🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴# ۲۲ مهر زادروز #جواد_مجابی
جواد مجابی ( زاده ۲۲ مهر ۱۳۱۸ قزوین ) شاعر، نویسنده، منتقد ادبی و هنرهای تجسمی، نقاش، طنزپرداز و روزنامهنگار
از او آثار متعددی به چاپ رسیدهاست و باید گفت یکی از شناخته شدهترین روشنفکران و هنرمندان معاصر است که نامش همیشه در میان بزرگان آمده است. وی کتابهای تأثیرگذار و پرطرفدار در زمینهٔ داستان انتشار دادهاست و عموماً کتابهای او با اقبال خوبی از سوی خوانندگان، بخصوص خوانندگان حرفهای، مواجه میشود. مجابی بارها از سوی مجامع اروپایی و آمریکایی برای سخنرانی دربارهٔ هنر و ادبیات ایران دعوت شدهاست و یکی از نمایندگان شاخص ادبیات معاصر ایران محسوب میشود.
جواد مجابی از کودکی و نوجوانی به همراه برادرش حسین نقاشی میکشید و هنوز هم در خلوت خود نقاشی می کند. او هر چند خود را نقاش نمیداند، اما به عنوان یکی از چهرههای شاخص و پیشگام در حوزه نقد نقاشی و هنرهای تجسمی شناخته شده است.
اوایل دههٔ چهل لیسانس حقوق و دکترای اقتصاد را از دانشگاه تهران گرفت. ۱۹ سال کارمند دادگستری و بعد کارشناس فرهنگی وزارت فرهنگ و هنر بود. همزمان روزنامهنگاری حرفهای را در فاصلهٔ بین سالهای ۱۳۴۷–۱۳۵۸ در روزنامهٔ اطلاعات با عنوان دبیر فرهنگی روزنامه ادامه داد. بعدها با مجلات ادبی ایران از جمله فردوسی، جهان نو، خوشه، آدینه و دنیای سخن همکاری داشت که مدتی نیز سردبیری مجلهٔ اخیر را به عهده دار بود. در اواخر سال ۵۷ به اتفاق جمعی از همکاران مطبوعاتی اش در کیهان و آیندگان همچون عمید نائینی، مهدی سحابی، فیروز گوران، سیروس علینژاد و محمد قائد تصمیم به بنیاد کانون مستقل روزنامهنگاران گرفتند اما با حوادث سال ۵۸ این پروژه منتفی شد.
۴۰ سال از فعالیت ادبی او میگذرد که ۲۰ سال اخیر را به طور حرفهای و فارغ از دغدغههای شغلی، صرف نوشتن رمان و شعرها و تحقیقاتش کردهاست. نوشتههای او بیش از پنجاه اثر چاپ شدهاست که عمدتاً شامل هشت مجموعه شعر، چهار مجموعه داستان کوتاه، نه رمان، چندین نمایشنامه و فیلمنامه و داستان کودکان وآثار طنز و طرحهای هجایی و چند مجموعه مقالات و چند شناخت نامهٔ ادبی دربارهٔ نویسندگان و شاعران ایران است. علاوه بر انتشار شعرها و رمانها و داستانها، کار عمدهٔ او در این سالها، تحقیق دربارهٔ نوپردازان هنرهای تجسمی ایران است که بالغ بر شش جلد میشود و تاریخ تحلیلی زندگی و آثار نقاشان و مجسمه سازان پنجاه سال اخیر است. همچنین پژوهش مفصلی در زمینهٔ تاریخ طنز در متون ادبی ایران را ادامه میدهد که سیر شوخیهای ادبی را در کتابهای نظم و نثر ایران طی هزار و اندی سال بر پایهٔ تحولات اجتماعی ترسیم میکند. او همسر و دو فرزند دارد و در کوی نویسندگان زندگی میکند و اوقاتشِ به خواندن و نوشتن میگذرد. به عنوان طنز پرداز مدرن شهرت دارد و طنز را در شکلهای مختلف کلامی و تصویری تجربه کردهاست. نقاشی مدرن را به تفنن تجربه و چند نمایشگاه از کارهای خود عرضه کردهاست.
کتاب «نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران» به قلم جواد مجابی در دو جلد و حدود هشتصد صفحه نخستین کتاب از نوع خود است که در اردیبهشت ۱۳۹۵ منتشر شد و تاریخ هنرهای تجسمی معاصر ایران از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۹۰ را به شیوه ای تاریخی – تحلیلی بررسی کرده است.
مجابی همچنین درباره همکاری با مجموعه «بتهوون» که به تازگی آغاز شده است، گفت: با بتهوون چند لوح فشرده صوتی از کارهایم را منتشر خواهم کرد. من متنهای داستانها و شعرهایم را میخوانم و بتهوون آنها را ضبط میکند و همراه با موسیقی در لوح فشرده منتشر میکند. بخش کودک و نوجوان شش لوح است و داستانهای کوتاه به صورت جدا ضبط میشود. یک یا دو لوح هم به شعر اختصاص مییابد. طنز و بخشهایی از رمان نیز قرار است ضبط شود. البته ما تازه کار را آغاز کردهایم و زمان پایان آن مشخص نیست.
نوع فایل: Pdf
کتاب های نویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴# ۲۲ مهر زادروز #جواد_مجابی
جواد مجابی ( زاده ۲۲ مهر ۱۳۱۸ قزوین ) شاعر، نویسنده، منتقد ادبی و هنرهای تجسمی، نقاش، طنزپرداز و روزنامهنگار
از او آثار متعددی به چاپ رسیدهاست و باید گفت یکی از شناخته شدهترین روشنفکران و هنرمندان معاصر است که نامش همیشه در میان بزرگان آمده است. وی کتابهای تأثیرگذار و پرطرفدار در زمینهٔ داستان انتشار دادهاست و عموماً کتابهای او با اقبال خوبی از سوی خوانندگان، بخصوص خوانندگان حرفهای، مواجه میشود. مجابی بارها از سوی مجامع اروپایی و آمریکایی برای سخنرانی دربارهٔ هنر و ادبیات ایران دعوت شدهاست و یکی از نمایندگان شاخص ادبیات معاصر ایران محسوب میشود.
جواد مجابی از کودکی و نوجوانی به همراه برادرش حسین نقاشی میکشید و هنوز هم در خلوت خود نقاشی می کند. او هر چند خود را نقاش نمیداند، اما به عنوان یکی از چهرههای شاخص و پیشگام در حوزه نقد نقاشی و هنرهای تجسمی شناخته شده است.
اوایل دههٔ چهل لیسانس حقوق و دکترای اقتصاد را از دانشگاه تهران گرفت. ۱۹ سال کارمند دادگستری و بعد کارشناس فرهنگی وزارت فرهنگ و هنر بود. همزمان روزنامهنگاری حرفهای را در فاصلهٔ بین سالهای ۱۳۴۷–۱۳۵۸ در روزنامهٔ اطلاعات با عنوان دبیر فرهنگی روزنامه ادامه داد. بعدها با مجلات ادبی ایران از جمله فردوسی، جهان نو، خوشه، آدینه و دنیای سخن همکاری داشت که مدتی نیز سردبیری مجلهٔ اخیر را به عهده دار بود. در اواخر سال ۵۷ به اتفاق جمعی از همکاران مطبوعاتی اش در کیهان و آیندگان همچون عمید نائینی، مهدی سحابی، فیروز گوران، سیروس علینژاد و محمد قائد تصمیم به بنیاد کانون مستقل روزنامهنگاران گرفتند اما با حوادث سال ۵۸ این پروژه منتفی شد.
۴۰ سال از فعالیت ادبی او میگذرد که ۲۰ سال اخیر را به طور حرفهای و فارغ از دغدغههای شغلی، صرف نوشتن رمان و شعرها و تحقیقاتش کردهاست. نوشتههای او بیش از پنجاه اثر چاپ شدهاست که عمدتاً شامل هشت مجموعه شعر، چهار مجموعه داستان کوتاه، نه رمان، چندین نمایشنامه و فیلمنامه و داستان کودکان وآثار طنز و طرحهای هجایی و چند مجموعه مقالات و چند شناخت نامهٔ ادبی دربارهٔ نویسندگان و شاعران ایران است. علاوه بر انتشار شعرها و رمانها و داستانها، کار عمدهٔ او در این سالها، تحقیق دربارهٔ نوپردازان هنرهای تجسمی ایران است که بالغ بر شش جلد میشود و تاریخ تحلیلی زندگی و آثار نقاشان و مجسمه سازان پنجاه سال اخیر است. همچنین پژوهش مفصلی در زمینهٔ تاریخ طنز در متون ادبی ایران را ادامه میدهد که سیر شوخیهای ادبی را در کتابهای نظم و نثر ایران طی هزار و اندی سال بر پایهٔ تحولات اجتماعی ترسیم میکند. او همسر و دو فرزند دارد و در کوی نویسندگان زندگی میکند و اوقاتشِ به خواندن و نوشتن میگذرد. به عنوان طنز پرداز مدرن شهرت دارد و طنز را در شکلهای مختلف کلامی و تصویری تجربه کردهاست. نقاشی مدرن را به تفنن تجربه و چند نمایشگاه از کارهای خود عرضه کردهاست.
کتاب «نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران» به قلم جواد مجابی در دو جلد و حدود هشتصد صفحه نخستین کتاب از نوع خود است که در اردیبهشت ۱۳۹۵ منتشر شد و تاریخ هنرهای تجسمی معاصر ایران از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۹۰ را به شیوه ای تاریخی – تحلیلی بررسی کرده است.
مجابی همچنین درباره همکاری با مجموعه «بتهوون» که به تازگی آغاز شده است، گفت: با بتهوون چند لوح فشرده صوتی از کارهایم را منتشر خواهم کرد. من متنهای داستانها و شعرهایم را میخوانم و بتهوون آنها را ضبط میکند و همراه با موسیقی در لوح فشرده منتشر میکند. بخش کودک و نوجوان شش لوح است و داستانهای کوتاه به صورت جدا ضبط میشود. یک یا دو لوح هم به شعر اختصاص مییابد. طنز و بخشهایی از رمان نیز قرار است ضبط شود. البته ما تازه کار را آغاز کردهایم و زمان پایان آن مشخص نیست.
نوع فایل: Pdf
کتاب های نویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #تلنگر
جنازهٔ ماه را بدرقه کردیم
تا گورستان خاطره
اما گورکنها نیامده بودند.
ماه تمام
روی دست ما ماند و
دو هفتهای گذشت
تا هلال شود.
در این چهارده نوبت مدام مینوشیدیم
در ساغرهامان گریه میکردیم
تشنگی تمام زندگی ما بود.
شبها به نحو محسوسی
از روشنی به روشنی کمتر مایل میشد.
تحمل انسان از کوه بیشتر است و از آه کمتر.
در انتهای حوصله از آنجا برگشتیم.
گذاشتیم و گذشتیم و هر چه میگذشت یاوه گشت.
زمین برای دفن ماه طاقت نداشت
این را خیلی دیر فهمیدیم.
#جواد_مجابی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #تلنگر
جنازهٔ ماه را بدرقه کردیم
تا گورستان خاطره
اما گورکنها نیامده بودند.
ماه تمام
روی دست ما ماند و
دو هفتهای گذشت
تا هلال شود.
در این چهارده نوبت مدام مینوشیدیم
در ساغرهامان گریه میکردیم
تشنگی تمام زندگی ما بود.
شبها به نحو محسوسی
از روشنی به روشنی کمتر مایل میشد.
تحمل انسان از کوه بیشتر است و از آه کمتر.
در انتهای حوصله از آنجا برگشتیم.
گذاشتیم و گذشتیم و هر چه میگذشت یاوه گشت.
زمین برای دفن ماه طاقت نداشت
این را خیلی دیر فهمیدیم.
#جواد_مجابی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴#فیلم #مُحاکات
#مستندی دربارهی زندگی و آثار #غزاله_علیزاده
🍂 نویسندهی معاصر
و خالق رمانِ دو جلدی «خانه ادریسیها»
کارگردان: پگاه آهنگرانی
🎤 همراه با روایت:
منیره سیدی (مادر غزاله)
سلمی الهی (دختر غزاله)
#بهرام_بیضایی
#محمدعلی_سپانلو
#مسعود_کیمیایی
#جواد_مجابی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#مستندی دربارهی زندگی و آثار #غزاله_علیزاده
🍂 نویسندهی معاصر
و خالق رمانِ دو جلدی «خانه ادریسیها»
کارگردان: پگاه آهنگرانی
🎤 همراه با روایت:
منیره سیدی (مادر غزاله)
سلمی الهی (دختر غزاله)
#بهرام_بیضایی
#محمدعلی_سپانلو
#مسعود_کیمیایی
#جواد_مجابی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۲ مهر زادروز #جواد_مجابی
( زاده ۲۲ مهر ۱۳۱۸ قزوین ) شاعر، نویسنده، منتقد ادبی و هنرهای تجسمی، نقاش، طنزپرداز و روزنامهنگار
جواد مجابی آثار متعددی دارد که به چاپ رسیدهاست و باید گفت یکی از شناخته شدهترین روشنفکران و هنرمندان معاصر است و عموماً کتابهای او با اقبال خوبی از سوی خوانندگان، مواجه میشود. او بارها از سوی مجامع اروپایی و آمریکایی برای سخنرانی دربارهٔ هنر و ادبیات ایران دعوت شدهاست.
مجابی از کودکی و نوجوانی به همراه برادرش حسین، نقاشی میکشید و هنوز هم در خلوت خود نقاشی می کند. او هر چند خود را نقاش نمیداند، اما به عنوان یکی از چهرههای شاخص و پیشگام در حوزه نقد نقاشی و هنرهای تجسمی شناخته شده است.
وی دههٔ چهل لیسانس حقوق و دکترای اقتصاد را از دانشگاه تهران گرفت. ۱۹ سال کارمند دادگستری و بعد کارشناس فرهنگی وزارت فرهنگ و هنر بود. همزمان روزنامهنگاری حرفهای را در فاصلهٔ بین سالهای ۱۳۴۷–۱۳۵۸ در روزنامهٔ اطلاعات با عنوان دبیر فرهنگی روزنامه ادامه داد. بعدها با مجلات ادبی ایران از جمله فردوسی، جهان نو، خوشه، آدینه و دنیای سخن همکاری داشت که مدتی نیز سردبیری مجلهٔ اخیر را به عهده دار بود. در اواخر سال ۵۷ به اتفاق جمعی از همکاران مطبوعاتیاش در کیهان و آیندگان همچون عمید نائینی، مهدی سحابی، فیروز گوران، سیروس علینژاد و محمد قائد تصمیم به بنیاد کانون مستقل روزنامهنگاران گرفتند اما با حوادث سال ۵۸ این پروژه منتفی شد.
۴۰ سال از فعالیت ادبی او میگذرد که ۲۰ سال اخیر را به طور حرفهای و فارغ از دغدغههای شغلی، صرف نوشتن رمان و شعرها و تحقیقاتش کردهاست. نوشتههای او بیش از پنجاه اثر چاپ شدهاست که عمدتاً شامل هشت مجموعه شعر، چهار مجموعه داستان کوتاه، نه رمان، چندین نمایشنامه و فیلمنامه و داستان کودکان وآثار طنز و طرحهای هجایی و چند مجموعه مقالات و چند شناخت نامهٔ ادبی دربارهٔ نویسندگان و شاعران ایران است. علاوه بر انتشار شعرها و رمانها و داستانها، کار عمدهٔ او در این سالها، تحقیق دربارهٔ نوپردازان هنرهای تجسمی ایران است که بالغ بر شش جلد میشود و تاریخ تحلیلی زندگی و آثار نقاشان و مجسمه سازان پنجاه سال اخیر است. همچنین پژوهش مفصلی در زمینهٔ تاریخ طنز در متون ادبی ایران را ادامه میدهد که سیر شوخیهای ادبی را در کتابهای نظم و نثر ایران طی هزار و اندی سال بر پایهٔ تحولات اجتماعی ترسیم میکند. او همسر و دو فرزند دارد و طنز پرداز مدرن است و طنز را در شکلهای مختلف کلامی و تصویری تجربه کردهاست. نقاشی مدرن را به تفنن تجربه و چند نمایشگاه از کارهای خود عرضه کردهاست.
کتاب «نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران» به قلم او در دو جلد و حدود ۸۰۰ صفحه نخستین کتاب از نوع خود است که در اردیبهشت ۱۳۹۵ منتشر شد و تاریخ هنرهای تجسمی معاصر ایران از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۹۰ را به شیوه ای تاریخی – تحلیلی بررسی کرده است.
وی همچنین درباره همکاری با مجموعه «بتهوون» که به تازگی آغاز شده است، گفت : با بتهوون چند لوح فشرده صوتی از کارهایم را منتشر خواهم کرد. من متنهای داستانها و شعرهایم را میخوانم و بتهوون آنها را ضبط میکند و همراه با موسیقی در لوح فشرده منتشر میکند. بخش کودک و نوجوان شش لوح است و داستانهای کوتاه به صورت جدا ضبط میشود. یک یا دو لوح هم به شعر اختصاص مییابد. طنز و بخشهایی از رمان نیز قرار است ضبط شود. البته ما تازه کار را آغاز کردهایم و زمان پایان آن مشخص نیست.
به مناسبت هشتاد سالگی ایشان نمایشگاه "جواد مجابی از نگاه هنرمندان" در گالری ثالث تا ۳۰ مهر ۹۸ بر پا است.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۲ مهر زادروز #جواد_مجابی
( زاده ۲۲ مهر ۱۳۱۸ قزوین ) شاعر، نویسنده، منتقد ادبی و هنرهای تجسمی، نقاش، طنزپرداز و روزنامهنگار
جواد مجابی آثار متعددی دارد که به چاپ رسیدهاست و باید گفت یکی از شناخته شدهترین روشنفکران و هنرمندان معاصر است و عموماً کتابهای او با اقبال خوبی از سوی خوانندگان، مواجه میشود. او بارها از سوی مجامع اروپایی و آمریکایی برای سخنرانی دربارهٔ هنر و ادبیات ایران دعوت شدهاست.
مجابی از کودکی و نوجوانی به همراه برادرش حسین، نقاشی میکشید و هنوز هم در خلوت خود نقاشی می کند. او هر چند خود را نقاش نمیداند، اما به عنوان یکی از چهرههای شاخص و پیشگام در حوزه نقد نقاشی و هنرهای تجسمی شناخته شده است.
وی دههٔ چهل لیسانس حقوق و دکترای اقتصاد را از دانشگاه تهران گرفت. ۱۹ سال کارمند دادگستری و بعد کارشناس فرهنگی وزارت فرهنگ و هنر بود. همزمان روزنامهنگاری حرفهای را در فاصلهٔ بین سالهای ۱۳۴۷–۱۳۵۸ در روزنامهٔ اطلاعات با عنوان دبیر فرهنگی روزنامه ادامه داد. بعدها با مجلات ادبی ایران از جمله فردوسی، جهان نو، خوشه، آدینه و دنیای سخن همکاری داشت که مدتی نیز سردبیری مجلهٔ اخیر را به عهده دار بود. در اواخر سال ۵۷ به اتفاق جمعی از همکاران مطبوعاتیاش در کیهان و آیندگان همچون عمید نائینی، مهدی سحابی، فیروز گوران، سیروس علینژاد و محمد قائد تصمیم به بنیاد کانون مستقل روزنامهنگاران گرفتند اما با حوادث سال ۵۸ این پروژه منتفی شد.
۴۰ سال از فعالیت ادبی او میگذرد که ۲۰ سال اخیر را به طور حرفهای و فارغ از دغدغههای شغلی، صرف نوشتن رمان و شعرها و تحقیقاتش کردهاست. نوشتههای او بیش از پنجاه اثر چاپ شدهاست که عمدتاً شامل هشت مجموعه شعر، چهار مجموعه داستان کوتاه، نه رمان، چندین نمایشنامه و فیلمنامه و داستان کودکان وآثار طنز و طرحهای هجایی و چند مجموعه مقالات و چند شناخت نامهٔ ادبی دربارهٔ نویسندگان و شاعران ایران است. علاوه بر انتشار شعرها و رمانها و داستانها، کار عمدهٔ او در این سالها، تحقیق دربارهٔ نوپردازان هنرهای تجسمی ایران است که بالغ بر شش جلد میشود و تاریخ تحلیلی زندگی و آثار نقاشان و مجسمه سازان پنجاه سال اخیر است. همچنین پژوهش مفصلی در زمینهٔ تاریخ طنز در متون ادبی ایران را ادامه میدهد که سیر شوخیهای ادبی را در کتابهای نظم و نثر ایران طی هزار و اندی سال بر پایهٔ تحولات اجتماعی ترسیم میکند. او همسر و دو فرزند دارد و طنز پرداز مدرن است و طنز را در شکلهای مختلف کلامی و تصویری تجربه کردهاست. نقاشی مدرن را به تفنن تجربه و چند نمایشگاه از کارهای خود عرضه کردهاست.
کتاب «نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران» به قلم او در دو جلد و حدود ۸۰۰ صفحه نخستین کتاب از نوع خود است که در اردیبهشت ۱۳۹۵ منتشر شد و تاریخ هنرهای تجسمی معاصر ایران از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۹۰ را به شیوه ای تاریخی – تحلیلی بررسی کرده است.
وی همچنین درباره همکاری با مجموعه «بتهوون» که به تازگی آغاز شده است، گفت : با بتهوون چند لوح فشرده صوتی از کارهایم را منتشر خواهم کرد. من متنهای داستانها و شعرهایم را میخوانم و بتهوون آنها را ضبط میکند و همراه با موسیقی در لوح فشرده منتشر میکند. بخش کودک و نوجوان شش لوح است و داستانهای کوتاه به صورت جدا ضبط میشود. یک یا دو لوح هم به شعر اختصاص مییابد. طنز و بخشهایی از رمان نیز قرار است ضبط شود. البته ما تازه کار را آغاز کردهایم و زمان پایان آن مشخص نیست.
به مناسبت هشتاد سالگی ایشان نمایشگاه "جواد مجابی از نگاه هنرمندان" در گالری ثالث تا ۳۰ مهر ۹۸ بر پا است.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#از صندلی من
هنوز صدای اره برقی می آید...
🌿🍂
جنازهٔ ماه را بدرقه کردیم
تا گورستان خاطره
اما گورکنها نیامده بودند.
ماه تمام
روی دست ما ماند و
دو هفتهای گذشت
تا هلال شود.
در این چهارده نوبت مدام مینوشیدیم
در ساغرهامان گریه میکردیم
تشنگی تمام زندگی ما بود.
شبها به نحو محسوسی
از روشنی به روشنی کمتر مایل میشد.
تحمل انسان از کوه بیشتر است و از آه کمتر.
در انتهای حوصله از آنجا برگشتیم.
گذاشتیم و گذشتیم و هر چه میگذشت یاوه گشت.
زمین برای دفن ماه طاقت نداشت
این را خیلی دیر فهمیدیم.
#جواد_مجابی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
هنوز صدای اره برقی می آید...
🌿🍂
جنازهٔ ماه را بدرقه کردیم
تا گورستان خاطره
اما گورکنها نیامده بودند.
ماه تمام
روی دست ما ماند و
دو هفتهای گذشت
تا هلال شود.
در این چهارده نوبت مدام مینوشیدیم
در ساغرهامان گریه میکردیم
تشنگی تمام زندگی ما بود.
شبها به نحو محسوسی
از روشنی به روشنی کمتر مایل میشد.
تحمل انسان از کوه بیشتر است و از آه کمتر.
در انتهای حوصله از آنجا برگشتیم.
گذاشتیم و گذشتیم و هر چه میگذشت یاوه گشت.
زمین برای دفن ماه طاقت نداشت
این را خیلی دیر فهمیدیم.
#جواد_مجابی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#چکامه_پارسی
آنجا كه نيستی
آمدهای و پديدار نيستی
سبكتر از دنيا چرخيدهای به دور شبم
هزار منظره
در سايه روشن رفتارت
میافروزد
دريچههای تلاطم را
كه شهرهای فردا
ز آنها
رنگ و آب میيابد.
باز میآيی
سرشار از عطوفت حسی مانوس
و پروازی
به شكل اضطراب
بين من و دو دستم
میايستی
نمیتوان گرفت نبايد را
میگيرم
كه میافتادم
میستانيم از خويش
مگر برگيری نشانهام را
از خاطری مكدر
هنوز دنيا سبكتر از ديروز است.
#جواد_مجابی🌸🍂
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
آنجا كه نيستی
آمدهای و پديدار نيستی
سبكتر از دنيا چرخيدهای به دور شبم
هزار منظره
در سايه روشن رفتارت
میافروزد
دريچههای تلاطم را
كه شهرهای فردا
ز آنها
رنگ و آب میيابد.
باز میآيی
سرشار از عطوفت حسی مانوس
و پروازی
به شكل اضطراب
بين من و دو دستم
میايستی
نمیتوان گرفت نبايد را
میگيرم
كه میافتادم
میستانيم از خويش
مگر برگيری نشانهام را
از خاطری مكدر
هنوز دنيا سبكتر از ديروز است.
#جواد_مجابی🌸🍂
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۲ مهر زادروز #جواد_مجابی
( زاده ۲۲ مهر ۱۳۱۸ قزوین ) شاعر، نویسنده،
منتقد ادبی و هنرهای تجسمی، نقاش، طنزپرداز
و روزنامهنگار
جواد مجابی فرزند سيداشرف مجابی و عذرا جوادی، دارای ليسانس قضایی و دكترای اقتصاد دانشگاه تهران است. او همچنین هنرجوی رشته مجسمهسازی دانشکده هنرهای زیبا بود که همواره به طراحی نیز میپردازد.
همسر ایشان بانو ناستين "آسيه جوادی" ازدواج در ۹ مهر ۴۳ و فرزندانشان: پوپك، زاده سال ۱۳۵۴- حسين: زاده سال ۱۳۵۳ و برادر: زندهیاد حسین مجابی، هنرمند نقاش است.
جواد مجابی، سابقه كارمندی دادگستری و فرهنگوهنر، از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۷ دارد (بیادعای خدمتگزاری دولت، به علت عدم حضور در اداره) و اخراج از سه شغل در سال ۵۸ و خانهنشینی بیپایانی که مایه آفرینش آثار بسیار شد.
سوابق فرهنگی:
روزنامهنگاری از ۱۵ سالگی در "صدای قزوین" تاکنون.
دبير بخش فرهنگی روزنامه اطلاعات از ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۸.
سردبير دنيای سخن.
از دبيران تكاپو وگردشگری و جنگ. پیشتاز و همکاری با جهاننو، خوشه، فردوسی و روزنامههای نیمه مستقل دهه ۶۰ به بعد.
فعالیت در کانون نویسندگان ایران از ۱۳۴۷.
نقاشی، که از پنج سالگی آغاز شد وهمچنان ادامه دارد.
ادامه شعر از دهه ۳۰.
نوشتن داستان کوتاه و رمان از دهه ۵۰ تاکنون.
ایجاد تعادل شکننده، بین عزلت کافی برای خلق اثر و حضور فعال در جمع معاصران و پرداختن به فرهنگ نو.
نقد هنرهای تجسمی که از آشنایی با هنرنو، در ۱۳۳۷ آغاز شد و از ۱۳۴۳ مقالات هنری منتشر شده.
جوايز: جايزه فروغ برای روزنامهنگاری سال ۵۴.
جايزه بيژن جلالی برای نقد سال ۱۳۸۲
جایزه آرش جشنواره تیرگان ۲۰۰۸ تورنتو.
سفرهای متعدد به دعوت جشنوارهها و مراکز فرهنگی کشورهای گوناگون برای شعر و قصهخوانی یا سخنرانی.
و سفر به ارمنستان با اتوبوس کذایی!
ایشان در ۸۱ سالگی با حدود ۸۰ کتاب، خود را با فروتنی، نوآموز فرهنگ ایرانزمین مینامد که نوشتن تنها دلخوشی اوست.
بیش از ۳۰ مجموعه شعر -- ۱۲ رمان – ۱۵ مجموعه داستان کوتاه – دهها مجموعه مقاله، شناختنامه، مقدمه بر مجموعههای نقاشی و آثارتجسمی دارد، و تعدادی از کتابهایش، که عبارتند از:
شعر:
فصلی برای تو -- زوبينی بر قلب پایيز -- پرواز درمه -- بر بام بم -- سفرهای ملاح رؤيا -- پوپكانه -- شيداییها -- دری به شادخویی -- شعربلند تأمل -- شعرهای من برای پوپك -- به نسيم صبح فردا -- كلام غايب -- خاطرات ماربی يا -- ترانههای مجوسان -- شاهين اين زمستان -- درگردش بيشههای تابستان -- وطن روی كاغذ -- شعر امروز خیابان -- عاشقانههای جواد مجابی -- سوار قطار فردا -- روزجشن کلمات -- شعر بیست و شش -- دراین اتاقها -- سربر خط عاشقی -- گزینه اشعار جواد مجابی -- هنوز ای وطن! -- روزنامه مرد عزلت گزین -- آسمان مضطرب -- کلاغ جوان -- روزگارکرونایی ما
رمان:
شهربندان -- شب ملخ "شاعر درميدان جنگ"-- موميایی -- باغ گم شده"فردوس مشرقی"-- عبور از باغ قرمز"از قلعه تا سرحد" ج "عبيد باز میگردد" -- برجهای خاموشی -- بنفشههای سراشیب -- لطفا درب را ببنديد"دروازه" -- در اين هوا -- دراین تیمارخانه"در طويله دنيا" -- گفتن در عین نگفتن -- ایالات نیست در جهان
داستان کوتاه:
من و ايوب غروب -- كتيبه -- ديوساران -- قصهی روشن -- از دل به کاغذ -- يادداشتهای آدم پرمدعا -- آقای ذوزنقه -- يادداشتهای بدون تاريخ -- شب نگارهها -- روايت عور -- جونم واست بگه -- بغل کردن دنیا -- عین حب نبات -- بهقول مردم گفتنی -- شوخیهای بیمرز
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۲ مهر زادروز #جواد_مجابی
( زاده ۲۲ مهر ۱۳۱۸ قزوین ) شاعر، نویسنده،
منتقد ادبی و هنرهای تجسمی، نقاش، طنزپرداز
و روزنامهنگار
جواد مجابی فرزند سيداشرف مجابی و عذرا جوادی، دارای ليسانس قضایی و دكترای اقتصاد دانشگاه تهران است. او همچنین هنرجوی رشته مجسمهسازی دانشکده هنرهای زیبا بود که همواره به طراحی نیز میپردازد.
همسر ایشان بانو ناستين "آسيه جوادی" ازدواج در ۹ مهر ۴۳ و فرزندانشان: پوپك، زاده سال ۱۳۵۴- حسين: زاده سال ۱۳۵۳ و برادر: زندهیاد حسین مجابی، هنرمند نقاش است.
جواد مجابی، سابقه كارمندی دادگستری و فرهنگوهنر، از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۷ دارد (بیادعای خدمتگزاری دولت، به علت عدم حضور در اداره) و اخراج از سه شغل در سال ۵۸ و خانهنشینی بیپایانی که مایه آفرینش آثار بسیار شد.
سوابق فرهنگی:
روزنامهنگاری از ۱۵ سالگی در "صدای قزوین" تاکنون.
دبير بخش فرهنگی روزنامه اطلاعات از ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۸.
سردبير دنيای سخن.
از دبيران تكاپو وگردشگری و جنگ. پیشتاز و همکاری با جهاننو، خوشه، فردوسی و روزنامههای نیمه مستقل دهه ۶۰ به بعد.
فعالیت در کانون نویسندگان ایران از ۱۳۴۷.
نقاشی، که از پنج سالگی آغاز شد وهمچنان ادامه دارد.
ادامه شعر از دهه ۳۰.
نوشتن داستان کوتاه و رمان از دهه ۵۰ تاکنون.
ایجاد تعادل شکننده، بین عزلت کافی برای خلق اثر و حضور فعال در جمع معاصران و پرداختن به فرهنگ نو.
نقد هنرهای تجسمی که از آشنایی با هنرنو، در ۱۳۳۷ آغاز شد و از ۱۳۴۳ مقالات هنری منتشر شده.
جوايز: جايزه فروغ برای روزنامهنگاری سال ۵۴.
جايزه بيژن جلالی برای نقد سال ۱۳۸۲
جایزه آرش جشنواره تیرگان ۲۰۰۸ تورنتو.
سفرهای متعدد به دعوت جشنوارهها و مراکز فرهنگی کشورهای گوناگون برای شعر و قصهخوانی یا سخنرانی.
و سفر به ارمنستان با اتوبوس کذایی!
ایشان در ۸۱ سالگی با حدود ۸۰ کتاب، خود را با فروتنی، نوآموز فرهنگ ایرانزمین مینامد که نوشتن تنها دلخوشی اوست.
بیش از ۳۰ مجموعه شعر -- ۱۲ رمان – ۱۵ مجموعه داستان کوتاه – دهها مجموعه مقاله، شناختنامه، مقدمه بر مجموعههای نقاشی و آثارتجسمی دارد، و تعدادی از کتابهایش، که عبارتند از:
شعر:
فصلی برای تو -- زوبينی بر قلب پایيز -- پرواز درمه -- بر بام بم -- سفرهای ملاح رؤيا -- پوپكانه -- شيداییها -- دری به شادخویی -- شعربلند تأمل -- شعرهای من برای پوپك -- به نسيم صبح فردا -- كلام غايب -- خاطرات ماربی يا -- ترانههای مجوسان -- شاهين اين زمستان -- درگردش بيشههای تابستان -- وطن روی كاغذ -- شعر امروز خیابان -- عاشقانههای جواد مجابی -- سوار قطار فردا -- روزجشن کلمات -- شعر بیست و شش -- دراین اتاقها -- سربر خط عاشقی -- گزینه اشعار جواد مجابی -- هنوز ای وطن! -- روزنامه مرد عزلت گزین -- آسمان مضطرب -- کلاغ جوان -- روزگارکرونایی ما
رمان:
شهربندان -- شب ملخ "شاعر درميدان جنگ"-- موميایی -- باغ گم شده"فردوس مشرقی"-- عبور از باغ قرمز"از قلعه تا سرحد" ج "عبيد باز میگردد" -- برجهای خاموشی -- بنفشههای سراشیب -- لطفا درب را ببنديد"دروازه" -- در اين هوا -- دراین تیمارخانه"در طويله دنيا" -- گفتن در عین نگفتن -- ایالات نیست در جهان
داستان کوتاه:
من و ايوب غروب -- كتيبه -- ديوساران -- قصهی روشن -- از دل به کاغذ -- يادداشتهای آدم پرمدعا -- آقای ذوزنقه -- يادداشتهای بدون تاريخ -- شب نگارهها -- روايت عور -- جونم واست بگه -- بغل کردن دنیا -- عین حب نبات -- بهقول مردم گفتنی -- شوخیهای بیمرز
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#عبید_بازمیگردد
#جواد_مجابی
عبید زاکانی، شاعر و طنزپرداز بزرگ ایرانی، اگر نه نخستین کس؛ اما مهمترین طنزپردازی است که هزل را از حوزۀ شعر جدا کرد و به عرصۀ نثر آورد. در ادب سنتی ایران، هزلپردازی یکی از هنرهای شاعری شمرده میشد؛ اگرچه شوخیها را مردم به زبان عامیانه میساختهاند و بسیاری از کتب معتبر تاریخی ـ ادبی چون «محاضرات» و «اغانی» آن شوخیها را با کمی دستکاری ادبی ضبط کردهاند؛ اما به هر حال در شعر فارسی بود که هجو هزل مجال گسترش یافت و به دلیل موزون و مقفیبودنش راحت سر زبانها میافتاد و شهر به شهر و حافظه به حافظه سفر میکرد. دیرگاهی هجو و هزل شاعران درباری ساخته و پرداختۀ ذهن مضمونیاب آنها بود. شاعران مردمگرا از سنایی به بعد شوخیهای عوام را دستمایۀ کارهای ادبی و عرفانی خود کردند. نخستین کسی که به جدی آگاهانه، طنز و طیبت را در نثر مجال خودنمایی داد، سعدی در گلستان است.
عبید با استفاده از تجربۀ سعدی که شوخی را به عالم نثر کشانده بود، با پرهیز از ادبیت مسجع و هوشمندانۀ استاد، کوشید زبان ساده و موجز و مؤثری برای بیان فضای طنزآمیز بیابد. اگر آثار عبید این همه مورد توجه خاص و عام قرار گرفته و او را در قلۀ منحنی طنزپردازان ایران قرار داده است، به دلیل شکل ادبی همهفهمی است که او برای بیان شوخیهایش در فارسی ابداع کرده و با عباراتی نزدیک به زبان محاوره و نثری در منتهای ظرافت و ایجاز خود را در موقعیتی منفرد قرار داده است. او جهان طنز را خوب میشناخت و جهان را پرطنز میدید و با طنز از آن سخن میگفت و ذهنش جز اینگونه بیان و توصیف، راهی دیگر نمیشناخت.
عبید که در هیچ شهری بنا به طبع نقادش نمیتوانست آرام بگیرد و قلم و زبانش را به مصلحت نان و نمک، کور و لال کند، ناگزیر هر روز به جایی رانده شده تا بر اثر حرفهای تند و تیزش باز از آن جای هم رانده شود. در پایان زندگیاش به ماجرای تنعم ایام جوانی و فاقۀ روزگار پیری کنایهای سریع دارد که در پایان آن قطعه چون هر رند عالمسوزی خود را نیز به تازیانۀ نقد بسته و حاصل عمر را هیچ و هدر دیده است.
فهرست مندرجات این کتاب به این شرح است:
کتاب اول: ما بیمرگان، فتحشدگان، انکارناپذیر، جهنمی، غلیواج، مقامات مفقود، گربه و موش، رسالۀ دلگشا و عشّاقنامه.
کتاب دوم: وحوش و طیور، روز بدرشده، فالنامۀ بروج، تعریفات و اخلاقالاشراف.
کتاب سوم: نیشخند ایرانی.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#عبید_بازمیگردد
#جواد_مجابی
عبید زاکانی، شاعر و طنزپرداز بزرگ ایرانی، اگر نه نخستین کس؛ اما مهمترین طنزپردازی است که هزل را از حوزۀ شعر جدا کرد و به عرصۀ نثر آورد. در ادب سنتی ایران، هزلپردازی یکی از هنرهای شاعری شمرده میشد؛ اگرچه شوخیها را مردم به زبان عامیانه میساختهاند و بسیاری از کتب معتبر تاریخی ـ ادبی چون «محاضرات» و «اغانی» آن شوخیها را با کمی دستکاری ادبی ضبط کردهاند؛ اما به هر حال در شعر فارسی بود که هجو هزل مجال گسترش یافت و به دلیل موزون و مقفیبودنش راحت سر زبانها میافتاد و شهر به شهر و حافظه به حافظه سفر میکرد. دیرگاهی هجو و هزل شاعران درباری ساخته و پرداختۀ ذهن مضمونیاب آنها بود. شاعران مردمگرا از سنایی به بعد شوخیهای عوام را دستمایۀ کارهای ادبی و عرفانی خود کردند. نخستین کسی که به جدی آگاهانه، طنز و طیبت را در نثر مجال خودنمایی داد، سعدی در گلستان است.
عبید با استفاده از تجربۀ سعدی که شوخی را به عالم نثر کشانده بود، با پرهیز از ادبیت مسجع و هوشمندانۀ استاد، کوشید زبان ساده و موجز و مؤثری برای بیان فضای طنزآمیز بیابد. اگر آثار عبید این همه مورد توجه خاص و عام قرار گرفته و او را در قلۀ منحنی طنزپردازان ایران قرار داده است، به دلیل شکل ادبی همهفهمی است که او برای بیان شوخیهایش در فارسی ابداع کرده و با عباراتی نزدیک به زبان محاوره و نثری در منتهای ظرافت و ایجاز خود را در موقعیتی منفرد قرار داده است. او جهان طنز را خوب میشناخت و جهان را پرطنز میدید و با طنز از آن سخن میگفت و ذهنش جز اینگونه بیان و توصیف، راهی دیگر نمیشناخت.
عبید که در هیچ شهری بنا به طبع نقادش نمیتوانست آرام بگیرد و قلم و زبانش را به مصلحت نان و نمک، کور و لال کند، ناگزیر هر روز به جایی رانده شده تا بر اثر حرفهای تند و تیزش باز از آن جای هم رانده شود. در پایان زندگیاش به ماجرای تنعم ایام جوانی و فاقۀ روزگار پیری کنایهای سریع دارد که در پایان آن قطعه چون هر رند عالمسوزی خود را نیز به تازیانۀ نقد بسته و حاصل عمر را هیچ و هدر دیده است.
فهرست مندرجات این کتاب به این شرح است:
کتاب اول: ما بیمرگان، فتحشدگان، انکارناپذیر، جهنمی، غلیواج، مقامات مفقود، گربه و موش، رسالۀ دلگشا و عشّاقنامه.
کتاب دوم: وحوش و طیور، روز بدرشده، فالنامۀ بروج، تعریفات و اخلاقالاشراف.
کتاب سوم: نیشخند ایرانی.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity