🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#سرگذشت_ندیمه
نویسنده : مارگارت اتوود
📝 افرد، ندیمه ای است در حکومت تئوکراتیک جلید. او اجازه دارد روزی یک بار برای خرید در بازار از خانه ی فرمانده و همسرش خارج شود ، بازاری که در آن تصاویر جای کلمات را گرفته اند، زیرا زنان دیگر حق خواندن ندارند. ندیمه ماهی یک بار به بستر می رود و دعا می کند که از فرمانده آبستن شود، چون در عصری که زاد و ولد کاهش پیدا کرده، ارزش افراد و سایر ندیمه ها تنها به بارآوری رحم آن هاست. افرد سال های پیش را به خاطر دارد، ایامی که با همسرش، لوک، زندگی می کرد و با او نرد عشق می باخت؛ ایامی که با دخترش بازی و از او مراقبت می کرد؛ ایامی که شغلی داشت و درآمدی، و از حق آموختن بهره مند بود. ولی حالا همه ی این ها بر باد رفته است... .
نوع فایل : Pdf
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#سرگذشت_ندیمه
نویسنده : مارگارت اتوود
📝 افرد، ندیمه ای است در حکومت تئوکراتیک جلید. او اجازه دارد روزی یک بار برای خرید در بازار از خانه ی فرمانده و همسرش خارج شود ، بازاری که در آن تصاویر جای کلمات را گرفته اند، زیرا زنان دیگر حق خواندن ندارند. ندیمه ماهی یک بار به بستر می رود و دعا می کند که از فرمانده آبستن شود، چون در عصری که زاد و ولد کاهش پیدا کرده، ارزش افراد و سایر ندیمه ها تنها به بارآوری رحم آن هاست. افرد سال های پیش را به خاطر دارد، ایامی که با همسرش، لوک، زندگی می کرد و با او نرد عشق می باخت؛ ایامی که با دخترش بازی و از او مراقبت می کرد؛ ایامی که شغلی داشت و درآمدی، و از حق آموختن بهره مند بود. ولی حالا همه ی این ها بر باد رفته است... .
نوع فایل : Pdf
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتب
#سرگذشت_ندیمه
#مارگارت_اتوود
#ترجمه_سهیل_سمی
نویسنده در این اثر در پی آن است تا امید را به خواننده تزریق کند و به جوامع دیکتاتوری هشدار میدهد که با ظلم نمیتوانند ماندگار شوند.
این کتاب در سال ۱۹۸۵ و با وجود انتقادات فراوان منتشر شد و در همان سال برنده جایزه بهترین داستان انگلیسی زبان Govenor General و در سال ۱۹۸۷ برنده جایزه «آرتور سی. کلارک» شد. این داستان که به یک ناکجاآباد فمینیستی معروف شد خواننده را میترساند و از طرف دیگر او را شیفته خود میکند. سؤال اینجاست که هدف «مارگارت آتوود» از نگارش این داستان چیست و آیا او قصد دارد به بشر هشدار دهد که نظامیگری و جنگ در دنیای جدید به قیمت از دست دادن انسانیت در دنیا خواهد بود؟
اما بسیار سادهانگارانه است که فکر کنیم «آتوود» فقط قصد هشدار به خوانندگان را دارد. وی از طریق داستان «سرنوشت ندیمه»، ما را با زندگی هر روز زنی زندانی در دنیای دیکتاتوری آشنا میکند. اما این همه چیز ماجرا نیست. وی در خلال خریدهای روزانه دوستی مییابد که او را با جنبشی انقلابی آشنا میکند که میتواند آنها را از طریق مرزهای «کانادا» از کشور خارج کند. ناگهان در دل ندیمه امید جاری میشود. شاید این امید بسیار کمرنگ باشد اما او را زنده نگه میدارد.
او شعاری جدید برای خود برمیگزیند «هرگز به دیگران اجازه نده تو را زمین بزنند.» ارباب خانه کمکم به او علاقهمند میشود و او دیگر فقط یک وسیله نیست. او ناگهان از پوسته ترس خود جدا میشود. حتی در خود جرئت عاشق شدن را مییابد. اگرچه هیچگاه ممکن است به آن دست نیابد.
«آفرد» تصمیم به ضبط داستان خود بر روی نوار کاست میگیرد و راهی جدید برای حفظ غرور و تجربه انسانی خود در حکومتی ظالم مییابد.
در پایان کتاب با سخنرانی درباره زندگی این ندیمه و صد سال پس از مرگ او پایان مییابد و ما از خلال این بخش میفهمیم که کمی پس از عاشق شدن وی پلیس او را به جایی نامعلوم میبرد و خواننده نمیداند او را کجا بردند. اما خواننده میفهمد که او در نهایت رستگار شده است. «گیلاد» نیز بالاخره فرو میپاشد و این درسی تاریخی به ما میآموزد. پیغام نهایی «آتوود» در واقع پیمانی جدید است:
حکومتی که تلاش زیادی کرد امید را از مردم بگیرد از بین رفت. روح انسانی همیشه پیروز است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_کتب
#سرگذشت_ندیمه
#مارگارت_اتوود
#ترجمه_سهیل_سمی
نویسنده در این اثر در پی آن است تا امید را به خواننده تزریق کند و به جوامع دیکتاتوری هشدار میدهد که با ظلم نمیتوانند ماندگار شوند.
این کتاب در سال ۱۹۸۵ و با وجود انتقادات فراوان منتشر شد و در همان سال برنده جایزه بهترین داستان انگلیسی زبان Govenor General و در سال ۱۹۸۷ برنده جایزه «آرتور سی. کلارک» شد. این داستان که به یک ناکجاآباد فمینیستی معروف شد خواننده را میترساند و از طرف دیگر او را شیفته خود میکند. سؤال اینجاست که هدف «مارگارت آتوود» از نگارش این داستان چیست و آیا او قصد دارد به بشر هشدار دهد که نظامیگری و جنگ در دنیای جدید به قیمت از دست دادن انسانیت در دنیا خواهد بود؟
اما بسیار سادهانگارانه است که فکر کنیم «آتوود» فقط قصد هشدار به خوانندگان را دارد. وی از طریق داستان «سرنوشت ندیمه»، ما را با زندگی هر روز زنی زندانی در دنیای دیکتاتوری آشنا میکند. اما این همه چیز ماجرا نیست. وی در خلال خریدهای روزانه دوستی مییابد که او را با جنبشی انقلابی آشنا میکند که میتواند آنها را از طریق مرزهای «کانادا» از کشور خارج کند. ناگهان در دل ندیمه امید جاری میشود. شاید این امید بسیار کمرنگ باشد اما او را زنده نگه میدارد.
او شعاری جدید برای خود برمیگزیند «هرگز به دیگران اجازه نده تو را زمین بزنند.» ارباب خانه کمکم به او علاقهمند میشود و او دیگر فقط یک وسیله نیست. او ناگهان از پوسته ترس خود جدا میشود. حتی در خود جرئت عاشق شدن را مییابد. اگرچه هیچگاه ممکن است به آن دست نیابد.
«آفرد» تصمیم به ضبط داستان خود بر روی نوار کاست میگیرد و راهی جدید برای حفظ غرور و تجربه انسانی خود در حکومتی ظالم مییابد.
در پایان کتاب با سخنرانی درباره زندگی این ندیمه و صد سال پس از مرگ او پایان مییابد و ما از خلال این بخش میفهمیم که کمی پس از عاشق شدن وی پلیس او را به جایی نامعلوم میبرد و خواننده نمیداند او را کجا بردند. اما خواننده میفهمد که او در نهایت رستگار شده است. «گیلاد» نیز بالاخره فرو میپاشد و این درسی تاریخی به ما میآموزد. پیغام نهایی «آتوود» در واقع پیمانی جدید است:
حکومتی که تلاش زیادی کرد امید را از مردم بگیرد از بین رفت. روح انسانی همیشه پیروز است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
نگرانی شان از بابت فرار ما نیست. نمیتوانیم زیاد دور شویم.
نگران اوج گرفتن خیالمان هستند؛
نگران راههایی که فقط درون آدم باز میشوند، و به انسان روحیه و برتری میدهند.
📙 #سرگذشت_ندیمه
✍️ #مارگارت_اتووود
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
نگرانی شان از بابت فرار ما نیست. نمیتوانیم زیاد دور شویم.
نگران اوج گرفتن خیالمان هستند؛
نگران راههایی که فقط درون آدم باز میشوند، و به انسان روحیه و برتری میدهند.
📙 #سرگذشت_ندیمه
✍️ #مارگارت_اتووود
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#دیالوگ_برتر 📽
فرمانده واترفورد: ما سعی کردیم دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنیم.
آففرد: بهتر؟
فرمانده واترفورد: بهتر معناش این نیست که برای همه بهتر، همیشه معناش اینه که بدتر برای یه عده!
(سریال #سرگذشت_ندیمه)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#دیالوگ_برتر 📽
فرمانده واترفورد: ما سعی کردیم دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنیم.
آففرد: بهتر؟
فرمانده واترفورد: بهتر معناش این نیست که برای همه بهتر، همیشه معناش اینه که بدتر برای یه عده!
(سریال #سرگذشت_ندیمه)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity