رضوان زادهوش ( رویا )

#مهمون_ناخوانده

با صدای بانو : #رویا

آهنگ: #مهدی_خالدی

کلام: #اعلامی

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
رضوان زادهوش ( رویا )




#مهمون_ناخوانده

با صدای بانو : #رویا

آهنگ: #مهدی_خالدی

کلام: #اعلامی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#رویا_نونهالی 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۴ بهمن زادروز #رویا_نونهالی

( زاده ۲۴ بهمن ۱۳۴۱ تهران) کارگردان و بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

رویا نونهالی در مدرسه ژاندارک تهران تحصیل کرده و مسلط به زبان انگلیسی و فرانسه و لیسانس رشته نقاشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. او اولین بازیگر زنی است که بلافاصله بعد از ورودش به سینما در سال ۱۳۶۷ سیمرغ بلورین از هفتمین جشنواره فیلم فجر را برای بازی در فیلم عروسی خوبان از آن خود کرد و همچنین برای یک بازی کوتاه و نگاه پر معنایش در فیلم بوی کافور عطر یاس، دوباره سیمرغ بلورین گرفت و در هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های ۱۰۰ ثانیه‌ای با شعار سینمای اخلاق، به همت حوزه تهران به عنوان با اخلاقترین بازیگر زن تقدیر و قدردانی شد.
آغاز فعالیت هنری او از سال ۱۳۶۲ با بازیگری تئاتر بود و فعالیتش در سینما از سال ۱۳۶۶ با حضور در فیلم «یار در خانه و...» ساخته خسرو سینایی و بازی در تلویزیون سال ۱۳۸۱ با مجموعه «خواب و بیدار» بود که باعث شهرت بیشتر وی شد.
وی در سال ۱۳۹۵ جزو داوران سی و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر بود.

فیلم‌شناسی :
سینمایی
هلن (۱۳۹۴)
مشکل گیتی (۱۳۹۴)
نیمه شب اتفاق افتاد (۱۳۹۴)
کفشهایم کو؟ (۱۳۹۴)
اعترافات ذهن خطرناک من (۱۳۹۳)
داره صبح میشه (۱۳۹۳)
دلم می‌خواد (۱۳۹۳)
نیم‌رخ‌ها (۱۳۹۳)
تراژدی (۱۳۹۲)
پشت در خبری نیست (۱۳۸۸)
شنبه ای که گذشت
پری دریایی
صداها (۱۳۸۷)
نیلوفر (۱۳۸۷) (۲۰۰۸)
خاک آشنا (۱۳۸۶)
هفت شب
مانا (۱۳۸۶)
نیلوفر (۱۳۸۶)
گاهی به آسمان نگاه کن
عصر جمعه (۱۳۸۴)
ماهی‌ها عاشق می‌شوند (۱۳۸۳)
یک تکه نان (۱۳۸۳)
خواب خاک (۱۳۸۲)
هم نفس (۱۳۸۲)
خانه‌ای روی آب (۱۳۸۰)
زندان زنان (۱۳۷۹)
بوی کافور، عطر یاس (۱۳۷۸)
صنم (۱۳۷۸)
فصل پنجم (۱۳۷۵)
آنها هیچ‌کس را دوست ندارند (۱۳۷۲)
مرد ناتمام (۱۳۷۱)
پرنده آهنین (۱۳۷۰)
دیدار در استانبول (۱۳۷۰)
آب را گل نکنید (۱۳۶۸)
باغ سید (۱۳۶۸)
مدرسه رجایی (۱۳۶۸)
عروسی خوبان (۱۳۶۷)
یار در خانه (۱۳۶۶)
و مستند اینجا آفریقاست ۱۳۸۱، بازی درکلیپ نوایی ۱۳۷۶ به کارگردانی همسرش رامین حیدری فاروقی و مستند گره و نماهنگ خوره و گرد و آیینه و روزی که نیست و مجری گری برنامه سفره ایرانی به کارگردانی و تهیه کنندگی رامین حیدری فاروقی و مستند خشت بهشت به کارگردانی و تهیه کنندگی رامین حیدری فاروقی.

فیلم کوتاه :
هایلایت
زنی پوشیده با گردن‌بند

مجموعه تلویزیونی :
زاویه هفتم (مجموعه پلیسی شش قسمتی) (۱۳۹۴)
سایه روشن (۱۳۹۰)
ساختمان ۸۵ (۱۳۸۹)
ساعت شنی (۱۳۸۶)
همنفس(سرال۸ پنج قسمتی) ۱۳۸۲
خواب و بیدار (۱۳۸۱)
تله‌تئاتر «تله‌موش» (۱۳۷۶)

شبکه نمایش خانگی
شهرزاد (۱۳۹۶–۱۳۹۵)

تئاتر :
کارگردانی و بازی در تئاتر تارتوف، تهران، ۱۳۹۴
بازی در تئاتر دیوان غربی- شرقی، محسن حسینی، تهران، ۱۳۹۴
بازی در تئاتر مثل آب برای شکلات، ابراهیم پشت کوهی، تهران، ایرانشهر، سالن استاد سمندریان ۱۳۹۵
کارگردانی و بازی در تئاتر اسطوره می‌شوم تهران، ایرانشهر، سالن استاد سمندریان، ۱۳۹۶

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#چکامه_پارسی

🍒بگو دوباره به این جهان
باز خواهیم گشت

🍒و مرا ،حتی اگر
درخت گیلاسی آفریده شده باشم
خواهی شناخت!!!

#رویا_شاه_حسین_زاده

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#درود_یاران_جان

هر روز
صبح
چشم که باز می کنم
بیدار می شوی از خودت
و راه می افتی در من
راه می افتی
که از نو بروی

بعد از تو
هر که رفت
تو بودی
تو بودی که دوباره می رفتی

#رویا_شاه_حسین_زاده

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#رویا

من رؤیایی دارم، رؤیای آزادی
رؤیای یک رقصِ بی‌وقفه از شادی
من رؤیایی دارم، از جنسِ بیداری
رؤیای تسکینِ این دردِ تکراری
دردِ جهانی که از عشق تهی می‌شه
دردِ درختی که می‌خشکه از ریشه
دردِ یه کودک که تو چرخه‌ی کاره
یا دردِ اون زن که محکومِ آزاره
تعبیرِ این رؤیا درمونِ دردامه
درمونِ این دردا تعبیرِ رؤیامه
رؤیای من اینه: دنیای بی‌کینه
دنیای بی‌کینه... رؤیای من اینه
من رؤیایی دارم، رؤیای رنگارنگ
رؤیای دنیایی سبز و بدونِ جنگ
من رؤیایی دارم که غیرممکن نیست
دنیایی که پاکه از تابلوهای ایست
دنیایی که بمب و موشک نمی‌سازه
موشک روی خوابِ کودک نمی‌ندازه
دنیایی که تو اون زندونا تعطیلن
آدم‌ها به جرمِ پرسش نمی‌میرن.
تعبیرِ این رؤیا درمونِ دردامه
درمونِ این دردا تعبیرِ رؤیامه
رؤیای من اینه: دنیای بی‌کینه
دنیای بی‌کینه... رؤیای من اینه
من رؤیایی دارم، رؤیای آرامش
رؤیای دنیای بی‌مرز و بی‌ارتش
من رؤیایی دارم، رؤیای خوشبختی
رؤیای دنیایی بی‌نفرت و سختی
بی‌ترسِ سرنیزه، بی‌وحشتِ باطوم
هر آدمی شاد و هر ظالمی محکوم
دنیایی که توش پول اربابِ مردم نیست
قحطیِ لبخند و ایمان و گندم نیست
تعبیرِ این رؤیا درمونِ دردامه
درمونِ این دردا تعبیرِ رؤیامه
رؤیای من اینه: دنیای بی‌کینه
دنیای بی‌کینه... رؤیای من اینه

#یغما_گلرویی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۴ بهمن زادروز #رویا_نونهالی

( زاده ۲۴ بهمن ۱۳۴۱ تهران) کارگردان و بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۴ بهمن زادروز #رویا_نونهالی

( زاده ۲۴ بهمن ۱۳۴۱ تهران) کارگردان و بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

نونهالی در مدرسه ژاندارک تهران تحصیل کرده و مسلط به زبان انگلیسی و فرانسه و لیسانس رشته نقاشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. او اولین بازیگر زنی است که بلافاصله بعد از ورودش به سینما در سال ۱۳۶۷ سیمرغ بلورین از هفتمین جشنواره فیلم فجر را برای بازی در فیلم عروسی خوبان از آن خود کرد و همچنین برای یک بازی کوتاه و نگاه پر معنایش در فیلم بوی کافور عطر یاس، دوباره سیمرغ بلورین گرفت و در هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های ۱۰۰ ثانیه‌ای با شعار سینمای اخلاق، به‌همت حوزه تهران به‌عنوان با اخلاقترین بازیگر زن تقدیر و قدردانی شد.
آغاز فعالیت هنری او از سال ۱۳۶۲ با بازیگری تئاتر بود و فعالیتش در سینما از سال ۱۳۶۶ با حضور در فیلم «یار در خانه و...» ساخته خسرو سینایی و بازی در تلویزیون سال ۱۳۸۱ با مجموعه «خواب و بیدار» بود که باعث شهرت بیشتر وی شد.
او در سال ۱۳۹۵ جزو داوران سی و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر بود.

فیلم‌شناسی
سینمایی:
هلن (۱۳۹۴)
مشکل گیتی (۱۳۹۴)
نیمه شب اتفاق افتاد (۱۳۹۴)
کفشهایم کو؟ (۱۳۹۴)
اعترافات ذهن خطرناک من (۱۳۹۳)
داره صبح میشه (۱۳۹۳)
دلم می‌خواد (۱۳۹۳)
نیم‌رخ‌ها (۱۳۹۳)
تراژدی (۱۳۹۲)
پشت در خبری نیست (۱۳۸۸)
شنبه‌ای که گذشت
پری دریایی
صداها (۱۳۸۷)
نیلوفر (۱۳۸۷) (۲۰۰۸)
خاک آشنا (۱۳۸۶)
هفت شب
مانا (۱۳۸۶)
نیلوفر (۱۳۸۶)
گاهی به آسمان نگاه کن
عصر جمعه (۱۳۸۴)
ماهی‌ها عاشق می‌شوند (۱۳۸۳)
یک تکه نان (۱۳۸۳)
خواب خاک (۱۳۸۲)
هم‌نفس (۱۳۸۲)
خانه‌ای روی آب (۱۳۸۰)
زندان زنان (۱۳۷۹)
بوی کافور، عطر یاس (۱۳۷۸)
صنم (۱۳۷۸)
فصل پنجم (۱۳۷۵)
آنها هیچ‌کس را دوست ندارند (۱۳۷۲)
مرد ناتمام (۱۳۷۱)
پرنده آهنین (۱۳۷۰)
دیدار در استانبول (۱۳۷۰)
آب را گل نکنید (۱۳۶۸)
باغ سید (۱۳۶۸)
مدرسه رجایی (۱۳۶۸)
عروسی خوبان (۱۳۶۷)
یار در خانه (۱۳۶۶)
و مستند اینجا آفریقاست ۱۳۸۱ بازی درکلیپ نوایی ۱۳۷۶ به کارگردانی همسرش رامین حیدری فاروقی و مستند گره و نماهنگ خوره و گرد و آیینه و روزی که نیست و مجری‌گری برنامه سفره ایرانی به کارگردانی و تهیه‌کنندگی رامین حیدری فاروقی و مستند خشت بهشت به کارگردانی و تهیه کنندگی رامین حیدری فاروقی.

فیلم کوتاه:
هایلایت
زنی پوشیده با گردن‌بند

مجموعه تلویزیونی:
زاویه هفتم (مجموعه پلیسی شش قسمتی) (۱۳۹۴)
سایه روشن (۱۳۹۰)
ساختمان ۸۵ (۱۳۸۹)
ساعت شنی (۱۳۸۶)
همنفس(سرال۸ پنج قسمتی) ۱۳۸۲
خواب و بیدار (۱۳۸۱)
تله‌تئاتر «تله‌موش» (۱۳۷۶)

شبکه نمایش خانگی
شهرزاد (۱۳۹۶–۱۳۹۵)

تئاتر:
کارگردانی و بازی در تئاتر تارتوف، تهران ۱۳۹۴
بازی در تئاتر دیوان غربی- شرقی، محسن حسینی، تهران ۱۳۹۴
بازی در تئاتر مثل آب برای شکلات، ابراهیم پشت کوهی، تهران، ایرانشهر، سالن استاد سمندریان ۱۳۹۵
کارگردانی و بازی در تئاتر اسطوره می‌شوم تهران، ایرانشهر، سالن استاد سمندریان ۱۳۹۶

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

پیامبری مونثم
با موهای روشن ِ کوتاه
و اندوه های تاریک ِ بلند
تا می توانید
به من ایمان نیاورید!!!
من خود
از بهشتی که وعده می دهم
گریخته ام...!

#رویا_شاه_حسین_زاده

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه

روزی تا خرخره عاشق بودم،
تا فرق سرم.

منی که حالا حوصله‌ی
دوست داشتن خودم را هم ندارم.


#رویا_شاه_حسین_زاده

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نقاشی

#رویا_۱۹۳۹
#مارک_شاگال

The Dream — 1939
#Marc_Chagall

در زندگی همه انسان ها تنها یک رنگ وجود دارد؛ مثل یک لكه رنگ بر تخته نقاشی نقاش؛ و این همان رنگی است كه معنای زندگی و هنر را تعیین می كند؛ و این رنگ، عشق است. تنها عشق من را مجذوب خود می سازد و به همین دلیل است كه من تنها با چیزهایی در ارتباطم كه عشق را در وجودم بیدار كند.
اراده خداوند بر آن بوده تا من بتوانم اندیشه و روحم را بر بوم نقاشی تصویر كنم. نوعی ستایش خالق و جستجوی رستگاری. همه می دانیم كه یک انسان خوب می تواند هنرمند چندان موفقی نباشد ولی هیچ كدام از ما هنرمندی را نمی شناسیم كه در هنرش در اوج زیبایی روح قرار داشته باشد و انسان خوبی نباشد. نام من مارک است. جیبم خالی است ولی درونم سرشار از احساسات انسان دوستانه است؛ مردم می گویند كه من نبوغی ذاتی درنقاشی دارم ولی معتقدم كه تمام آنچه شما می بینید قدرت اراده بشری است.

#مارک_شاگال؛ نقاش فرانسوی - روسی قرن بیستم و از پیشگامان سبک اکسپرسیونیسم انتزاعی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نـــقـــاشـــی 🎨

#رویا — ۱۹۳۹
#مارک_شاگال

The Dream — 1939
#Marc_Chagall
در زندگی همه انسان ها تنها یک رنگ وجود دارد؛ مثل یک لكه رنگ بر تخته نقاشی نقاش؛ و این همان رنگی است كه معنای زندگی و هنر را تعیین می كند؛ و این رنگ، عشق است. تنها عشق من را مجذوب خود می سازد و به همین دلیل است كه من تنها با چیزهایی در ارتباطم كه عشق را در وجودم بیدار كند.
اراده خداوند بر آن بوده تا من بتوانم اندیشه و روحم را بر بوم نقاشی تصویر كنم. نوعی ستایش خالق و جستجوی رستگاری. همه می دانیم كه یک انسان خوب می تواند هنرمند چندان موفقی نباشد ولی هیچ كدام از ما هنرمندی را نمی شناسیم كه در هنرش در اوج زیبایی روح قرار داشته باشد و انسان خوبی نباشد. نام من مارک است. جیبم خالی است ولی درونم سرشار از احساسات انسان دوستانه است؛ مردم می گویند كه من نبوغی ذاتی درنقاشی دارم ولی معتقدم كه تمام آنچه شما می بینید قدرت اراده بشری است.

#مارک_شاگال؛ نقاش فرانسوی - روسی قرن بیستم و از پیشگامان سبک اکسپرسیونیسم انتزاعی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣


رویا حشمتی : ‏”امروز صبح از اجرای احکام تماس گرفتن برای اجرای حکم ۷۴ ضربه شلاقم. با وکیلم تماس گرفتم و با هم رفتیم دادسرای ناحیه ۷.
‏از گیت ورودی که رد شدیم حجابم رو برداشتم. وارد سالن شدیم. صدای فریاد و ضجه‌ی زنی از راه‌پله می‌اومد که داشتن می‌بردنش پایین. شاید داشتن می‌بردنش برای اجرای حکم…
‏وکیلم گفت رویا جان دوباره بهش فکر کن. اثراتی که شلاق میذاره تا مدتها می‌مونه باهات.
‏رفتیم شعبه‌ی ۱ اجرای احکام. کارمند شعبه گفت روسریت رو سرت کن که دردسر نشه. آروم و محترمانه بهش گفتم اومدم بابت همین شلاقم رو بزنید، سر نمی‌کنم.
‏تماس گرفتن و مامور اجرای حکم اومد بالا. گفت حجابت رو سرت کن و دنبالم بیا. گفتم سر نمی‌کنم. گفت نمی‌کنی؟! جوری شلاقت رو بزنم که بفهمی کجایی. برات یه پرونده‌ی جدید هم باز می‌کنم هفتاد و چهارتای دیگه‌م مهمونمون باشی. باز سر نکردم.
‏رفتیم پایین چند تا پسر رو بابت شرب خمر آورده بودن. مرد با تحکم تکرار کرد مگه نمیگم‌ سر کن؟ نکردم.
‏دو تا زن چادری اومدن و روسری رو کشیدن رو سرم. باز درش آوردم و این کار چند بار تکرار شد. بهم از پشت دستبند زدن و روسری رو کشیدن رو سرم.
‏از همون پله‌هایی که زن رو برده بودن رفتیم طبقه‌ی زیر همکف. یه اتاقک بود ته پارکینگ. قاضی و مامور اجرای حکم و زن چادری کنارم وایساده بودن. زن خیلی واضح متاثر بود. چند باری آه کشید و گفت میدونم. می‌دونم.
‏قاضی معمم به روم خندید. یاد مرد خنزر پنزری بوف کور افتادم. روم رو ازش برگردوندم.
‏در آهنی رو باز کردن. دیوارای اتاق سیمانی بود. یه تخت ته اتاقک بود که دستبند و پابند آهنی به دو طرفش جوش خورده بود. یه وسیله‌ی آهنی شبیه پایه‌ی بوم نقاشی بزرگ با جای دستبند و پابند آهنیِ زنگ زده وسط اتاق، و یه صندلی و میز کوچیک، که روی میز پر از شلاق بود هم پشت در بود. یه اتاق شکنجه‌ی قرون‌وسطاییِ تمام‌عیار.
‏قاضی پرسید خانم حالت خوبه؟ مشکلی نداری؟ انگار که وجود نداره. جوابش رو ندادم. گفت خانم با شمام! باز جواب ندادم.
‏مرد مامور اجرای حکم گفت پالتوت رو در بیار و رو تخت دراز بکش. پالتو و روسریم رو از پایه‌ی بوم شکنجه آویزون کردم. گفت روسریت رو سر کن! گفتم نمی‌کنم. قرآنت رو بذار زیر بغلت و بزن. و روی تخت دراز کشیدم.
‏زن اومد و گفت خواهش می‌کنم لجبازی نکن. شال رو آورد و کشید رو سرم.
‏مرد از بین دسته‌ی شلاق‌هایی که پشت در بود یه شلاق چرم مشکی رو برداشت، دو دور پیچوند دور دستش و اومد سمت تخت.
‏قاضی گفت خیلی محکم نزن. مرد شروع کرد به زدن. شونه‌هام. کتفم. پشتم. باسنم. رونم. ساق پام. باز از نو. تعداد ضربه‌ها رو نشمردم.
‏زیر لب می‌خوندم به نام زن، به نام زندگی، دریده شد لباس بردگی، شب سیاه ما سحر شود، تمام تازیانه‌ها تبر شود…
‏تموم شد. اومدیم بیرون. نذاشتم فکر کنن حتی دردم اومده. حقیرتر از این حرفان. رفتیم بالا پیش قاضی اجرای حکم. مامور زن پشت سرم می‌اومد و مراقب بود روسری از سرم نیفته. دم درِ شعبه روسریم رو انداختم. زن گفت خواهش میکنم سرت کن. سرم نکردم و باز کشید رو سرم.
‏توی اتاق قاضی، قاضی گفت ما خودمون خوشحال نیستیم از این قضیه، ولی حکمه و باید اجرا بشه. جوابش رو ندادم.
‏گفت اگر می‌خواید طور دیگه‌ای زندگی کنید می‌تونید خارج از کشور باشید. گفتم این کشور برای همه‌ست‌.
‏گفت بله ولی باید قانون رو رعایت کرد. گفتم قانون کار خودش رو بکنه، ما به مقاومتمون ادامه میدیم.
‏از اتاق اومدیم بیرون و روسریم رو درآوردم.
‏مرسی آقای طاطایی عزیز. اگر همراهی شما نبود تحمل این روزها خیلی سخت بود. و عذر می‌خوام که موکل سر به راهی نبودم. مطمئنم آدمی به بزرگواری شما درک میکنه. بابت همه چی ازتون ممنونم


#رویا_حشمتی


‏⁧ #زن_زندگی_آزادی



#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity