🔴#نقاشی

#زیبا

#سورئالیسم

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
#سورئالیسم چیست؟

سورئالیسم یعنی بیان احساس یا اندیشه ی ” خالص ” بطوری که هیچ گونه زمینه ی فکری قبلی یا وابستگی ذهنی یا تعقیب و هیچ گونه ملاحظه ی اخلاقی یا قواعد هنری ، ادبی و زیباشناسی ، آن را برانگیخته و متاثر نکرده باشد. اصطلاح سورئالیسم برای اولین بار در سال ۱۹۱۱ م. توسط شاعر و نویسنده فرانسوی « آپولی نر » در مورد آثار مارک شاگال نقاش روسی مهاجر که در فرانسه اقامت داشت ، بکار برده شد. در این سبک زمان و مکان مفهوم واقعی خود را از دست دادند و احساسات هنرمند از بند سنت های قدیمی رهایی یافت و حالات مختلف ذهنی آدمی از قبیل رویا ، کابوس ، خواب ، و اوهام به تصادف ضمیر پنهان فرصت خودنمایی پیدا کرد. در تمام حالات فوق « عنصر خیال » به عنوان برجسته ترین عامل هنری مورد استفاده قرار می گیرد. هنرمندانی که پیرو این سبک بودند معتقدند که آثار خود را بر مبنای تداعی آزاد معانی و افکار و تصاویر و نوعی حالت خلسه و رویا بیان می کنند. در واقع سرچشمه این هنر ، عالم رویا است. « جدا کردن دنیای درون از دنیای بیرون » از مهم ترین ویژگی های این سبک به شمار می رود.
سورئالیسم بیان و تثبیت تفکر دور از فرمان عقل است و رابطه ای با قوانین زیباشناسی ندارد.
مکتب سورئالیسم بر سه اصل استوار است:

هزل
رویا و تخیل
دیوانگی
با توجه به چارچوب نظری که در بحث خود مطرح کردیم حال نگاهی خواهیم داشت به «مردم شناسی سوررئال، گفتگویی انتقادی با دالی در کانتی هال» و تلاش می کنیم در ک خود را از فرایندی که نویسنده در آن پیش گرفته ب بیان در بیاوریم.

همانگونه که گفته شد نویسنده ابتدا به شرح چرایی این گزارش پرداخته و با طرح سوالاتی اهمیت این کار مردم شناسی را مورد تاکید قرار داده و سپس در باره زندگی و شخصیت دالی بحث کرده است. غالبا با سوژه مشخص می شود که چه کسی و یا چه چیزی در مقابل ماست و چه ویژگی هایی دارد. درایجاد سوژه، فاعل و انسان (دالی) است، پس با مفاهیمی چون شخصیت وافکار واعمال او روبرو هستیم. بخش سوم مقاله نیز بحثی کوتاه در باره نحله هنری سورئالیسم و تاریخچه آن است: --!بخشی که گویی در آن، سوژه جای خود را به "ابژه" می دهد. ابژه حالت مفعولی دارد. پدیده ای است که عمل ویا اعمالی روی آن انجام شده و می تواند تولید یا محصولی در نظر گرفته شود. ابژه دارای این ویژگی است که پذیرنده کنش وتغییر است . هرچند این تغییر پذیری دائم نباشد ودر دوره کوتاهی انجام گیرد. ولی این خصلت تغییر پذیری با صفتی که می گیرد پایدار می ماند. این صفت همان مفهوم، حالت ورنگ وبو، شکل وفرمی است که فاعل آن یعنی سوژه بدان می بخشد.... نویسنده ذکر می کند که این بخش راکه بیشتربه خاطر یک تمایل شخصی انجام داده است، بنا بر ضرورت مفهومی آن به متن افزوده است. در اینجا باز متوجه می شویم که عنصر کارکردگرایی همچنان عنصر مسلط گزارش است. ولی نگرش دیگری هم مثل یک لایه تو درتو به موضوع اضافه شده است وآن پرداختن غیر مستقیم به سوژه ای دیگر یعنی فاعلی دیگر است: خود نویسنده گزارش. بخش چهارم گزارش به پدیده سومی می پردازد که در نگرش جهت گیری شده ما به نام پدیده مکان، محیط ویا قالب موضوع مورد مطالعه است. یعنی خود گالری مورد نظر، هرچند که این موقعیت خود می تواند به دو موقعیت دیگر هم تقسیم شود: یک موقعیت زمانی و یک موقعیت مکانی و کلیه شرایطی که یک پدیده (ابژه) تولید می شود واثراتی که بر تولید این پدیده یا بر موقعیت وشرایط خود سوژه و فاعل موضوع می تواند وارد شود وقابل شناسایی است و یا در یک نگاه دیگر(شناختی) مجموعه این شرایط خود می تواند سوژه دیگری باشد که مولد اثراتی محسوس بر محیط واجزاء آن است ...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity