🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#ترانه_های_غربی
کاش اینجا بودی نُهمین آلبوم گروه پینک فلوید است و محور اصلی آن، نبودن یک نفر "رهبر و پایه گذار گروه، سید برت" است
سید کسی بود که نقش مهمی در گروه داشت و گروه هرگز نمیخواست بدون او کاری را شروع کند، زیرا او بود که تمام ایدهها را مینوشت. بدون او، هیچ اتفاقی نمیتوانست بیافتد. اما او مدتها بود که گروه را ترک کرده بود.
بهرحال، اعضای گروه به یاد او مشغول ویرایشهای پایانی "کاش اینجا بودی" بودند که یک مرد چاق با ابروان و موهای تراشیده وارد استودیو شد، در دستان او یک کیسه پلاستیکی بود.
راجر او را نشناخت، ریچارد رایت هم هویت او را تشخیص نداد، اما پس از لحظهای متوجه شدند که او سید برت است.
راجر واترز گریهاش گرفت. آن روز برت در کنار آنها نشست و با هم صحبت کردند، ولی استورم تورجرسن طراح جلد آلبوم در این باره میگوید: او واقعاً در بین ما نبود. سید بدون خداحافظی آنجا را ترک کرد و دیگر هیچ یک از اعضای باند او را ندیدند تا سال ۲۰۰۶ که از دنیا رفت.
اما آلبوم "کاش اینجا بودی" سپتامبر ۱۹۷۵ منتشر شد و توانست در صدر چارتهای بیلبورد و آلبومهای بریتانیا قرار بگیرد. فروش آلبوم به گونهای بود که ئیامآی رکوردز که یکی از ناشران آلبوم بود نمیتوانست پاسخگوی تقاضای زیاد مشتریان باشد. و مجله رولینگ استون آن را در بین ۵۰۰ آلبوم برتر همهٔ زمانها قرار داد.
اتفاقا آلبوم جزء آلبومهای مورد علاقه دو عضو پینک فلوید ریچارد رایت و دیوید گیلمور نیز هست. سال ۲۰۱۲ هم مستندی برای این آلبوم ساخته شد که مراحل ساخت آن را نشان میداد.
کاش اینجا بودی دومین آلبوم پینک فلوید است که در آن از زمینههای مفهومی استفاده شده است.این زمینههای مفهومی توسط نوازندهٔ گیتار بیس، خواننده و ترانهسرای گروه راجر واترز ایجاد شده و منعکس کنندهٔ احساس آنها نسبت به سید برت است که برای مدت زیادی از گروه دور بود و اعضای گروه از او بیخبر بودند، کسی که گروه را به دلیل مشکلات روحی و روانی ترک کرد و کمکم به انزوا رفت.
البته، کاش اینجا بودی فقط مربوط به وضعیت سید برت نمیشود و به دوگانگی شخصیت راجر واترز به عنوان یک آرمانخواه هم میپردازد.
Wish You Were Here
Pink Floyd
"کاش اینجا بودی"
So, so you think you can tell
Heaven from hell
Blue skies from pain
Can you tell a green field
From a cold steel rail?
A smile from a veil?
Do you think you can tell?
خب
فکر میکنی میفهمی،
فرق بهشت را از جهنم؟
آبی آسمانها را از عذاب؟
فرقِ دشتی سرسبز را از خط آهنی سرد؟
تبسمی را از نقاب؟
فکر میکنی میفهمی؟!
Did they get you to trade
Your heroes for ghosts?
Hot ashes for trees?
Hot air for a cool breeze?
Cold comfort for change?
Did you exchange
A walk on part in the war
For a lead role in a cage?
کاری کردند که قهرمانهایت را با ارواح معامله کنی؟
(مشتی)خاکستر داغ را با درختان؟
هوای سوزان را با نسیمی خنک؟
تسلایی ناچیز برای تنوع؟
سیاهی لشکر بودن در این جنگ را
به نقش رهبر در قفس فروختی؟!
How I wish, how I wish you were here
چقدر دوست داشتم، چقدر دوست داشتم اینجا بودی!
We're just two lost souls
Swimming in a fish bowl
Year after year
Running over the same old ground
And how we found
The same old fears
Wish you were here
حالا تنها دو روح گمگشتهایم
که در تُنگی سرگردانیم
هرسال و هرسال
در همان راه همیشگی، سگ دو میزنیم
چه به دست آوردیم؟
همان هراسهای همیشگی
کاش اینجا بودی
Songwriters: David Gilmour / Roger Waters
برگردان :#فرشته_عزیز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#ترانه_های_غربی
کاش اینجا بودی نُهمین آلبوم گروه پینک فلوید است و محور اصلی آن، نبودن یک نفر "رهبر و پایه گذار گروه، سید برت" است
سید کسی بود که نقش مهمی در گروه داشت و گروه هرگز نمیخواست بدون او کاری را شروع کند، زیرا او بود که تمام ایدهها را مینوشت. بدون او، هیچ اتفاقی نمیتوانست بیافتد. اما او مدتها بود که گروه را ترک کرده بود.
بهرحال، اعضای گروه به یاد او مشغول ویرایشهای پایانی "کاش اینجا بودی" بودند که یک مرد چاق با ابروان و موهای تراشیده وارد استودیو شد، در دستان او یک کیسه پلاستیکی بود.
راجر او را نشناخت، ریچارد رایت هم هویت او را تشخیص نداد، اما پس از لحظهای متوجه شدند که او سید برت است.
راجر واترز گریهاش گرفت. آن روز برت در کنار آنها نشست و با هم صحبت کردند، ولی استورم تورجرسن طراح جلد آلبوم در این باره میگوید: او واقعاً در بین ما نبود. سید بدون خداحافظی آنجا را ترک کرد و دیگر هیچ یک از اعضای باند او را ندیدند تا سال ۲۰۰۶ که از دنیا رفت.
اما آلبوم "کاش اینجا بودی" سپتامبر ۱۹۷۵ منتشر شد و توانست در صدر چارتهای بیلبورد و آلبومهای بریتانیا قرار بگیرد. فروش آلبوم به گونهای بود که ئیامآی رکوردز که یکی از ناشران آلبوم بود نمیتوانست پاسخگوی تقاضای زیاد مشتریان باشد. و مجله رولینگ استون آن را در بین ۵۰۰ آلبوم برتر همهٔ زمانها قرار داد.
اتفاقا آلبوم جزء آلبومهای مورد علاقه دو عضو پینک فلوید ریچارد رایت و دیوید گیلمور نیز هست. سال ۲۰۱۲ هم مستندی برای این آلبوم ساخته شد که مراحل ساخت آن را نشان میداد.
کاش اینجا بودی دومین آلبوم پینک فلوید است که در آن از زمینههای مفهومی استفاده شده است.این زمینههای مفهومی توسط نوازندهٔ گیتار بیس، خواننده و ترانهسرای گروه راجر واترز ایجاد شده و منعکس کنندهٔ احساس آنها نسبت به سید برت است که برای مدت زیادی از گروه دور بود و اعضای گروه از او بیخبر بودند، کسی که گروه را به دلیل مشکلات روحی و روانی ترک کرد و کمکم به انزوا رفت.
البته، کاش اینجا بودی فقط مربوط به وضعیت سید برت نمیشود و به دوگانگی شخصیت راجر واترز به عنوان یک آرمانخواه هم میپردازد.
Wish You Were Here
Pink Floyd
"کاش اینجا بودی"
So, so you think you can tell
Heaven from hell
Blue skies from pain
Can you tell a green field
From a cold steel rail?
A smile from a veil?
Do you think you can tell?
خب
فکر میکنی میفهمی،
فرق بهشت را از جهنم؟
آبی آسمانها را از عذاب؟
فرقِ دشتی سرسبز را از خط آهنی سرد؟
تبسمی را از نقاب؟
فکر میکنی میفهمی؟!
Did they get you to trade
Your heroes for ghosts?
Hot ashes for trees?
Hot air for a cool breeze?
Cold comfort for change?
Did you exchange
A walk on part in the war
For a lead role in a cage?
کاری کردند که قهرمانهایت را با ارواح معامله کنی؟
(مشتی)خاکستر داغ را با درختان؟
هوای سوزان را با نسیمی خنک؟
تسلایی ناچیز برای تنوع؟
سیاهی لشکر بودن در این جنگ را
به نقش رهبر در قفس فروختی؟!
How I wish, how I wish you were here
چقدر دوست داشتم، چقدر دوست داشتم اینجا بودی!
We're just two lost souls
Swimming in a fish bowl
Year after year
Running over the same old ground
And how we found
The same old fears
Wish you were here
حالا تنها دو روح گمگشتهایم
که در تُنگی سرگردانیم
هرسال و هرسال
در همان راه همیشگی، سگ دو میزنیم
چه به دست آوردیم؟
همان هراسهای همیشگی
کاش اینجا بودی
Songwriters: David Gilmour / Roger Waters
برگردان :#فرشته_عزیز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#ترانه_های_غربی
"ما و اونها _ پینک فلوید"
Us (us, us, us, us) and them (them, them, them, them)
And after all we're only ordinary men
ما و اونها
هرچی که باشه آدمای معمولی هستیم
Me
And you (you, you, you)
God only knows
It's not what we would choose (choose, choose) to do (to do, to do)
من و تو
فقط خدا میدونه این اون چیزی نیست که میخوایم انجام بدیم
Forward he cried from the rear
And the front rank died
And the general sat
And the lines on the map
Moved from side to side
"به پیش!"
از پشت سر داد زد
خط مقدم شکست
ژنرال از پا نشست
خطوط توی نقشه
از اینور به اونور حرکت کرد (مرزها جابجا شد)
Black (black, black, black)
And blue (blue, blue)
And who knows which is which and who is who
سیاه و کبود
کی میدونه کدوم به کدومه و کی به کیه
Up (up, up, up, up)
And down (down, down, down, down)
And in the end it's only round 'n round (round, round, round)
بالا و پایین
آخرش فقط دور باطله و دور باطل
Haven't you heard it's a battle of words
The poster bearer cried
"Listen son", said the man with the gun
There's room for you inside
نشنیدی
این جنگ جملههاست
خبررسان داد زد
گوش کن پسر
مرد تفنگدار گفت
داخل، جا واسهت هست
"I mean, they're not gonna kill ya
So if you give 'em a quick short, sharp, shock
They won't do it again. Dig it?
I mean he get off lightly, 'cause I would've given him a thrashing
I only hit him once! It was only a difference of opinion, but really
I mean good manners don't cost nothing do they, eh?"
خب منظورم اینه که اونا مث بقیه میکشنت، اگه بهشون یه تلنگر تند و تیز ریز بزنی، دیگه این کارو نمیکنن.
قبول داری؟ منظورم اینه اون سبک سری رو ول کرد چون من میتونستم کتک کاریش کنم اما فقط یه بار زدمش.
مسئله فرق بین کار درست و غلطه، نیست؟ منظورم اینه که کار درست بی ثمر نیست، اینطور نیست؟ ها؟
Down (down, down, down, down)
And out (out, out, out, out)
It can't be helped that there's a lot of it about
شکست بی برو برگرده
هیچ کاریش هم نمیشه کرد، ولی خیلی کارا میشه کرد
With (with, with, with), without
And who'll deny it's what the fighting's all about?
با ، بی
کی منکرشه که جنگ همش سر همینه
Out of the way
It's a busy day
I've got things on my mind
For the want of the price
Of tea and a slice
The old man died
تمام روز یهریز
ذهنم مشغول یه چیزایی بود
مردای (بی ادعای) قدیم
واسه یه چایی و یه لقمه مردن
Songwriters: Richard William Wright / George Roger Waters
برگردان :#فرشته_عزیز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#ترانه_های_غربی
"ما و اونها _ پینک فلوید"
Us (us, us, us, us) and them (them, them, them, them)
And after all we're only ordinary men
ما و اونها
هرچی که باشه آدمای معمولی هستیم
Me
And you (you, you, you)
God only knows
It's not what we would choose (choose, choose) to do (to do, to do)
من و تو
فقط خدا میدونه این اون چیزی نیست که میخوایم انجام بدیم
Forward he cried from the rear
And the front rank died
And the general sat
And the lines on the map
Moved from side to side
"به پیش!"
از پشت سر داد زد
خط مقدم شکست
ژنرال از پا نشست
خطوط توی نقشه
از اینور به اونور حرکت کرد (مرزها جابجا شد)
Black (black, black, black)
And blue (blue, blue)
And who knows which is which and who is who
سیاه و کبود
کی میدونه کدوم به کدومه و کی به کیه
Up (up, up, up, up)
And down (down, down, down, down)
And in the end it's only round 'n round (round, round, round)
بالا و پایین
آخرش فقط دور باطله و دور باطل
Haven't you heard it's a battle of words
The poster bearer cried
"Listen son", said the man with the gun
There's room for you inside
نشنیدی
این جنگ جملههاست
خبررسان داد زد
گوش کن پسر
مرد تفنگدار گفت
داخل، جا واسهت هست
"I mean, they're not gonna kill ya
So if you give 'em a quick short, sharp, shock
They won't do it again. Dig it?
I mean he get off lightly, 'cause I would've given him a thrashing
I only hit him once! It was only a difference of opinion, but really
I mean good manners don't cost nothing do they, eh?"
خب منظورم اینه که اونا مث بقیه میکشنت، اگه بهشون یه تلنگر تند و تیز ریز بزنی، دیگه این کارو نمیکنن.
قبول داری؟ منظورم اینه اون سبک سری رو ول کرد چون من میتونستم کتک کاریش کنم اما فقط یه بار زدمش.
مسئله فرق بین کار درست و غلطه، نیست؟ منظورم اینه که کار درست بی ثمر نیست، اینطور نیست؟ ها؟
Down (down, down, down, down)
And out (out, out, out, out)
It can't be helped that there's a lot of it about
شکست بی برو برگرده
هیچ کاریش هم نمیشه کرد، ولی خیلی کارا میشه کرد
With (with, with, with), without
And who'll deny it's what the fighting's all about?
با ، بی
کی منکرشه که جنگ همش سر همینه
Out of the way
It's a busy day
I've got things on my mind
For the want of the price
Of tea and a slice
The old man died
تمام روز یهریز
ذهنم مشغول یه چیزایی بود
مردای (بی ادعای) قدیم
واسه یه چایی و یه لقمه مردن
Songwriters: Richard William Wright / George Roger Waters
برگردان :#فرشته_عزیز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#زادروز
#جبران_خلیل_جبران
"فرازی از کتاب پیامبر و دیوانه"
پاکان از بالاترین مرتبهای که در یکایک شما هست برتر نمیروند، پس ناپاکان هم نمیتوانند از پایینترین مرتبهای که در شماست فروتر بیافتند
آنگاه که یکی از شما از پای میافتند، افتادنش زنهاری ست از برای آنان که از پشت سر میآیند تا پایشان به سنگ گیر نکند و پیش رفتگان را، که چرا سنگ را برنداشتند _ پاک دستان دستشان به گناه ناپاکان آلوده است_ چه بگویم درباره این کسان جز اینکه آنان هم در آفتاب ایستادهاند اما پشت به خورشید دارند و فقط سایهی خود را میبینند، لنگانی که از رقاصان بیزارند _ آن کس که اخلاقش را همچون فاخرترین جامهاش میپوشد بهتر است برهنه باشد_
بی گمان میوه نمیتواند به ریشه بگوید مانند من رسیده و پر آب باش و همیشه از مایهی خود ببخش ، از برای میوه بخشیدن نیاز است چنان که گرفتن هم نیاز ریشه است.
با خرد و هوس خود چنان رفتار کنید که با دو مهمان گرامی در خانه خود رفتار میکنید.
و... مردن چیست مگر برهنه ایستادن در باد و آب شدن در آفتاب.
#جبران_جلیل_جبران
#دفتر_شعر_جهان
«نی را به من بده»
نی را به من بده و آوازی سر ده و قیل و قال را به دست فراموشی بسپار
به راستی سخن گفتن کار بیهوده ای است ؛ پس کردارت را به من نشان بده
آیا تو نیز مانند من کاخهای باشکوه را رها کرده و در جنگل سکنی گزیده ای؟
و پا به پای جویباران قدم زده و از صخره ها بالا رفته ای؟
آیا با عطر، خود را شستشو داده و با نور (خورشید) خشک نموده ای؟
و از جامهای اثیری شراب سپیده دمان را نوشیده ای؟
آیا چون من، عصرگاهان در میان تاکستان نشسته ای؟
در حالی که خوشه های انگور همچون چلچراغهایی طلایی رنگ، آویزان شده باشند
خوشه هایی که چون چشمه ساران، کام تشنگان را سیراب می سازند و برای گرسنگان، طعامی لذیذ هستند
در حالی که هم شهد هستند و هم عطر، و برای هر که بخواهد، شراب
آیا شبانگاه، چمن را بستر و فضای بیکران را لحاف و روانداز خویش ساخته ای؟
در حالی که گذشته را فراموش کرده و نسبت به آینده بی تفاوت باشی
در آن حال، آرامش شب دریایی است که صدای امواج آن در گوشت می پیچد
و در سینه ی شب قلبی وجود دارد که در بستر تو می تپد
نی را به من بده و آواز بخوان و درد و درمان را فراموش کن
به راستی که مردم چون سطرهایی هستند که با آب نوشته شده اند
ای کاش می دانستم در شلوغی و هیاهوی مردمان چه سودی نهفته است؟
و در بحث و جدل و غوغا و اعتراض و قهر چه نفعی وجود دارد ؟
همه ی اینها چون لانه های موشهای کور و تارهای عنکبوت (سست و پست و بی ارزش) هستند
کسی که با ناتوانی زندگی می کند در حقیقت مرگی تدریجی دارد
#جبران_خلیل_جبران
برگردان :#فرشته_عزیز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#زادروز
#جبران_خلیل_جبران
"فرازی از کتاب پیامبر و دیوانه"
پاکان از بالاترین مرتبهای که در یکایک شما هست برتر نمیروند، پس ناپاکان هم نمیتوانند از پایینترین مرتبهای که در شماست فروتر بیافتند
آنگاه که یکی از شما از پای میافتند، افتادنش زنهاری ست از برای آنان که از پشت سر میآیند تا پایشان به سنگ گیر نکند و پیش رفتگان را، که چرا سنگ را برنداشتند _ پاک دستان دستشان به گناه ناپاکان آلوده است_ چه بگویم درباره این کسان جز اینکه آنان هم در آفتاب ایستادهاند اما پشت به خورشید دارند و فقط سایهی خود را میبینند، لنگانی که از رقاصان بیزارند _ آن کس که اخلاقش را همچون فاخرترین جامهاش میپوشد بهتر است برهنه باشد_
بی گمان میوه نمیتواند به ریشه بگوید مانند من رسیده و پر آب باش و همیشه از مایهی خود ببخش ، از برای میوه بخشیدن نیاز است چنان که گرفتن هم نیاز ریشه است.
با خرد و هوس خود چنان رفتار کنید که با دو مهمان گرامی در خانه خود رفتار میکنید.
و... مردن چیست مگر برهنه ایستادن در باد و آب شدن در آفتاب.
#جبران_جلیل_جبران
#دفتر_شعر_جهان
«نی را به من بده»
نی را به من بده و آوازی سر ده و قیل و قال را به دست فراموشی بسپار
به راستی سخن گفتن کار بیهوده ای است ؛ پس کردارت را به من نشان بده
آیا تو نیز مانند من کاخهای باشکوه را رها کرده و در جنگل سکنی گزیده ای؟
و پا به پای جویباران قدم زده و از صخره ها بالا رفته ای؟
آیا با عطر، خود را شستشو داده و با نور (خورشید) خشک نموده ای؟
و از جامهای اثیری شراب سپیده دمان را نوشیده ای؟
آیا چون من، عصرگاهان در میان تاکستان نشسته ای؟
در حالی که خوشه های انگور همچون چلچراغهایی طلایی رنگ، آویزان شده باشند
خوشه هایی که چون چشمه ساران، کام تشنگان را سیراب می سازند و برای گرسنگان، طعامی لذیذ هستند
در حالی که هم شهد هستند و هم عطر، و برای هر که بخواهد، شراب
آیا شبانگاه، چمن را بستر و فضای بیکران را لحاف و روانداز خویش ساخته ای؟
در حالی که گذشته را فراموش کرده و نسبت به آینده بی تفاوت باشی
در آن حال، آرامش شب دریایی است که صدای امواج آن در گوشت می پیچد
و در سینه ی شب قلبی وجود دارد که در بستر تو می تپد
نی را به من بده و آواز بخوان و درد و درمان را فراموش کن
به راستی که مردم چون سطرهایی هستند که با آب نوشته شده اند
ای کاش می دانستم در شلوغی و هیاهوی مردمان چه سودی نهفته است؟
و در بحث و جدل و غوغا و اعتراض و قهر چه نفعی وجود دارد ؟
همه ی اینها چون لانه های موشهای کور و تارهای عنکبوت (سست و پست و بی ارزش) هستند
کسی که با ناتوانی زندگی می کند در حقیقت مرگی تدریجی دارد
#جبران_خلیل_جبران
برگردان :#فرشته_عزیز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity