🔴 سلبریتیهای ایران، پول، مردم یا حکومت «مهناز افشار»
مهناز افشار هنرپیشە محبوب و سرشناس در هفتههای گذشته چندین توییت با هشتگ #دختران_خیابان_انقلاب منتشر کرده و از جمله نوشته است: «با دستکاری سکو و یا حتی کشیدن سیم خاردار صورت مسئله پاک نمیشود.» او همچنین درباره مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر نوشته بود: «صدا و سیما امسال هم مثل همه این سالها مراسم اختتامیه را جوری نشون داد که گویا تقریبا هیچ زنی توی سالن نیست. نمیدونم این چه تصادفیه که #خیابان_انقلاب میرسه به #خیابان_آزادی … از ما که گذشت ولی بقیه زنان این مملکت رو اگر نشون هم نمیدن، لااقل ببینن!»
این همدلی و همگامی خانم افشار با مردم قابل تحسین بود. ولی مدتی بعد مهناز افشار با حضور در سریال گلشیفته، مسایلی را برملا کرد. از جمله اینکه حضور مهناز افشار با چادر در این سریال بعنوان پشت پا زدن بە آرمانهایی که ما دختران مدافع آن هستیم، تلقی شد و اتهام اینکە نظام و سپاه با سلبریتیها در ارتباط هستند را تقویت کرد.
بخش تعجب برانگیز ماجرا آن جاست که در این سریال با نقد اجتماعی و تلاش برای آگاهسازی مخاطب از عمل تغییر جنسیت مواجه نیستیم، بلکه این موضوع دستمایهای برای شوخیهای سطح پایین است. اگر شوخیهای سطح پایین و تأثیرشان در تداوم ذهنیت منفی افراد جامعه را نادیدە گرفت، از بار روانی این شوخیها روی افرادی که تغییر جنسیت دادهاند و با خانواده و جامعه در جدالاند، نمیتوان گذشت.
دختر یا پسری که به دلیل مشکل ترنسکشوال (دو جنسیتی) ناچار به تغییر جنسیت است، چرا باید مورد تمسخر قرار بگیرد؟! و چرا این بازیگران به نادیدە گرفتن روحیە این قشر جامعە تن میدهند؟! براستی چرا با دستمزد پروژەای تلویزیونی، همه آرمانها، احترامها، حمایتها و حرفهایی که زدهاید را نادیده میگیرید؟
محسن تنابنده یکی از هنرمندانی است که با دیدن پول میلیاردی دست و پایش سست شد و تن به کاری داد که به مذاق مردم خوش نیامد، سرانجام دیدید که چگونه از چشم مردم افتاد. ما مردم شما را سلبریتی کردیم و ما مردم باعث محبوبیت شما شدهایم. نگذارید چنین استنباط شود کە شما در ظاهر مدافع ما مردم هستید و با ظاهرسازیهای مجازی قصد فریب مردم را دارید. خانم افشار لطفا با مردم بمانید.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
مهناز افشار هنرپیشە محبوب و سرشناس در هفتههای گذشته چندین توییت با هشتگ #دختران_خیابان_انقلاب منتشر کرده و از جمله نوشته است: «با دستکاری سکو و یا حتی کشیدن سیم خاردار صورت مسئله پاک نمیشود.» او همچنین درباره مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر نوشته بود: «صدا و سیما امسال هم مثل همه این سالها مراسم اختتامیه را جوری نشون داد که گویا تقریبا هیچ زنی توی سالن نیست. نمیدونم این چه تصادفیه که #خیابان_انقلاب میرسه به #خیابان_آزادی … از ما که گذشت ولی بقیه زنان این مملکت رو اگر نشون هم نمیدن، لااقل ببینن!»
این همدلی و همگامی خانم افشار با مردم قابل تحسین بود. ولی مدتی بعد مهناز افشار با حضور در سریال گلشیفته، مسایلی را برملا کرد. از جمله اینکه حضور مهناز افشار با چادر در این سریال بعنوان پشت پا زدن بە آرمانهایی که ما دختران مدافع آن هستیم، تلقی شد و اتهام اینکە نظام و سپاه با سلبریتیها در ارتباط هستند را تقویت کرد.
بخش تعجب برانگیز ماجرا آن جاست که در این سریال با نقد اجتماعی و تلاش برای آگاهسازی مخاطب از عمل تغییر جنسیت مواجه نیستیم، بلکه این موضوع دستمایهای برای شوخیهای سطح پایین است. اگر شوخیهای سطح پایین و تأثیرشان در تداوم ذهنیت منفی افراد جامعه را نادیدە گرفت، از بار روانی این شوخیها روی افرادی که تغییر جنسیت دادهاند و با خانواده و جامعه در جدالاند، نمیتوان گذشت.
دختر یا پسری که به دلیل مشکل ترنسکشوال (دو جنسیتی) ناچار به تغییر جنسیت است، چرا باید مورد تمسخر قرار بگیرد؟! و چرا این بازیگران به نادیدە گرفتن روحیە این قشر جامعە تن میدهند؟! براستی چرا با دستمزد پروژەای تلویزیونی، همه آرمانها، احترامها، حمایتها و حرفهایی که زدهاید را نادیده میگیرید؟
محسن تنابنده یکی از هنرمندانی است که با دیدن پول میلیاردی دست و پایش سست شد و تن به کاری داد که به مذاق مردم خوش نیامد، سرانجام دیدید که چگونه از چشم مردم افتاد. ما مردم شما را سلبریتی کردیم و ما مردم باعث محبوبیت شما شدهایم. نگذارید چنین استنباط شود کە شما در ظاهر مدافع ما مردم هستید و با ظاهرسازیهای مجازی قصد فریب مردم را دارید. خانم افشار لطفا با مردم بمانید.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
به مناسبت روز دانشجو
افسوس برای دانشگاههایی که محصولش را آمریکا و کانادا و استرالیا می چیند!
تقلیل دانشگاهها به سالن انتظار برای پرواز فارغالتحصیلان، یک خسارت تمامعیار است. یک ظلم به سرمایههای مادی و معنوی کشور.
اینکه سرمایه و وقت و انرژی کشور صرف تربیت یک نفر شود و درست وقتی مدرکتحصیلی گرفت، یکراست برود دارالترجمه و بعد جوری این کشور را ترک کند که انگار از گور گریخته، ظلم است... درختی که اینجا برای ثمر دادنش هزینه شده، میوهاش را دیگری میچیند. درد ندارد؟
آدمها یک بار به دنیا میآیند و حق دارند از این یک فرصت لذت ببرند، حق دارند بروند جایی که احترام میبینند و لازم نباشد از صبح تا شب اخبار گوش بدهند که «چه میشود؟» اما چرا مردم یک کشور هزینهاش را بدهند تا میوه بیفتد توی دامن کانادا و آمریکا و استرالیا؟
چه کردهاید که دانشآموخته ایرانی ترجیح میدهد برود جایی دور از خانه پدری، همبرگر بگذارد لای نان بدهد دست مشتری، اما اینجا نماند؟ هر وقت این مهاجرتهای شبیه گریختن، متوقف شد بگویید: روز دانشجو مبارک!
تبدیل دانشگاهها به کارگاه تولید مقاله کیلویی و مسابقه «هرکی بیشتر مقاله چاپ کنه، دانشمندتره» خسارت است. خروجی این همه مقاله چیست؟ کدام مشکل مردم را حل کرده؟ جز سخنرانیدرمانی و آماربازی فایده ای داشته؟ از این رکوردشکنیها چیزی نصیب مردم میشود؟ علمی که خروجیاش نتواند گرهگشایی کند، افسانه و افسون است.
کسانی که از دانششان برای بهبود زندگی مردم بهره می گیرند دست مریزاد دارند، اما اگر هدف از دانشگاه رکوردزدن در زمینه تولید مقاله است، همه دانشگاه ها را ببندید، بروید از #خیابان_انقلاب کیلوکیلو مقاله و پایان نامه بخرید!
تا زمانی که میشود این همه علنی در امثال خیابان انقلاب پول داد و آشکارا علم را «خرید»، تبریک گفتن روز دانشجو «بیداری طفلی است که محتاج به لالاست»!
16 آذر و #روز_دانشجو در همه این سالها یا دورهم خواندن سرود رنجبار «یار دبستانی من» بوده، یا استندآپ کمدی و مسابقه آشپزی! لابهلایش گاهی هم دانشجویان و اساتیدی حرفهایی زدهاند که اسباب دردسرشان شده. آدم عاقل که این کارها را نمیکند!
نزدیک به 20 سال است در فضای دانشگاه درس میخوانم و کار میکنم، جز عده معدودی که میآیند چیزی یاد بگیرند و «دانش جو» هستند، بسیاری فقط دنبال گرفتن مدرک هستند که با آن بروند سرکاری، اضافه حقوقی بگیرند یا مهاجرت کنند. در دانشگاهها نه کسی درس زندگی واقعی میدهد، نه عشق به وطن و میل به ماندن و جنگیدن برای بهبود شرایط.
بچهها اینجا آنقدر «باهوش» میشوند که یاد بگیرند کلاهشان را سفت بچسبند که باد نبرد!
تلخ نوشتهام و بیرحمانه؟ در 18سالگی فکر میکردم آینده این کشور را دانشگاهها و دانشجوها میسازند، الان در چهلسالگی عاقلانه نیست که به همان اندازه خوشخیال باشم. امیدوارم دانشجوهای امروز وقتی چهلسالشان شد #ایران بهتری بسازند.
#احسان_محمدی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
به مناسبت روز دانشجو
افسوس برای دانشگاههایی که محصولش را آمریکا و کانادا و استرالیا می چیند!
تقلیل دانشگاهها به سالن انتظار برای پرواز فارغالتحصیلان، یک خسارت تمامعیار است. یک ظلم به سرمایههای مادی و معنوی کشور.
اینکه سرمایه و وقت و انرژی کشور صرف تربیت یک نفر شود و درست وقتی مدرکتحصیلی گرفت، یکراست برود دارالترجمه و بعد جوری این کشور را ترک کند که انگار از گور گریخته، ظلم است... درختی که اینجا برای ثمر دادنش هزینه شده، میوهاش را دیگری میچیند. درد ندارد؟
آدمها یک بار به دنیا میآیند و حق دارند از این یک فرصت لذت ببرند، حق دارند بروند جایی که احترام میبینند و لازم نباشد از صبح تا شب اخبار گوش بدهند که «چه میشود؟» اما چرا مردم یک کشور هزینهاش را بدهند تا میوه بیفتد توی دامن کانادا و آمریکا و استرالیا؟
چه کردهاید که دانشآموخته ایرانی ترجیح میدهد برود جایی دور از خانه پدری، همبرگر بگذارد لای نان بدهد دست مشتری، اما اینجا نماند؟ هر وقت این مهاجرتهای شبیه گریختن، متوقف شد بگویید: روز دانشجو مبارک!
تبدیل دانشگاهها به کارگاه تولید مقاله کیلویی و مسابقه «هرکی بیشتر مقاله چاپ کنه، دانشمندتره» خسارت است. خروجی این همه مقاله چیست؟ کدام مشکل مردم را حل کرده؟ جز سخنرانیدرمانی و آماربازی فایده ای داشته؟ از این رکوردشکنیها چیزی نصیب مردم میشود؟ علمی که خروجیاش نتواند گرهگشایی کند، افسانه و افسون است.
کسانی که از دانششان برای بهبود زندگی مردم بهره می گیرند دست مریزاد دارند، اما اگر هدف از دانشگاه رکوردزدن در زمینه تولید مقاله است، همه دانشگاه ها را ببندید، بروید از #خیابان_انقلاب کیلوکیلو مقاله و پایان نامه بخرید!
تا زمانی که میشود این همه علنی در امثال خیابان انقلاب پول داد و آشکارا علم را «خرید»، تبریک گفتن روز دانشجو «بیداری طفلی است که محتاج به لالاست»!
16 آذر و #روز_دانشجو در همه این سالها یا دورهم خواندن سرود رنجبار «یار دبستانی من» بوده، یا استندآپ کمدی و مسابقه آشپزی! لابهلایش گاهی هم دانشجویان و اساتیدی حرفهایی زدهاند که اسباب دردسرشان شده. آدم عاقل که این کارها را نمیکند!
نزدیک به 20 سال است در فضای دانشگاه درس میخوانم و کار میکنم، جز عده معدودی که میآیند چیزی یاد بگیرند و «دانش جو» هستند، بسیاری فقط دنبال گرفتن مدرک هستند که با آن بروند سرکاری، اضافه حقوقی بگیرند یا مهاجرت کنند. در دانشگاهها نه کسی درس زندگی واقعی میدهد، نه عشق به وطن و میل به ماندن و جنگیدن برای بهبود شرایط.
بچهها اینجا آنقدر «باهوش» میشوند که یاد بگیرند کلاهشان را سفت بچسبند که باد نبرد!
تلخ نوشتهام و بیرحمانه؟ در 18سالگی فکر میکردم آینده این کشور را دانشگاهها و دانشجوها میسازند، الان در چهلسالگی عاقلانه نیست که به همان اندازه خوشخیال باشم. امیدوارم دانشجوهای امروز وقتی چهلسالشان شد #ایران بهتری بسازند.
#احسان_محمدی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity