🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ترکی
#زولفو_لیوانلی
Zülfü lıvanelı
زاده ی سال ١٩۴۶ و از آن دست هنرمندانی ست که ذهن خلاق اش را در ژانرهای مختلف سنجیده و در هر کدام نیز به غایت آثاری قابل اعتنا و مهم خلق کرده است. از نویسندگی تا موسیقی و سیاست. اهالی ترکیه او را بیشتر با شعرها و ترانه هایش می شناسند و دیگران اما با رمان های فاخرش.
مجموعه داستانها و رمان های او به بیش از چهل زبان ترجمه شده است و نوشته های او گه گاه موجب بازداشت های مکرر (سال ١٩٧١) و نهایتا مهاجرت اش در سال ١٩٧٢ شده است.
در قلمرو موسیقی، بیش از سیصد ترانه خلق کرده و آثار مشترکی با
mikis theodorakis
maria farantouri
manos hatzidakis
دارد.
برخی آثار وی را بزرگانی همچون joan baez نیز بازخوانی کرده اند.
در قلمرو سینما و در دوره ی خود، مشهورترین موسیقی متن را برای فیلم «yol_راه» اثر فراموش ناشدنی فیلمساز برجسته ی ترک_کرد
«yilmaz guney»
ساخته و با سینماگران و روشنفکرانی همچون
Elia kazan
arthur miller
همکاری طولانی داشته است.
و نهایتا در قلمرو ادبیات نام او در کنار نویسندگانی همچون
yaşar kemal
orhan pamuk
میدرخشد.
از کتاب های ترجمه شده ی او به فارسی میتوان به :«چراغهای روشن شهر بزرگ»، «یک گربه،یک مرد،یک مرگ»، و «خانه ی لیلا» به کوشش و قلم مسلط و توانای« محمد امین سیفی اعلا» اشاره کرد
لیوانلی پس از سالها تبعید ،اکنون در ترکیه زندگی میکند.
برگردان اشعار و ترانه های او به اعتبار زبان ویژه و مضامین بدیع اش نه چندان ساده و در دسترس است.
با این وصف برگردان ترانه ی «sevda degil»تقدیم دوستدارانش. (به همراه نسخه ی اجرا شده ی دخترش Aylin livaneli که خود از خوانندگان مطرح ترکیه ی معاصر است)
از سپیده دمی تا سپیده دمی
از غروبی تا غروبی
چگونه میتوان گذر کرد
بدون هر بار سلامی دوباره
ای باران تکیده
ای باد فرتوت
ای بید مجنون خمیده!
این چه غریب سودایی است در من
ای موج خسته
خمیده آهن!
این چه گونه توهم زیبایی است
درب های ات بسته
و پنجره ات تیره....
این چه غریب مناظری است در من
ای بید مجنون خمیده
ای باران تکیده
ای باد فرتوت.....!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_ترکی
#زولفو_لیوانلی
Zülfü lıvanelı
زاده ی سال ١٩۴۶ و از آن دست هنرمندانی ست که ذهن خلاق اش را در ژانرهای مختلف سنجیده و در هر کدام نیز به غایت آثاری قابل اعتنا و مهم خلق کرده است. از نویسندگی تا موسیقی و سیاست. اهالی ترکیه او را بیشتر با شعرها و ترانه هایش می شناسند و دیگران اما با رمان های فاخرش.
مجموعه داستانها و رمان های او به بیش از چهل زبان ترجمه شده است و نوشته های او گه گاه موجب بازداشت های مکرر (سال ١٩٧١) و نهایتا مهاجرت اش در سال ١٩٧٢ شده است.
در قلمرو موسیقی، بیش از سیصد ترانه خلق کرده و آثار مشترکی با
mikis theodorakis
maria farantouri
manos hatzidakis
دارد.
برخی آثار وی را بزرگانی همچون joan baez نیز بازخوانی کرده اند.
در قلمرو سینما و در دوره ی خود، مشهورترین موسیقی متن را برای فیلم «yol_راه» اثر فراموش ناشدنی فیلمساز برجسته ی ترک_کرد
«yilmaz guney»
ساخته و با سینماگران و روشنفکرانی همچون
Elia kazan
arthur miller
همکاری طولانی داشته است.
و نهایتا در قلمرو ادبیات نام او در کنار نویسندگانی همچون
yaşar kemal
orhan pamuk
میدرخشد.
از کتاب های ترجمه شده ی او به فارسی میتوان به :«چراغهای روشن شهر بزرگ»، «یک گربه،یک مرد،یک مرگ»، و «خانه ی لیلا» به کوشش و قلم مسلط و توانای« محمد امین سیفی اعلا» اشاره کرد
لیوانلی پس از سالها تبعید ،اکنون در ترکیه زندگی میکند.
برگردان اشعار و ترانه های او به اعتبار زبان ویژه و مضامین بدیع اش نه چندان ساده و در دسترس است.
با این وصف برگردان ترانه ی «sevda degil»تقدیم دوستدارانش. (به همراه نسخه ی اجرا شده ی دخترش Aylin livaneli که خود از خوانندگان مطرح ترکیه ی معاصر است)
از سپیده دمی تا سپیده دمی
از غروبی تا غروبی
چگونه میتوان گذر کرد
بدون هر بار سلامی دوباره
ای باران تکیده
ای باد فرتوت
ای بید مجنون خمیده!
این چه غریب سودایی است در من
ای موج خسته
خمیده آهن!
این چه گونه توهم زیبایی است
درب های ات بسته
و پنجره ات تیره....
این چه غریب مناظری است در من
ای بید مجنون خمیده
ای باران تکیده
ای باد فرتوت.....!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity