_احمدی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۰ امرداد #سالروز_درگذشت_مراد_علی_سالار_احمدی

(زاده سال ۱۳۱۳ تربت‌جام -- درگذشته ۲۰ امرداد ۱۳۹۷ تربت‌جام) خواننده موسیقی مقامی و اولین خواننده مقام مشهور نوایی

او آوازهای مقامی تربت‌جام را از پدرش فراگرفت و دوازده ساله بود که در شب‌نشینی‌ها و نشست‌های دورهمی به زیبایی دوبیتی‌های عرفانی می‌خواند. وی این هنر را موهبتی الهی می‌دانست که از پدر به او و از او به فرزندان خویش خواهد رسید و معتقد بود این هنر نسل به نسل در خانواده‌اش می‌ماند.
برای پژوهش‌هایی که در قالب مرکز حفظ و اشاعه موسیقی انجام می‌گرفت؛ فوزیه مجد به تربت‌جام سفر کرد و تمامی خوانندگان تربت‌جام را از نزدیک دید، او مرادعلی را برای معرفی موسیقی مقامی شرق انتخاب و به جامعه هنری معرفی کرد.

اجرای موسیقی:
جشن هنر شیراز اولین تجربه وی در پهنه ملی بود. او برای یکساعت نواهای محلی خراسان را خواند و در آنجا بود که برای اولین بار نوایی را خواند و مورد تشویق اهل فن قرار گرفت. بعد از این دوران بود که اجراهایی در دیگر نقاط جهان همچون کشورهای لبنان، ایتالیا، تونس، انگلستان و … انجام داد.
در سال‌های قبل از انقلاب، نظرمحمد سلیمانی نوازنده موسیقی مقامی شرق او را همراهی می‌کرد. وی پس از درگذشت سلیمانی با ذوالفقار عسگری‌پور و عبداله سروراحمدی به همکاری پرداخت.
سالاراحمدی پس از انقلاب مورد کم لطفی و بی‌توجهی بود و از صحنه دور ماند تا اینکه در سال ۱۳۹۲ در دو جشنواره دوباره بر صحنه آمد و همه را حیرت‌زده کرد.
وی در سال ۱۳۹۷ در حوزه تخصصی آواز محلی خراسان مقام درجه یک هنری را دریافت کرد و به واسطه پژوهش‌های فوزیه مجد، مقام نوایی اولین بار با صدای او و نوازندگی نظرمحمد سلیمانی توسط فوزیه مجد ثبت و ضبط و توسط آقای مسعودیه آوانگاری شد که در کتاب موسیقی تربت جام نیز منتشر شده‌ است.
مرادعلی سالار احمدی در ۸۴ سالگی درگذشت. وی با خواندن زاده شد و با خواندن از دنیا رفت، فیلمی موجود است که او در بستر بیمارستان هنوز با همان تحریرهای خاص و پیچیده‌اش نوایی را می‌خواند. او را در بهشت محمدی تربت جام و در کنار پدر و مادرش به‌خاک سپردند.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity