🔴#مرا ببوس مرا ببوس برای اخرین بار
تورا خدانگهدارکه میروم بسوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سر نوشت
در میان طوفان همپیمان با قایقرانها
گذشته از جان باید بگذشت از طوفانها
به نیمه شبها دارم با یارم پیمانها
که بر فروزم اتشها در کوهستانها
اه شبه سیه گذز کند
زتیره راه گذر کند
نگه کن ای گل من
سرشک غم به دامن
برای من میفکن
دختر زیبا امشب بر تو مهمانم
در پیش تو می مانم
تا لب بگذاری بر لب من
دختر زیبا از برق نگاه تو
اشک بی گناه تو روشن سازد یک امشب من
مرا ببوس مرا ببوس برای اخرین بار
تورا خدا نگهدارکه میروم بسوی سرنوشت...
#حیدر_رقابی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
تورا خدانگهدارکه میروم بسوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سر نوشت
در میان طوفان همپیمان با قایقرانها
گذشته از جان باید بگذشت از طوفانها
به نیمه شبها دارم با یارم پیمانها
که بر فروزم اتشها در کوهستانها
اه شبه سیه گذز کند
زتیره راه گذر کند
نگه کن ای گل من
سرشک غم به دامن
برای من میفکن
دختر زیبا امشب بر تو مهمانم
در پیش تو می مانم
تا لب بگذاری بر لب من
دختر زیبا از برق نگاه تو
اشک بی گناه تو روشن سازد یک امشب من
مرا ببوس مرا ببوس برای اخرین بار
تورا خدا نگهدارکه میروم بسوی سرنوشت...
#حیدر_رقابی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۹ آذر زادروز #حیدر_رقابی
( زاده ۱۹ آذر ۱۳۱۰ – درگذشته ۲۳ آذر ۱۳۶۶ تهران) شاعر
حیدر رقابی شاعر و فعال سیاسی و متخلص به «هاله» بود. پدرش باجناق محمدحسن شمشیری از هواداران دکتر مصدق و مادرش با مادر بیژن ترقی، ترانهسرای معروف، دختر عمو بودهاند. وی از نظر گرایش و بینش سیاسی، فردی ملیگرا و فعال بود. مهمترین شناختی که از حیدر رقابی در ایران وجود دارد این است که وی با تخلص به «هاله»، سراینده شعر ترانه مرا ببوس با صدای حسن گلنراقی است.
ناصر انقطاع سردبیر سابق روزنامه صبح ایران مینویسد: حیدر رقابی که پیش از ۲۸ امرداد، سازمان «سربازان جبهه ملی» را رهبری میکرد و ملی گرایی تندرو بود، به سمت مسئول کمیته نهضت مقاومت ملی دانشگاه تهران برگزیده شد. وی در اثر فعالیتهای خود در نهضت مقاومت ملی به زندان افتاد. او که مسئول کمیتهٔ تشکیلات نهضت مقاومت ملی دانشگاه تهران در سالهای ۳۲ تا ۳۴ بود با وساطت شمشیری از زندان آزاد شد، با این شرط که ایران را ترک کند.
او پس از آزادی از زندان در سال ۱۳۳۴ از ایران رفت و در آمریکا سرگرم تحصیل در دانشگاه کلمبیا شد و در رشتهٔ حقوق بینالملل از این مرکز عملی لیسانس و فوقلیسانس گرفت ولی چون دست از ستیز با رژیم پس از ۲۸ مرداد برنمیداشت، با سفارت ایران در آمریکا درگیر شد و زمانی که کارشکنیهای سفارت عرصه را بر او تنگ کرد، بهناچار به آلمان رفت و دورهٔ دکترای فلسفه را در دانشگاه برلین گذرانید و در برلین هم خاموش نماند و «سازمان دانشجویان ملی» را پایهریزی و هفتهنامهای ۴ صفحهای بهنام «پیشوا» را منتشر کرد. (این پیشنامی بود که دکتر حسین فاطمی به مصدق داده بود)
حیدر رقابی از دوستان نزدیک خسرو قشقایی عضو جبهه ملی ایران بود. در سالهای آغازین دهه ۴۰ که خسرو قشقایی نشریه باختر امروز را در آلمان منتشر میکرد، حیدر رقابی نیز همراه او بود. (باختر امروز نشریه دکتر حسین فاطمی در دوران ملی شدن نفت بود) پایاننامهای که رقابی برای گذرانیدن آزمایش دکتری خود نوشت عنوان «مکتب انقلابی ملتها» داشت و در آن پیشبینی کرده بود که سرانجام دو آلمان خاوری و باختری دوباره به هم خواهند پیوست. «ویلی برانت» صدراعظم آلمان، این پایاننامه را بهصورت کتابی با هزینهٔ خود چاپ کرد. دکتر «حیدر رقابی» سپس از آلمان، دوباره به آمریکا بازگشت و در دانشگاههای این کشور با سمت استادی به تدریس «حقوق بینالملل» پرداخت.
پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷، بعد از ۲۴ سال دوری از میهن، به ایران بازگشت و به تدریس در دانشگاه مشغول شد ولی پس از انقلاب فرهنگی مانع از ادامه کار او در دانشگاه شدند.
ده سال بعد از این بازگشت، به دلیل بیماری در کالیفرنیا بستری شد. با وخامت حالش، و با توسل به برادرش جهانگیر رقابی، در آخرین روزهای زندگی دوباره به ایران بازگشت و در ۵۶ سالگی درگذشت و در گورستان «ابن بابویه» به خاک سپرده شد. او از آنجا که هرگز ازدواج نکرد بازماندهای نداشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۹ آذر زادروز #حیدر_رقابی
( زاده ۱۹ آذر ۱۳۱۰ – درگذشته ۲۳ آذر ۱۳۶۶ تهران) شاعر
حیدر رقابی شاعر و فعال سیاسی و متخلص به «هاله» بود. پدرش باجناق محمدحسن شمشیری از هواداران دکتر مصدق و مادرش با مادر بیژن ترقی، ترانهسرای معروف، دختر عمو بودهاند. وی از نظر گرایش و بینش سیاسی، فردی ملیگرا و فعال بود. مهمترین شناختی که از حیدر رقابی در ایران وجود دارد این است که وی با تخلص به «هاله»، سراینده شعر ترانه مرا ببوس با صدای حسن گلنراقی است.
ناصر انقطاع سردبیر سابق روزنامه صبح ایران مینویسد: حیدر رقابی که پیش از ۲۸ امرداد، سازمان «سربازان جبهه ملی» را رهبری میکرد و ملی گرایی تندرو بود، به سمت مسئول کمیته نهضت مقاومت ملی دانشگاه تهران برگزیده شد. وی در اثر فعالیتهای خود در نهضت مقاومت ملی به زندان افتاد. او که مسئول کمیتهٔ تشکیلات نهضت مقاومت ملی دانشگاه تهران در سالهای ۳۲ تا ۳۴ بود با وساطت شمشیری از زندان آزاد شد، با این شرط که ایران را ترک کند.
او پس از آزادی از زندان در سال ۱۳۳۴ از ایران رفت و در آمریکا سرگرم تحصیل در دانشگاه کلمبیا شد و در رشتهٔ حقوق بینالملل از این مرکز عملی لیسانس و فوقلیسانس گرفت ولی چون دست از ستیز با رژیم پس از ۲۸ مرداد برنمیداشت، با سفارت ایران در آمریکا درگیر شد و زمانی که کارشکنیهای سفارت عرصه را بر او تنگ کرد، بهناچار به آلمان رفت و دورهٔ دکترای فلسفه را در دانشگاه برلین گذرانید و در برلین هم خاموش نماند و «سازمان دانشجویان ملی» را پایهریزی و هفتهنامهای ۴ صفحهای بهنام «پیشوا» را منتشر کرد. (این پیشنامی بود که دکتر حسین فاطمی به مصدق داده بود)
حیدر رقابی از دوستان نزدیک خسرو قشقایی عضو جبهه ملی ایران بود. در سالهای آغازین دهه ۴۰ که خسرو قشقایی نشریه باختر امروز را در آلمان منتشر میکرد، حیدر رقابی نیز همراه او بود. (باختر امروز نشریه دکتر حسین فاطمی در دوران ملی شدن نفت بود) پایاننامهای که رقابی برای گذرانیدن آزمایش دکتری خود نوشت عنوان «مکتب انقلابی ملتها» داشت و در آن پیشبینی کرده بود که سرانجام دو آلمان خاوری و باختری دوباره به هم خواهند پیوست. «ویلی برانت» صدراعظم آلمان، این پایاننامه را بهصورت کتابی با هزینهٔ خود چاپ کرد. دکتر «حیدر رقابی» سپس از آلمان، دوباره به آمریکا بازگشت و در دانشگاههای این کشور با سمت استادی به تدریس «حقوق بینالملل» پرداخت.
پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷، بعد از ۲۴ سال دوری از میهن، به ایران بازگشت و به تدریس در دانشگاه مشغول شد ولی پس از انقلاب فرهنگی مانع از ادامه کار او در دانشگاه شدند.
ده سال بعد از این بازگشت، به دلیل بیماری در کالیفرنیا بستری شد. با وخامت حالش، و با توسل به برادرش جهانگیر رقابی، در آخرین روزهای زندگی دوباره به ایران بازگشت و در ۵۶ سالگی درگذشت و در گورستان «ابن بابویه» به خاک سپرده شد. او از آنجا که هرگز ازدواج نکرد بازماندهای نداشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۹ آذر زادروز #حیدر_رقابی
( زاده ۱۹ آذر ۱۳۱۰ تهران – درگذشته ۲۳ آذر ۱۳۶۶ تهران) شاعر
حیدر رقابی شاعر و فعال سیاسی و متخلص به «هاله» بود. پدرش باجناق محمدحسن شمشیری از هواداران دکتر مصدق و مادرش با مادر بیژن ترقی، ترانهسرای معروف، دختر عمو بودهاند. وی از نظر گرایش و بینش سیاسی، فردی ملیگرا و فعال بود. مهمترین شناختی که از حیدر رقابی در ایران وجود دارد این است که وی با تخلص به «هاله»، سراینده شعر ترانه مرا ببوس با صدای حسن گلنراقی است.
ناصر انقطاع سردبیر سابق روزنامه صبح ایران مینویسد: حیدر رقابی که پیش از ۲۸ امرداد، سازمان «سربازان جبهه ملی» را رهبری میکرد و ملی گرایی تندرو بود، به سمت مسئول کمیته نهضت مقاومت ملی دانشگاه تهران برگزیده شد. وی در اثر فعالیتهای خود در نهضت مقاومت ملی به زندان افتاد. او که مسئول کمیته تشکیلات نهضت مقاومت ملی دانشگاه تهران در سالهای ۳۲ تا ۳۴ بود، با وساطت شمشیری از زندان آزاد شد، با این شرط که ایران را ترک کند.
او پس از آزادی از زندان در سال ۱۳۳۴ از ایران رفت و در آمریکا سرگرم تحصیل در دانشگاه کلمبیا شد و در رشته حقوق بینالملل از این مرکز، لیسانس و فوقلیسانس گرفت ولی چون دست از مبارزه برنمیداشت، با سفارت ایران در آمریکا درگیر شد و بهناچار به آلمان رفت. وی در آنجا دکترای فلسفه را در دانشگاه برلین گذرانید و همانجا هم خاموش نماند و «سازمان دانشجویان ملی» را پایهریزی و هفتهنامهای ۴ صفحهای بهنام «پیشوا» را منتشر کرد. (این پیشنامی بود که دکتر فاطمی به مصدق داده بود)
رقابی از دوستان نزدیک خسرو قشقایی عضو جبهه ملی ایران بود. در سالهای آغازین دهه ۴۰ که خسرو قشقایی نشریه باختر امروز را در آلمان منتشر میکرد، رقابی نیز همراه او بود. (باختر امروز نشریه دکتر فاطمی در دوران ملی شدن نفت بود) پایاننامهای که رقابی برای گذرانیدن آزمایش دکتری خود نوشت عنوان «مکتب انقلابی ملتها» داشت و در آن پیشبینی کرده بود که سرانجام دو آلمان خاوری و باختری دوباره به هم خواهند پیوست. «ویلی برانت» صدراعظم آلمان، این پایاننامه را بهصورت کتابی با هزینه خود چاپ کرد. دکتر «حیدر رقابی» سپس از آلمان، دوباره به آمریکا بازگشت و در دانشگاههای این کشور با سمت استادی به تدریس «حقوق بینالملل» پرداخت.
پس از انقلاب، بعد از ۲۴ سال دوری از میهن، به ایران بازگشت و به تدریس در دانشگاه مشغول شد ولی پس از انقلاب فرهنگی مانع از ادامه کار او در دانشگاه شدند.
ده سال بعد از این بازگشت، به دلیل بیماری در کالیفرنیا بستری شد. با وخامت حالش، و با توسل به برادرش جهانگیر رقابی، در آخرین روزهای زندگی دوباره به ایران بازگشت و در ۵۶ سالگی درگذشت و در گورستان «ابن بابویه» به خاک سپرده شد. او از آنجا که هرگز ازدواج نکرد بازماندهای نداشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۹ آذر زادروز #حیدر_رقابی
( زاده ۱۹ آذر ۱۳۱۰ تهران – درگذشته ۲۳ آذر ۱۳۶۶ تهران) شاعر
حیدر رقابی شاعر و فعال سیاسی و متخلص به «هاله» بود. پدرش باجناق محمدحسن شمشیری از هواداران دکتر مصدق و مادرش با مادر بیژن ترقی، ترانهسرای معروف، دختر عمو بودهاند. وی از نظر گرایش و بینش سیاسی، فردی ملیگرا و فعال بود. مهمترین شناختی که از حیدر رقابی در ایران وجود دارد این است که وی با تخلص به «هاله»، سراینده شعر ترانه مرا ببوس با صدای حسن گلنراقی است.
ناصر انقطاع سردبیر سابق روزنامه صبح ایران مینویسد: حیدر رقابی که پیش از ۲۸ امرداد، سازمان «سربازان جبهه ملی» را رهبری میکرد و ملی گرایی تندرو بود، به سمت مسئول کمیته نهضت مقاومت ملی دانشگاه تهران برگزیده شد. وی در اثر فعالیتهای خود در نهضت مقاومت ملی به زندان افتاد. او که مسئول کمیته تشکیلات نهضت مقاومت ملی دانشگاه تهران در سالهای ۳۲ تا ۳۴ بود، با وساطت شمشیری از زندان آزاد شد، با این شرط که ایران را ترک کند.
او پس از آزادی از زندان در سال ۱۳۳۴ از ایران رفت و در آمریکا سرگرم تحصیل در دانشگاه کلمبیا شد و در رشته حقوق بینالملل از این مرکز، لیسانس و فوقلیسانس گرفت ولی چون دست از مبارزه برنمیداشت، با سفارت ایران در آمریکا درگیر شد و بهناچار به آلمان رفت. وی در آنجا دکترای فلسفه را در دانشگاه برلین گذرانید و همانجا هم خاموش نماند و «سازمان دانشجویان ملی» را پایهریزی و هفتهنامهای ۴ صفحهای بهنام «پیشوا» را منتشر کرد. (این پیشنامی بود که دکتر فاطمی به مصدق داده بود)
رقابی از دوستان نزدیک خسرو قشقایی عضو جبهه ملی ایران بود. در سالهای آغازین دهه ۴۰ که خسرو قشقایی نشریه باختر امروز را در آلمان منتشر میکرد، رقابی نیز همراه او بود. (باختر امروز نشریه دکتر فاطمی در دوران ملی شدن نفت بود) پایاننامهای که رقابی برای گذرانیدن آزمایش دکتری خود نوشت عنوان «مکتب انقلابی ملتها» داشت و در آن پیشبینی کرده بود که سرانجام دو آلمان خاوری و باختری دوباره به هم خواهند پیوست. «ویلی برانت» صدراعظم آلمان، این پایاننامه را بهصورت کتابی با هزینه خود چاپ کرد. دکتر «حیدر رقابی» سپس از آلمان، دوباره به آمریکا بازگشت و در دانشگاههای این کشور با سمت استادی به تدریس «حقوق بینالملل» پرداخت.
پس از انقلاب، بعد از ۲۴ سال دوری از میهن، به ایران بازگشت و به تدریس در دانشگاه مشغول شد ولی پس از انقلاب فرهنگی مانع از ادامه کار او در دانشگاه شدند.
ده سال بعد از این بازگشت، به دلیل بیماری در کالیفرنیا بستری شد. با وخامت حالش، و با توسل به برادرش جهانگیر رقابی، در آخرین روزهای زندگی دوباره به ایران بازگشت و در ۵۶ سالگی درگذشت و در گورستان «ابن بابویه» به خاک سپرده شد. او از آنجا که هرگز ازدواج نکرد بازماندهای نداشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity