🔴#دفتر_شعر_جهان

افتاده بود بر بالشی خونی
گردن طلایی زنی سفید پوست
بیداد می کرد خورشید در موهایش،
زبان می کشید بر ران های بلند و روشنش ،
و زانو می زد پیش پستان های قهوه ای رنگش ،
که هنوز رنگ بارداری و زایمان بر خود ندیده بود.

کنارش مرد سیاه پوستی افتاده بود
چشمان و پیشانی اش له شده در زیر سم اسبان
دو انگشت کثیف پای چپ اش
فرو رفته به گوش سفید و کوچک زن
زن اما آنجا چون عروسی خوابیده بود
بر درگاه نشاط اولین عشقش
که مانند بسیاری از معراج ها
آلوده بود به خون گرم و جوان.

تا اینکه چاقو را به گلوی سفیدش فرو کردند
و حفاظی ارغوانی از خون مرده
به دور کفل هایش کشیده شد.

گوتفرید بن
۲ می ۱۸۸۶ - ۷ ژوئیه ۱۹۵۶
نویسنده و شاعر آلمانی
برگردان: فرشته وزیری نسب
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#شیر_کو_بیکس
۲ می۱۹۴۰ سلیمانیه - ۴ آگوست ۲۰۱۳ سوئد
#دفتر_شعر_جهان

از میان نوشته‌ها، سروده‌ها و داستان‌های کردی و از میان شاعران گذشته کردستان چون احمد خانی، نالی، مولوی کرد و مستوره اردلان به شاعری برمی‌خوریم که همچون معاصرانش عبدالله پشیو، هژار و هیمن نوازشگر روح کردستان و ادبیات جهان است.

شیرکو بیکس شاعر معاصر کرد و برنده جایزه انجمن قلم سوئد(کورت توخولسکی)
کسی که ضرورت تحول و نوگرایی در شعر کردی را درک کرد و با خلق آثاری ناب ادبیات کردی را وارد مرحله نوینی کرد و توانست شعر کردی را به مرزهای تازه‌ای از ادبیات جهانی برساند.

شیرکو در خانواده‌ای مبارز در سلیمانیه به دنیا آمد و مانند پدر شاعرش فائق، بارها به جمع مبارزان علیه حکومت (صدام) پیوست.
او عضو کانون نویسندگان کردستان و سوئد و نماینده پارلمان کردستان بود.
چندی نیز در مسند وزارت فرهنگ خدمت کرد. اما بخاطر نقض دمکراسی و حقوق بشر تاب نیاورد و استعفا داد و با تشکیل نهادهای مدنی و موسسات انتشاراتی تحول و نوگرایی را در کردستان گسترش داد.

از شیرکو ۳۸ دفتر شعر منتشر شده که به بسیاری از زبان‌های دنیا ترجمه شده است و در کتاب‌های آموزشی چند کشور از جمله آمریکا و کانادا برای تدریس گنجانده شده است.

شیرکوه در وصیت نامه‌اش می‌خواهد که برای او اشک نریزند و به جای آن موسیقی بنوازند و نیز می‌خواهد که در جوار یادمان شهدای ۱۹۶۳ سلیمانیه به خاکش بسپارند. او در دفتر شعر «بوسه‌های شیرین» مرگ خویش را با تولد چند شعر زیبا این‌چنین توصیف می‌کند:

"کبک به هنگامه مردن
چند نغمه به جای می‌گذارد
بر کوهستان....

زنبور به هنگامه مردن
چند بوسه شیرین
به یادگار
برای باغ

طاووس...
چند پر رنگارنگ
برای گلدان

و آهو....
مُشکی

و آنگاه که من مردم
برای شما و کردستان
چند قطعه شعر ظریف و زیبا
به یادگار خواهم گذاشت"
عربی بنویس

پس از فاجعه حلبچه
شکایتی بلند بالا
نوشتم از برای خدا
آن را پیش از هر کس
نزد درختی خواندم
درخت گریست
در همان حوالی پرندە‌ای نامه‌بر گفت:
آنکه پیغامت رساند کیست؟
اگر امید در من بستی که ببرم
به عرش خدا نرسم من

شب هنگام
فرشته‌ی سیاهپوش شعرم گفت:
غمت مباد
من می‌رسانمش تا بالا تا عرش
اما قولت نمی‌دهم
که جواب نامه را بگیرم
خدای بزرگ را که می‌بیند؟
تو خودت می‌دانی
گفتم : سپاس
حالا تو بپر
فرشته الهام پرید
و با خود برد دادنامه‌ام را

روز دگر که بازگشت
دبیر درجه چهار بارگاه خدا
عبید نام
پایین دادنامه‌ام به عربی نوشته بود:
عربی بنویس احمق
اینجا کسی کُردی نمی‌داند
به دست خدا نمی‌رسد

#شیرکو_بیکس
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#دفتر_شعر_جهان

"شعری در وصف فضای اختناقی دوران ستم"

بعد از این بر وطن و بوم و برش باید رید
به چنین مجلس و بر کر و فرش باید رید
به حقیقت در عدل ار در این بام و بر است
به چنین عدل و به دیوار و درش باید رید
آن‌که بگرفته از او تا کمر ایران گه
به مکافات الا تا کمرش باید رید
پدر ملت ایران اگر این بی پدر است
به چنین ملت و گور پدرش باید رید
به مدرس نتوان کرد جسارت اما
آن‌قدر هست که بر ریش خرش باید رید
این حرارت که به خود احمد آذر دارد
تا که خاموش شود بر شررش باید رید
شفق سرخ نوشت آصف کرمانی مرد
غفرالله کنون بر اثرش باید رید
آن دهستانی تحمیلی بی مدرک لر
از نوک پاش الی فرق سرش باید رید
گر ندارد ضرر و نفع مشیرالدوله
بهر این ملک به نفع و ضررش باید رید
گر رَود موتمن‌الملک به مجلس گاهی
احتراماً به سر رهگذرش باید رید

میرزاده عشقی همدانی
۲۰ آذر ۱۲۷۳ همدان - ۱۲ تیر ۱۳۰۳ تهران
شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و نمایشنامه نویس دوران مشروطیّت که توسط عوامل نظمیه ترور شد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#زادروز

#جبران_خلیل_جبران

"فرازی از کتاب پیامبر و دیوانه"

پاکان از بالاترین مرتبه‌ای که در یکایک شما هست برتر نمی‌روند، پس ناپاکان هم نمی‌توانند از پایینترین مرتبه‌ای که در شماست فروتر بیافتند
آنگاه که یکی از شما از پای می‌افتند، افتادنش زنهاری ست از برای آنان که از پشت سر می‌آیند تا پایشان به سنگ گیر نکند و پیش رفتگان را، که چرا سنگ را برنداشتند _ پاک دستان دستشان به گناه ناپاکان آلوده است_ چه بگویم درباره این کسان جز اینکه آنان هم در آفتاب ایستاده‌اند اما پشت به خورشید دارند و فقط سایه‌ی خود را می‌بینند، لنگانی که از رقاصان بیزارند _ آن کس که اخلاقش را همچون فاخرترین جامه‌اش می‌پوشد بهتر است برهنه باشد_
بی گمان میوه نمی‌تواند به ریشه بگوید مانند من رسیده و پر آب باش و همیشه از مایه‌ی خود ببخش ، از برای میوه بخشیدن نیاز است چنان که گرفتن هم نیاز ریشه است.

با خرد و هوس خود چنان رفتار کنید که با دو مهمان گرامی در خانه خود رفتار می‌کنید.

و... مردن چیست مگر برهنه ایستادن در باد و آب شدن در آفتاب.

#جبران_جلیل_جبران

#دفتر_شعر_جهان

«نی را به من بده»

نی را به من بده و آوازی سر ده و قیل و قال را به دست فراموشی بسپار
به راستی سخن گفتن کار بیهوده ای است ؛ پس کردارت را به من نشان بده
آیا تو نیز مانند من کاخهای باشکوه را رها کرده و در جنگل سکنی گزیده ای؟
و پا به پای جویباران قدم زده و از صخره ها بالا رفته ای؟
آیا با عطر، خود را شستشو داده و با نور (خورشید) خشک نموده ای؟
و از جامهای اثیری شراب سپیده دمان را نوشیده ای؟
آیا چون من، عصرگاهان در میان تاکستان نشسته ای؟
در حالی که خوشه های انگور همچون چلچراغهایی طلایی رنگ، آویزان شده باشند
خوشه هایی که چون چشمه ساران، کام تشنگان را سیراب می سازند و برای گرسنگان، طعامی لذیذ هستند
در حالی که هم شهد هستند و هم عطر، و برای هر که بخواهد، شراب
آیا شبانگاه، چمن را بستر و فضای بیکران را لحاف و روانداز خویش ساخته ای؟
در حالی که گذشته را فراموش کرده و نسبت به آینده بی تفاوت باشی
در آن حال، آرامش شب دریایی است که صدای امواج آن در گوشت می پیچد
و در سینه ی شب قلبی وجود دارد که در بستر تو می تپد

نی را به من بده و آواز بخوان و درد و درمان را فراموش کن
به راستی که مردم چون سطرهایی هستند که با آب نوشته شده اند
ای کاش می دانستم در شلوغی و هیاهوی مردمان چه سودی نهفته است؟
و در بحث و جدل و غوغا و اعتراض و قهر چه نفعی وجود دارد ؟
همه ی اینها چون لانه های موشهای کور و تارهای عنکبوت (سست و پست و بی ارزش) هستند
کسی که با ناتوانی زندگی می کند در حقیقت مرگی تدریجی دارد

#جبران_خلیل_جبران
برگردان :#فرشته_عزیز

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity