🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#ادبیات

صادق هدایت
پیام کافکا


علت تمایل و ارادت هدایت به کافکا کاملا روشن است؛
زیرا کافکا نویسنده متفکر و واقع بینی است که قیافه تنهایی انسان را در جهانی «بیگانه شده» ترسیم می کند، انسانی که با اراده‌ای ناتوان و در کمال نومیدی بر ضد قوانین خشک جهان تلاش و تقلا میکند، و از بیهودگی شهوات انسانی و پارگی دستگاه عقلانی، و شکست کلی در فهم سرچشمه های غیر عقلانی عمل و احساس و رنج هایی که گریبانگیر جسم انسانی است سخن می گوید.

این اندیشه کافکایی در آثار هدایت، حتی در آثار نخستین او، احتمالا قبل از آشنایی‌اش با کافکا در نوشته های او وجود دارد؛
گیرم مشکل بتوان تشابه نظریات آن دو را به توارد یا امور اسرارآمیز #روح_زمانه نسبت داد.

در آثار هدایت علت رنج کشیدن فرد انسانی این است که بیش از آنکه باید می‌خواهد، و از روی حمق و نادانی بلند پروازی میکند و توانایی های خود را بیش از آنچه هست می‌پندارد.

هدایت مانند کافکا یک «تلخ اندیش» است، زیرا از لحاظ او درد و رنج انسانی یک واقعیت ناگزیر است، و دفع شدنی نیست. برای هدایت مانند کافکا و تولستوی و شوپنهاور، درد اصلی خود زندگی است؛
دردی که با احساسی وهن آور همراه است، نه می‌توان آن را از خود راند و نه می‌توان به آن خو کرد.

هدایت در نامه هایش غالبا با لحنی صریح و طنزآمیز درباره خوی خبیث و علاج ناپذیر انسان، و ناگزیر بودن کشت و کشتار دایم سخن می گوید.
در این نامه ها، که تقریبا در طول سی سال نوشته شده اند و پاره ای از آنها به عنوان متن ادبی قابل ارزیابی هستند، احساس بیهودگی و افسردگی مزمن و بی خویشتنی او آشکار است. آن چهره عبوس و «ویرانگری» که ما از هدایت می شناسیم، و سرگذاشتن او در پی اشباح و اوهام و جستن نومیدی و نامرادی و شوربختی، پارهای ناشی از همین ملاحظات است.

نوشتن از لحاظ کافکا، چنانکه هدایت توضیح می دهد، برای این است که نویسنده خود را فراموش بکند.

عده‌ای از مفسران آثار هدایت از پیام کافکا به عنوان وصیت‌نامه‌ی هدایت تعبیر می‌کنند.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity