🔴#پیرزن که بشوم، لباس جگری می پوشم
با کلاهی سرخ که به هم نمی آیند و به من نمی خورد.
و مستمری ام را خرج خرید برندی و دستکش تابستانی و
صندل های ابریشمی می کنم، و می گویم پول خرید کره نداریم.
خسته که بشوم کف خیابان می نشینم
و از مغازه ها مشت مشت اشانتیون بر می دارم و زنگ خطرها را فشار می دهم
و عصایم را روی نرده های پیاده رو می دوانم و
محض جوانی، بزکی می کنم.
توی باران با دمپایی می زنم از خانه بیرون و
از باغچه های همسایه ها گل می چینم و
تف انداختن یاد می گیرم.
حتا می شود پیرهن های ناجور به تن کرد و چاق تر هم شد
و یک کیلو و نیم سوسیس را یک نفس لمباند
یا یک هفته را فقط با نان و ترشی سر کرد
و توی جعبه ها، مداد و خودکار و زیر لیوانی و خرت و پرت انبارکرد.
اما حالا باید لباس هایی پوشید که گرم مان نگه دارد
باید اجازه داد و در خیابان فحش نداد و
الگوی خوبی برا بچه ها بود.
باید دوستان را به شام دعوت کرد و روزنامه خواند.
ولی من شاید باید همین الان کمی تمرین کنم ، نه؟
تا وقتی یک دفعه پیر شدم و جگری پوشیدم
آشنایانم خیلی متعجب و حیران نمانند.
#جنی_جوزف
#شعر_زنان
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
با کلاهی سرخ که به هم نمی آیند و به من نمی خورد.
و مستمری ام را خرج خرید برندی و دستکش تابستانی و
صندل های ابریشمی می کنم، و می گویم پول خرید کره نداریم.
خسته که بشوم کف خیابان می نشینم
و از مغازه ها مشت مشت اشانتیون بر می دارم و زنگ خطرها را فشار می دهم
و عصایم را روی نرده های پیاده رو می دوانم و
محض جوانی، بزکی می کنم.
توی باران با دمپایی می زنم از خانه بیرون و
از باغچه های همسایه ها گل می چینم و
تف انداختن یاد می گیرم.
حتا می شود پیرهن های ناجور به تن کرد و چاق تر هم شد
و یک کیلو و نیم سوسیس را یک نفس لمباند
یا یک هفته را فقط با نان و ترشی سر کرد
و توی جعبه ها، مداد و خودکار و زیر لیوانی و خرت و پرت انبارکرد.
اما حالا باید لباس هایی پوشید که گرم مان نگه دارد
باید اجازه داد و در خیابان فحش نداد و
الگوی خوبی برا بچه ها بود.
باید دوستان را به شام دعوت کرد و روزنامه خواند.
ولی من شاید باید همین الان کمی تمرین کنم ، نه؟
تا وقتی یک دفعه پیر شدم و جگری پوشیدم
آشنایانم خیلی متعجب و حیران نمانند.
#جنی_جوزف
#شعر_زنان
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#شعر_زنان_جهان
فریده حسنزاده
در مجموعه حاضر برگزیدهای از سرودههای زنان، از ملیتهای مختلف جهان، فراهم آمده است. پیش از درج نمونه اشعار، شاعر مورد نظر به اختصار معرفی میشود . برای نمونه “سی سیلیا می رلس”، اهل برزیل، از جمله زنانی است كه ترجمهای از سرودههای وی فراهم میآید.
گزیده ای از کتاب:
آن روزها چنین چهرهای نداشتم،/ چنین، مات پژمرده و تکیده،/ نیز چشمانی چنین بیفروغ/ و لبانی چنین تلخ و بیترانه/ آن روزها، چنین دستان نحیف و لرزانی نداشتم،/ چنین تهی، بیرمق و خشکیده/ آن روزها چنین دلی در سینهام نمیتپید/ چنین سرد و بیرمز و راز، همچون خاکستر در مجمر /.هرگز آگاه نبودم از دگرگونی ـ بس که ساده بودم، مصمم و بیشائبه/ به راستی در کدام آینه/ گم شد چهره من
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#شعر_زنان_جهان
فریده حسنزاده
در مجموعه حاضر برگزیدهای از سرودههای زنان، از ملیتهای مختلف جهان، فراهم آمده است. پیش از درج نمونه اشعار، شاعر مورد نظر به اختصار معرفی میشود . برای نمونه “سی سیلیا می رلس”، اهل برزیل، از جمله زنانی است كه ترجمهای از سرودههای وی فراهم میآید.
گزیده ای از کتاب:
آن روزها چنین چهرهای نداشتم،/ چنین، مات پژمرده و تکیده،/ نیز چشمانی چنین بیفروغ/ و لبانی چنین تلخ و بیترانه/ آن روزها، چنین دستان نحیف و لرزانی نداشتم،/ چنین تهی، بیرمق و خشکیده/ آن روزها چنین دلی در سینهام نمیتپید/ چنین سرد و بیرمز و راز، همچون خاکستر در مجمر /.هرگز آگاه نبودم از دگرگونی ـ بس که ساده بودم، مصمم و بیشائبه/ به راستی در کدام آینه/ گم شد چهره من
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity