🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#بابک_بیات
"بابک بیات" در ۱۳۲۵ خورشیدی در تهران زاده شد. با آن که از خردسالی اُنس و الفتی با موسیقی داشت، ولی فراگیری جدی آن را از هفده سالگی آغاز کرد و آشنایی نزدیک با خانواده ی "ایرج جنتی عطایی"، زمینه سازِ روی آوریِ او به موسیقی بوده است.
وی مقدمات موسیقی را به طور خصوصی نزد "میلاد کیانی" و "نصرت زابلی" آموخت و از بیست سالگی در کلاس های شبانه هنرستانِ موسیقی نزد «اِولین و ثمین باغچه بان» استادان برجسته، با مبانی موسیقی علمی و بین المللی آشنا شد و چون صدای خوشی نیز داشت، به گروهِ آوازِ جمعی هنر و سپس به گروهِ آوازِ جمعی اُپرای تهران، وابسته به تالارِ رودکی پیوست که هر دو گروه زیر نظر «اِولینِ باغچه بان» اداره می شد.
"بابک" در حینِ کار و کارآموزی در سازمان اپرا، از جمله در اجرای «اُپرای کاوالیرا روستیكانا»، «ایل تورواتوره» و «اُپرای ایرانی دلاور سهند» آفريده ی "احمد پژمان" شرکت داشته است. اما این نقش های کوچک، "بابک" را راضی نمی ساخت و او به جست وجو و کوشش برای یافتن جایگاهی دیگر و نقشی برجسته تر ادامه داد به ویژه تمایل داشت از آموخته های آهنگ سازی خود نیز بهره بگیرد، از همین روی به قلمروِ ترانه پردازی روی آورد.
در این گرایش، تشویق و حمایت خانواده "جنتی عطایی"، به ویژه ایرج ترانه سرای معروف، نقشی مهم ایفا کرد و این زمانی بود که جامعه ی روشنفکری ایران، از ترانه نیز تعهد و اعتراض می طلبید. ترانه پردازی از سال های نخستین دهه ۱۳۵۰ رنگ و بوی اجتماعی- سیاسی به خود گرفته بود. ترانه سُرایان در زیرِ پوششِ تمثیل های عاشقانه، حرف های دیگری می زدند و پیام های دیگری می دادند. آهنگ سازانِ جوان نیز، به ناگزیر به سوی موسیقی دیگری می رفتند که بتواند بیان و پیام متن ها را تقویت کند.
"اسفندیار منفردزاده" و "واروژان" _ و با فاصله چند سال "بابک بیات"_ از زمره ی این آهنگ سازان بودند که آهنگ هایشان با موجِ ترانه های متعهدانه به راه افتاده بود و انسجامِ لازم را نیز داشت، "بابک" هم با شور و اشتیاق با این موج همراه شد. عمدتاً بر روی شعرهای "ایرج جنتی عطایی" آهنگ می نهاد و ترانه های برخاسته از این پیوند را عمدتاً "داریوش اقبالی" می خواند.
بدیهی است که هم شعرهای برانگیراننده "ایرج" و هم صدای سازگار "داریوش"، "بابک" را نیز برای آهنگ سازی حس و حالی دیگر می بخشید. "بابک" می گوید در کارِ خود از محتوای شعر، پیروی می کرده است. این محتوا گاه، مایه های ایرانی می طلبیده و گاه مایه های غربی را و بعد چند مثال می آورد: (ببینید، «علی کنکوری» را من توی «دشتی» نوشتم ولی برای «بن بست» دیگر نمی توانستم از «شور و دشتی» استفاده کنم، بیشتر موسیقی کلاسیک می خواست. وقتی شعر می گوید: میون این همه کوچه که به هم پیوسته /کوچه قدیمی ما کوچه بن بسته، یک موضوع گسترده تری را مطرح می کند.
#روحشون_شاد_یادشون_گرامی
#فرانک_نازنین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#بابک_بیات
"بابک بیات" در ۱۳۲۵ خورشیدی در تهران زاده شد. با آن که از خردسالی اُنس و الفتی با موسیقی داشت، ولی فراگیری جدی آن را از هفده سالگی آغاز کرد و آشنایی نزدیک با خانواده ی "ایرج جنتی عطایی"، زمینه سازِ روی آوریِ او به موسیقی بوده است.
وی مقدمات موسیقی را به طور خصوصی نزد "میلاد کیانی" و "نصرت زابلی" آموخت و از بیست سالگی در کلاس های شبانه هنرستانِ موسیقی نزد «اِولین و ثمین باغچه بان» استادان برجسته، با مبانی موسیقی علمی و بین المللی آشنا شد و چون صدای خوشی نیز داشت، به گروهِ آوازِ جمعی هنر و سپس به گروهِ آوازِ جمعی اُپرای تهران، وابسته به تالارِ رودکی پیوست که هر دو گروه زیر نظر «اِولینِ باغچه بان» اداره می شد.
"بابک" در حینِ کار و کارآموزی در سازمان اپرا، از جمله در اجرای «اُپرای کاوالیرا روستیكانا»، «ایل تورواتوره» و «اُپرای ایرانی دلاور سهند» آفريده ی "احمد پژمان" شرکت داشته است. اما این نقش های کوچک، "بابک" را راضی نمی ساخت و او به جست وجو و کوشش برای یافتن جایگاهی دیگر و نقشی برجسته تر ادامه داد به ویژه تمایل داشت از آموخته های آهنگ سازی خود نیز بهره بگیرد، از همین روی به قلمروِ ترانه پردازی روی آورد.
در این گرایش، تشویق و حمایت خانواده "جنتی عطایی"، به ویژه ایرج ترانه سرای معروف، نقشی مهم ایفا کرد و این زمانی بود که جامعه ی روشنفکری ایران، از ترانه نیز تعهد و اعتراض می طلبید. ترانه پردازی از سال های نخستین دهه ۱۳۵۰ رنگ و بوی اجتماعی- سیاسی به خود گرفته بود. ترانه سُرایان در زیرِ پوششِ تمثیل های عاشقانه، حرف های دیگری می زدند و پیام های دیگری می دادند. آهنگ سازانِ جوان نیز، به ناگزیر به سوی موسیقی دیگری می رفتند که بتواند بیان و پیام متن ها را تقویت کند.
"اسفندیار منفردزاده" و "واروژان" _ و با فاصله چند سال "بابک بیات"_ از زمره ی این آهنگ سازان بودند که آهنگ هایشان با موجِ ترانه های متعهدانه به راه افتاده بود و انسجامِ لازم را نیز داشت، "بابک" هم با شور و اشتیاق با این موج همراه شد. عمدتاً بر روی شعرهای "ایرج جنتی عطایی" آهنگ می نهاد و ترانه های برخاسته از این پیوند را عمدتاً "داریوش اقبالی" می خواند.
بدیهی است که هم شعرهای برانگیراننده "ایرج" و هم صدای سازگار "داریوش"، "بابک" را نیز برای آهنگ سازی حس و حالی دیگر می بخشید. "بابک" می گوید در کارِ خود از محتوای شعر، پیروی می کرده است. این محتوا گاه، مایه های ایرانی می طلبیده و گاه مایه های غربی را و بعد چند مثال می آورد: (ببینید، «علی کنکوری» را من توی «دشتی» نوشتم ولی برای «بن بست» دیگر نمی توانستم از «شور و دشتی» استفاده کنم، بیشتر موسیقی کلاسیک می خواست. وقتی شعر می گوید: میون این همه کوچه که به هم پیوسته /کوچه قدیمی ما کوچه بن بسته، یک موضوع گسترده تری را مطرح می کند.
#روحشون_شاد_یادشون_گرامی
#فرانک_نازنین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity