🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🍂🍃🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
#پیشگویی_چند_سده_گذشته.
زرتشت بهرام، پور پژدو، چکامه گو و سخنور سده هفتم که همدوره با سعدی شیرازی بوده و در فارس زندگی میکرده است، نسک #زرتشت_نامه را به نگارش آورده است.
اینچکامه سرا، گزیده پیشگوییهایش که برداشتی از" بهمن یشت" است را چنین سروده است:
هزاره سرآید به ایران زمین
دگرگون شود کار و شکل بِهین
رسد پادشاهی به یک دیو کین
که دین بهی را زند بر زمین
برآید همه کامهی جُور و خشم
از آن دیو بیرحمت تنگ چشم
ز ایران زمین وز نام آوران
فِتد پادشاهی به بد گوهران
همه خطّه فارس، پُر غم شود
به جای طَرَب رنج و ماتم شود
شود چیره بر خلق آز و نیاز
فزونی کند رنج و درد و گداز
بسی اوفتد در زمین بوم و بَرز
که ویرانی آرد به هر شهر و مرز
به بیداد کوشند یکبارگی
نرانند جز بر جفا، بارگی
کسی را بُود نزدشان قدر و جاه
که جُز سوی کژی نباشدش راه
نیابی در آن بدکسان، یک هنر
مگر کینه و فتنه و شور و شر
نبینی در آن قوم رای و مُراد
نباشد به گفتارشان اعتماد
نه نان و نمک را بُود حُرمتی
نه پیرانشان را بُود حِشمتی
جز آز و نیاز و بد و خشم و کین
نبینی تو با خلق، روی زمین
بسی گنج و نعمت ز زیر زمین
بر آرند آن قوم ناپاک دین
چو باشند بیدین و بیزینهار
ز پیمان شکستن، ندارند عار
نه نوروز دانند و نه مهرگان
نه جشن و نه رامش، نه فروَردگان
بسی نامداران و آزادگان
که آواره گردند از خان و مان
رَدانی که در بوم ایران بُوَند
به فرمان ایشان گروگان بُوند
نیارد پدر یاد فرزند خویش
از آن رنج و سختی که آید به پیش.
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🍂🍃🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
#پیشگویی_چند_سده_گذشته.
زرتشت بهرام، پور پژدو، چکامه گو و سخنور سده هفتم که همدوره با سعدی شیرازی بوده و در فارس زندگی میکرده است، نسک #زرتشت_نامه را به نگارش آورده است.
اینچکامه سرا، گزیده پیشگوییهایش که برداشتی از" بهمن یشت" است را چنین سروده است:
هزاره سرآید به ایران زمین
دگرگون شود کار و شکل بِهین
رسد پادشاهی به یک دیو کین
که دین بهی را زند بر زمین
برآید همه کامهی جُور و خشم
از آن دیو بیرحمت تنگ چشم
ز ایران زمین وز نام آوران
فِتد پادشاهی به بد گوهران
همه خطّه فارس، پُر غم شود
به جای طَرَب رنج و ماتم شود
شود چیره بر خلق آز و نیاز
فزونی کند رنج و درد و گداز
بسی اوفتد در زمین بوم و بَرز
که ویرانی آرد به هر شهر و مرز
به بیداد کوشند یکبارگی
نرانند جز بر جفا، بارگی
کسی را بُود نزدشان قدر و جاه
که جُز سوی کژی نباشدش راه
نیابی در آن بدکسان، یک هنر
مگر کینه و فتنه و شور و شر
نبینی در آن قوم رای و مُراد
نباشد به گفتارشان اعتماد
نه نان و نمک را بُود حُرمتی
نه پیرانشان را بُود حِشمتی
جز آز و نیاز و بد و خشم و کین
نبینی تو با خلق، روی زمین
بسی گنج و نعمت ز زیر زمین
بر آرند آن قوم ناپاک دین
چو باشند بیدین و بیزینهار
ز پیمان شکستن، ندارند عار
نه نوروز دانند و نه مهرگان
نه جشن و نه رامش، نه فروَردگان
بسی نامداران و آزادگان
که آواره گردند از خان و مان
رَدانی که در بوم ایران بُوَند
به فرمان ایشان گروگان بُوند
نیارد پدر یاد فرزند خویش
از آن رنج و سختی که آید به پیش.
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨