🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#شوخی
نویسنده : #میلان_کوندرا
🔴 میلان کوندرا آوریل، ۱۹۲۹ نویسنده اهل چک است که از سال ۱۹۷۵ به فرانسه تبعید شد و نهایتاً در سال ۱۹۸۱ به تابعیت فرانسه درآمد. او خود را نویسندهای فرانسوی میداند و مُصِر است که آثارش باید چه در کتابفروشیها و چه در دستهبندی ادبی جزو ادبیات فرانسه محسوب شود. میلان کوندرا تاکنون چندین بار نامزد دریافت جایزه نوبل ادبیات بودهاست.
📝 رمان شوخی به نوعی عاشقانه و فلسفی است در یک فضای به شدت سیاست زده نویسنده می کوشد در قسمت های مختلف به ریشه های روانی که در رفتار شخصیت های مختلف وجود دارد بپردازد مثلا ریشه های راونی چندیدن نوع عشقی را که برای لودویک شکل گرفته برسی میکند نوع نگرش چند شخصیت را به مکتب های مختلف بیان میکند از شکافی که بین نسل دیروز امروز به وجود امده سخن می گوید از ایمان به اعتقادت که ادمی تا مرگ و عدم می کشد و از ادمهای که چندین لباس اماده دارند تا در موقعیت های مختلف و به فراخور زمان بپوشند ....
همه اتفاقاتی که برای لودویک به وجود امده در طول سه روز از زبان شخصیت های مختلف بیان میشود انگار نویسنده هر بار قلم را در دست یک شخصیت می گزاد و از او میخواهد گذشته را اعتراف کند
وع فایل : Pdf
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#شوخی
نویسنده : #میلان_کوندرا
🔴 میلان کوندرا آوریل، ۱۹۲۹ نویسنده اهل چک است که از سال ۱۹۷۵ به فرانسه تبعید شد و نهایتاً در سال ۱۹۸۱ به تابعیت فرانسه درآمد. او خود را نویسندهای فرانسوی میداند و مُصِر است که آثارش باید چه در کتابفروشیها و چه در دستهبندی ادبی جزو ادبیات فرانسه محسوب شود. میلان کوندرا تاکنون چندین بار نامزد دریافت جایزه نوبل ادبیات بودهاست.
📝 رمان شوخی به نوعی عاشقانه و فلسفی است در یک فضای به شدت سیاست زده نویسنده می کوشد در قسمت های مختلف به ریشه های روانی که در رفتار شخصیت های مختلف وجود دارد بپردازد مثلا ریشه های راونی چندیدن نوع عشقی را که برای لودویک شکل گرفته برسی میکند نوع نگرش چند شخصیت را به مکتب های مختلف بیان میکند از شکافی که بین نسل دیروز امروز به وجود امده سخن می گوید از ایمان به اعتقادت که ادمی تا مرگ و عدم می کشد و از ادمهای که چندین لباس اماده دارند تا در موقعیت های مختلف و به فراخور زمان بپوشند ....
همه اتفاقاتی که برای لودویک به وجود امده در طول سه روز از زبان شخصیت های مختلف بیان میشود انگار نویسنده هر بار قلم را در دست یک شخصیت می گزاد و از او میخواهد گذشته را اعتراف کند
وع فایل : Pdf
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#شوخی_کوچک
#آنتون_چخوف
ترجمه:احمد گلشیری
باصدای همکار قدیمی #مهدیه_نگارستانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#شوخی_کوچک
#آنتون_چخوف
ترجمه:احمد گلشیری
باصدای همکار قدیمی #مهدیه_نگارستانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
شوخی کوچک
@greataudiobook
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#شوخی_کوچک
#آنتون_چخوف
ترجمه:احمد گلشیری
باصدای همکار قدیمی #مهدیه_نگارستانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#شوخی_کوچک
#آنتون_چخوف
ترجمه:احمد گلشیری
باصدای همکار قدیمی #مهدیه_نگارستانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
دشمنان نیستند که انسان را محکوم به تنهایی میکنند، دوستان اند!
📕 #شوخی
👤 #میلان_کوندرا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
دشمنان نیستند که انسان را محکوم به تنهایی میکنند، دوستان اند!
📕 #شوخی
👤 #میلان_کوندرا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
از آن شب از درون فرق کردم؛
دوباره آباد شدم؛ فضای درونم پاک و پاکیزه بود؛ یک کسی داشت آنجا زندگی میکرد.
ساعتی که ماهها بیصدا روی دیوار آویزان بود ناگهان شروع به تیک تاک کرد.
آن رویداد اهمیت عمدهای داشت: زمان، که تا آنموقع مثل نهری تنبل ، فاقد نشانگاه، فاقد مهر زمان از ناکجایی به ناکجای دیگر جاری بود ( من در وقفهای نامحدود به سر میبردم) دوباره چهرهای انسانی پیدا کرد تا خود را قسمتقسمت کند، تا خود را شمارش کند.
#شوخی
#میلان_کوندرا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
از آن شب از درون فرق کردم؛
دوباره آباد شدم؛ فضای درونم پاک و پاکیزه بود؛ یک کسی داشت آنجا زندگی میکرد.
ساعتی که ماهها بیصدا روی دیوار آویزان بود ناگهان شروع به تیک تاک کرد.
آن رویداد اهمیت عمدهای داشت: زمان، که تا آنموقع مثل نهری تنبل ، فاقد نشانگاه، فاقد مهر زمان از ناکجایی به ناکجای دیگر جاری بود ( من در وقفهای نامحدود به سر میبردم) دوباره چهرهای انسانی پیدا کرد تا خود را قسمتقسمت کند، تا خود را شمارش کند.
#شوخی
#میلان_کوندرا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity