🔴 #یادمان
#طوبی_آزموده
#اَبَرزنی که برای زنان زیست.
بانویی که 111 سال قبل درک کرد که مسیر پیشرفت یک جامعه از مدرسه میگذرد. بنیانگذار مدارس دخترانه
طوبا آزموده در سال 1286، زمانی که جامعهی سنتی ایران، درس خواندن را برای دختران حرام میدانست با تمام وجود جنگید و ایستادگی کرد تا اولین دبستان دخترانه را در تهران بنیان نهاد.
این دبستان "ناموس" نام داشت و ابتدا در منزل شخصیاش دایر گشت اما بعد از گذشت 8 سال، او توانست تعداد مدرسههای دخترانه را به عدد 6 برساند و 3474 نفر را در آنها ثبتنام کند.
طوبا آزموده 21 سال بعد، نخستین دبیرستان دخترانه را نیز تاسیس کرد.
او علاوه بر این ها، مدارس اکابر را نیز برای جذب زنان مسن راهاندازی نمود.
او از پیشگامان جنبش زنان در ایران بود.
🌸همه ما باید فمینیست باشیم🌸
#روحشون_شاد
#یادشون_گرامی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#طوبی_آزموده
#اَبَرزنی که برای زنان زیست.
بانویی که 111 سال قبل درک کرد که مسیر پیشرفت یک جامعه از مدرسه میگذرد. بنیانگذار مدارس دخترانه
طوبا آزموده در سال 1286، زمانی که جامعهی سنتی ایران، درس خواندن را برای دختران حرام میدانست با تمام وجود جنگید و ایستادگی کرد تا اولین دبستان دخترانه را در تهران بنیان نهاد.
این دبستان "ناموس" نام داشت و ابتدا در منزل شخصیاش دایر گشت اما بعد از گذشت 8 سال، او توانست تعداد مدرسههای دخترانه را به عدد 6 برساند و 3474 نفر را در آنها ثبتنام کند.
طوبا آزموده 21 سال بعد، نخستین دبیرستان دخترانه را نیز تاسیس کرد.
او علاوه بر این ها، مدارس اکابر را نیز برای جذب زنان مسن راهاندازی نمود.
او از پیشگامان جنبش زنان در ایران بود.
🌸همه ما باید فمینیست باشیم🌸
#روحشون_شاد
#یادشون_گرامی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
#بمناسبت_روز_جهانی_زن
#طوبی_آزموده موسس مدرسه دخترانه «ناموس» بود. او بیتردید جزو پیشروترین زنان ایرانی است که با تلاش برای تأسیس مدرسه ناموس، مسیر تحصیل دختران را آسانتر کرد. ناموس هرچند بعد از مدرسه «بیبیخانم»، دومین مدرسه دخترانه تهران بود؛ اما طوبی خانم توانست با همه فشارهایی که از سوی متعصبان و کهنهاندیشان به او و دختران مدرسه وارد میکردند، آنقدر دوام بیاورد که در مقطع دبیرستان نیز زمینه تحصیل آنها را در مدارج بالا فراهم کند.
تنها تصویری که از طوبی آزموده در کتابهای تاریخی وجود دارد، عکسی از زنی میانسال است که شالی تیرهرنگ را بر روی موهایش انداخته و با صورتی جدی به دوربین خیره شده است؛ انگار از دریچه دوربین به آیندهای نگاه میکند که تلاش او برای دختران ایرانی رقم خواهد زد.
او دختر «میرزاحسنخان سرتیپ»، یکی از مردان روشنفکر زمانه ناصری بود که تحصیل دخترش اهمیت زیادی برای او داشت. میرزاحسن آموزش برای طوبی را از پنجسالگی آغاز کرد و بعد از یادگیری مقدمات زبان فارسی، با استخدام معلمهای سرخانه، زبانهای فارسی، عربی و فرانسه را به او آموخت.
طوبی آن قدر خوششانس بود که بعد از ازدواج با «عبدالحسینخان میرپنج» در ۱۴ سالگی، درس خواندن را ادامه دهد. او فاصله سنی زیادی با همسرش داشت و از آنجا که صاحب فرزندی نشده بود، توانست شوهرش را راضی کند تا تحصیلات خود را تکمیل نماید.
برخی از منابع معتقدند که هرچند میرپنج زمینه تحصیل همسرش را فراهم کرد؛ اما ازدواج آنها دوام نیافت و خیلی زود طوبی به خانه پدری بازگشت. آنجا بود که به این فکر افتاد، تلاشی را که برای یادگیری سواد داشته است، در اختیار دختران دیگر هم بگذارد و زمینه تحصیلات دختران را به صورت عمومی فراهم آورد. او که هیچگاه بچهدار نشد، به این نتیجه رسید که میتواند مادر هزاران دختری باشد که پشت درهای بسته خانهها به پیری میرسند و شانس آن را ندارند که مدرسه بروند.
زمانی که طوبی خانم به فکر راهاندازی مدرسه خود افتاد، چند سالی بود که «انجمن معارف» در تهران با همت کسانی چون «میرزا حسن رشدیه»، «احتشامالسلطنه»، «یحیی دولتآبادی» و تشویقهای «امینالدوله»، صدراعظم معتدل مظفرالدین شاه در تهران و سایر شهرها بنای مدارس مقدماتی به سبک مدرن را گذاشته بود. در این مدرسهها فرزندان طبقات متوسط و پایین جامعه نیز میتوانستند تحصیل کنند. اما همه مدرسهها به پسران اختصاص داشت و دختران هنوز اجازه تحصیل کردن در مدرسه را نداشتند. تنها چند مدرسه میسیونرهای مذهبی در تهران و چند شهر دیگر وجود داشت که دختران اقلیتهای دینی و برخی دختران اشراف و افراد صاحبنفوذ میتوانستند در آن تحصیل کنند و تقریبا بیشتر دختران ایران از حق تحصیل محروم بودند.
«جنبش مشروطه» که با حضور همهجانبه زنان همراه بود، این توقع حداقلی را برای آنها ایجاد کرده بود که اگر از حق رای دادن محروم هستند، حداقل بتوانند حق تحصیل را به دست بیاورند.
نخستین تلاش برای راهاندازی مدرسه دخترانه توسط «بیبیخانم استرآبادی» در تهران با شکست روبهرو شده بود و نتوانسته بود به یک سال تحصیلی هم برسد. طوبی خانم که از همکاران مدرسه بیبی خانم بود، از این شکست درس گرفت و تلاش کرد تا دومین مدرسه را در تهران افتتاح کند. این مدرسه در مهرماه ۱۲۸۶، در خانه شخصی او، کمیپایین تر از چهارراه «یوسفآباد» (حافظ کنونی) در نزدیک میدان «حسنآباد» راهاندازی شد که او نام «ناموس» را بر آن نهاد؛ نامی که شاید بسیار زیرکانه و دقیق و با شناخت کامل از جامعه مردسالار ایرانی انتخاب شده بود.
او هم مانند بیبیخانم استرآبادی بارها از سوی متحجران با تهدید مواجه شد؛ اما پافشاری او برای حفظ مدرسه سرانجام جواب داد و توانست ناموس را سرپا نگهدارد.
طوبی خانم برای برپا نگهداشتن مدرسه تلاش سعی کرد تا نظر افراد مذهبی و علما را نسبت به مدرسه خود و تحصیل دختران جلب کند. دروس مذهبی و خانهداری دو بخش مهمی از دروس مدرسه ناموس به شمار میرفتند. او با کمک دو نفر از شاگردان خود احادیثی در تشویق فراگیری علم را در مدرسه نصب کرد و تدریس قرآن را نیز جزو برنامه های اصلی مدرسه قرار داده بود. در مناسبتهای مذهبی، مجالس روضهخوانی نیز در مدرسه برقرار بود.
گفته شده است که او در استخدام معلمهای مرد هم وسواس زیادی داشت.
آزموده با تلاش زیادی توانست خانوادههای دختران را راضی کند تا به مدرسه او بیایند و تحصیل کنند. در نخستین سال، مدرسه با حضور تعداد اندکی دختر بین ۷ تا ۱۲ سال کار خود را آغاز کرد و در سالهای بعد تعداد دانشآموزان افزایش یافت. در مدت هشت سال، بنا به آماری که در کتابهای تاریخی منتشر شده است، در پنج مدرسه او ۳ هزار و ۴۷۴ دختر تحصیل کردند.
🌸🌿
🔴#بخوانیم
#بمناسبت_روز_جهانی_زن
#طوبی_آزموده موسس مدرسه دخترانه «ناموس» بود. او بیتردید جزو پیشروترین زنان ایرانی است که با تلاش برای تأسیس مدرسه ناموس، مسیر تحصیل دختران را آسانتر کرد. ناموس هرچند بعد از مدرسه «بیبیخانم»، دومین مدرسه دخترانه تهران بود؛ اما طوبی خانم توانست با همه فشارهایی که از سوی متعصبان و کهنهاندیشان به او و دختران مدرسه وارد میکردند، آنقدر دوام بیاورد که در مقطع دبیرستان نیز زمینه تحصیل آنها را در مدارج بالا فراهم کند.
تنها تصویری که از طوبی آزموده در کتابهای تاریخی وجود دارد، عکسی از زنی میانسال است که شالی تیرهرنگ را بر روی موهایش انداخته و با صورتی جدی به دوربین خیره شده است؛ انگار از دریچه دوربین به آیندهای نگاه میکند که تلاش او برای دختران ایرانی رقم خواهد زد.
او دختر «میرزاحسنخان سرتیپ»، یکی از مردان روشنفکر زمانه ناصری بود که تحصیل دخترش اهمیت زیادی برای او داشت. میرزاحسن آموزش برای طوبی را از پنجسالگی آغاز کرد و بعد از یادگیری مقدمات زبان فارسی، با استخدام معلمهای سرخانه، زبانهای فارسی، عربی و فرانسه را به او آموخت.
طوبی آن قدر خوششانس بود که بعد از ازدواج با «عبدالحسینخان میرپنج» در ۱۴ سالگی، درس خواندن را ادامه دهد. او فاصله سنی زیادی با همسرش داشت و از آنجا که صاحب فرزندی نشده بود، توانست شوهرش را راضی کند تا تحصیلات خود را تکمیل نماید.
برخی از منابع معتقدند که هرچند میرپنج زمینه تحصیل همسرش را فراهم کرد؛ اما ازدواج آنها دوام نیافت و خیلی زود طوبی به خانه پدری بازگشت. آنجا بود که به این فکر افتاد، تلاشی را که برای یادگیری سواد داشته است، در اختیار دختران دیگر هم بگذارد و زمینه تحصیلات دختران را به صورت عمومی فراهم آورد. او که هیچگاه بچهدار نشد، به این نتیجه رسید که میتواند مادر هزاران دختری باشد که پشت درهای بسته خانهها به پیری میرسند و شانس آن را ندارند که مدرسه بروند.
زمانی که طوبی خانم به فکر راهاندازی مدرسه خود افتاد، چند سالی بود که «انجمن معارف» در تهران با همت کسانی چون «میرزا حسن رشدیه»، «احتشامالسلطنه»، «یحیی دولتآبادی» و تشویقهای «امینالدوله»، صدراعظم معتدل مظفرالدین شاه در تهران و سایر شهرها بنای مدارس مقدماتی به سبک مدرن را گذاشته بود. در این مدرسهها فرزندان طبقات متوسط و پایین جامعه نیز میتوانستند تحصیل کنند. اما همه مدرسهها به پسران اختصاص داشت و دختران هنوز اجازه تحصیل کردن در مدرسه را نداشتند. تنها چند مدرسه میسیونرهای مذهبی در تهران و چند شهر دیگر وجود داشت که دختران اقلیتهای دینی و برخی دختران اشراف و افراد صاحبنفوذ میتوانستند در آن تحصیل کنند و تقریبا بیشتر دختران ایران از حق تحصیل محروم بودند.
«جنبش مشروطه» که با حضور همهجانبه زنان همراه بود، این توقع حداقلی را برای آنها ایجاد کرده بود که اگر از حق رای دادن محروم هستند، حداقل بتوانند حق تحصیل را به دست بیاورند.
نخستین تلاش برای راهاندازی مدرسه دخترانه توسط «بیبیخانم استرآبادی» در تهران با شکست روبهرو شده بود و نتوانسته بود به یک سال تحصیلی هم برسد. طوبی خانم که از همکاران مدرسه بیبی خانم بود، از این شکست درس گرفت و تلاش کرد تا دومین مدرسه را در تهران افتتاح کند. این مدرسه در مهرماه ۱۲۸۶، در خانه شخصی او، کمیپایین تر از چهارراه «یوسفآباد» (حافظ کنونی) در نزدیک میدان «حسنآباد» راهاندازی شد که او نام «ناموس» را بر آن نهاد؛ نامی که شاید بسیار زیرکانه و دقیق و با شناخت کامل از جامعه مردسالار ایرانی انتخاب شده بود.
او هم مانند بیبیخانم استرآبادی بارها از سوی متحجران با تهدید مواجه شد؛ اما پافشاری او برای حفظ مدرسه سرانجام جواب داد و توانست ناموس را سرپا نگهدارد.
طوبی خانم برای برپا نگهداشتن مدرسه تلاش سعی کرد تا نظر افراد مذهبی و علما را نسبت به مدرسه خود و تحصیل دختران جلب کند. دروس مذهبی و خانهداری دو بخش مهمی از دروس مدرسه ناموس به شمار میرفتند. او با کمک دو نفر از شاگردان خود احادیثی در تشویق فراگیری علم را در مدرسه نصب کرد و تدریس قرآن را نیز جزو برنامه های اصلی مدرسه قرار داده بود. در مناسبتهای مذهبی، مجالس روضهخوانی نیز در مدرسه برقرار بود.
گفته شده است که او در استخدام معلمهای مرد هم وسواس زیادی داشت.
آزموده با تلاش زیادی توانست خانوادههای دختران را راضی کند تا به مدرسه او بیایند و تحصیل کنند. در نخستین سال، مدرسه با حضور تعداد اندکی دختر بین ۷ تا ۱۲ سال کار خود را آغاز کرد و در سالهای بعد تعداد دانشآموزان افزایش یافت. در مدت هشت سال، بنا به آماری که در کتابهای تاریخی منتشر شده است، در پنج مدرسه او ۳ هزار و ۴۷۴ دختر تحصیل کردند.