🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب

#زنان_هخامنشی
#ماریا_بروسیوس
ترجمه هایده مشایخ


#زنانِ_هخامنشی، که عنوان اصلی‏‌اش در زبان انگلیسی زنان ایران باستان است، بر اساس پایان‏‌نامه دکتری مؤلف، که در سال ۱۹۹۱ در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه آکسفورد از آن دفاع شده، تدوین و تألیف یافته و در سال ۱۹۹۶ در مجموعه «تک‏‌نگاشتهای کلاسیک آکسفورد» منتشر شده است. نویسنده برای آنکه نگرشهای یونانی نسبت به زنان خاندان شاهی هخامنشی (۵۹۹ ـ ۳۳۱ پ.م.) را، که تاکنون منبع اصلی داوری برای زنان دربار هخامنشی به شمار می‏رود، به نقد کشد، با استناد به شواهد به دست آمده از بررسی الواح باروی تخت‏‌جمشید و متون بابلیِ جدید به بازسازی و بازپردازی گفته‏‌ها و نوشته‏‌های یونانیان باستان می‏پردازد. او در مقدمه‏‌اش می‏گوید: «درک ما از موقعیت زنان در دربار هخامنشی بیشتر متکی است بر اطلاعاتی که از هرودوت و مورخان بعدی یونانی به دست می‏آوریم و اینها عمدتا منحصر است به اشارات پراکنده‏ای درباب اعمالی که به زنانی چند از اندرون شاهی پارس نسبت داده‏‌اند. این شواهد با همه قلّت به تعمیمهایی درباره زنان درباری انجامیده است که در زیر پوست مغزی ندارند و سطحی‏‌اند». اطلاع این نویسندگان از دربار پارس و به‏‌ویژه فعالیتهای زنان خاندان شاهی اندک بوده است و، بنابراین، «قضاوت آنها درباره رفتار زنان پارسی تا اندازه‏‌ای متکی بر نحوه نگاه یونانیان به زنان در جامعه خودشان بود. اصول اخلاقی ضمنی که زیربنای جامعه یونانیان بود مانع از آن شد که یونانیان به جایی برسند که درکی از جامعه و بخصوص درباریان و طبقات اشراف در ایرانِ آن زمان به دست آورند و برای ما باقی بگذارند».
بروسیوس با دانش جدیدی که از بررسی الواح باروی تخت‏‌جمشید، خواندن الواح به زبان عیلامی و فارسی باستان و نیز بازخوانی منابع یونانی و خاور نزدیک به دست آمده است امکان تجدیدنظر در گفته‏‌های نویسندگان یونانی درباره زنان هخامنشی را فراهم می‏کند. این تجدیدنظر هنگامی اهمیت بیشتر می‏‌یابد که دریابیم بیشتر مورخان جدید تاریخ باستان نیز معمولاً نظر نویسندگان یونان باستان درباره «زنان ایرانی» را می‏‌پذیرند. به نظر وی تصویری که از زنان هخامنشی در منابع یونانی عرضه می‏شود تصویر زنانی است ویرانگر، شورش‏‌آفرین و مداخله‏‌جو در امور سیاسی و مملکت‏داری. وی در درستی داستانهای تخیلی و بی‏پایه و اساس تاریخی که در خاطرها مانده‏‌اند و به متون مکتوب راه یافته‏‌اند تردید می‏کند و برخی از این داستانها را مبتنی بر انگیزه‏‌های سیاسی، یعنی برخاسته از مناسبات خصمانه یونان و ایران، می‏داند. در اغلب این روایات، به جای پیجویی در دلایل سیاسی شورشها، داستانهایی می‏خوانیم که در آن زنان مسبب مبارزات و شورشها هستند و مدام مشغول توطئه‏‌چینی. بروسیوس با استناد به اطلاعات الواح باروی تخت‏‌جمشید به وجود یک نظم سلسله مراتبی در میان زنان درباری قائل می‏شود و ایشان را دارای منزلتی مشخص و روشن می‏‌داند. این زنان بخشی از زندگی کاخ و ابزاری برای نمایاندن قدرت شاه بودند. فعالیتهای ایشان روشن و تعریف‏‌شده بوده و در چارچوب آن از استقلال اقتصادی بهره‏‌مند بودند و چون به امور اقتصادی می‏پرداختند مأمورانی نظیر مأموران شاه داشتند. توانایی سفر، برخورداری از جیره سفر، داشتن املاک ثبت‏‌شده پرشمار در مناطق متعدد و نیروی انسانی تحت نظارت آنها نشان می‏دهد که در پس چنین ثروت و نفوذی باید وجود سازمان و ساختار خاصی را بپذیریم.
آخر اینکه جای تأسف است که تمام بررسی‌های باستانی ما توسط غیر ایرانی‌ها انجام شده. مثل کسانی هستیم که صبح جمعه غسل کرده بر آفتاب نشسته و مشغول گرم شدنیم و در این خماری از گوشه چشم قصاب محل را می‌بینیم که بوسه‌ای از محبوبمان میگیرد و حتی نمی‌دانیم که چه احساسی باید داشته باشیم. البته خدارا شکر اینها مهم نیست چون خدا با ماست.

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸