🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب

#حیات_ذهن
#هانا_آرنت
برگردان: #مسعود_علیا
#نشر_ققنوس
#فلسفه

اگر کسی پیدا شود که به هر منظوری، بخواهد «ارزش‌ها» یا فضایل کهن را براندازد، این کار را به قدر کافی آسان خواهد یافت به شرط آن که آداب و اصول تازه‌ای عرضه کند، و برای تحصیل این آداب و اصول نیرویی نسبتا اندک نیاز خواهد داشت و محتاج هیچ گونه اقناع ـ یعنی برهانی بر این که ارزش‌های جدید بهتر از ارزش‌های قدیمند ـ نخواهد بود. انسان‌ها هرقدر محکم‌تر به آداب و اصول کهن بیاویزند، بیشتر شایق خواهند بود که در آداب و اصول جدید جذب شوند، و این در عمل به آن معناست که آماده‌ترین افراد برای اطاعت، کسانی خواهند بود که محترم‌ترین ستون‌های جامعه بوده‌اند و احتمال غرق شدن در افکار، اعم از افکار خطرناک و بی‌خطر، در مورد آن‌ها کمتر از همه بوده است، در‌حالی‌که کسانی که به ظاهر در میان عناصر نظم کهن کم‌تر از همه قابل اعتماد بوده‌اند، کمتر از همه مطیع خواهند بود.

کتاب های نویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
نوع فایل: Pdf
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#فلسفه

#حیات_ذهن

#هانا_آرنت

چه چیزی ما را به تفکر وامی دارد؟

پرسش ما - این‌که " چه چیزی ما را به تفکر وا می‌دارد ؟" - نه جویای علل است نه جویای غایات.
این پرسش با مسلم گرفتن نیاز انسان به تفکر، از این فرض آغاز می شود که فعالیت تفکر در زمره آن energeiai [فعالیت هایی] است که، مثل نواختن نی، غایاتشان در خود آنهاست و محصول نهایی خارجی ملموسی در جهانی که مسکون ماست ندارند.

نمی توانیم مشخص کنیم که اول بار در چه زمانی این نیاز احساس شد، اما خود واقعیت زبان و همه آنچه از دوران پیشافلسفی و از اسطوره هایی می دانیم که نام پدیدآورندگانشان را نمی توانیم مشخص کنیم، به ما حق می‌دهند که فرض کنیم ظهور این نیاز با پدیدار شدن آدمی بر کره خاکی مقارن بوده‌است.

با این حال، آنچه می توانیم زمانش را مشخص کنیم آغاز متافیزیک و آغاز فلسفه است، و آنچه می توانیم نام ببریم پاسخ هایی است که در ادوار گوناگون تاریخ‌مان به پرسش ما داده شده است.

بخشی از پاسخ یونانی در این باور جميعِ متفکران یونانی است که فلسفه انسان‌های میرنده را قادر می سازد تا در جوار چیزهای نامیرنده سکنی گزینند و به این ترتیب «نامیرندگی را تا بالاترین حدی که طبیعت بشر اجازه می دهد» به کف آورند یا در خودشان
بپرورند.

فلسفه ورزی در آن کوتاه زمانی که انسان ها می توانند پرداختن به آن را تاب آورند میرندگان را به موجوداتی خدای‌گونه، به «خدایانی میرا» به تعبیر سیسرون، مبدل می سازد.
( به همین منوال است که ریشه شناسی باستان بارها و بارها کلمه کلیدی «theorein» و حتى «theatron» را مشتق از «theos [خدا] محسوب می کرد.)

مشکل پاسخ یونانی ناسازگاری آن است با خود کلمه #فلسفه ، یعنی دوستداری حکمت یا میل به حکمت، که نمی توان آن را به خدایان نسبت داد؛

به تعبير افلاطون، «خدا فلسفه نمی ورزد یا میل ندارد که حكیم باشد؛ زیرا او حکیم هست».

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity