🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#عبید_بازمیگردد
#جواد_مجابی
عبید زاکانی، شاعر و طنزپرداز بزرگ ایرانی، اگر نه نخستین کس؛ اما مهمترین طنزپردازی است که هزل را از حوزۀ شعر جدا کرد و به عرصۀ نثر آورد. در ادب سنتی ایران، هزلپردازی یکی از هنرهای شاعری شمرده میشد؛ اگرچه شوخیها را مردم به زبان عامیانه میساختهاند و بسیاری از کتب معتبر تاریخی ـ ادبی چون «محاضرات» و «اغانی» آن شوخیها را با کمی دستکاری ادبی ضبط کردهاند؛ اما به هر حال در شعر فارسی بود که هجو هزل مجال گسترش یافت و به دلیل موزون و مقفیبودنش راحت سر زبانها میافتاد و شهر به شهر و حافظه به حافظه سفر میکرد. دیرگاهی هجو و هزل شاعران درباری ساخته و پرداختۀ ذهن مضمونیاب آنها بود. شاعران مردمگرا از سنایی به بعد شوخیهای عوام را دستمایۀ کارهای ادبی و عرفانی خود کردند. نخستین کسی که به جدی آگاهانه، طنز و طیبت را در نثر مجال خودنمایی داد، سعدی در گلستان است.
عبید با استفاده از تجربۀ سعدی که شوخی را به عالم نثر کشانده بود، با پرهیز از ادبیت مسجع و هوشمندانۀ استاد، کوشید زبان ساده و موجز و مؤثری برای بیان فضای طنزآمیز بیابد. اگر آثار عبید این همه مورد توجه خاص و عام قرار گرفته و او را در قلۀ منحنی طنزپردازان ایران قرار داده است، به دلیل شکل ادبی همهفهمی است که او برای بیان شوخیهایش در فارسی ابداع کرده و با عباراتی نزدیک به زبان محاوره و نثری در منتهای ظرافت و ایجاز خود را در موقعیتی منفرد قرار داده است. او جهان طنز را خوب میشناخت و جهان را پرطنز میدید و با طنز از آن سخن میگفت و ذهنش جز اینگونه بیان و توصیف، راهی دیگر نمیشناخت.
عبید که در هیچ شهری بنا به طبع نقادش نمیتوانست آرام بگیرد و قلم و زبانش را به مصلحت نان و نمک، کور و لال کند، ناگزیر هر روز به جایی رانده شده تا بر اثر حرفهای تند و تیزش باز از آن جای هم رانده شود. در پایان زندگیاش به ماجرای تنعم ایام جوانی و فاقۀ روزگار پیری کنایهای سریع دارد که در پایان آن قطعه چون هر رند عالمسوزی خود را نیز به تازیانۀ نقد بسته و حاصل عمر را هیچ و هدر دیده است.
فهرست مندرجات این کتاب به این شرح است:
کتاب اول: ما بیمرگان، فتحشدگان، انکارناپذیر، جهنمی، غلیواج، مقامات مفقود، گربه و موش، رسالۀ دلگشا و عشّاقنامه.
کتاب دوم: وحوش و طیور، روز بدرشده، فالنامۀ بروج، تعریفات و اخلاقالاشراف.
کتاب سوم: نیشخند ایرانی.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#عبید_بازمیگردد
#جواد_مجابی
عبید زاکانی، شاعر و طنزپرداز بزرگ ایرانی، اگر نه نخستین کس؛ اما مهمترین طنزپردازی است که هزل را از حوزۀ شعر جدا کرد و به عرصۀ نثر آورد. در ادب سنتی ایران، هزلپردازی یکی از هنرهای شاعری شمرده میشد؛ اگرچه شوخیها را مردم به زبان عامیانه میساختهاند و بسیاری از کتب معتبر تاریخی ـ ادبی چون «محاضرات» و «اغانی» آن شوخیها را با کمی دستکاری ادبی ضبط کردهاند؛ اما به هر حال در شعر فارسی بود که هجو هزل مجال گسترش یافت و به دلیل موزون و مقفیبودنش راحت سر زبانها میافتاد و شهر به شهر و حافظه به حافظه سفر میکرد. دیرگاهی هجو و هزل شاعران درباری ساخته و پرداختۀ ذهن مضمونیاب آنها بود. شاعران مردمگرا از سنایی به بعد شوخیهای عوام را دستمایۀ کارهای ادبی و عرفانی خود کردند. نخستین کسی که به جدی آگاهانه، طنز و طیبت را در نثر مجال خودنمایی داد، سعدی در گلستان است.
عبید با استفاده از تجربۀ سعدی که شوخی را به عالم نثر کشانده بود، با پرهیز از ادبیت مسجع و هوشمندانۀ استاد، کوشید زبان ساده و موجز و مؤثری برای بیان فضای طنزآمیز بیابد. اگر آثار عبید این همه مورد توجه خاص و عام قرار گرفته و او را در قلۀ منحنی طنزپردازان ایران قرار داده است، به دلیل شکل ادبی همهفهمی است که او برای بیان شوخیهایش در فارسی ابداع کرده و با عباراتی نزدیک به زبان محاوره و نثری در منتهای ظرافت و ایجاز خود را در موقعیتی منفرد قرار داده است. او جهان طنز را خوب میشناخت و جهان را پرطنز میدید و با طنز از آن سخن میگفت و ذهنش جز اینگونه بیان و توصیف، راهی دیگر نمیشناخت.
عبید که در هیچ شهری بنا به طبع نقادش نمیتوانست آرام بگیرد و قلم و زبانش را به مصلحت نان و نمک، کور و لال کند، ناگزیر هر روز به جایی رانده شده تا بر اثر حرفهای تند و تیزش باز از آن جای هم رانده شود. در پایان زندگیاش به ماجرای تنعم ایام جوانی و فاقۀ روزگار پیری کنایهای سریع دارد که در پایان آن قطعه چون هر رند عالمسوزی خود را نیز به تازیانۀ نقد بسته و حاصل عمر را هیچ و هدر دیده است.
فهرست مندرجات این کتاب به این شرح است:
کتاب اول: ما بیمرگان، فتحشدگان، انکارناپذیر، جهنمی، غلیواج، مقامات مفقود، گربه و موش، رسالۀ دلگشا و عشّاقنامه.
کتاب دوم: وحوش و طیور، روز بدرشده، فالنامۀ بروج، تعریفات و اخلاقالاشراف.
کتاب سوم: نیشخند ایرانی.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity