🔴#تنها دلیلی که با خدا دوست نیستم
به گذشته های دور باز می گردد
اینکه خانواده شش نفری ما در اتاق کوچکی زندگی می کرد و خدا که تنها بود ؛ خانه اش از خانه ما بزرگتر بود...


#سابیر_هاکا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#تا_به_حال
افتادن شاه‌توت را ديده‌ای!؟
كه چگونه سرخی‌اش را
با خاک قسمت می‌كند
[هيچ‌چيز مثل افتادن دردآور نيست]
من كارگرهای زيادی را ديدم
از ساختمان كه می‌افتادند
شاه‌توت می‌شدند...

#سابیر_هاکا
برای اوّل مه، روز جهانی کارگر
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#شعر-جهان

تا به حال
افتادن شاه‌توت را دیده‌ای
که چگونه سرخی‌اش را
با خاک قسمت می‌کند؟
_هیچ‌چیز مثل افتادن دردآور نیست_
من کارگرهای زیادی را دیدم
از ساختمان که می‌افتادند
شاه‌توت می‌شدند...!

#سابیر_هاکا
شاعر ایرانی(کورد کرمانشاه)

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه

بعضی از چیزها تنها از دور ظاهر آرام و زیبا دارند و انسان برای نزدیک شدن به آنها نباید پافشاری کند؛ مثل عشق، سیاست و مهاجرت.

من بر آسمان خراش ها پرنده های مهاجر زیادی دیده ام که چشم هایشان پر از اشک بود ...

📕 #می_ترسم_بعد_از_مرگ_هم_کارگر_باشم
✍🏻 #سابیر_هاکا

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#چکامه

کارگرها
زندگی ساده و
زن های زیبایی دارند
آنها هر روز
در پایان کار
از آسمان خراش ها
ابرهای سفید تازه
به خانه می برند!

#سابیر_هاکا

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

اگر روزی بمیرم
تمام کتاب هایی را که دوست دارم
با خودم خواهم برد
قبرم را از عکس کسانی که دوستشان دارم پر خواهم کرد
و خوشحال از اینکه اتاق کوچکی دارم
بی آنکه از آینده وحشتی داشته باشم
دراز می کشم
سیگاری روشن می کنم
و به خاطر همه دخترانی که دوست داشتم در آغوش بگیرم
گریه خواهم کرد
اما درون هر لذت، ترسی بزرگ پنهان شده است
ترس از اینکه
صبح زود کسی شانه ات را تکان بدهد و بگوید:
_ بلند شو سابیر!
باید برویم سر کار ...

✍️ #سابیر_هاکا
میترسم بعد از مرگ هم کارگر باشم

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity