کشف مارکی. پازولینی.pdf
123 KB
🔴#کشف__مارکی
#پیر_پائولو_پازولینی
ترجمه: #حسین_مکی زاده
کشفِ مارکس شاهکار پازولینی است. خیلی در موردش میشه حرف زد. خیال غریبی داره. انگار با یک زن حرف میزنه و ...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#پیر_پائولو_پازولینی
ترجمه: #حسین_مکی زاده
کشفِ مارکس شاهکار پازولینی است. خیلی در موردش میشه حرف زد. خیال غریبی داره. انگار با یک زن حرف میزنه و ...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نویسندگان_ملل
#ایران
#حسین_مکی
حسین مکی فرزند باقر میبدی، در ۱۲۹۰ در میبد یزد متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه سلطانی و دوره متوسطه را در دارالمعلمین و مدرسه معرفت تا کلاس دهم گذراند. سپس به شهر یزد رفت و به پیشنهاد رئیس فرهنگ یزد در اداره فرهنگ این شهر به عنوان معلم کلاس ششم استخدام شد. مدت دو سال به معلمی پرداخت و پس از آن به تهران آمد و تحصیلات خود را نزد معلمین خصوصی ادامه داد. چندی ادبیات فارسی، صرف و نحو عربی، منطق و عرفان تحصیل کرد. در طول خدمت وظیفه، در زمینههای مختلف ادبی تتبع نمود. مکی، نخست در دکان دوچرخهسازی که شیخ حسن خان برایش باز کرده بود، مشغول کار شد وی پس از تشکیل نیروی هوایی به ارتش پیوست، و تا درجهٔ استواری ارتقاء یافت.[۱] اما به دلایلی از خدمت در نیروی هوایی برکنار شد او پس از مدتی در اداره راهآهن اشتغال یافت و به سمت مدیرکل این اداره رسید.
همراهی او با مصدق در نهضت ملی شدن نفت او را به شهرت رساند. بعد از سی تیر به مخالفت با مصدق پرداخت.
وی در ۱۳۲۲ به اتفاق عدهای از مهندسین، حزب ایران را تأسیس کرد. در سال ۱۳۲۴، برابر با پنجمین دوره نخستوزیری قوام به معاونت شهرداری تهران انتخاب شد سپس با سمت مدیرکل وزارتخانه کار به فعالیت پرداخت و پس از تشکیل حزب دموکرات (۱۳۲۵ش) به درخواست احمد قوام عضویت مؤسس حزب مزبور را پذیرفته عضو کمیته تشکیلات شد و سرانجام به ریاست تشکیلات حزب در غرب ایران منصوب گردید. مکی در همین دوران، نماینده مردم اراک در مجلس پانزدهم شد. او در ۱۳۲۶ش پس از بازنگری در مواضع سیاسی خود، در دوران حکومت رزم آرا و ساعد به مخالفت با قرارداد «گس-گلشائیان» پرداخت. در اواخر عمر این دوره از مجلس دولت عجله داشت که قرارداد گس-گلشائیان را به تصویب برساند. به همین لحاظ مکی شبها را در مجلس میخوابید تا بتواند روز بعد اولین سخنران مجلس باشد و نوبت را از دست ندهد. بدین ترتیب او توانست تا پایان عمر مجلس پانزدهم بطور یک روند به عنوان مخالف سخنرانی کند و وقتی برای تصویب قرارداد باقی نگذارد.[۲] در همین ایام با همکاری بقایی حزب اقلیت را تشکیل داد. او در مجلس شانزدهم با همکاری مصدق به نمایندگی مردم تهران برگزیده شد و قویاً با دولت رزم آرا مبارزه کرد.
حسین مکی در زمره معترضان انتخابات دوره ۱۶ مجلس به همراه مصدق و جمعی از مدیران جراید در کاخ شاه متحصن گردید، همچنین به عنوان مخبر کمیسیون نفت در همین دوره انتخاب شد و در سال ۱۳۲۸ به جبهه ملی پیوست و با سمت دبیر آن حزب در ملی شدن صنعت نفت فعالیت کرد. در دولت مصدق به عنوان یکی از اعضای هیئت خلع ید، از شرکت سابق نفت برگزیده شد و برای تحقق این امر عازم خوزستان شد و پس از سه ماه مسئولیت امور عمرانی خوزستان را بر عهده گرفت و در ۱۳۳۰ همه تابلوهای شرکت نفت ایران و انگلیس را پایین آورد و پیام تشکری از مصدق و نیز آیتالله کاشانی دریافت کرد. وی در همین هیئت برای دستیابی به اهداف نهضت ملی به خارج از کشور رفت. او در شمار افرادی بود که تهدید به جلوگیری از صادرات نفت ایران کرد و به همین علت روزنامهها به او لقب «سرباز فداکار وطن» دادند.
مکی در دوره ۱۷ مجلس شورای ملی نیز به عنوان نماینده اول از تهران انتخاب شد. در ۲۹ اسفند ۱۳۳۱ از سوی مصدق به عنوان مشاور انتخاب گردید تا برای دفاع از حقوق مشروع کشور با وی همکاری و تشریک مساعی نماید که البته به علت بروز اختلافاتی، وی از این کار امتناع ورزید.
بعد از واقعه ۳۰ تیر ۱۳۳۱ فاصله او از مصدق بیشتر شد و با آیتالله کاشانی و بقایی به همکاری پرداخت. با این همه در شهریور ۱۳۳۱ بنا به دعوت بانک جهانی از سوی مصدق عازم آمریکا شد تا حمایت بانک جهانی را از موضع دولت ایران در مسئله نفت به دست آورد.
در ۱۶ فروردین ۱۳۳۲ به همراه قائم مقام الملک رفیع و عبدالله معظمی جزء هیئت هشت نفری از سوی مجلس مأمور شد تا از یک سو بین مصدق و شاه و از سوی دیگر میان مصدق و آیتالله کاشانی آشتی برقرار سازد. در همین زمان به پیشنهاد مصدق از سوی شاه نامزد وزارت دربار شد که مکی نپذیرفت.
در روز اول شهریور ۱۳۳۲ مکی طی نامههایی خطاب به شاه و نخستوزیر محاکمه مصدق را در دادرسی ارتش خلاف قانون دانست و متذکر شد مصدق بایستی طبق قانون محاکمه وزراء تحت تعقیب قرار گیرد. در ۲۵ شهریور ماه طبق تصویبنامه هیئت وزیران به عضویت شورایعالی نفت انتخاب شد.
در سال ۱۳۳۴ به دنبال سوءقصد به حسین علاء، دادرسی ارتش، پرونده قتل رزم آرا را مورد رسیدگی قرار داد و عدهای در حدود ۲۲ نفر بازداشت شدند که از جمله بازداشت شدگان حسین مکی بود و مدت زندانیش قریب یک ماه طول کشید.
📚🤔
🔴#نویسندگان_ملل
#ایران
#حسین_مکی
حسین مکی فرزند باقر میبدی، در ۱۲۹۰ در میبد یزد متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه سلطانی و دوره متوسطه را در دارالمعلمین و مدرسه معرفت تا کلاس دهم گذراند. سپس به شهر یزد رفت و به پیشنهاد رئیس فرهنگ یزد در اداره فرهنگ این شهر به عنوان معلم کلاس ششم استخدام شد. مدت دو سال به معلمی پرداخت و پس از آن به تهران آمد و تحصیلات خود را نزد معلمین خصوصی ادامه داد. چندی ادبیات فارسی، صرف و نحو عربی، منطق و عرفان تحصیل کرد. در طول خدمت وظیفه، در زمینههای مختلف ادبی تتبع نمود. مکی، نخست در دکان دوچرخهسازی که شیخ حسن خان برایش باز کرده بود، مشغول کار شد وی پس از تشکیل نیروی هوایی به ارتش پیوست، و تا درجهٔ استواری ارتقاء یافت.[۱] اما به دلایلی از خدمت در نیروی هوایی برکنار شد او پس از مدتی در اداره راهآهن اشتغال یافت و به سمت مدیرکل این اداره رسید.
همراهی او با مصدق در نهضت ملی شدن نفت او را به شهرت رساند. بعد از سی تیر به مخالفت با مصدق پرداخت.
وی در ۱۳۲۲ به اتفاق عدهای از مهندسین، حزب ایران را تأسیس کرد. در سال ۱۳۲۴، برابر با پنجمین دوره نخستوزیری قوام به معاونت شهرداری تهران انتخاب شد سپس با سمت مدیرکل وزارتخانه کار به فعالیت پرداخت و پس از تشکیل حزب دموکرات (۱۳۲۵ش) به درخواست احمد قوام عضویت مؤسس حزب مزبور را پذیرفته عضو کمیته تشکیلات شد و سرانجام به ریاست تشکیلات حزب در غرب ایران منصوب گردید. مکی در همین دوران، نماینده مردم اراک در مجلس پانزدهم شد. او در ۱۳۲۶ش پس از بازنگری در مواضع سیاسی خود، در دوران حکومت رزم آرا و ساعد به مخالفت با قرارداد «گس-گلشائیان» پرداخت. در اواخر عمر این دوره از مجلس دولت عجله داشت که قرارداد گس-گلشائیان را به تصویب برساند. به همین لحاظ مکی شبها را در مجلس میخوابید تا بتواند روز بعد اولین سخنران مجلس باشد و نوبت را از دست ندهد. بدین ترتیب او توانست تا پایان عمر مجلس پانزدهم بطور یک روند به عنوان مخالف سخنرانی کند و وقتی برای تصویب قرارداد باقی نگذارد.[۲] در همین ایام با همکاری بقایی حزب اقلیت را تشکیل داد. او در مجلس شانزدهم با همکاری مصدق به نمایندگی مردم تهران برگزیده شد و قویاً با دولت رزم آرا مبارزه کرد.
حسین مکی در زمره معترضان انتخابات دوره ۱۶ مجلس به همراه مصدق و جمعی از مدیران جراید در کاخ شاه متحصن گردید، همچنین به عنوان مخبر کمیسیون نفت در همین دوره انتخاب شد و در سال ۱۳۲۸ به جبهه ملی پیوست و با سمت دبیر آن حزب در ملی شدن صنعت نفت فعالیت کرد. در دولت مصدق به عنوان یکی از اعضای هیئت خلع ید، از شرکت سابق نفت برگزیده شد و برای تحقق این امر عازم خوزستان شد و پس از سه ماه مسئولیت امور عمرانی خوزستان را بر عهده گرفت و در ۱۳۳۰ همه تابلوهای شرکت نفت ایران و انگلیس را پایین آورد و پیام تشکری از مصدق و نیز آیتالله کاشانی دریافت کرد. وی در همین هیئت برای دستیابی به اهداف نهضت ملی به خارج از کشور رفت. او در شمار افرادی بود که تهدید به جلوگیری از صادرات نفت ایران کرد و به همین علت روزنامهها به او لقب «سرباز فداکار وطن» دادند.
مکی در دوره ۱۷ مجلس شورای ملی نیز به عنوان نماینده اول از تهران انتخاب شد. در ۲۹ اسفند ۱۳۳۱ از سوی مصدق به عنوان مشاور انتخاب گردید تا برای دفاع از حقوق مشروع کشور با وی همکاری و تشریک مساعی نماید که البته به علت بروز اختلافاتی، وی از این کار امتناع ورزید.
بعد از واقعه ۳۰ تیر ۱۳۳۱ فاصله او از مصدق بیشتر شد و با آیتالله کاشانی و بقایی به همکاری پرداخت. با این همه در شهریور ۱۳۳۱ بنا به دعوت بانک جهانی از سوی مصدق عازم آمریکا شد تا حمایت بانک جهانی را از موضع دولت ایران در مسئله نفت به دست آورد.
در ۱۶ فروردین ۱۳۳۲ به همراه قائم مقام الملک رفیع و عبدالله معظمی جزء هیئت هشت نفری از سوی مجلس مأمور شد تا از یک سو بین مصدق و شاه و از سوی دیگر میان مصدق و آیتالله کاشانی آشتی برقرار سازد. در همین زمان به پیشنهاد مصدق از سوی شاه نامزد وزارت دربار شد که مکی نپذیرفت.
در روز اول شهریور ۱۳۳۲ مکی طی نامههایی خطاب به شاه و نخستوزیر محاکمه مصدق را در دادرسی ارتش خلاف قانون دانست و متذکر شد مصدق بایستی طبق قانون محاکمه وزراء تحت تعقیب قرار گیرد. در ۲۵ شهریور ماه طبق تصویبنامه هیئت وزیران به عضویت شورایعالی نفت انتخاب شد.
در سال ۱۳۳۴ به دنبال سوءقصد به حسین علاء، دادرسی ارتش، پرونده قتل رزم آرا را مورد رسیدگی قرار داد و عدهای در حدود ۲۲ نفر بازداشت شدند که از جمله بازداشت شدگان حسین مکی بود و مدت زندانیش قریب یک ماه طول کشید.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
#حسین_مکی مینویسد:
#ناصرالدین_شاه" در زمان قاجار به دستور سفیر روس و انگلیس، حق مسافرت به شمال و جنوب ایران را نداشت؛
《تاریخ سیاسی ایران صفحات بیشماری را که حاکی از مداخله نامشروع ملل اروپایی مخصوصا همسایگان شمالی و جنوبی بر امور جاریه کشور میباشد سیاه کرده است، برای تایید این ادعا از لحاظ نمونه به ذکر قسمتی از یادداشتهای #ناصرالدین_شاه پرداخته میشود تا حقیقت آشکار گردد. نگارنده در یادداشتهای شخصی ناصرالدین شاه دیده است که قریب باین مضمون نوشته است : "میخواهم به شمال مملکت بروم سفیر #انگلیس اعتراض میکند، میخواهم به جنوب بروم سفیر #روس اعتراض میکند، ای مرده شو این سلطنت را ببرد که شاه حق ندارد به شمال و جنوب مملکتش مسافرت نماید"
سرچشمه: #حسین_مکی، "زندگانی سیاسی سلطان احمد شاه" صفحه ۵
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
#حسین_مکی مینویسد:
#ناصرالدین_شاه" در زمان قاجار به دستور سفیر روس و انگلیس، حق مسافرت به شمال و جنوب ایران را نداشت؛
《تاریخ سیاسی ایران صفحات بیشماری را که حاکی از مداخله نامشروع ملل اروپایی مخصوصا همسایگان شمالی و جنوبی بر امور جاریه کشور میباشد سیاه کرده است، برای تایید این ادعا از لحاظ نمونه به ذکر قسمتی از یادداشتهای #ناصرالدین_شاه پرداخته میشود تا حقیقت آشکار گردد. نگارنده در یادداشتهای شخصی ناصرالدین شاه دیده است که قریب باین مضمون نوشته است : "میخواهم به شمال مملکت بروم سفیر #انگلیس اعتراض میکند، میخواهم به جنوب بروم سفیر #روس اعتراض میکند، ای مرده شو این سلطنت را ببرد که شاه حق ندارد به شمال و جنوب مملکتش مسافرت نماید"
سرچشمه: #حسین_مکی، "زندگانی سیاسی سلطان احمد شاه" صفحه ۵
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity