🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#نقد_کوتاه_فیلم

#دلیجان

ساخته جان فورد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#نقد_کوتاه_فیلم

#دلیجان (Stagecoach) فیلم وسترنی ساخته #جان_فورد در سال 1939 با شرکت کلر تروور و #جان_وین است.

فیلمنامه آن از داستان کوتاهی بنام «دلیجانی به مقصد لردزبرگ» اثر ارنست هیکاکس اقتباس شده‌است.

جان فورد وقتی کلر تروور و جان وین را برای بازی در این فیلم انتخاب کرد 12 سال بود که فیلم وسترن نساخته بود.

فیلم از بهترین فیلمهای وسترن تاریخ سینماست و به سینمای بعد از خود بخصوص سینمای وسترن تاثیر بسزایی گذاشت و این فیلم را می توان از پشگامان نهضت وسترن سازی در هالیوود دانست

فورد سعی کرد این فیلم را طوری بسازد که بتواند توجه تماشاچیان زن را نیز بخود جلب نماید. به این منظور با یک ماجرای عشقی به داستان اصلی رنگ و لعاب بیشتری بخشید و علاوه بر آن صحنه‌ای که در آن زنی کودکی بدنیا می‌آورد را نیز به آن اضافه نمود. اما با این حال فورد در مورد بکار بردن عناصر سنتی فیلم‌های وسترن در دلیجان کوتاهی نکرد.

بطور مثال در قسمت پایانی فیلم شاهد صحنه‌های پر زد و خورد هیجان انگیز فراوانی من‌جمله بین رینگو کید (Ringo Kid) و برادران پلامر (Plummer) هستیم.
صحنهٔ حمله سرخ‌پوستان به دلیجان و مسافرانش در این فیلم یکی از صحنه‌های مشهور و کلاسیک سینمای وسترن است.

فیلمنامه این فیلم، به همراه چند نقد و داستان کوتاه«دلیجانی به مقصد لردزبرگ»، پاییز ۱۳۸۸ توسط نشر نی و با ترجمه ونداد الوندی پور در ایران چاپ شد.

▪️خلاصه داستان

چند نفر مسافر با شخصیت‌های نامتجانس و گوناگون برای رفتن به لردزبرگ (واقع در نیومکزیکو) سوار یک دلیجان مسافری می‌شوند: زنی بدکاره بنام دالاس که از شهر بیرونش کرده‌اند، دکتری الکلی، یک بانکدار، قماربازی بدنام(در پایان مشخص میشود فرزند قاضی مشهوری است)، همسر حاملهٔ یک افسر سواره نظام، یک فروشنده ویسکی، یک کلانتر و بالاخره ارابه‌رانی که خود دلیجان را می‌راند.

در بین راه مسافر دیگری بنام رینگو کید (با بازیگری جان وین) نیز سوار دلیجان می‌شود. او از زندان فرار کرده‌است و قصد دارد از برادران پلامر که پدر و برادر وی را کشته‌اند انتقام بگیرد اما به محض سوار شدن توسط کلانتر دستگیر می‌گردد. در طول مسافرت، رینگو کید دلبسته خانم دالاس می‌شود. دلیجان و مسافرانش با یک گروه سوار نظاممواجه می‌شوند و توسط آنان مطلع می‌گردند که گرینگو و جنگجویان سرخ‌پوست آپاچی که تحت فرمان او هستند در آن حوالی دیده شده‌اند. در همین صحنه همسر افسر سوار نظام که حامله‌است به کمک دکتر الکلی کودکی بدنیا می‌آورد. با توجه به خطر سرخ‌پوستان آپاچی، مسافران به تبادل نظر می‌پردازند تا ببینند آیا بهتر است از همان راهی که آمده‌اند برگردند و یا اینکه کماکان بسوی لردزبرگ برانند و در نهایت تصمیم می‌گیرند که براه خود ادامه بدهند.

رینگو کید وقتی دلیجان در یک ایستگاه میان راه توقف می‌کند موفق به فرار از دست کلانتر می‌شود. اما هنگامی که با سرخ پوستان مواجه می‌شود بر می‌گردد و بار دیگر به مسافران دلیجان می‌پیوندد. کمی بعد کلانتر برای کمک به مبارزه با سرخ پوستان و دفاع از دلیجان رینگو را آزاد می‌کند. تعقیب و گریز طولانی بین سرخ‌پوستان و دلیجان آغاز می‌گردد که در آن مرد محترم جنوبی کشته می‌شود و فروشندهٔ ویسکی نیز زخمی می‌گردد. درست زمانی که مسافران دلیجان برای دفاع از خود دیگر تیری در اسلحه ندارند، توسط سوار نظام ارتش آمریکا که به کمک آنان شتافته‌است نجات می‌یابند.

مسافرانی که از حمله سرخ پوستان جان سالم بدر برده‌اند به لردزبرگ می‌رسند. در آنجا مرد بانکدار به جرم سرقت دارایی‌های بانک توسط کلانتر شهر دستگیر می‌گردد. دالاس از رینگو می‌خواهد که فکر انتقام از برداران پلامر را از سر بیرون کند. ولی رینگو باید کار را تمام کند. او در یک تیراندازی لوک پلامر و دو برادر او را می‌کشد و چون به هدف خود (انتقام) رسیده‌است، به نزد کلانتر باز می‌گردد تا توسط او بار دیگر روانه زندان گردد. اما کلانتر به کمک دکتر الکلی ترتیب فرار او می‌دهد.

🏆 جوایز مهم فیلم دلیجان:

جایزه اسکار بازیگر نقش مکمل مرد برای توماس میچل
جایزه اسکار موسیقی متن
نامزد اسکار بهترین فیلم
نامزد اسکار کارگردانی
نامزد اسکار فیلم‌برداری (سیاه سفید)
نامزد اسکار صحنه آرایی
نامزد اسکار تدوین

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

#_جشن_‌های_سالانه
#_جشن_نوسره

آیین گردآوری بوته برای آتش افروزی جشن سده

در بخش‌هایی از ایران کهن، آیین نوسره در پنجم بهمن‌ماه برپا می‌شده است.
این آیین پنج روز پیش از آتش افروزی جشن سده در دهم بهمن بوده است.
ایرانیان در این روز با گردآوری هیزم از باغ‌های میوه بویژه سردرختی‌های بریده شده از سال پیش، توده بزرگی را در میدان بزرگ شهر و روستای خود آماده می کرده‌اند تا در همآوردی(:رقابت) با محله‌های دیگر پیرامون خود، در هرسال، جشن سده باشکوهی داشته باشند.
جشن سده در نواحی گوناگون با نام‌های مختلفی شناخته می‌شود:
در خراسان «سَـرِه»،
در حوالی اراک «جشن چوپانان»،
در خمین «کُـردِه»،
در دلیجان «هَله‌هَله»
و در بدخشان تاجیکستان به نام «خِـرپَـچار» دانسته شده‌است.
در فراهان، سنگسرِ سمنان و جاهایی دیگر، چهار روز پیش و پس از سده را «چاروچار» و سردترین شب‌ها می‌دانند که سده در میانه آن جای گرفته‌است.
در بخش‌هایی از ایران کهن، آیین نوسره در پنجم بهمن‌ماه برپا می‌شود.
این آیین پنج روز پیش از آتش افروزی جشن سده در دهم بهمن است.
جشن سده در نواحی گوناگون با نام‌های مختلفی شناخته می‌شود:
در #خراسان سَرِه است.
در #اراک جشن چوپانان است.
در #خمین کُردِه است.
در #دلیجان هَله‌هَله است.
در #بدخشان تاجیکستان به‌نام خِرپَچار است.
در #خمین و #فراهان و #سمنان و دیگر جاهای ایران‌زمین، چهار روز پیش و پس از سده را چاروچار و سردترین شب‌ها می‌دانند که سده در میانه آن جای گرفته است. همچنین هنگام جشن و نمایش کوسه‌ ناقالدی که دو تن در کوچه‌ها به نوازندگی و سرودخوانی می‌پردازند.
یکی از این دو تن نقش کوسه و دیگری نقش «تَکِه/تگه» (بُز نر) را به‌دوش می‌گیرد.
کوسه با پوشیدن جامه‌های خنده‌آور، دست و چهره خود را سیاه کرده و تکه پوست بزی با دو شاخ بر سر کشیده و دست و چهره خود را سپید می‌کند.
گاه پسر نوجوانی نیز در نقش زنِ کوسه به نمایش می‌پردازد. این مراسم در گیلان نیز با نام «آینه تکم» برگزار می‌شود.
مهمترین شوند پیدایش این جشن، انجام آیین‌هایی نمادین برای کاستن از سختی سرما و نیز چهلمین زادروز خورشید است
جشن‌های سالانه🌍 #جشن_سده🔥

جشن سده در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه روز مهر از بهمن‌ماه برگزار می‌شود.
وارون(:برعکس) مردمانی که این جهان را خوار شمرده و تنها در اندیشه آخرت بودند و یا آنهایی که بیشتر روزهای سال را در اندوه و سوگواری به‌سر می‌بردند و باور داشتند که گریه و خودآزاری ثواب داشته و بر هر درد بی‌درمان دواست، پدران و نیاکان نامدار ما ایرانیان در ایران باستان، گیتی و مینو را باهم خواستار بودند و یکی را فدای دیگری نمی‌کردند.
دنیای آنها دنیای کار و کوشش همراه با جشن و سرور و شادمانی بود. آنها باور رسا داشتند هنگامی‌که کار و کوشش با شادی و سرور همراه باشد، سبب شادمانی و خشنودی و درستی تن و روان می‌شود و زندگی را شیرین‌تر می‌سازد.
آری آنها آن اندازه پایبند این مرام بودند که چه‌بسا شیون و زاری بسیار از اندازه را در مرگ عزیزان از دست رفته گناه بزرگی دانسته و می‌گفتند هر دانه اشکی که در سوگ عزیزان ریخته شود سیلابی می‌گردد که جلوی پیشرفت روان را می‌گیرد.
واژه جشن از واژه اوستایى یسنه Yasna آمده و این واژه از ریشه یز Yaz سانسکریت، یج Yaj گرفته شده که در چم ستایش کردن است. پس واژه جشن به معنی ستایش و بزرگداشت است. یِسن، یَشت، یَزَت، یَزَد، ایزَد، یَزدان… همه ریشه گرفته از همین واژه‌اند.
زرتشتیان واژه جشنJashn را برای آیین‌های بزرگداشت و خوشى و سرور بکار می‌برند در چنانچه آیین‌های دینی و سرودن اوستا در آن روزها را جَشَنJashan می‌خوانند برای نمونه می‌گفتند در اینجا مراسم جَشَن‌خوانی برپاست یا در آنجا جَشَن می‌خوانند.
آری، پیشینیان ما در ایران باستان برای اینکه اندوه و سوگ را از جان و روان خود بکاهند در درازای سال جشن‌هایی ترتیب داده بودند و این جشن‌ها پر از ستایش و نیایش به درگاه اهورامزدا و سخنرانی و راهنمایی بود.
مردم به نگرانی‌های یکدیگر رسیدگی کرده و پس از آن به سرور و شادمانی و دست افشانی و پایکوبی پرداخته و بدینگونه اندیشه‌های بد و زهرآگین را از مغز و روان خود دور ساخته و سبک‌بال و آسوده خیال، خود را برای کار سخت و پیگیر روزهای دیگر آماده می‌کردند.
جشن‌هایی که در ایران باستانی برگزار می‌شد و امروز هم برخی از آنها از سوی زرتشتیان که پاسداران راستین آیین و سنن نیاکان خود هستند، گرفته می‌شود سه دسته‌اند:
۱- #جشن‌های_سالیانه
۲- #جشن‌های_فصلی
۳- #جشن‌های_ماهیانه
که از میان این جشن‌های گوناگون، چندتایی که همواره بزرگ‌تر بوده و از ارزش ویژه‌ای نزد همه‌ی ایرانیان برخوردار بوده‌اند.